ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1681 از 1702 نخست ... 118115811631166116711676167716781679168016811682168316841685168616911701 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,201 به 25,215 از 25524
  1. #25201
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,280
    4,172
    5,349

    پیش فرض

    سلامی به کوتاهی پست امروزم
    خدایی چقد خوشبحالتونه من و دارین
    حرف خاصی نبود اومدم که اومده باشم همین خخخ
    الکی خوشم خودتونین
    فک کنم هانیه مدیرو کشتوندم واسه دوتا تاپیک جدید
    مرسی هانیه جون ایشالا جبران کنم واست
    آخه مدیرای سرگرمی موجود نمیباشند(خواهران غریب)
    داشت یادم میرفت فردام سالگرد ازدواجمونه

    روز کتاب و کتاب خوانی

    خب دیگه من میرم وقت تنگه
    فعلا تا بعد

    راستی
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    بیاین سایت
    ویرایش توسط elahe naz : 2016.11.13 در ساعت 17:51
    خدایا ببخش که تقوای ما
    با یک تق,وا میرود

    شهید آوینی
  2. 8
  3. #25202
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    103,973
    19,197
    15,071

    پیش فرض

    سلام به همه دوست جونیا

    ممنون از الهه عزیز که این تاپیک یادش نرفته

    منم سر کارم و حرف خاصی ندارم

    فقط الهه جون سالگرد ازدواجتون مبارک باشه

    ایشالا 120 سالگیشو جشن بگیرید

    به قول الهه بیاین سایت

    وگرنه نگار خشمگین میشود

    دوستتون دارم

    به خدای مهربون میسپرمتون

    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  4. 8
  5. #25203
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,679
    10,473
    20,289

    پیش فرض

    اولش به خوذدم گفتم
    سما فقط نيم ساعت بشين پاي نت كه فقط وبتو چك كني
    الان دوساعته كه نشستم پاي نت
    لامصب اراده رو ميبني؟
    +
    امتحاناي هماهنگ
    اين ديگه چه صيغه ايه آره؟
    حالتي ست كه مدير دبيرستان جوگير شده، دلش ميخواهد اداي مدارس تيزهوشان را دربياورد و امتحانات هماهنگ ميان ترم را برگزار ميكند
    و ما هم بجز اون امتحانه، ديگه هيچي نميخونيم :|
    +
    ديروز فاطمه ميگفت "ديدي بعضي وقتا آدم گرسنه نيست و غذاش ميمونه؟
    تا حالا واسم پيش نيومده
    شما هم همينطور؟ :))
    +
    امروز زنگ تفريح خورد.
    هنوز بچه ها نشسته بودن روي زمين :))
    معاونمون از بلندگو ميگه :بلند نشيد، درو ميبندم
    داد زدم: آخجون. عربي پريد
    چي فكر كردن اينا در مورد ما؟
    ما رو از چي ميترسونن؟
    مار همه چي مونو باختيم شهرازد نميتونيم عربي رو هم ببازيم
    +
    شايعه شده فردا تاريخ ميپرسه
    آخه همه صفر دارن :))
    مريم كه دوتا صفر گرفت :|
    فردا امتحان ميان ترم زمين داريم، مريم گفت اول تاريخ ميخونم :|
    +
    كنفرانس فيزيك داشتيم(امتيازيه) عارفه گفت واسم توضيح بده
    من يه ذره اشو گفتم، بعد ك دبيرمون اومد، ادامه ندادم چون گردنمو ميزد :|
    پرسيد كيا كنفرانس خوندن؟
    عارفه هم دستشو گرفت بالا
    دبيرمون به من گفت سما از يك تا شونزده يه عدد بگو
    عارفه آروم به من گفت سما شماره منو نگي
    منم گفتم چهارده
    گفت "عارفه ..."

    گفتيم خانم عارفه شماره ش 14 نيست! گفت به ترتيب اسم نوشتم :|
    يعني دفعه بعد بگم شماره 500 ميگه عارفه.
    براساس قد نوشته
    بگم مثبت بي نهايت
    ميگه عارفه!
    براساس ميزان مقاومت بدن در برابر ولتاژ برق شهر نوشتم

    +
    به عارفه ميگم "كاش ميشد وقتي خوابت مياد، خود به خود خاموش بشي كه دبيرا نتونن روشنت كنن :)))))
    ميگه يني اگه سر زنگ خانم م خاموش هم بشي، روشنت ميكنه (دبير فيزيك)
    راست ميگه :))
    +
    همين ديگه
    برم زمين بخونم بعدش برم قلم چـــــــــــي؟!
    بدرود

    باشه، بگو من دیوونه م،
    اصن کی خواست عادی باشه؟

  6. 8
  7. #25204
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    21,853
    13,184
    13,326

    پیش فرض



    ســلام به همگــی

    البتــه دلــام درســت تره
    خوب میباشید؟ خوب میباشم
    بعلــه پدر جانم ساعت 5 صبح رفتن به سمت کربلا
    اگه بدونید چه وسایلایی براش گذاشتم
    واسه خودش یه موکب اختصاصی میتونه بزنه
    دختر نگو بلا بگو..حالا هانیه هم باشه دیگه بلاتر بگو
    کم شرخر بودم تو این چندسال حالا کل حساب کتاباشم دست منهچک هاشم باید من پاس کنم
    اصن من نباید درس میخوندم باید میرفتم تو بازار بخودا
    همیشه تو کار چک و بانک بودم
    حرکت نکرده اس داده دو تومن بریز تجارت چک داریداری!من!مگه مال منه؟خود پدر من از مرز خارج شو بعد قید همه چیو بزن
    میمیرم براش ولی
    بهش گفتم اونجا فقط واسه عقل مقل م دعا کن
    گف دختر از تو عاقل تر مگه داریم؟
    بغض گلویم را فشرد.اما گریه تو جمع مال سوسولاستکلی خندیدم
    اما همینکه رف ملـــدم

    خدا همه باباها رو نگه داره
    بابا منم نگه داره
    سالم بره برگرده ایشالله

    عجب پست بابایی ای بودکوچولوعم یه حسی بهم میگه داره شوغول پوغولو میشه کم کم

    بیاید خوش بگذرونم
    راستی تفلد کوچولومونم نزدیکه ها
    آق سعیــد برنامت چیه؟

    الان همسن فرهاد ِ مامان الهه س ؟یا کوچیکتره؟
    الهه مامان تاپیک بزن و قلبوون


    دیگه همینا من بروم تاپیک آپ کنم
    بعدشم درس و مقش



    خدافسی


    چـــرخ گــردون چــه بچــرخـد چــه فــلان،تـــو بخنـــد


  8. 8
  9. #25205
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,280
    4,172
    5,349

    پیش فرض

    سلاااامی به متوسطی پست امروزم
    چه عجب سما دستت نلرزید
    آره هانیه میگن خواستن توانستن است اینهههههه
    شلوغ پلوغ ترم میشه و یه چیزی....
    هانیه
    .
    .
    کماکان یادت باشه که گیلاس و گلابی و گردو هم جزو میوه هاس ..نیست؟ هرچی تو بگی
    لازم بذکر است که کوچولو تقریبا 3 سال از فرهاد بزرگتره
    من که دوس دارم برنامه ای باشه واسه تولد ولی ....
    تولد کوچولو مصادفه با رحلت و ...مگه قبل یا بعدش باشه
    خب هرچی آق مدیر

    صلاح بدونن...
    بگذریم آقامون خیلی استادانه
    و با دو تا شیر موز آبمیوه رضا (مرکز شهر ) سالگرد ازدواجمون و برگزار کرد
    شنیدین میگن طرف سرو ته قضیه رو جمع کرد
    خیلی هنر میخواد
    حرف آخر اینکه بیشتر
    بیاین سایت

    فعلا تا بعد
    ویرایش توسط elahe naz : 2016.11.15 در ساعت 17:47 دلیل: اسم ویتامین سرا خخخخخ
    خدایا ببخش که تقوای ما
    با یک تق,وا میرود

    شهید آوینی
  10. 7
  11. #25206
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,778
    16,070
    20,259

    پیش فرض

    سلام عزیزان
    خوب و خوشید؟
    من هم مثل اکثر دوستان درگیر کار و زندگی و کم فعالیتم ... شرمنده دیگه

    تشکر ویژه از مدیران و کاربرانی که فعالند و با معرفت...

    تولد هم نزدیکه
    اگر مثل پارسال کم لطف نباشند بعد از صفر یه برنامه کوچولو میگیریم

    من امسال مثل پارسال شهادت امام رضا که دقیقا روز تولد کوچولو شده میرم مشهد ... البته اگر مشکلی پیش نیاد

    تا بعد عزیزان
  12. 7
  13. #25207
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,259
    12,763
    17,006

    Icon100

    سلام دوست جونام
    حالتون چطوره?
    منم اومدم بعد چند روز حاضری بزنم
    میبینم که شلوغ شده اینجا
    امروز تفلد مامانمه
    از دیشبه هی داره براش پیام تبریک میاد
    یاد روز تولد خودم افتادم
    فقط ایرانسل یادش بود
    رفیق بی کلک ایرانسل
    بهدشم اینکه چون تو این ایام نزدیک به اربعینه گفته جشن نمیگیریدااا...
    منم گفتم حالا نمیشه دو انگشتی دست بزنیم?
    "معلم شما هم سر کلاس میگفت دو انگشتی دست بزنید یا معلم ما فقط بی ذوق بود? "
    بهدشم اینکه چند روزه درگیر طاها و مریضیش میباشم
    بچم کلی لاغر شده
    یک دپرسی شدم من ک نگو
    راستی تولد کوچولو هم پیشاپیش مبارک
    به قول مامان الهه بیاین سایت
    حیفه اینجا


    جمعتون قشنگ
    اودافظ

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  14. 7
  15. #25208
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,280
    4,172
    5,349

    پیش فرض

    سلام به همگی

    هوا بس ناجوانمردانه سرد است در مشهد

    همین الان بطور کاملا اتفاقی دیدم قلب چهارمم
    قرمز شده

    البته من که واسه قلب واین چیزا نمیام سایت

    خوتون که شاهدین خخخخخ

    بله بله اسپند دود کنید

    بزنید به تخته

    چشم بد دووووور

    ماشالا لا حول ولا قوه الا باالله

    رفت و آمد تو سایت بیشتر شده

    گوش شیطون کر

    چشاش کووووور

    مدیونین بگین خرافاتیم

    سارا جون ایشالا فندق زودی بهتر شه..تولد مامی هم مبارک
    امیدوارم سایش رو سرتون باشه همیشه


    آق مدیر سعید حتمی اوکی کن بیای مشهد

    ما منتظریم

    حیف که شهادته وگرنه تولد کوچولو رو همینجا میگرفتیم

    خب دیگه حرف خاصی نیست ..به فعالیتتون ادامه بدین

    ویادتون نره
    بیاین سایت

    فعلا تا بعد
    خدایا ببخش که تقوای ما
    با یک تق,وا میرود

    شهید آوینی
  16. 7
  17. #25209
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,679
    10,473
    20,289

    پیش فرض

    بعضي وقتا دستم ميلرزه و گردنم درد مي گيره
    بعدش ميرم تو اتاقم و ميخوابم
    بعد گند ميخوره به امتحان زيستي كه در پيش دارم
    +
    سلام :)
    اين هم براي چندتا از دوستان كه گفتن بيخيال بعضي وقتا شدي
    لا .. لابيخيال
    امروز امتحان فيزيك داشتيم. اين مهم نيست.
    مهم فرمولهاست كه زير دستم بود
    همه رو يادم بود ولي فكر كنم وسواس گرفتم. همش ميترسم يادم بره
    ديگه ديدم نميشه نوشتم روي چك نويس و گذاشتم زيربرگه م :)
    يعني انقدر ترسيدم كه يه بار بخوان چك نويس هارو بگيرن كه تمركزم بهم ميخورد همش :|
    عادت ندارم به اينجور كارها :|
    نزديك به مراقبمون بگم "چيه چرا نگاه ميكني؟ فكر ميكني فرمولهاي فصل يك رو نوشتم روي چك نويسم و گذاشتم زيربرگه م؟ نه اصلا هم اينطور نيست"
    فشار عصبي تا چه حد.
    نيگا. دستام داره ميلرزه
    ديگه امتحان تموم شد و من آلبوم كوچيكي كه عكسهاي خودم بود رو برده بودم نشون بچه ها بدم
    واي يكي از عكسهام خيلي خوب بود
    ستِ طوسي-خاكستري-قرمز-خردلي :)))
    تازه چتر هم باز كردن بودن گذاشته بودن بالاي سرم
    يني جوري ميخنديديم كه شرمنده بقيه شديم
    امروز مدرسه مون مثل هرسال نذري ميداد (عدس پلو) جاتون خالي
    توي حياط بوديم كه ماشينه حمل آذوقه اومد
    مديرمون به راننده ش ميگه اول بذار اينا برن توو، بعد غذاها رو بيار بيرون
    يني چي فرض كردن مارو؟ ذهنيتشون خرابه از ما
    +ديشب با بابام رفتيم بيرون.
    خرم شلوووغ
    حالا اگه با دوستات بري بيرون
    سگ هم پر نميزنه
    +جديدا جنونه پاندا گرفتتم
    البته خيلي وقته تو فازشم
    آخه موجود انقدر احمق و تودل برو؟ انقدر گرد و خپل؟ انقدر تپل و مظلوم؟
    همين ديگه خواستم از مشروح اخبارِ سرورتون باخبرتون كنم

    همين
    بدرود

    + امضا رو داري؟ چقدر خشانت به خرج دادم :))

    باشه، بگو من دیوونه م،
    اصن کی خواست عادی باشه؟

  18. 8
  19. #25210
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    103,973
    19,197
    15,071

    پیش فرض

    سلام دوست جونیا

    اینجا داره برف میاد

    من اصلا سرما دوست ندارم

    من عاشق آفتابم

    توی سرما نمیشه رفت بیرون آدم دلش میگیره

    راستی شاید تا چند ماه دیگه برای زندگی بریم مالزی

    البته مامان و برادرم که اونجان من و بابا هم شاید بریم

    تا ببینیم خدا چی میخواد

    ایشالا هرچی خیر هست برای همه پیش بیاد

    دوستتون دارم

    به خدای مهربون میسپرمتون
    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  20. 7
  21. #25211
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,280
    4,172
    5,349

    پیش فرض

    سلام
    چطورین؟

    من که عالی ام بر عکس خیلیا که سرما رودوس ندارن
    من الان با پست نگار خوشحال شدم چون اگه اونجا برف میاد لابد فردام اینجا یه چیزایی میباره

    نگار آجی ایشالا همون خیری که گفتی واست اتفاق بیفته.. توکل بخدا
    وای که فرهاد امروز منو همکارام و کشت

    دیدم تعطیله با خودم آوردمش هتل
    از ساعت 8صبح رو مخ بچه های رستورانه
    تا ظهرهر نیم ساعت به نیم ساعت میپرسید نهار چی دارین؟

    از ساعت 2هم که ناهار خورده میپرسه شام چی دارین؟

    تب لت یکی از گارسن ها رو هم ترکونده بس که بازی کرده باهاش
    ینی به شرش موندم که آوردمش با خودم
    باز خوبه واسه اینکه به بقیه نشون بده بچه زرنگیه همه مشقاش و چنان فرز وتمیز نوشت که نگو

    اصن ذات پسرا اینه اگه دقت کرده باشین جلو غریبه ها خیلی آقان

    خلاصه اینم از امروز ما..الانم گیر داده میگه بذار من بنویسم تو کامپیوتر

    اینم از حرفای فرهاد
    نتتتتترلالفنحنکئمتتلفمنمخ مهعبل
    حذفش نمیکنم با دقت بخونین بلکه یه چیزی ازش در اومد خخخ
    خیلی نزدیکم ودوس دارم برم زیارت اگه قسمت شد و رفتم جای همتون سلام میدم به آقا

    فعلا تا بعد


    دیگه حرف گوش کن شدین
    میاین سایت

    خدایا ببخش که تقوای ما
    با یک تق,وا میرود

    شهید آوینی
  22. 7
  23. #25212
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    21,853
    13,184
    13,326

    پیش فرض

    دلــام همـگی
    چطورید؟
    خوب میبــاشیـد؟
    خوب میبــاشم

    هوا بس ناجوانمردانه سرد است
    بارونه ها
    اخ میچسبه دور دور
    آخ میچسبــه

    پدر،جان هم خوبن پیش پاتون اس داده
    شُرته های عراقی ریختن تکیه ها را جمع نمودن

    خدایی گاهی جواب اس دادن ب والدین خیلی سخته
    الان من درجوابش چی بنویسم اخه
    خیلی از کلمات رایج و نمیشه نوشت خدایی براشون
    منم نوشتم مراقب خودت باش خوشتیپ

    دیلم براش یک اتم شده

    دیگه اینکه عمه جان و مادربزرگ جان اینجان
    تا اواخر دی ماه
    بسی خوشحالم

    اهـــا اینم بگم که ازاونجایی ک کوچولومون داره شوغول پوغول میشه
    دلمون گرف یه چندتا تاپیک جدید زدیم
    فرناز و فرنوش حلال کنید
    فعلا انتقال نزدم ب بخش سرگرمی چون اگه نیاز ب ویرایش داشت خودم بتونم حرکت نظارتی بزنم

    آخیــــش گفتم سبک شــدم اصــن

    پایان هفته بدجور شلوغی پیش رو دارم خدا بخیر کنه واقعا

    و اینکه بیاید کوچولو

    وووییی کیبورد جدید نصب کردم فقط بخاطر این کــــش اومدن کلمات
    آخه دختر خوب کش نیاد میمیری؟
    دهنم سلویس شد
    جای حروف جابجاست تمرکز ندارم
    شمارو ب خدای منان بسپارم برم ب حالت قبل برش گردونم

    واینکه همین

    دیگه برم

    خدافسی


    پ ن: دوتا مامانای سایت واسه پسراشون دست گذاشتن رو من
    بعـــله اینجوریاس

    تازه نرگسم از رو اواتارم واسم خاستگار پیدا کرده بود



    خــل هم خودتونید

    دیگه خدافس
    ویرایش توسط هانيه : 2016.11.21 در ساعت 13:36 دلیل: دلـــم خواســــت


    چـــرخ گــردون چــه بچــرخـد چــه فــلان،تـــو بخنـــد


  24. 7
  25. #25213
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,280
    4,172
    5,349

    پیش فرض

    سلام کوچولوهای گنده

    انگار یکی هی هلم میده سمت اینجا
    نمیدونم چه حکمتی داره ....
    همونطور که گفتم دیشب و امروز اینجا برف باریدو خوشحالی کردیم
    والان خیلی خیلی خیلی سرده هوا..
    الان که هوا تاریک شد یاد گروه کوچولوها تو لاین افتادم
    سعید گفته بود فقط شبا حق چت کردن داریم
    منم هرروزهمینکه هوا تاریک میشد
    یه پست میدادم ...بیاااااااین هوا تاریک شد
    وبقیه هجوم میاوردن
    آخی یادش بخیر

    با یکی از دوستام قراره ساعت هفت بریم خرید
    به خدای مهربون میسپرمتون
    فعلا تا بعد
    خدایا ببخش که تقوای ما
    با یک تق,وا میرود

    شهید آوینی
  26. 6
  27. #25214
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,336
    10,432
    18,944

    پیش فرض 2 آذرِ نودُ 5

    درود

    اععععع ميدونيد چندوقته اينجا ننوشتم!!!

    خوبيد؟

    چ خبر؟

    قدمي زود رسيده ي زمستان هم مبارك اميدوارم بخاريِ دل هاتون هميشه گرمِ گرم باشه

    +
    امروز صبح با صداي زنگ در بيدار شدمرفتم در پايين رو باز كنم ديدم ااا برف اما تا اومدم بگم اا برف بابام گفت پدر خانومِ عموت فوت شده
    كلا جمله م در نطفه خفه شدبه يه آخي اكتفا كردم

    +
    اين مدت همه ي گفت و گو هارو هروقت ميومدم ميخوندم .. دلم براي حرف هاي سميرا تنگ شده .. خصوصا اينكه الان ميفهمم تمام حسي كه پشت حرف هاي صادقانه ش بود

    +
    جمعه دو هفته پيش بود فكر كنم.. ازمون آموزش و پرورش بود .. امتحان نبود،انتقام بود ! سخــتاصلا نميدونم جوابش كي مياد!

    +
    خونه ي جديدمون رو دوست دارم .. حس اين روزامو .. آرامشموو با دنيا عوض نميكنم ..

    +

    كاش مرگ آدمارو بهم نزديك نكنه ! كاش تا هستيم كنار هم بمونيم ..

    +

    سارا خشحالم مثل هميشه يِ هميشه شادُ سرحالي ..
    الهه جانم گفتگوهات رو ميخونم و لذت ميبرم از انرژي ك داري
    هانيه ميخاستم بگم بهت به بابا جانت بگي دعا كنه برام كه دير رسيدم
    نگار بانو من هم مثل خودت از برف و سرما بيزارم
    سماتو خونه به اندازه كافي حرف ميزنيم باهم .. ديگه اينجا كاري ندارم بات

    +

    خيلي اتفاق ها و حس هاي خوبي داشتم اين مدت كه بخاطرشون واقعا شاكر خدا هستم ..
    قابل گفتن نيست .. شايد فقط براي من لذت بخشه ..

    +

    روز و شباتون به خير

    بدرود تا بعد
    تعداد آدم هایی که من واقعاً دوست شان داشته باشم زیاد نیست،
    تعداد کسانی که نظر خوبی درباره شان دارم از آن هم کمتر است
    من هرچه بیشتر دنیا را می شناسم از آن ناراضی تر می شوم
    هر روز که می گذرد بیشتر معتقد می شوم آدم ها، شخصیت ناپایداری دارند
    و نمی شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد

    . . .




    خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها!
    چه شادیها خورد بر هم
    چه بازیها شود رسوا . . .


    1396/03/15

    ..
  28. 7
  29. #25215
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,280
    4,172
    5,349

    پیش فرض

    سلام خوبین؟
    جواب : ای بابا الهه کی مجبورت کرده هرروز پست بدی اینجا..علیک سلام

    دوس دارم اصن ..

    ازین ثمین یاد بگیرین

    چشام درد گرفت بس که به تاپیک های قدیمی سایت سر زدم
    تاپیکای باحال وآوردم دردسترستون ببینین
    این جمله رو تو تاپیکای قدیمی دیدم خیلی باهاش حال کردم

    یکی از بزرگترین لذت های دوران

    کودکیم این بود که دستمو تا آرنج بکنم

    تو کیسه برنج! آی حال می داد



    خدایی بعضی از تاپیکا خیلی جالب بودن وقتی جوونتر بودم میومدم
    شماهام دیدن بفرمایید ضرر نمیکنید

    فعلا تا بعد
    خدایا ببخش که تقوای ما
    با یک تق,وا میرود

    شهید آوینی
  30. 6
صفحه 1681 از 1702 نخست ... 118115811631166116711676167716781679168016811682168316841685168616911701 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,201 به 25,215 از 25524

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 4 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 4 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •