ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 4 از 602 نخست 123456789142454104504 ... آخرین
نمایش نتایج: از 46 به 60 از 9023
  1. #46
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض

    خصوصيات مردها


    چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
    به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند


    چرا مردها هميشه خوشحال هستند؟
    چون آدم های بي خيال فقط می خندند


    چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
    زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند


    اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
    خانم، چرا که آقا راه را گم می کند


    شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
    شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد


    به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
    با استعداد


    خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
    من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم


    یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
    صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق


    برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
    سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد


    آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
    "کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"


    شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
    زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند


    چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
    به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند


    آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
    به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد


    چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
    دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند


    نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
    چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند
    کاشکی زندگی زودتر لود شه و
    خلاص .....!
  2. #47
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي
    مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور
    گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايــي
    مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتور
    به صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين
    مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه
    كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه." قـوانين
    مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط
    افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي از
    قـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني
    نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيز
    عينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه
    كنيد:

    1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!

    2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!

    3- همه چيز در حال بدتر شدن است!

    4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.

    5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!

    6- همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد!

    7- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد!

    8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!

    9- شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد!

    10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!

    11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!

    12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!

    13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند!

    14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!

    15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد!

    16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!

    17- هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!!

    18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!

    19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد!

    20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!

    21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد!

    22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما!

    23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد!

    24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود.

    25- هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم!

    26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!

    27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند!

    28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت!

    29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!

    30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!

    31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!

    32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!

    33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!!

    34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!

    35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است!

    36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!

    37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!

    38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!

    39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد!

    40- 0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترش بودن
    (معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!!

    41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است!

    42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!

    43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!!

    44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد!

    45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد!

    46- براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!!

    47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند!

    48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!

    49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است!

    50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!
  3. #48
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    دخترها و پسرها چگونه نيمرو درست مي كنند!!!!!!!!!!!!!
    دخترها:
    توی ماهيتابه روغن ميريزن
    اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
    - تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
    چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن!

    پسرها:

    توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
    توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
    ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
    توی ماهيتابه روغن ميريزن
    توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
    يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
    چند تا فحش ميدن
    دنبال كبريت ميگردن
    با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
    ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
    ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
    تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
    چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
    ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
    تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
    روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
    تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
    دنبال نمكدون ميگردن
    نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
    دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
    نمكدون رو پر از نمك ميكنن
    صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
    نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
    بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
    چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
    توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
    با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
    صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
    سريع برميگردن توی آشپزخونه
    تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
    ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
    دنبال ظرفهای مسی ميگردن
    قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
    چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
    ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
    چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
    ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
    روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
    چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
    نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
    قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
    چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
    با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
    پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
    نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
  4. #49
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    عجب رسمیه رسم زمونه
    خونه مون عیدا پر مهمونه
    می رن مهمونا
    از اونا فقط آ
    شغالِ میوه به جا می مونه !
    کجاست اون کیوی ؟
    چی شد نارنگی ؟
    کجا رفت اون موز ؟!
    خدا می دونه...
  5. #50
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    این یکی جدیه
    جدی جدی
    .
    .
    .
    چند توصیه به آقایان برای حمایت عاطفی از همسرانشان البته اگه بلدن ...!!

    چند توصیه به آقایان برای حمایت عاطفی از همسرانشان

    گر می خواهید همسرتان همواره زنی با طراوت وسرزنده و مادری سنجیده ومهربان باشد تصور نکنید
    که مجبورید بهای سنگینی را برای حصول این نتیجه بپردازید. فقط کافیست روزانه دقایقی به دقت به
    حرفهای او گوش فرا دهید. دراین شرائط طبیعی ترین کاری که او خواهد کرد همان صحبت کردن است.دراین مواقع برای اینکه همسرتان احساس کند که مورد پذیرش بیشتری است ، بهتر است چند توصیه زیر را رعایت کنید:
    ۱- وقتی احساس می کنید همسرتان ناراحت است، منتظر حرف زدن او نمانید. اگر شما آغاز گر حرف
    باشید، ۵۰ درصد ناراحتی اش را از بین می برید.
    ۲- وقتی به او اجازه صحبت می دهید ، بدانید ناراحت شدن ازاینکه او چرا ناراحت است کمکی به حل مسئله نمی کند.
    ۳- از قطع کردن سخن او اجتناب کنید.
    ۴- وقتی نمی دانید که چه بگویید ، حرفی نزنید. اگر نمی توانید حرف مثبتی بزنید و یا اگر نمی توانید
    جانب احترام را بگیرید، ساکت بمانید.
    ۵- اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سئوال او را به صحبت تشویق کنید.
    ۶- احساسات او را اصلاح نکنید و در مقام داوری برنیایید .
    ۷- تا حد امکان آرامش خود را حفظ کنید. واکنش نشان ندهید چرا که اگر حتی برای لحظه ای
    کنترل خود را از دست بدهید، بازنده می شوید
  6. #51
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    پيامكهاى فوتبال برتر !!

    حتما کسانی که برنامه فوتبال برتر رو تماشا کردن شاهد پخش چندین باره سوال اس ام اسی جالب و بی ربط این برنامه شدن. در زیر سوالاتی از این دست برای برنامه های آتی سیما پیشبینی می كنيم:


    سوال سریال جواهری در قصر:
    مهمترین عامل شکست اطرافیان یانگوم در توطئه علیه او چیست!؟
    1) توکل یانگوم
    2) الطاف خفیه الهی
    3) شکست طاغوت
    4) پیروزی مستضعفین




    سوال برنامه سینما یک:
    رمز موفقیت سینمای هالیوود چیست؟
    1) اصوات کریهه
    2) صور قبیحه
    3) حاج آقا براد پیت
    4) صهیونیسم جهانی




    سوال برنامه کودک و نوجوان:
    چرا بی بی به مجید اجازه خوردن میگو نمی داد!؟
    1) جهل و نادانی
    2) تبلیغات دشمنان اسلام
    3) تشویش اذهان عمومی
    4) ایمان ضعیف




    سوال برنامه صبح و سلامتی:
    دلیل اصلی ابتلا به سنگ کلیه چیست!؟
    1) نگاه به نامحرم
    2) عدم رعایت حجاب
    3) لاک زدن به ناخن
    4) رابطه تلفنی با نامحرم




    سوال برنامه نود:
    بهترین بازیکن فصل قبل فوتبال کشور چه کسی بود!؟
    1) محمد مایلی کهن
    2) حسن انصاری فر
    3) سید جواد هاشمی
    4) غلامحسین الهام




    سوال اخبار ورزشی:
    علت اصلی باخت ماریو شاراپووا در این دوره از مسابقات تنبس زنان جهان چه بود!؟
    1) عدم انجام فرائض دینی
    2) ترک امر به معروف و نهی از منکر
    3) مصرف مسکرات
    4) اغواگری
  7. #52
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    5 نوع ازدواج - شما جزء کدام گروه هستید؟

    ازدواج انواع و اقسام مختلفی دارد. وقتی توانستید نوع ازدواج خود را تشخیص دهید، آنوقت بهتر می توانید تصمیم بگیرید که آیا از ازدواج خود راضی هستید یا فکر می کنید باید تغییراتی در آن ایجاد کنید....... ازدواج یکنواخت وقتی ازدواج کرده اید، همسرتان را از ته قلب دوست می داشته اید. اما، با گذشت زمان و درگیر شدن شما با مسائل و مشکلات روزمره، بچه ها و سایر فعالیت ها، از همدیگر دور شده اید. شما به ندرت همدیگر را می بینید، این اشکالی ندارد، اما آرزو داشتید که می توانستید زمان بیشتری را با هم گذرانده و چیزی بیشتر و فراتر از هزینه های خانه را با هم شریک می شدید.
    همانطور که جدا شدن و دور شدن شما از یکدیگر، زمان برده است، نزدیک شدن دوباره به همدیگر هم نیازمند گذشت زمان است. پس نترسید و مطمئن باشید که اگر همه تلاشتان را به کار گیرید همه چیز مثل روز اول خواهد شد.
    با پیدا کردن ساعاتی که بتوانید آن را در کنار همسرتان بگذرانید شروع کنید. باید دوباره کشف کنید که همسرتان چقدر موجودی شگفت انگیز است و چقدر دوستش دارید. به چیزهای مورد علاقه همسرتان، علاقه نشان دهید، تا بتوانید زمانی را در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی بگذرانید.
    به دنبال موقعیت هایی باشید که بتوانید در خلوت کنار همسرتان بگذرانید تا دوباره از نزدیک با خصوصیات عالی او آشنا شوید.
    ازدواج سوء استفاده گرانه
    این ازدواج ازدواجی است که در آن شما چه جسماً و چه روحاً مورد سوء استفاده طرف مقابلتان قرار می گیرید. در بسیاری از موارد، این عادتی است که از دوران کودکی در فرد ایجاد می شود. ازاینرو، از بین بردن آن نیازمند عشق و مشاوره فراوان است.
    هیچ کس نباید تصور کند که به چنین ازدواجی تعلق دارد، همه شایسته یک ازدواج و زندگی زناشویی عالی بدون هیچگونه سوء استفاده می باشند.
    باید برای خودتان و فرد سوء استفاده گر از متخصص کمک بگیرید. اگر طرف مقابلتان تمایلی به انجام اینکار نشان نداد، آنگاه باید از متخصص بخواهید که به شما کمک کند که چطور با چنین موقعیتی کنار بیایید. باید بدانید که اگر این سوء استفاده و بدرفتاری ها ادامه پیدا کرد، آگاه تنها راه چاره شما ترک آن زندگی است.
    ازدواج مقام و عنوان
    البته مهم است که با مردی ازدواج کنید که بتواند از عهده نیازهای شما برآید، اما اگر با کسی فقط به خاطر ثروت یا مقام او ازدواج می کنید . هیچ وجه اشتراکی با هم ندارید، خیلی زود متوجه خواهید شد که همیشه هم پول همه چیز نیست.
    اگر ازدواج شما یکی از این نوع ازدواج ها باشد، چه باید بکنید؟ مطمئن باشید که هیچوقت دیر نیست و همیشه می توانید چیزهایی جدید درمورد همسرتان کشف کنید که بتواند او را در قلبتان جای دهد. سعی کنید به کارهای مثبتی که همسرتان برای شما و بچه ها انجام می دهد فکر کنید. از او به خاطر آن نقاط مثبت تشکر کنید و سعی کنید به چیزی فرای مقام یا وضعیت مالی او فکر کنید.
    برای شناختن همسرتان وقت بگذارید و رابطه ای عمیق تر با وی بسازید.
    ازدواج همسر غایب
    در اینگونه ازدواج ها سر همسرتان آنقدر به کار و فعالیت های خارج خانه گرم است که شما هیچوقت همدیگر را نمی بینید.
    شغل هایی هست که فرد مجبور است زمان زیادی را خارج از خانه و خانواده بگذراند. افرادی هم هستند که برای کارشان بیشتر از خانواده شان وقت می گذارند. این مسئله ممکن است به خاطر حس منفی وفاداری به کارفرما باشد یا اینکه بخواهند در کارشان همیشه برتر و اول باشند.
    بعلاوه، کارها و فعالیت های زیادی وجود دارد که بتواند زمان و حواس افراد را از آنِ خود کند، اما اگر می بینید این کارها به بهای از دست دادن همسر و فرزنداتان تمام میشود، مراقب باشید چون ارزشش را ندارد.
    دلیل این مشکل در زندگی شما هر چه که باشد، دیگر زمانش رسیده است که دست از آن بردارید و ببینید برای کم کردن زمانی که خارج از منزل می گذرانید و اضافه کردن به زمانی که کنار همسر و خانواده تان می گذرانید چه باید بکنید. ممکن است ابتدا شکل قربانی کردن خودتان را داشته باشد. اما اگر همراه با همسرتان تصمیم بگیرید که برای رشد و توسعه ازدواج و زندگیتان چه می توانید بکنید، مطمئن باشید که به لذت عمیقی دست پیدا خواهید کرد.
    ازدواج بادوام
    اینها ازدواج هایی هستند که هر کسی رویای آن را در سر می پروراند. پیرمرد و پیرزنی را که گاهی می بینید دست در دست همدیگر لبخند زنان در خیابان قدم می زنند چنین ازدواجی داشته اند.
    این ازدواج ها اتفاقی به وجود نمی آیند. آنها با تلاش های مداوم، روزانه و مثبت به وچود می آیند. برای داشتن یک ازدواچ بادوام باید تلاش کرد. ازدواجی که دربرابر مشکلات مالی و اقتصادی، بیماری ها، مشکلات فرزندان، شکستن قلب ها و خیلی مسائل و مشکلات دیگر طاقت بیاورد، ازدواجی بادوام است چون زوجین از تمام این مشکلات با کمک و همکاری یکدیگر گذشته اند. آنها برای گذشتن از سد مشکلات و موانع موجود بر سر راه خوشبختیشان دست در دست همدیگر تلاش می کنند. خنده هایشان، گریه هایشان، شادی ها و غصه ها و کارهایشان با هم و در کنار هم بوده است. آنها می دانند که همیشه می توانند روی همدیگر حساب کنند.
    چنین ازدواجی برای تک تک ما امکانپذیر است. فقط باید بخواهیم و هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال برای به دست آوردن آن تلاش کنیم.
    ازدواج شما کدامیک ازاینهاست؟ آیا می خواهید همین وضعیت را حفظ کنید؟ یادتان باشد که هیچوقت دیر نیست و اگر همدیگر را دوست بدارید و تلاش کنید، می توانید خوشبخت ترین زندگی را از آنِ خود کنید.
  8. #53
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    چه جوری تو خارج از کشور بفهمیم یک نفر ایرونیه؟

    1-فرض کنید دارید با خیال راحت و از سر خوشی توی خیابون های برلین قدم میزنید. سر راهتون به یه تقاطع میرسید و صبر میکنید تا چراغ برای شما سبز بشه.موقعی که چراغ سبز میشه و دارید از تقاطع رد میشید یه ماشین با سرعت میاد و در حالیکه چراغ برای اون قرمزه و نزدیکه که با شما تصادف کنه تقاطع رو رد میکنه....اینجاست که میتونید با خیال راحت به راننده خلافکار با زبان شیرین فارسی فحش بدید!چون مطمئن باشید اون یه ایرنیه و زبون شما رو میفهمه!

    2-رفتید یکی از شهر های ترکیه(منظور همون آنتالیاست!ولی خوب نمیشه اسمش رو گفت!) میرید تا در کنار سواحل دریا یه قدمی بزنید! یهو میبینید یه خانمی با مانتو شالاپ(منظور از شالاپ صدای برخورد توده عظیم چربی با آب در یا ست!) می پره تو دریا! بعد که نگاه می کنید میبینید یه آقاهه هم اونجا کنار دریا وایساده هی داره ملت رو دید میزنه و اینا! یه دفعه چشمش میفته به شما ... در این لحظه که شما دارید به اون خانومه نگاه میکنید اگر اون آقاهه بیاد جلو و به شما به زبان ایرونی بگه ""هی مرتیکه مگه خودت ناموس نداری؟چرا به زن من نگاه می کنی؟!؟!"" اصلاً تعجب نکنید!*

    *خدایی ما ایرانی ها خیلی باحالیم.کلی زن خوشگل و سرخ و سفید و ....!(منظور از غیره رو میدونید دیگه!) کنار دریاست ولی ما بازم فکر می کنیم همه دارن زنمون رو دید میزنن!

    3- دارید یه مسافرت رویایی رو در یکی از شهر های هلند می گذرونید(فرض می کنیم آمستردام).واسه شام میرید به بهترین رستوران آمستردام! شامتون رو با لذت تمام می خورید(یا همون میل میکنید!)نگاهتون میفته به میز بغلیتون میبینید یه خانم و آقای کلی شیک و با کلاس تازه اومدن و می خوان غذا سفارش بدن.وقتی غذاشون رو سفارش دادن میبینید که آقاهه لب به غذا نمی زنه!یه کم میگذره و میبینید آقاهه به گارسون میگه بیاد.وقتی اون آقاهه داره با پیشخدمت رستوران صحبت میکنه اگه گوشتون رو تیز کنید این جملات رو میشنوید:ببخشید میشه دو تا تیکه نون هم بیارین غذامونو باش بخوریم؟

    4-دارید در شهر دبی واسه خودتون قدم می زنید و از زیباییهای خداوندی لذت می برید. میرسید به یه پاساژ.میرید داخل.دارید (فرض می کنیم شما با این خصلت ایرونی ها که هر جایی میرن اول یه سری به مراکز خریدش میزنن آشنا هستید!) با خودتون صحبت می کنید:" عجب جای شیکی .بابا ایول این عرب ها هم چه خرجی می کنن. مرحبا.لامسبا روی نفت می خوابن دیگه ببین چه پاساژی درست کردن عینهو قصر.اااا وایسا بینم یه جای کار می لنگه!پس این پاساژ به این شیکی و تمیزی و این همه مغازه چرا مشتری ایرانی نداره؟!" در حالی که از تعجب دهنتون گرد شده از در پشتی پاساژ خارج میشید . میرید توی خیابونی که پر از فروشنده دوره گرده(این لحظه که دارم این متن رو مینویسم واژه دست فروش رو یادم رفته واسه همین می گم دوره گرد!)و بساطشون رو کنار خیابون پهن کردن.اوه عجب جمعیتی دورشو گرفته.با خودتون فکر میکنید : مگه چی میفروشه که اینقدر اطرافش شلوغه؟!؟! کنجکاو میشید و میرید جولوتر و یه دفعه یه صدای زنونه میشنوید که میگه: اصغر ازش بپرس این جوراب شلواری ها رو چند میده!!!!!!!!
  9. #54
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    كاپشن براي ريس جمهور، يك عدد...
    كيك زد، 10 عدد...
    پول نفت جدا...
    پول گاز جدا...
    حساب ذخيره ارزي ،صفر...
    تورم 40% ...
    و ديگر هيچ...

    به به...به به...
  10. #55
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    بیایید با فارسی آشتی کنیم

    چاقو : تو دل برو.
    بادكنك : زندان هوا.
    پاك كن : مالش بر دانش.
    چنگال : يکي بود يکي نبود, يا قاشق تابستوني.
    حمام : پاکستان و يا زنده شورخونه.
    كفش : نفر بر زرهي.
    پول : آجيل مشكل گشا.
    نوشابه : چاي عزادار.
    هاونگ : لهستان.
    يكعدد شلوار لي : ليوان.
    دو عدد شلوار لي : لي لي.
    سه عدد شلوار لي : تريلي.
    چهار عدد شلوار لي : چارلي.
    پنج عدد شلوار لي : خيلي.
    سوسك : كابوس خانومها.
    دوش : آب چرخ كن.
    گوشتكوب : ماساژور گوشت.
    آسانسور : تاكسي ديواري.
    زنبيل : صف نگهدار.
    عينك : ويترين چشم.
    پلك : كركره چشم.
    مهتابي : لوله درخشان.
    زلزله : عطسه زمين.
    قوري : آقابالاسر سماور.
    ميخ : توسري خورچكش.
    تيغ : قاتل مو.
    آئينه : من درش پيدا.
    گوجه فرنگي : چراغ خطر ديزي.
  11. #56
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض روش وبلاگ داری! (ویژه آقایون)

    آقايون عزيز ، امروز ميخوام بهتون بگم كه چطوري يه وبلاگ ايجاد كنيد و چطوري اداره اش كنيد تا كلي فايده دنيوي (و نه اخروي) بهتون برسه .

    اول :
    براي وبلاگتون يه اسم عاشقونه (از نوع جگر سوز ) انتخاب كنيد . اسم انتخابي بايد طوري باشه كه خواننده با ديدنش احساس حرارت ، گرمي ، داغي و حتي كمي سوزش بكنه ، مثل : مرد دلشكسته آواره چشم به راه ، مردي با دل پاره پاره مثل الك ، مرد عاشق و خوش تيپ و مثبت ، مردي با سوختگي شديد از نوع سوم ، مرد آرووم مثل گوسفند ، مردي كه منتظر محبت شماست و ..... .

    دوم :
    يه عكس به عنوان لوگوي وبلاگ انتخاب كنيد ، بهتره عكس يه دل باشه كه سيخي ، ميخي ، شمشيري ، نيزه اي ، بيلي ، كلنگي ، ..... و يا هر چيز ديگه اي ، به وسطش فرو رفته باشه .

    سوم :
    يه عكس تمام قد از خودتون بزاريد صفحه اول وبلاگ تون . اگه قيافه تون توي ذوق ميزنه ، يه فتوشاپ كار ماهر پيدا كنين ، تا يه صفايي به صورت تون بده . بدك نيست بهش سفارش كنين يه هاله نوراني هم دور صورت تون بزاره .

    اگه قدتون هم خيلي كوتاهه ، اولش قد خودتون رو بنويسيد و بعدش اضافه كنين : بقيه اش زير زمينه . ضمنا ميتونيد روي چهار پايه وايستاده و عكس بگيريد تا مشكل تون برطرف بشه .

    چهارم :
    كلي از محاسن نداشته خودتون تعريف كنيد ، از تخيل خودتون استفاده كنيد و هر چي تو فيلمهاي هندي ، ايراني ، تركي و .... عاشقونه ديديد درباره خودتون بنويسيد . مطمئن باشيد كه دروغ خناق نيست كه راه گلوتون رو بند بياره .
    هر چقدر كه ميتونيد از مظلوميت خودتون بگيد و از اينكه خيلي مثبت و محجوب هستين ، قصه ها بسازيد .

    تا ميتونيد از وفا و محبت و مهربوني بگيد و از بي وفايي ، سنگدلي ، نامهربوني بعضي ها گله كنيد . بدك نيست كه بعضي ها رو به بي وفايي متهم كنيد تا ديگران فكر كنند شما تحفه تشريف دارين .

    پنجم :
    ديوان حافظ ، مولوي ، وحشي ، اهلي ، جنگلي ، و ..... رو برداريد و سوزناك ترين اشعارش رو انتخاب كنيد و بزاريد توي وبلاگتون . بهتره كه به همراه اين شعرها عكس دو تا قناري توي يه قفس ، دو تا گل سرخ توي يه گلدون ، دو تا ماهي توي تنگ آب ، دو تا زرافه كه گردنشون به هم گره خورده و .... هر دو تا چيزي ديگه اي كه به نظرتون ميرسه زير شعر قرار بديد .

    ششم :
    به وبلاگ هاي ديگران (البته ديگران مونث) سر بزنيد و دعوتشون كنيد بيان زيارت وبلاگتون . بعد از نظرتون ، يه شعر سوزناك هم بنويسين .

    آدرس وبلاگ ، آدرس ايميل ، شماره موبايل ، آدرس محل خونه تون ، آدرس مدرسه تون ، و هر چيزي كه مربوط به آدرس تون باشه (با خط خيلي درشت) اون زير بنويسيد .

    هفتم :
    بهتره كه توي وبلاگ يه صفحه نيازمندها درست كنيد و در اون به انواع دخترهاي مورد نيازتون اشاره كنيد . حواستون باشه كه فقط در يه زمينه آگهي ندين ، چون ممكنه تعداد كمي باهاتون تماس بگيرن . توي هر موردي كه عقلتون ميرسه آگهي نياز به همكار (البته از نوع مونث) بدين . مثلا بگيد :

    به يه خانومي در زمينه طراحي احتياج داريد و ايميل بديد تا باهاتون تماس بگيره .
    و توي پست بعدي بگيد به يه خانوم ، جهت همكاري در نوشتن وبلاگ احتياج داريد .
    پست بعدي بگين به يه خانوم كه دلش بخواد هنر پيشه بشه احتياج دارين . (اصلا مهم نيست كه شما تمام عمرتون يه دوربين عكاسي هم دستتون نگرفته باشيد) .

    و
    و
    و
    .......
    اونقدر براي خانوم هاي مختلف آگهي بزاريد تا چند نفري باهاتون تماس بگيرند .

    نهم :
    خوشحالم كه تونستم كمي كمك كنم . موفق باشيد و دعاي خير (همون نفرين سابق) تون رو از هیتو دريغ نكنيد .

    منابع :
    يه سري از وبلاگ هايي كه آقايون اداره ميكنند . (آدرس ها محفوظه) .
  12. #57
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    مزایای خواستگاری کردن دختران از پسران !

    با توجه به بالا رفتن سن ازدواج و لزوم بهره گیری ازتمام امکانات لازم برای ازدواج جوانان پیشنهاداتی مبنی بر خواستگاری کردن دختران از پسران مطرح میشود که درصورت اینکه خواستگاری از انحصار یک جنس درآمده و هر دو جنس بتوانند همسر آینده خود را با خواستگاری کردن ازوی انتخاب نمایند این امر دارای مزایای فراوانی خواهد بود که مسلما آقایون رو هم به حمایت ازاین امر ترغیب می کنه .به همین منظور برخی بهره های احتما لی در اثر خواستگاری کردن دختران از پسران مطرح میشه. شما آقایون میتونین با ملاحظه این بهره ها پی به سودمند بودن این امر ببرین !!!

    1- بهره اول: شما برای پیدا کردن زنی که مناسبتونه باید خیلی بگردین ولی برخی وقتا این گشتن می تونه سا لها طول بکشه چون ازیک طرف ممکنه شما به د لیل عدم آشنائی با دخترای مناسب نتونین تا مدتها کیس مناسبتون رو انتخاب کنین و ازطرفی با اعتقاد به این که جوینده یابندست همچنان بگردین! درصورتی که چه بسا خانومای زیادی شما رو بشناسن که با معیارهای شما کاملن جورن وبه شما هم علاقه دارن ولی شما زیاد با اونا آشنا نیستین . حالا اگه دختر خانومها بتونن بیان خواستگاری شما یعنی شانس شما برای پیدا کردن یه دختر مناسب تا 6-5 برابر بیشتر میشه !

    2- بهره دوم : یکی از مشکلات آقایون درخواستگاری رفتن مخارج کت و شلوار و شیرینی و گل و سلمونی و . .... به اضافه هزینه های جانبی خانواده برای حضور درمراسمه و این مشکلات با افزایش خواستگاری رفتن بیشترمی شه ولی درصورت اینکه دختر خانوم امکان خواستگاری ازشما رو پیدا کنه این مخارج حداقل به نصف تقلیل پیدا میکنه !

    3- بهره سوم : مسلما درهنگام خواستگاری اولین سوال خانواده عروس ازشما شغل شریف و میزان دارایی ها واملاکتونه که اگه شما کار یا دارایی مناسبی نداشته باشین چه بسا نتونین تا مدتها به دلیل عدم اعتماد به نفس به خواستگاری برین اما مسلما خانومی که به خواستگاری شما میاد قبلش درمورد شما تحقیق کرده و می دونه که شما آس و پاسی بیش نیستین پس دیگه نیازی به نگرانی نیست . درواقع اون خودتون رو میخواد!!!!!!

    4- بهره چهارم : اگه شما به خواستگاری دختر خانوم برین مهترین بحث شما با اونها سرهزینه های مهریه و شیربها و مراسم عقد وعروسیه که همه اینها هم گردن شماست به خصوص بحث مهریه که میتونه شما رو تا پای چوبه دارهم ببره !!! ولی وقتی خانوم محترم بیاد به خواستگاری شما نه تنها می تونین با کمال افتخار ازتمام اینها شونه خا لی کنین بلکه حتی می تونین تقاضای مهریه و شیربها هم بکنین !!!

    5- بهره پنجم : یکی از مشکلات اکثر آقایون شلخته بودن ونا مرتب بودن سر و ضع اونهاست . اتاق آقایون مجرداکثرا شلوغ پلوغ و بهم ریختس و تا سن چهل سالگی هم که خونه بابا جون تشریف داشته باشن بازم مامانشون ! باید اتاق رو مرتب کنه . ضمن اینکه بیشتر وقتا (غیر ازموارد خاص!) سر وصورت نامرتب و اصلاح نکرده ای دارن . اما اگه وضعیت طوری بشه که احساس کنین هر آینه ! دختر خانوم با یه دسته گل و شیرینی ممکنه خودش رو بندازه تو خونه شما ! طبیعتا مهمترین مسئله برای شما رسیدن به سر و وضع ظاهری اعم از تراشیدن ریش ، مرتب کردن مو ، زدن ریمل ،سایه ، رژلب و ........ برای جلب نظر دختر خانوم و خانوادشه !

    6- بهره ششم : آقایونی که سرو گوششون می جنبه دیگه نیازی نیست خودشون رو به آب و آتیش بزنن تا نظر دختر خانوم مورد نظر رو جلب کنن چون حالا خود ایشون به حد کافی بهانه داره تا بخواد شما رو آنا لیزکنه واین یعنی فرصتی برای مخ زنی بیشتر! ودرصورتی که شما رو پسندید آدرس وشماره خونتون رو میگیره و شما هم میتونین چند تا شماره همراه (ازاین اعتباری جدیدا) بهش بدین تا درمورد خواستگاری و مسائل اون با هم خوب گفتگو کنین

    البته یادم رفت بگم درکنار اینا مسلما همونطور که شما با ۳۲-۳۱ سال سن می ری خواستگاری دختر ۱۸ ساله اینجا هم باید هرروز منتظر حاج خانومای ۴۵-۴۰ ساله باشی که بیان خواستگاریت!!!
  13. #58
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    با فرا رسیدن فصل تابستان و گرم شدن هوا باز هم یه چند وقتی است که سر و کله حشرات موذی مخصوصا سوسک ها پیدا شده.
    هنوز کسی دلیل کشش سو سک ها به آدمیزاد را پیدا نکرده است!! فعلا هم که همه زدن تو کار انرژی هسته ای و وقت این جور تحقیق ها رو ندارن!!
    ولی خب اگه نظر بنده حقیر رو بخواین (مرسی شکسته بندی!!!) فعلا نون تو این تحقیقاس!! چون اگه تحقیقاتمون رو به جای انرژی هسته ای ،سوق بدیم به سمت حشراتی مث سوسک به احتمال خیلی!! (یعنی چیزی حدود ٪ ۹۳.۳۳ درصد!! ) زودتر موفق میشیم و تحقیقاتمون زود تر نتیجه بخش می ده!!
    مخصوصا که فعلا در این زمینه دیگه «ام پی تی» کاری نمی تونه بکنه وآمریکای جهانخوار هم دستش از گیر دادن به ما کوتاهه!
    شاید از خودتون بپرسین مگه در مورد سوسک ها هم میشه تحقیق کرد!!!؟
    خب معلومه که میشه.( اصولا تو این بخش همه چی امکان پذیره!!)
    مثلا می تونیم دانشمندانمان را به تحقیق در زمینه شبیه سازی سوسکها !!! تشویق کنیم تا به اصلاح نژادی این موجودات پرداخته و نسل با ادب تری از سوسک ها را تربیت کرده و تحویل اجتماع دهیم!!
    چرا که علت اصلی که آدم ها از سوسک ها متنفر هستند ،همین رفتار های نا هنجار !! وبی تربیتی!! سو سکهاست!!
    مثلا یک نمونه این که همیشه سر شون مث گاب!! می اندازن پایین و می رن تو خونه مردم!!حتی سلام هم نمی دهند!!
    و از اوون بد تر بدون اینکه اوهوووم بگو یند وارد دستشویی می شوند!!
    یکی دیگر از رفتار های نا پسند این موجودات این است که بهداشت را رعایت نمی کنند و همیشه ناخن های آنها بلند وزیر آن چرک است!! هیچ وقت پاهایشان را نمی شو یند وباآن همه جا می روند.
    بزرگترین ایراد سوسک ها این است که ، شب ها خیلی دیر می خوابند و تازه وقتی آدم می خواهد بخوابد ، سر و کله شان پیدا می شود!!
    مثلا سوسک های خونه ما تا پاسی از شب!!! بیدارن و تا پا به پای من همه فوتبال ها رو نبینن ، خوابشون نمی بره!!!!
    پس نتیجه می گیریم که آدم ها حق دارند از سوسک ها متنفر باشند .
    البته این موضوع تقصیر خود سوسک هاس.
    مثلا خود شما...؟ بله همین شما دوست عزیز که الان دستت تو دماغته!!!!!
    تا حالا شده سوسکی را در حال مطالعه ببینین!!!؟
    تا حالا دیدید که یک سوسک دست پیرزنی را بگیرد واز خیابان رد کند؟
  14. #59
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض چرا پسر ها اینقدر ضایع هستند .

    واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشیم اگه صندلی ها هم خالی باشه میریم ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستیم، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهت.

    واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میریم، کافیه فقط یه دختری از کنارمون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه.

    واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرمون میاد، پا میشیم میریم یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میریم، 100 بار بوغ میزنمیو 200 بار ترمز، بعدشم میزنی به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)

    واسه اینکه وقتی میریم کوه، پشت دختره میری بالا از کوه، بعدش کم میاری و رنگت سرخ میشه و تازه می فهمی که دختره کوهنورد بوده

    واسه اینکه وقتی حس غرورت گل میکنه میبینی دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میری جلو، با پسره دعوا میکنی، بعدش که خوب کتکه رو خوردی می فهمی که یارو داداشش بوده

    واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده.
  15. #60
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    خاطرات يك دانشجوي دم بخت!!!

    دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.
    با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!

    دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:«لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!

    چهارشنبه:امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛ آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!

    جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!

    سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!

    سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي*كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!

    چهارشنبه:امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي*خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي*شوم؛ اما من قبول نمي*كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند!

    جمعه: امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواب تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!

    دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميدم كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!

    پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!

    دوشنبه: امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!

    شنبه: امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!

    يكشنبه: امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد!

    ترم آخر : امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم. :lol: :lol: :lol:
صفحه 4 از 602 نخست 123456789142454104504 ... آخرین
نمایش نتایج: از 46 به 60 از 9023

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •