ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 3 نخست 123
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 45
  1. #31
    Delshode

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    38
    1
    0

    پیش فرض پرویز یاحقی(1)

    پرويز صديقي پارسي(معروف به پرويز ياحقي)در 31 شهريور سال 1314 شمسي در تهران خيابان صفي عليشاه تولد يافت. پدر پرويزازمردان روشنفکر و تحصيل کرده ي زمان خود بود.واز آنجا که بيشتر در ماموريت هاي اداري به سر مي برد اکثرا فرزند کوچک وبا استعدادش، پرويز، در خانه استاد حسين ياحقي( دايي هنرمند خود) به سر مي برد. سه يا چهار سال بيشتر نداشت كه با انگشتان كوچكش روي آب پاش باغباني پدرش ضرب مي گرفت و نغماتي كه از استاد حسين خان ياحقي(دايي هنرمندش) ودوستانش شنيده بود را زمزمه مي كرد.






    روح بزرگ و پر التهاب وي آرامش رااز وي صلب نموده، در صدد دستيابي به سازي برآمد.شايد آسان ترين سازي که در ايام کودکي ميتوانست در اختيار او قرار بگيرد ني لبک کوچک و ظريفي بود که تهيه آن براي او چندان مشکل نبود.او سعي داشت نغمات دلنشيني که در فضاي خانه و در کلاس درس استاد به گوش ميرسيد با ساز کوچک خود اجرا نمايد.




    استاد که همشيره زاده خود را شيفته ودلباخته موسيقي مي ديد واز دورونزديک متوجه حالات او بود سعي کرد تا رضايت پدرومادر پرويز را براي تقديم هنرمندي بزرگ به عالم موسيقي جلب نمايد. ولي پدرش كه از كارمندان عالي رتبه وزارت امور خارجه بود ، با اين مسئله مخالفت كرد. از طرفي خانه ي آنها محل رفت و آمد بزرگترين چهره هاي موسيقي(استادان محجوبي،حسين تهراني ، صبا ، ني داود، عبادي و ...) بود و او تقريباً هر روز شاهد هنرنمايي آنان بود.با اينكه پدرش با موسيقي بيگانه نبود ،اما دلش ميخواست كه پسرش مهندس يا دكتر شود نه يك موسيقيدان.
    مخالفت پدر از يك سو و تاكيد دايي از سوي ديگر ،كار را به جايي رساند كه پدرش تصميم گرفت او را از اين محيط دور كند و به بهانه ماموريت او را از كشور خارج كرد.



    پرويز به خاطر دوري از تمامي عشق و آرزوهايش (موسيقي) به سختي بيمار شد. بيماري پرويز هر روز داشت شكل جدي تري به خود مي گرفت و پدرش كه بسيار او را دوست مي داشت ، هر روز او را نزد يك پزشك مي برد. بعد از مدتي نزد اين پزشك و آن پزشك رفتن عاقبت يك دكتر فرانسوي پس از معاينات زيادي به پدرش گفت كه فرزند خرد سال شما از دوري چيزي رنج مي برد. از او خواست كه هر چه زود تر آن چيز را كه از پرويز دور كرده به او باز گرداند.دكتر به پدرش گفت كه اگرغيرازاين باشد كودك شما از بين مي رود.
    سه يا چهار سال آنجا به سختي گذشت .تا اين كه در آستانه ي ده سالگي با پول تو جيبي كه جمع كرده بود، از خانه ي پدري فرار كرد و به ايران باز گشت.او در ايران ماند و نزد استاد حسين ياحقي تعليم موسيقي را به صورت جدي ادامه داد.
    علاقه واستعداد شگرف پرويز در فراگيري (نت) وملودي هاي گوناگون موسيقي باعث حيرت استاد شد.و مي ديد که دوره هاي رديف اول موسيقي راكه شاگردان ديگر دوران زيادي را صرف آموختن آن مي کنند، به سرعت طي کرده ودر حالي که از نظر سن و قد و قامت از همه ي آنها کوچکتراست در فراگيري دروس به آنها کمک ميکند.دوره آموزش رديف هاي پنجگانه ديگر استاد که عبارت بود از پيش درآمدها و چهارمضرابها و آهنگهاي ضربي ودستگاههاي موسيقي ايراني بودوتا دوره ي عالي بود يکي پس از ديگري طي شد در حالي که پرويز بيش از 11سال از سنين عمرش طي نشده بود.
    منزل استاد ياحقي که در آن زمان محل اجتماع ورفت وآمد موسيقيدانان بزرگي نظيراستادان: ابوالحسن صبا ,مرتضي محجوبي,علي اکبرشهنازي,رضامحجوبي,حسين تهراني,رضا قلي ظلي,مرتضي ني داود وغيره بود وموقعيت خاصي براي دانشجويان موسيقي پديد آورده بود.استاد ابوالحسن صبا که متوجه نبوغ و استعداد خارق العاده وي شده بود از استاد او(حسين ياحقي) خواسته بود که چندي هم در نزد وي کار کند.پرويز با اشتياق فراوان آن را پذيرفت ومدت 2سال نيز نزد استاد صبا به فراگيري رديف هاي ايشان مشغول گشت.



    روزها پس از يكديگر سپري مي شد تا اينكه براي اولين بار در سن پانزده سالگي به راديو راه پيدا كرد و يك قطعه ساز تنها اجرا كرد. اما پدرش اجازه نداد كه از نام فاميل صديق پارسي استفاده كند. به همين دليل دايي اش گفت كه تو از اين به بعد از نام فاميل (ياحقي) استفاده كن.
    از همان زمان پرويز صديقي پارسي با عنوان پرويز ياحقي فعاليت خود را در اركستر استاد ياحقي ادامه داد تا اين كه در شانزده سالگي اولين اركستر خود را ، تشكيل داد.
    در همان سال ها با استاد فقيد مرحوم جواد بديع زاده آشنا شد.
    پرويز ياحقي همكاري خود را تا سن هجده سالگي با راديو ادامه داد،تا اينكه بنا به دعوت شادروان داوود پيرنيا براي برنامه ((گلها)) دعوت گرديد و او آهنگي بنام ( اميد دل من كجايي ) را براي اين برنامه ساخت كه با صداي زنده ياد غلامحسين بنان پخش گرديد، كه نوازندگان اركستر اين آهنگ عبارت بودند از: ابوالحسن صبا،حسين ياحقي،مرتضي محجوبي ،علي تجويدي ، حبيب الله بديعي و... كه اين عزيزان هر كدام خورشيد تاباني در عرصه موسيقي بودند



    ((پرويز ياحقي يكي از بهترين سليست هاي برنامه گلها بود و آثار به جا مانده اين هنرمند والا براي هر صاحبدلي الهام برانگيز است))


    ادامه دارد ...
  2. #32
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    مناسبترين جا براي اين خبر را اينجا ديدم :wink:
    اميدوارم جاي بدي رو انتخاب نكرده باشم...

    .....
    نقد آلبوم ترنج محسن نامجو در خانه هنرمندان

    آلبوم ترنج حاوی ۹ قطعه موسیقی است
    در سیزدهمین برنامه نقد نغمه که در خانه هنرمندان برگزار شد، میزان دقیق فروش آلبوم ترنج اثر محسن نامجو ۱۸ هزار نسخه در شش ماه اخیر اعلام شد.
    در این نشست که با حضور گسترده هواداران محسن نامجو برگزار شد، مجری برنامه طی پرسشی از نامجو خواست درباره میزان فروش کارش گزارشی ارائه دهد که نامجو گفت: "از میزان فروش کارش اطلاعی ندارد اما بابت کاری که انتشار داده دستمزدی دریافت نکرده است."

    مجری برنامه در ادامه سخنان گفت: "برابر صحبتی که با پخش کننده اصلی اثر(موسسه آوای باربد) انجام داده، او اعلام کرده است که قراردادی دارد که در آن آمده ۱۵ درصد فروش هر سی دی به خواننده اثر و ۱۵ درصد دیگر به حوزه هنری ( ناشر اثر) تعلق می گیرد و تاکنون تمامی حق الزحمه نامجو به وی داده شده است."

    وی همچنین ادامه داد که آمار های اعلام شده از سوی برخی درباره فروش ۸۰ هزار تایی آلبوم ترنج در همان هفته های اول توزیع صحیح نیست و برآوردها از کتابفروشی های معروف سطح شهر تهران نشان می دهد که میزان فروش آثار نامجو در همان تعداد و تیراژی است که موسسه آوای باربد اعلام کرده است.

    او با اشاره به این نکته که بسیاری این آلبوم را پیش از انتشار به صورت قاچاق تهیه کرده بودند و یکی از دلایل کمی فروش اثر، همین مساله بوده، با ارائه آماری از فروشگاههای مختلف سطح شهر تهران همین میزان فروش را در مقایسه با بازار فروش موسیقی در ایران خوب و مناسب دانست و افزود: "بالاترین میزان فروش در فروشگاه کارنامه که معروفترین و شاخص ترین فروشگاه موسیقی در تهران به شمار می رود، ۱۲۰۰ نسخه در شش ماه است، در حالی که در همین مدت سی دی آثار شجریان در همین فروشگاه ۵ هزار نسخه به فروش رفته است."

    در ادامه این نشست پرنیا،* آهنگساز آثار ایرج بسطامی به توضیح درباره ایرادات فنی کار ترنج پرداخت وگفت: "در این اجرا تلفیق شعر و موسیقی درست انجام نشده و مدگردی کار بامعیارهای موسیقایی صورت نمی گیرد و ساز سه تار هم ۸۰ درصد فالش و ناکوک است."




    او در توضیح دیدگاهش درباره تلفیق شعر و موسیقی گفت: "وقتی کسی بخواهد بگوید من دوستت دارم ، فریاد نمی زند و نعره نمی کشد که من دوستت دارم، بلکه با زبان ملایم و*آرام می گوید که من دوستت دارم، اما متاسفانه آقای نامجو در تمام کارهایش سعی کرده با نعره کشیدن مفاهیمی راالقا کند که همین مفاهیم با زبان آرام باید ارائه می شد."

    محسن نامجو در پاسخ به این انتقاد بدون اشاره به ایراد گرفته شده بر تلفیق شعر و موسیقی گفت که ناکوک بودن ساز تعمدی است و در ۳۰ قطعه دیگری که ساخته و هنوز منتشر نشده هم ساز را تعمدا ناکوک و فالش نواخته است."

    شلوغی بیش از حد نشست و سر و صدای هواداران نامجو به اندازه ای بود که دو منتقد برنامه ( سید محمد ساعد و محمد رضا فیاض) با اعلام این که در چنین فضایی نمی توان نقدی صورت داد، از جایگاه پایین آمدند.

    فیاض ضمن تمجید از کار نامجو و ابداعی خواندن آن در فضای موسیقی ایرانی، با اعلام این نکته که فضا مناسب بحث جدی و فنی نیست، پیش از پایین آمدن از جایگاه گفت: "این جلسه و این نحوه حضور خود نیازمند تحلیلی جامعه شناسانه است و دهها مقاله باید درباره آن نوشت."

    محمد ساعد، آهنگساز و دیگر منتقد برنامه هم ضمن گله مندی از کم شکیبایی حاضران برای شنیدن سخنان گفت: "کار آقای نامجو هیاهویی بسیار برای هیچ است و از نظر موسیقایی نکته نویی در آن نیست اما از دید مخاطب شناسی و استقبالی که از کارهای وی صورت گرفته قابل تامل و ارزیابی است."

    دراین نشست همچنین سخت گیری ها و بی توجهی وزارت ارشاد و دست اندرکاران صداو سیما به هنرمندانی چون محسن نامجو موردانتقاد شدید حاضران قرار گرفت.

    آلبوم ترنج محسن نامجو اواخر شهریور امسال از سوی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و بدون مجوز وزارت ارشاد به بازار موسیقی عرضه شد. همین امر چالشی پردامنه میان ارشاد و بخش موسیقی حوزه هنری را سبب شد که در نهایت به کنار گذاشتن مدیر بخش موسیقی حوزه هنری از سمتش انجامید.

    مدیر بخش موسیقی حوزه هنری که سردبیری نشریه مقام موسیقایی را به عهده داشت، شماره ای ویژه به نقد و ارزیابی آلبوم ترنج محسن نامجو اختصاص داده بود که به رغم چاپ شدن، از توزیع آن در اخرین مرحله جلوگیری به عمل آمد.

    محسن نامجو متولد سال ۱۳۵۴ در تربت جام است. از سال ۱۳۶۷ با یادگیری سولفژ و نت خوانی، همچنین آموزش ردیف آوازی نزد نصرالله ناصح پور پیگیری جدی هنر موسیقی را آغاز کرد.
  3. #33
    Delshode

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    38
    1
    0

    پیش فرض

    سلام به تمامي عزيزاني كه مطالب اين حقير رو ميخوندند ولي اظهار نظر نمي كردند و بنده هم نا اميد شدم و ديگه مطلب ندادم
    سلام به تمامي عزيزاني كه از اين به بعد ميان و اينشا الله كه نظر ميدن يا حداقل يه تشكر ميزنن تا من بدونم كه نوشته هام خواننده داره
    و يه سلام اختصاصي براي تمامي دوستان كوچولوي خودم(آقا سعيدو حسن آقا و عليرضا و .....)
    دوباره اومدم تا ادامه بدم
    اگه پايه باشيد ميخواهم حسابي بتركونم(دانلود موزيك هاي سنتي و حتي ويديو كليپ از خدم و ....)
    پس ادامه زندگينامه پرويز ياحقي رو براتون مينويسم
    در ضمن از آقا سعيد هم ممنون كه نگذاشتن اين پست بخوابه و مطلب نوشتن
    -----------------------------------------------------
    سالشمار زندگي استاد:
    31 شهريور 1314: تولد در تهران، خيابان صفي علي*شاه، در خانواده «صديقي پارسي»، مادرش (به نام «بدوي») از خواهران حسين ياحقي است. پدر، ديپلمات و كارمند وزارت امور خارجه است.

    1321ـ 1319: اولين بارقه*هاي استعداد موسيقي را بروز مي*دهد. استاد ابوالحسن صبا او را مي*بيند و به دوستش، استاد حسين ياحقي، سفارش تعليم او را مي*كند. حسين ياحقي به**رغم مخالفت*هاي خانواده، پرويز كوچك را آموزش مي*دهد.

    1326ـ1322: اولين برنامه تك*نوازي او ايستگاه بي*سيم و پهلوي،* راديو تهران، اجرا مي*شود. شماري از مردم فكر مي*كنند كه استاد حسين ياحقي برنامه اجرا كرده است. افسانه «كودك اعجوبه» آغاز مي*شود. آموزش نزد «دايي جان حسين» ادامه مي*يابد. كودك اعجوبه، زندگي خانوادگي بي*آرامشي را طي مي*كند.

    1330 ـ 1327: آوازه شهرت او در تهران مي*پيچد.
    حسين ياحقي، تعليم بعضي شاگردان و كار با خوانندگان نظير منوچهر همايون*پور را به او مي*سپارد. او برنامه*هاي ديگري را در راديو اجرا مي*كند، از خانواده پدري قطع علاقه مي*كند و از مدت*ها پيش به خانواده دايي جان حسين مي*پيوندد. تحصيلات دبيرستان را نيمه*كاره مي*گذارد. با منوچهر شفيعي، بهرام سير، قاسم جبلي، نواب صفا، بيژن ترقي و... معاشرت و مسافرت مي*كند و اولين صفحه*هاي گرامافون از نواخته*هاي او در كمپاني ايران*ركورد پ*ُر مي*شود. پرويز صديقي پارسي با نام خانوادگي «ياحقي» در محافل موسيقي تهران آوازه مي*يابد. اولين كلاس كوچك تعليم ويولون را در خيابان فردوسي جنب دفتر مجله سپيد و سياه، باز مي*كند.

    1334ـ1331: شهرت روزافزون او بالا مي*گيرد. بحران*هاي روحي در عرصه خانواده و روابط خصوصي را تجربه مي*كند و دو بار در اثر كسالت اعصاب بستري مي*شود. پزشكان مثل هميشه موسيقي را تنها راه معالجه او دانسته*اند. اولين آهنگ كلاسيك خود را در آواز شور و با كلام نواب صفا مي*سازد (با نام «اي اميد دل من كجايي») و با اركستر راديو و صداي بنان اجرا مي*كند. نزد استاد ابوالحسن صبا، رديف*ها را مشق مي*كند و با طرز رهبري اركسترهاي يك*صدايي آشنا مي*شود و كنار او هم*نوازي مي*كند. با داريوش رفيعي آشنا مي*شود و براي صداي او اقدام به ساختن آهنگ ترانه مي*كند. در اركستر مجيد وفادار، ويولون اول را او مي*نوازد.

    1336 ـ 1335: تعدادي آهنگ *ـ ترانه ماندگار حاصل همكاري او و رفيعي و ترقي ضبط مي*شود. راديو تهران تجديد سازمان پيدا مي*كند و رسماً از او به عنوان آهنگساز و سرپرست اركستر دعوت به كار مي*شود. در هيئت خبرنگار براي روزنامه پست تهران (به سردبيري نعمت قاضي*شكيب) و برنامه*هاي راديو تهران كار مي*كند و ابتكارات او مورد توجه قرار مي*گيرد. استاد ابوالحسن صبا بدرود حيات مي*گويد.
    1956ـ 1958/ 1340 ـ 1337: داريوش رفيعي زندگي را وداع مي*كند. پرويز ياحقي به كار با ديگر خوانندگان مطرح ادامه مي*دهد. برنامة "قصه شمع" با صداي او و نواب صفا ضبط مي*شود. مهدي خالدي در تنظيم و ساخت و اجراي آهنگ* ـ ترانه*ها به وي ياري مي*كند. با همه*گير شدن شايعه*هايي درباره گرفتاري*هاي جسمي او و چند هنرمند ديگر و طرح ترك اعتياد هنرمندان راديو در آن زمان، پرويز ياحقي همراه تني چند از ديگر هنرمندان بستري مي*شود و بعد از ترك ابتلا به همراه نواب صفا و... به شيراز مي*رود. كنسرتي به ياد*ماندني در شيراز (با همكاري هاشم جاويد، حافظ*شناس مشهور) اجرا مي*كند. صفحات روزنامه*ها و مجلات هنري سرشار از ستايش*ها و انتقادها از او است.

    1346ـ1341: پرويز ياحقي از چهره*هاي ثابت برنامه گل*ها مي*شود. شيوه ويولون*نوازي او شيوع مي*يابد و برنامه*هاي فراواني از هم*نوازي او با ايرج، گلپايگاني و... ضبط مي*شود. در دوره پيرنيا او با آزادي كامل در رفت و آمد به استوديوي شماره 8 و ضبط تك*نوازي*هايش، به دلخواه و به مقتضاي حال و الهام، مي*دهند. شماري از شنيدني*ترين برنامه*هاي او در اين دوران در نوار پ*ُر مي*شود. در اين دوره فقط با خوانندگان زن كار مي*كند. استادان: روح*الله خالقي و مرتضي محجوبي از دنيا مي*روند. اولين صفحات 45 دور او همراه آواز گلپايگاني در كمپاني رويال پر مي*شود.

    1349-1347: ياحقي در سكوت هنرمندان و بي*اعتنايي اطرافيان دنيا را وداع مي*گويد. پرويز ياحقي با پروانه امير*افشار از شاگردان علی تجويدي آشنا مي*شود و بعد از مدتي با او ازدواج مي*كند. تعدادي آهنگ ـ ترانه براي صداي او مي*سازد و اين دو، زوج خبرساز هنري در مجلات و روزنامه*ها مي*شوند. پيوند آن*ها بعد از مدتي به طلاق مي*انجامد، ولي ارتباط هنري حفظ مي*شود.

    1355ـ1350: داود پيرنيا از دنیا مي*رود. وضعيت موسيقي راديو و برنامة گل*ها عوض مي*شود. پرويز ياحقي و تني چند از هنرمندان گل*ها به سفارش و تبليغ اكبر گلپايگاني به كاباره*ها مي*روند و در آنجا برنامه اجرا مي*كنند. آهنگ*هاي او كماكان با اركستر بزرگ راديو و به سرپرستي جواد معروفي اجرا مي*شود. سفرهاي متعدد به كشورهاي اروپايي و آمريكا مي*رود. اولين نشانه*هاي انزوا و گوشه*گيري* از جمع در او آشكار مي*شود. همنواز او رضا ورزنده از جهان مي*رود.

    1357ـ1356: آلبوم دو نواري «سلوهاي ياحقي» با مقدمه*اي از بيژن ترقي منتشر مي*شود. آخرين كنسرت*هاي مدت زندگي خود بين مردم را در فاصلة* كمي تا وقوع انقلاب روي صحنه مي*برد. با انقلاب، زمينه كاري تمام هنرمندان هم*سنخ او از بين مي*رود. عده*اي مهاجرت مي*كنند و ياحقي در گوشة منزلش انزوا مي*گيرد.

    1368ـ 1358: ياحقي و همكارانش از ادامه كار موسيقي در رسانه*ها محروم مي*شوند و حقوق آن*ها نيز قطع مي*گردد. او در منزل به نوازندگي و ضبط قطعاتش با كيفيت حرفه*اي و تخصصي مي*پردازد. هم*نوازي*هاي او با جواد معروفي، ناصر افتتاح، جليل شهناز، فضل*الله توكل، فرهنگ شريف و... از اين زمان جدي مي*شود. او در دستگاه حكومت نيز براي خود حامياني پيدا مي*كند. همنواز او، امیر ناصر افتتاح، زندگي را بدرود مي*گويد.

    1378ـ 1369: ضبط*هاي خصوصي او ادامه مي*يابد. دوستانش كم*كم از دنيا مي*روند: حسين قوامي، محمودي خوانساري، جواد معروفي و... آلبوم سلوهاي ياحقي با عنوان طُرّه (1 و 2) منتشر مي*شوند. آلبوم*هاي ديگر با نام*هاي طوبي (1 و 2) و طراوت (1 و 2) به بازار مي*آيند و خاطره ياحقي در دل*ها دوباره زنده مي*شود.
    خواهرش در حادثه تصادف اتومبيل جانش را از دست مي*دهد و مرگ او ضربة رواني مهلكي را به پرويز ياحقي وارد مي*كند. اولين مصاحبه*هاي خود در سالهای بعد از انقلاب را با فروغ بهمن*پور به انجام مي*رساند.

    1383ـ 1379: كسالت*هاي روحي و افسردگي او شديد مي*شود. براي معالجه به خارج از کشور مي*رود و زود برمي**گردد. فعاليت**هايش را گسترش مي*دهد و نوارهاي ديگري از او با نام راز و نياز، كيميا و... انتشار مي*يابد.

    1385ـ1384: در يك حادثه تصادف اتومبيل، پنجه چپش خرد مي*شود. او را براي جراحي به آلمان مي*برند. در بازگشت، انزوا و افسردگي او شدت می*یابد و او ديگر كسي را نمي*بيند. تنهايي و سكوت او به مرزهاي نگران*كننده*اي مي*رسد، با*اين*حال از تدوين آثار خود و واگذاري به حمید اسفندیاری*نیا ناشر مورد اعتماد خود غافل نيست. او هفته قبل از مرگ، آلبوم دو سي*دي «مهر و مهتاب» را مي*بيند.

    11/11/1385 : مرگ در آپارتمانش در خيابان جردن، كوچه نيلوفر، علت مرگ او ايست قلبي اعلام شد. جهان*شاه برومند و فريدون احتشامي كاشفان آخرين بقاياي پيكر رنج*دیده پرويز یاحقی هستند. سه روز بعد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده مي*شود. او از 35 سال پيش تا به حال تنها زندگي كرده و فرزندي نيز نداشته است

    ---------------------------------
    دوستار شما:امير حسين(دلشده)
    يا حق
    بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش*
    امید هیچ معجزی ز مرده نیست،زنده باش.
    http://ebtehaj.coo.ir
    http://www.kocholo.org/ftopict-894.html
  4. #34
    Delshode

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    38
    1
    0

    پیش فرض

    سلام به تمامي عزيزاني كه به اين پست سر ميزدند
    با عرض پوزش بنده هنوز نميدانم كه خوانندگان اين پست چه چيز را ميپسندند
    از دوستاني كه سر ميزنند خواهش مندم كه به موضوعي اظهار علاقه كنند تا من اون موضوع رو دنبال كنم
    مثل:
    1.دانلود موزيك هاي سنتي
    2.زندگينامه اساتيد
    3.گزارش و اخبار
    4.آموزش موسيقي
    5.ساز شناسي
    و....

    ممنون ميشوم كمك كنيد
    يا حق
    بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش*
    امید هیچ معجزی ز مرده نیست،زنده باش.
    http://ebtehaj.coo.ir
    http://www.kocholo.org/ftopict-894.html
  5. #35
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    مرسي
    من با :

    1.دانلود موزيك هاي سنتي
    2.زندگينامه اساتيد
    3.گزارش و اخبار

    موافقم

    .....
    مخصوصا آهنگهاي تكنوازي

    ولي براي قرار دادن آهنگ ها به تاپيك موزيك سنتي در بخش موسيقي مراجعه كن
  6. #36
    Delshode

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    38
    1
    0

    پیش فرض

    سلام خدمت تمامي دوستان به خصوص آقا سعيد كه لطف كردن و بنده رو راهنمايي كردن
    پس براي آقا سعيد مينويسم كه پيگير مطالب هستند
    اول:
    موسيقي ما خيلي تنهاست/گفت و گو با محمد رضا لطفي:
    گروه*هاي سه*گانه شيدا (همنوازان شيدا، بانوان شيدا و بازسازان شيدا) روزهاي 26، 27 و 28 ارديبهشت ماه جاري در تالار بزرگ كشور به*سرپرستي محمدرضا لطفي آهنگساز و نوازنده تار و سه*تار به روي صحنه مي*روند.




    كنسرت بداهه*نوازي او كه در تير ماه 86 در كاخ نياوران برگزار شد، موجي از برخوردهاي متفاوت را به*وجود آورد. اين برنامه درواقع باعث شد كه بحث جديدي در ميان اهالي موسيقي به*وجود بيايد.



    لطفي در جديدترين اقدامش، گروه*هاي سه*گانه شيدا را هر سه شب به*روي صحنه خواهد برد.محور اين كنسرت گروه*نوازي خواهد بود. به*همين مناسبت با اين هنرمند گفت*وگو كرده*ايم كه مي*خوانيد.

    ادامه در لينك خود خبر (براي شلوغ نكردن تاپيك و سايت)

    http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=52555
    =============================
    دوم:
    کنسرت موسيقي "با ياد ايرج بسطامي" با اجراي قطعاتي از ساخته*هاي پرويز مشکاتيان از 11 تا 13 ارديبهشت در شهرکرد برگزار مي*شود.




    کنسرت موسيقي "با ياد ايرج بسطامي" با اجراي قطعاتي از ساخته*هاي پرويز مشکاتيان از 11 تا 13 ارديبهشت در شهرکرد برگزار مي*شود.
    سيد مهران حسيني رييس حوزه هنري استان چهارمحال و بختياري دراين زمينه به واحد خبر حوزه هنري گفت: « در اين کنسرت، گروه "مهر آيين" شماري از ساخته*هاي پرويز مشکاتيان را که* آواز آن توسط زنده ياد ايرج بسطامي اجرا شده بود، خواهند نواخت.»



    وي افزود: «اين کنسرت در دو بخش سه گاه و شور اجرا مي*شود که قسمت اول شامل پيش درآمد سه گاه، ساز و آواز، تصنيف «وطن من» و چهار مضراب مخالف و قسمت دوم دربرگيرنده قطعه سماع آوا، تصنيف «لحظه ديدار»، چهار مضراب خزان، تصنيف «خوش نواي بي نوا» و «مرا عاشق» است.»

    =================================
    سوم:
    كنسرت موسيقي اصيل ايراني سه*شنبه شب به مناسبت روز ملي خليج فارس در دانشگاه تربيت معلم كرج اجرا شد.



    اين كنسرت توسط كانون موسيقي تربيت معلم به سرپرستي "حميدرضا جوان" ترتيب يافته بود.



    ‪ ۱۲‬قطعه و تصنيف از جمله "ايران و خليج فارس" دراين كنسرت نواخته و خوانده شد.



    پيش درآمد، بداهه نوازي، تصنيف نرگس مست، تكنوازي سه*تار، همنوازي بدون تصنيف، از ديگر قطعه*هاي اجرا شده در اين كنسرت بود.
    ============================
    تقديم به آقا سعيد و تمامي كساني كه به اين تاپيك سر ميزدند
    يا حق
    بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش*
    امید هیچ معجزی ز مرده نیست،زنده باش.
    http://ebtehaj.coo.ir
    http://www.kocholo.org/ftopict-894.html
  7. #37
    Delshode

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    38
    1
    0

    پیش فرض

    با سلام خدمت دوستان كوچولويه خودم
    امروز با دانلود آهنگ آتش دل از استاد تاج اصفهاني ميخواهم بروز كنم
    و البته مطالبي جالب هم در مورد اين آهنگ هستش كه بد نيست بدونيد
    و اما خود مطلب:
    تصنیف دلنشین «آتش دل» در ابوعطا است که آهنگ زیبای آن یکی از چهار هزار کار آهنگسازی زنده یاد عبدالحسین برازنده و شعر لطیف آن از سروده های ناب استاد حسن صدر سالک است که درآستانه صدسالگی، خوشبختانه هنوز سرحال و سرزنده است. شعر و آهنگ و مایه این تصنیف، به حدی زیبا و جفت و جور و هماهنگ است که نظیر آن را در موسیقی سنتی ایران کمتر می توان یافت. اما متأسفانه همین کار زیبا و دلنشین از آغاز تا به امروز توسط چند خواننده صاحب نام و گاهی کمتر مشهور، با غلطهایی در شعر و ملودی خوانده شده و عجیب اینکه هر خواننده ای سعی کرده است به جای رفع اشتباهات خواننده قبلی، اشتباه تازه ای خلق کند، بل که از دیگران عقب نماند.
    اصل ترانه به صورت کامل و بی کم و کاست:
    در دل آتش... غم رخت، تا که خانه کرد
    دیده سیل خون، به دامنم بس روانه کرد
    آفتاب عمر من فرو، رفت و ما هم از، افق چرا... سر برون نکرد
    هیچ صبحدم، نشد فلک... چون شفق ز خون دل مرا... لاله گون نکرد.
    ز روی مهت جانا... پرده برگشا... در آسمان مه را منفعل نما...
    به ماه رویت سوگند... که دل به مهرت پابند... به طره ات جان پیوند
    فراق رویت... یک چند... به جانم آتش افکند... بکن به وصلت خرسند...
    بیا نگارا... جمال خود بنما... زرنگ و بویت خجل نما... گل را...
    رو در طرف چمن... بین بنشسته چو من. دل خون بس ز غم یاری غنچه دهن. گل درخشنده چهره تابنده... غنچه در خنده... بلبل نعره زنان. هرکه جوینده... باشد یابنده... دل دارد زنده بس کن آه و فغان.
    ز جور مهرویان... شکوه گر سازی... به ششدر محنت... مهره اندازی
    همچون «سالک» دست خود بازی... همچون سالک دست خود بازی...




    نخستین خواننده ای که آتش دل را غلط خواند، تاج اصفهانی بود که هم در بیان کلمات و هم در اجرای آهنگ اشتباهات فاحش داشت و چون از علم تلفیق کلام و آهنگ بی بهره بود استاد برازنده و استاد سالک را بشدت دلگیر کرد و به قول آقای مهندس جمشید برازنده فرزند مرحوم استاد برازنده که خود شاعر، نوازنده، آهنگساز و خواننده قابلی است ـ دلیل اصلی اشتباه در کار هم این بود که شاعر و آهنگساز در اصفهان بودند و آلبوم در غیاب آنها بدون هیچگونه احساس مسؤولیتی در تهران ضبط شد!
    بعدها، خانم پروین در برنامه گلهای ??? ـ خانم سیما بینا و آقایان ایرج، علیرضا افتخاری، مصطفی محبی زاده، اصغر شاهزیدی و چند خواننده کمتر شهرت یافته، همه اشتباهات تاج اصفهانی را تکرار کرده و گاهی اشتباهات دیگری رانیز بر آنها افزوده اند!
    ? ـ تاج اصفهانی ابتدا به جای «در دل آتش غم رخت » خوانده بود: «دل در آتش غم رخت!» و پس از رنجش و گلایه زنده یاد استاد برازنده و استاد حسن سالک، ناچار شد پس از ?ماه، اجرای تازه ای داشته باشد که خط اول تصنیف را صحیح خواند، اما بقیه اشکالات باقی ماند که جای طرح همه آنها در این مقال کوتاه نیست. همین قدر می توان گفت که زنده یاد جلال تاج اگرچه انسانی شریف و بااخلاق و خواننده ای مقتدر و خوش صدا بود، اما گاهی دراجراها لغزش شعرو آهنگ داشت و ظاهراً هیچیک از اطرافیان وی هم جرأت نمی کردند اشتباهات او را گوشزد کنند، چرا که به غلط فکر می کردند که احترام استاد را درهر حال باید نگه داشت!



    ((توضیحات به نقل از روی کلید سل))



    لینک دانلود آهنگ :



    [/url]http://ebtehaj.persiangig.com/audio/zir%20%20khaki/dar%20del%20atashe.mp3
    [url]


    =========================================



    امیدوارم که مورد توجه شما قرار گرفته باشه



    منتظر نظراتتان هستم



    یا حق
    بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش*
    امید هیچ معجزی ز مرده نیست،زنده باش.
    http://ebtehaj.coo.ir
    http://www.kocholo.org/ftopict-894.html
  8. #38
    ramtin

    کوچولو شیرخواره

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    4
    0
    0

    پیش فرض

    SALAM BE HAMGI PAS KO IN AHNG GADIMII
    :
  9. #39
    AliKoochooloo
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    139
    0
    2

    پیش فرض

    [SIZE=3:382371c7ad]چند وقتیه که گروه دستان در عرصه موسیقی سنتی قدمای بزرگی برداشته که باعث شد تا به
    این فکر بیافتم که تاریخچه ای از این گروه رو برا کوچولوهای عزیز بزارم :[/SIZE]

    [SIZE=3:382371c7ad] حمید متبسم، تار و سه تار
    حسین بهروزی نیا ، بربط
    سعید فرجپوری، کمانچه
    پژمان حدادی، تنبك و ساز های کوبه ای
    بهنام سامانی، ساز های کوبه ای

    سال تاسیس: 1370 شمسی ( 1991 میلادی )

    فعالیت ها: کنسرت در مراکز فرهنگی و فستیوالهای بزرگ جهانی از جمله:
    بخش فارسی رادیو آلمان DW، رادیوغرب آلمانWDR ، رادیو برلین SFB ، رادیو فرانکفورتHR2 ، خانه فرهنگ های جهان در برلین، فستیوال فاز مراکش، فیلارمونی کلن، فیلارمونی ارونج کانتی، تئاتر شهر پاریس و بسیاری از فستیوالهای بنام اروپا وآمریکا و ضبط آثار آهنگسازان گروه و برخی از آهنگسازان دیگر.

    آثارمنتشر شده:
    بوی نوروز ( با صدای ایرج بسطامی ) , ساز نو آواز نو ( با صدای شهرام ناظری) , سفر به دیگر سوی ( با صدای شهرام ناظری) , حنائی ( با صدای سیما بینا) , سه نوازی دستان (همنوازی پژمان حدادی، حسین بهروزی نیا و حمید متبسم) , شوریده ( با صدای پریسا، برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه ) , گل بهشت ( با صدای پریسا), لولیان (با صدای شهرام ناظری) , ماه عروس ( با صدای صدیق تعریف)، درياى بى پايان (با صداى سالار عقيلى)[/SIZE]

    [SIZE=3:382371c7ad]معرفی اعضا :[/SIZE]
    [SIZE=3:382371c7ad]
    1- سعید فرج پوری :[/SIZE]





    [SIZE=3:382371c7ad] آهنگساز، نوازنده کمانچه

    متولد : اول اسفند 1339(20 فوریه 1961) در سنندج ، كردستان ايران

    استادان : حسن کامکار، محمد رضا لطفی، حسین علیزاده

    فعاليتها : همنوازي با گروه های فرهنگ وهنر سنندج ، شيدا، عارف، آوات ، پایور و دستان ، همکاری با گروه آوا
    تدريس ساز كمانچه در مراكز چاووش، حفظ و اشاعه موسیقی، هنرستان و دانشگاه های موسیقی درتهران،
    نوازندگی درالبوم های بیشماری از موسیقی دانان برجسته ایران وتما م اثار منتشر شده دستان از سال 2000.

    آثار منتشر شده : آلبوم های همنوازی با تنبک به نام های کمانچه، سه گاه همایون، کمانچه نوازی بر اساس نغمه های کردی، موسیقی برای گروه سازهای ملی با نام های ژوان، نقش پندار، آوات، زمانه، يادواره سيدعلي اصغركردستاني، شوریده ( برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه) ، دریای بی پایان ، غوغای عشق بازان و کتاب بیست قطعه برای کمانچه.[/SIZE]
    [SIZE=3:382371c7ad]
    2- حسین بهروزی نیا :
    [/SIZE]


    [SIZE=3:382371c7ad]آهنگساز، نوازنده بربط

    متولد : 21 خرداد 1341 (11 ژون 1962) در تهران

    استادان: رضا وهدانی، منصور ابراهیمی( نریمان)، محمد رضا لطفی

    فعاليتها : تدریس در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و هنرستان موسیقی تهران، همنوازی در گروه های مولانا، عارف و از سال 1992 درگروه دستان، بر پائی کلاس های آموزشی در ونکور کانادا.
    نوازندگی درالبوم های بیشماری از موسیقی دانان برجسته ایران وتما م اثار منتشر شده دستان از سال 1992.


    آثار منتشر شده : آلبوم: بربط ، کوهستان، یادستان، وجد(آفتاب نیمه شب)، سه نوازی دستان، حنائى، شوریده ( برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه ) و گل بهشت.
    کتاب: گلچینی از ملودی های بومی ایران و ده قطعه برای بربط

    وب سايت رسمى هنرمند: [ www.barbat.us ]
    [/SIZE][SIZE=3:382371c7ad]

    3- حمید متبسم :[/SIZE]



    [SIZE=3:382371c7ad]آهنگساز، نوازنده تار و سه تار

    متولد : 24 مرداد 1337 ( 15 اگوست 1958 ) مشهد ، در خانواده اهل موسيقي

    اساتيد : علي متبسم ، حبيب الئه صالحي ، زيدالئه طلوعي ، هوشنگ ظريف ،
    حسين عليزاده ، محمد رضا لطفي.

    فعاليتها : تدريس موسیقی از سال 1355 ( 1976) ، فعاليت در كانون چاووش ، نوازند گي در گروه عارف، تشكيل گروهای چکاوک و دستان ( پس از مهاجرت به آلمان )، تاسيس انجمن تار وسه تار، بر پائي سمينار سالانه تارو سه تار از سال 1373 ( 1994 ) ، نوازندگی درالبوم های بیشماری از موسیقی دانان برجسته ایران وتما م اثار منتشر شده دستان از سال 1992.

    آثار منتشر شده : بامداد ، بوي نوروز ، نواي دريا، ساز نو آواز نو، سه نوازي دستان، دو نوازی دستان، حنائی وشوریده ( برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه ).
    گل بهشت، لولیان، ماه عروس.

    وب سايت رسمى هنرمند: [ www.motebassem.com ]
    [/SIZE][SIZE=3:382371c7ad]

    4- پژمان حدادی :
    [/SIZE]


    [SIZE=3:382371c7ad]نوازنده تنبک و سازهای کوبه ای

    متولد : 30 بهمن 1347 (19 فوریه 1969) در تهران

    استادان: اسدالئه حجازی، بهمن رجبی

    فعاليتها : تاسیس کانون موسیقی نیریز در کالیفرنیا، تدریس تنبک و دف، دریافت چهار دوره بورس بعنوان برگزیده از طرف بنیاد معتبر دارفی، عضویت در گروه دستان از سال 1995، عضویت در گروه ضربانگ، خلق موسیقی کوبه ای برای رقص و اجرا در کنسرت ها و فستیوال های بنام بیشماری با هنرمندان بنام ایرانی و غیر ایرانی.
    نوازندگی درالبوم های بیشماری از موسیقی دانان برجسته ایران وتما م اثار منتشر شده دستان از سال 1995.

    آثار منتشر شده : موسیقی کوبه ای ایران و خاور میانه، رنگینه با گروه ضربانگ، سه نوازی دستان با حمید متبسم و حسین بهروزی نیا، نجوا، سماع مستانه و آتش شوق با علی اکبر مرادی، آفتاب نیمه شب با حسین بهروزی نیا، البوم گلستان با جاوید افسری راد و موسیقی متن شاهزاده مصر.

    سايت مرتبط با هنرمند: [ www.zarbang.com ]
    [/SIZE]
    [SIZE=3:382371c7ad]
    5- بهنام سامانی :[/SIZE]




    [SIZE=3:382371c7ad]نوازنده سازهای کوبه ای

    متولد : 10 خرداد 1346 ( 31 مه 1967 ) در چهار محال و بختیاری، ایران

    استادان : جمشید محبی

    فعاليتها : تشکیل گروه های ضربانگ و سامانی، تدریس در شهر های مختلف اروپا، همنوازی با موسیقیدانان ایرانی و غیر ایرانی، طراحی ساز اودو- ضربانگ ( براساس کوزه)، نگارش کتاب آموزشی برای دف و اودو- ضربانگ، همکاری از سال 1999 عضویت در گروه دستان واجرا در کنسرت ها و فستیوال های بنام جهانی.
    نوازندگی درالبوم های بیشماری از موسیقی دانان برجسته ایران وتما م اثار منتشر شده دستان از سال 2000.

    آثار منتشر شده : ضربانگ 1 با مرتضی اعیان و سیاوش یزدانی، ضربانگ 2 (رنگینه)، ضربانگ 3 ، سامانی 1 با کوشیک سن از هندوستان، سامانی 2 با مرشد مهرگان، دونوازی دف با رضا سامانی ،ضرب تاربا حمید متبسم، پانتئون( موسیقی تلفیقی)و موسیقی خراسان با محمد یگانه.

    سايت هاى مرتبط با هنرمند: [ www.ensemble-samani.com ] | [ www.zarbang.com ][/SIZE]


    فعالیت گروه در سالهای مختلف :



    اروپا
    همراه با سالار عقيلى


    2007

    ----------------------------
    تهران
    همراه با سالار عقيلى

    آمريكا و كانادا
    همراه با پريسا


    2006

    ----------------------------
    اروپا
    همراه با پريسا

    اروپا
    همراه با شهرام ناظرى

    اروپا
    (برنامه سازى، بدون خواننده)


    2005

    ----------------------------
    اروپا
    همراه با پريسا

    ايران
    (برنامه سازى، بدون خواننده)

    آمريكا و كانادا
    (برنامه سازى، بدون خواننده)

    آمريكا و كانادا
    همراه با سيما بـيـنـا

    اروپا
    همراه با شهرام ناظرى


    2004

    ----------------------------
    آمريكا و كانادا
    همراه با پريسا


    2003

    ----------------------------
    اروپا
    همراه با پريسا


    2002

    ----------------------------
    آمريكا و كانادا
    همراه با شهرام ناظرى

    اروپا
    همراه با سيما بـيـنـا


    2001

    ----------------------------
    اروپا
    همراه با شهرام ناظرى


    2000

    ----------------------------
    آمريكا و كانادا
    همراه با شهرام ناظرى


    1999

    ----------------------------
    اروپا
    همراه با شهرام ناظرى


    1998

    ----------------------------
    آمريكا و كانادا، ايران، فستيوال فز، موراكو
    همراه با شهرام ناظرى


    1997

    ----------------------------
    اروپا
    همراه با شهرام ناظرى


    1996

    ----------------------------
    آمريكا و كانادا
    همراه با شهرام ناظرى


    1995

    ----------------------------
    اولين تور در ايران
    همراه با ايرج بسطامى

    آمريكا و كانادا، اروپا
    همراه با بيژن كامكار

    اروپا
    (برنامه سازى، بدون خواننده)


    1993
    ----------------------------
    اولين تور در اروپا
    (برنامه سازى، بدون خواننده)


    1991
    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    ای جلوه برق آشیـــــان ســوز تـو را
    وی روشنی شمع شب افــــروز تو را
    زان روز که دیدمت شبی خوابم نیست
    ای کاش ندیده بــــــودم آن روز تـو را !
  10. #40
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    [center:4a89d2227e]" مروری کوتاه بر زندگی مرتضی نی داوودی "

    [/center:4a89d2227e]
    [center:4a89d2227e]


    مرتضي ني*داوود 1279 خورشيدي در تهران متولد شد. در کودکي استعداد موسيقي او آشکار شد و پدرش «بالا خان» که خود اهل موسيقي بود و با تار و تنبک آشنايي داشت، او را به درس آقا حسينقلي از استاد تار برد.

    مرتضي خان دو سال نزد آقا حسينقلي و سه سال نزد شاگر برجسته او ، «درويش خان» رديف موسيقي و تار نوازي را آموخت و موفق به دريافت نشان «تبرزين طلايي»، که به شاگردان ممتاز داده مي*شد، گرديد.

    در اوايل بيست سالگي اقدام به تأسيس کلاسي براي تدريس تار و رديف موسيقي ايراني نمود که بعدها پس از مرگ نابهنگام استاد درويش خان ادامه آموزش شاگردان استادش را نيز برعهده گرفت.

    آشنايي او با قمرالملوک وزيري در يک محفل خصوصي منجر به کشف يکي از بزرگ*ترين استعدادهاي آواز ايراني مي*شود که در ادامه به همکاري آن دو انجاميد و قمر با آموختن از او بسياري از ترانه*هاي مشهور خود را اجرا کرد.

    بيشتر تصنيف*ها و آوازهاي قمر از سال 1303 به بعد با تار مرتضي خان ني*داوود همراه بود.

    ني داوود پس از تأسيس راديو ، مانند هنرمندان ديگري چون رضا محجوبي، علي اکبر شهنازي، حبيب سماعي، ابوالحسن صبا و موسي معروفي در اين بخش فعاليت كرد.

    او براي خوانندگان معروفي چون قمرالملوک وزيري، ملوک ضرابي، روح انگيز، اديب خوانساري، جواد بديع زاده و غلامحسين بنان تصنيف ساخته يا با آوازشان تار نواخته است.

    اين هنرمند در سال 48 اقدام به اجرا و ضبط در حدود 300 گوشه از رديف موسيقي ايراني نمود که به دلايلي نامعلوم هنوز منتشر نشده*اند. او در سال*هاي پس از انقلاب نيز به فعاليت*هاي موسيقي خود به صورت محدود ادامه داده و در همين سال*ها پيش درآمد اصفهان را به شيوه*اي نو براي ارکستر بزرگ تنظيم نمود که موسيقي اصلي سريال «هزار دستان» به حساب مي*آيد.

    او در دوم مرداد سال 1369 ، در سن نود سالگي درگذشت.
    [/center:4a89d2227e]
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  11. #41
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    [center:158f9423d1] زندگی نامه "استاد محمد رضا شجریان" و معرفی ساز ایشان!



    استاد محمد رضا شجریان در اول مهر 1319 شمسی برابر با 21 سپتامبر 1940 در شهر مقدس مشهد در خاندانی که هنر از هر دو سو موروثی بود،(خاندان پدر صوت دلنشین و خاندان مادری خوشنویسی و موسیقی) دیده به جهان گشود.
    هنگامی که محمد رضا شجریان به دنیا آمد والدین او هرگز تصور نمی کردند که چه هدیه بزرگی به دنیای هنر و موسیقی تقدیم می کنند.
    محمد رضا اولین فرزند خانواده شان بود.
    مهدی شجریان پدر محمد رضا ، دارای صدای خوشی بود و مایل بود که محمد رضا را تحت تعلیم خود درآورد.
    شجریان در کاستی به نام خاطرات پدر به عشق عمیقی که نسبت به پدرش داشته و در مورد صدای پدر وکودکی اش چنین می گوید:
    پدرم متولد مشهد است. پدربزرگم حاج آقا سید علی اکبر طبسی یکی از مالکان مشهور طبس بود او صدای فوق العاده خوبی داشت ولی جز در محافل خصوصی و در نزد دوستان صمیمی جای دیگری نمی خواند. وقتی پدرم فقط 12 سال داشت پدر بزرگم فوت کرد و پدرم بهترین معلم آواز خود را از دست داد.
    دوستان پدرم را به حاج آقا سید محمد عرب برای تلاوت قرآن معرفی کردند و
    پس از سالها تمرین و ممارست وی بهترین معلم قرآن مشهد شد.
    من به خوبی به خاطر دارم که وقتی 3 یا 4 ساله بودم صبح های جمعه جلسات تلاوت قرآن در منزل ما برگذار می شد.
    مادرم به محمد شاطر خدمتگزارمان می سپرد که مرا نزد پدرم ببرد من از آنها خیلی خجالت میکشیدم و مرتبا پشت پدرم قایم می شدم در یکی از آن روزها من برای اولین بار آقا سید محمد عرب را دیدم او مرد پیری بود که یک عمامه سبز پوشیده بود. پس از آن جلسه پدرم مرتبا مرا با خود به جلسات قران می برد.
    از وقتی 6 ساله بودم تا هنگامی که 19 سالم شد پدرم مرتبا مرا به جلسات تلاوت قرآن می برد وقتی به سن تکلیف رسیدم پدرم مرا صبح بیدار میکرد و میگفت با صدای بلند قرآن بخوانم در این تلاشها پدرم علت اصلی موفقیت من بود.
    پدرم عاشق مذهب بود او به شاگردانش به خوبی قران درس می داد و معلم ماهری بود و تا سن 82 سالگی به تدریس ادامه داد.
    در سال 1326 استاد شجریان وارد مدرسه 15 بهمن شد و در همان زمان شروع به تلاوت قران نزد پدر کرد به طوری که از 10 سالگی در مراسم و اجتماعات سیاسی آن زمان قران تلاوت می کرد.
    اولین زمزمه های آوازی ایشان در دوره دبیرستان به کمک دائی شان و آقای جوان(معلم دانشسرا)آغاز شد.
    ایشان در این باره می گویند:
    اولین زمزمه ها و آواز من با همراهی دایی ام که فقط دو سال از من بزرگتر بود و تار میزد آغاز شد.
    بعد در مشهد به پیرمردی برخوردم به نام آقای جوان که در واقع معلم موسیقی دانشسرا بود.
    من در دانشسرای مشهد درس می خواندم و ایشان خیلی به من علاقه داشت تار خیلی خوب می زد و شاگرد علی اکبر خوان شهنازی بود ویولن هم می زد.
    با ایشان هم کار می کردم و آواز می خواندم.
    استاد در سال 1349 با خانم فرخنده گل افشان که ایشان نیز معلم دبستان بودند آشنا شدند و در شهر قوچان پای سفره عقد نشستند.
    یک سال بعد در 29 مرداد 1341 در مشهد جشن عروسی بر پا شد و استاد زندگی مشترک خود را با خانم گل افشان آغاز کردند و 2 سال بعد به عنوان معلم مدرسه به شاه آباد منتقل شدند اما هم چنان موسیقی و آواز را رها نکرده و آموزش سنتور را برای اولین بار در مشهد نزد جلال اخباری آغاز کرد و ادامه داد تا نزد فرامرز پایور در تهران رفت.
    استاد در سال 1345 به تهران مهاجرت کرد و پس از ورود ایشان به تهران براساس دعوت قبلی به نزد داوود پیرنیا مدیر برنامه گلها به اداره رادیو مهاجرت کرد و مرحوم پیرنیا پس از تست ایشان شیفته صدای وی شد به این ترتیب اولین برنامه استاد شب جمعه 15 آذر ماه با عنوان برگ سبز شماره 216 با همراهی استاد ورزنده از رادیو پخش شد و این همکاری تا استعفای استاد در سال 1355 ادامه داشت و 300 برنامه ضبط شد.
    در تمام مدت همکاری استاد با رادیو و تلویزیون وی با نام مستعار سیاوش بیدکانی شناخته شده بود و این به علت مخالفت پدرش با موسیقی و آواز خواندن استاد بود به گفته خود استاد پدرش به شدت مذهبی بود و اصلا دوست نداشت که پسرش آواز کاز کند.
    استاد در مورد آن دوران می گویند:
    (وقتی به تهران آمدم و همزمان با کار در برنامه گلهای رادیو به کلاس درس اسماعیل مهرتاش در جامعه باربد رفتم و با ایشان ردیف های طاهرزاده را کار می کردیم پنج ماه از سال کلاسها در فضایآزاد برپا می شد بقیه ماه در یک کلاس کوچک و خفه جمع می شدیم.
    در آن زمان همه مرا به عنوان خواننده گلها می شناختند و وقتی میخواستم از قسمت تئاتر به کلاس بروم همه مرا نگاه می کردند.
    کلاسهای مهرتاش همیشه پر از شاگرد بود.
    روزی به ایشان گفتم: چرا شما چند تا از بهترین شاگردانتان را انتخاب نمی کنید که فقط روی آنها کار کنید و هر شاگردی می آید شما به او اجازه میدهید که از کلاس استفاده کند او گفت اگر آنها خواننده خوبی نشوند شنونده خوبی خواهند شد.
    همه ما استاد را دوست داشتیم ولی به سختی در این فضای شلوغ چیزی یاد می گرفتیم.
    علاوه بر کلاس مهرتاش من در برنامه گلها با عبادی نیز کار می کردم.
    با پا در میانی آقای نقیب که در آن زمان مسئول رادیو بود استاد عبادی به من درس دادند.
    ایشان به من می گفت: که هنرمندنما ها فضای رادیو را خراب کرده اند و به من یاد داد چطور بخوانم و هر وقت خارج می خواندم و یا به خودی خود به اوج می رفتم به من تذکر می داد ما شب و روز کار می کردیم.
    تاثیر گذارترین فرد در زندگی من استاد دادبه بود او مرا دگرگون کرد و حتی در شخصیت هنری من اثر شگرفی داشت.
    من هشت سال با ایشان در شیوه دشتستانی کار کردم.
    ولی آنچه که برای من ارزش دارد فکر و اندیشه این مرد بزرگ بود و شاید مهمترین بخش زندگی هنری من آشنایی با ایشان است و ایشان خیلی بیشتر از پدرم در من اثر گذاشت.
    در سال 1356 در اعتراض به موسیقی رادیو را ترک کردم و گفتم نمی خواهم صدایم از رادیو پخش شود.
    از آن سال به بعد موسیقی و صدای من مردمی تر شد چون در آن زمان مردم از رژیم دل خوشی نداشتند در نتیجه از رادیو و تلویزیون هم ناراضی بودند.
    هنر دیگر شجریان در زمینه خطاطی است در این باره می گوید:
    من خطاطی را از برادران میرخانی فرا گرفتم اما در امتحان شرکت نکردم زیرا نمی خواستم خطاطی را تا دوره عالی ادامه دهم هدف من این بود که خطم زیبا شود.
    خطاطی هم مانند موسیقی زمان زیادی برای یادگیری احتیاج دارد و سخت ترین قسمت خطاطی خط نستعلیق است.
    میرخانی نوازنده چیره دست کمانچه نیز بود اما او وارد حیطه موسیقی نشد.
    در طی 40 سال فعالییت هنری استاد ایشان در بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی و آمریکایی کنسرت داده اند.
    ایشان در دانشگاههای بروکلی، کلمبیا ،هاروارد ، فیلیپین، شیکاگو شش کنفرانس در مورد موسیقی ایرانی برگذار کرده اند.
    در 20 سپتامبر 1995 در یونسکو توسط فدریکو مایور دبیر کل یونسکو مدال پیکاسو که به شکل چشم پیکاسو بود(چون دنیا را به شکل متفاوتی می نگریست) به ایشان اهدا شد.
    همچنین در روز 8 فوریه 2001 در ورزشگاه استیل لوس آنجلس جایزه گرمی برای کاست (بی تو به سر نمی شود) به استاد تعلق گرفت.
    محمد رضا شجریان پنج فرزند دارد با نام های فرزانه، افسانه، مژگان و همایون از همسر اول و رایان از کتایون خوانساری همسر دوم ایشان .
    مژگان شجریان نامی است که در اکثر کاستهای استاد به چشم میخورد ایشان دارای مدرک MS گرافیک هستند و به همراه همسرشان محمد علی رفیعی که مهندس است به کارهای طراحی کامپیوتری کاستهای استاد می پردازند.
    همایون شجریان هم از سن 15 سالگی همراه پدر به کار خوانندگی مشغول است.
    شجریان عاشق گل و طبیعت است و همه گلها را به خوبی میشناسد و با کشاورزی کاملا آشنایی دارد.
    ایشان باغی در هشتگرد حوالی کرج دارد که آخر هفته ها در آنچه به گلکاری می پردازند.
    و از بین خوانندگان قدیمی او کارهای قمرالملوک وزیری، بنان، ظلی، تاج اصفهانی و پاورتی است.

    معرفی ساز جدید "صراحی" طراحی و ساخت محمدرضا شجریان!!



    صراحی سازیست از خانواده سازهای آرشه ای بم خوان که اندازه آلتو آن صدایشنزدیک به سازهای خراسان است. صراحی از خانواده کمانچه و قیچک بوده وامکانات سازهای خانواده ویلن را از نظر نوازندگی و وسعت صدا داراست.

    این ساز در شهریور 1387 توسط استاد محمدرضا شجریان طراحی و ساخته شده و بهدلیل شباهت آن به صراحی، استاد شجریان این نام را برای این ساز برگزیدهاند.
    صراحی مانند خانواده ویولن می تواند هشت اندازه متفاوت داشته باشد.فعلا بیشترین نیاز ما چهار اندازه سوپرانو، آلتو، باس و کنترباس آن است کههر 4 نوع آن طراحی شده است.



    ویژگی ارزنده ای که این خانواده بر خانواده ویولن خواهد داشت ، امکان تعویض صفحه پوستی آن است که باعث تغییر در رنگ صوتی این ساز می گردد. این صفحه ، پوستی و گاه پوست همراه با چوب بوده که بر روی گلدونی چوبی تعبیه شده و حکم تارهای صوتی ساز را دارد و در مدت 2 دقیقه قابل تعویض است .

    این ساز را نوازندگان کمانچه ، قیچک ، ویولن، ویولنسل و کنتر باس براحتی می توانند بنوازند.
    [/center:158f9423d1]
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  12. #42
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    [center:cb9eb4d9ef]" سبکهای موسیقی - موسیقی هیپ هاپ"



    موسیقی هیپ هاپ (که به آن رپ یا موسیقی رپ نیز گفته می*شود یکی از سبک*های موسیقی عامه پسند است که تقریباً اواسط دهه ۷۰ پا به عرصه گذاشت اما در اوخر دهه ۸۰ تبدیل به بخش چشمگیری از فرهنگ پاپ روزگار خود شد.

    موسیقی هیپ هاپ از دو بخش اصلی تشکیل شده*است: رپ (MC) و DJ (ترکیب صدا و اسکرچ). این موارد به همراه رقص بیریک و دیوار نوشته چهار بخش هیپ هاپ، یک نهضت فرهنگی که توسط جوانان شهری به خصوص توسط سیاهان آمریکا ایجاد شد را تشکیل می*دهد.[۱] در شهر نیویورک، در اوایل دهه ۱۹۷۰. در سال ۲۰۰۶، موسیقی رپ پس از موسیقی کلاسیک دومین موسیقی محبوب در ایالات متحده آمریکا بود.[۲]

    موسیقی هیپ هاپ، عموماً از یک یا چند خواننده رپ که داستان*های شبه خود زندگی نامه تعریف می*کنند تشکیل شده*است، این داستان*ها اغلب مربوط به یک همتای خیالی، و به صورت اشعار بسیار ریتمیک پر از تکنیک*هایی همچون همگونی مصوت*ها، تجانس آوایی، و قافیه است. خواننده رپ با یک قطعه سازی که اغلب از آن تحت عنوان «بیت» یاد می*شود همراهی می*شود، این ساز توسط یک دی جی نواخته شده، و توسط یک تهیه کننده، یا یک یا چند نوازنده خلق شده*است. اغلب بیت با استفاده از یک ترکیب از وقفه کوبه*ای از یک آواز دیگر، که معمولاً یک فانک یا موسیقی سول است ساخته می*شود. علاوه بر طبل دیگر صداها نیز اغلب به صورت ترکیبی، الکترونیکی، یا اجرایی هستند. گاهی اوقات یک بخش می*تواند سازی، نشانه مهارت دی جی یا سازنده باشد.

    هیپ هاپ در برانکس، واقع در نیویورک، یعنی زمانی که دی جی*ها بریک ضربه*ای را از آوازهای فانک و دیسکو جدا کردند شکل گرفت. نقش اولیه رئیس تشریفات معرفی دی جی و موسیقی و تشجیع حضار بود. روسای تشریفات با صحبت کردن در بین آوازها، به رقص شور و هیجان می*دادند، با حضار احوالپرسی می*کردند یا برای آنان لطیفه و حکایت تعریف می*کردند. سرانجام این رویه شکل بندی بهتری گرفت و «رپ» نام گرفت. تا سال ۱۹۷۹ هیپ هاپ از نظر تجاری تبدیل به یک نوع موسیقی محبوب شد و شروع به وارد شدن به جریان غالب در آمریکا کرد. در دهه ۱۹۹۰، یک نوع از هیپ هاپ به نام رپ گنگستا تبدیل به بخش عمده موسیقی آمریکا شد، و جنجال بسیاری بر سر ترانه*هایی که گفته می*شد به تبلیغ خشونت، بی بند و باری، استفاده از مواد مخدر و زن ستیزی می*پردازد شکل گرفت. با این وجود تا آغاز دهه ۲۰۰۰، موسیقی هیپ هاپ در صدر فهرست موسیقی*های محبوب قرار گرفت و به سبک*های مختلف در گوشه و کنار جهان نواخته می*شد.

    مشخصات:

    هیپ هاپ یک جنبش فرهنگی است که موسیقی بخشی از آن است. موسیقی خود از دو بخش تشکیل شده*است، رپ، یعنی ارائه آوازهای سریع، بسیار آهنگین و تغزلی و دی جی، که یا از طریق ترکیبی، turntablism، ساز یا beatboxing ساخته می*شود. یکی دیگر از جنبه*های مهم موسیقی هیپ هاپ مدی است که در کنار موسیقی شکل گرفته*است

    ساختار آهنگین:

    بیت (نه ضرورتا از طریق رپ) در هیپ هاپ تقریباً همیشه به صورت کسر ۴/۴ است. هیپ هاپ در کانون آهنگین خود می*چرخد: به جای شمارش «مستقیم» ۴/۴ (موسیقی پاپ؛ هیپ هاپ بر اساس احساس پیش بینی شده تقریباً شبیه تاکید «چرخش» در کوبه جاز است. همانند تاکید تریوله در چرخش، آهنگ هیپ هاپ ظریف بوده، و به ندرت به صورت موجود نوشته شده*است (مبنای ۴/۴: نوازنده طبل اجرای هیپ هاپ را بر عهده دارد) و اغلب به صورت «تاخیری» یا معوق نواخته می*شود.

    این روش بیشتر در سول، دیسکو و موسیقی فانک، که در آن بیت*ها و موسیقی آهنگین در طول قطعات تکرار می*شد ابداع شد. در دهه*های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، جیمز براون به صورت روسای تشریفات امروز صحبت می*کرد، آواز می*خواند و فریاد می*کشید. این روش موسیقی پایگاه کامل را برای روسای تشریفات برای قافیه سرایی فراهم می*آورد. به همین دلیل موسیقی هیپ هاپ عموماً به رئیس تشریفات می*پردازد، و اهمیت اشعار و تبحر در ارائه را تشدید می*کند.

    احتمالاً هیپ هاپ سازی مهم*ترین استثنای این قاعده*است. در این نوع از هیپ هاپ، دی جی*ها و سازندگان می*توانند با ایجاد قطعات سازی تجربیات جدیدی به دست آورند. در حالی که ممکن است آنان آوازهای راک را ترکیب کنند، آنان مقید به چارچوب هیپ هاپ سنتی نیستند.

    آلات موسیقی و نحوه ساخت:

    ساز هیپ هاپ چه از نظر سیستم صوتی و چه از نظر ضبط و چه از نظر آهنگسازان و سازهای مورد استفاده آنان برگرفته از دیسکو، فانک، و R&B است. استفاده دی جی*های دیسکو و باشگاه از میکس از نیاز به استمرار موسیقی و در نتیجه انتقال آرام در بین قطعات ناشی می*شد. بنابر مقایسه، هیپ هاپ کول دی جی هرک، جدا کردن و بسط تنها بریک—یک تکنوازی کوبه*ای میان پرده— از طریق ترکیب دو نسخه از یک قطعه*است. این امر، به گفته آفریکا بامباتا، «بخش خاص قطعه*است که همه منتظر آن هستند—آنها آماده*اند به هیجان بیایند.» (توپ، ۱۹۹۱) جیمز براون، باب جیمز، و پارلمان—در میان بسیاری دیگر— مدت*ها منبع محبوبی برای بریک بودند. می*توان قطعات ساز را نیز اغلب به صورت شیپور به این قطعات افزود (همان جا). بنابراین سازهای هیپ هاپ ترکیبی یا مبتنی بر سیستم صوتی شبیه موسیقی فانک، دیسکو، یا سول است. آوازها، گیتار، کیبورد، باس، طبل و کوبه.

    گرچه موسیقی هیپ هاپ اولیه صرفاً مرکب از بیت*های بریک دی جی و دیگر قطعات قطعه وینیل بود، ظهور طبل برقی به آهنگسازان هیپ هاپ اجازه داد تا حدودی پارتیتورهای اولیه را به دست آورند. مجموعه طبل را می*توان همراه با موسیقی قطعات وینیل یا به تنهایی نواخت. اهمیت توالی طبل*های کیفی تبدیل به مهم*ترین کانون توجه آهنگسازان هیپ هاپ شد چرا که این ریتم*ها ("بیت هاً) بهترین بخش برای رقص بودند. متعاقبا، طبل*های برقی برای تولید صدای قوی کیک تجهیز شدند. این امر به پیشی جستن تک نوازی طبل بر فانک قدیمی، آلبوم*های سول و R&B مربوط به اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل تا اواسط دهه ۱۹۷۰ منجر شد. طبل*های برقی مجموعه محدودی از صداهای از پیش تعیین شده، از جمله های هت، طبل کوچک، تام، و طبل کیک در اختیار داشتند.

    آغاز استفاده از ترکیب کننده نحوه ساخت موسیقی هیپ هاپ را تغییر داد. یک ترکیب کننده می*تواند کلیپ*های صوتی کوچک را از هر گونه ابزار ورودی، همچون صفحه گردان بازسازی کند. سازندگان می*توانستند الگوهای طبل شبیه به هم را ترکیب کنند. مهم تر اینکه، آنان می*توانستند مجموعه*ای از سازها را با هم ترکیب کنند تا در کنار طبل خود بنوازند. سرانجام موسیقی هیپ هاپ دسته کامل خود را گرد هم آورد.

    بسیاری از سازندگان و شنوندگان افتخار می*کنند که برخی قطعات از سنت*های هیپ هاپ است و بنابراین منبع خوبی از ترکیب*ها و وقفه هاست. تا به امروز، تولید کنندگان از تجهیزات مرموزی برای بازسازی صدای خشن مورد استفاده در قطعات قدیمی استفاده می*کنند. این امر به قطعات اعتبار بخشیده و خاطره پیشینه هیپ هاپ را در ذهن شنوندگان تداعی می*کند. aww cry

    پیشینه:

    مهم*ترین دوره*های تاریخی هیپ هاپ دوره*های هیپ هاپ مکتب قدیم دوره (۱۹۷۰ تا ۱۹۸۵) است، که از آغاز دوره هیپ هاپ تا زمان ورود آن به جریان غالب، و دوره هیپ هاپ عصر طلایی (۱۹۸۵ تا ۱۹۹۳) است، که صدای ایست کوست و وست کوست را با هم ادغام کرده و با ظهور رپ گنگستا و جی فانک، که ساخته وست کوست است وارد عصر جدید شد. سالهای پس از ۱۹۹۳ شامل هیپ هاپ پورنو، بیلینگ و ژانرهای مخفی، که دوران جدید را تعریف می*کند است.

    هیپ هاپ در طول دهه ۱۹۷۰ در بلاک پارتی در شهر نیویورک شکل گرفت، یعنی زمانی که دی جی*ها شروع به جدا کردن بریک*های کوبه*ای برای مقابله با آوازهای فانک، سول، R&B و دیسکو کردند. خاستگاه این نوع از آواز به اوسط دهه ۱۹۵۰ بر می*گردد یعنی زمانی که هنرمند راک سول/فانک جیمز براون دسته ریچارد کوچولو را نخستین گروهی دانست که موسیقی فانک را در بیت راک قرار داد. این آوازها بر مبنای &(به انگلیسی: ndash)؛ دی جی «بریک بیت» ساخته شده*است. با افزایش محبوبیت هیپ هاپ، نوازندگان شروع به صحبت کردن در حین نواخته شدن موسیقی کردند، و از آن پس «رئیس تشریفات» یا «امسی» نام گرفتند. در سال ۱۹۷۹، دو آلبوم هیپ هاپ نخستین بار به صورت تجاری پخش شد: «شاه تیم ۳ (جاک شخصیت)» ساختهدسته فتبک، و «شادی رپها» ساخته دسته شوگرهیل؛ شادی رپها چهلمین آهنگ برتر آمریکا در نمودار آهنگهای پاپ برتر شد. دسته راک بلوندی با آهنگ شعف، در سال ۱۹۸۰، در فهرست صد آهنگ برتر جایگاه اول را به خود اختصاص داد.

    در دهه ۱۹۸۰، هیپ هاپ تنوع بیشتری یافت و تبدیل به نوع پیچیده تری از موسیقی شد. هم*زمان، فنون پیچیده تری ایجاد شد، که از آن جمله می*توان بهاسکرچ، و ضبط الکترونیکی اشاره کرد. در اواخر دهه ۱۹۸۰، با افزایش محبوبیت این ژانر از موسیقی شماری از سبک*ها و زیر گونه*های جدید هیپ هاپ پا به عرصه گذاشت. آهنگسازان هیپ هاپ شروع به همکاری با دسته*های راک کردند و ژانرهای جدیدی همچون هیپ هاپ خودآگاه، جاز رپ و رپ گنگستا را به وجود آوردند.

    در دهه ۱۹۹۰، رویارویی طولانی میان رپهای گنگستا در وست کوست و ایست کوست آغاز شد. این امر منجر به فنای هر دوی توپاک شکور و بی. آی. جی بد نام، به ترتیب در سال*های ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ شد. در سال ۱۹۹۶، گروه رپ کلیولند بون تاگز-ان-هارمونی با آهنگ «چهار راه تا» رکورد ۳۲ ساله بیتلیها برای سریعترین رشد را پشت سر گذاشت، و در سال ۲۰۰۰، آهنگ ال پی مارشال مادر ساخته خواننده رپ آمریکایی*های اسکاتلندی تبار سفید پوستان بیش از نه میلیون نسخه فروش داشت و جایزه گرمی را به خود اختصاص داد.

    تأثیر موسیقایی:

    جدای از محبوبیت بسیار هیپ هاپ، این ژانر از موسیقی تأثیر چشمگیری بر اکثر انواع موسیقی مردمی داشت. برخی هنرمندان بیت یا رپ هیپ هاپ را با راک اند رول، هوی متال، پانک راک، مرنگو، سالسا، کومبیا، فانک، جاز، خانگی، تاراب، رگا، هایلایف، ام بالاکس و سول درهم آمیختند. خوانندگان پاپ نوجوانان و دسته پسرها همچون بک استریت بویز،*NSYNC، کریستینا آگوئیلرا، جسیکا سیمپسون، و بریتنی اسپیرز در بسیاری از تک خوانی*های خود از بیت*های هیپ هاپ استفاده می*کنند.

    از اوایل دهه ۱۹۹۰ ارتباطی نزدیک و خاص بین موسیقی هیپ هاپ و موسیقی حزن انگیز بوده*است.در واقع امروزه تقریباً در تمامی موسیقی*های حزن انگیز ثبت شده عناصری از موسیقی هیپ هاپیافت می*شود.ترکیب این دو به نام nu soul در اواخر دهه ۱۹۸۰ در گروه*های New Jack Swing دیده شدند.با این وجود تا بیش از ظهور نوازندگانی مانند ]]ماری جی بلیگ و ماریا کری شکل مدرن آن بوجود نیامد.در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰، تأثیرات موسیقی هیپ هاپدر خوانندگانی مانند دی انجل،لارین هیل ، جیل اسکات و آلیسیا کیز مشهودتر شد.

    طی دهه ۸۰، گروه*های مشهوری مانند Run-D.M.C. هم از هیپ هاپ و هم ازهارد راک در ژانرهای جدیدی استفاده کردند که نمونه آن “Walk This Way” است با اجرای Aerosmith که موفقیتی فوق العاده بدست آورد. سایر نوازندگانی مانند آیس تی و گروهشBody Coun از هیب هاب، بانک راک و متال ستفاده کردند، با این حال اینطور گفته می*شود که اولین گروهی که متال را با تکنیک*های آوازی رپ آمیخت گروه Anthraxبوده*است. برداشت جدید «Bring The Noise» توسط (Anthraxو Public Enemy نمونه*ای خوب ازاولین آهنگ*های رپ- متال است. Biohazard، Faith No More، Rage Against The Machine از جمله سایر نمونه*های اولیه این گونه موسیقی*ها می*باشند. در اواخر دهه ۱۹۹۰ با ظهور گروه*های مانند لینکین پارک ، Limp Bizkit وKorn که نیو متال نام گرفتند ، موسیقی رپ- متال محبوب تر شد و در عین حال بیشتر مورد انتفاد طرفداران هر دو ژانر موسیقی قرار گرفت.

    در آمریکای لاتین، موسیقی رپ در دهه ۱۹۸۰ به صورت toasting که قسمتی ازموسیقی جامائیکایی ragga می*باشد شناخته شد. به عنوان مثال غزلیات رپ از قبل بخشی ازsoca music بودند. رشد موسیقی هیپ هاپ در این ناحیه باعث ظهور آمیزه*های آشکاری می گردد.
    [/center:cb9eb4d9ef]
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  13. #43
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    [center:e1ce74a86b] " تاريخچه پيانو در ايران "



    پيانو سازي است اروپايي که از تکامل هارپ(چنگ) و سنتور ايراني شکل گرفته است.
    اولين پيانو در ايران در زمان ناصر الدين شاه به ايران آورده شد. اولين نوازنده اي که با اين ساز موسيقي ايراني نواخت محمد صادق خان سرورالملک نوازنده تواناي سنتور بود. سپس غلامرضا خان سالار معزز و بعدها معتمد الملک يحيائيان و دره السلطنه(خواهر مشير همايون شهردار) اين ساز را نواختند. شادروان محمود مفخم و فرخنده شهردار ديگر نوازندگان اين ساز بودند.
    استاد مرتضي محجوبي
    بعد از بزرگ خان و مشير همايون شهردار، از استادي چون مرتضي خان محجوبي دومين ستاره پيانو ايران مرحوم استاد جواد معروفي پديد آمد که به حق راه استاد خود را ادامه داد و موسقي ايراني را بصورت نت براي پيانو به نگارش در آورد که هم اکنون دردسترس مي باشد.
    استاد جواد معروفي (1297-1372)
    به سال 1297 در تهران در خانوادهاي موسيقي شناس به دنيا آمد پدرش موسي خان نوازنده نوازنده برجسته تار و شاگرد درويش خان و کلنل وزيري بود.از اوان جواني پيانو را به عنوان ساز تخصصي انتخاب کرد و به شاگردي مرتضي خان محجوبي و کلنل وزيري رفت . همانند استادش پنچه مي زد و با عشق و احساس مي نواخت .تا اينکه به عنوان سوليست ارکستر گلهاي رنگارنگ و بعدها رهبر ارکستر گلهاي رنگارنگ انتخاب شد و آهنگهاي بسياري را از مرتضي محجوبي براي اجرا در راديو تنظيم کرد وي تحصيلات خود را در هنرستان عالي موسيقي (تا سيس 1302) به مدريت کلنل وزيري ادامه داد و از اين هنرستان به دريافت گواهينامه عالي نايل آمد. و بهدها به عنوان استاد پيانو در دانشگاه تهران شروع به تدريس نمود.
    در طول دوران تدريس خود شاگردان بسياري را آموزش داد که از اين ميان مي توان به استاد محمد جواد عبداللهي، انوشيروان روحاني، افليا پرتو و فريبا جوهري اشاره کرد. استاد جواد معرفي در طول عمر خود آهنگهاي بسياري را چه براي پيانو و چه براي پيانو وچه براي ارکستر ساخت که از آن ميان مي توان به : خوابهاي طلائي، ژيلا، عتشورا، رومينا، طبيعت، انتظار، خزان، روزگار من، خاطره، گلهاي تازه 1و2و3 ، چه خوابهاي خوش و برباد رفته اشاره کرد.
    سبک نوازندگي استاد معروفي متا ثر از استاد محجوبي به همراه تزئينات و نوانسهاي موسيقي کلاسيک بود که تا حدي آن را به صورت جهاني در آورده بود.سبکي که تنها مربوط به استاد معروفي بود و حالت کاملآ سنتي استاد محجوبي را تعديل کرده بود.
    استاد جواد معروفي فردي فروتن، خوش مشرب و پرهيزگار بود و سرانجام در شانزدهم آذر ماه سال 1372 رخت از اين جهان بر بست و دار فاني را وداع گفت. يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.
    [/center:e1ce74a86b]
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  14. #44
    aylin
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2009
    نوشته ها
    2,137
    5,521
    1,622

    پیش فرض

    بیوگرافی و زندگی نامه Dj AliGator



    اول از همه از زندگینامه بسیار جالب و تلخ و شیرین علی شروع میکنم.

    او جوان ترین عضو خانواده بود و از پدر و مادرش لذت میبرد و حالا او خوشحال هست و بچگی اش را توصیف میکند.
    علی مواساط ملقب به DJ ALIGATOR متولد مارس 1975 در تهران در منطقه ستارخان.علی در سن 10 سالگی و در جشن تولدش از پدرش یک ملودیکا کادو میگیره که دقیقا همین نقطه شروعی بود برای علی.علی از همون سن در مراسم مختلف مانند جشن تولدها و یا عروسی ها با این ملودیکا هر آهنگی که میشنید میتونست دقیقا عین همون بزنه.یواش یواش علی به شدت به موسیقی علاقه مند شد.برای همین در سن 13 سالگی به کمک خواهر بزرگترش که در دانمارک بود به کشور دانمارک مهاجرت میکنه و تحصیلاتش در رشته موسیقی رو شروع میکنه.سپس او به دانشگاه موسیقی میره و در رشته موسیقی کلاسیک مدرک دکترا رو میگیره.
    او ابتدا با دوره های مقدماتی جاز کارش رو شروع کرد.بعد ازفارغ التحصیل شدن دبیرستان ،علی تردید داشت که وارد موسیقی دانمارکی شود.او در ادامه ی تحصیل خود برنامه ریزی کاملی کرد و به سرعت پیشرفت کرد.او مجبور بود برای آهنگ سازی به صفحه کلید ساده T Wouldn کفایت کند.به این ترتیب و با غرض توانست چند دستگاه دیگر بخرد.او مجبور بود یکسره کار کند تا غرض ها را بپردازد.سپس علی یک کلوپ شبانه محلی را پیدا کرد که نیاز به یک DJ داشت و او گرداننده آنجا شد.به این ترتیب علی علاقه مند به موسیقی جدیدی ( موسیقی کلوپی ) شد.او در سبک موسیقی کلوپی آلبوم اولش را آماده کرد و این سکویی برای پیشرفت علی بود.
    او بخاطر تامین مخارج زندگیش سختی زیادی میکشید.یک روز یکی از دوستان علی به علی میگه که یکی از کلوپهای شبانه احتیاج به یک دی جی داره و علی هم که میبینه موقعیت خوبی برای تامین مخارجش گیرش اومده قبول میکنه.که همین موضوع آغار علاقه علی به موسیقی دنس و الکترونیک میشه.علی واقعا زندگی سختی رو گذروند.او در یک اتاق 20 متری زندگی میکرد و شبها مجبور بود زیر دستگاه میکسرش بخوابه.یک شب زمانی که علی در کلوپ بود میبینه که چند تا جوون وارد کلوپ میشن که سوتی دوره گرنشون هست و با این سوت دارن آهنگ میزنن.این دقیقا نقطه شروع موفقیت علی بود.علی سریعا به منزلش میره و شروع میکنه به ساخت آهنگی که بعدها تبدیل به یک شاهکار شد و پل موفقیت علی بود.(WHISTLE SONG)

    علی در هفت ساعت بالاخره این آهنگ رو که با صدای سوت ساخته شده بود رو میسازه.و این آهنگ رو به یکی از کمپانیها میبره که اون کمپانی ارزش این کار رو نمیفهمه و به علی جواب نه میده.ولی علی نا امید نمیشه.
    او 180 کپی از این آهنگ رایت میکنه و اون رو به دی جی های مختلف دانمارک میفرسته که اونها خیلی خوششون میاد و این موزیک به سرعت بین مردم پخش میشه و خیلی زیاد به این موزیک علاقه مند میشن.
    در این بین Kenneth Bager اسپانسر شد و بالاخره تصمیم گرفت که کار با علی رو شروع کنه در این میان
    EMI RECORDS که با سابقه ترین شرکت در دنیا هست تصمیم میگره با علی قراردادی را امضاء کنه.البته در آن زمان شرکتها مختلفی به علی پیشنهادها زیادی دادن و علی به تمام آنها نه گفت و با EMI قرارداد رو امضا کرد.
    بالاخره علی به صورت رسمی WHISTLE SONG رو اجرا کرد.او توانست تمامی رکوردها رو بزنه و در 14 . 8 . 6 هفته آهنگش در صدر فروش بود.
    و حالا زمان آن رسیده بود که ترانه ی Whistle او معروف شود!!!

    Kenneth Bager (اسپانسر علی) تردید داشت که کار با علی راشروع کند و با او تماس بگیرد. Kenneth بالاخره تصمیم خودش را گرفت و یک برچسب جزئی FLEX (صدا) تهیه کرد که توسط EMI Records که با سابقه ترین شرک در دنیا بود آماده شد.و در آن زمان خیلی از شرکتها به پیشنهادهای رنگارنگ به علی نظر دادند که مورد توجه او واقع نشدند چون او باید بهترین پیشنهادها را میگرفت.سرانجام Kenneth بهترین پیشنهاد را به او داد بنابراین او قرار داد با FLEX/EMI Records را امضا کرد.

    دی جی علی گیتور برای آولین بار به طور رسمی و بین المللی موزیک Whistle را اجرا کرد و تمامی رکوردها شکسته شد.در نمودار فروش موزیک های دانمارکی در ۱۴ و ۱۶ و ۸ هفته دی جی علی گیتور اول و دی جی های مجرد دوم و سایر دی جی ها سوم شدند.به علاوه در نمودارهای دیگر در بیشتر کشورهای اروپایی ترانه های Whistle و LoIIipop و Turn بالاترین آمار را در کل اروپا از آن خود کردند.و علی این گونه خیلی محبوبیت کسب کرد و آلبومش را PayBack نامید و از این آلبوم او بیش از ۱۰۰۰ نسخه منتشر شد.از زمانی که پروژه دی جی علی گیتور محبوبیت بسیاری کسب کرد او در بیش از ۳۰ کشور جهان این ترانه ها را دوباره اجرا کرد.

    ترانه ی Whistle در انگلستان به دست دی جی مجرد بین المللی شد و ثبت گردید.علی برای آخرین بار ترانه ی Whistle را در انگلستان به همراه خواننده های معروف انگلیسی (Pink ، Celebes ، Enrique ، Brithey ) اجرا کرد.با این موفقیت علی تصمیم گرفت تا آلبوم دوم خودش رو با نام Sound Of Ccandinavia منتشر کند.این آلبوم موفقیت هانی پیدا کرد و در زمان Payback2 فروشی بیش از میلیونها نسخه جهانی داشت.این پروژه بیش از ۶ میلیون نسخه از همه جای کره ی زمین فروش داشته است.

    دی جی علی گیتور چندین بار در دانمارک به خاطر ساختن آهنگ های کلوپی از طرف MTV جایزه گرفته است.
    امروزه علی به صورت یک هنرمند بین المللی در آمده است.و حالا هم میبینیم که چگونه یک پسر ۱۳ ساله به هدفهایی که در سر داشته در یک کشور بیگانه رسیده است.
    در انگلستان شخصی که خودش کمپانی موزیک داشت این آهنگ علی رو گوش میده و خیلی خوشش میاد برای همین تصمیم میگره این آهنگ علی رو منتشر کنه که در روز اول 50000 نسخه فروش میکنه.این آهنگ علی شدیدا در انگلستان و سایر کشورهای اروپایی محبوب میشه.بخاطر همین علی در مراسمی بنام TOP OF THE POP به همراه بزرگانی همچون BRITNEY , PINK,ENRIQUE این آهنگ رو در حضور بیش از 50000 هزار نفر اجرا میکنه.

    بعد از تمامی این محبوبیت و موفقیت ها شرکتهایی که علی نه گفته بودن خواستن که باهاش کار کنن و حالا وقتش رسیده بود که علی حسابی حالشون رو جا بیاره.

    علی میخواست که اولین آلبومش رو منتشر کنه و برای همین نام این آلبوم رو میزاره PAYBACK TIME یعنی زمان تسویه حساب.

    علی در این آلبوم آهنگی با همین نام میسازه که جواب دندان شکنی بود به کمپانیها که با علی اونطور رفتار کرده بودن.
    این آبوم با وجود آهنگهای بی نظیری همچون LOLLIPOP , WHITSLE SONG, و ... محبوبیت بی نظیری در کل اروپا پیدا کرد.

    علی بلافاصله دومین آلبومش رو با نام SOUND OF SCANDINAVIA منتشر میکنه که آهنگهای نظیر
    TURN UP THE MUSIC,TEMPLE OF INDIA , SECRET OF SPACE, وجود داشت که بازهم در اکثر کشورها اروپایی در صدر فروش بود.

    تا جایی محبوبیت علی ادامه داشت که اکثر کنسرتهای او بیش از 30000 هزار نفر حضور داشتن.تا جایی که در کنسرت روسیه او وقتی آدم جمعیت رو میدید واقعا دیوونه میشد.علی تا اون موقع در بیش از 30 کشور دنیا برنامه اجرا کرده بود.


    DJ ALIGATOR در سال 2001 به عنوان بهترین DJ اروپا اتخاب شد.
    ناگهان اتفاق تلخ زندگی علی می افته.

    علی در یکی از برنامه هاش که در دبی بود یک نفر بهش میگه که امشب بیشتر از 80 درصدر تماشاگر ها ایرانی هستن.
    بهتره که امشب بگی که تو یک ایرانی هستی.متاسفانه علی تصمیم میگیره این کار رو بکنه که وفتی این کار رو کرد و گفت که ایرانی هست سالن منفجر شد.و اون شب یکی از بهترین شبهای زندگی علی بود.

    ولی درست مشکلات بعد از این برای علی درست شد.

    دیگه هیچ کنسرت گزار بزرگی نبود که حاضر بشه با علی کار کنه.محبوبیت او به شدت پایین اومد.

    علی آلبوم سومش رو با نام MUSIC IS MY LANGUAGE منتشر میکنه که به نظر خودم بهترین آلبوم علی بود.با شاهکارهایی نظیر PROTECT YOUR EARS , MUSIC IS MY LANGUAGE, CLOSE TO YOU, DAVAJ DAVAJ که از آهنگهای سابق علی خیلی زیباتر بود ولی هیچ کدوم از اونها هیچ جایزه ایی نگرفت و در چارت فروش هم بیشتر از 4 - 5 هفته دووم نیاورد.و این بخاطر بزرگترین اشتباه زندگی علی بود.فاش کردن ایرانی بودنش.

    متاسفانه علی از اون به بعد دیگه کنسرتی در حد نام خودش نداشته و بیشتر از 700 - 800 نفر در کنسرتهاش حضور ندارن.

    البته بازهم بخاطر هنر بی اندازش که واقعا تنها کسی هست که با تیستو میتونه رقابت کنه بازهم بخاظر بعضی از آهنگهاش جوایزی میگیره.آخرین افتخار علی بخاطر ریمکس KUN FOR MIG هست که بهترین ریمکس سال شد.

    اما علی دیگه اون محبوبیت رو نداره.تا جایی که وقی در DJ LIST بهش رای میدم میبینم در کمال تعجب امتیازش تغییری نمیکنه.البته خود علی گفته که پشیمون نیست که گفته ایرانی هست و به ایرانی بودنش افتحار میکنه.

    آلبوم دوم DJ ALIGATOR بنام SOUND OF SCANDINAVIA بیشتر از 6 میلیون نسخه فروش کرد.

    در حال حاضر علی کمپانی ایی بنام GATOR RECORDS که مال خودش هست .

    ما هم امیدواریم علی دوباره همون چیزی که حقش هست بشه.

    ولی واقعا جا تاسف داره که با ایرانیها اینطور برخورد میشه.حالا یه چیزه جالب بهتون میگم.

    ARMIN VAN BURREN که الان در صدر دی جی ها حضور داره یک ایرانی هست.ولی وقتی دید برای علی چه اتفاقی افتاد دائما داره کتمان میکنه که یک ایرانی هست.

    DJ ALIGATOR تا بحال نزدیک به 30 جایزه مختلف گرفته که تنها کسی هست که تونسته به این اندازه افتخار کسب کنه و از این لحاظ بعد از تیستو که 37 جایزه گرفته دوم هست.
    همش میگن دندون رو جیگر بذار ، ولی من که دلم نمیآد هی تو رو گاز بگیرم جیگر !
  15. #45
    music1111

    کوچولو در حال راه افتادن

    تاریخ عضویت
    July 2019
    نوشته ها
    18
    0
    3

    پیش فرض

    آهنگه محسن ابراهیم زاده پروانه واقعا عالیه حتما گوش کنید
صفحه 3 از 3 نخست 123
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 45

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •