ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 82 از 82 نخست ... 326272777879808182
نمایش نتایج: از 1,216 به 1,226 از 1226
  1. #1
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,471
    6,704
    4,885

    New2 ♦ پـاراگــراف انتخـــابی از کتــاب منتخــب ♦

    سلام کوچولوهای ِ عزیز



    این تاپیک مختص ِ کتاب خوان های ِ کوچولو هستش و امیدوارم با استقبال رو به رو بشه



    در این تاپیک شما میتونید پاراگراف های ِ پرمعنا و تاثیر گذار ِ کتاب هایی که مطالعه کردین رو قرار بدین



    لطفا برای ایجاد ِ پست در این تاپیک از قوانین ِ تاپیک پیروی کنید:

    1) لطفا تمام ِ ارسال ها دارای ِ رنگ ، فونت و سایز ِ مناسب باشن و در وسط ِ صفحه قرار بگیره.

    2) نام ِ کتاب و نویسنده حتما قید بشه.

    3) از نوشتن ِ مطالب ِ سی یا سی و خلاف ِ شئونات ِ اسلامی جدا خودداری شود.

    × در صورت ِ زیر پا گذاشتن ِ قوانین ِ مربوطه پست شما حذف خواهد شد ×


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
  2. 14
  3. #1216
    kati.72
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    August 2012
    نوشته ها
    10,126
    10,124
    7,910

    پیش فرض

    وقتی بخت به تو رو می کند، وقتی به آنچه دلخواهت بوده است می رسی،
    خیلی کُند و دیر، تازه متوجه میشوی که آن چیز خوب و دلخواه چه دردسرهای ریز و درشتی با خود آورده است،
    با چه اضافات مزاحم و ناخوشایندی همراه است، میبینی غبار واقعیت روی آن نشسته است و این غبار که در عالم خیال اصلاً فکرش را نمیکردی، میشود خوره ی جانت.

    بودنبروک ها - توماس مان
    ایستادگی کن
    روشن بمانی
    شمع های افتاده
    خاموش می شوند



  4. 1
  5. #1217
    kati.72
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    August 2012
    نوشته ها
    10,126
    10,124
    7,910

    پیش فرض

    زندگی چیزهایی نیست که جمع می کنیم ،
    زندگی قلب هایی است که جذب می کنیم ...

    بابا لنگ دراز - جین وبستر
    ایستادگی کن
    روشن بمانی
    شمع های افتاده
    خاموش می شوند



  6. #1218
    kati.72
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    August 2012
    نوشته ها
    10,126
    10,124
    7,910

    پیش فرض

    اگر روزگاری بود که حصار بلند دور شهر ها نیاز به دیوار بلند هر خانه را برطرف میکرد،
    امروز که حصار و دروازه شهرها را خراب کرده ایم همچو جوازی برای بریدن خیابانها، معبر بولدوزرها و تراکتورها و کامیونها، ناچار هر خانه ای به دور خود حصاری دارد.
    و چه دیوارهای بلندی! مملکت ما مملکت کویرهای لوت و دیوارهای بلند است. و این تنها در عالم خارج نیست.
    در درون هر آدمی نیز چنین دیوارها، سر به فلک کشیده است.
    هر آ*دمی بست نشسته در حصاری است از بدبینی و کج اندیشی و بی اعتمادی.

    غرب زدگی - جلال آل احمد
    ایستادگی کن
    روشن بمانی
    شمع های افتاده
    خاموش می شوند



  7. 1
  8. #1219
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,877
    10,665
    19,218

    پیش فرض

    اشک به چشمانم آمد ولی باهاش جنگیدم. بعد شروع به فکرکردن درباره اشک کردم، چرا تکامل کاری با بدن انسان کرده که نتواند غمش را پنهان کند؟ آیا برای بقای گونه ی ما حیاتی بوده که نتوانیم مالیخولیایمان را پنهان کنیم؟ فایده تکاملی گریستن چیست؟ برانگیختن همدلی؟ آیا تکامل گرایشی ماکیاولیستی دارد؟ بعد از گریه ای شدید به آدم حس کرختی، خستگی و بعضی وقت ها خجالت دست میدهد.


    جزء از کل
    استیو تولتز


    دست بردم که نجاتش بدهم
    دست نداد
    ...
  9. 2
  10. #1220
    narges70
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    7,763
    1,119
    2,541

    پیش فرض

    بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می افتد. اگر اتفاق در بیرون بیافتد مثل وقتی که اردنگی میخوریم، می شود زد به چاک. اما از درون غیر ممکن است.
    وقتی به این حالت دچار می شوم می خواهم بروم بیرون و دیگر به هیچ کجا برنگردم. مثل این است که وجود دیگری در من باشد. شروع می کنم به زوزه کشیدن، خود را روی زمین می اندازم، سرم را به این طرف و آنطرف می کوبم تا بیرون برود.


    زندگی در پیش رو
    رومن گاری
    گذشتم ،گذشت
    میگذرم ،میگذرد
  11. #1221
    narges70
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    7,763
    1,119
    2,541

    پیش فرض

    آدم رفته رفته بیش از حد صبور می شود
    آگاهانه و تعمدا صبور می شود
    و این مصیبت است ...

    پوست انداختن
    کارلوس_فوئنتس
    گذشتم ،گذشت
    میگذرم ،میگذرد
  12. #1222
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,736
    10,491
    20,368

    پیش فرض

    "آسمان که تاریک میشد همان راه را برمیگشت سمت دنیای خودش.
    ولی این برگشت همیشه با غمی وصف ناپذیر توأم بود.
    دنیای منتظرش زیادی بزرگ بود، زیادی نیرومند؛
    انگار هیچ جا نبود که بتواند برود تویش قایم بشود."


    از کتاب پین بال 1973 .. هاروکی موراکامی

    از آن چیزهایی که «آدم را از تنهایی نجات میدهد بدون اینکه همنشینِ جمع کند.»


  13. 1
  14. #1223
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,736
    10,491
    20,368

    پیش فرض


    خاطره شاید تنها چیز روی زمین باشد که ما می*توانیم آن را به نفع خودمان دستکاری کنیم، به این منظور که وقتی به عقب نگاه کردیم به خودمان نگوییم عجب عوضی بی شرفی.



    جز از کل
    استیو تولتز


    از آن چیزهایی که «آدم را از تنهایی نجات میدهد بدون اینکه همنشینِ جمع کند.»


  15. #1224
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,736
    10,491
    20,368

    پیش فرض

    هرچه بیشتر مینوشت، با موضوعِ سخنرانیِ خود احساسِ وابستگیِ بیشتری میکرد. یکشنبه، به هوگو رسک احساس احترام داشت.
    سه شنبه تا پنج شنبه، این احساس به اشتیاقِ ملال انگیزی بدل شد و جمعه، احساس دلتنگیِ سنگینی بر او چیره شد.
    برایش روشن شد آدمی میتواند حتی دلتنگِ کسی شود که او را فقط در خیالِ خود دیده است.

    عاشق آفریده ی خود نبود. کسی را که دوست داشت نیافریده بد.
    هوگو رسک بی او نیز وجود داشت، اما این او بود که واژه ها را برگزیده و جمله ها را ساخته بود.
    اکنون، واژه هایش آثارِ رسک را دربرمیگرفتند و نوازششان میکردند.


    هوگو رسک را چنانکه میتوانست باشد، وصف کرده بود.



    تصرف عدوانی .. لنا آندرشون

    از آن چیزهایی که «آدم را از تنهایی نجات میدهد بدون اینکه همنشینِ جمع کند.»


  16. #1225
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,736
    10,491
    20,368

    پیش فرض


    شب بعد بازوی استر را محکم گرفت و گفت : اصلا چنین زندگی ای معنی دارد؟ امیدی به زندگی مشترک ما هست؟

    استر در پشتِ کلمه های او، بیش از هر چیز، امید به تسکین و دلداری را میشنید.
    پَر این را میگفت به امیدِ اینکه بفمد در اشتباه بوده است.
    در وجود کسی که میخواهد زندگی مشترک را ترک کند، نوعی مقاومت هست: ترس از ناشناخته ها و از بگومگوکردن ... و ترس از پشیمانی.
    کسی که نمیخواهد ترکش کنند/ف از این مقاومت استفاده میکند.
    اما برای اینکه چنین کند، باید صداقت و خواستِ روشنی را کنار بگذارد. آنچه درونش میگذشت، باید ناگفته باقی میماند.
    کسی که نمیخواهد ترکش کنند، باید حقِ تغییر را به کسی واگذار کند که میخواهد برود.
    فقط در آن صورت میتواند کسی را حافظ کند که نمیخواهد با او باشد. از این روست که بشتروقتها، میان زوجها سکوت حاکم است.

    تصرف عدوانی .. لنا آندرشون


    از آن چیزهایی که «آدم را از تنهایی نجات میدهد بدون اینکه همنشینِ جمع کند.»


  17. #1226
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,736
    10,491
    20,368

    پیش فرض


    شب بعد بازوی استر را محکم گرفت و گفت :« اصلا چنین زندگی ای معنی دارد؟ امیدی به زندگی مشترک ما هست؟»

    استر در پشتِ کلمه های او، بیش از هر چیز، امید به تسکین و دلداری را میشنید.
    پَر این را میگفت به امیدِ اینکه بفمد در اشتباه بوده است.
    در وجود کسی که میخواهد زندگی مشترک را ترک کند، نوعی مقاومت هست: ترس از ناشناخته ها و از بگومگوکردن ... و ترس از پشیمانی.
    کسی که نمیخواهد ترکش کنند/ف از این مقاومت استفاده میکند.
    اما برای اینکه چنین کند، باید صداقت و خواستِ روشنی را کنار بگذارد. آنچه درونش میگذشت، باید ناگفته باقی میماند.
    کسی که نمیخواهد ترکش کنند، باید حقِ تغییر را به کسی واگذار کند که میخواهد برود.
    فقط در آن صورت میتواند کسی را حافظ کند که نمیخواهد با او باشد. از این روست که بشتروقتها، میان زوجها سکوت حاکم است.

    تصرف عدوانی .. لنا آندرشون


    از آن چیزهایی که «آدم را از تنهایی نجات میدهد بدون اینکه همنشینِ جمع کند.»


صفحه 82 از 82 نخست ... 326272777879808182
نمایش نتایج: از 1,216 به 1,226 از 1226

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •