ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 11 از 12 نخست ... 6789101112 آخرین
نمایش نتایج: از 151 به 165 از 166
  1. #151
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    برنامه هفتگی خانم* های تهرانی!! (فقط بخندید)

    این مطلب فقط جنبه شوخی و طنز داره پس لطفا ...

    شنبه
    مرد (در تماس تلفنی قبل از رسیدن به منزل): دارم میام...راستی عزیزم! شام چی داریم؟
    زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم «فال قهوه روسی یخ زده» بگیریم. میگن خیلی جالبه، همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته «شوهرت واست یه انگشتر می خره» طرف رفته خونه و گفته و پس فرداش شوهره واسش انگشترو خریده. خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

    یکشنبه
    مرد (در تماس تلفنی از سر کار):...راستی عزیزم! شام چی داریم؟
    زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم کلاسهای «روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس» ثبت نام کنیم. هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره دوست نازی می گه رفته و اومده از این رو به اون رو شده. طرف داشت 40سالگی رو رد می کرد؛ حالا بعد از اون جلسه روزی 3تا خواستگار رو رد می کنه... تا برگردم دیر شده، سر راه یه چیزی بگیر بیار!

    دوشنبه
    مرد (در تماس تلفنی از سر کار):...راستی عزیزم! شام چی داریم؟
    زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی «ظروف عتیقه». می گن خیلی جالبه. ممکنه طول بکشه. سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!

    سه شنبه
    مرد در حال خروج از خانه: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
    زن: ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که می خواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم. تو که می دونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند! ممکنه طول بکشه، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

    چهارشنبه
    مرد: عزیزم! امروز دیگه یه چیزی درست کن فردا برای ناهار ببرم.
    زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس «بدن سازی» و «آموزش ترومپت» ثبت نام کنیم. همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه. همه خانم های با کلاس میان گفتن فقط جای من خالیه. ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله. سر راه یه چیزی بگیر بیار!

    پنجشنبه
    مرد در حال بازگشت به خانه و در تماس تلفنی: عزیزم! کجایی نیستی خونه؟
    زن: ببین امروز من و نازی اومدیم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده. می خوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم. یه چیزایی تعریف می کنه که واقعا نمیدونم چی بگم...من واقعاً از این زندگی «خسته» شدم! چیه همش مثل کلفت ها کنج خونه کار و کار و کار! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر!

    جمعه
    مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
    زن: ببینم تو واقعاً خجالت نمی کشی؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟ واقعاً نمی دونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت! نه! واقعاً این خیلی توقع زیادیه که انتظار داشته باشم فقط هفته*ای یه بار شوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟! واقعا برای خودم و این زندگی متاسفم...اصلا یادم رفت بگم من و نازی قراره امروز بریم دربند هواخوری به یاد دوران دانشجویی کمی درد دل کنیم...آخه چرا من با تو ازدواج کردم؟

    کارت سوخت تو بده ببینم! لعنت به این زندگی خسته کننده...این ملیله خانوم همسایه پایینی نازی، 17 روزه که رفته ایتالیا. آخه مگه من دل ندارم؟ پوسیدم کنج این خونه هی بشور، بساب، بپز....آخ حرص خوردم، بینی م داره از فرم می افته. زنگ بزن یه چیزی بیارن بریز تو اون شیکمت...عابر بانکت کجاست؟ مگه همیشه توی جیب کتت نبود؟ اه...

    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  2. 1
  3. #152
    hamta!!

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    April 2013
    محل سکونت
    ro nerve kheyliaa
    نوشته ها
    42
    4
    37

    پیش فرض

    کلا ملت گیر میدن پس ما کاره خودمون و میکنیم
    مرد ها را باید کشت جور دیگر باید زیست!!
  4. #153
    alireza56m
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    April 2013
    محل سکونت
    جزیره ای در دریای قلب (F)
    نوشته ها
    2,064
    552
    359

    پیش فرض

    بیچاره خانم ها...این عوض تشکر...
    عشق من فائزه جون..اگه نمیاد اینجا بخاطر منه.
  5. #154
    nie tuchka
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    October 2012
    نوشته ها
    1,835
    1,843
    3,871

    پیش فرض

    گاهی که خسته می شم و دلم می خواد غر بزنم سرش خالی می کنم و اون سکوت می کنه

    در آخر می پرسه بهتری ؟ واین منو شرمنده می کنه .

    گاهی من بد می شم . و احتمالا توو دلش می گه امان از دست آنا
    آنه! تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت؟
  6. #155
    faezeh jooon
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    December 2012
    محل سکونت
    دوست دارم در نزدیکی خداباشم.....
    نوشته ها
    6,543
    6,180
    3,186

    پیش فرض

    مر30خیلی باحال بود
    دمتون گرم
    دلم یک مزرعه می خواهد
    یک تو،یک من
    و گندم زاری طلایی رنگ
    که هوایش آکنده از عطرتو باشد ..

  7. #156
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    همایش زنانه+طنز

    یه همایشی برای زنها به اسم چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید برگزار شده بود
    توی این همایش از خانومها سوال شد : چه کسانی عاشق همسرانشون هستند ؟
    همه ی زنها دستاشون رو بالا بردن
    سوال بعدی این بود که : آخرین باری که به همسرتون گفتید عاشقش هستید کی بود؟
    بعضی ها گفتن امروز … بعضی ها گفتن دیروز… بعضی ها هم گفتند یادشون نمییاد
    بعد ازشون خواستند که به همسرانشون اس ام اس بفرستند و بگن: همسر عزیزم من عاشقت هستم
    همه اینکار رو کردند
    ازشون دوباره درخواست کردند گوشیشون رو بدن به کناریشون تا جواب اس ام اسهایی که براشون
    اومد بود رو بلند بخونن
    خوب یکسری از جواب اس ام اس ها رو براتون نوشتم:
    شما؟ -
    اوه مادر بچه های من ، مریض شدی؟ -
    عزیزم منم عاشقتم -
    حالا که چی ؟ بازم ماشین رو کجا کوبوندی؟ -
    من منظورت رو متوجه نمی شم؟ -
    باز دوباره چه دست گلی به آب دادی ؟ این سری دیگه نمی بخشمت -
    ؟؟!! -
    خوب برو سر اصل مطلب ، چقدر پول لازم داری؟ -
    من دارم خواب می بینم ؟ -
    اگه نگی این اس ام اس رو واقعا برای کی فرستادی قول میدم یکی رو بکشم -
    ازت خواستم دیگه تو مشروب خوردن زیاده روی نکنی -
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  8. #157
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    یه همایشی برای زنها به اسم چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید برگزار شده بود
    توی این همایش از خانومها سوال شد : چه کسانی عاشق همسرانشون هستند ؟
    همه ی زنها دستاشون رو بالا بردن
    سوال بعدی این بود که : آخرین باری که به همسرتون گفتید عاشقش هستید کی بود؟
    بعضی ها گفتن امروز … بعضی ها گفتن دیروز… بعضی ها هم گفتند یادشون نمییاد
    بعد ازشون خواستند که به همسرانشون اس ام اس بفرستند و بگن: همسر عزیزم من عاشقت هستم
    همه اینکار رو کردند
    ازشون دوباره درخواست کردند گوشیشون رو بدن به کناریشون تا جواب اس ام اسهایی که براشون
    اومد بود رو بلند بخونن
    خوب یکسری از جواب اس ام اس ها رو براتون نوشتم:
    شما؟ -
    اوه مادر بچه های من ، مریض شدی؟ -
    عزیزم منم عاشقتم -
    حالا که چی ؟ بازم ماشین رو کجا کوبوندی؟ -
    من منظورت رو متوجه نمی شم؟ -
    باز دوباره چه دست گلی به آب دادی ؟ این سری دیگه نمی بخشمت -
    ؟؟!! -
    خوب برو سر اصل مطلب ، چقدر پول لازم داری؟ -
    من دارم خواب می بینم ؟ -
    اگه نگی این اس ام اس رو واقعا برای کی فرستادی قول میدم یکی رو بکشم -
    ازت خواستم دیگه تو مشروب خوردن زیاده روی نکنی
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  9. 1
  10. #158
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,346
    12,898
    17,213

    پیش فرض








    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  11. 2
  12. #159
    banafsheh joon
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    December 2013
    محل سکونت
    karaj
    نوشته ها
    676
    2,568
    1,219

    پیش فرض

    دختر خالم اینا خونمون مهمون بودن:گودزیلاش برداشته مسواک منو گذاشته لای مای بیبیش!!!!!..همین جور که داشتم با انزجار نگاش میکردم..دختر خالم برگشته میگه: ای جووونم...بعد رو به من:دختر این چه قیافه اییه؟ تو که یه مسواک نو تو کشوی میزت داری!!!...
    _جانم؟شما از کجا میدونی؟وسایل منو گشتی؟؟
    _ ن بابا این چه حرفیه ؟داشتم دنبال دفتر خاطرت میگشتم ببینم راجع به منو حمید(شوهرش)چیزی نوشتی یا نه..چشمم بهش خورد..وگرنه من اصن عادت ندارم برم سروقت وسایل شخصی کسی!!!!......

    این فقط یه چشمه از فامیلای ماس!!
    --------------------------------------
    دیروز خستم بود تو اتاق مامان بابام خوابم برد بعد پتورو هم کشیده بودم روسرم یه دفه دیدم یه چیز سنگین افتاد روسرم صورتم داره پرس میشه ودارم خفه میشم کلییی دستو پا زدم دیگه اشهدمو خوندم دستو پامو دراز کردم واسه مردن که یه دفه اون چیز سنگین از رو صورتم برداشته شد پتورو زدم کنار دیدم پدر گرامی وسط اتاق دلشو گرفته میخنده و میگه پس کله تو بود نشستم روش؟؟فکر کردم بالشته !!
    هعیییییی خدااااا من کجا محو شم ها؟
    افقم که ظرفیت تکمیل شده برو بچ 4 جوک کجا برم من؟


    -------------------
    رفتم شیییییش ساعت تو اتاق آرایش کردم اومدم بیرون میگم نظرتون چیه؟
    گودزیلای هفت ساله ی عمم میگه ممنونم که موجبات خنده ی مارو فراهم میکنی :|
    من:-(((((((
    همه:-)))))))))))))))))))
  13. 1
  14. #160
    saye20

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    1
    0
    0
  15. #161
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,346
    12,898
    17,213

    پیش فرض












    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  16. 1
  17. #162
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,346
    12,898
    17,213

    پیش فرض



    قیافه پسرا وقتی از جلوی دخترا رد میشن!

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  18. 1
  19. #163
    saraaa
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    محل سکونت
    در آغوش آفتاب
    نوشته ها
    1,125
    2,375
    1,670

    پیش فرض

    اﺻﻠا ﺯﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ
    ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ
    ﻏﺮﺯﺩﻥ
    ﺣﺴﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻥ
    ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻦ
    ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻥ
    ﺍﺻﻠﺎ ﺩﻟﺶ ﻣﯽﺧﻮﺍﺩ
    ﻣﺸﮕﻞ ﺩﺍﺭﯼ ﻧﯿﺎ ﺳﺮﺍﻏﺶ .
    ..
    تو این فروم تا اونجایی که دیدم اکثر اعضا خانومن!آقایون متوجه باشن ...
    سلامتی خودمون که پرچممون همیشه بالاست!
    سیلی نزن آقا معلم جان
    دنیــــــــــــــــــا خودش مارا ادب کرده...
  20. 2
  21. #164
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    مقایسه زنان قدیم و جدید جالبه تا آخر بخونین
    صبح ساعت ۵
    قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می*شود. نماز میخواند
    و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
    جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند....
    صبح ساعت ۶
    قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته
    و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
    جدید: بازهم خوابیده است
    صبح ساعت ۷
    قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و
    هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
    جدید: هنوز کپیده است.
    صبح ساعت ۱۱
    قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
    جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده
    و با دست در حال بررسی جوش های روی صورتش است
    ظهر ساعت ۱۲
    قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
    جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع مدیتیشن صحبت می*کند
    ظهر ساعت ۱۳
    قدیم: در حال شستن جوراب و لباس*های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
    جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.
    ظهر ساعت ۱۴
    قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
    جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای Farsi1 می*باشد.
    ظهر ساعت ۱۵
    قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می*باشد.
    جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.
    عصر ساعت ۱۶
    قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
    جدید: در حال پرو کردن لباس*های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می*کشد.
    عصر ساعت ۱۷
    قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
    جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.
    عصر ساعت ۱۸
    قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
    جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می*برد.
    شب ساعت ۱۹
    قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
    جدید: هنوز در حال خرید است.
    شب ساعت ۲۰
    قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.
    جدید: کماکان در حال خرید است.
    شب ساعت ۲۱
    قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
    جدید: در رستوران ، پیتزا میل می*فرمایند.
    شب ساعت ۲۲
    قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن .
    در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
    جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.
    شب ساعت ۲۳ و ۲۴
    قدیم: … ( !!! )خواب !
    جدید: در حال مشاهدهGEM TV هستند ایشون
    .....
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  22. 2
  23. #165
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,346
    12,898
    17,213

    Emoticon Grin صرفا شوخی....! :)

    40 حقیقت درباره خانوما ؛







    1_ چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش



    2- درك مضمون اصلی یك فیلم هنری
    3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی كردن

    4- بلند كردن چیزی

    5- پرتاب كردن

    6- پارك كردن

    7- خواندن نقشه

    8- دزدی كردن از بانك

    9- آرام و ساكت جایی نشستن

    10- بیلیارد بازی كردن

    11- پول شام رو حساب كردن

    12- مشاجره كردن بدون داد كشیدن
    13- مواخذه شدن بدون گریه كردن

    14- رد شدن از جلوی مغازه كفش فروشی

    15- نظر ندادن در مورد لباس یك غریبه

    16- كمتر از بیست دقیقه داخل یك دستشویی بودن

    17- دنده ماشین را با انگشت عوض كردن

    18- راه انداختن درست یك ویدئو

    19- تماشای یك فیلم جنگی

    20- انتخاب سریع یك فیلم

    21- وقتی موهاشون رو زیر روسری یا مقنعه میبرین دهنشون رو یه متر باز نکنن

    22- ندیدن فیلم هندی

    23- غیبت نكردن

    24- فحش ناموسی دادن

    25- نرقصیدن موقع شنیدن یك آهنگ شاد

    26- آرایش نكردن

    27- لاك نزدن

    28- صحبت نكردن وقتی كه باید ساكت باشن

    29- سیگار برگ و یا چپق كشیدن

    30- درك كردن شوهر وقتی اعصابش خورده

    31- گریه كردن بدون آبریزش بینی

    32- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون

    33- تماشای اخبار و خوندن روزنامه

    34- نق نزدن


    35- لگد زدن

    36- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن

    37- اخ تف كردن

    39- خواستگاری رفتن

    40- از همه مهمتر موارد بالا رو قبول كردن


    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  24. 1
صفحه 11 از 12 نخست ... 6789101112 آخرین
نمایش نتایج: از 151 به 165 از 166

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •