ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 601 نخست 12345678132353103503 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 9011
  1. #31
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    تفاوت پسرها ودخترهاي ايروني

    1) پسرها خيلي دوست دارن بجاي دي جي علي گيتورباشند ولي دخترها دوست دارن يك پزشك باشند يا يك دانشمند شايد بهتر بداني كه يك دختر شيرازي معماي انيشتن را حل كرد واورا انيشتن دوم لقب دادند
    2) اگه يه پسر يك مشكل غير قابل حل داشته باشه كارتون خواب ميشه اما اگه يه دختر يك مشكل داشته باشه با خانواده اش درميان ميگذاره
    3) اگه يه پسر دوتا مشكل غير قابل حل داشته باشه دزد ميشه قاچاق ميكنه قتل ميكنه اما اگه يه دختر دوتا مشكل داشته باشه مشاوره ميره ومشكلاتش حل ميكنه
    4) اگه يه پسر مشكل دوميش شد سومي ميره تزريقي ميشه اما يه دختر از صفر شروع ميكنه وبه خودش اميد ميده وميگه هميني كه هست بايد از نو بسازم
    5) پسرها از پسربودن خيري نديدن براي همين ميخوان خانم باشن وموهاشون بلند ميكنن
    6) پسرها در ظاهر كلاه دارن اما وقتي دخترها تيغشون ميزنن بدجوري سرشون كلاه ميره
    7) به پسرها تا بگي دوست دارم قلبشون ازجاكنده ميشه چون عقده شنيدن اين جمله رو سالها به دوش كشيده اما وقتي به دخترها ميگي دوست دارم اين جمله براشون اينقدر تكراري هست كه مثل سحرناز ميگن عاع
    8) نقطه قوت پسرها شكمشون اما دخترها عقلشون
    9) پسرها درآئين نامه 5 بارامتحان ميدن اما بدليل كودن بودنشان بازهم رد ميشن چه حالي ميده جالب اينجاست همشون عشق پيكان دارن و عشق گاز دادن اما نيم كللاج 50 سال ديگه هم ياد نميگيرن وقتي هم پارك ميكنن يا ميرن توجوب يا ميزنن به ماشين عقبي اما دخترها بار اول آئين نامه رو قبول ميشن وعشق پژو دارن درضمن سعي ميكنن نيم كلاج باحال داشته باشند تا درسربالائي با يه نيش گاز بدون اينكه برن عقب تعادل ماشين حفظ كنند
    10) پسرها فكر ميكنن بهترين راه بلف زدن وبقول خودتون دروغ گفتن وازخودشون تعريف كردن هست اما دخترها عاقل هستن و بهترين راه بقول خودتون همان راستي ميدانن ومطالبي را كه برايتان نوشتم سرشار ازهمه اين راستيهاست
    11) پسرها اصلا ازخودشون هم فراري هستند چه برسه درس ومدرسه اما دخترها همانطور كه بيشترين تعداد دانشجويان وشاغلين را دختران ايراني تشكيل داند جاي بحث نيست بهتره كمي مطالعه كنيد
    12) پسرها به هم ديگه نارو ميزنن اما دخترها خنجرو از رو ميبندند بد نيست بدوني حسادت آدم موفق ميكنه چون اسم ديگراون رقابت هست
    13)منطق پسرها اگر موي خواهرشون ببينند ميخوان بكشنش چون فكر ميكنن ترتيبشو داده مثال خرما خوردن اگه حرام چي شده كه براي خودشون حلال اما دخترها چون فهميده هستند وقتي دوست دختر برادرشون ميبينن احترام ميگذارند ودوست هم ميشن
    14) پسرها زور ميزنن بجاي اينكه حرف زور بزنن امادخترها باكمال آرامش جواب پسرها رو ميدن ميگي نه چرا داري اين مطالب ميخوني پس هههههه
    15) پسرها ازبس سوتي دادن براي دخترها وهمه عادي شده اما يه دختر وقتي سوتي ميده همه تعجب ميكنن
    17) يه پسر اگه تا 24 ساعت بادوست دختر صحبت نكنه اكس ميتركونه فاز صحبت ميگيره ودائم فكش مي جنبه اما يه دختر اگه 24 ساعت با يه پسر صحبت نكنه به كارهاي عقب افتاده خودش ميرسه
    18) پسرها ميدونن چون فمنيسم يعني طرفدار زن بودن براي همين حسادت ميكنن ودوستش ندارن اما دخترها چون دوست دارن ازحقوق خودشان دفاع كنند طرفدار فمنيسم هستند
    19) يه پسر اگه با دوست دخترش بهم بزنه وحشي ميشه ميره روش اسيد ميپاشه اما يه دختر وقتي با دوست پسرش بهم ميزنه يه خواستگار خوب براش پيدا ميشه ميگي نه روزنامه ها رو بخوني بد نيست بخصوص فليم هائي رو كه اخيرا نشان ميدن
    20) ازيه پسر وقتي توخيابون بپرسي ساعت چنده اول تعجب ميكنه نديدبديد بعد كمي فكر ميكنه ميگه جان ساع ع ع ع ت 7ووووبراي اينكه بيشتر با دختر صحبت كنه 35 دقيقه ووو3 ثانيه اما يه دختر كم محلي ميكنه جوابش اصلا نميد
    ه 21) اگه به يه پسر نگاه كني شك ميكنه ميگه لابد اين هم ميدونه كه من بچگي 000 اما يه دختر وقتي پسر بهش نگاه ميكنه ميگه اسكل دهاتي نديد بديد
    22) پسرا ميگن منو به غلامي خودتون قبول كنيد اما يه دختر براي خودش ارزش قائل ميشه حتي اگه سنش هم بالا بره باز براي خودش ارزش قائل هست
    23) پسرها بعد از خوندن اين مطلب اول كمي فكر ميكنن وبعد ميخوان انتقام بگيرن وبا حرفهاي ركيك خودشون مطرح ميكنند اما دخترها خيلي منطقي جوابتون ميدن ميگي نه چرا تا آخر اين مطالب خوندي ودرفكر فرو رفتي
  2. #32
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    گويند كه در ازمنه اي نه چندان قديم روزي پسري به خانه آمد و به مادر گفت: اي مادر عزيزتر از جون ! مرا درياب كه الان در حال حضرم . پس مادر آنچنان كه رسم مادران است به سينه بكوفت كه چه شده اي گل پسركم !

    پسر نگاهي به مادر بكرد و گفت كه اگر چه حيا دارم ولي به تو بگويم كه امروز در محله مان چشمم براي اولين بار به اين دختر همسايه خورد و نگاه همان و عشق همان! پس اينك از تو مادر بزرگوار خواهم كه به خانه آنها روي و او را به نكاح (عقد)من در آري كه ديگر تاب دوري او را بيش از اين درمن نيست !!!

    مادر نگاهي از سر دلسوزي به پسر بيانداخت و گفت : دلبركم من حرفي ندارم و بسي خوشحالم كه تو از همان ابتداي راه به جاي الاف شدن در خيابان و ولنگاري راه حيا در پيش گرفتي و ازدواج كردن

    اما بهتر است كه لختي درنگ نمايي كه اينگونه عاشق شدن ناگهاني را رسم ازدواج نشايد و اگر هم بشايد ديري نپايد!

    پس پسر نگاهي زجمورانه به مادر بيانداخت و گفت مادرجان يا حال برو يا ديگر زن نخواهم كه اين ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند .

    پس مادر كه پسر خود را دوست همي داشت به سرعت چارقد خويش به سر كرد و به خانه همسايه رفت . در آنجا چشمش به سه دختر خورد يكي از يكي زيبا تر پس اس ام اس ( همان پيامك ) بزد كه يا بني ! دراين منطقه كه تو ما را فرستادي نه يك ماه كه سه ماه در پشت ابرند و يكي از يكي ماه تر بگو كه كدام ماه چشم تو را برگرفته !

    پس پسر نيز اس ام اسي بزد كه يا مادر ! آن ماهي كه خالي در گونه چپش بدارد ! مادر نيم نگاهي به ماه ها بنمود و دوباره اس ام اس زد كه اي پسر اين ماهان همه خال دارند .

    پس دوباره پسر اس ام اس بزد كه آن ماه من خالش كمي بزرگتر باشد از باقيه ماهان!

    مادر لختي درنگ بكرد و دوباره اس ام اس بزد كه من چشمهايم خوب نبيند كه خال كدام بزرگتر است .

    پسر اس ام اسي دگر بزد كه مادركم همان ماهي كه مويش قهوه اي باشد !

    مادر نگاهي بكرد و اس ام اس زد كه اين ماهان مويشان نيز يكرنگ است !

    پسر با عصبانيت اس ام اس بزد كه مادر! آن دو ماه كوفتي ديگر موهايشان مشكي است و اين دگر قهوه اي است!!! آخر مادر جان تو كه چشمهايت نمي بيند عينكي براي خود ابتياع كن !!! حالا عيبي ندارد مادر عزيز! نشان ديگر به تو دهم ببين روي بازوي كدام ماه گرفتگي دارد ماه من همان است !!!

    مادر اس ام اس زد كه آخر دراين معركه من بازوي دختر مردم را چگونه ببينم ؟!

    پسر اس ام اس كرد كه مادر جان تو كه مرا كشتي ! خب ببين اگه لباس نازك دارد روي سينه چپش نيز خالي باشد و به خدا كه آن دو ماه ديگر اين خال را ندارند !!!

    مادر كمي دقت بفرمود و با خوشحالي فريادي زد و اس ام اس زد كه احسنت بر تو شير پاك خورده ! يافتم ماه تو را كه همان جور كه بفرمودي است !!

    هنوز پسر اس ام اسي نفرستاده بود كه مادر لختي درنگ بنمود و سپس سريع شماره پسر را بگرفت كه :

    لندهور كثافت ! خاك بر سر بي حيايت كنند! شيرم را حرامت مي كنم (البته شير خشكهايي را كه بر حلق كوفتي ات ريختم ) خجالت نكشيدي ؟ فلان فلان شده بي حيا................

    و البته ما در اين داستان قصدمان اين بود كه پسران امروز حيا بياموزند از پسران ديروز كه به قصدمان هم رسيديم!
  3. #33
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    ضرب المثل های دیجیتال

    "سرور مفت نمی بینه وگرنه بلاگر ماهریه"
    این ضرب المثل درمواقعی بکارمی رود که نیروی انتظامی به یک دانشجویی، جوانی، دست به قلمی یا کسی تو این مایه ها گیرداده و می خواد یه جورایی حالشو بگیره!


    "سوسکه داشت از کیبرد بالا می رفت، مادرش گفت قربون استعداد ویرچوالت برم"
    این ضرب المثل درمورد خانم هایی بکارمی رود که عکس بچه شان را دربلاگشان می گذارند و یک پست درمیان قربان صدقه شان می روند.

    "کافی نت گیرش نمیاد چت کنه، میگه بلاگم فیلترشده"
    این ضرب المثل درمورد روشنفکران خالی بند تازه به دوران رسیده صدق می کند.

    "با یه پینگ گرمیش می کنه با یه فیلتر سردیش"

    این ضرب المثل درمورد بلاگرهای نازک نارنجی به کار می رود.

    "لینک و پینگت بجا، دات کام دومِین یکی هفت صنار"
    این ضرب المثل فروشندگان دومین وهاست سرویس برای جلوگیری ازتوقع بیجای دوستان به کارمی برند.

    "دفترمنطقه پستی راهش نمیدادن، سراغ ای میلشو می گرفت"
    این ضرب المثل درمورد کاندیداهای اصلاح طلب رد صلاحیت شده مصداق دارد.

    "کارت اینترنت مفت گیرش بیاد لپ تاپشو می سوزونه"
    این ضرب المثل بدون شرح است.

    "رم لپ تاپ پیشکش را نمی شمارند"
    این ضرب المثل نسخه دیجیتالی "مفت باشه کوفت باشه" به شمار می رود.

    "کامنت و لینک هفت دست، پست و آپ هیچی"
    این ضرب المثل درمورد بلاگرهاییست که سال تا سال آپ نمی کنند.

    "شیپیش تو بلاگش کامنت می ذاره"
    کنایه از وبلاگ های بی مخاطب
  4. #34
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    خدا پدر و مادرتو بيامرزه !!!

    کی رو میگم؟

    خب معلومه. كسي كه موبايل رو اختراع كرد . كسي كه گوشي موبايلو اختراع كرد . كسي كه اونو وارد كشور ما كرد و از همه مهمتر كسي كه فرهنگ گوشي بازي رو در بين مردم ما جا انداخت !!!

    آخه تا قبل از اينكه مردم ما و خصوصا خانوم ها اينجوري بيفتن تو خط گوشي بازي و آپ تو ديت كردن گوشي هاي موبايلشون ، تنها چيزي كه مي تونست نظر بانوان محترم رو به خودش جلب كنه , ديدن رنگ زرد طلا , اين فلز بي رحم و خانمان برانداز بود ! كار شوهراي بدبختم اين شده بود كه روز تولدش يه سرويس بخر , روز زن يه گردنبند بخر , سالگرد ازدواج يه دستبند بخر و ... حالا بي معرفتها ( منظورم زنهاست ) وقتى هم مي ديدن براشون طلاي نو و جديد خريديم اون قديمي ترَ رو بهمون نمي دادن تا لااقل بفروشيم كه يك كم از پول اين سرويس جديده نقد بشه .

    ولي چند وقتيه اگه به مجالس زنانه سري زده باشيد متوجه مي شيد كه ديگه وقتي فلور خانوم ميرسه به زري خانوم يا ژيلا جون ميرسه به نازنين جون و ... عوض اينكه سرويس هاي طلاي تو سر و گردنشونو كه شوهراي بيچارشون با هزار بدبختي براشون خريدن رو به رخ هم بكشن , سريع گوشيهاي موبايلشونو از تو كيفشون در ميارن تا به بهانه خوندن SMS جديد يا فرستادن يك بلوتوث قشنگ يا هزار كوفت و زهر مار ديگه به بقيه نشون بدن كه آره گوشيمو عوض كردم و مدل جديد ترشُ گرفتم .

    ديگه گوشيهاي سري N به بالا جاي سرويسهاي بلريان و زمرد و ... رو گرفته . گوشيهاي سري W و K هم همطراز با طلاي 18 عيار شده .

    گوشيهاي ال جي و سامسونگ و موتورولا هم كه نقش بدليجات رو ايفا مي كنن !

    حالا اين تحول در سليقه خانوم ها واسه ما آقايون 2 حُسن داشته :يكي اينكه گوشي موبايل مثل طلا نيست كه هر روز هركي دلش بخواد يه مدل جديدشُ بسازه و بده تو بازار و ما هم مجبور باشيم اونو بخريم , فوقش هر چند ماه يه دفعه يه مدل جديدش وارد بازار مي شه .

    دوم اينكه چون هنوز رسم نشده كه خانوم ها گوشي جديد كه مي گيرن اون گوشي قديمي تر رو هم نگه دارن و از سر و گردنشون آويزون كنن، واسه همين هر بار كه يه مدل بالاتر گوشي وارد بازار ميشه اون قديمي رو دو دستي تقديممون ميكنن به اين معنا كه ( پاشو برو اينو بفروش و اون مدل جديدَرو بخر)

    اينجوريه كه با فروش اون قبليه اين وسط نهايتا يه چيزي تو مايه هاي حد اكثر صدهزار تومان ضرر مي كنيم كه بازم در مقايسه با سرويسهاي چند صد هزاري و چه بسا ميليوني طلا چيزي به حساب نمي ياد .

    در كل مي بينيم كه گرچه كه اين وسط سود اصلي عايد موبايل فروشها مي شه ولي ما آقايون هم از سود حاصل از پيشرفت علم و تكنولوژي بي نصيب نمونديم !
  5. #35
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    قابل توجه دختر خانمهای پر توقع

    انتخاب به سبک بعضی دخترا :

    يك مركز انتخابات وجود داشت كه دختران مي توانستند بروند آنجا و پسري را انتخاب كنند كه شوهر آنها باشد اين مركز پنج طبقه داشت و هر چه كه به طبقات بالاتر مي رفتند.خصوصيات پسران بيشتر مي شد اما اگر در طبقه اي دري را باز كنند بايد حتما آن پسر را انتخاب كنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند ديگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط يك بار مي تواند از اين مركز استفاده كند

    روزي دو دختر كه با هم دوست بودند به اين مركز خريد رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پيدا كنند.

    در اولين طبقه بر روي دري نوشته بود: اين پسران شغل مناسب دارند و بچه هاي دوست داشتني خواهند داشت

    دختري كه تابلو را خوانده بود گفت خب بهتر از كار نداشتن يا بچه نداشتن است ولي دوست دارم ببينم بالاتري ها چگونه اند؟
    پس رفتند
    در طبقه دو نوشته بود: اين پسران شغلي با حقوق زياد دارند،بچه هاي دوست داشتني خواهند داشت و چهره اي زيبا دارند دختر گفت هوووووووووووم!!! طبقه بالاتر چه جوريه

    طبقه سوم: اين مردان شغلي با حقوق زياد، بچه هاي دوست داشتني خواهند داشت، چهره اي زيبا دارند و در كار خانه هم كمك مي كنند. دختر: وااااااي !!!چه قدر وسوسه انگيزه ولي بريم بالاتر و دوباره رفتند

    طبقه چهارم : اين پسران شغلي با حقوق زياد دارند و بچه هاي دوست داشتني خواهند داشت و داراي چهره ي زيبا هستند همچنين در كار خانه هم كمك مي كنند و هدف هاي عالي در زندگي دارند آن دو واقعا به وجد آمده بودند دختر : واي چه خوب پس چه چيزي ممكنه طبقه آخر باشه اشک شوق در چشمان دو دختر حلقه زد!!!

    پس به طبقه پنجم رفتند آنجا نوشته بود: اين طبقه فقط براي اين است كه ثابت كند بعضی از دختران راضي شدني نيستند از اين كه به مركز ما آمده ايد متشكريم و روز خوبي را براي شما آرزومنديم

    بازم تاکید می کنیم : بعضی از دخترا نه همشون
  6. #36
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    مرد جوون : ببخشين آقا ، مي تونم بپرسم ساعت چنده ؟
    پيرمرد : معلومه كه نه !
    جوون : ولي چرا ؟ ! مثلا" اگه ساعت رو به من بگي چي از دست ميدي ؟ !
    پيرمرد : ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم !
    جوون : ميشه بگي چطور همچين چيزي ممكنه ؟ !
    پيرمرد : ببين ... اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممكنه تو تشكر كني و فردا هم بخواي دوباره ساعت رو از من بپرسي !
    جوون : كاملا" امكانش هست !
    پيرمرد : ممكنه ما دو سه بار ديگه هم همديگه رو ملاقات كنيم و تو اسم و آدرس من رو بپرسي !
    جوون : كاملا" امكان داره !
    پيرمرد : يه روز ممكنه تو بياي به خونه ي من و بگي كه فقط داشتي از اينجا رد ميشدي و اومدي كه يه سر به من بزني! بعد من ممكنه از روي تعارف تو رو به يه فنجون چايي دعوت كنم ! بعد از اين دعوت من ، ممكنه تو بازم براي خوردن چايي بياي خونه ي من و بپرسي كه اين چايي رو كي درست كرده ؟ !
    جوون : ممكنه !
    پيرمرد : بعد من بهت ميگم كه اين چايي رو دخترم درست كرده ! بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفي كنم و تو هم دختر من رو مي پسندي !
    مرد جوون : لبخند ميزنه !
    پيرمرد : بعد تو سعي مي كني كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كني ! ممكنه دختر من رو به سينما دعوت كني و با همديگه بيرون بريد !
    مرد جوون : لبخند ميزنه !
    پيرمرد : بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بياد و چشم انتظار تو بشه ! بعد از ملاقاتهاي متوالي ، تو عاشق دختر من ميشي و بهش پيشنهاد ازدواج مي كني !
    مرد جوون : لبخند ميزنه !
    پيرمرد : بعد از يه مدت ، يه روز شما دو تا مياين پيش من و از عشقتون براي من تعريف مي كنين و از من اجازه براي ازدواج ميخواين !
    مرد جوون در حال لبخند : اوه بله !
    پيرمرد با عصبانيت : مردك ابله ! من هيچوقت دخترم رو به ازدواج يكي مثل تو كه حتي يه ساعت مچي هم از خودش نداره در نميارم!!!
  7. #37
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    تفاوتهاي مردان و زنان !!!
    بلوغ
    زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.



    فيلم كمدي
    فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.



    دست خط
    مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش 'خرچنگ غورباقه' استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به 'ي' ها و 'ن' ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.



    حمام
    يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.



    خواروبار
    يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.



    بيرون رفتن
    وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.



    گربه
    زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.



    آينه
    مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...



    تلفن
    مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.



    يافتن يک نشاني
    وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: 'فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،' و 'ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم.'



    پذيرش اشتباه
    زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.



    فرزند
    يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.



    جامه شيك پوشيدن
    يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.



    شستن لباسها
    زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.



    عروسي
    هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد 'مراسم جشن' صحبت ميكنند، مردان درباره 'ميهماني هاي دوران مجردي.'



    اسباب بازي
    دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.



    گل و گياه
    يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.



    سبيل
    بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.



    نام مستعار
    اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.



    پرداخت صورتحساب ميز
    وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.



    پول
    يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.



    بگو مگوها
    حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود
  8. #38
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,777
    16,021
    20,250

    پیش فرض

    برترين شعر سال: :D

    پوتین برای سربازان جدید
    دستبند ۱۰ عدد
    پول برق را باید بدهیم
    پول آب جدا
    بازداشتگاه نم کشیده است
    پول گاز را باید بدهیم
    و دیگر هیچ ...
  9. #39
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض

    استفاده از موبایل دوربین*دار در خوابگاه*های دانشجوئی ممنوع می*باشد !!!

    خوابگاه دانشجوئی دختران. ساعت پنج بعد*ازظهر سه*شنبه. دختر جوان دانشجوئی کارتش را به مامور دم در نشان می*دهد و وارد راهرو ساختمان می*شود. یک خواهر نتراشیده نخراشیده در راهرو پشت میزی نشسته. دختر دانشجو را صدا می*زند:

    خواهر:* بیا اینجا ببینم.
    دختر: (کمی جا خورده به سمت او می*رود) بله؟ کاری داشتید؟
    خواهر: این چه طرز صحبت کردنه؟ موبایلت رو بده ببینم.
    دختر: (حیرت زده) موبایلم؟
    خواهر: آره دیگه. موبایلت. همراهت.
    دختر: من موبایل ندارم.
    خواهر: که نداری؟ هان؟ پس چطوری سر قرار با دوست پسرت می*روی؟
    دختر: دوست پسرم؟ من دوست پسر ندارم که.
    خواهر: دوست پسر نداری؟ هان؟ (داد می*زند) بده ببینم اون موبایلت رو.
    دختر: (به گریه می*افتد) گفتم که موبایل ندارم. پولم کجا بود موبایل بخرم؟ پدرم در … کارمند بازنشسته آموزش و پرورش است. به*زور حقوقش کفاف زندگی خودش و مادرم و دوتا برادرم را می*دهد.
    خواهر: موبایلت رو بده. همون موبایلی که دوست پسرت برایت خریده.
    دختر: (جیغ می*زند) گفتم که من دوست پسر ندارم.
    خواهر: (با تحکم)* صدایت را بیاور پائین بببنم. الان همه چیز معلوم می*شه. خواهرا! (از داخل توالت طبقه همکف، از درون اتاقک نگهبانی، از توی یکی از انبارهای طبقه اول سه خواهر دیگر در مایه*های همان خواهر اول به چشم برهم زدنی ظاهر می*شوند و دور دختر را می*گیرند. دختر از ترس و ناباوری خشکش زده. خواهر اول کیف او را از دستش می*گیرد و محتویاتش را روی میز می*ریزد. چیز خاصی نیست. یک جفت دستکش، یک جفت جوراب پشمی، کلید*های خوابگاه، کارت دانشجوئی، چندتا آدامس و یک بسته دستمال کاغذی، دوهزارتومان پول و کمی پول خرد. یک کتاب نو هم در کیف است. خواهر اول با غیظ به یکی از خواهران دیگر اشاره می*کند و او دختر را تفتیش بدنی می*کند)
    دختر: گفتم که من موبایل ندارم.
    خواهر: پس چطوری با دوست پسرت قرار می*گذاری؟ لابد باهاش چرت می*کنی هرشب؟ هان؟ با مارک و سافت؟ هان؟
    دختر: (سعی می*کند خنده*اش را بخورد) من دوست پسر ندارم. خوابگاه هم که کامپیوتر ندارد.
    یکی از خواهرها: لابد می*رود سر کوچه از این تلفن عمومی به دوست پسرش زنگ می*زند. حدود صد تومان پول خرد توی کیفش است.
    خواهر: تو که می*گوئی دوست پسر نداری پس این موقع شب بیرون چکار می*کنی توی این سوز سرما؟
    دختر: اولا که تازه ساعت پنج عصره. دوما رفته* بودم کتاب بخرم.
    خواهر: توی این سرما؟
    دختر: از اول ترم تا حالا پول نداشتم که بخرم،* وقت هم نمی*کردم. امروز که کلاس*ها بخاطر برف تعطیل بود رفتم.
    خواهر: چرا صبح نرفتی؟ دوست پسرت ماشین باباش عصر دستش بود؟
    دختر: (بی حوصله) صبح برف می*آمد. گرفتم خوابیدم. ساعت یک بعد از ظهر که برف وا گذاشت رفتم.
    خواهر: چرا حالا اومدی؟ چهارساعت رفته بودی یک کتاب بخری؟
    دختر: حدود بیست*تا کتاب*فروشی را گشتم تا این را پیدا کردم. بعدش هم توی ترافیک موندم.
    خواهر: ماشین دوست پسرت توی ترافیک موند؟
    دختر: نخیر. اتوبوس*مان توی ترافیک موند. گفتم که من دوست پسر ندارم. اهلش هم نیستم.
    خواهر: حالا کتابت چی هست؟
    دختر: خواص و نحوه بررسی مقاومت آلیاژهای گروه دوم جدول تناوبی نوشته پروفسور دیوید روک*هام ترجمه دکتر سید محمد*حسن علی*دوست از انتشارات دانشگاه امام حسین
    خواهر: (نگاهی به کتاب می*کند. معلوم است که از هیچ*چیز آن سر در نمی*آورد) رشته*ات چیه؟
    دختر: فیزیک نظری.
    خواهر: دوست*پسرت هم هم*رشته تو است؟
    دختر: گفتم که من دوست پسر ندارم.
    خواهر: اسم نویسنده این کتاب گفتی چیه؟
    دختر: (کمی بی*حوصله) روی جلدش نوشته. پروفسور دیوید..
    خواهر: (به وسط حرف دختر می*پرد. بُراق می*شود) دیوید؟ یهودیه؟ صهیونیسته؟
    دختر: من چه می*دانم. استاد دانشگاهه توی استرالیا.
    خواهر: همانجا که بغل انگلستانه؟ (اشاره می*کند به خواهرها. دوتا از خواهرها بازوهای دختر را می*گیرند) این کتاب باید بازبینی بشود. مطالبش صهیونیستیه. (خواهرها دختر را که داد و بیداد می*کند با خودشان بیرون می*برند. خودش می*ماند و یکی از خواهرها)
    همان یکی از خواهرها: ملیحه خانم می*گویم خوب دخترک را ترساندیش*ها. آفرین.
    خواهر: (پشت چشم نازک می*کند) ما در خدمت اخلاق جامعه*هستیم دیگر. موبایل نداشت کتاب صهیونیستی که داشت.
    همان یکی از خواهرها: راستی ملیحه*جان، امشب که هستی پای درس حاجی؟
    خواهر: من نباشم کی باشد؟
    همان یکی از خواهرها: من فکر نمی*کنم که باقی بیایند. هوا خیلی سرد است. ممکن است فقط همین من و شما و بدری باشیم.
    خواهر: چه بهتر. کلاس حاجی خصوصی می*شود (چشمکی حواله همان یکی از خواهرها می*کند و با دست به پهلوی او می*زند. هر دو زیر زیرکی می*خندند) عین جلسه پارسال. خیلی چسبید، نه؟ اون پسر خوش تیپه ریشوه کی بود با حاجی؟ آهان پسر برادرش بود. چقدر حزبل بازی در می آورد. ولی ملیحه خانم بالاخره راهش آورد. فرق من با تو اینه.(دهانش را نزدیک گوش همان یکی از خواهرها می کند) از دستت درش آوردم ها، نه؟ هنوز دلخوری؟ ببین امشب توی جلسه تو به تلافی اون… (ااز دم کیوسک نگهبانی دختر دیگری به سمت داخل می*آید) بپر برو توی مستراح قایم شو ببینم. این یکی دیگر موبایل دوربین*دار دارد. (خطاب به دختر) آهای بیا اینجا ببینم، موبایلت باید بازرسی بشه. دوست پسرت کجاست؟ ماشینش چیه؟ پژو ۲۰۶؟
    دختر : (هاج و واج کیسه نان و تخم*مرغ و تن*ماهی را زمین می*گذارد) چی گفتید؟
    خواهر: موبایلت رو بده ببینم. دوست پسرت برایت خریده؟
    دختر: من نه موبایل دارم و نه دوست پسر.
    خواهر:…
    کاشکی زندگی زودتر لود شه و
    خلاص .....!
  10. #40
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    مشخصات برای یه خانم خوب از نظر یه آقای عقده ای...

    الف) مشخصات ظاهري

    - قد 165-170
    - وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا امیر حجوانی کوپول که نمیخوام! زن میخوایم
    - اندام برزيلي
    - چهره متناسب و دوست داشتني
    - تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام ازهمونا ميخوايم )

    - لباس مارك پوش حتما

    - تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )

    - حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟)

    - رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه
    فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ...
    من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن

    - رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنیدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش همرنگ درياست )

    - ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- )

    - دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !

    - مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ...
    علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني
    اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !-
    جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )

    - استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )

    - مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده ....
    مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم
    ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )

    - رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم
    افول ميكنه )


    - حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....

    - ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره

    - رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )

    - صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد
    تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه

    - پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد
    آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته
  11. #41
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض

    از پدري پرسيدند آيا درست است كه ميگويند "زماني فرا خواهد رسيد كه پسر ها بزرگتر از پدرشان خواهند شد؟"
    گفت:" اتفاقا اين موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول داشته است. البته كاري به استعداد و نبوغشان ندارم منظور من سن و سال آنهاست!"

    پرسيدند:" به چه دليل؟"

    گفت:"به اين دليل كه برايتان شرح خواهم داد:




    وقتي 30 ساله بودم فرزندمان متولد شد. يعني 30 برابر او سن داشتم.


    وقتي 2 ساله شد من 32 سال داشتم . يعني 16 برابر او سن داشتم.


    وقتي 3 ساله شد من 33 سال داشتم. يعني 11 برابر او سن داشتم.


    وقتي 5 ساله شد من 35 سال داشتم. يعني 7 برابر او سن داشتم.


    وقتي 10 ساله شد من 40 سال داشتم. يعني 4 برابر او سن داشتم.


    وقتي 15 ساله شد من 45 سال داشتم. يعني 3 برابر او سن داشتم.


    وقتي 30 ساله شد من 60 سال داشتم. يعني فقط 2 برابر او سن داشتم.
    ميترسم اگر به منوال پيش برود به زودي از من جلو بزند و او بشود پدر من و من بشوم پسر او!!!"
    کاشکی زندگی زودتر لود شه و
    خلاص .....!
  12. #42
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    يـك دختـر يك مـرد را مي خواهد - يك مرد ثروتمند، موفق،
    جـذاب، تنومند، با استعداد، با محبت، پدري مهربان بـراي
    فرزندانش و يا يك دوست... جـزئيات متفاوت ميـباشد امـا
    يك نكته اساسي وجود دارد و آن اين است كه او يـك مـرد
    را مي خواهد. مرد مطلوب هر دختري همچـنانـكه سنش
    افزايش مي يابد دستخوش تغيير ميگردد:


    دختر 22 ساله: او يك شاهزاده در قصر را مي خواهد. دخـتـر در ايـن سـن ممكن است مدعي آن گردد كه واقع بين ميباشد و دنيا را از ميان عينك رنگـين مشاهده نميكند. امـا او هيچگاه اقرار به آرزوي داشتن يك مرد ايده آل نـخواهـد كـرد. آن مـرد بايد خوش قيافـه، جذاب و مشهور باشد. او بايد پولدار باشد نه زياد پولدار اما هميشه در حسابش پول به اندازه كـافي داشته باشد. البته او بايد سخاوتمند باشد تـا پولهايش را بـراي همسـرش خـرج كند. او بايد زرنـگ و با هوش بـاشـد كـه بـراي بـرخي دخـتران با اهميت تر از خوش قيافه بودن ميباشد. او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

    دختر 32 ساله: تنها يك مرد خوب را مي خواهد. او بـالاخره عيـنك رنگارنگ خود را كنار نهاده و خود را از توهمات و خيالپردازيهاي رمانتيك خلاصي بخشيده است. بـنابراين مرد مطلوب وي نيازي ندارد يك قهرمان باشد- او بايد خـوش قيـافـه، داراي رفـتـار شـايـسته، شغل با درآمد مكفي، يك ماشين خوب، يك خانه خوب و يك حساب بانـك خـوب باشـد. همچنين آن مرد بايد كيسه خريد را نيز از سوپر ماركت حمل كند، غـذاهـايـي كـه دخـتـر درست ميكند را دوست داشته باشد، به جوكهايش بخندد،تاريخهاي پر اهميت را بخاطر بسپـارد: مانند روز تـولد مـادر دختر و حـداقـل هفته اي يكبار ابراز محبت كند: همان مرد خانواده دوست مهربان.

    دختر42 ساله: تنها يك مرد را مي خواهد. يـك مـرد مـعمولي كه ستاره سينما نبوده و مي تـواند جاي داشتن عضلات قوي در بدنش حتي شكم هـم داشـته باشد. الـبـتـه در صورتي كه لباسش آن را كاملا بپوشاند. سر فاقد مو نيز زياد نفـرت انـگيـز نـخـواهـد بود. كـافي اسـت آخـر هفـته صـورت خـود را اصـلاح كنـد و آنقدر نيرو داشته باشد تا بتواند در كارهاي منزل كمك كند و به جوكـهايش نيز بخندد و سرش را بـه نشانه گوش دادن تكان دهد، او را ماهي يكبار از خانه بيرون ببرد، او را تا سوپرماركت برده و بـاز گرداند و تا تمام بدن خانم در ماشين قرار نگرفته حركت نكند.

    دختر 52 ساله: او مي خواهد...خوب دختر تنها با آن مرد زندگي مي كنـد. چقدر خوب اسـت اگـر آن مـرد هنـوز اسـم او را بـخاطـر داشتـه بـاشد و فـراموش نكــند كه آخر هفته صورتش را اصلاح كند، بعضي اوقـات بـه سلـماني بـرود، لبـاس زيـر و جـورابهـاي خــود را گـهگاهـي عـوض كنـد، زيـاد پـول قرض نگيرد، در اماكن عمومي مراقب رفتار خود باشـد، زماني كه با فردي صحبت مي كند خوابش نبرد... در اين سن دختر انتظار زيادي ندارد او تنها خواستار حداقل مي باشد.

    دختر 62 ساله: مردي را ميخواهد كـه زيـاد مزاحمش نگردد. آن دختر بايد خيلي خوش شانس باشد تا مرد آنقدر ترسناك نباشد تا نوه هايش بـا ديـدنـش بـه گـريه بـيافتند و يا هنوز بخاطر داشته باشد كه توالت در كجا قرار دارد، دندانهاي مصنوعيش كجا هستـنـد، اكنون چه ماهي از سال ميباشد، زماني كه ميخنند به چه چيزي دارد ميخـنـدد و يا اين زن كه با او زندگي ميكند كيست؟! زن ميخواهد مرد آنقدر توانا باشد كه بـدون كـمك وي صبـح از خواب بـيـدار شـده و لبـاس مـناسب به تن كند. بزرگترين آرزوي وي آن است كه نگهداري مرد زياد پر هزينه نبوده و يا جايي را بتواند در خـانـه بيابد كه صداي خرناسهاي مرد به گوشش نرسد.

    دختر 72 ساله: خوب بعضي دخترهـا تا ايـن سـن هـم عمر مي كنند اما مردان چطور؟ آيا مطمئن هستيد او هنوز نفس مي كشد؟!
  13. #43
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض

    راهکارهای جديد برای تنبلها

    تنبلهاي عزيز توجه فرمائيد راهكار هاي جديد رسيد:

    1. روزها استراحت كنيد تا شبها بتوانيد راحت بخوابيد.
    2. در نزديكي تختتان صندلي راحتي بگذاريد، تا اگر از خواب بيدار شديد، روي آن بنشينيد و استراحت كنيد.
    3. خوابيدن به نشستن، نشستن به ايستادن، ايستادن به راه رفتن الويت دارد.
    4. جايي كه مي توانيد بنشينيد چرا مي ايستيد.
    5. كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا.
    6. اگر حس كار كردن به شما دست داد، كمي صبر كنيد.
    کاشکی زندگی زودتر لود شه و
    خلاص .....!
  14. #44
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    دشوار ترين سؤالات خانم ها از آقايون

    در این قسمت پنج پاسخ درست به 5 سؤال مشکلی که ممکن است همسرتان از شما بپرسد و شما هم معمولا پاسخ نادرست به آنها می دهید، را برایتان آورده ایم.

    5 سوال عبارتند از: 1- "به چی فکر می کنی؟"، 2- "دوستم داری؟"، 3- "به نظرت من چاقم؟"، 4- "فکر می کنی اون خانم از من زیباتره؟" و 5- " اگر من بمیرم تو چی کار میکنی؟"

    چیزی که این سوال ها را اینقدر پیچیده کرده این است که یک پاسخ اشتباه ممکن است یک دعوای طولانی مدت را به وجود آورده و در بعضی موارد منجر به طلاق شود. به نمونه های زیر توجه کنید:

    1- "به چی فکر می کنی؟" مطمئنا پاسخ مناسب به این سوال چیزی جز این نیسـت: "ببخشید اگه ناراحتت کردم، عزیزم، فقط داشتم به این فکر می کردم که تو چه خانم فوق العاده، با ارزش، با ملاحظه، باهوش و زیبایی هستی و من چقدر خوش شانس هستم که تو را در کنار خود دارم." این سوال به طور حتم افکار درونیتان را برای خانم فاش نمی کند. به عنوان مثال ممکن است شما در آن موقع در حال فکر کردن به یکی از موارد زیر بودید:

    الف) بیس بال

    ب) فوتبال

    ث) چقدر چاق شدید

    ج) خانم زیباتر است یا شما

    د) اگر شما مردید پول بیمه را چطور خرج می کند

    پاسخ مناسبی که به این پرسش داده شده برگرفته از کتاب "ازدواج با بچه ها" نوشته ال باندی است. این اتفاق درست زمانی روی داد که همسر ال، "پگی" به او گفت: "میخواهم بدانی که..." و ال هم گفت "بیشتر ترجیح می دهم حرف بزنم تا فکر کنم."

    سوال دیگری که تنها یک پاسخ مثبت دارد و هزاران جواب منفی عبارتست از:


    2- "منو دوست داری؟" پاسخ مناسب به این سوال "بله" است. کسانی که میخواهند کمی استادانه تر عمل کنند می توانند بگویند: "بله عزیزم." پاسخ های اشتباه شامل موارد زیر می شود:

    الف) فکر کنم اینطور باشه

    ب) اگه بگم آره خوشحال می شی؟

    ث) بستگی داره منظورت از دوست داشتن چی باشه

    ج) فرقیم می کنه؟

    د) کی؟ من؟


    3- " به نظرت من چاقم؟" پاسخ مردها باید به این سؤال مطمئنا " نه، البته که نیستی" باشد و بعد هم باید به سرعت اتاق را ترک کنند. موارد نادرست عبارتند از:

    الف) نه چاقی نه لاغر

    ب) در مقایسه با کی؟

    ث) یکم وزنت زیاده ولی بهت می یاد

    ج) من خانم های چاق تر از تو هم دیده ام

    د) چی گفتی؟ من داشتم به بیمه نامت فکر می کردم


    4- "فکر می کنی اون خانم از من زیباتره؟" "اون خانم" می تواند هر کسی از نامزد قبلی شما گرفته، تا یک عابر که شما آنچنان به او خیره شده اید که باعث یک سانحه اتومبیل می شوید، و یا یک هنر پیشه ای که در یک فیلم بازی می کند، باشد. در هر شرایطی پاسخ درست این است: "نه، تو خیلی زیباتری" پاسخ های اشتباه شامل موارد زیر می شوند:

    الف) زیباتر از تو نیست، اما زیبایی های خودش را دارد

    ب) نمی دونم آدم باید زیبایی رو چطوری دسته بندی کنه

    ث) آره، ولی شرط می بندم که شخصیت تو از اون خیلی بالاتره

    ج) فقط از این نظر که از تو جوانتر و لاغر تره

    د) می توني دوباره سوالت رو تکرار کنی؟ من داشتم به بیمه نامت فکر می کردم


    5- "اگر من بمیرم تو چه کار می کنی؟". پاسخ مناسب: "محبوب من، اگر تو به طور ناگهانی چشم از جهان ببندی زندگی دیگر برای من هیچ معنایی نخواهد داشت و خودم را زیر چرخ های اولین کامیونی که ببینم می اندازم." همانطور که در چند خط بعدی می بینید، مشاهده خواهید کرد که یک پاسخ نا بخردانه شما را تا کجاها میشکد:

    خانم: عزیزم، اگر من بمیرم تو چه کار می کنی؟

    آقا: چرا عزیزم؛ خوب معلومه خیلی ناراحت می شم.

    خانم: دوباره ازدواج می کنی؟

    آقا: نه معلومه که نمی کنم

    خانم: دوست نداری ازدواج کنی؟

    آقا: خوب دوست که دارم

    خانم: پس چرا ازدواج نمی کنی؟

    آقا: خیلی خوب، دوباره ازدواج می کنم

    خانم: تو این کار رو می کنی؟

    آقا: بله

    خانم پس از یک مکث طولانی) باهاش توی تخت من می خوابی؟

    آقا: خوب آره، فکر کنم همچین کاری کنم

    خانم:خوبه، حالا فهمیدم، لابد میذاری لباس های من رو هم بپوشه؟

    آقا: فکر کنم اگه بخواهد بهش اجازه بدم

    خانم: (با سردی) واقعا؟! حتما جای عکس های من رو هم با عکس های او عوض میکنی؟

    آقا: آره فکر کنم کار درستی باشه

    خانم: این طوریه؟ آیا بهش اجازه میدی که با چوب گلف من بازی کنه؟

    آقا: نه عزیزم آخه اون چپ دسته!!!!
  15. #45
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    ضد حال(با چند تا دختر کوچولو به قول...)


    ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره
    ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو
    ضدحال يعنی روز تولدت دوست پسرت جلوی دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی
    ضدحال يعنی دوست دخترت تو رو بيرون با يه پسر ديگه ببينن
    ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه
    ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری سلف ژتون تموم کرده باشن
    ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه
    ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن
    ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه
    ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد
    ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵
    ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
    ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق
    ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن
    ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان بياد تو
    ضدحال يعنی هيستوري رو پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه

    ضدحال يعنی نفر يازدهم كنكور شدن
    ضدحال يعنی پژو آر-دي
    ضدحال يعنی فیلم ژاپنی
    ضدحال یعنی عشق یه طرفه
    ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰
    ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد
    ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن
    ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن
    ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن
    ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه
    ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خودکارت تموم بشه
    ضدحال یعنی با gfات بری کافیشاپ دخترخالتو ببینی
    ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه
    ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی
    ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوسش داریو نتونی ببینی
صفحه 3 از 601 نخست 12345678132353103503 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 9011

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •