ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 21 از 602 نخست ... 111617181920212223242526314171121521 ... آخرین
نمایش نتایج: از 301 به 315 از 9023
  1. #301
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    تاحالا فکر کردی؟

    تا حالا به این فکر کردی که وقتی برق نیست دکل های برق چی کار میکنن؟ .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
  2. #302
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    یکی بود یکی نبود
    زیر گنبد کبود ....



    روزی روزگاری یه بره ی خوشگل توپولی و ناز نازی از بس که شیطونی کرده بود و بالا و پایین پریده بود از زور تشنگی رفت توی دل کوه تا آب بخوره، رفت و رفت تا رسید به یه چشمه و شروع کرد ازش آب خوردن.



    همینطور که داشت آب میخورد، یه دفعه سرو کله ی یه گرگ گرسنه و خسته پیدا شد. گرگه تا بره رو دید به خودش گفت: آخ جون... شام امشب هم جور شد. اومد لب چشمه و شروع کرد به آب خوردن. بعد یه دفعه سر بره داد کشید و گفت: آهای بره چه طور جرات میگنی آبی که من دارم ازش میخورم رو گل آلود کنی؟



    بره گفت: مععععععععععععع.... به خدا من همچین کاری نکردم. من دارم 20 متر پایین تر از تو آب میخورم. چه طور میتونم آب تو رو گل آلود کنم ؟



    گرگه که دید این بهونه ی خوبی برای راه انداختن یه دعوا نبود، یه ذره من من کرد و دنبال یه بهونه ی دیگه گشت و آخرش گفت: آهای بره، کلاغ ها برام خبرآوردن که تو پارسال به من فحش دادی و ناسزا گفتی، آره ؟ چه طور جرات کردی؟



    بره دوباره گفت: مععععععععععع... من؟ من اصلا 2 ماهمه، هنوز شیر میخورم، چه طور میتونم یه سال پیش به تو فحش داده باشم؟



    گرگه که دید باز هم تیرش به سنگ خورده، بازم کم نیاورد و گفت: خوب حالا تو نبودی داداشت بوده.



    بره گفت: مععععععععععععع... من اصلا داداش ندارم.



    گرگه گفت: خوب... داداش نداری........ من چه میدونم، بالاخره یکی از فک و فامیلای تو بوده دیگه حالا من تو رو میخورم تا دیگه کسی جرئت نکنه به من فحش بده.



    ...بعد هم بره رو برد تو جنگل و یه لقمه ی چپش کرد.



    نکته های آموزنده ی این قصه:




    1- همیشه و همه جا کسایی هستند که با بهونه های الکی مردم رو به ستوه می آرن. کسایی که هر وقت در جواب بهونه هاشون، حرف حق رو بشنون دنبال یه بهونه جدید میگردن و آخر سرهم وقتی تاب و تحملشون به سر رسید، دست به خشونت میزنن.... خدایا، به حق این شب عزیز ما را از همه ی این جور آدما مصون بدار. الهی آمین!!!!!!!!



    2- تکبیر!



    3- حالا اگه یه صلوات هم بفرستین دیگه منبرم کامل میشه!



    4- گرگه بره رو برد توی جنگل، فقط و فقط به خاطر اینکه بخوردش. همین و بس. دنبال هیچ نکته منکراتی هم نگردین.



    5- ما از این قصه نتیجه میگیریم که نویسنده ی این قصه ها ایرانی و هندی نیست، چون اصولا در آخر قصه های ایرانی وهندی بیشتر وقتا همه چیز به خوبی و خوشی و احتمالا ازدواج به پایان میرسه.



    6- بره های عزیز توجه داشته باشین که هیچ وقت بی مامانتون جایی نرین و دست مامانتون رو تو کوچه ول نکنین، که اونوقت گرگه میاد میخوردتون.



    7- ولی باز هم به نظر من گرگه خیلی متمدن بوده که دنبال بهونه گشته تا بره رو بخوره. تو این دوره برای انجام بعضی از کارها مردم دیگه دنبال بهونه نمیگردن. هرکاری دلشون میخواد میکنن.خوشم میاد که گرگه هم کم نیاورد!فکر کنم گرگه یه رگه هاییش به اصفهانیا برمیگشت!




    8- توصیه های ایمنی در مورد مصرف مایعات رو هم که تو قصه های قبلی خدمت شریفتون عرض کردم! مطمئنا اگه این بر ه ی کوچولوی قصه ما رو گرگه نمی خورد، فردا صبح یه کتک سیر سر خیس کردن رختخوابش از مامانش میخورد.



    9- به مناسبت درگذشت مرحوم ببعی مجلس ختمی فردا صبح از ساعت 8 الی 10 بر سر مذار آن عزیز از دست رفته برگزار میشه، لذا از کلیه ببعی های محترم دعوت میشه با حضور در اون مجلس روح اون مرحوم رو شاد و مایه تسلی خاطر بازماندگان شوند.
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  3. #303
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    چهل كاري كه خانوما نمي تونن انجامش بدن !

    1- چيزي در مورد ماشين فهميدن ، البته به جز رنگش
    2- درك مضمون اصلي يك فيلم هنري
    3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگي كردن
    4- بلند كردن چيزي
    5- پرتاب كردن
    6- پارك كردن
    7- خواندن نقشه
    8- دزدي كردن از بانك
    9- آرام و ساكت جايي نشستن
    10- بيليارد بازي كردن
    11- پول شام رو حساب كردن
    12- مشاجره كردن بدون داد كشيدن
    13- مواخذه شدن بدون اينكه گريه كنن
    14- رد شدن از جلوي مغازه كفش فروشي
    15- نظر ندادن در مورد لباس يك غريبه
    16- كمتر از بيست دقيقه داخل يك دستشويي بودن
    17- دنده ماشين را با انگشت عوض كردن
    18- راه انداختن درست يك ويدئو
    19- تماشاي يك فيلم جنگي
    20- انتخاب سريع يك فيلم
    21- ايستاده جيش كردن
    22- نديدن فيلم هندي
    23- غيبت نكردن
    24- فحش ناموسي دادن
    25- نرقصيدن موقع شنيدن يك آهنگ شاد
    26- آرايش نكردن
    27- لاك نزدن
    28- صحبت نكردن وقتي كه بايد ساكت باشن
    29- سيگار برگ و يا چپق كشيدن
    30- درك كردن شوهر وقتي اعصابش خورده
    31- گريه كردن بدون آبريزش بيني
    *32- غذا پختن بدون تماشاي تلويزيون
    33- تماشاي اخبار و خوندن روزنامه
    34- نق نزدن
    35- لگد زدن
    36- از سن بيست و پنج سالگي رد شدن
    37- اخ تف كردن
    39- خواستگاري رفتن
    40- موارد بالا رو قبول كردن …

    شما هم اگه چيزي به نظرتون ميرسه خجالت نكشيد، اضافه كنيد !
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  4. #304
    mahtab571372
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    کوچه های تنهایی!
    نوشته ها
    3,300
    516
    48

    پیش فرض

    جدی نگیرید.
    50 راه بازی با اعصاب دیگران!
    1-روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن.
    2-سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زودتر راه بیفتند.
    3-وقتی می خواین برین دست به اب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین.
    4-وقتی از کسی ادرسی می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین.
    5-کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیب هاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید.
    6-همسرتون رو با اسم همسر قبلی تون صدا بزنید.
    7-جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنید.
    8-در اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت 50 کیلومتر در ساعت حرکت کنین.
    9-وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین.
    10-از بستنی فروش بخواین که اسم 54 نوع بستنی رو براتون بگه.
    11-در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین.
    12-به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین.
    13-وقتی از اسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین.

    14-وقتی با بچه ها بازی فکری میکنین سعی کنین از اونها ببرین.
    15-موقع ناهار توی یه جمع جزئیات تهوع و استفراغی که چند روز پیش داشتین با اب و تاب تعریف کنین.
    16-ایده های دیگران را به اسم خودتون به کار ببرین.
    17-بوتیک چی رو وادار کنید 60 رنگ و نوع مختلف از پیراهن هاشو باز کنه و نشونتون بده بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین.
    18-شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین.
    19-اگر سر دوستتون طاسه مرتب از ارایشگرتون تعریف کنین.
    20-وقتی کسی لباس تازه میخره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته.
    21-صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین.
    22-روی ماشینتون بوق های شیپوری نصب کنین.
    23-وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده.
    24-وقتی کسی در جمعی جوک تعریف میکنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود.
    25-چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یاداوری کنین
    26-بادکنک بچه ها رو بترکونین.
    27-مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران رو گوش زد کنین و بهشون بخندین.
    28-وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش میاد.
    29-بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین.
    30-کلید اپارتمان طبقه سیزدهمتون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در اپارتمان رسیدین یادتون بیاد.
    31-ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین.
    32-توی کنسرت های موسیقی بزرگ و هنری بی موقع دست بزنین.
    33-ادامس جویده شده تون رو توی دستکش دوستتون جا بذارین
    34-حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قندون بذارین
    35-نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین.
    36-دوستتون رو که پاش تو گچه به فوتبال بازی دعوت کنین.
    37-عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین
    38-پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که 5 دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل 270 درجه در جهات مختلف بچرخونین.
    39-با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبرویش رو که اون طرف خیابونه بپرسین.
    40-شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین.
    41-موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین.
    42-توی ظرفهای اجیل فقط پسته و فندق دهان بسته بذارین.
    43-60 بار به پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین.
    44-توی روزهای بارونی با ماشینتون باسرعت از وسط ابهای جمع شده رد بشین.
    45-توی جای کارت دستگاه های عابر بانک چوب کبریت فرو کنین.
    46-جای برچسب های قرمز و ابی شیزهای اب توالت هتلها رو عوض کنین.
    47-یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین.
    48-توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار سالتون بخواین که هرچی شعر بلده بخونه.
    49-چراغ توالتی رو که کسی توشه و کلید چراغش بیرونه خاموش کنن.
    50-ورقهای جزوه 300 صفحه ای دوستتون رو که ازش گرفتین زیراکس کنین قاطی پاتی بذارین یا برهم بزنین بعد بهش پس بدین.
    دلت که تنگِ یک نفر باشد...
    خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی
    فایده ندارد......!
  5. #305
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط gharibe
    آموزش دختر بازي
    خيلي*ها هستند كه چون بي*تجربه*اند وقتي به دختري مي*رسند دست و پاشونو گم مي*كنند. در بعضي موارد حتي با تجربه*هاش هم مي*مونند چيكار بايد بكنند تا به هدفشون برسند. ارتباط با دخترها هميشه بايد حساب شده باشه چون جنس لطيف اونقدرها هم وفادار نيست. خوب حالا براي تازه كارها كمي جملات آموزشي مي*نويسم. اميدوارم به دردتون بخوره:
    1.در اين مرحله شما مشاهده مي*كنيد كه از آن سر كوچه يك دختر ناز و به شدت خوشگل نزديک ميشود. شما بايد دستي به سر و روي خود كشيده و خود را كاملا مرتب كنيد. حال خود را در جستجوي چيزي نشان بدهيد و تمام سوراخ سنبه*هاي اطراف را بگرديد. دختر به نزديكي شما ميرسد،صداي خود را صاف كنيد. بخاطر داشته باشيد بسيار خود را مؤدب جلوه بدهيد. منتظر باشيد و تا دختر به كنار شما رسيد ناگهان بگوييد: خيلي عذر ميخوام. ببخشيد يك لحظه ... دختر مي*ايستد و به شما نگاهي انداخته ميگويد: بله، بفرماييد. شما ميگوييد: شرمنده من سر راه شما يك چيزي گم كردم. ميخواستم ببينم شما نديدينش؟او ميگويد: چي گم كرديد؟ شما ناگهان صداي خود را بالا برده و مي*گوييد: قلبمو.
    2.با ماشين تو خيابونها چرخ ميزنيد. در كوچه*اي خلوت با دختري زيبا مواجه مي*شويد. حال بايد ماشين را كنار او نگه داشته، شيشه را پايين بكشيد(فقط شيشه را پايين بکشيد) و بگوييد: خانم من لولو خورخوره*ام. اگر سوار نشي ميخورمت. كه در اينجا دو حالت پيش ميايد: يا سوار ميشود كه هيچ (کار تمام است حال هرچه را دوست داريد پايين بکشيد) و اگر سوار نشد به شما اجازه خوردنش را داده است.(براي خوردن از سس کچاپ استفاده کنيد چون همينجوري خيلي بدمزه هستند)
    3. ساده ترين متلك به يك دختر اين است: خانم مكان هست تشريف مياريد؟ كه بطور مختصر و مفيد منظور رسانيده مي*شود.(البته اين مرحله مخصوص حرفه اي ها است، ولي شما تازه کارها نيز مي توانيد با چيدن کمي مقدمه به مقصود شوم خود برسيد)
    4.سريالهاي تلويزيوني هميشه سرشار از تکه كلامهايي هستند كه بهترين سوژه براي متلك گويي را شامل ميشوند. مثلا اين جمله:دود اگزوزت H2O هواي ماست. يا وقتي خواستيد به دختري شماره تلفن بدهيد و او نگرفت، ميتوانيد بگوييد: تو غلط مييييييييکني.
    5.وقتي با دوست خود قرار داريد هيچوقت ادب و نزاكت را ترک نكنيد. مثلاً تف نكنيد يا دماغ خود را نگيريد و يا اگر مجبور بوديد اينكار را با دستمال كاغذي انجام ندهيد. مثلا اگر گربه اي را ديديد، لنگه كفش خود را در نياورده و به طرفش پرت نكنيد. لطفا از زدن آروغ جدا خودداري فرماييد.
    6. ديگر لازم نيست گفته شود كه بهترين بهانه براي دوست شدن با دختري در دانشگاه گرفتن جزوه از اوست. در ابتدا بايد از دختري خوشتان بيايد و بعد اين نكته يادتان باشد در هنگام درخواست جزوه روي اين مساله تاكيد كنيد كه شما اول از تمام پسرهاي كلاس جزوه خواستيد و هيچكس جزوه*اش كامل نبوده. در بعضي موارد اگر طرف شما گفت كه جزوه او هم كامل نيست فقط بايد بگوييد: اشكالي نداره، من يك مقداريش را از بقيه گرفتم و فقط فلان جلسه (كه ميدانيد او در كلاس حضور داشته) را مي*خواهم. وقتي جزوه را گرفتيد ديگر كار تمام است و به راحتي مي*توانيد به بهانه هاي مختلف از قبيل نامه گذاشتن درون جزوه، يا قرار گذاشتن براي گرفتن باقي جزوه ها و... بالاخره به هدف خود برسيد.
    7. اين قسمت رو حذف کردم يه کم بي ادبکي بود، يعني از يه کم هم،يه کم بيشتر بود به بند پاييني توجه بيشتري کنيد.
    8. تجربه ثابت كرده كه هر وقت با دختري دوست شويد به راحتي ميتوانيد دوستان او را هم چكش بزنيد(البته به محل زدن چکش نيز توجه داشته باشيد). براي اينكار بايد به دوست دخترتان بگوييد يكبار با دوستش بيايد كه البته معمولا دخترها اتومات با همديگر سر قرار حاضر مي*شوند (دليلش اينست كه اين به بهانه اون و اون به بهانه اين از خونه جيم شدند). يادتان باشد جلوي دوستتان با طرف مقابل بسيار مودب ولي خودماني باشيد و پشت سر هم شوخي كنيد. اين مساله باعث ميشود كه با هم خودماني شويد. بعد سر يک مساله جزيي با دوست دخترتان قهر كوتاهي بكنيد. مطمئن باشيد دوست او زنگ خواهد زد و مثلا مي*خواهد شما دو نفر را آشتي دهد. اين بهترين فرصت براي مخ زدن است. بشتابيد.
    9.از خيانت به دوست دخترتان ناراحت نشويد. اينكارخيلي كيف دارد. هميشه دو دوست بهتر از يك دوست است. ميتوانيد امتحان کنيد.(البته نه همشون،بعضي هاشون)
    10. اگر مجبور شديد با دختري زشت دوست شويد كه حالتان را به هم ميزند مبادا با او قهر كنيد،موقتا تحملش کنيد (ميدونم سخته ولي ممکنه) چون به راحتي ميتوانيد با دوستان او دوست شويد. يك دختر زشت هميشه كنار يك دخترخوشگل ميپلكد. اين رامطمئن باشيد.
    11. برعكس تفكر رايج، اگر شما چند نفر باشيد و به علافي برويد، نبايد به دختري تنها متلک بياندازيد چون امكان موفقيت پايين تر مي آيد. بهترين راه حل تنها چكش زدن يا حداكثر دونفره علافي كشيدن است. اگر چند نفر باشيد دخترک ميماند به كدامتان جواب بدهد و معمولا از خير همه تان مي*گذرد. اين نكته را هم بخاطرداشته باشيد دخترها با كسي دوست مي*شوند كه يا خوشتيپ*تر و يا خوشگلتر باشد و يا فقط او صحبت مي*كند.
    12.حرص دخترها را در بياوريد.بدين صورت که وقتي تو خيابون تعدادي دختر را مشاهده کرديد دنبال چيزي بگرديد که هيچکدام از آنها نداشته باشند (منظورم مغز نيست ها، اون رو که هيچکدام از دخترها ندارند) مثلا هيچکدام از آنها روسري آبي ندارد،شما سريع ميگوييد:اون که روسري آبي داره از همتون خوشگل تره و دل منو برده،بعد قيافه هاي وارفته ي آنها تماشايي است.
    13.اگر واقعا از دختري خوشتان آمد و چراغش هم قرمز بود يا اصلا راه نمي داد، سعي کنيد زياد به او گير بدهيد،گير از نوع بنفش. مطمئن باشيد بالاخره کوتاه ميايد.در ضمن به هيچ وجه به او متلک نگوييد.طوري وانمود که تا به حال با دختري دوست نشده ايد(در عين ناباوري).
  6. #306
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Sonami021
    آیـا تـا به حال فکر کرده اید که چرا همیشه بعضی از مردها
    در ارتـبـاطات خود با خانم ها از سایرین موفق تر هستـند؟
    گــروه خاصی از مردها وجود دارند که خانم ها به هیچ وجه
    نمـی تـوانند از آنها اجتناب کنند و این امر هیچ ارتباطی به
    چهره های زیبا و یا تناسب اندام آنها ندارد.

    حقیقت این است که خانمها به گروه ویژه ای از خصوصیات
    اخلاقی مردها علاقمند هستند و طبیعتا بـسـمت کسانی
    کشیده می شوند که آن ویژگی ها را دارا باشند.

    در این قسمت 7 مورد از این ویژگی های "ایده آلیستی" و
    توضیح آنکه چرا خانم ها عاشق این خصوصیات هستند را
    برای شما ذکر می کنیم. البته نباید خود را به یکباره تغییر دهید و و شخصیت خود را به طور کامل عوض کنید. شاید برخی از این صفات مناسب حال شما نباشند، توجه داشته باشید که خانم ها به سادگی متوجه تناقض موجود در شما خواهند شد.

    از بین تمام ویژگی ها چند موردی را که بیشتر با شما سازگاری دارد، انتخاب کنید و سعی کنید هر یک از آنها را در وجود خود پرورش دهید. شاید در حال حاضر هم بعضی از آنها در وجود شما یافت شود اما با نگاه کوتاهی که به این مقاله می اندازید متوجه خواهید شد که خانم ها به دنبال چه چیزی در شما هستند، این امر موفقیت شما را تضمین خواهد کرد.


    1- مرد رمانتیک
    ـــــــــــــــــــــــــ
    آقایی که به عشق کلاسیک اعتقاد داشته باشید، دائما برای او گل و شکلات بخرد، بر سر میز شام شمع روشن کند ، برای اینکه نشان دهد به یاد اوست با وی تماس تلفنی بگیرد، به چشمان بانوی خود خیره شود و احساسات قلبی خود را به بیرون بریزد.

    چرا این مرد غیر قابل اجتناب است: خانم ها نیاز دارند که مورد احترام قرار گیرند و یک مرد رمانتیک این نیاز زن ها را برآورده می سازد. این مرد با ژست های رمانتیکی که به خود می گیرد به او نشان می دهد که دوستش دارد، و در مقابل خانم نیز برای تلافی گرایشات رمانتیک خودش را در طبق اخلاص قرار می دهد.



    2- مرد با اعتماد به نفس
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ
    او کاملا مطمئن است و به خود اعتماد کامل دارد، مردم او را به عنوان یک فرد مثبت می شناسند و تجلی قدرت و اراده است ( البته توجه داشته باشید که مردهای خودبین و از خود راضی شامل این گروه نمی شوند) به ارتباط خانم ها با سایر مردها حسادت نمی ورزند و اصلا احساس نمی کنند که ممکن است به وسیله دوستان مذکر و یا همکاران خانم تهدید شوند.

    چرا این مرد غیر قابل اجتناب است: زن ها جذب مردهای مطمئن می شوند. اگر خود را بزرگ تصور کنید بدون شک چنین تصوری در فرد مقابل نیز ایجاد خواهد شد. یک مرد با اعتماد به نفس به دنبال تایید و تمجید خانم ها نیست و همین امر باعث می شود که بیشتر مورد توجه آنها قرار بگیرد.



    3- مرد هنرمند
    ـــــــــــــــــــــــ
    یک مرد هنرمند خودجوش که در حال زندگی می کند و برای اظهار عشق و علاقه اغلب از خلاقیت خود استفاده می کند مثلا برای خانم شعر می سراید و یا یک نقاشی زیبا می کشد.

    چرا این مرد غیر قابل اجتناب است: تمام زن ها دوست دارند احساس کنند که خاص و بی همتا هستند و چه راهی بهتر از اینکه شما او را الهه و منبع الهام خود قرار دهید. او شیفته ذهن خلاق مردهای هنرمند است خصوصا هنگامیکه او را نیز با هنرشان در می آمیزند.



    4- مرد خارجی
    ـــــــــــــــــــــــــ
    این مرد از یکی از کشور های دور دست خارجی می آید و دارای لهجه شیرینی است. او دید متفاوتی نسبت به دنیا دارد. روابط اجتماعی و رفتارهای روزمره اش اندکی عجیب و غریب به نظر می رسند اما با وجود همه این حرف ها باز هم به دل می نشیند و بسیار جذاب است. البته برای اینکه جزء این دسته محسوب شوید حتما لازم نیست که خارجی باشید بلکه اگر با چند زبان مختلف آشنایی داشته باشید و زیاد سفر کنید همان مقدار محبوبیتی را که یک خارجی می گیرد می توانید به خود اختصاص دهید.

    چرا این مرد غیر قابل اجتناب است: جاذبه و گیرایی، جاذبه و گیرایی، جاذبه و گیرایی. هیچ چیز دیگری نمیتوانم در این مورد ذکر کنم. تنها راز، گفتن جمله اي با لهجه اي زيبا است که خانم ها را جذب می کند و مرد مورد نظر را برای او دلکش و فریبنده می سازد و اغلب نیز خانم هایی این مرد ها را انتخاب می کنند که در مورد دنیا کنجکاو هستند. البته تمام جاذبه های دنیا در مقابل قرار گذاشتن با یک چنین مردی هیچ است.





    5- مرد آزاد و رها (به آنها پسرهای شر هم گفته می شود)
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ
    این دسته از مردها از قید و بندها آزاد هستند و اجازه می دهند که باد آنها را به هر کجا که می خواهد ببرد که معمولا هم به مکان های جالب و سرگرم کننده ای کشیده می شوند. او موتورسواری می کند، از کار خود می زند تا با شما در کوچه ها پرسه بزند، نگران آینده نیست و به پیش روی خود چشم دوخته است.

    چرا این مرد غیرقابل اجتناب است: تمام خانم ها تا حدی خواستار یاغی گری و سرکشی هستند (البته در حد معقول) او عاشق آزادی و رهایی این مرد می شود و آرزو می کند که روزی خودش هم بتواند این طور باشد. روح سرکش این مرد شادابی و جوانی را به رابطه شان اضافه می کند و خانم هم همیشه در تلاش برای رام کردن اوست- هرچند می داند که هیچ گاه واقعا موفق نخواهد شد.



    6- مرد زیرک/بامزه
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
    صحبت های این مرد انسان را به وجد می آورد او تنها مردی است که به حرف های شما نیز گوش می دهد. این مرد باعث می شود که خانمش بخندد و با احساس شوخ طبعی و بذله گویی خود برای او شادی به بار می آورد. او برای جذب خانم ها از سیاست خنداندن و سرگرم کردن استفاده می کند. این مرد می تواند ساعت های متمادی با خانم گفتگو کند بدون اینکه او را خسته و کسل کند.

    چرا این مرد غیرقابل اجتناب است: با گذشت زمان موهای شما شروع به ريزش می کنند و عضلات محکم بدنتان نرم می شوند اما اگر بتوانید او را همچنان سرگرم نگه دارید برنده میدان خواهید بود. گفتگو و تبادل نظر عامل مهمی در ادامه ارتباط است، اگر به او نشان دهید که دارای این ویژگی می باشید او خیلی سریع به دام غلاب شما اسیر می شود.



    7- مرد با ملاحظه
    ـــــــــــــــــــــــــ ــ
    او مردی است که در ماشین را باز می کند، صندلی را برای او بیرون می کشد، پول شام را حساب می کند، مطمئن می شود که خانم حتما دسر خود را سفارش دهد و همیشه با یک بیان منطقی و مودبانه برای بیرون رفتن از او در خواست می کند، هنگام بازگشت او را تا درب منزل همراهی می کند، برای احساسات او ارزش قائل است و می داند که چه موقع برای رفتن به منزل آمادگی دارد.

    چرا این مرد غیرقابل اجتناب است: غافلگير شدید؟ احتمالا فکر نمی کردید که یک مرد خوب و با فکر مورد توجه خانم ها قرار بگیرد. زمانیکه زن ها مردهای بد و بی ادب و شرور و کسانیکه به خود زحمت تلفن زدن را هم نمی دهند و بسیار بی توجه هستند را ملاتقات می کنند، مجددا اولویت های خود را از نو می چینند. البته خانم ها نیازمند رشد عقلی و بلوغ فکری هستند تا بتوانند به این نتیجه دست پیدا کنند. اما بالاخره تمام دخترخانم ها متوجه می شوند که مردی را باید انتخاب کنند که با آنها در طول یک رابطه دراز مدت خوب رفتار کند.

    نکته قابل توجه
    ــــــــــــــــــــــــ

    در اعمال هیچ کدام از خصوصیات اخلاقی مذکور زیاده روی به خرج ندهید و سعی نکنید که خود را فردی که نیستید جلوه دهید زیرا برای خانم ها این امر خیلی سریع آشکار می شود.

    رمز موفقیت شما در این است که دلیل علاقه خانم ها به هر یک از ویژگی های بالا را به خاطر بسپارید و بدانید که از چه تیپ مردهایی قدردانی می کنند و بعد همه آنها را با هم مخلوط کنید و ببینید کدامیک از آنها برای شما مناسب تر هستند تا خانم ها به دلیل خصوصیات بدیع و نوظهورتان شما را مورد محبت و علاقه خود قرار دهند.

    حالا متوجه شدید که ارزش وقت گذاشتن را داشت
  7. #307
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli
    1- در نمای پایانی که بهروز و نسرین در برف راه می رفتند بهار کجا بود؟
    الف) خانه ی بخت
    ب) خانه ی سالمندان
    ج) از فرط بزرگی ترکیده بود
    د) چون زمستان بود.بهار نبود
    ۲- عاقبت منصور چه شد؟
    الف) به اتهام جاسوسی دستگیر شد
    ب) مسئول ستاد بپا خیزی شرق شد
    ج) جایزه ی A برچسب انرژی را می گیرد
    د به دار آویخته می شود
    ۳- چه بلایی سر ۱۲ قسمت حذف شده ی نرگس آمد؟
    الف) داده اند سگ خورده
    ب) داخل جوی آب است
    ج) از آن فیلم سینمایی ساخته اند
    د) اگر نظری دارید بنویسید
    ۳۵۲س۶۳ـ تهران ۱۱ چیست؟
    الف) پرشیای شوکت
    ب) پراید همیشه در صحنه
    ج) شماره حساب شوکت
    د) هیچی نیست
    ۵- سرنوشت بچه ی دوم سمانه و هدایت چه شد؟
    الف به سرنوشت بچه ی اول دچار شد
    ب) پیش مادر بزرگش هست
    ج) هلاک شد
    د) مگه سمانه بچه دار هم شد؟
    ۶- مو های بهروز چرا سفید شد؟

    الف) گذشت ۳ سال
    ب) دوری از خانواده
    ج) استفاده از شامپو های فاسد
    د) ترس از بچه ی غول نسرین
    ۷- خانه ی عموی نرگس چه سرنوشتی پیدا کرد؟
    الف) گذاشت رفت ایتالیا
    ب) افتاد تو طرح
    ج) در آثار فرهنگی ثبت شد
    د) به سریال ۹۰ قسمتی نرگس ۲ اجاره داده شد
    ۸- سرنوشت زن دوم شوکت چه شد؟
    الف) با رستم ازدواج کرد
    ب) اعظم سرش را زیر آب کرد
    ج) از ناراحتی خود کشی کرد
    د) مرده شور ریخته شو ببرن...!!!!!!
    ۹- سرگرد ایمانی الان مشغول چه کاری است؟
    الف) وکالت خانواده ی نرگس را بر عهده می گیرد
    ب) در حال جمع آوری مدارک علیه شوکت است
    ج) با هدایت دفتر کار آگاه خصوصی زدن
    د) اخراج شده است
    10- نقش دوست شقایق در این سریال چه بود؟
    الف) نقش در ماشین آقای شوکت را بازی می کردند
    ب) نقشی نداشت ولی فامیل کارگردان بود
    ج) مگه شقایق دوست داشت؟
    د) شقایق؟ نمنه؟
  8. #308
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Sonami021
    گزارش خبرگزاری زيتون پرس، چندی پيش در سيمای جمهوری اسلامي، يک خانم مجتهده اعلام کرد که برای گفتگو با نامحرم بايد صيغه محرميت تلفنی خواند. بدين وسيله کلاغستون اعلام می*دارد که اعضای نامحرم کلاغستون بابت تمامی گفتگوهای نامحرم​گانه که با نامحرمانه فرق دارد البته، از علمای اعلام و غيره طلب مغفرت می​کنند. لازم به ذکر است که شنيدن کلمات جملاتی نظير جگرت را بروم، جگرت را بخورم، آخ جان و از اين حرف​ها، افساد فی​الارض محسوب شده و از اين لحظه هر گونه تماس تلفنی ميان دو جنس مخالف که بدون جاری شدن صيغه تلفنی برقرار شود، جرم و گناه محسوب خواهد شد.
    واحد پيشنهادات کلاغستون پيشهناد می​کند مراقب حاملگی​های ناخواسته تلفنی هم باشيد که در صورت روبرو شدن با علم جناب قاضي، ممکن است زن شوهرداری که با مرد زن​دار گفتگو می​کند، بدون قرائت صيغه، محکوم به سنگسار بشوند!

    همچنين مرکز ايجاد امنيت اجتماعی زورکی که تلاش می​کند مردم را زور زورکی بفرستد بهشت اعلام کرد، هر انگشتی که به کيبورد وارد می​شود تا چتی با نامحرم انجام شود، بر جرم چت کنندگان خواهد افزود. قانون مجازات اسلامی البته در مقابل چت ميان جنس​های مخالف ساکت بوده ولی قرار است احکام آن هم اختراع شود. همچنين چت بين دو چت نيز جايز نيست.
    طلاب طرفدار حضرت آقاي اسمش رو نبر از سيد محمد خاتمی به خاطر لمس دست خانم​های بی​حيای ايتاليايی بدون جاری شدن صيغه محرميت شکايت کردند و قرار است خاتمی بابت اين مساله محاکمه شود. لازم به ذکر است که پيش از اين در شیراز، خاندان دستغيب از زمان حافظ عليه الرحمه دائما به بررسی سينه نامحرمان مشغول بوده​اند و اولين مرکز ماموگرافی ايران مال اين خاندان بوده ولی کسی کاری به کارشان نداشته است. حافظ از سر حسادت در وصف اين سينه​مالی خاندان دستغيب هم گفته:
    مدعی خواست که آيد به تماشاگه راز، دستغيب آمد و بر سينه نامحرم زد. خاندان دستغيب از اين باب خيلی خوش خوشانشان شده است در طول ۷۰۰ سال اخير!
    یک مقام امنیتی گفت از این تونل برای تردد زنان فاحشه به سفارت انگلیس استفاده می*شده است. يک مقام آگاه گفت علت لو رفتن اين تونل اين بوده که انگليسی​ها تک خوری نموده و سهم رفقا را نداده​اند. نيک براون و جواد لاريجانی تا اين لحظه در اين باب سکوت کرده​اند. در عين هال يک مقام آگاه گفت منظور از فاحشه احتمالا برادران وطن​فروش عزيز يکی از جناح​ها می​توانسته باشد که مربوط به پيش از اسلام ناب محمدی بوده و ربطی به جناح راست و موتلفه ندارد!
    در آستانه روز خبرنگار، حسين نجابت نماينده تهران تعدادی از نمايندگان را ولگرد خواند. انجمن صنفی روزنامه​نگاران نيز ضمن تاييد اين مساله گفت به دنبال تعطيلی روزانه رسانه​ها، تعداد زيادی از خبرنگاران بيکار شده و فعلا ول می​گردند و گروهی نيز کارتن​خواب خواهند شد. قرار است از اين پس انجمن روزنامه​نگاران هپلی کارتن​خواب نيز فعاليت خود را آغاز کند.
  9. #309
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض

    راز آفرینش

    خدا خر را آفرید و به او گفت:

    تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد.

    خر به خداوند پاسخ داد:

    خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.

    خدا سگ را آفرید و به او گفت:

    تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد.

    سگ به خداوند پاسخ داد:

    خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد.

    خدا میمون را آفرید و به او گفت:

    تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.

    میمون به خداوند پاسخ داد:

    بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

    و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:

    تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.

    انسان گفت:

    سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده. و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد.

    و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند!

    و پس از آن، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند، و مثل خر بار می برد!

    و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد!

    و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند!

    و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست!
    کاشکی زندگی زودتر لود شه و
    خلاص .....!
  10. #310
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    یکی بود یکی نبود
    زیر گنبد کبود ...




    روزی روزگاری یه قورباغه نشسته بود روی برگ و داشت برای خودش آواز های قشنگ قشنگ (البته به نظر مامانش) میخوند. همینطور که داشت قور قور میکرد و خوش بود یه دفعه چشمش افتاد به یه گاو که اومده بود لب برکه تا آب بخوره. هیبت گاوه چنان گرفتش که آرزو کرد کاشکی اندازه اون باشه، برای همین خودش رو باد کرد و باد کرد.



    خواهرش که نشسته بود روی یه برگ دیگه (و احتمالا داشت به شوهر آیندش که سوار بر یه گل نیلوفر سفید آخرین سیستم و با سه تا کلید خونه و ماشین و مغازه به طرفش میومد فکر میکرد) یه دفعه چشمش به برادرش افتاد و بهش گفت: وا تو داری چی کار میکنی؟



    دادشش بهش گفت میخوام اندازه اون گاوه بشم. بعد با انگشت به طرف گاوه اشاره کرد. بعد از خواهرش پرسید: نظرت چیه الآن اندازش شدم؟

    خواهرش گفت: نه هنوز.

    قورباغه باز هم خودش رو باد کرد. به خواهرش گفت: حالا چطور؟

    خواهرش بازم گفت: نه.

    و این ماجرا اینقدر ادامه یافت و قورباغه انقدر خودش رو باد کرد و باد کرد و باد کرد و باد کرد و باد کرد ........ تا بالاخره ترکید.




    با خوندن این قصه میشه نتیجه های زیر رو گرفت:




    1- تقلید کور کورانه کار کاملا اشتباهیه. خدا به آدم عقل داده تا خودش فکر کنه و خوب و بد امور رو بفهمه، نه اینکه چشماش به دهن آدم ها باشه تا ببینه اونا چی میگن و چی میخوان، صرفا همونا رو انجام بده.




    2- خواهران عزیز توجه داشته باشن که تموم زندگی پول و ماشین و 3 تا کلید نیست و این نیست که باعث خوشبختی میشه چیز های دیگه هم تو زندگی مهمند. البته برادران عزیز هم توجه داشته باشن که شما که عرضه ندارین یه لقمه نون بخور و نمیر دربیارین خیلی بیجا میکنین دختر مردم رو بدبخت کنین.




    4- اشاره کردن با انگشت به مردم کار بسیار بسیار زشتیه.




    5- یک نکته منکراتی: نویسنده داستان هیچ اشاره ای نکرده که قورباغه داشته آهنگ مجاز میخونده یا غیر مجاز.




    7- ما همینطور از این قصه نتیجه میگیریم که اگر به گسی گفتن: "هیکل مثل گاوتو ببر کنار!" لزوما بهش فحش ندادن، شاید ازش تعریف کردن و قصد تمجیدش رو داشتن.




    8- میگن پشت سر هر مرد موفقی یه زن هست. مطمئنا اگه این قورباغه ی قصه ما نترکیده بود با تشویق های متمادی خواهرش بالاخره میتونس اندازه گاوه بشه.




    9- دیگه نتیجه آخر رو هم که خودتون میدونین. هستی ما از وجود پدر و مادرامون به ودیعه گرفته شده. احترام گذاشتن به اونها کوچکترین کاریه که ما میتونیم براشون و به پاس زحمتاشون انجام بدیم.( ها عجب جمله ی فلسفیی از خودم در وکردم! )
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  11. #311
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    یکی بود یکی نبود
    زیر گنبد کبود …




    روزی روزگاری پرستویی بود که خیلی سرش میشد (شایدم ادعاش می شد که خیلی سرش میشه.)



    یه روز که داشت پرواز میکرد، دید یه کشاورز داره توی مزرعه بذر کتون می پاشه. تند برگشت به جنگل و یه فراخون عمومی برای همه پرنده ها به راه انداخت. وقتی همه پرنده ها جمع شدن، بهشون گفت: باید همه ی ما با هم بریم و این تخم ها رو بخوریم، چون این تخمها محصولی رو به بار میاره که مایه بدبختی ما میشه.
    پرنده ها بهش خندیدن و گفتن: برو بابا خل شدی، کی میتونه این همه تخم رو بخوره؟ بی خیال بابا شب خیلی سنگین خوردی خواب نما شدی.



    چند وقتی گذشت. پرنده ها به کار خودشون مشغول بودن که پرستو باز هم یه بارعام داد.
    همه رفتن و گفتن: بسم ا… دوباره چی شده؟
    پرستو گفت: تخم ها داره از خاک میزنه بیرون، بیاین تا دیر نشده بریم و اونها رو از خاک بکشیم بیرون.
    پرنده ها باز هم به پرستو خندیدن و محلش نذاشتن .



    باز هم گذشت. دوباره پرستو همه رو جمع کرد و گفت: تموم تخم ها سبز و بلند شده، بیاین بریم تا دیر نشده اون ها رو از کمر قطع کنیم.
    پرنده ها باز هم به سر تا پای هیکل پرستو خندیدن و مسخره اش کردن.



    محصول روز به روز بلند و بلند تر شد و بالاخره یه روز اومد که محصولات رو درو کردند. اونها رو بافتن و باهاش تور و دام درست کردن و پرنده ها بودند که یکی یکی تو این دامها گرفتار می شدند و راهی قفس یا دیگ آشپزخونه میشدند.

    .... این بار پرستو بود که به پرند ها میخندید.


    نتیجه های اخلاقی این قصه عبارتند از:



    1- گاهی وقتا باید به هشدارهای دیگران توجه کرد حتی اگه احتمال کمی برای وقوع این رویدادها وجود داشته باشه.



    2- چه چه مستونت بود، فکر زمستونت بود؟( ربطی داشت ؟ آره فکر کنم یه جورایی ربط داره)



    3- هیچوقت به تموم هیکل یه نفر نخندید.



    4- هیچ وقت ادعا نکنین که خیلی سرتون میشه، چون اونوقت ملت به سر تا پای هیکلتون میخندن.



    5- هیچ وقت شبها بیش از اندازه نخورین چون باعث میشه خوابهای بد بد ببینین. (در ضمن خیلی هم مایعات مصرف نکنین، علی الخصوص حالا که هوا گرمه و هندونه زیاده. چون اونوقت مجبور میشید شب رختخوابتون رو دم در دستشویی بندازین و صبح روی بند رخت!)



    6- عجب دنیایی شده ها! آدم تو زمین خودش هم آسایش نداره! اگه کشاورزه خانوم بود و سرش باز بود .... بعد پرستو هم آقا بود و اینا ...... وای ... خاک بر سرم، چرا شئونات اسلامی هیج جا رعایت نمیشه؟ پیشنهاد میکنم کشاورزان عزیز روی مزرعه هاشون سقف بزنن تا از دید چشم نامحرم به دور باشن.



    7- بهترین ناصح همه ما که فقط خیر و صلاح ما رو بدون هیچ چشم داشتی میخوان، پدر و مادر هستند. گوش دادن به حرف اونها نه تنها احترام به اونهاست، بلکه مایه موفقیت خود ما در آینده میشه. پس از کنارنصایح اونها به راحتی و با بی توجهی رد نشیم.
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  12. #312
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط golak
    تا حالا عاشق شدین؟ اگر شدین که میدونین چه بدبختی هایی داره
    اما اگر از اون دسته ها هستین که نشدین اینو بخونین که خیلی کمکتون میکنه!

    اول اینکه از عوامل عاشقی می توان به :بیکاری، بی پولی ، خریت یه جانبه و دو جانبه ، پولداری زیاد ، دستشویی شدید و دیوانگی نام برد
    اما اگر خدائی نکرده شما خر شدید و عاشق شدید به این عوامل دچار میشید و با بررسی خودتون میتونید بفهمید که عاشق شدید یا نه !

    ازعلائم عاشقی میتوان به:

    1-بالا رفتن دمای بدن (يه چيزی تو مايه*های جنون گاوی)
    2- افزايش ضربان قلب و اضطراب و هيجان.
    3- کم اشتهايي و يا بلعکس.
    4- بی تفاوتی نسبت به همه چيز غير از عامل انتقال دهنده ويروس) مثلا دختر همسایه).
    5- بی*خوابی و آبريزش از چشم و گاهی بينی و بعضی موارد از دهان.
    -6 سردرد، گلو درد، دل درد، سنگ کلیه مغزی ، درد مواضع ماهيچه*ای گردن و ستون فقرات و کمر و .....
    7- فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصميم*گيری عقلانی.
    8- تمايل شديد به شماره*گيری تلفنی )اگه تلفن نبود هم دست کردن در دماغ.
    9- تزلزل شخصيتی و افت قدرت اعتماد به نفس و کمی تمايل به خودکشی.
    10- تمايل به خنديدن يا گريه شديد.
    11- افزايش شديد ميل خودکشی.
    12- ضعف شديد و کلی دستگاه عمومی بدن.
    13- تمايل شديد به خواندن شعر، شنيدن ترانه های قمیشی و دراز کشيدن روی تخت.
    14- فوران آه*های متمادی از ته دل.
    15- گيجی، منگی، قاط زدن و ميل زياد به پياده روی.

    15- در آوردن مدل موها شبیه هر حیوانی بغیر از انسان
    16- اعتياد به سيگار، ترياک، هرويين، مرفين، کوکايين، کافئين، وازلين، استالين ،شیشه ، و ...ـئين.
    17- فعاليت فوق*العاده سلول*های تخیل ساز
    18- قاطی کردن شب و روز و ماه و سال و ساعت و پارکينسون موضعی مخ.

    19 – خوردن بیش از حد به در رو دیوار
    19- نياز شديد به محبت و آب يخ و چای و آب قند.
    20- توجه بيشتر به آينه و وسواس شديد صورتی.
    21- تمايل بی*اندازه به تکيه کردن به يک شخص يا پشتی محکم.
    22- خواب روزانه و تغيير هويت شخصی از آدم به جغد و گاهی مرغ.
    23- مبتلا شدن به بيماريهايي از قبيل مازوخيسم، قانقاريا، کم*حرفيسم، ورميسم چشمی، کوتاهی قد و وبا!
    24- افسردگی و ... مرگ.
    همونطور که مشاهده كرديد، اين ويروس شهرام مهرام حاليش نيست. بی*رحم و نامرده و توی تن هرکی بيفته فيتيله پيچش ميکنه.
    اين ويروس هيچ جوری هم درمون نميشه مگه اينکه يه جورای خاصی دوباره به تن کسی که اين ويروس رو منتقل كرده، برگردانده شود!!
  13. #313
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    قايـون خـانم ها را دوست دارند. قيافه، بو، طرز راه رفتن و صـحبـت کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلايـلي هسـتـــند که آقايون فــکر ميـکنند خانم ها موجوداتي آسماني هستند.در حـاليکه زنـدگي بدون وجود اونها غير ممکنه اما مطمئناباهاشون هم نمي تونيم زندگي کنيم.

    ....عـلــت اين که چرا نمي تونيم باهاشون زندگي کنيم تا حدود بسيار زيادي به اين مطلب بر ميگرده کــه اونها کاملو بي عـيـب نيـــستند. من از روي تحليل هاي بسيار زياد 10 نمـونــه از کارهاي خانم ها رو کشف کردم که آقايون روواقـعا کفري مي کـنـــه و باعث ميشه که مردها به سر حدجنون برسند.

    ـــــــــــــــــــــــ

    خانم ها وانمود مي کنند که پاک و معصوم هستند

    چيزي که در تعداد بسيار زيادي از خانم ها ديده مي شود اين است که قصد دارند تا وانمود کنند در زير يک نور الهي هستند و هميشه از شما خيلي پاک تر هستند. هيچ وقت حاضر نيستند تا اعتراف کنند که به خيابان گردي مي روند و تعداد دوست پسرهايشان از 5 نفر هم بيشتر است. البته آن دسته از خانمهايي که واقعا پاک و معصوم مي باشند قابل تحسين هستند اما بقيه بايد از سرپوش گذاشتن روي کارهايشان دست بردارند. اين حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقايون سرگرمي داشته باشند و از زندگي خود لذت ببرند و نهايتا هم مردي را براي زندگي آينده خود پيدا کنند که قادر به درک تمام اين موارد باشد.

    ـــــــــــــــــــــــ

    از ساير خانم ها انتقاد مي کنند

    براي چه هيچ خانمي نمي تواند از خانم ديگر تعريف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم هاي ديگر ايراد بگيرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا... تنها يک خانم مي تواند تشخيص دهد که كفش خانم ديگري با کيفش ست نيست و با همين مطلب مي تواند او را به خاک سياه بنشاند.

    البته عده بسيار معدودي از خانم ها مي توانند جذابيت خانم هاي ديگر را بپذيرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند) اما بسياري از آنها دوست ندارند همسرانشان جذب زيبايي و محبوبيت خانم هاي ديگر شوند. اما با وجود تمام اين حرف ها آقايون به طور ناخودآگاه خانم هاي زيبا و جذاب را خواهند ديد.

    ـــــــــــــــــــــــ



    حسودي مي کنند

    بيشتر اوقات تنها اشاره به اسم يک خانم ديگر مي تواند براي شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور کنيد چگونه مي خواهيد در جنگي که به دليل رفتن شما به پارتي شبانه به وجود آمده آست پيروز شويد؟!

    ـــــــــــــــــــــــ


    خود را نيازمند نشان مي دهند

    بعضي از خانمها هميشه چند خط مشي بسيار سري را دنبال مي کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگويند که تا چه حد وجودشان استثنايي و ويژه است. آنها مي خواهند مردها را به يک صندوقچه احساسات تبديل کنند و از آنها انتظار پشتيباني اخلاقي، ذهني و عاطفي دارند.



    در اين قسمت يک تضاد جدي بين آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته ديگري که به بيرون از خانه رفته، کار مي کنند و خود را مستقل نشان مي دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهي هستند که هنگام عاشقي واقعا متزلزل مي شوند. البته شايد دانستن اين مطلب براي شما خالي از لطف هم نباشد که آقايون خانم هاي سرسخت را ترجيح مي دهند زيرا حداقل در اين حالت مي توانند اندکي آرامش ذهني خود را حفظ کنند.

    ــــــــــــــــــــــ


    رمزي صحبت ميكنند

    جمله قديمي " نظر تو چيه؟" يکي از مثال هايي است که خانم ها براي تست کردن احساسات و روحيات آقايون به کار مي برند. آنها مي خواهند به اين طريق متوجه احساسات واقعي مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال مي کنند و بر اساس طرز تفکر آنها ما بايد پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهيم در غير اين صورت جزئي از روح آنها به شمار نخواهيم رفت و به عبارتي نيمه گمشده آنها نخواهيم بود.

    مي توانيد اين منظره رقت آور را تصور کنيد: مردي که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب مي گردد ولي هيچ چيز به ذهنش نمي رسد، همسرش دست به کمر در جلوي او ايستاده و از فاصله نسبتا زيادي به او خيره شده و و پاي خود را مرتبا به زمين مي زند. آقايون عزيز هيچ راه فراري جز ارائه جواب نداريد فقط بايد اميدوار باشيد که سرانجام کارتان به بيرون از خانه در کنار زباله ها کشيده نشود!

    ـــــــــــــــــــــــ



    تجاوز به حريم شخصي

    همه خانم ها اين تمايل غريزي و نا خودآگاه را دارند که هر طور مي خواهند با مردها رفتار مي کنند و تمام وسايل شخصي آنها را مال خود مي کنند.

    به عنوان مثال هنگاميکه لباسي را دوست ندارند، به راحتي به خود اجازه مي دهند که بر سر کشوي لباسهاي ما رفته و آن را زير و رو کنند تا چيزي را که مناسب حالشان است پيدا کنند و مثلا ژاکت جديد مورد علاقه ما را بر ميدارند و مي پوشند. حال تصور کنيد که شما به متعلقات شخصي آنها نزديک شويد و يا نه، فقط در مورد مدل مويشان نظر بدهيد، آنچنان جهنمي برپا خواهد شد که شعله هاي آن همه جا را فرا مي گيرد. بنابراين شما فکر نمي کنيد که زندگي يک زمين بازي جوانمردانه است؟

    ـــــــــــــــــــــــ


    بيش از اندازه احساساتي مي شوند

    آنها به خاطر هر چيزي گريه مي کنند: يک فيلم غم انگيز ( و يا حتي شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اينها زماني است که از ما انتظار همدردي دارند، تنها کاري که بايد انجام دهيد سرو کله زدن با خانمي است که به شما چسبيده و گريه و زاري راه انداخته است.

    البته منظور من اين نيست که آقايون بي عاطفه هستند و هيچ گونه احساسي ندارند اما مشکل اينجاست که خانم ها بيش از اندازه "ماماني" هستند و متاسفانه بسياري از آقايون کوچکترين نکته اي در مورد تسلي خاطر به خانم ها نمي دانند. البته اين حقيقت که خانم ها اندکي ظريف و آسيب پذير هستند نکته جالبي است زيرا شما به راحتي مي توانيد آنها را دلداري دهيد تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمي خواهيد سيلي از اشکهاي او در خانه شما جاري شود؟

    ـــــــــــــــــــــــ


    آنقدر خريد مي کنند تا از حال بروند

    هنگامي که زمان خريد فرا مي رسد در طول روز زمان کافي براي خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خريد و تماشاي ويترين مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودي همسرانشان. آنها مي توانند ساعت هاي طولاني را در پشت ويترين يک مغازه کفش فروشي صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و ديگر مسئوليت هايي که در زندگي بر دوش آنهاست فکر نکنند.

    اما تا اينجا همه چيز قابل تحمل است فقط دعا کنيد آنروز فرا نرسد که آنها تصميم بگيرند تا شما را نيز به همراه خود ببرند. ما همراهشان مي رويم از اين مغازه به آن مغازه، سرگرداني هاي بي هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانيکه تمام جزئيات البته بجز برچسب قيمت مورد بررسي قرار گيرد.



    پيوسته صحبت مي کنند

    متاسفانه "کريس راک" نيز اين تجربه تلخ را داشته است. روزي در يک مصاحبه تلويزيوني يک سوال از خانمي پرسيد که او براي 45 دقيقه در مورد آن توضيح داد! بيشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگاميکه به آنها ميدان دهيد بدون توقف پيش خواهند رفت. البته تصور نکنيد که گفته هاي آنها براي ما اهميت ندارد ما فقط نمي خواهيم گزارش ثانيه به ثانيه تمام جزئيات را بدانيم.



    ـــــــــــــــــــــــ

    اگر با کفايت و تدبير کافي با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنيد رفتارهاي آزاردهنده آنها چندان هم غيرقابل تحمل به نظر نمي رسد. تنها شانس شما اين است که خود را با آنها وفق دهيد شما هم رفتارهاي رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را داريد، هيچ انساني کامل نيست، و من فکر مي کنم اين مطلب تنها چيزي است که هم خانم ها و هم آقايون مي توانند بر سر آن به توافق رسند.
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  14. #314
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط hadsern
    آينده

    يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود

    موفقيت

    يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي راپيدا كند

    روابط

    اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد
    مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند

    ازدواج

    يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند، ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند

    بلوغ

    زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند

    فيلم كمدي

    فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند

    دست خط

    مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد

    حمام

    يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند

    خواروبار

    يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد

    بيرون رفتن

    وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود

    گربه

    زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند

    آينه

    مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان

    تلفن

    مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند

    آدرس يابي

    وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم

    پذيرش اشتباه

    زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است

    فرزند

    يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند

    لباس شيك پوشيدن

    يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند

    شستن لباسها

    زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند

    عروسي

    هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي

    اسباب بازي

    دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.

    گل و گياه

    يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است

    سبيل

    بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد

    اسامي مستعار

    اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را يلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد

    پرداخت صورتحساب ميز

    وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند

    پول

    يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد

    بگو مگوها

    حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود
  15. #315
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    قليان مونس تنهايی است...
    روزهايی که تک می مانی ، روزهايی که در غم خود فرو می روی و شايد هم اگر عاشق باشی ، قليان است که با توست و قلقلش روح تو را آرامشی دوباره می بخشد...
    و اما :

    آداب و رسوم کشيدن قليان :

    اولين رسمی که در قليان کشيدن بايد رعايت بشه اينه که قليونو بايد گروهی کشيد و بعضی تنهايی کشيدن اونو خوب نمی دونن ...(اينم بعد اجتماعی بودن قليلان!!)

    دوم اينکه بايد اول بزرگترين فرد جمع شروع به کشيدن قليون کنه يا به عبارتی راهش بندازه و اگه بزرگتر خواست می تونه اين کارو به فرد ديگه ای منتقل کنه...

    سوم اينکه قليان بايد دور بچرخه و نوبت رعايت بشه و هر کس نيابد از اول و وسط و آخر حلقه يکدفعه قاليونو بگيره...

    چهارم طرفی که شلنگ قليونو از نفر قبلی می گيره بايد به يک نوعی از طرف مقابلش تشکر کنه.عموما اين تشکر زبانی نيست و با حرکت دست يا اينکه دست خودشو قبل از گرفتن شلنگ به دست طرف مقابلش بزنه انجام می شه ...

    پنجم ٬ هر کس با توجه به تعداد نفراتی که قليون ميکشن بايد مقدار پک زدنشو تنظيم کنه و طوری نباشه که به قولی بقيه معطل بمونن...

    ششم٬ همه افرادی که دور قليون نشستن بايد قليون بکشن ٬حتی به مقدار يک پک و اگر يک نفر اظهار کنه قليون نمی کشه به بقيه بی حرمتی کرده ...

    هفتم٬ هيچ کس نبايد خود سر ٬دست به ذغال قليان و شلنگ آن و ساير قسمت های آن بزند و هر تغييری در آن بايد با رضايت اکثريت جمع باشد(آخر دموکراسی)...



    هشتم ٬ با آتش ذغال روی قليان نبايد هيچ چيزی روشن کرد مخصوصا سيگار. روشن کردن سيگار به معنای توهين ناموسی به افرادی است که قليان می کشند و در بعضی از فرهنگ ها کسی که اين کار را می کند خونش پای خودش است.



    نهم٬بر روی ذغال قليان نبايد جسم ديگری قرار داد يا روی آن آب ريخت.با اين کار ديگران می توانند از کشيدن قليان صرف نظر کنند.



    ده٬قليان را بايد تا انتهای آن يعنی زمانی که تمام توتون آن سوخت کشيد.



    يازده٬زمانی که احساس شد ذغال قليان جواب نمی دهد با توافق جمع بايد اقدام به عوض کردن ذغال آن کرد.
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

صفحه 21 از 602 نخست ... 111617181920212223242526314171121521 ... آخرین
نمایش نتایج: از 301 به 315 از 9023

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •