ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 5 از 602 نخست 12345678910152555105505 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 9023
  1. #61
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
    خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد...

    ******************************************
    خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
    سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...

    ******************************************
    خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود.
    میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

    ******************************************
    و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
    انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
    و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...
    و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!!
    و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد…!!!
    و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!!
    و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!
    و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست !!!
    :lol:
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  2. #62
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    مخصوصه پسر هايي که زن گيرشون نمي یاد

    نکته :اين مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه ميشه.
    1.اولين دختري که به تورتون خورد ازش شماره بگيرند (ولي چون در اين کار استعداد نداريد بهتره دور اينکار را خط ِ قرمز بکشيد)
    2.اگه خواستيد دختري را زيره نظر بگيريد (که بيخود کردي) بايد زير چشمي طوري که متوجه شما نشه زيره نظرش بگيري...
    نکته:چون در اين کار هم مثل مورد ِ (1) ..... نداريد ، بهتره عينک بزنيد.
    3.اگه دختري را ديديد که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنيد
    و به مورد ِ (1) مراجعه کنيد .
    نکته: قبلش دورو بر تان را يه نگاهي بندازيد چون ممکنه يه دفعه اي يه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحيفتان را بچلاند.
    4.به هر دختري که رسيديد سلام کنيد و خود را بچه مثبت نشون بديد
    ولي مواظب بعضي لنگه کفش ها باشيد.
    5.اگه خواستگاري هر دختري رفتيد و جواب رَد شنيديد نااُميد نشويد خواستگاري يکي ديگه برويد گرچه بازم جوابِ رَد مي شنويد.( پسر بايد پورو باشه)
    6.اگه يه دختري را خيلي دوست داريد ولي به شما محل نمي ده، با يه دختره ديگه بيرون بريد طوري که اون شما را ببينه .
    نکته:که در اين صورت نه تنها به شما ديگه محل نمي ده ،تا کفش هم نثارتان مي کنه.
    7.تا مي توانيد سن ازدواج را ببريد بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سايه مي رنجند.
    اگرچه ريسکش خيلي بالا است, ممکن ديگه کسي بهتون دختر نده،
    چون ترشي هم تاريخ اِنقضا داره,تا يه حدي مي توان تحملش کرد.
    نکته:در صورت موفّق نشدن در اين مورد يه ظرف حتماً آماده کنيد.
    حتماً ميپرسي براي چي؟ خوب ديگه، براي ترشي.(ادم كه انقد خرفت نميشه)
    8.اينقدر سرِ کوچه و خيابون ها کيشيک نکشيد,که شايد شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنيد که شايد در خونه شما هم بخوابه .
    نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگيريد واونم بخوابه و ديگه بلند نشه.که در اين صورت(فاتحه مع صلوات)...
    9.اگه دانشجو(يا سرباز) هستيد,از خوردن غذاهاي اونجا جداً خود داري کنيد چون همون يه ذرّه همت را هم اَزِتون ميگيره.به جاش موز معجون بخوريد
    10.اگه قيافه نداري،اشکال نداره عوضش ماشين داري ...
    چي؟!!ماشين نداري... اشکال نداره عوضش خونه داري...
    بازم چي؟!! خونه هم نداري...خوب مشکلي نيست چون کار ِ،را که داري بعداً هم؛ميشه خونه و ماشين خريد.
    واي نگو که کار هم نداري!!! ترشي هم که اُفتادي، پس بهتره بري يه جايي خودت را گمو گور کُني.
    11.يه توصيه : اگه قيافه نداري؛ نري... ابروهات را برداري،صورتت را تيغ بزني، يکمي از لوازم آرايشي مامان جونت کش بري، همين جوري خوبي (فقط يکمي سرو وَعظت را درست کن).
    12.اگه از دوست دختر و هم دانشجويي به جايي نرسيدي چاره اي نداري جزء اين که، بري سراغ همون دخترها فاميل...
    13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زياد هم مشکل نيست، ولي... شما که تو 7 آسمون يه ستاره هم نداريد کارتون خيلي مشکله اما من کُمکتان ميکنم :
    تنها لطفي که ميتونم بکنم اينه که هُلتون بدم، که در اين صورت هم ممکنه از چاه در بياند و بي يُفتيد تو درّه (خوب عوضش از دست يکي از سيريش ها راحت مي شيم).
    14.اگه از هيچ کدوم از اين ها به نتيجه نرسيدي حتماً مشکل از خودت است بهتره بري پيشه يه روانپزشک اگه اون گفت مشکلي نداري!!! آخه... پس بد شانس هستي، برو خودت را دخيل کن به يکي از اين امامزاده ها شايد حاجت بگيري(ديگه باقيش با خداست و ما هم ديگه دخالت نمي کنيم).
  3. #63
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    مهمترین اخبار امسال .....

    همونطوری که آخر سال اتفاقات سال گذشته رو مرور میکنن ، در ابتدای سال هم نیاز به پیش بینی و برنامه ریزی جهت اتفاقات سال جدید هستش . بهمین دلیل در این برهه حساس تصمیم گرفتیم نگاهی داشته باشیم به اخباری که در طی سال جاری پیش خواهند اومد .

    اقتصادیجات
    بازم مثل همیشه با عنایت به برنامه ریزی های زیر بنایی مسئولین دلسوز ، امسال در کلیه امور اقتصادی بیش از 4 هزار درصد رشد خواهیم داشت . امسال هم بیکاری و بیسوادی و فقر ، مثل سال های قبل کاملا ریشه کن خواهد شد و پوزه بدخواهان به خاک مالیده خواهد شد ، مثل سال های قبل .

    تحریماتی
    طبق معمول سال های اخیر ، ملت قهرمان مان امسال هم با تحریمات جدید استکبار جهانی مواجه خواهد شد ، ولی دشمنان ملت ما غافلند که امسال ملت ما کلیه مایحتاج خود را از محل زندگی مقام عظمای ریاست جمهوری و به قیمت زمان شاه عباس کبیر تهیه میکند ، و این تحریمات هیچ اثری بر کشور و مردم ما نخواهد داشت .

    امنیت داخلی
    امسال هم مثل سال قبل در چندین مورد ، گروهی از برادران عزیز پیف پافستانی که در حال انجام امور آوارگی در کشورمان بسر میبرند ، در نهایت عطوفت و مهربانی ، دست نوازش بر سر دختران کشورمان کشیده و از این مراسم زیبا فیلم تهیه کرده و در معرض نمایش عموم قرار خواهند داد .

    و امسال هم در همین رابطه مقام عظما طی پیامی از الطاف این عزیزان تشکر کرده و خواستار تداوم این اعمال خواهند شد . همچنین در بخش دیگری از پیغام تاریخی مقام عظما اعلام خواهد شد که اگر گردانندگان اسکار بی غرض هستند ، جایزه های اسکار خود را به این فیلم های زیبا بدهند .

    امنیت خارجی
    جهت ایجاد امنیت در سرزمین های دیگر مقادی زیادی سلاح ، در قالب کمک های انسان دوستانه ، به این عزیزان ارسال خواهد شد و امید میرود که با این سلاح ها ، امنیت در کشورها نامبرده کاملا مستقر گردد .

    انتظاماتی
    امسال همچنین نیروی انتظامی اعلام خواهند کرد که از آنجا که امسال هم فرماندهان تعیین کننده مصادیق فساد این نیرو در باغ های خصوصی مشغول رد و بدل فرمودن دل و قلوه با بانوان خاص و کلیه مامورین جان بر کف این نیرو در حال مبارزه شدید با بانوان غرب زده ای هستند که در تابستان از پوشیدن جوراب پشمی ، پوتین ، گونی ، مقنعه ، نقاب و چادر عربی خودداری می کنند ، لذا فعلا این نیرو برای مقابله با عرضه گسترده مواد مخدر ، قاچاق دختران به کشورهای عربی و اخیرا پیف پافستان (چشمتان روشن) و تجاوزات به دختران کشورمان ، (که متهمین در نهایت رشادت از چهره خود فیلم گرفته و آن را در معرض ملت غیور و نیروی انتظامی سلحشورمان قرار داده اند) ، هیچ برنامه ای ندارد .

    امسال همچنین فرماندهان نیروی انتظامی که مصادیق فساد را کوتاهی 2 سانتیمتری پاچه شلوار بانوان اعلام کرده اند ، به همراه گروهی از بانوان عریان ، در مناطق خاص ، جلوه نمایی خواهند کرد .

    فلسطین اشغالی
    امسال نیز مردم سرزمین های اشغالی ، توسط صهیونیست ها به خاک و خون کشیده خواهند شد . نکته مهم این است که امسال هم هیچ مردی !!! در این سرزمین ها کشته نخواهد شد و مانند سابق ، فقط زنان و کودکان به شهادت خواهند رسید .

    و نیز همچنین امسال هم در پاسخ به تجاوزات رژیم صهیونیستی ، گروهی از صهیونیست ها در بمب گذاری های داخل سینما ، اتوبوس ، بیمارستان و فروشگاه ها به هلاکت خواهند رسید . توجه کنید که در این عملیات شجاعانه ، به هیچ زن و کودکی آسیبی نرسیده و تمامی کشته شدگان صهیونیست !!! خواهند بود .

    افغانستان (پیف پافستان) و عراق اشغالی
    اشغالگران متجاوز بی عرضگی خود را در برقراری امنیت نشان دادند . به همین جهت لازم است مدتی امور این مناطق را بعهده افراد صالح قرار دهند تا مسئولین انتظامی ما نشان دهند که چگونه میتوان امنیت برقرار کرد .

    روابط خارجی
    امسال روابط با کشور بونجولینای علیا واقع در شمال غربی قاره مرکزی مستحکم تر شده و ارتباطات برادرانه تر خواهد شد . از همین رو مردم مهمان دوست مان باید خودشان را برای پذیرایی از برادران گرسنه این کشور آماده نمایند .
  4. #64
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    شما یک میانسال شده اید اگر:
    * وقتی یک ماجرای شیرین دوره کودکی یا نوجوانی را به یاد بیاورید و آن را برای بچه هایتان تعریف کنید،و آنها هم متقابلا یادشان بیاید که بارها و بارها این ماجرا را از شما شنیده اند.
    * وقتی لازم بدانید نام یک خواننده،یک گروه موزیک،یک کارگردان و... را بارها و بارها با فرزند تان با عبارت تازگیها آشنای:"اون اسمش چی بود"چک کنید.
    *وقتی اسمها و مارکها را جابجا بگویید و دنیا و مافیها را متهم کنید که حواس برای آدم باقی نمی گذارند.
    * وقتی حوصله و وقت (واقعا؟!)سر و کله زدن با تکنولوژی مزخرف فوق مدرن را نداشته باشید و با بکار گیری عبارت:"دستم بنده،تا من فلان کارو می کنم،تو هم این فیلمو برام دانلود کن"و یا:"دهه،این که خرابه،چه جوری بود؟!"،کار را به فرزندتان بسپارید.
    *وقتی فیلم"دونده"امیر نادری را(که فیلم محبوب سالهای جوانیتان بود) بعد از 15-16 سال ببینید و توی دلتان بگویید:"حوصله ام سر رفت!چقدر ورجه-ورجه می کند!"
    * وقتی در روابط اجتماعی، جنسیت طرف،برایتان مهم نباشد.
    *وقتی شدیدا هنگام حضور در کوچه و خیابان،احساس امنیت اجتماعی کنید!
    * وقتی که سوار تاکسی شده اید و به خیال خودتان خیلی هم ترگل – ورگل تشریف داریدو از راننده تاکسی می پرسید:"چقدر تقدیم کنم؟"، مرتیکه که به جای پدر بزرگت است،بگوید:"قابل شوما رو نداره مادر(پدر)..."یا وقتی رفته اید تعمیرگاه آینه بغل ماشینتان را عوض کنید و تعمیرکار که برای خودش مرد گنده ای است،خجالت نکشد و بگوید:"شومام مثه مادر(پدر) من،سالمه.نمی خواد عوضش کنی."
    *وقتی به شیوه تصاعدی در برابر هر مسئله ای (که پیش از این قابلیت منفجر کردنتان با قدرت تخریب صد در صد را داشت)عبارت آشنای:"ولش کن...زندگی ارزشش را ندارد..." به کار ببرید.
    * وقتی عبارات شیرین: "ای روزگااااار..." (یا آه خالی!)را کشف کنید.
    *وقتی توی یک جمع بروید و ببینید همه دارند بهتان احترام می گذارند و روی سرشان حلوا – حلوایتان می کنند!

    جمله شاعرانه:آه!چقدر میانسالی خوب است!!
    تبصره:البته من میانسال نیستم،ولی میانسالها را دوست دارم.آن راننده تاکسی و آن مکانیک هم غلط کردند به شما گفتند مادر(پدر)!
  5. #65
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    آموزش با كلاس شدن...

    سعي كنيد هرروز لباسهايتان را آپگريد كنيد
    *
    داشتن موبايل شيك و جديد خيلي مهم است
    *
    براي موبايلتان چند جلد بخريد تا بتوانيد موبايلتان را به سادگي با لباستان هماهنگ كنيد
    *
    مدل مو خيلي مهم است هرچه در اين زمينه هزينه كنيد باز هم كم است
    *
    هر روز چند كلمه جديد از ديكشنري استخراج كنيد تا به هنگام نياز به كار بگيريد
    *
    اگر با كسي قرار ميگذاريد با نيم ساعت تاخير به سر قرار برويد وا ز خيابانهاي شلوغ گله كنيد
    *
    مكالمات تلفني خود را به چند ثانيه خلاصه كنيد. خانومها بيشتر تمرين كنند
    *
    در ميهماني چاي را با قند نخوريد بلكه با نوك قاشق كمي شكر ريخته و فقط دو بار به هم بزنيد
    *
    و چاي را به يكباره نخوريد بلكه يك كم چاي بخوريد چند كلمه حرف بزنيد كمي چاي كمي حرف ..... و
    *
    يوگا ورزش با كلاسي است حتما اين ورزش را ياد بگيريد
    *
    هنگامي كه كرايه ميدهيد هيچ وقت پول خرد ندهيد حتي المقدور تراول يا بيست هزار ريالي بدهيد
    *
    هر روز يك روزنامه به زبان انگليسي خريده و هر كجا ميرويد همراهتان ببريد
    *
    به كلاسهاي آموزش موسيقي رفته و هميشه كيف گيتار به دوشتان بياندازيد
    *
    هميشه چوب اسكي و چوب گلف را در ماشينتان داشته باشيد
    *
    در رستوران يا در ميهماني نصف كباب تان را ميل نكرده و در بشقاب دست نخورده باقي بگذاريد
  6. #66
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض

    عامل مهم فرار پشه از دست شما جريان هواي ايجاد شده توسط خودتونه است.نه هشياري پشه.خيلي ها هنگام پشه كشي كف دست رو از فاصله زياد به سمت پشه حركت مي دن كه اين با عث ايجاد جريان هوا و به نوعي كنار زدن پشه هست.پس بايد ظرافت داشت.كشتن پشه نيروي خيلي كمي لازم داره.جريان هوا از طرف دست شما رو به راحتي حس ميكنند و زود تر از تصور شما فرار.

    حالت دست هنگام پشه گرفتن:

    انگشتان دست نبايد فاصله داشته باشند.نبايد دست خود را بيش از حد سريع ببنديد.جون باز هم هوا مثل يك تلمبه از دو طرف دست پشه رو به بيرون مي فرسته.اما در اين جا سر عت عمل لازمه.

    وقتي پشه رو گرفتيم:

    خوب حالا پشه در مشت شماست.اما هنوز زنده.

    بسياري از حشرات نظير سوسك نسبت به بدن و وزن خود فشار فيريكي زيادي تحمل مي كنند.پس هر چه مشتتون رو فشرده تر مي كنيد خو دتون رو خسته كرديد.در حاليكه راه فرار پشه بسته است مثل مچاله كردن كاغذ.وقتي مشتتو باز كردي ميبيني از خون گل رنگ شده.اين است سزاي بد كاران زالو صفت.اما فراموش نكن اين غريزه پشه هست نه اختيار.پس سعي كن به پشه ها سبز باشي.مخصوصا پشه هاي شهري كه خيلي بي آزارن.

    در باره ي پشه هاي وحشي كه واقعا زبان نفهمن بايد گفت تنها راه روشن كردن آتش با دود غليظ است.

    پشه هاي وحشي از اوايل غروب حمله ميكنن.ركورد من در اواخر غروب 22 پشه در 15 دقيقه هست كه در يك باغ خارج شهر ثبت شد.
    کاشکی زندگی زودتر لود شه و
    خلاص .....!
  7. #67
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض

    .:: خر کیف یعنی چی؟یعنی این...! ::.

    خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :" نه اینجا نیست... اینا بچه های کارشناسی ارشدن
    خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!
    خر كبف يعني اينكه يه لپ تاپ مي گيري دستت اما 2 قرون سواد نداري بهت بگن آقاي مهندس!
    خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر!
    خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!
    خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!
    خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو اینترنت بچرخی!
    خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده!
    خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!
    خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!
    خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!
    خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!
    خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره تلفن و یا حتی گوشی طرف!)
    خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام میکنه!
    خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: "از قیافه تون معلومه که
    دانشجویین!"
    خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه: خوشگل خانوم!
    خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!
    خر کیف یعنی بین کلاس 12 تا 2 و کلاس 2 تا 4 خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی و بری باهاش ناهار بخوری!
    خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!
    خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون بیشتر شه!
    خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!
    خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو جا بذاره!
    کاشکی زندگی زودتر لود شه و
    خلاص .....!
  8. #68
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    چند راهکار برای حفظ جیب مردان متاهل!!!!

    1. چنانچه روزی از سر کار به منزل آمدید و مشاهده کردید که همسرتان بر خلاف روزهای گذشته تمام کلماتی که بر زبان می آورد با پسوند عزیزم همراه می باشد مثل : سلام عزیزم , خوبی عزیزم , خسته نباشی عزیزم و ... هشیار و آگاه باشید که او صد در صد خواسته مالی از شما دارد , به همین دلیل به حربه ... کردن ( اشتباه کردید. منظورم خام کردن بود) متوسل شده است .

    پس قبل از اینکه بتواند به مقصودش برسد و خواسته اش را مطرح نماید , شما پیش دستی کنید و به او بگویید :عزیز تر از جانم , یکم پول داری بهم قرضی بدی ؟

    2. چنانچه درست چند روز مانده به روز زن , همسرتان به بهانه های واهی شما را به خیابان می کشاند و در حالی که مشغول قدم زدن از جلوی یک طلا فروشی هستید , از علاقه شدیدش به گردنبند طلای چند کیلویی ! پشت ویترین با شما صحبت می کند , کاملا مطمئن باشید و ذره ای شک به خود راه ندهید که همسرتان از حربه ای غیر مستقیم استفاده کرده و منظورش این بوده که روز زن که هدیه تان را باز می کند داخل هدیه با این گردنبند مواجه شود .
    پس شما هم کاملا نرمال و با کمال آرامش به او بگویید : « عزیزم من واقعا از این مردایی که روز زن به همسرهاشون طلا و جواهرات هدیه می دن متنفرم چون می خوان ارزش زن رو با پول قیاس کنن . به نظر من نفس عمل مهمه و با یک شاخه گل هم می شه اونو نشون داد . مگه نه ؟»


    3. چنانچه لحظه ای که از سر کار می آیید و درب منزل را باز می کنید , بر خلاف روزهای گذشته با عطر دل انگیز خورش قرمه سبزی که در فضای منزل منتشر شده مواجه می شوید و صدای همسرتان را از داخل آشپزخانه می شنوید که می گوید : «عزیزم امروز غذایی رو که دوست داری برات پختم» شک نکنید که همسرتان می خواهد از حربه نمک گیر کردن استفاده نماید و بعد از میل غذا حتما خواسته مالیش را مطرح خواهد کرد .
    پس برای اینکه نمک گیر نشوید و محتویات جیبتان حفظ شود , جلوی شکمتان را بگیرید و بگویید : عزیزم من بیرون غذا خوردم.



    4. چنانچه در ایام تابستان , قصد سفر به همراه همسرتان و با اتومبیل شخصی دارید , به طور یقین بدانید که طبیعت زن جوری است که اگر به او رو داده شود دلش می خواهد از هر شهر و روستا و دهستان و بخش و ده و دهکوره و .... که عبور می کند , مقادیری از سوغات آن دیار را برای اهل خانواده اش به ارمغان ببرد .
    پس چنانچه می خواهید که سفر خوب و خوش و لذت بخشی را داشته باشید بدون اینکه پولی به سوغات داده باشید در ضمن از غرغر های همسرتان هم در امان بمانید , از همان ابتدای سفر , کمربند ایمنی صندلی همسرتان را طوری ببندید که کاملا از روی دهان او عبور کند و آنرا طوری قفل کنید که دیگر باز نشود .(همانطور که در شکل زیر میبینید)




    5. و چنانچه روزی مشغول خواندن یک چنین مطالبی بودید و مشاهده کردید که همسرتان با یک لبخند تصنعی و در حالیکه در یک دستش وردنه و با یک دست دیگرش یک ساتور حمل می کند و دارد به سمت شما می آید , مسلما همسرتان قصد دارد از حربه زور در مقابل شما استفاده نماید
    پس بدانید و آگاه باشید که هیچ کدام از راهکارهای بالا در این لحظه به کمک شما نخواهد آمد و تنها راه فرارتان , پنجره پشت سرتان می باشد .
    از من که گذشت ولی به شما نصیحت می کنم که همیشه به فکر چنین مواقعی باشید و هیچگاه در طبقات دوم به بالا خانه نگیرید !!!
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  9. #69
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryana
    .:: خر کیف یعنی چی؟یعنی این...! ::.

    خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!
    !
    منظور اين قسمت اصلا علي نبوده كه از سايت دانشگاه تهران استفاده ميكنه آيا
  10. #70
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    فعاليت خوبيه .....
    مرسي..

    :D :D :D :D :D :D :D :D
    نامه ای از مادر غضنفر به پسرش

    گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد.
    اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد.
    بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،
    * آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
    وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده
    بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10
    کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم.
    اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد.
    آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست.
    پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن
    بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان
    آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد.
    اوليش 4 روز طول کشيد ،*دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
    گضنفر جان،*آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم
    پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،* 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،* چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه
    ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت
    اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره .
    فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي
    راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن.
    حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!*شرمنده
    همين ديگه .. خبر جديدي نيست
    قربانت .. مادرت
    راستي:*گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، *
    ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم
  11. #71
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    راهنمای ازدواج برای دختران

    در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای
    محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که
    سوءاستفاده نکنن .

    ۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت
    رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که :
    اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران
    ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

    ۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع
    روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه
    گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

    ۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه
    یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور
    نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های
    محترم مقیم مرکز و حومه .

    ۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو
    لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس
    ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار
    شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
    نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود
    دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

    ۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره
    تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه
    که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و
    بعد ترک تحصیل کنین.

    ۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های
    اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی
    شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه
    گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

    ۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم
    نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر
    گیرت بیاد . نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

    ۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج
    تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و
    تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه
    ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری :
    می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین
    ۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو
    میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) تا بعد از
    تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای
    اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده ان
  12. #72
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    طنز دخترانه .......

    اگر از او تعريف كنيد ، او فكر مي كند دروغ مي گوئيد و قصد فريب دادن او
    را داريد .

    اگر او را ستايش نكنيد ، شما پس براي چه خوبيد ؟!

    اگر هميشه با او موافق باشيد ، يك زن ذليل هستيد .

    اگر موافق نباشيد ، شما او را درك نمي كنيد .

    اگر زياد او را ملاقات كنيد ، خيلي عجول هستيد .

    اگر او را زياد ملاقات نكنيد ، او شما را متهم به خيانت مي كند .

    اگر خوب لباس بپوشيد ، بچه سوسول هستيد .

    اگر نپوشيد ، يك پسر كودن هستيد .

    اگر كوشش كنيد تا رابطه اي دراماتيك بسازيد ، او مي گويد قدر او را نمي
    دانيد .

    اگر كوشش نكنيد ، او فكر مي كند دوستش نداريد .

    اگر يك دقيقه تأخير كنيد ، او غر خواهد زد كه منتظر بودن سخت است .

    اگر او تأخير كند ، خواهد گفت كه اين يك روش زنانه است !

    اگر مرد ديگري را ملاقات كنيد ، شما از وقتتان خوب استفاده نكرده ايد !

    اگر او را با خانوم ديگري ملاقات كنيد ، خوب اين كاملاً طبيعي است آنها
    زن هستند !


    اگر به زن ديگري خيره شويد ، شما را به چشم چراني متهم مي كند !

    اگر او به مرد ديگري خيره شود ، خواهد گفت كه : آنها فقط خوش تيپ هستند !

    اگر صحبت كنيد ، آنها مي خواهند كه شنونده باشيد .

    اگر شنونده باشيد ، آنها مي خواهند شما صحبت كنيد
  13. #73
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    آفرينش زن

    در آغاز، آفريدگار جهان چون به خلقت زن رسيد،ديد مصالح سفت و سخت را در آفرينش مرد به كار برده و ديگر چيزي نمانده است. در كار خود واله گشت و پس از انديشة بسيار چنين كرد:
    گردي از رخسار از ماه، تراش تن از پيچك،چسبندگي از پاپيتال،لرزش اندام از گياه،نازكي از ني،شكوفايي از غنچه،سبكي از برگ،پيچ و تاپ از خرطوم پيل،چشم از غزال،نيش نگاه از زنبور، شادي از نيزة نور خورشيد، گريه از ابر،سبك سري از نسيم،بزدلي از خرگوش،غرور از طاووس،نرمي از آغوش طوطي، سختي از خاره،شيريني از انگبين،سنگ دلي از پلنگ،گرمي از آتش،سردي از برف،پرگويي از زاغ،زاري از فاخته،دورويي از لك لك و وفا از مرغابي بر گرفت و به هم سرشت و زن را ساخت و به مردش سپرد.
    پس از هفته اي، مرد نزد خدا باز آمد و گفت خدايا اين كه به من داده اي زندگي بر من تباه كرد. پيشه اش پرگويي است. دمي مرا به خود وا نمي گذارد، آزارم مي دهد، مدام نوازش مي خواهد،دوست دارد هميشه سرگرم اش كنم،بيخود مي گريد،تنها كارش بيكاري است. آمده ام پس اش دهم. زندگي با او برايم امكان پذير نيست. از من بازستان اش.
    خدا گفت: باشد و زن را پس گرفت. پس از هفته اي دگر مرد دوباره نزد خدا شد و گفت خداوندا تنهاي تنها شده ام. به ياد مي آورم چگونه براي ام آواز مي خواند،مي رقصيد،از گوشة چشم نگاه ام ممي كرد، با من بازي مي كرد، به تن ام مي چسبيد، خنده اش گوش ام را نوازش مي داد، تن اش خرم و ديدارش دل نواز بود. او ار به من باز پس ده.
    خدا گفت: باشد و زن را به پس داد. پس از سه روز دگر بار مرد نزد خدا شد و گفت: خدايا! نمي دانم چگونه است اما گويا زحمت او بيش از رحمت اوست. پس، كرم كن و او را از من باز پس گير.
    خدا گفت: دور شو! بس است هر چه گفتي. برو با او بساز!
    مرد گفت: اما با او زندگي نتوانم كرد.
    خدا گفت: بي او هم زندگي نتواني كرد آن گاه پشت به مرد كرد و پي كار خود رفت.
    مرد گفت: چه بايد كرد؟ نه با او توانم زيست، نه بي او.
    پس رو به حوا كرده مي گويد: پس لطفاً همان دور بايست و لبخند بزن، نمي خواهم تصويري كه از تو در ذهنم ساخته ام تيره و تار شود. :lol:
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  14. #74
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت:
    "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"
    خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش
    آب افتاد!
    افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها بر بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُرکنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
    مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد.
    خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"
    آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
    افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می
    خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"
    خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"
    >تخمین زده شده که 93% از مردم این متن را برای دیگران ارسال نخواهند کرد. ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشید، این پیام را با تیتر "7%" ارسال کنید!
    :lol:
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  15. #75
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    آقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالیکه خانمش هر روز در خانه بود.
    او می خواست زنش ببیند برای او در بیرون چه می گذرد.
    بنابر این دعا کرد :
    خدای عزیز :من هر روز سر کار می روم و 8 ساعت بیرونم در حالیکه خانمم فقط در خانه می ماندمن می خواهم او بداند برای من چه می گذرد؟
    بنابراین لطفا اجازه بدین برای یک روز هم که شده ما جای همدیگه باشیم.
    خداوند با معرفت بی انتهایش آرزوی این مرد را برآورد کرد .
    صبح روز بعد مرد با اعتماد کامل همچون یک زن از خواب بیدار شد و برای همسرش صبحانه آماده کرد بچه هارو بیدا کرد و لباسهای مدرسه شونو اماده کرد براشون صبحانه داد ناهارشان را تو کوله پشتی شون گذاشت و به مدرسه برد.
    خانه رو جارو کرد, برای گرفتن سپرده به بانک رفت به بقالی رفت جای خواب (کجاوهء)گربه هارو تمیز کرد سگ رو حمام دادو ساعت یک بعد از ظهر بود و او عجله داشت برای درست کردن رختخوابها -به کار انداختن لباسشویی-جارو و گرد گیری -وتی کشیدن آشپز خانه-رفتن به مدرسه برای آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه منزل -آماده کردن شیر و خوردنیها و گرفتن برنامهءبچه ها برای کار خانه -اتو کشی و مرتب کردن میز غذا خوری نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی در ساعت 4:30 بعد از ظهر و..........................(از ذکر انجام بقیه کارها فاکتور گیری شد.)
    در ساعت 9:00 او از یک کار طاقت فرسای روزانه خسته شده بود او به رختخواب رفت در حالیکه باید رضایت .........
    صبح روز بعد بلافاصله قبل از بیدار شدن از خواب گفت :
    خدایا :من چه فکری می کردم من سخت در اشتباه بودم برای غبطه خوردن به موندن زنم در منزل روزانه
    لطفا و لطفا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم .
    خداوند با معرفت لامتناهی خود جواب داد:
    پسرم من احساس می کنم تو درست را یاد گرفتی و خوشحالم که می خواهی به شرایط خودت برگردی ولی تو فقط مجبوری 9 ماه صبر کنی زیرا تو دیشب حامله شدی!!!
    :lol:
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

صفحه 5 از 602 نخست 12345678910152555105505 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 9023

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •