ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 12 از 12
  1. #1
    sarir
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    3,808
    3,332
    4,704

    پیش فرض فهرست تمامی سازهای جهان موسیقی


    قبل از خوندنش از همه دوستان عزیزی که توی هر کدوم از سازها سررشته دارن میخوام که بیان و مطالبشونو بذارن. دست به دست بدیم و مارو هم تو دانسته هامون شریک کنین

    فهرست تمامی سازهای موجود درجهان:

    سازهای زهی


    سازهای بادی




    سازهای کوبه*ای



    سازهای الکترونیکی


    خاک تو سرت روزگار.
  2. #2
    catCAT

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    شهر وفا كوچه عاشقا پلاك تنهايي
    نوشته ها
    9,471
    306
    1,288

    پیش فرض

    مختصری درباره ساز سه تار





    سه تار از جمله سازهاي اصيل ايراني است و با اين که در محدوده جغرافيايي غرب آسيا سازهاي هم خانواده سه تار با شکل و شمايلي نزديک به وفور يافت مي شود، امّا مشابه سه تار کنوني در نقاط ديگر اين منطقه ديده نمي شود. به نظر مي رسد که سه تار کنوني، روندي طولاني و تدريجي راپشت سر گذاشته است و در اين زمان به شکل و صدا دهي کنوني رسيده است. اين ساز که در گدشته به "سه سيم" نيز معروف بوده است در حدود دو و نيم قرن پيش به دست درويش مشتاق علي شاه کرماني داراي سيم چهارمي مي گردد (سيم واخوان يا به نام مبتکر آن، "سيم مشتاق" - سيم سفيد بين زرد و بم) که به دليل نياز به بهتر شدن صدا دهي- به رغم تناقض آشکارا با نام ساز- بدين صورت معمول و استفاده از آن مرسوم گرديد.
    بر خلاف تار که قابليت اجراي هر دو نوع موسيقي سنگين دستگاهي و سبک مطربي را داراست، سه تار تنها به محفل عرفا و خواص و اهل موسيقي راه پيدا کرد و خصوصيت کم صدايي اين ساز موحب راه نيافتن آن در موسيقي طرب و مطربي شد.
    از طرفي به علت سهولت ظاهري در يادگيري و نواختن سه تار، خصوصاً براي نوازندگان تار، اين ساز به عنوان ساز دوم اکثر نوازندگان تار حتا سازهاي ديگر پذيرفته شد و اين مسأله باعث شد تا شيوه صحيح مضراب زدن و تکنيک درست نوازندگي اين ساز، کمتر مورد مطالعه و دقت قرار گيرد.
    مي دانيم که شيوه نوازندگي هر ساز، به همراه تکامل و تکوين فيزيکي ساز در طول زمان تکامل مي يابد و از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود و در اين راه، اصول به صدا در آوردن، اجراي تزئينات، اسلوب نواختن مضراب، روشهاي کَنده کاري و جزئيات بسيارِ ديگر ذره ذره و قدم به قدم رو به تکامل مي گذارد و در طي سالها و بل قرنها ممارست و تلاش استادان و شاگردان عاشق، دقيق و پرنبوغ، صيقل مي خورد و چون الماس تراش خورده، از حشو و زوايدش کاسته و بر ارزش و قدرش افزوده مي شود.
    همان گونه که رديف موسيقي ايراني حاصل زحمت و خون دل خوردن عده کثيري از نخبگان و استادان موسيقي در طول تاريخ ايران زمين به شمار مي رود، شيوه نوازندگي سازهاي ملي ما نيز در چنين روندي، با حرارت بسيار و از خود گذشتگي عاشقان اين هنر، از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود و بي شک نمي توان اين تاريخچه را به يکباره ناديده انگاشت و با ساده انگاري همه را به کناري نهاد و بدون فراگيري و پيمودن راه قدما، اسلوب و اساسي نوين پايه ريخت.
    در اوايل قرن بيستم و با پيدايش امکانات ضبط صدا در موسيقي ايراني، از آنجا که اين اختراع هنوز به درستي کامل نشده بود، ميکروفن هاي ضعيف و روش صبط صدا بدون استفاده از برق، موجب گرديد که صداي سه تار از مجموعه ضبط شده موسيقي ايراني در صفحه گرامافون غايب شود. از بزرگ ترين لطماتي که در اين دوران به سه تار، به عنوان سازي مستقل و باهويت وارد آمد. ضبط نشدن سه تارنوازي دو استاد برجسته ي سه تار، ميرزا عبدالله فراهاني و شاگرد ممتازش غلامحسين درويش (درويش خان) بود، از آنجا که اين استاد در نواختن تار نيز ممتاز بودند، به نواختن آن بسنده کرده و در نتيجه اجرايي از سه تار نوازي ايشان ضبط و ثيت نشد. بدون شک در صورت ضبط سه تار نوازي به شيوه قديم در صفحه گرامافون، امکان مطالعه و تفحص بيشتري براي محققان و نوازندگان کنوني سه تار ميسر مي بود.
    جاي خوشبختي است که قطعات زيادي از سه تارنوازي صبا که شاگرد مستقيم اين دو استاد بود، در دست است و بنا به گفته ي اهل فن، سه تار صبا ادامه ي ساز قدما و اصيل ترين شيوه سه تارنوازي است و از آنجا که وي در سنين کودکي و جواني به تحصيل موسيقي به سه تار پرادخته بود روش ارائه و طرز پرداخت جملاتِ وي به معناي دقيق کلمه "سه تاري" است و حال آن که در ساز اغلب نوازدگان غير حرفه اي سه تار -که معمولاً ساز ديگري نيز مي نوازند- طرز بيان جملات با سه تار نامأنوس و غير متعارف است و پرداخت مناسب براي اجرا به سه تار را ندارد.
    متأسفانه حجب و حياي ذاتي استاد صبا، در قبول نظر ديگران براي ننواختن سه تار در راديو (که اصلي ترين محل ارائه ي موسيقي در آن زمان بود) و در عين حال اشتهار وي به نوازندگي ويلن در مجالس و محافل باعث شد تا شيوه سه تار نوازي قديم و تکنيک صحيح و اصيل نوازندگي سه تار، براي عموم مردم و حتا بسياري از موسيقي شناسان ناشناخته باقي ماند و براي عده اي نيز سه تار نوازي استاد صبا به صورت شيوه اي شخصي و خاص خود استاد معرفي شد و به اين دليل نام وي به عنوان نوازنده سه تار - با شيوه خودش - در کنار نام ديگر نوازندگان سه تار - با شيوه ي خودشان - قرار گرفت و شأن و منزلت سه تار وي هيچ گاه به درستي و به دقت مورد پژوهش و تحقيق اهل فن قرار نگرفت و ارزش واقعي آن تا به امروز پوشيده مانده است.
    به توجه به ويژگيهاي خاص سه تار و توجه به اين نکته که شخصيت و روحيات هر نوازنده بايد هم خواني و هم آوايي نزديکي با شخصيت صدادهي ساز وي داشته باشد؛ لذا سازي کم صدا، با حالتي گرفته و نهفته چون سه تار را نوازنده اي درون گرا، بي تظاهر و گوشه گير تکامل مي بخشيد و تکميل مي کرد و اين خصيصه نيز باعث ترويج کم تر سه تار، به نسبت ديگر سازها بود و با وجود عده بسيار زيادِ سه تار نوازان در دوران هاي مختلف تنها عده کمي از آنان حاضر به اجراي موسيقي براي عموم مردم بودند. حتا در زمان شروع به کار راديو ايران در سال 1319 نوازنده اي به عنوان نوازنده سه تار معرفي نشد و در حدود يک دهه بعد و با ظهور استاد احمد عبادي و رائه ي تک نوازي وي در راديو، صداي سه نار به گوش مردم رسيد.
    با توجه به اين که از دوران مشروطيت تا دهه 1330 شمسي تغييرات زيادي در نحوه ي ارائه ي موسيقي، چه از نظر مطالب اجرايي و چه از نظر تکنيکِ اجرا، به دليل شرايط جامعه، ورود وسايل ضبط و پخش صدا و ورود نشانه هاي ظاهري فرهنگ و موسيقي غرب به ايران انجام پذيرفته بود، بار اصلي اين تغييرات به يکباره بر دوش احمد عبادي قرار گرفت و وي توانست با استفاده از آموخته هاي خود و ذوق فطري اش، نحوه اجراي سه تار را با ديگر سازها مانند تار و سنتور هماهنگ کند. در شيوه استاد عبادي، سرعت نوازندگي و زمان بندي جملات موسيقي از دوره ي قبل کند تر، و ريتم آهسته تري پيدا نمود و علاوه بر دقت در خلوص صدا و تميز تر کردن اجراها، توجه اصلي به ارائه ي تک جمله ها و تحرير هاي زيبا و به اصطلاح "حال" در بيان موسيقي بود و به جاي خواندن غزلي زيبا، التفات و توجه نوازنده بر گفتن تک بيت هاي زيبا و پراحساس بود. از آنجا که بطور معمول شنونده موسيقي از راديو نمي تواند موسيقي را بطور کامل و با دقت کامل گوش کند، اين شيوه بيان در آن زمان طرفداران و هواداراني يافت که ساز تعدادي از اين اجرا کنندگان نيز ضبط شده است. به تدريج و با جاي گزين شدن شيوه ي ارائه موسيقي در نوار کاست و در عين حال سعي و تلاش عده اي از استادان براي باز توليد شيوه هاي سنتي موسيقي، نحوه اجراي موسيقي تغيير يافت و از آنجا که مايه و پايه ي بنيادين اين شيوه قائم به ذات و استفاده از نهايت ذوق و احساس فردي است، امروزه کم تر اجرايي را با استفاده از شيوه استاد عبادي مي شنويم.
    در سالهاي دهه ي 1350 و به بعد، تعدادي از هنرجويان و محصلان موسيقي در هنرستان ها و دانشگاههاي موسيقي، از محضر استادان سالخورده و ممتاز موسيقي که به طور مستقيم شاگردان عهد قجر بودند، نهايت استفاده را بردند و به تحصيل موسيقي قديم و تکنيک هاي اجرايي سازهاي مختلف پرداختند. با آن که ضبط و ثبت رديف هاي مختلفِ موجود در اين سالها انجام پذيرفت و چندين رديف معتبر از استادان بازمانده ضبط گرديد و از خطر فراموشي رهايي يافت، سعي بيشتر هنرجويان جوان بر بازيافت و بازتوليد شيوه ها تکنيک هاي اجرايي اصيل براي ارائه ي موسيقي سنگين دستگاهي و رديفي قرار گرفت. اگرچه اين نوازندگان بعدها و در لحظات اجرا در صحنه و خلق موسيقي بداهه نوازي، از تکنيک هاي سازهاي محلي مانند دوتار و تنبور استفاده کردند، امّا اين روش در هنگام آموزش دنبال نشد و اسلوب نوازندگي به طور مجزا تدريس شد.
    در سالهاي اخير و با استفاده از امکانات جديد صوتي در کنسرت ها و استوديوها، ضعف کم صداييِ سه تار تا حدي رفع شد و اجراهاي گروهي، تک نوازي همراه با ارکستر و اجراهاي تلفيقي با موسيقي ملل ديگر، بيش از پيش متداول و مرسوم گرديده است.
    یکی از استادان مسلم و چیره دستی که در این زمان با صدای سه تار خود گوش ها و روح ها را نوازش میداد ، استاد جلال ذوالفنون بود که متاسفانه چندی پیش بر اثر بیماری فوت کردند و ما بار دیگر شاهد از دست دادن یکی از اساتیدی بودیم که در اواخر عمر خود شاهد بی مهری های فراوانی بود.

    (برای شادی روح استاد جلال ذوالفنون دعا کنید)
    درگذرگاه زمان
    عمر ما با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
    عشق ها می میرند
    رنگ ها رنگ دگر می گیرتد
    و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ
    همیشه به جا می مانند
  3. #3
    sarir
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    3,808
    3,332
    4,704

    پیش فرض

    موسیقی پیغامی است آسمانــی که از هر فلسفـه و منطق بالاترسـت



    طبل:





    طبل نوعی ساز موسیقی از خانواده پرکاشن است که در رده سازه های کوبه ای قرار دارد. طبل تشکیل شده از حداقل یک پوسته، به نام پوسته طبل، که به منظور ایجاد صدا بر روی بدنه آن کشیده شده است. طبل یکی از قدیمی ترین و پرکاربردترین سازهای دنیا به شمار می رود، و طرح اولیه آن طی صدها سال بدون هیچ تغییری ثابت مانده است.


    دهانه بدنه که پوسته طبل بر روی آن کشیده می شود به طور ثابت دایره می باشد، اما شکلِ دیگر قسمت های آن بسیار گوناگون است. در موسیقی سنتی غرب، رایج ترین شکل آن استوانه است. سر دیگر طبل ممکن است باز باشد و یا روی آن هم پوسته کشیده باشند، که به آن طبل دوسر می گویند. معمولاً در بین دو سر این نوع طبل ها حفره ای ایجاد می کنند تا صدا تشدید شود.


    در گذشته طبل به جز کاربرد در زمینه موسیقی، در ارتباطات نیز کاربرد داشته، و بعضی مواقع از آن برای فرستادن پیام نیز استفاده میکردند.
    خاک تو سرت روزگار.
  4. #4
    sarir
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    3,808
    3,332
    4,704

    پیش فرض


    موسیقی پیغامی است آسمانــی که از هر فلسفـه و منطق بالاترسـت


    ویولون ســل:



    ویولنسل (Violoncello) که معمولا در زبان انگلیسی به اختصار چلو (Cello) و در حالت جمع چلی (Celli) نامیده می شود از خانواده سازهای زهی آرشه ای است. بکارگیری این ساز در تک نوازی، در گروه موسیقی مجلسی و همچنین در بخش زهی های یک ارکستر متداول است.

    واژه cello، خلاصه شده ی واژه ی ایتالیایی violoncello، به معنی ویولن کوچک است. علت این نامگذاری را باید در دوران رنسانس و باروک جستجو کرد.

    خانواده ی ویول، گروه سازهای آرشه ای بود که در آن دوران به جای خانواده ویولن امروزی رواج داشت. ششمین عضو این خانواده در محدوده صدایی کنترباس، violone نامیده می شد که سازی شبیه به کنترباس امروزی بود. منظور از ویولن چلو، سازی کوچکتر از ویولنِ خانواده ویول است.

    ویولن چلو یا به تلفظ فرانسوی آن ویولنسل بسیار با موسیقی غربی آمیخته شده است و آنرا سازی با نزدیکترین صدادهی به صدای انسان توصیف کرده اند. این ساز عضو ثابت ارکستر استاندارد و بخش باس کوارتت زهی است و همچنین در بیشتر آنسامبل های دیگر نیز حضور دارد. کنسرتوها و سونات های فراوان برای ویولنسل نوشته شده است.
    .

    ویولن سل چنان بزرگتر از ویولن و ویولا است که نوازنده مجبور است آن را برای اجرا بر روی زمین ما بین پاهای خود تکیه دهد. در حالیکه خود روی صندلی می نشیند. از این جهت در انتهای تحتانی ویولنسل میله ای آهنی نصب شده ( که در غیر هنگام اجرا آنرا باز می کنند یا می پیچند و به داخل جعبه سر می دهند.) و نوک آنرا روی زمین قرار دارد.
    نت این ساز را در اصوات بم با کلید فا در اصوات وسط با کلید دو و در اصوات زیر با کلید سل می نویسند.

    هرچند این ساز در موسیقی مردم پسند کم کاربرد تر است، اما در برخی از ضبط های موسیقی پاپ و راک وارد ترکیب قطعه می شود.

    سوییت های سلوی باخ برای ویولنسل در زمره ی مشهورترین آثار دوره ی باروک هستند که برای این ساز نوشته شده است. دو کنسرتو در دو ماژور و ر ماژور اثر هایدن از آثار برجسته دوره ی کلاسیک برای این ساز به شمار می آیند.

    همچنین می توان به پنج سونات برای ویولنسل و پیانو اثر بتهوون اشاره کرد که سه دوره مهم در تکامل آهنگ سازی او را پوشش می دهد. رپرتوار دوره رمانتیک، کنسرتو از روبرت شومان در لا مینور، کنسرتوی آنتونین دورژاک و دو سونات از برامس را شامل می شود. در دوره ی آغازین سده ی بیستم، کنسرتو در می مینور از الگار و سونات های سلو برای ویولنسل از زولتان کودای (اپوس 8) و پل هیندمیث (اپوس 25) برجسته هستند.

    انعطاف پذیری این ساز در اجرا، آن را به ساز محبوب آهنگسازان نیمه دوم سده ی بیستم بدل کرد و این محبوبیت به سبب تمرکز سولیست هایی همچون زیگفرید پالم و مستیسلاو روستروپوویچ که با تمرکز بر روی موسیقی معاصر به یاری این آهنگسازان آمده بودند افزایش می یافت.


    (بخشی از متن برگرفته از منبع هارمونیک میباشد.)
    خاک تو سرت روزگار.
  5. #5
    sarae
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    October 2010
    محل سکونت
    shz
    نوشته ها
    2,258
    1,189
    1,298

    پیش فرض

    مختصری از ساز پیانو



    پیانو، از ساز های سیمی- کلاویه ای است که ازهارپسیکورد(harpsichord) و کلاویکورد (clavichord) سرچشمه گرفته. همچنین با نام پیانو فورته (pianoforte) نیز شناخته میشود، تفاوتش با اجدادش در مکانیسم اهرم و چکش است که به نوازندهاجازه می دهد با ضربه محکم یا نرم تر توسط انگشتان قدرت صدای ساز را کنترل کند. به همین دلیل مدل های اولیه در زبان ایتالیایی با نام) 1709 (gravicembalocol piano e forte به معنی "هارپسیکورد با صدای نرم و بلند" شناخته می شد.پیانو برای اولین بار توسط Bartolomeo Cristofori یک سازنده ی هارپسیکورد از فلورانس ایتالیا ساخته شد. 2 تا از پیانو های ساخته شده توسط او هنوز وجود دارد. یکی، ساخته شده در سال "1720"، در موزه متروپولیتن در نیویورک (Metropolitan Museum of Art, New York City) نگهداری می شود؛ و دیگری، ساخته ی 1726، در موزه ای در لپزیگ (Leipzig) آلمان است.
    در سال1725، هنگامی که Gottfried Silbermann ، یک سازنده ی آلمانی ارگ، از اکشن Cristofori استفاده کرد و پیشرفت بزرگ بعدی در آلمان به وقوع پیوست. شایداتفاق مهم بعدی توسط Johann Andreas Stein از Augsburg که به خاطر اختراع یک *escapement بهبود یافته مشهور است. این اختراع بعدا پایه ساخت پیانو "ونیز" قرار گرفت که مورد علاقه موتزارت و بسیاری از آهنگسازان آلمانی قرن 18 و 19 میلادی واقع شد. 12 استاد از مرکز آلمان در حدود سال 1760 به لندن رفتند و مدرسه ای انگلیسی با نام John Broadwood and others تاسیس کردند که تبدیل شد به سازنده ی پیانو هایی با ساختی محکم تر و مشابه پیانو های حال حاضر. Sébastien Erard یک کارخانه دار فرانسوی، مدرسه ای فرانسوی را در سال 1790 تاسیس کرد و در سال 1823اکشن دوبل را اختراع کرد که هنوز هم مورد استفاده است. در این زمان تمام سازنده های ساز در غرب به روی کامل کردن پیانو کار می کردند.تعداد بسیار زیادی اصلاح بر روی طراحی و ساختمان ساز شکل گرفت و این روند هنوز هم طی می شود. آلمان و ایالات متحده به خاطر پیانو های با کیفیت عالی از دیگر کشورها متمایزند. مخصوصا پیانو های ساخته شده توسط Karl Bechstein در آلمان وBaldwin، Mason & Hamlin،Steinway و Chickering در ایالات متحده. همچنین پیانوهای استرالیاییBösendorfer هم بسیار مورد قبول است.
    محدودیت صدایی در پیانو های اولیه، مانند harpsichord، دارای فقط 4، حداکثر، 5 اکتاو بود.اما رفته رفته به محدوده آن اضافه شد تا زمانی که به بیش از 7 اکتاو رسیدو تغییرات ساختمانی امکان زیاد کردن تنش سیمها را داد تا صدا های مختلفیتولید شود.

    پیانو فورته مدرن دارای 6 قسمت اصلی است (در توضیح زیر شمارهها به بخشهای مختلف پیانو اشاره می کنند که در عکس هم آمده):
    1-فریم معمولا از آهن ساخته می شود. قسمت انتهایی پشت آن به صفحه ای که سیم هابه آن بسته شده اند متصل است. در جلو قسمت پیچ های کوک قراردارند. با پیچاندن اینها سیم ها کوک شده و در تنش آنها تغییر ایجادشده.

    2-صحفه صدا، یک قطعه نازک از صنوبر تراشیده شده است که در زیر سیم ها قرار می گیرد، به ارتعاش سیم ها کمک می کند.
    -3سیم ها، ازفولاد ساخته شده اند، از زیر به بم طول و ضخامتشان افزایش می یابد. در سیم های زیرتر از 2 تا 3 سیم با کوک همسان استفاده می شود در حالی که در سیم هایبم از یک سیم که دورپیچ شده- یک سیم نازک از جنس مس به دور سیم فولادیپیچیده شده- تا سنگین تر شوند استفاده می شود.
    4- اکشن تمام مکانیزم مورد نیاز برایحرکت دادن چکش ها به سمت سیم ها است (عمل کرد اکشن را در ادامهببینید). بیشترین قسمت قابل رویت اکشن کلاویه ها هستند، یک ردیف از کلید هاییکه به وسیله انگشتان نواخته می شوند. کلید های مربوط به صدا های طبیعی(کلید های سفید) از عاج یا پلاستیک ساخته می شود؛ آنهایی که مربوط به صدا هایتغییر یافته (کلید های سیاه) از آبنوس یا پلاستیک.
    -5 پدال ها اهرم هاییهستند که با پا به سمت پایین فشار داده می شوند. پدال خفه کن یا پدال بلند (The damper, or loud pedal) ، تمام خفه کن ها را از روی سیم بلند می کند تا سیم ها به لرزش خود حتی پس از رها کردن کلاویه ها ادامه دهند. پدال نرم (soft pedal) تمام چکش ها رابه سیم هانزدیک می کند تا فاصله ضربه نصف شود یا چکش ها را به یک طرفمایل می کندتا به جای ضربه به 2 یا 3 سیم فقط به یکی ضربه بزند. بعضی ازپیانو هادارای پدال سوم یا پدال ادامه دهنده (sustaining pedal) است کهفقط خفه کنهایی را از سیم ها دور نگه می دارد که در همان زمان باکلاویه ها از سیم ها فاصله گرفته و در حال نواختن هستند.استفاده از پدال ها می تواند در کیفیت صدای تولید شده تفاوتهایی ایجاد کند. بسیاری از پیانو های دیواری دارای پدالی هستند کهیک لایه ی نازک از نمد را بین چکش ها و سیم ها قرار می دهد تا صدایی خفهبه گوش برسد.
    6- بر اساس شکل پیانوها به 3 دسته تقسیم می شوند؛ پیانو های گرند (grand)، پیانو دیواری (upright)، و پیانو مربع شکل (square) که در اصل مستطیل است. شکل مربعی پیانو دیگر تولید نمی شود. برایاستفاده شخصی در خانه معمولا از پیانو های دیواری که جای کمتری می گیرد استفاده می شود. پیانو های گرند در سایز های مختلفی ساخته می شوند، از سایز کامل آنها، m 2.69 (8 ft 10 in) طول، تا گرند های کوچک (baby grand) با طول کمتر از m 1.8 .(6 ft)
    پیانو های دیواری شامل پیانو های روستایی اواخر قرن 19 نیزمی شوند کهفرم بزرگ از پیانو های دیواری بوده. پیانو های مدرن یاکنسول، پیانو های دیواری کوچک هستند که به پیانو های روستاییمربوط می شوند. در پیانو های دیواری سیم ها به صورت عمود یا اریب از بالابه پایین بسته شده اند. در پیانو های دیواری و گرند های کوچک گاهی سیمهای بم از زیر سیم های زیر می گذرد تا کیفیت صدایی بهتر و قوی تری به دستبیاید. با این حال مجموع وزن ایجاد شده توسط سیم ها در پیانو های گرندحدود 30 تن و در پیانو های دیواری حدود 14 تن است.




    زندگی شاید همین باشد ....
  6. #6
    sarir
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    3,808
    3,332
    4,704

    پیش فرض


    موسیقی پیغامی است آسمانــی که از هر فلسفـه و منطق بالاترسـت


    ویولن:


    ويولن سازي است که مسلما يکي از زيباترين ساخته دست بشر و يکي از دمدمي مزاج ترين آنهاست. شايد بسيار صعب الوصول بودن آن است که بر اعجازش مي افزايد جز براي کسي که برده وار داوطلبانه و از صميم قلب خود را تسليم اين ساز کند ويولن سر نافرماني و لجبازي خواهد داشت و نواهاي چند گانه و دامنه نامتناهي لطايف خود را دريغ خواهد کرد و شخص مي ماند با يکي از آلات دوست داشتني موسيقي که رنجيده دل است و بلا استفاده.


    هيچ ويولني مثل ويولن ديگر نيست و هر يک مانند يک وجود بشري ويژه و منحصر به فرد است.

    در نواختن ويولن نوازنده موجودي مستقل است هيچ دست بيگانه اي در ملک طلق او اختيار ندارد و هيچ گوشي جز گوش او زير و بم صدا را تعيين نخواهد کرد و به محض اينکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشي شگفت انگيز آغاز مي شود.

    اين ارتباط شگفت بين ويولن و نوازنده است که اين ساز را منحصر به فرد ساخته.

    نوازنده در اين راه هرگز اجازه ندارد که خسته شود گر چه مکن است بارها با ناکامي رو به رو شود ولي هرگز نبايد از پا بيافتد.

    وجهه جهاني ويولن را مي توان در سازگاري آن با فرهنگهاي مختلف ديد.
    اين ساز هيچ محل ثابت و ساکني به عنوان تکيه گاه ندارد و خود نوازنده نيز چنين وضعي دارد جز در آن نقاطي که پايش زمين را لمس مي کند. دستهاي نوازنده بايد تا حد زيادي انعطاف پذير و قوي و داراي حالت فنري باشد و هميشه در سطح شانه يا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند

    هر چند ويولن نواختن حرفه بسيار پر زحمتي است ولي خوب ويولن نواختن به هيچ وجه غير ممکن نيست و در واقع در آموزش دادن فرا گرفتن و تسلط يافتن بر آن رضايتي عميق و طولاني نهفته است.

    براي دستيابي به نوازندگي بهداشت هم خيلي مهم است: پاکيزگي- برانگيختن جريان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهاي ورزشي خاص- استراحت متناوب

    ويولن يک ساز ظريف و فرنگي است و طبق نمونه هاي که ساخته مي شود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقيقي با هم جور شده اند و وزن آن در حدود 400 گرم مي باشد و ابتدا توسط سازنده ايتاليايي گاسپارو برتولوني اختراع شده است.

    از شاگردان مشهور گاسپارو برتولوني آ آماتي بود که او هم بهترين سازنده ويولن در سطح جهان را پرورش داد يعني آنتونيو استراديواريوس.

    تا کنون کسي در جهان پيدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکميل نمايد بلکه قادر نبوده ويولني بسازد که از حيث زيبايي و صوت بتواند با ويولن هاي آنتونيو استراديواريس برابري نمايد.جلا و ظاهر خوش ويولن استراديواريس چيزي در حد کيفيت خورشيد که روي پوست ابريشمي تابيده باشد است و هم چنين نرمي و لطافت خاص و منحصر به فرد يا مي توان گفت پختگي.

    يکي از کارهاي استراديواريوس ايجاد ويولن کنسرت است که با طنين نيرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسيقي بيشتر از اين لحاظ مديون استراديواريوس مي باشد.

    تاکنون متجاوز از سه قرن از اختراع اولين نمونه ويولن توسط گاسپارو برتولوني ميگذرد و در اين مدت با وجودي که کشفيات جديدي در علوم فيزيک و شيمي نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ويولن تغييري بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قديم نيز چيزي درک نکرده اند.

    اجداد ويولن: تير و کمان.

    شکل و ساختار ويولن به مثابه بدن يک مونث است به طوري که خط راست ندارد هر چيزي داراي انحنا است کمري زيبا –گردن باريک-پشت گرد شده.
    ویولن یک وسيله موسيقي به حد اعلا احساسي و زيباست.

    قسمتهاي مختلف ويولن:

    اين ساز داراي چهار سيم است که از بم به زير به ترتيب سل ر لا مي کوک مي شود.و به دو طريق اجرا ميشود با آرشه و پيسکاتو

    قسمتهاي ساز: 1.تنه 2. دسته 3. خرک و ضمائم.

    1. تنه: جعبه اي که ما بين طبله و زيره و جدارهاي طرفي محصور شده است. در روي طبله سيمها-گريف-خرک-سيم گير-و دو شکاف اف قرار دارد. و صدمه پذيرترين بخش ويولن است.

    2. دسته يا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکيه سيم هاست که محل انگشت گذاري نوازنده در بالاي آن است. انتهاي دسته به جعبه چوبي ختم مي شود که سيم ها در درون آن به دور گوشي ها پيچيده ميشوند.

    3. خرک: ما بين سيم ها و طبله ويولن قرار گرفته و فشار سيم ها آن را به طور عمودي نگه مي دارد. نقش خرک اين است که ارتعاش سيم ها را به جعبه ويولن منتقل کند.

    4. سيم گير: . سيم گير از آبنوس ساخته مي شود و در فاصله اندکي از خرک تا آخر تنه ويولن کشيده شده است در ته سيم گير تسمه اي از جنس روده است که به دکمه اط که در قسمت پائئن جدار تعبيه شده بند مي شود.



    ..نقش اين ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعي و انفرادي آنقدر پر اهميت است که آن را شاه سازها گفته اند.
    خاک تو سرت روزگار.
  7. #7
    sarir
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    3,808
    3,332
    4,704

    پیش فرض

    موسیقی پیغامی است آسمانــی که از هر فلسفـه و منطق بالاترسـت

    سنتور:



    اولین اثری که از سازهای شبیه سنتور به دست آمده اثری است از حجاری های دوره های آشوریان و بابلیان در 669 قبل از میلاد که نشان می دهد این ساز را به وسیله بند به گردن می آویختند.
    به دلیل قرار داشتن ایران در مسیر جاده ابریشم بین شرق و غرب و تغییر دائمی مرزها در شرایط کشورگشایی ها فرهنگها نیز مرتب دستخوش تحول شده و این تحول آلات موسیقی را بی نصیب نگذاشته است به طوریکه به درستی معلوم نیست سنتور ابتدا در کدام کشور مورد استفاده بوده است ولی مطمئنا ایرانیها قبل ازظهور اسلام با این ساز آشنا بودند و آن را کونار می نامیدند.

    به اتکا قد مت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نامهای مختلفی پیدا کرده است.
    سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد.
    این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در امریکا زیتر می نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند.
    ساز سنتور در تعدادی از جمهوری های سابق شوروی مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست.
    همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود 360 سیم دارند.
    عبدالقادر مراغه ای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار می بستند و با جابه جایی خرکها آن را کوک می کردند..
    نام سنتور در اشعار منوچهری نیز آمده است:
    کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است
    فاخته نای زن و بربط شده تنبور زنان

    سنتور سازی کاملا ایرانی است که ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت می دهند که مانند بربط، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج برده شد، سنتور سازی جعبه ای به شکل ذوذنقه است که به روی سطح آن دو ردیف خرک تعبیه شده و از زوی هر خرک 4 رشته سیم هم کوک عبور داده شده است.
    سنتورهای معمولی دارای 9 خرک می باشند و وسعت صدایشان اندکی بیشتر از 3 اکتاو است و نوازنده در اجرای دستگاه های مختلف موسیقی سنتی کوک ساز را تغییر می دهد و یا محل خرک ها را پس و پیش می نماید.
    سنتور یا شاهان تور از جمله سازهای کاملا شرقی است. شکل سنتور اقتباسی از کشتی است و سیم های آن برگرفته از تور ماهیگیری و صدا، صدای برخورد امواج دریا به صخره هاست.
    سنتور در زمانهای گذشته به ابعاد مختلف ساخته می شد که تا امروز به شکل های استاندارد سل کوک و لا کوک درآمده است.
    سنتور در طی سالیان و در پی مهاجرتها و رفت و آمدهای فرهنگی به کشورهای دیگر برده شد .از آن جهت گروهی بر این عقیده اند که سازهایی چون ارگ و پیانو که از نظر صدادهی صدایی چون سنتور دارند الگوهایی کامل شده از این سازسنتی ایرانی هستند و در طی سالیان و قرون متمادی دوره تکامل خود را پیموده و امروزه خود به سازهای مستقلی تبدیل گشته اند اما برخلاف این سازها که در مسیر تکامل گام برداشته بودند.
    سنتور سیر قهقرایی پیموده و تا اوایل قرن گذشته به سازی کاملا محجور بدل گشته.
    ساز سنتور پیشتر با 12 وتر سیم بم و 12 وتر سیم زیر ساخته می شد و سنتور 12 خرکی نامیده می شد، امروزه سنتور 10 خرک و سنتور 11 خرکی و سنتور لا کوک نیز ساخته می شود.
    سنتور 11 خرک سنتور چپ کوک نامیده می شود در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می شود صدای ساز یک پرده بم تر می گردد.
    سنتور 9 خرک رایج ترین نوع سنتور است که سنتور سل کوک نامیده می شود و نت های ردیف براساس آن نوشته شده است در سنتور 9 خرک چنانچه براساسراست کوک تنظةم شود به ترتیب سیم ها از پایین بر مبنای می-فا- سل کوک می شوند و مناسب برای گروهی و ارکستر است.
    شاز سنتور برای ردیف موسیقی سنتی و نیز برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش 7 خرک به خرکهای معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده است.
    معادل نصف عمر تمرین سنتور نوازان به کوک کردن آن می گذرد چون ضربه های مداوم مضراب روی سیم ها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم ها کوک را به هم می زند و 72 سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود از این رو سنتور سازی شناخته می شود که در عین زیبایی بسیاری از عوارض طبیعی می وتند روی صدا و کوک ان تاثیر بگذارد و حتی نوازنده های باتجربه را برای یک کوک دلخواه ناکام می گذارد.
    نقل شده است که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور روزی در مجلسی گفته است که کوک سنتور مرا پیر کرده است.
    خاک تو سرت روزگار.
  8. #8
    sarir
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    3,808
    3,332
    4,704

    پیش فرض

    موسیقی پیغامی است آسمانــی که از هر فلسفـه و منطق بالاترسـت


    ساز قانون:




    تاریخچه ساز قانون و مخترع آن
    عده ای معتقدند که مخترع این ساز فارابی است و برخی دیگر می گویند منشاء آن خراسان بوده و در قرن سیزدهم (میلادی) در موصل پیدا شده، هر چند هیچیک از این نظردهندگان دلیل بر ادعای خود ندارند. واقعیت این است که در فرهنگ کلاسیک شرق، ردی از سازهای خانوادة سیتار پیدا نشده و سرمنشاء قانون نیز، مانند سرچشمة بسیاری از سازهای دیگر، تاریک مانده است. آنچه بیشتر محتمل می رسد اینکه قانون از سرزمینهای شرق نزدیک، , به اروپا رسیده و در کشورهای اروپایی با مکانیزه کردن آن، بزرگ ترین ساز کلاویه دار سیمی را ساخته و پرداخته*اند…
    قانون را باید سازی از اوایل اسلام دانست. نام ساز از واژة یونانی Kanon گرفته شده، که در آن زبان به مفهومم «قانون، قاعده» مصطلح است. ترک ها، زمانی چند این ساز را فراموش کرده بودند، اما از زمان محمود دوم (۱۸۹۹-۱۸۰۸)، عمر افندی، آن را از شام به ترکیه آورد و به سرعت میان مردم رواج یافت.

    اجزای تشکیل دهنده ساز قانون

    1. جعبه ذوزنقه شکل ساخته شده از چوب
    2. پرده گردان: کلیدهای کوچک و متحرک که در سمت چپ ساز بعد از شیطانک نصب شده و باعث تغییر صدا می شود.
    3. شیطانک
    4. محل گره سیمها
    5. سیمها (هر سه سیم با یکدیگر همصدا کوک می شوند).
    6. گوشی
    7. خرک
    8. پایه خرک
    9. شبکه های صوتی
    10.صفحة رو
    11.صفحة زیر
    12.ضلع کوچک
    13.ضلع بزرگ
    14.پوست
    15.حلقه های مضراب
    16.مضراب
    17.کلید کوک

    طریقه نشستن
    برای نواختن قانون، آن را روی میزی که تا اندازه ای به طرف نوازنه شیب داشته و با وضع نشستن متناسب باشد قرار داده، نوازنده مقابل آن می نشیند به طوری که قاعدة بلند جعبه (که سیمهای ضخیم دارد) در پایین و نزدیک به نوازنده قرار گیرد. میز از صندلی نوازنده کمی بلندتر (و بهتر است زیر آن خالی) باشد، به طوری که در حالت نوازندگی اعضاء بدن به شکل زیر قرار گیرد:
    1. ساعد با بازو یک زاویه قائمه تشکیل دهد.
    2. پشت، کاملاً صاف باشد و به طرف جلو خم نشود.
    3. آرنجها بیرون از بدن قرار نگیرد.
    4. دستها روی سیمها تکیه نکند.
    5. هر دو دست از شانه ها در حالت نواختن آزاد باشد. (به دست فشاری وارد نشود) گاه ممکن است بنا به ضرورت مجبور به قرار دادن قانون بر روی پا باشیم. در این شرایط یک پا را بر روی پای دیگر انداخته و ساز را روی پا قرار می دهیم. حتی می توان روی زمین (به اصطلاح عامیانه چهار زانو) نشست و ساز را روی پاها قرار داد.

    وسیله نواختن
    عبارت است از دو حلقه فلزی که از جنس نقره، ورشو، برنج و… که به طور پهن و مدور (به اندازة بند دوم انگشت نشانه) ساخته شده باشد. مضرابهایی که داخل حلقه قرار می گیرد از شاخ گاو، گوزن، بز کوهی و… ساخته شده است. حلقه ها را در انگشت نشانه (بند دوم) قرار داده و مضراب را به طرف داخل دست، میان حلقه و انگشت جای می دهیم. اندازة مضراب ساخته شده باید از نوک انگشت نشانه کمی بلندتر باشد و از زیر بند دوم انگشت، پایین تر نیاید.

    طریقه مضراب زدن: ابتدا روی یکی از سیمها به وسیلة دست راست یا چپ ضربه ای بزنید (موقع مضراب زدن انگشتهای نشانه باید از بند آخر خم شود) به طوری که وقتی مضراب سیم را لمس کرد صدایی که از آن برمی خیزد صاف و شفاف باشد و این در صورتی امکان پذیر است که هر سه سیم هم صدا در یک لحظه و هم زمان به صدا درآیند.
    برای انتقال نیرو به مضراب در یادگیری مراحل اولیه، و هنگام مضراب زدن با دست راست و چپ باید انگشتی که مضراب در آن جای دارد انگشت شست را لمس کند. این علم برای قوی شدن انگشت و مضراب موثر است، که باید آن را در تمرینهای اولیه اموخت. در تمرینهای مربوط به مراحل بالاتر که اجرای ساز رفته رفته سریع تر شده و حالتهای گوناگون به آن داده می شود، دیگر نیازی به تماس انگشت نشانه با شست نیست. در هنگام ضمراب زدن انگشت شست زیر انگشت نشانه قرار می گیرد. سایر انگشتان (سه انگشت دیگر) نه باید جمع و نه باز باشد (به حالت برداشتن مدادی که به طور افقی در جایی قرار دارد).
    طریقه اجرا
    برای نواختن ساز قانون معمولاً دو طریقه به کاربرده می شود:
    دستها در طرفین: هنگام اجرای ساز، دست راست به موازات پوست قانون (در قسمتی که پوست به چوب می چسبد) و دست چپ در سمت چپ ساز به موازات پرده گردانها و به طور مایل حرکت کند. به این ترتیب دستها در طرفین ساز قرار می گیرند.

    نوازندة قانون در حالیکه روی صندلی نشسته است، ساز را در هنگام نوازندگی روی زانوی خود می گذارد (تا ۵۰ سال پیش، ساز خیلی پایین تر از بدن نوازنده قرار می گرفت).
    نوازنده دو دست خود را به فاصلة یک اکتاوروی ساز میگذارد و دست چپ اندکی دیرتر از دست راست به سیم زخمه میزند، در این حالت صوتی دو صدایی، و همنام به فاصله اکتاو از ساز شنیده می شود.



    نام تعدادی از نوازندگان این ساز
    متاسفانه این ساز طی سالهای دراز به دست باد سپرده شد، ولی می توان از نوازندگانی چون رحیم قانونی، جلال قانونی، مهدی مفتاح، سیمین آقارضی، ملیحه سعیدی و پریچهر خواجه نام برد.
    ویرایش توسط sarir : 2012.07.15 در ساعت 10:41
    خاک تو سرت روزگار.
  9. #9
    sarir
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    3,808
    3,332
    4,704

    پیش فرض


    موسیقی پیغامی است آسمانــی که از هر فلسفـه و منطق بالاترسـت




    فلوت flute






    این ساز درتقسیم بندی سازهای موسیقی _ اگرچه امروزه نوع فلزی آن ساخته
    می شود -جزو گروه سازهای بادی چوبی محسوب می شود.درتقسیم بندی
    جدید ترِ سازهای بادی ، این ساز در گروه سازهای بادی بدون زبانه Blow Hole
    قرار می گیرد .

    فلوت به صورت افقی به موازات لب ها توسط دو دست نوازنده گرفته می شود و
    به وسیله ی دمیدن در سوراخ جانبی آن به صدا در می آید .در قدیم این ساز بدون
    کلید بود ولی در نیمه ی اول قرن نوزدهم میلادی شخصی به نام تئو بالد بوهم
    برای فلوت کلید هایی اختراع کرد و تعداد سوراخ های آن را افزایش داد .
    در حال حاضر به فلوت ، فلوت بوهم یا فلوت کلید دار نیز می گویند .
    وسعت صوتی این ساز سه اکتاو می باشد .

    امروزه این ساز بیشتر از نقره و کروم ساخته می شود .


    بر گرفته ازکتاب خلاقیت موسیقی- انتشارات سه استادوقلم چی-
    مولفین:امیدسیاره/علی تفرشی/محمدمهدی گورنگی

    خاک تو سرت روزگار.
  10. #10
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض

    پیشینه و معرفی ساز تمبک

    رضا ترشیزی نویسنده کتاب "هزار سال وزن در موسیقی ایرانی" می گوید: " در منظومه ساسانی یادگار- زریران مربوط به افسانه های پهلوانی اشکانیان نام تمبک Tumbak صراحتاً ذکر شده است". همچنین در مقاله ای تحت عنوان "موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشیان" به متن کتاب پهلوی زبان "خسرو پسر قباد و غلام" مربوط به زمان ساسانیان اشاره می شود که در آن نام ساز دمبک Dombak آمده است و اضافه می کند که در تمدن عیلام سازی شبیه به تمبک را می نواختند. در کتاب "موسیقی بین النهرین" اثر فرانسیس گالپین Francis Galpin ، می خوانیم که در منطقه بین النهرین (سومر) و همچنین در آسیای مرکزی و در حدود هزاره های اول و دوم قبل از میلاد، طبلی ساغری شکل از جنس برنز به نام لی لیس Lilis وجود داشته است که نوع کوچک و قابل حمل آن را لی لی سو Lilissu می نامیدند. لی لی سو شبیه "داربوکه" Darbukah عربی بوده که درنقاشی های متعلق به شهر تبس Thebes مصر و در عصر سلسله 18 فراعنه و حدود 1570 پیش از میلاد مشاهده شده است. این ساز درحالی که بر روی زانو و زیر دست چپ نوازنده قرار گرفته، با دو دست نواخته می شد. لی لی سو از جنس چوب و گل بوده و نمونه ای از آن در موزه بریتانیا نگهداری می شود. یک لوح بابلی تصویر لی لیس را به خوبی نشان می دهد.
    ساز دیگری که تمبک امروزی به آن شباهت زیاد دارد، طبل های ساغری شکل هستند. حدود 400 طبل ساغری گلی مربوط به تمدن نوسنگی و عصر برنز (5000 تا 4000 سال پیش) در اروپای مرکزی -گستره بین جنوب دانمارک و آلمان- یافت شده اند. همچنین در ناحیه آلتایی روسیه در 500 قبل از میلاد نیز طبل های ساغری بوده است. یک طبل ساغری برنزی مربوط به 2800 سال قبل از میلاد مسیح نیز در جمهوری چک پیدا شده است.
    امروزه می توان گونه های دیگری از طبل های ساغری را در آفریقا، شبه قاره هند و آسیای جنوب شرقی مشاهده کرد.
    با وجود آن که طبل های ساغری شکل و همچنین برخی سازهای کوبه ای ایران نظیر دف و دهل، پیشینه ای چند هزار ساله دارند، تمبک در موسیقی امروزی، سازی جدید محسوب می شود. حتی در نقاشی های عمارت چهلستون اصفهان متعلق به دوره صفویه، ردی از این ساز نیست و پس از آن نخستین نشانه هایش را در دوره قاجار می توان جست و جو کرد. شکل ظاهری این ساز و امکانات اجرایی آن در ایجاد صداهای مختلف، نشان دهنده پیشرفت اش در مقایسه با سازهای کوبه ای ساده مثل دف، دایره و دهل است.
    تمبک گاه به صورت تنبک و دمبک نیز تلفظ می شود که البته تنبک مصطلح تر است. در خصوص ریشه این واژه می گویند که از دو عنصر تم به معنی ضربه بزرگ بر وسط و بک به نشانه ضربه های ضعیف بر کناره های پوست ساز است. در نتیجه ترکیب تم + بک به واژه تمبک منجر شده است.این ساز علاوه بر موسیقی هنری ایران، در موسیقی های بومی لرستان و کردستان نواخته می شود و همچنین در موسیقی عامه پسند شهری موسوم به مطربی نیز مورد استفاده قرار می گیرد. این ساز از نظر شیوه نوازندگی و تا حدی شکل ظاهری، هیچ مشابهی در دیگر کشورها ندارد و ساز اختصاصی موسیقی ایرانی به حساب می آید. شاید نزدیک ترین ساز به آن "زیر بغلی" افغان ها باشد که از چوب یا گل پخته ساخته می شود. سازی کوبه ای به نام "تمپو" نیز در سواحل خلیج فارس و همچنین برخی کشورهای عربی مورد استفاده قرار می گیرد که همانند تمبک روی پای نوازنده قرار می گیرد. ولی در مجموع شیوه نواختن آن با تمبک خیلی متفاوت است


    ویرایش توسط berahma_a : 2012.08.16 در ساعت 17:19
    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

  11. #11
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض


    مختصری درباره ی سازهای کوبه ای غیر ایرانی


    بانگو(bongo)
    بانگو زاده کوبا است و همواره در موسیقی سان ، در میانه ی سال های 1800 ، بکار برده شده است .
    سبک سان ، ترکیبی از موسیقی آفریقایی و اسپانیایی برگرفته از بخش شرقی کوباست . امروزه بانگو یکی از نامی ترین سازهای کوبه ای لاتین به شمار میرود و می توان صدای آن را در همی سبک های موسیقی پیدا کرد . ضمنا این ساز در ایران به نام بینگو و بانگو معروف است.






    کنگا (congo)
    ساز کنگا تا میزان زیادی ، رایج ترین ساز دستی کاربردی در موسیقی مردمی به شمار می آید . ریشه کنگا از کنگوی آفریقا است ، اما ساز خمره ای شکلی که پیش از این می دیدید در واقع سازی کوبایی که از دل نواهای محلی و بومی بیرون آمده ، کنگاها را میتوان در موسیقی جاز ، راک ، بلوز ، آراندبی ، و ورگا دید .کنگا در واقع در برگیرنده سه ساز است : کوینتو ، سی گاندو یا کنگا و تومبا یا تومبادورا (اگر کنگا چهار تیکه باشد کوچکترین خانواده کنگا "ری کوینتو" نام دارد) . ضمنا به کل این ساز در ایران تومبا میگویند.










    جیمبه (djembe)
    جیمبه ساز کوبه ای - آفریقایی جامی شکل است که ریشه اصلی همه سازهای کوبه ای بشمار می آید . این ساز با ظاهر قبیله ای ، صدای پر معنی و بلند و نواختن راحت و آسانش ، تبدیل به یکی از دوست داشتنی ترین سازهای دنیا شده است. کوک سفت جیمبه ، و پوست نازک دهانه ، به اندازه زیادی بر صدای پر معنی ساز ، تاثیر می گذارد .






    آشیکو (ashiko)
    آشیکو سازی است از آن آفریقای غربی و مانند جیمبی ، دارای دهانه ای است نازک با پوست بز و به سبب سفت بودن دهانه ، به سختی کوک می شود . اگرچه آشیکو از لحاظ شکل و شمایل با جیمبه تفاوت های بسیاری دارد ، اما صدایی همانند تولید می کند . بیشتر مردم ، آشیکو را برادر کوچک جیمبه می دانند . صدای آن همانند است، اما گستردگی صدا و توانایی اجرای صدای بم جیمبه را ندارد.





    ودو (udu)
    اودو ، سازی است با اندامی خنده دار و جز اندک سازهای کوبه ای است که دهانه ( یا پوست) ندارد ، ولی میتوان با ضربه زدن به روی آن ، تولید صدا کرد . به جای آن کل بدنه ساز برای ضربه زدن ، تولید صدا و در یک کلام ، نواختن بکار برده می شوند .
    اودو از نیجریه می آید و بر پایه افسانه ها و داستان ها از گلدانی گرفته شده است که به گونه اتفاقی ، دارای سوراخی در کنار خود بوده است . این سوراخ ، گلدان را برای نگهداری چیزهای گوناگون ، بی مصرف می ساخت . دارندگان این گلدان ، مانند افرادی که احساس ریتمیک بالایی دارند ، همان کاری را انجام دادند که هر شخص دیگری در این شرایط انجام می داد.اودو صدایی بی همتا تولید می کند : از صدای زنگ گرفته تا صدای بم کم رنگ و ضعیف.
    ضمنا در بندر و بخشي از هندوستان و بلوچستان هم استفاده ميشه
    كه تو بندر به نام جهله و در سه سايز جمالي ( باس ) جهله ( ميد ) گلوك ( هاي ) استفاده ميشه. در گروهای سنتی کار هم از خمره(مثل اودو) استفاده می کنند .






    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

  12. #12
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض

    1. تاریخچه دف و دف نوازی

    2. دف، دوب، در زبان سومری به معنی لوحه و خط است . از این زبان وارد اکدی شده « دوپو» و « توپو» گردیده و از این زبانها وارد آرامی شده « دوپ» گردیده و نیز به معنی لوحه و صفحه گرفته شده، بعدها در زبان عربی دف شده و به معنی لوحه به کار رفته است .
      دف سازی است که اساسا ً عبارت است از قابی که بر یک طرف و گاه دو طرفش پوست کشیده شده است و با زدن یا کشیدن انگشتان بر آن نواخته می شود . بر طبق روایات، نخست در شب زفاف سلیمان و بلقیس دف نواخته شد و نیز می گویند بنی اسراییل در مقابل گوسالۀ طلایی دف می نواختند . به هر حال در هنر قدیم، دف با قاب مستطیل، مستدیر، هر دو دیده می شود .
      دف رایج در ممالک اسلامی را بر حسب شکل قاب (مستطیل یا مستدیر) و دارا بودن اوتار، صنجها یا صفحات جرنگی، جلاجل یا حلقه ای جرنگی، حرسها یا زنگها، و یا فقدان آنها، به هفت نوع تقسیم کرده اند، که یکی از آنها دارای قاب مستطیل است که بر دوطرفش پوست کشیده شده است و سایرین قاب مستدیر دارند . از اقسام اخیر ، دف دارای حلقه های جرنگی ( بنام دایره ) در ایران رایج بوده است. دفِ دارای زنگ ، درایران و آسیای مرکزی به نام دایره رایج است.
      این ساز به وسیله مسلمانان اسپانیا در اروپا رواج یافته است و در قرن پانزدهم میلادی متروک شد و دیگر بار در قرن هفدهم به وسیله ترکان عثمانی رایج گردید. در قرن نوزدهم این ساز، به علت ماهیت حماسی بودن نوای آن، به عنوان از سازهای موزیک نظامی شناخته شد.
      از معنای لغوی و پیدایشی دف که درگذریم، باید گفت که « دف نوازی »، پردازش اطلاعات غیر کلامی است، کلام موسیقیایی عرفانی و گاه هیجانی . زبان و کلامی ندارد لیکن هر کوبۀ بی کلامش به هزازان زبان در سخن است . طنین آوای دوست، گوش به گوش، چونان می عشق جملگی را در می رباید :
      از می عشق ریختی در دل آدمی اندکی از دل او به هر دلی دست به دست می رود
      بر مردمان نخستین، آهنگ موج دریا، زمزمه نسیم باد، ترنم باران، نوای آبشاران، آوای پرندگان و صدای پای اسبان، موسیقی روح نواز بود. در این دوره که هم زمانی پیدایش آدم و موسیقی است، آدمی به فراست دریافت که طبیعت با او سخنها دارد به هزاران زبان، اگر گوش و چشم جان را باز گذاریم :
      چشم دل بازکن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی
      آن زمان،نقش موسیقی، آگاه کردن غیر ارادی آدمی بود از وضع طبیعت و بعدها آگاه کردن ارادی برای خبررسانی و اعلام وقت های گوناگون با مفاهیم مختلف و از آن پس بود که افلاطون ندا در داد که : روان انسان از راه موسیقی،تناسب و هماهنگی می یابد .
      موسیقی عرفانی خود یک عشق است و در تاریخ علم می خوانیم که بسیاری از بیماری های درمان ناپذیر با دارو، با نوای نی و خروش دف، درمان پذیرند.
      واینک موسیقی اصیل ایرانی با ابزاری بنام « دف » در کف عاشقان می خروشد و در مقالات با حکیمان و هستی شناسان، از پشتوانه علمی بهره جسته، در جایگاهی شایسته نشسته و خاصیت درمانگری، نشانه شناسی و هستی شناسی یافته است .
      برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن
      و این خروش تا به جایی است که :
      پیرمحله دف به کف ، پنجه به پوست می زند
      یا ز تو شکوه می کند یا در دوست می زند
      سخن از دف و جایگاه والای آن، تا جایی است که از اعصار دیرین، از این ساز بعنوان سراینده ی حق و ستاینده ی تنها معبود، یاد شده است . همچنان که در تورات آمده است :
      خداوند سلطنت خواهد کرد تا ابدالآباد، زیرا که اسبهای فرعون با ارابه ها و سوارانش به دریا درآمدند و خداوند آب دریا را برایشان برگردانید . اما بنی اسراییل از میان دریا به خشکی رفتند و مریم نبی خواهر هارون دف به دست خود گرفته و همۀ زنان از عقب وی دف ها گرفته، رقص کنان بیرون آمدند. پس مریم درجواب ایشان گفت : خداوند را بسرائید زیرا که با جلال مظفر شده است .
      ودر پایان نیز شواهد و مثالهای متعددی از بزرگترین شاعران ایرانی ارائه شده که نمایندۀ اهمیت این ساز پرشکوه و پرمعنا از دیر باز می باشد:
      سراینده ای این غزل ساز کرد دف و نی و چنگ را هم آواز کرد
      « فردوسی »
      هله من مطرب عشقم، دگران مطرب زر
      دف من دفتر عشق است و دف ایشان دف تر
      «مولوی»
      بی دف بر ما میا که ما در سوریم برخیز و دهل بزن که ما منصوریم
      «مولوی»
      ای مطرب جان چو دف بدست آمد این پرده بزن که یار مست آمد
      «مولوی»
      سرنتوانم که بر آرم چو چنگ گرچه دفم پوست بدرد قفا
      «سعدی»
      من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک
      مغبچه ای ز هر طرف می زندم به چنگ و دف
      «حافظ»
      حدیث عشق را که از حرف و صوت مستغنیست
      به نالۀ دف و نی در خروش و در ولوله بود
      «حافظ»
      دست افشان، پای کوبان دف زنید و صف زنید
      زان که عیشی خوشتر از عیش شباب آمد پدید
      «قاآنی»
      « مطالبی در مورد ریتم های دف »
      ریتم های دف عبارتند از : قیام (حی الله)، غوثی، دائم، حدادی، سقزی ودائم کند و تند.
      در ابتدا، اهل سلوک، هنگام خروج از مرحله دنیوی و وصل الی الله در حالت خلسه، حلقه ای برای سماع و ذکر تشکیل می دهند که به ذکر اسما خداوند و همچنین توسل به اولیا، انبیا، امامان و بزرگان دین، می پردازند و بدین سان برآنند که خود را هر چه بیشتر به یگانه معبود نزدیک سازند .
      البته آنان با تشکیل حلقه ذکر دور هم نشسته و با تلاوتی چند ار قرآن مجید، شروع به ذکر می کنند و پیر حلقه نیز با الفاظ «توبه یا ربی»، «استغفرالله» و «استغفرالله و اتوب الیه» نیز مجلس را می آراید و نیز شجره نامه طریقت را برای جمع حلقه، بازخوانی می کند تا به اسما امامان و انبیا الهی منتهی شود. سپس ذکر « لا اله الا الله» با صوت های مختلف، سنگین تند بر زبانها جاری می گردد و هنگام تندخواندن ذکر الله، آن جمع از جای خویش بر خواسته دستهای همدیگر را می فشارند که به آن حالت « قیام یا حی الله » گویند. پس از ذکر قیام، به ذکر غوثی می پردازند و آن ذکر، «حی حی حی الله» می باشد که « الله حی الله» بر زبان آن جماعت دائم و پیوسته جاری می گردد . پس از آن به حدادی می پردازند که در این حالت، جوش و خروش عرفانی آنان منتهی به آرامش نسبی است که در نتیجه قرب الی الله روی داده است و ریتم سقزی و یا همان «حی الله الله»، پس از مرحله حدادی و رسیدن به آرامش نسبی است که در پایان به ریتم دائم کند و تند رسیده و به پرواز در ملکوت اعلی در می آیند. دف، یکی از ساز های کوبه ای در موسیقی ایرانی است.
      این ساز شبیه به دایره ولی بزرگ*تر از آن است. چنانکه از کتاب*های موسیقی و نوشته*ها و اشعار بر می*آید، در دوره اسلامی ایران، این ساز برای پشتیبانی از ساز و حفظ وزن به کار می*رفته و رکن اصلی مجالس عیش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار می*بردند. در کتاب*های لغت در معنی دف یا دایره می*نویسند: آن چنبری است از چوب که بر روی آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه*ها آویزند. در قدیم برای آنکه طنین بهتری داشته باشد روی دف پوست آهو می*کشیدند.
      در قدیم دف یا دایره کوچک را که چنبر آن از روی و برنج ساخته می*شد خمک یا خمبک می*گفتند. به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمبک یا خمبک می*گفتند.
      دف*هایی هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبیه می*کردند و می*نواختند. زنگهای دف را جلاجل می*گفتند. در دوره اسلامی به کسانی که دف یا دایره می*نواختند جلاجل زن می*گفتند.
      در ایران کهن جلاجل وسیله*ای بیضی شکل و بزرگ بود که زنگ*هایی بر آن می*بستند و در جنگ*ها به کار می*بردند و ظاهراً صدای مهیبی داشته است.
      دف را که بر آن زنگوله تعبیه می*کنند دف زندگی می*گویند.
      در سال*های اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایج*تر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آورده*اند. از نوازندگان صاحب سبک آن می*توان بیژن کامکار و مرحوم خلیفه سید مجید سقزی خلیف کریم صفوتی وخلیفه میرزا آغاغوثی سید عطاالله سلامیه مسعود حبیبی ودفنوازان نام آشنای کردستان را نام برد که استاد کامکار نقش به سزایی را در شخصیت دادن به این ساز در موسیقی اصیل ایرانی ایفا کرده است
    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

نمایش نتایج: از 1 به 12 از 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •