ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1186 از 1694 نخست ... 68610861136116611761181118211831184118511861187118811891190119111961206123612861686 ... آخرین
نمایش نتایج: از 17,776 به 17,790 از 25402
  1. #17776
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,358

    پیش فرض

    سلام عرض شد

    بعضی اوقات میرم صفحه اول سایت که تعداد تایپیک هایی که زدیم و بیشترین پست ها و ..

    خودم یکمه و تنها تا حالا 83 تا تایپیک زدم حالا انگار چه کار مهمی هست

    فقط ادمین 3 تا بیشتر زدن بالای ماست به زودی خودم میرم بالا

    نفر سومم که علی سونامی هست با 53 تا

    توی پست ها که آخریم تشکرم که آخریم حداقل یه جا اون بالا ها باشم

    +

    چند روز قبل زن داداشم میگفت مهسا من خوبم یا بد ؟ طبیعتا اینجور مواقع فقط میگن خوبی !

    بعد یکم فک کردم بهش گفتم ببین ما ها خودمون میتونیم بفهمیم خوبیم یا بد !

    ببینیم جواب آدم ها رو وقتی مثلا بدی کنن با خوبی میدیم یا بدی یا هر مثال دیگه ای .

    حالا از خودم تعریف کنم یکم

    مثلا همین زن داداشم ! اولا تا دلتون بخواد پشتم حرف میزنه منم که می دید

    قربون صدقه و اینا !


    گاهی سر یه موضوع های با من بود پشتم ضد بود ، گاهی میخواستم خفش کنم ینی

    به روشم میاووردما اما من عوض نشدم تا خودش با من درست شد .

    بارها بهم گفتن تو هم مث خودش شو !

    نخوام دروغ بگم یکی دو بار خواستم سر سنگین باشم باهاش


    یا مث خودش باشم اما دیدم اصلا نمیتونم !

    نه صرفا من نوعی ! اگه واقعا بخوایم با هر کس همونطور که رفتار میکنه رفتار کنیم

    دیگه شخصیت خودمون و نداریم

    شخصیتمون میشه شکل گرفته از رفتار بقیه !

    اینو واسه عزیزانی گفتم که میگن ما خوبیم یا بد


    +

    روز خوبی داشته باشید

    12:45 pm

    91/6/22

    ویرایش توسط MELINA : 2012.09.12 در ساعت 11:55
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  2. #17777
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,772
    15,917
    20,207

    پیش فرض

    سلام
    و روز تعطيلتون بخير
    و شهادت امام صادق هم تسليت !

    متاسفانه اين روزا مردم ، يا حداقل خود ما كه دارم ميبينم اين قدر درگير مشكلات اقتصادي و اجتماعي هستيم كه ديگه كم كم مذهب داره كم رنگ ميشه !
    البته كاملا حق با مردمه !!!

    ماشالله گفتگو رو تركونديدا ! نيم ساعته دارم ميخوانم ! (پست هاي از ديشب تا حالا)
    ديديد بني هم اومد ! مگه ميشه كسي بتونه از كوچولو دل بكنه ؟

    جواب كنكور هم كه ديشب اومد !
    فكر كنم من اولين نفر بودم فهميدم همين جوري شانسي رفتم، ديدم اومده !

    يكي از كوچولوها كه مارو سربلند كرده و دكتري داروسازي دانشگاه تهران قبول شده !
    من كه كلي حال كردم ! چه برسه به خودش
    اميدوارم بقيه هم بهترين نتيجه ها رو گرفته باشند !

    امروز هم ميخوام از يكي دو ساعت ديگه برم ددر و صفا و ...

    موضوعات تك پستي هم بهار خانم زحمت كشيدند و تغيير دادند !
    حتما شركت كنيد


    فعلا ظهر بخير و خوشي

  3. #17778
    you+me=love
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    Stolen world
    نوشته ها
    14,058
    7,056
    14,892

    Posticon (2)

    ســـــــــــلآم...

    دیگهـ دیدم همه فعال شدن زشته من نیــام...

    جواب کنکور هم کهـ اومده بیاین زودتــر اعتراف کنیــن

    خیلی خوشحالم کهـ بنیامین هم بالاخره برگشت

    قول بده دیگهـ غیبت نکنی

    مدرسهـ ها هم که تا کمتر از 10 روز دیگهـ شروع میشهـ

    و متاسفانهـ امسال اول مهر,شنبـــهـ است


    شهادت امام صادق رو هم تسلیــت میــگم...


    چرا باید بزرگ می شدم،روزهای کودکی بهتر نبود؟!
    روزهایی که همبازی سنجاقکها بودم و
    همکلام ماهی های قرمز حوض،
    روزهایی که هنوز حسرت،جایگزین نشاط نبود
    و کینه برایم واژه ای غریب بود.

    روزهایی که عشق معنای بهتری داشت.

    و

    خدایا ...
    چرا آدم را به کسی که قسمتش نیست
    عادت می دهی؟!



    روز خــوبی داشته باشیــد...


    تاریــــــخ:

    91.6.22



    یـاد آن یــار سفـر کـرده به خیــر
    ..
  4. #17779
    HAMED-TRAXTOR
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    December 2010
    محل سکونت
    TABRIZ
    نوشته ها
    5,075
    2,197
    2,088

    پیش فرض

    سلام به همه کوچولوهای گل و نازنینم.

    امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه و تعطیلات بهتون خوش بگذره.

    اول از هرچیزی جا داره شهادت امام صادق رو تسلیت بگم.

    بعد از مدتی غیبت در این تاپیک مجددا اومدم.

    جواب کنکوری ها رو هم که دادن.
    انشالله همه اونایی که منتظرش بودن با خبر های خوش بیان.

    از خبری هم که سعید جان داد یعنی قبولی یکی از کوچولوها در دکتری خیلی خوشحال شدم.

    راستش امروز قرار بود ما هم بریم ددر ولی انگار این تابستان قسمت من نمیشه جایی برم.

    خداییش بدجوری دلم گرفته.

    دیروز سر سفره ناهار بابام گفت بریم سرعین همه قبول کردیم
    عصر رفتم بیرون شب برگشتم مامان گفت کنسل شد همچین ضدحال خوردم.

    بعدش مامانم که دید حالم گرفته شد گفت فردا بعد ناهار میریم مرند خونه خاله بابام

    منم تا لنگه ظهر خواب بودم بیدار شدم که بریم دیدم اونم کنسل شده.

    یعنی آخر ضد حال بود به خدا.

    اینطوری شد که این روزای تعطیل رو در کوچولو سپری میکنم.
    البته این خودش خیلی حال میده ها.

    فردا هم که به سلامتی متولد میشم.

    جاتون خالی فردا حسابی خونواده رو خرج میندازم.

    راستش قرار بود بیام تهران تا داداش بزرگم و بچه های جیگرشو ببینم ولی

    چون تولدم 5شنبه بود برنامم جور نشد.

    ولی هفته دیگه اگه قسمت بشه میخوام بیام تهران از اونجا هم با داداشمینا یه سر بریم شمال آب و هوا عوض کنم.

    وای مثل اینکه باز من پر حرفی کردم.شرمنده.

    راستی بنیامین جان هر چند شرمنده که رفتنت رو متوجه نشده بودم ولی از برگشتنت خیلی خوشحال شدم.

    خداییش هر وقت پست هاتو میخونم انرژی میگیرم.

    فدای همتون بشم.

    همگی رو به خدای کوچولوها میسپارم.

    چهارشنبه 22/6/91
    یــاشــاســیِــن آذربــایــجــان
    یــاشــاســیــن تـــــراخــــتــــور
    ESHGHAM-BAHAR سابق
  5. #17780
    sarir
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    3,794
    3,309
    4,621

    پیش فرض

    سلام بر دوستان کوچولو.
    حالتون خوبه

    بنیامین عزیز لطفا به سری غم ها بگو دیگه بین شما و ما وکوچولو فاصله نندازه. بی انصافیه..
    امیدوارم هانیه عزیز هم حال دلش خوب شه و باز همون چیزه قبلی بشه

    من دوروزه یه مشکلی برام شروع شده که مغزم دردگرفته ازش
    دیروز ازبس سرم دردگرفته بود رفتم پارک ملت یکم نشستم رو نیمکت
    همون لحظه یه دخترخانوم اومدکنارم شروع کرد با مبایلش با یه نفر حرف زدن و دعواکردن.دیدم انگار اونجا هم آرامش پیدا نمیشه. پاشدم قدم زدن .آب پاشها روشن شد و بعدش هم شروع به کود پاشی چمنا کردن
    یه لحظه خندم گرفت گفتم خدایا شوخیت گل کرده باهام نه؟
    شایدم راست راستی خدا شوخیش میگیره تا دوباره بخندیم..

    امروزم که شهادت بود رفتم حرم، بی نهایت شلوغ بود و یه آقا یه بلندگو گرفته بود دستشو هرجا میشستی میگفت:خواهرم همکاری کن برو قالی بعدی!
    آخرش بعد یه بشین پاشوی حسابی بهش گفتم اگه تانکم بیاری که از روم ردشه ازجام بلند نمیشم دیگه!!
    مثلا مردم میرن اونجا که خلوت کنن!

    تبریک یادم رفت . کوچولوها چه اوناکه قبول شدن کنکور چه اوناکه نشدن، عبور از این مرحله از زندگی مبارکتون باشه
    خاک تو سرت روزگار.
  6. #17781
    roze par par
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2012
    نوشته ها
    3,637
    6,478
    6,237

    پیش فرض

    سلام دوست جونای من!
    عصرتون بخیر
    امیدوارم اونایی که واسه کنکور منتظر جوابن ؛بهترین ها نصیبشون بشه.
    و اگرم خدای نکرده قبول نشدن؛ فکر نکنن دنیا به آخر رسیده.البته میدونم همه تلاش کردن و تحمل وقت گذاشتن واسه 1سالِ
    دیگه خیلی سخته.

    عصر روزِ تعطیل ناخداگاه واسه آدم دلتنگی میاره و حالِ آدمو که میپرسن میگیم دلمون گرفته! منکه اینجوری ام.
    فازم غم نیستا!! فکر نکنید الان جو اینجا رو غم بر میداره!

    همینجوری نیت کردم امروز رنگی رنگی بنویسم ! آخرش قشنگ میشه از فرط بیکاریه
    یه پستی گذاشتم پریروز فکرکنم! گفتم شاخه درخت رفت تو چشمم!!
    رفتم دکتر گفتم دُکی جون انگار یه چیزی جلو چشمامه!معاینه کرد گفت هم عفونت کرده هم قرنیه چشمت خش برداشته!!!
    گفتم یا خدا کور شدم دیگه! الانم همش اشک از چشمام میاد!

    آخه چشم من داستان داره! جونم براتون بگه که من چندی پیش یه مقدار تصادف کردم و شیشه ماشین پاشید
    تو چشام ! خدا رحمم کرد و بخیر گذشت و 2بار عمل کردم چشمامو!! و شدیدا یه سری چیزا رو منع کردن واسم! یکی از اونا کامپیوتر ِ عزیزم میباشد!

    واسه همین گفتم دیگه کور شدم!! از اون روزم قاچاقی میام کوچولو!!

    دیگه فعلا حرفی ندارم... مراقب قلبای نازتون باشید...
    91.6.22
    17:55

    ویرایش توسط memol61 : 2012.09.12 در ساعت 18:38
    میان " دوری " و " دوستــی " همیشه رابطه نیستـــ ...

    دو مرغ عـــشــق که بی هم شونـــد ، می میـــرنــــد ...
  7. #17782
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,656

    پیش فرض

    سلاااااام کوچووووولــــوهـــآی مـــآه

    اومدم پست امروزو بدم

    چون کم کم مهمونای ما هم دارن میان و وقت نمیشه بیام پست بدم
    البتــه عشق کوچولـــوم اومدهـــآ دآره شیطونی میکنه منم قربون صدقش میرم

    +

    امـــروز سرعت نت داغون بود
    یه پست میخواستم بدم کلی ارور میداد

    +

    داشت تبلیغ " کلاه پهلوی " رو نشون میداد

    تو یه سکانسش مریلا زارعی داشت میگفت : شما میخواین زن ایرانی رو مثه زن اروپایی کنیــد
    ......
    استغفرلاه....آدم یه چیزی بگهـــآ .....
    دِ نَـــ دِ میخوان زن ایرانی رو مثه زن عربی کنن

    +

    روز خوبـــی رو داشته بـــآشین

    بــآبــآیـــــــــــــ

    امروز چهارشنبه : 22/6/91
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  8. #17783
    Hanieh-94
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,070
    12,589
    7,981

    پیش فرض

    سلام
    احوالات ؟



    حالم خیلی دیشب خوب بود ، نتایج رو که دیدم عالی تر شد !!!

    البته اولش زیاد واسم مهم نبود اصلا هم خبر نداشتم اومده به طور کاملا ناگهانی فهمیدم !

    بعدش میدونستم همچین چیزی قبول میشم
    !
    اما شب موقع خواب تازه فهمیدم چــــــــــــــــــــــــ ـــــــی شده !!!

    جاتون خالی تا صبح عمرا نتونستم بخوابم
    آخه 2 تا اتفاق پشت سر هم یکیش که عوارضش صفحه قبل هست، بعدیش هم این !
    انقد خوب نبودم که از همینجا پای کامپیوتر داد زدم نتیجه رو به خانواده ابلاغ کردم !!! در این حد !
    البته بین دوستای مدرسم که امروز خبر گرفتم جز رشته های خوب بودم !!!
    آخه میدونین ما مشاور نداشتیم !!! خدا حلال کنه یکی داشتیم که کلا اسمامونم نمیدونست ... بگذریم
    تموم شد ./



    دلم برای یه نفر خیــــــــــــــــلی تنگه ... خیلی خیلی زیاد .. کاش اینو بخونه که اگه بخونه خودش متوجه میشه ...
    دیروز برای بار اول بود کیبوردم خیس شد !
    واسه همون نفر ...
    خدا جدایی نندازه هیچ وقت..
    گاهی میگم خدایا تو که تهش میخوای جدایی بندازی ، چرا از اول شروع میکنی ؟! هان ؟؟!!!
    فقط منتظرم برگرده .. همین !



    حیف که اون کوچولوئه منو نمیشناسه وگرنه یه تبریک جــــــانــــــانــــــه بهش میگفتم
    اگه میشناسه بگین از طرف من سرباز گمنام شدنت مبارک !
    خیلی مبارکش باشه
    جای منم بخونه من داروسازی و شیمی دارویی و کلا کار با دارو خیلی دوست دارم، با کنکور نشد بهش برسم اما یه روز میرسم بهش ! حالا ببینید !



    دیدین اینا که سهمیه دارن چقدرم به خودشون (بعضیاشون) میبالن ؟
    سهمیه شهید قبول .. جانباز قبول ... آقا جانباز 2 % هم قبول اصلا ... دیگه هیئت علمی واقعا حق الناسه ... فک کن رتبه 9000 بیاری فیزیک تهران بخونی بعد 8000 مجبور بشه آزاد بخونه و کلی خرج کنه !!
    تهش چی میگن ؟ فلانی مدرکش دانشگاه تهرانه هااا !

    واقعا که چیزای مهم تری هم هست ! واقعا هست !!
    منم واسه همون چیزای مهم تر بود که امسال شرایط یه کنکوری رو نداشتم... ای خـــدا .. این کنکور رو بردارن هم مصیبته ! خدا بخیر کنه بعد ما رو !



    یکی رو لازم دارم که همه چی ازم بدونه تا راحت بپرم بغلش گریه کنم
    لازمه دیگه
    نیست متاسفانه ... !



    چند شب پیش اومدم به یکی از بچه ها اس ام اس بدم
    نصفه شب بود تقریبا
    واااای
    دادم به یکی از مشاورایی که شمارشو برداشته بودم شاید زنگ بزنم ! هرچند نزدم یعنی شمارمو نمیشناسه ! ولی خب افتضاح شد !
    هی میگم به خودم فلانی چرا جواب نمیده یهو دیدم دلیور شد احمدی !!! من >>



    + اینکه مرسی از راهنمایی هاتون !
    زیاد ممنون !



    + خیر سرم شهادت جدمه !
    خ.ت.س من ! به خدا !
    خیلی تسلیت ..
    و دعااا



    مراقبت زیاد

    یا حق
    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  9. #17784
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    103,495
    19,034
    14,914

    پیش فرض

    سلام به همه کوچولوها

    خوبین؟چرا هیچکی نیومد بگه کنکور چیکار کرده؟

    منکه از صبح هزارتا کار انجام دادم

    از تمیز کردن و جارو کردن خونه تا خرید بیرون

    حسابی خسته شدم

    احتمالا بازم پستم میفته آخر صفحه

    مواظب خودتون و خوبیاتون باشید

    بای بای دوست جونیام


    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  10. #17785
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,093
    23,765
    29,944

    پیش فرض

    سلام

    چرا اینجا خوابیده باز

    خدایی خیلی جالبه یوهو همه میایم بعد میذاریم خاک بخوره اینجا

    بعدم که من پستا رو یه بار قبلا خوندم (صبح) و از اون جایی که حافظه ام قویه یادم نیست چی بودن

    فقط امیدوارم هر کی غمی داره از بین بره و شاد شه واقعی نه مثه الان که خیلیامون الکی وانمود میکنیم شادیم!

    خب حالا چی میخواستم بگم؟آهان یادم اومد

    اول که کلی ذوق نمودم امروز دیدم داداش محمد سربازیش تموم شده اومده سایت دوباره

    بعدم که دیروز یه اتفاق جالبی برام افتاد اونم این که من از یکی از کوچولوها بدون اینکه بدونم چرا ازش خجالت میکشیدم!

    بعدم فکر میکردم ازم دلخوره ولی خب دیروز در عرض نیم ساعت باهاش صمیمی شدم

    بقول هانیه من با سرعت نور صمیمی میشم

    اه بابا داشت حرف اصلیم یادم میرفت اومدم بگم شاید برم تبریز البته با خانواده و اینا

    دیگه اگه رفتم بای تا 5 روز دیگه اگه هم نه که خب میام دیگه

    بعدم که شاید به زودی بیام شیرینی بدمشایدم ندمهنوز 100 درصد نشده

    دعا کنین 100 درصد شه که دیگه داره دوری سخت میشه بسیار زیاد

    راستی مهسا (سهم من) دیشب اس داد گفت سلام برسونم و بگم دلش تنگ شده براتون

    دیگه الان ذهنم یاری نمیکنه چیزی یادم اومد یا بعدا میگم یا پستمو ویرایش میکنم

    مراقب خودتون باشین

    فعلا خدانگهدار

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  11. #17786
    alone_man
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2010
    محل سکونت
    Shiraz
    نوشته ها
    8,279
    2,664
    5,010

    پیش فرض

    سیلام به همه کوچولوهای عزیز

    دلم واسه آبجی مهسا (سهم من ) تنگ شده جاش خیلی خالیه و نبودنش کاملا احساش میشه

    واینکه چرا کسی نیامده نتیجه کنکورش نشون بده؟؟

    زود باشین بیاین اعلام کنید زود باشید

    3 روز هم تعطیل کردن مارو حوصلمون سر رفت

    بعدشم سرسره مگر نگفتم شیطونی نکن به همه شوخی با خدا هم شوخی؟؟


    راستی تولد داداش حامدم تبریک میگم


    اینم از این بای
    حرفهای زیادی بلد نیستم من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرفایم را دزدید

    ازعشق چیزی نمیدانم اما دوستت دارم کودکانه تر از انچه فکر کنی
  12. #17787
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,358

    پیش فرض

    سلام

    نگار منم امروز کلی کار کردم همون کارا که تو کردی !

    ولی اصلا حوصله مهمونا رو ندارم

    گفتم بیام پست بدم که شب نمیشه .

    راستی !

    نیوشای عزیز یه رمان میزاره که کپی نمیکنه و داره هر روز خودش تاپ میکنه

    گفتم از زحماتش اینجا قدر دانی کنم

    و اینکه من شیرینی رو ازت میگیرم نیوشا جان حتی شده به زور

    "♥رمـان عـاشـقـانـه و زيـبـاي بـیـوتــن♥ "در حال تایپ توسط "niniekhaste"


    +

    تا حالا دقت کردین منتظرین یه اتفاق خاص بیفته که منتظرشید

    بعد هر چی اتفاق ِ مشابه و نزدیک اون اتفاق هست میفته ؟

    دقیقا من امروز اینطوری بودم ! منتظر یه اتفاق بودیم هر چی شبیه اون بود اتفاق افتاد !

    +

    موفق باشید عزیزان

    10:25 pm

    91/6/23
    ویرایش توسط MELINA : 2012.09.13 در ساعت 21:29
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  13. #17788
    T!NA
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,791
    6,084
    6,656

    پیش فرض



    ســلـــآآآم

    بچهای کنکوری چرا نمیان بگــن چیکار کردن ؟!

    فــرناز هم که نیست در جهان شده



    دیشب آبِــروم رفت
    مامانبزرگم گفت تینا پاشو برو کاسه بیار.... منم نمیدونستم تو کدوم کابینته...
    پرسیدم مامان کاسها کجــآستـــ ؟!!!
    همه بهم خندیدن...!
    مامانم هم گفت پــآی کامپیوترر تو اینترنت...
    کلا ضــآیع شدم



    رفتم کتابامو بگیرم که گفتن تموم شده برو شنبه

    دلم واسه دوستام تنگ شده... واسه اذیت کردن معلمـــا



    حرف آخــر : هیــچ کَــس هَـــمراه نیست !

    تنـــهــآی اَوَل !


    خوووش بـــآشـــید
    + بــآبــای.


    امـــروز پنج شنبه : 23/6/91
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  14. #17789
    Hanieh-94
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    زیــر این سقفــ کــبـ ـود
    نوشته ها
    10,070
    12,589
    7,981

    پیش فرض

    سـلامم
    خوبید ؟



    من که نه زیاد
    همینطوری دارم خبرای بد میشنوم
    یکی از بهترین هامون با رتبه 500 تهران که هیچی همدان قبول شد
    اصلا معلوم نیست چرا امسال اینطوری شده !
    اونوقت اون یکی با 1200 قم قبول شده !!
    بعد میگن سهمیه ای ها جای کسی رو نمیگیرن ...

    ای خداا ؟ تو میشنوی دیگه ؟!
    من که هردوشون دوستام بودن برای اونی که قبول شده حسدی نمیکنم انصافا خونده بود اما اونی که نشد واقعا واقعا واقعا حقش نبود ... ما دیدیم چیکار کرد دیگه ! تازه بدون مشاور !!! و معلم .. و کلاس کنکور .... !
    خودش بود و خودش .. خیلی ناراحت شدم براش

    بین دوستام تعداد سال دومیا زیاد شده !
    چه اینجاییا چه مدرسه ! اینجا که به جز فرناز که به قول تینا نیست در جهان شده و خبری نیست ازش، بقیه سال دومین !
    از دوستای خودمم 3 تا کلا انتخاب رشته نکردن 2 تا هم کردن و نیاوردن !
    منم که ول معطل !



    این مهمونی منم شده یه مصیبت !
    یکشنبه همه دعوت ، حالا یا افسردگی گرفتن یا ثبت نام دارن یا اقوامشون مرحوم شدن یا .... ای خدا میشه بیان ؟ بخدا دلم آب شد تموم شد رفت !
    3 تاشون عرسن ! یکی که رفت سر خونه زندگیش یکی عقد یکی هم بله برون ! البته سومی هرچی میگیم انکار میکنه ولی خب ما که گوشامون دراز نیست !
    فردا خونه یکی از بچه ها ناهار دعوت شدم، میبینمش میخوام بهش بگم ! خب بشر عروس شدی بگو آره اول زندگی و دروغ ؟ ای بابا !

    در هر صورت واسه هر 3 شون دعا کنید خوشبخت بشن



    ساکت شدید ؟ چشم زدیم همو ؟ بابا نه به اون موقع که از بس میخوندی تموم نمیشد نه به الان ! کجایین پس ؟ من باید افسردگی بگیرم و نیام ! که میام !!!! عجبا !



    + چرا برنگشته پس ؟



    مراقبت زیاد
    یا حق

    گاهی فکر می کنم
    ولایت
    یعنی
    همیشه یک نفر منتظر است تا آن هایی که عقب افتاده اند برسند
    و آن هایی که جلوتر رفته اند برگردند ...


  15. #17790
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,093
    23,765
    29,944

    پیش فرض

    سلام

    خوبین خوشین ؟

    اول جواب پست بقیه :

    مهسا جان شما نمیخواد به زور بگیری من اگه اون اتفاق مورد نظرم بیفته شما هانیه مهساهای دیگه تینا نیلوفر محبوبه
    جونم اگه بیاد و چند نفر دیگه دعوتین واسه یه مهمونی حداقل واسه خداحافظی چون احتمالا بعدش از تهران باید برم

    بعدم تینا راست میگه این پریسا کوووووووووو کجاست بیاد بگه چیکار کرده دیه خجالت نداره من که اینجا اعضا رو مثه
    دوستای جون جونیمو خانواده ام میدونم کلا راحتم اینجا همون حس چاردیواری اختیاری رو دارم انقدر اعضاش خوبن
    و اینکه تینا جان درکت میکنم منم اینجوری شدم البته تو خونه مامانم اینا البته تغییر دکوراسیون داده بودن خو

    هانیه جونم غصه نخور فدات شه آجی اینا که مهم نیست حالا این همه تحصیل کرده علاف داریم مهم اینه تو بتونی
    شاد باشی
    بعدم آدرس اراذل و اوباشتون رو بده من خودم میرم خونه تک تکشون یه پس گردنی میزنم میارمشون و تو راهم براشون
    سخنرانی فلسفی همراه تهدید میکنم که دیدنت شاد باشن نتونن نارحتت کنن

    خب برسیم به حرفای خودم اول اینکه من و دوستم (اونم قبول نشده) امسال بریم کلاس زبان و اینا منم که دارم
    مراحل خونه داری رو طی میکنمفعلا که بابام تو شوکه باورش نمیشه من انقدر کار بلد باشم و رو نکرده باشم
    الان این چند وقته که دستپخت منو خورده براش سوال پیش اومده که من از رستوران نمیگیرم غذاها رو باورش نمیشه
    که من بلد باشم نیمرو درست کنم حتی طفلی باید بره از دوستام بپرسه تا حالا خودشون که ندیده بودن
    طفلی میگه دیگه تو از تنبل رد کردی و ... که این ... رو میدونم میدونین اما نمیگم زشتهتازه طفلی خبر نداره به
    بچه مردم گفتم که من یه سری از کار ها رو نمیکنم و خودت باید بکنی اونم قبول کرد که اگه نمیکرد جواب رد میشنید
    بعدم که بهش اطمینان کامل دادم این کارا تا پیریمون ادامه داره یکیش اینه جمعه ها آشپزی و اینا با اونهیعنی چی
    نمیشه که همش من بپزم اون بخوره البته صرفا جهت زنده موندن گفتم غذای رستوران و اینا هم دستپخت تو محسوب میشه
    خلاصه که این همین بود

    تبریزم افتاد واسه بعد مهر یا هفته دیگه چون بابام دید بریم ددر دخل و خرج بهم میخورهمنم منتظرم که ببینم چی میشه و اینا

    دوستتون دارم آجیا و داداشای گلم
    خودتون مراقب خودتون باشین
    فعلا بای تا های

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


صفحه 1186 از 1694 نخست ... 68610861136116611761181118211831184118511861187118811891190119111961206123612861686 ... آخرین
نمایش نتایج: از 17,776 به 17,790 از 25402

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •