ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2
  1. #1
    ℬαℋαℛ
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    زیر آسمون خُـבا
    نوشته ها
    5,314
    1,566
    3,306

    پیش فرض ₪.•:. بهآر هستم با نام کاربری ℬαℋαℛ .:•.₪



    سلـــآم ^__^

    خوشحالمـ که تو این فروم عُضوم و از بودن در اینجآ لذّت میبرم !

    منمـ رسمی شُدم و نوبت رسید به معرفی مـــ
    ــــن

    من یه دُختر اسفندیمـ


    اسفندی که باشی همیشه یه تبسم آرامش بخش رو چهرته ..!


    اسفندی که باشی گاهی یه اخم کوچیک باعث جذابیت صد برابری چهرته که جذبتو بیشتر می کنه ..!


    اسفندی که باشی رنگای مورد علاقت ، بیشتر توو مشکی و قرمز و بنفش خلاصه میشه ..!


    اسفندی که باشی رنگ ماهت ارغوانیه ..!


    اسفندی که باشی همه تیپا یه طرف، تیپ تمام مشکی هم یه طرف ..!


    اسفندی که باشی خیلی چیزارو میفهمی ولی به روی خودت نمیاری !


    اسفندی که باشی حواست هست دل کسی و نشکنی و ناراحتش نکنی، هر چند به راحتی همین کارو باهات کرده باشن ..!


    اسفندی که باشی تو اوج ناراحتی هم که باشی، اما بازم تا اراده کنی می تونی یه جمعی رو به نشاط بیاری و لبخندو رو لباشون بنشونی ..!


    اسفندی که باشی میتونی توو یه لحظه، کامل از خود بیخود بشی و عرش و به فرش بدوزی ..!


    اسفندی که باشی عالم و آدمو به راحتیِ آب خوردن درک می کنی اما دریغ از یه درک کوچولو واسه خودت ..!


    اسفندی که باشی حد وسط نداری! یا مثبتِ مثبت ، یا منفی ِ منفی !


    اسفندی که باشی همین تفاوت ها ،یعنی منحصر به فرد بودنِ تو !


    اسفندی که باشی میشی یه " مرد اسفندی " که جذابیت زیادی واسه خانومای ماه های دیگه داری ..!


    اسفندی که باشی میشی یه " زن اسفندی" که میتونی آرزوی هر مردی باشی ..!


    اسفندی که باشی یه آهنگو اینقدر گوش میدی تا جیغ همه رو در بیاری !


    اسفندی که باشی معنی سکوتت رو فقط خودت میفهمی و بس !


    اسفندی که باشی گاهی خودتم نمی دونی چته! درکت خارج از توان اطرافیانت میشه ..!


    اسفندی که باشی گاهی حس میکنی تو اصلا مال این زمان نیستی! متعلق به دوره ی دیگه ای هستی ..!


    اسفندی که باشی دلت نازکه و زودی میشکنه اما دم نمی زنی و بازم می خندی ..!


    اسفندی که باشی بهترین مشاور واسه همه ای، اما به خودت که میرسی نمی دونی چی درسته و چی غلط ..!


    اسفندی که باشی گاهی خیلی بد اخم و عصبی هستی ، گاهی هم خیلی خوش خنده و دیوونه ..!


    اسفندی که باشی دل همه رو زود به دست میاری و همه بدونِ اینکه بدونن " چرا " زود باهات انس میگیرن ..!


    اسفندی که باشی همیشه مثه آبِ روی آتیش می مونی و این یه نکته رو هزاران نکته ی مثبت تو به حساب میاد ..!


    اسفندی که باشی ،میشی ته تغاریِ خدا ..!
    هواتو همیشه بیشتر داره چون میدونه دلت کوچیکتر از 11 ماه ِ دیگه اشه ..!


    همزاد من:
    غصه ی این دو روز دنیا رو نخور که ازین قصه های پر از غصه زیاده ...


    اسفنـــــــــــــــــــــ ـــــدی که باشی ..!



    اسمم بهآر !

    قد : 162

    وزن : 50

    متولد 73/12/20

    اهلِ رشــــت

    ته تغآری خُدا و خونواده ..

    3تا داداشِ بُزرگـ تر از خودمـ دآرم

    تکـ دُختر و لوس ، خیلی شیطونم ! مهربونمـ .. کنجکآوی خیلی شدید دارم

    دیر عصبآنی میشم امّـا خُدا نکنه که عصبآنی بشم !!! -__-

    6سالِ به طور حرفه ای فوتسآل بازی میکنمـ و عآشق شُماره 10 :-)

    پرسپولیسیم

    بارسلون و چلسی و آلمان تیمای مورد علـاقمه !

    عآشق لواشکمـ ! غذای مورد علـاقم فسنجـــونِ ! از کبآب و مُرغ بدم میآد :))) نوشیدنـی خنکـ خیلی دوست دارم

    یه وقتآیی یدفعه ای خیلی دِپ میشم !!

    از تفریح کردن و خرید کردن و شیطونی و خندیدن از ته دل لذت میبرمـ ×

    اگه یکی بخوآد سرمـ داد بکشه زود دست و پآمو گُم میکنم ! یکمی ترسواَم ..

    ولــــــــی پُرووو :))

    بعضی وقتا خیلی لج باز میشم :| حتّی اگه روز بآشه و من بگمـ شبِ یعنی : شـــــــبِ :)) امّـا هیچوقت حرفمـ به کُرسی نمیشینه چون زود دست از لجبازی برمیدارم :|

    دوست زیآد دارم و دوستامو خیلی دوست دارم !

    دُنیایِ مجآزی 1بار آرامش زندگیمُ ازم گرفت !!

    بآ جنس مُخالفمـ خیلی دیر رابطه خوب برقرار میکنم !

    به خونوادمـ مینآزم !

    الگوم تو زندگی پدرمه ..

    قدمـ زدن تو بآرون نمـ نمـ بهم آرامش میده !

    برفـــُـــــ خیلی دوست دآرم ^__^

    بعضی افرآد خیلی واسم بی ارزشن و خیلیآ با ارزش !

    وقتی عصبآنی باشم ناخُنمو میجویم و آهنگـ گوش میدم ..

    رویِ کسی که دوستش دآرم خیلی حساس و حسودم :|

    زودرنج و حسآسم !

    خیلی احساساتیمـ و زود دل میبندم !

    سعی میکنم به همه احترام بزارم ..

    تقریباً با جنبه اَم

    و در آخر چـآدری اَم .. شآید چادری خیلی پایبند نبآشم .. امّا به چآدرم احترام میزارم و دوستش دارم و هر وقتمـ دوست داشته باشم بیرون و تفریح بریم برش میدارم ولی حجاب دارم چون حجاب به چآدر نیـــست !



    سوالِ دیگه ای بود در خدمتم دوستــآن
    تصاوير پيوست شده تصاوير پيوست شده
    ویرایش توسط ℬαℋαℛ : 2014.11.23 در ساعت 13:33
    این روزها که می گُذرد
    بیهـــوده شادم . . .
  2. 22
  3. #2
    ℬαℋαℛ
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    زیر آسمون خُـבا
    نوشته ها
    5,314
    1,566
    3,306

    پیش فرض ✘ آهـــای مخـآطب خـآص مـــن ✘

    نیستم ، هستی !
    می آیم ، هستی !
    ساعت ها خودمم را سرگرم میکنم ولی گوشه ی چشمم به نام توست ..
    چرا یکـ پیآم نمی فرستی ؟
    چرآ یکـ قلب در پروفایلم نمی کـاری ؟
    چـــه میخوآهی از جآنِ ن افراد آنلـاین ؟



    امروز برآیت پیامـی فرستادم
    و تو "در حال استفاده از سیستم پیا خصوصی"
    من خوشحال می شوم !
    تو"در حال خواندن پیام خصوصی"
    من قلبم به تپش می اُفتد !
    تو "در حال ارسال پیام خصوصی"
    من بارگذاری مجدد..بارگذاری مجدد..بارگذاری مجدد
    باز هم یکـ دوستِ جدید به لیست دوستانت اضافه شُده نه ؟



    پیآمِ امروزت مرا در هم شکست ..
    (از شدّت فضولی همیشه در حالُ مشآهده ی افراد آنلـاینی ؟)
    لعنتی بفهم هر جا می روی می خواهم کنارت باشم !



    ساعت ها یکـ جا توقف میکنی ..
    دوباره سرت به کُجآ گرم است که سهمِ من از تو ،
    فقط یکـ نام کآربری دروغین است ؟



    امروز یکـ مهمآن در حالِ بازدید از پروفایم بود ..
    اینقدر برایت بی ارزشم که حتّی نمی خواهی نامی از خود کنارِ من داشته باشی ؟
    آن مهمانی که همیشه فقط افراد آنلـاین را میبیند !
    منم که مُنتظرم ببینم کی در حال ورودی
    چقدر احساس حماقت می کنم ؛
    هنگامی که تو پنهانی ..
    و من نگرانِ نبودن تو !
    حتّـی یکی از اعتبارهایم از طرفِـ تو نیست ..
    ارسال هایم هیچ ×
    وقتی در حال مرگـ بودم
    یکـ "منتظرم ، برگرد" هم نمی توانستی بُگذاری ؟



    می ترسم لیستِ دوستانت را ببینم ..
    ترسِ اینکه من بینشون نبآشم همیشه همرآمه !



    تنهایـی به معنی یکّه بودن نیست ..
    تنهایی یعنی با تمام نا اُمیدی اطرافیانت را از دست بدهی !
    تنهایی یعنی احساسی که برایِ فرآر از آن به اینجا پناه آوردم !
    ولی ..
    متشکرم که اینجا هم به من یکـ لقب دادی ؛
    کاربر تنهآ



    یادت هست ؟
    همرنگـ بودیم
    همزبان بودیم
    ولی تو ..
    بنفش شدی !
    قرمز شدی !
    سبز شدی !
    موضوع باز کردی "عشق وجود ندارد .. فقط احساسی اَست که با یاد آوریش شرم وجودت را فرامی گیرد! "
    پاسخ دادم " دوستت دارم "
    نوشتی " اسپم نده ! محرومت میکنم "



    پرسیدم : چرا گذاشتی فاصله بینمان بیفتد ؟
    گفت : تو عینکـ نزدیکـ بین داشتی ! فاصله از ابتدا بینمان زیاد بود ..
    نباید موضوع عشق را بآز می کردم !
    شُما که غریبه نیستید ..
    خودش موضوعمان را بست ×



    امروز همان پیراهن آبی اَم را پوشیدم
    موهایم را همان طور از بالـا بستم
    و جلویِ لپ تاپم نشستم ..
    صحنه ی جُرم عاشقیم کامل شد !
    چه فایده که تو زیر بار کشتن دلم نمی روی ..



    دستم رآ روی صفحه یِ نمایش گذاشتم ..
    تا گرمای دستت را که به دروغ گفته بودی روی تصویرم است احساس کنم !
    اشتباه می کردم ..
    آن گرما ، گرمای انتظار کودکانه اَم بود ..
    وگرنه قهقهه هایِ تمسخرآمیزِ تو از یخ هم سرد تر است !
    چشمان درخشانم مات شد
    از بس خیره به این صفحه لعنتی ماندم
    که تو به جایِ " حالت خوب است آبجی ؟ "
    بنویسی" گریه نکن عشقم ! "
    من آمدم
    پنهان نشو ..
    اینجآ قلب های گرم بسیار است
    کسی مانده یِ قلب یخی و فاسد تو نیست ..
    مدّت ها نبودم !
    برگشتم
    تو : چه خبر ؟
    من : دنیایی از خبر ..
    *منتظر بودم بپرسی چه شده ؟
    منتظر یکـ هم درد بودم !
    یکـ ربع..نیم ساعت..یکـ ساعت
    پیام میدهی : ان شاءالله که خیر است !
    گفتم : باز که رنگـ عوض کردی ! من هم می خواهم هم رنگت شوم !
    گفتی : ارزش و اعتبار تو به اندازه ی من نیست !
    حیفـ آن روز من که به خاطرِ تو خراب شد ×
    حالـا با آن همه اعتبار
    در قلب من مهمان هم نیستی
    چه برسد به اینکه دارای اعتبار باشی ..
    آن روزها خُـدا را می شناختی
    و من از همه مومنان متنفر می شدم
    ولی ممنون
    به خاطر تو با خُدای واقعی آشنا شدم
    نمی شناسی اَش ؟
    ای بابا ..
    عیبی ندارد
    موقع تقآص پس دادن خــــــــــوب خود را به تو معرفی خواهد کرد !



    نه هم را می دیدیم ..
    نه صدایِ هم را می شنیدیم ..
    نه به هم دست می زدیم ..
    نمی دانم حُکم این دوستی چه بود ،
    ! که حرمتش بیشتر از شکستن دلِ من بود



    شنیده بودم گنآهِ زبان خیلی زیاد است ..
    ولی فکر کنم در عصر ما گناهِ انگشتان بیشتر باشد !
    انگشتانِ قدرتمند تو ؛
    دل مرآ شکستند
    مرا کتکـ زدند
    به من تهمت زدند
    آن دنیا من که از انگشتان سیاه و آن صفحه کلیدِ نفرت انگیزت نمی گذرم ×



    دقت کردی اینجآ چه سرزمین آرمانی ایست
    آواتارها چشم ندارند تا بهم چپ چپ نگاه کنند ..
    هیچکس نمی داند مادرم کیست ..
    پدرم کُجاست ..
    از چه خانواده ای آمده ام ..
    بی دلیل به هم " عزیزم " می گوییم ..
    تولّدها را به هم تبریکـ می گوییم بی آن که حتی هم را بشناسیم ..
    هرکس سرش به کار خودش است ..
    عصبانی می شویم ..
    ولی قبل از فریاد زدن بر سر یکدیگر به یک شکلکـ قناعت می کنیم و می گذریم ..
    بی پروآ از علـایقمان می گوییم ..
    شاد به نظر می رسیم حتّی اگر نباشیم ..
    و همه چیز آرام است !
    چرا دُنیا مثل انجمن نیست ؟



    یادت هست یکـ عکس برایم فرستاده بودی ؟
    قابش کرده ام
    زده اَم به دیوار
    تا هرکه بیاید
    معنی تصویری کلمه یِ نامرد را نشانش دهم ..
    قفسه ی سینه ام قلبم را حبس کرده است
    روحم را جسمم
    جسمم را دیوارها
    دیوار ها را شهرها
    شهر ها را کشورها
    کشور ها را سیاستمداران
    سیاستمداران را ...
    ما که به بدترین نحو ممکن در این زندان ها مجازآت می شویم !
    واقعا مانده ام آن دنیا باید جواب چه چیز را بدهیم ؟



    تصویری که جز من کسی نمی دانست خودت هستی ..
    ویژگی که از آن غم می بارید و چندیدن جمله که با انگشتان نحیفت تایپ کرده بودی
    تمام چیزهایی بود که به دیدنشان دلخوش بودم ..
    گآه و بیگآه به تو سر می زدم و مثل خاله بازی های بچگی هایم
    چند دقیقه ای وانمود می کردم تو همچنان هستی ..
    پیامی برایت می گذاشتم ..
    و فوراً حذفش می کردم که کسی آن را نبیند !
    ولی مرا احمق و دیوانه خواندند ..
    شآهد دارم ..
    سری به پروفایلم بزن !
    ولی هرچه بود من اهمیتی نمی دهم
    هرگز دست از این دیدآرهای مجازی نمی کشم
    مهم نیست چقدر اینجا بودی
    مهم اینست که هیچ کریستالی با نآم تو نخواهد آمد
    به یاد کریستال عزیز هه !



    آن روز ها می گفتی زشتم
    و من آینه به دست می گریستم
    ولی امروز احساس می کنم زیبآ هستم
    چیزی برای دوست داشته شدن کم ندارم
    حتی یکـ سر سوزن تغییر نکرده ام
    فقط برخلـاف تو خودم را دوست دارم
    خیلی چیز ها عوض شده است
    قبلـاً سایه به سایه دُنبالت می کردم
    حالـا سایه اَت را با تیر می زنم
    آن روزهای پُـر اضطراب ناخُن می جویدم
    امروز ببین چه ناخُن های درست شده ای دارم
    حاـا از تَرَکـ خوردن آن ها بیشتر ناراحت می شوم تا رفتن تو ..
    چقدر آتشم میزند آن ناگهانی رفتن هایت ..
    آمدنت فقط برای پیام های خصوصیت است !
    نه برای من
    اینطور نیست ؟
    می بینی ؟
    نوشته هایم برای توست
    ولی همه تشکر کرده اند جُز تو
    یکـ نفر ارسال هایم را گزارش کند
    شآید تو به آن ها رسیدگی کنی
    تقصیر خودم است ..
    من خودم را در میدان توجه تو قرار می دهم
    ولی تو فقط مرا دور می زنی !



    همیشه ترس رفتن به صفحه دوّم افراد آنلـاین را دارم ..
    خوش باورم که تو آن جا مدّت ها محو تماشای پروفایل منی
    ولی تو خیلی وقت است که رفته ای !
    امروز آن قدر به من نزدیکـ شدی که حتی لـاکـِ کمرنگـ ناخن هایم را دیدی ..
    از صُبح در این فکرم
    چه معنی می دهد قایم باشکـ بازی های تو
    و کارآگاه بازی های من ؟
    میدانی چیست ؟
    فقط یکـ معنی دارد
    هنوز دست از بچه بازی برنداشته ای !



    پروفایلمو با کِلی امید بآز کردم
    ولی ..
    باز هم از تو خبری نبود
    میدونی بعضی وقتآ دلم میخواد شجاعتشو داشتم اسمتو از لیستِ دوستانم حذفـ میکردم
    ولی ..
    این دلمه که اینجور موآقع مثل همیشه تصمیم میگیره نه عقلم !



    با تـــو هستم !
    تویی که به خیال خودت جایِ مرآ در قلب او پُر کرده ای ..
    من که او را از زندگیم محروم کردم
    ولی حواست باشد ..
    حرفـ هایی که او به تو می زند برای من خاطره است ..
    جایی همینجآ برایت خالی می گذارم
    یکـ روز که من رفتم تو به جایم دلنوشته میگذاری !



    امشب می خواهم کمی عآشق شوم
    کمی ..
    فقط کمــی باشد ؟
    قول می دهم این بار فریب نخورم ..
    این بآر بازیچه نشوم
    وارد پروفایلش می شوم !
    خُــدایــــــــــــــــــ ـا
    پیام خصوصی اَش را بسته است ×


    ℬαℋαℛ

    93
    /12/14
    ویرایش توسط ℬαℋαℛ : 2015.03.05 در ساعت 10:56
    این روزها که می گُذرد
    بیهـــوده شادم . . .
  4. 7
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •