ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 595 از 596 نخست ... 95495545575585590591592593594595596 آخرین
نمایش نتایج: از 8,911 به 8,925 از 8926
  1. #8911
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض

    + دیونه یه پای من کیه؟
    - باز شروع کرد

    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  2. 1
  3. #8912
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض

    خواب ظهر دو حالت داره. یا پر انرژی و شارژ بیدار میشی. یا گلوت خشکه، سردرد داری، دستات خواب رفته و نمی*دونی امسال چه سالیه و تو کدوم سیاره*ای.
    ++
    یه بارم با بابام رفته بودم سرکارش بعد اومد منو به همکاراش معرفی کنه، برگشت گفت اینم سامان پسر من منم شروع کردم رقصیدن :|
    ++
    سوار تاکسی خطی شدم. دو قدم جلوتر یک مسافر گفت دربست. راننده به من گفت تو لیاقتت خیلی بیشتر از منه، پیاده شو.
    ++

    بابام میگه کانال چیه؟ میگم همون گروهه ولی فقط یارو میتونه حرف بزنه شما نمیتونین چیزی بگین. میگه یکی از اینا برای منم بزن اون تو باهات حرف بزنم.
    ++
    ‏چجوری محاسبه می کنن کی پیاده راه بیفتن سمت کربلا که به موقع برسن؟ من 4 ساله نمیتونم به موقع برسم دانشگاه.

    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  4. 2
  5. #8913
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض

    تو فلافلیِ سلف سرویس یه جوری تو داشت ساندویچش رو تا خرخره پر فلافل میکرد که
    میخواستم برم جلو بگم لذتی که در عفو هست در انتقام نیست.
    ++
    شما خارج از ایران هرکی رو دیدی موهاشو مش کرده با احتمال ۹۹ درصد اون آدم ایرانیه.
    ++
    رفته بودیم عروسی، برادر عروس یه جوری با شوق و ذوق میرقصید که قشنگ مشخص بود از اینکه اتاق دیگه مال خودش شده خوشحاله.
    ++

    دیشب اشتباهی به خواهرزاده ۳ سالم فلفل دادم کل آلبوم کاکوبند رو بدون غلط خوند.
    ++
    دنیای غریبیه. یهو تو کمتر از یک ساعت پنج تا زیرپوش سفید رو از دست می*دی و پنج تا زیرپوش صورتی ملایم به دست میاری. همینقدر ناپایدار.
    ++
    اینقد بدم میاد تو این فیلم ترسناکا وقتی یه صدایی از یه سوراخ سنبه تاریک میاد، میرن پیگیر میشن ببینن چیه. خو لعنتی مگه تنت میخاره؟
    ++


    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  6. 2
  7. #8914
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    12,819
    6,947
    7,167

    پیش فرض

    همش میگن تو چرا اینقد تپلی !

    بابا من تپل نیستم فقط واضحتر از شما دیده میشم!
    رزولوشنم بالاتره ! همین!! کیفیت اتفاقی نیست که آخه!!!




    دقت کردین اونایی که می خوان برن دندون پزشکی
    ده برابر قبل مسواک می زنن که نشون بدن دندوناشون تمیزه ؟




    من و بابام رفته بودیم مهمونی
    حوصله م سر رفت بهش مسج دادم بابا پاشو بریم
    وسط صحبتش بود گوشیشو برداشت همه هم منتظر بودن که صحبتشو ادامه بده
    بلند گفت :عه تویی؟ باشه باباجان الان میریم!




    موبایلم امروز بهم گفت : منُ چرا میزنى به شارژ؟ واسه کى؟ واسه چى؟

    هیچ جوابى نداشتم بدم، فقط از اتاق رفتم بیرون گذاشتم کمى با خودش خلوت کنه

    خوشگلی در اصل، هیچ ربطی به قیافه نداره.
    درباره ی رنگِ مو یا سایز یا شکل نیست.
    به نوعِ راه رفتن و صحبت کردن و فکر کردنِ آدم بستگی داره.
    اینه که راست بایستی، مستقیم توی چشمِ مردم نگاه کنی،
    لبخنـ:)ـدی کشنده به طرفشون پرتاب کنی
    و بگی: گورت رو گم کن، من
    فوق العادم!

    +




  8. 1
  9. #8915
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض

    ببینید عزیزان وقتی کسی ما بین چت کردن میگه چند لحظه پی ام نده، نباید بگید باشه. :|
    باید پی ام ندید چند لحظه. اون باشه پی ام حساب میشه خودش بخدا!
    ++
    شما ۴ تا مرد رو با یه دست پاسور بذار تو یه اتاق برو پونزده سال دیگه بیا
    میبینی هنوز دارن سیگار میکشن،
    چایی میخورن،
    میخندن و حکم بازی میکنن. :|
    ++
    سال آخر دانشگاه بودم دیدم مادرم اومد تو دانشگاه گفتم اینجا چی کار میکنی؟
    گفت اومدم از معلمات وضعیت درستُ بپرسم،
    سریع تشنج کردم قضیه رو جمع کردم.
    ++
    درس خوندن فقط اونجاش که جزوه رو تموم میکنی ، میای اولشو نگاه میکنی و نکات جدید یاد میگیری!
    ++
    قانون ۵۳ پسرونه: شوخی هرچی به مرگ و قطع عضو نزدیک*تر خنده دارتر.

    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  10. 1
  11. #8916
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    12,819
    6,947
    7,167

    پیش فرض

    به سگ ها که محبت میکنی باوفا میشن :|
    به آدم ها که محبت میکنی هار میشن
    آما!! به خر که محبت میکنی….
    اصلا براش فرقی نداره!! از بس که ثبات شخصیت داره این بزرگوار…


    خوشگلی در اصل، هیچ ربطی به قیافه نداره.
    درباره ی رنگِ مو یا سایز یا شکل نیست.
    به نوعِ راه رفتن و صحبت کردن و فکر کردنِ آدم بستگی داره.
    اینه که راست بایستی، مستقیم توی چشمِ مردم نگاه کنی،
    لبخنـ:)ـدی کشنده به طرفشون پرتاب کنی
    و بگی: گورت رو گم کن، من
    فوق العادم!

    +




  12. 2
  13. #8917
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    13,113
    9,302
    17,214

    پیش فرض

    هنوز خود خارجیا آواتار و پروفایل با تم کریسمس نزاشتن که شماها شروع کردین به گذاشتن.

    +

    امروز یه زن اومد تو باشگاه شروع کردم ۱۰۰ کیلو جلو بازو زدن صاحب باشگاه داد زد:
    داداش داری درست میزنی ولی خودت نکش این زن منه، الانم داره میره.

    +

    ما بچه بودیم یکی از بازی*هامون این بود که می*خوندیم:
    هرکی شکلک دراره
    شکل عروسک دراره
    ۱
    ۲
    ۳
    بعد مثه مجسمه می*موندیم.
    حالا شده چالش مانکن


    تا دهان مفت و گوش ها مفتند

    پشتمان حرفِ مفت بسیاراست

    .
    .
    .


  14. 2
  15. #8918
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض

    به اندازه*ای که استیکرای تلگرام آبروی منو جلوی فامیل بردن، سیگاری بودنم اینطوری بهم لطمه نزد.
    ++
    آیا می*دانستید که دیگر تا ۱۲ اسفند تعطیلی نداریم؟ بگریید برادران، بگریید.
    ++
    میگن ریاضیدانان ایرانی بعدازیکان ودهگان وصدگان و...یه جایگاه عددی جدید کشف کردن به نام "اختلاسگان". از حد علم ما خارجه فقط میدونیم خیلی صفر داره!
    ++
    تو اوج ناراحتیام یهو یادم میاد که دیگه هیچ وقت قرار نیست برم مدرسه و آروم میشم.
    ++
    عموم يه آهنگ هايي رو از "جواد يساري" تو ماشينش داره كه خودِ جواد يساري اونا رو پاك كرده.


    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  16. 2
  17. #8919
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض

    بچه همسایه به بهانه سر درد نرفت مدرسه کل روز سر و صدای بازیش میومد.
    زنگ زدم دبستان گفتم: روز بخیر، میخوام یه مورد غیبت غیرموجه رو گزارش کنم…
    ++
    ولی مستأصل*ترین آدم اونه که به زور بلندش کردن برقصه و حالا وایساده دست می*زنه.
    ++
    شما ٤٠ دقيقه پاى گاز وايسا اگه پيازا سرخ شدن، حالا ٣٠ ثانيه برو از تو اتاق گوشيتو بيار، پيازا كربن شده.
    ++
    ب بچه کلاس اولی گفتم؛ سه تا کلمه بگو با حرف س شروع بشه. گفت: ساختار، سان روف، سیگار. همون موقع من سگ و سوسک فقط توو ذهنم بود.
    ++
    نوشته دستم روي مادرم هرگز بلند نشد مگر براي نوازش او،انگار ما صبح به صبح با كف گرگي ميخوابونيم تو صورت ننمون.
    ++


    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  18. 2
  19. #8920
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    13,113
    9,302
    17,214

    پیش فرض

    قشنگ*ترین بله دنیا، اونیه که تو تاکسی و در جواب آقا میشه از در اینوری پیاده شد؟ گفته میشه

    تا دهان مفت و گوش ها مفتند

    پشتمان حرفِ مفت بسیاراست

    .
    .
    .


  20. 1
  21. #8921
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض

    ‏من اونجا از ازدواج خواهرم پشیمون شدم که یه روز از خواب پا شدم اومدم بیرون داد زدم مامان!
    دومادمون در یخچالو بست و با دهان پر گفت کسی نیست.

    ++
    ‏فرق نداره من ۷ صبح پاشم یا ۱۰ صبح یا ۲ بعد از ظهر، به هر حال پدرم ۱۰ مین قبل من میره دستشویی و دمپایی رو خیس میکنه.
    ++


    بازی فقط اونجاش که نمیتونی بری مرحله بعد کل بازیو پاک میکنی.
    ++

    داداش شما از رستوران مياي بيرون عين كابوي ها خلال دندون رو نزاري گوشه لبت هم ما ميفهميم كباب خوردي.
    ++
    کاش جوش*ها میفهمیدن اونا مهمونی دعوت نیستن.
    ++
    ‏زمستون فقط اونجاش که بعدازظهر میخابی بیدار که میشی میبینی شبه بازم میخابی، صبح بیدار میشی هوا ابری و تاریکه فکر میکنی شبه بازم میخابی.

    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  22. 1
  23. #8922
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض

    ‏مامان من از هرچی که پرژک شامپوشو نساخته و بایودنت آدامسشو نساخته و چیتوز چیپسشو نساخته و تتلو آهنگشو نخونده ترشی درست می کنه.

    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  24. 1
  25. #8923
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض

    حتی اگه آخرین آدم روی کره ی زمین باشم و هندزفری تو گوشم باشه باز احساس میکنم یکی داره صدام میزنه.
    ++
    ‏ایده هاتون واسه تفریح بعد امتحانا رو مکتوب بنویسین،چون بعدش دیگه هیچ وقت به ذهنتون نمیرسن.
    ++
    بعد چند سال معلم دینی راهنماییمو تو خیابون دیدم گفت سلام فلانی چطوری؟گفتم ایمان تقوا عمل صالح.
    ++


    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  26. 1
  27. #8924
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض

    رفتم کوه خواستم چایی درست کنم داشتم دنبال چوب میگشتم یه شاخه افتاده بود رو زمین هرچی کشیدمش میرفت جلوتر.آخرش گفت حاجی اگه ناراحت نمیشی من مارم.
    +
    هیچ وقت به اون صدایی که توی مغزتون که میگه «بگیر بخواب، صبح زود بلند میشی درس میخونی»، اعتماد نکنید، اون صدا یک دروغگوی ٱشغاله.
    +
    ساعت سه نشستم بودم راز بقا نگاه میکردم، توش میگفت حتی شامپانزه ها برنامه ی خواب منظمی دارند، قشنگ میخواست خجالتم بده.
    +
    ‏اين خارجى ها بالش بازى ميكنن همه تصوير و اتاق پر از پر ميشه، ما اينجا بالش بازى ميكنيم يه نفر حتماً ميره تو كما.
    +
    تمام شب*های امتحان یک لحظه خاص دارن به اسمِ «دیگه نمیتونم».
    +
    شوهرعمه من هنوز در جمع فامیلی با ژانر "پَ نَ پَ" نمک میریزه. همین روزاست که روزنامه ها تیتر بزنن: مردی بیمزه توسط نزدیکان خود تکه تکه شد.
    ++
    فرمولی که پدر مادرا جدیدا واسه انتخاب اسم بچه*شون استفاده میکنن:
    آ + هرچیزی + ا
    آندیا
    آتریسا
    آزیتا
    آتنا
    آی*سودا
    آسیا
    آفریقا
    آماشالا
    آباریکلا
    +
    بعد مدت ها معلم تاريخمونو تو خیابون دیدم .گفت سلام چطوری؟ گفتم بی کفایتی پادشاهان قاجار.
    +
    منم چند وقت پيش معلم جغرافياى راهنماييمون رو ديدم گفت سلام سينا چطورى؟ گفتم چراى بى رويه ى دامها.
    +
    من بیشترین تمرکزمو همیشه رو امتحانا نمیذارم، میذارم رو اعتراضا.
    +
    هرزگاهی اندی گوش کنید، بالاخره زحمت میکشه.

    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  28. 1
  29. #8925
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,232
    9,908
    19,494

    پیش فرض


    +سوال پشت برگه جوابش چی میشد؟
    -مگه پشت برگه سوال بود؟

    میخندم.خیلی می خندم.انقدر میخندم که لجِ تمام دنیا دربیاید.
    که ژورنالیست های تیتیش مامانی از سفرهای خارجیشان جا بمانند و زانوی غم به کول بگیرند
    و زورشان بیاید که دنیای فانتزی و مرفه شان رو به پایان است .
    آخ که بخندم به مراسم خداحافظی یشان با خمیر دندان های خارجی و رخت و لباس های مارک شان.
    آخ که چقدر زورشان بیاید و من به این زور زُل بزنم.
    24 ساعت مانده به پایان دنیا اوباش می شوم.
    سنگ می زنم به شیشه ی پسته فروشی ها و جیب هایم را پر از پسته های شور میکنم، پر از بادام های خام و مقوی و گران.
    برای دخترکانِ سال تا سال پسته نخورده ی بی جان پسته پست میکنم.
    کشوی دراورهای عمه را میگردم و دلارهای مبادایش را برمی دارم.
    میرقصم و به خودم شاباش می دهم.
    عمه که زنگ زد به آقای پلیس ، آقای پلیس به او میگوید که آخر دنیاست و مزاحم مراسمِ خداحافظی اش با اهل و عیالش نشود!
    من از خدا بابت حماقت های ریز و درشتم؛
    بابتِ تا آخرین لحظه طرفداری از ریش تراشت ،
    بابتِ دست برنداشتن از کله ی کچلت !
    عذرخواهی نخواهم کرد ..

    ..
  30. 1
صفحه 595 از 596 نخست ... 95495545575585590591592593594595596 آخرین
نمایش نتایج: از 8,911 به 8,925 از 8926

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •