ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1684 از 1690 نخست ... 1184158416341664167416791680168116821683168416851686168716881689 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,246 به 25,260 از 25343
  1. #25246
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,467
    6,616
    4,827

    پیش فرض

    سلااام
    نیمروزتون بخیر
    آقا دیروز بعد از اینکه اینجا پست گذاشتم و نوشتم کنسرت میخوام ، اس ام اس کنسرت زندوکیلی اومد ..
    یکی از مشکلات من اینه که سلیقه موسیقیم خیلی کم طرفداره در بین نزدیکان
    دیگه به همین دلیل کنسرت هایی از قبیل سیامک عباسی، رستاک، زندوکیلی، دال و دنگ شو رو نمی تونم برم
    آخه فکن تنهایی کنسرت :|
    حالا قول مهدی یراحی و محمد علیزاده و حامد همایون رو از آدمای مختلف گرفتم دیگه ببینیم چی میشه این دم آخری
    تو اینستا میبینم که مثلا اگه یکی هنرمنده سیصد و شصت درجه اطرافیانشم هنرمندن ..
    اگه یکی پولداره همین طور
    سفر میره به همین شکل
    و الی آخر ..
    ولی من نه دوست هم فاز خودم دارم ، نه اطرافم کسی هست که شبیه باشه بهم
    حتی یک دانه!!!

    دیشب طرح نت زدم سه ساعت دانلود نامحدود ، به حدی دانلود کردم که دیگه ویندوزم کند شده بود و درایو سی پر :دی ولی چسبید : )
    فیلم حکایت عاشقی رو هم دیدم ... فیلم قوی نبود ولی جالب بود روایت .. پیشنهاد میشه

    هجده آذر نودوپنج
    بدرود


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
  2. 9
  3. #25247
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,242
    4,057
    5,246

    پیش فرض

    سلام خوبین
    هنوز نتونستم واسه معاینه چشمم برم ایشالا امروز انجام بشه و این نگرانی لعنتی پر بکشه بره

    حسابی خوش گذروندین بدون ما
    فقط سعیدجان عکسی که گذاشتی مورد اخلاقی داره برادر
    درجریان هستین که من خیلی موشکافانه رصد میکنم همه چی و

    بگذریم
    بقول هانیه جان ..قلبون حدیث گفتگو ارسال کن
    چه میکنه این بازیکن ..عاشق خواسته هاتم حدیثم که تمومی ندارن
    راستی منم حامد همایون دوست

    فردا صبح قراره به بهانه ی جایزه 10 تا بیستی که فرهاد تو املا گرفته
    من ومجید بریم شهربازی
    ینی قیافه ما دیدنیه تو شهربازی زودترازبچمون تو صف بازی ها حاضرمیشیم
    ونمیدونین چه حالی میده با بچه بری شهربازی
    ذوق اون بهت سرایت میکنه یک حالــــــــــــــی میده که نگو

    عصر هم تولد دوستمه قراره بریم بترکونیم
    تم جشنش هم سفید وسیاهه
    آی بخندیم به قیافه های شطرنجی
    حالا تا فردا شاید نظرم عوض شدونخندیدیم


    راستی دست دوتا مدیر فعال سایت درد نکنه که کلی تاپیک زدن درحد لالیگا
    شمام بیاین شرکت کنین ..دورهمی خوش میگذره
    فعلا تابعد
    خدایا ببخش که تقوای ما
    با یک تق,وا میرود

    شهید آوینی
  4. 10
  5. #25248
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,467
    6,616
    4,827

    پیش فرض

    سلام
    احوالتون؟
    امرزو یه جمعه دردناک بود
    مریض شدم حسابی ، بدی ِ همخونه دکتر داشتن اینه که با دیدن ِ کوچکترین علامت بیماری دیگه باید بمونی استراحت کنی
    والا امروز بسیار مشتاق بیرون رفتن بودم
    بگید کی مشتاق نیستی : ))

    مهمونی دعوت بودم که خداروشکر دیروز کنسل کردم به بهونه حضور افرادی که نباید باشن و اینا :دی
    یعنی صبح بیدار شدم ، گفتم خدا دمت گرم که اونو کنسل کردی :دی والا با این حال کی میخواس بره : |

    تو پیشبینی 90 بازی استقلال تراکتورو درست پیشبینی کردم و 10 امتیاز شیرین گرفتم :دی

    یه فیلم دارم میبینم اسمش " shame " خیلی خفنه :| همخونه م هم کاملا مسلطه به زبان انگلیسی روم نمیشه بفهمه دارم اینو میبینم : ))))
    تقریبا بی صدا میبینم زیرا حال ندارم برم هندزفری بیارم :دی
    280 گیگ فیلم دارم که باید دیده شه :دی
    یه ترجمه هم دارم واسه یکشنبه که هنوز یه پاراگرافشم ترجمه ننمودم :|
    پایان نامه هم که نگم دیگه ها؟ میدونید :دی

    زرنگ و پر انرژی باشید
    بدرود ♥


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
  6. 10
  7. #25249
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,242
    4,057
    5,246

    پیش فرض

    سلام به کوچولوهای نازم
    گفته بودم قرار بود جمعه صبح بریم شهربازی و عصرش تولد دوستم(جملم چقد ماضی بعید بود)
    اصن برنامه ریزیمون صبح با دیدن 10 سانت برف روی زمین بکل تغییر کرد
    ینی یهویی چنان برنامه ای ریختیم که کل آقایون داداشا تا عمردارن یادشون نمیره
    از خواب که بیدار شدم و بارش برف ودیدم اس دادم به داداش هام و آبجیام که همگی بیاین خونه مامان
    مام شال وکلاه کردیم رفتیم سر راه گوشت آبگوشتی ونون سنگک خریدیم و رو سر مامان جان خراب شدیم
    تا بقیه برسن خودم دیزی بار گذاشتم و با فرهادوآقاجونم مشغول ساخت آدم برفی شدیم
    کم کم بقیه رسیدن وحیاط خونه آقاجانم جانبود برای ایستادن
    آدم برفیمون خیلی بداهه شبیه یه پیرزن شد وکلی ذوق کردیم
    تو طول ساختنش هم دامادامون فیلم گرفتن و میکسش کردن که خیلی جالب از آب دراومد
    آقاجان ومامانم بقدری خوشحال بودن که تو اون سرما پا به پای ما همکاری میکردن وعکس یادگاری مینداختن
    چون برنامه ریزی دیروز با من بود همگی مطیع وتحت اوامراینجانب بودن وخداروشکر کسی مخالفت نمیکرد
    بعداز برف بازی وعکاسی و...
    سفره 16 نفره خانوادگیمون وپهن کردیم
    دیزی وکه همراه با سالاد وترشی و لیته زدیم بر بدن
    باهماهنگی خانوم داداشم دستور دادم ماشینارو آتیش کنن به سمت خونه داداشم تو طرقبه(ییلاق مشهد)
    (ینی تازه قراره برف بازی شروع بشه)
    تقریبا ساعت 4 عصر رسیدیم وکارای اولیه شام وانجام دادن وزدیم بیرون
    رفتیم سمت منطقه جاغرق مشهد(اینم ییلاق مشهده باجاده ای پراز خوراکیهای گرم وباحال)
    داداشم مهمونمون کرد بلال وقارچ وباقالی ولبو داغ
    چقد گفتگوم خوراکی داشت خخخ
    حین آماده شدن اونا یه خانواده باحال به پست ما خوردن
    وبرف بازی شروع شد فکرکنین ما خودمون شلوغ اونا هم اضافه شدن تقریبا سی نفر
    برفی بود که تو سرو کله ما میخورد
    خلاصه یه روزعالی وپرخاطره هم واسه ما بچه ها هم واسه مامان بابامون وهم واسه بچه هامون رقم خورد(رقم یا رغم نمیدونم)
    شب هم خونه داداش فیلم وعکسارو میدیم ومرور میکردیم اتفاقای خنده دارو
    آخر شب موقع خداحافظی لبخند رضایت توصورت تک تک اعضای خونوادم دیدم وکلی خداروشکرکردم بخاطر داشتنشون
    خیلی دوس داشتم خاطره این روز وعلاوه بر عکساش یجا دیگه هم ثبت کنم
    که بهترازکوچولو جایی نیافتم..مرسی که هستی
    وببخشید که زیادی طولانی بود
    یجورایی میخواستم یادآوری کنم قدرخونوادمون وبدونیم
    خیلی ساده وکم هزینه میتونیم باهاشون شادباشیم

    فعلا تابعد
    خدایا ببخش که تقوای ما
    با یک تق,وا میرود

    شهید آوینی
  8. 9
  9. #25250
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,200
    12,703
    16,886

    Tick گفتگوی سارا^_^

    سلام
    داشتم کتلت میپزوندم یادم افتاد بیام اینجا پست بدم
    اخه تو ذهنم داشتم با خودم گفتگو میکردم
    در حدی ک بعد از اتمام سرخیدن کتلت ها فهمیدم چند جامو سوزوندم
    همیشه فک میکردم چجوری زنهای مصری یوزارسیفو دیدن دستاشونو بریدن
    الان فهمیدم اگه ادم تو بهر ی چیزی باشه رنده اش هم کنن متوجه نمیشه!
    خولاصع ک اومدم اینجارو سیاه کنم!
    یکی از عللی ک اینجارو دوووست ، همینه!
    راست میگه حدیث ادم اینهمه دوست داره ولی یکیشونم دقیقا عینه عینه خود ادم نیستن
    همیشه در برابر ادمایی هم ک کلی باهام درد و دل خصوصی میکنن لال میمونم و خودمو مچاله میکنم
    یه چیزی میخام بگم کلا ی چیز دیگه میشه!
    حس میکنم دارم وارد دوره دوم یا شایدم سوم زندگی میشم!
    شرایط جدیدو دوست ندارم ولی باید خودمو باهاش وقف بدم!
    چند دقیقه پیش بابای عاقامون اومد در زد
    ماشالا چ خوش موقع هم میاد همیشه!
    اومدم درو باز کنم گفتم ی لحظه اجازه بدین من حاضر شم!
    اومدم مانتو بپوشم یادم رفت پشت دره رفتم سی دی گذاشتم تو دستگاه نشستم ب فیلم دیدن
    بهدش ک دوباره در زد فکر کرد منفجر شدم پریدم هوا یادم افتاد پشت دره!
    ی شال گذاشتم درحالیکه موهام بصورت ابشار نیاگارا از بقلا زده بود بیرون! ( الان میگه دو ساعته رفته حاضر شه اخرم این ریختی )
    بهدشم تا درو باز کردم گفت ساراخانوم چقد لاغر شدی ب خودت برس!
    حرف جدیدی نیس تازگیا هر کی منو میبینه همینو میگه!
    داداشم میگه چی میزنی
    بابامو ک دیگه نگو...اخرین بار ک پنجاهو خورده ای بودم میگفت نی قلیون شدی
    خولاصع اومد تووو
    همیشه بهم میگه سارا خانوم منم ی عاقا میچسبونم بغل اسمش
    هیچوخت دوست نداشتم بابا صداش کنم اصن ازین لوس بازیا خوشم نمیاد
    نشست و ی مشت حرف علمی زدیم و رفت :|
    اون رشتش منطق عه منم فلسفه
    وقتی باهم همکلام میشیم یکی از دور ببینه فرار را بر قرار ترجیح میده
    نبینین اینجا چقد راحت میحرفم پیش اون تو مایه های نیچه ام و دکارت و ازین صوبتا..
    بهدشم ک هی طاها رو بوس میکرد میگفت چ بوی خوبی میده
    منم ک وسوووواس تازه طاها رو بردم حموم
    اخرش بامزه بود ، با اون قدش ی خرس خریده بود برای طاها منم انتقالش دادم ب لباسشویی :|
    چقدم خوش سلیقس
    خرسه سبز:|
    پ.ن : وقتی رفت طاها دیگه بوی خوبی نمیداد
    کمونده بود صورت بچمو با جرمگیر بشورم
    خو من برم دیگه:|
    بازم میام
    راستی مامان الهه یه دونه ای
    رفتم دیگه
    اودافظ

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  10. 11
  11. #25251
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,467
    6,616
    4,827

    پیش فرض

    سلام
    قهرم ، چرا تشکرای من کمه : (
    تو این فکرم که کاش خیلی ارتباط ها همون مجازی می موندن
    من واسه شما ها همون نیکاگلی میموندم که هرچی از من میدونستید انتخاب خودم بود نه شناخت شما!
    اونوقت من اینجا خیلی راحت تر بدون ترس از قضاوت و خیلی چیزای دیگه حرف میزدم و سبک میکردم دلم ُ ..
    ولی از طرفی خداروشکر میکنم که بعضی ها اینجا مجازی نموندن و شانس آشنایی باهاشون رو از خودم نگرفتم ..

    وارد سومین هفته ای شدیم که بنده قصد خرید دارم و هنوز موفق نشدم ، چند جایی رفتم یا خیلی گرون بوده یا چیزی نبوده که باب میلم باشه
    خدایی حرص میخورم میگن تولید ملی !! دوتا پالتو تولید ملی دیدم واقعا خوشم اومد و میخواستم بگیرم ، بعد قیمت ها : 560 ، 520 :|
    تازه این در صورتی بود که نظر دادن با پوشیدنش شبیه کارتون خواب ها میشی :| ولی خودم دوسشون داشتم
    بعد پالتو برشکا و دیفکتو و فلان و فلان خداییش ندیدم تو مدل هایی که خوشم اومده بالای 500 ، یعنی دیگه تهش 480 بوده :|
    درسته اونا هم گرونه ولی خب دیگه آدم میگه پول سابقه و جنس و برند میدم نه پول تولید ملی که اصلا معلوم نیس از نظر کیفیت در اون سطح باشه یا نه !!

    امروز شدیدا بدخلقم .. هی یه اتفاقایی هم میفته بدتر میشم .. مثلا دستم با بخار کتری سوخت :| به نظرم بگیری رو شعله کمتر درد میگیره تا بخار آب بهت بخوره :|
    اون فیلم Shame که گفتم هم ندیدم تا آخر .. بیخود بود واقعا :|

    کار ترجمه مُ سپردم به یکی از دوستای ِ فرشته که اون سالی که باهم رفتیم نمایشگاه کتاب اومده بود ، کسایی که بودن میدونن
    دستش درد نکنه خدایی نجاتم داد

    واسه پایان نامه هم با استادم هماهنگ کردم که تو این هفته ببینمش و اگه خدا قسمت کنه یه میلیمتر به جلو بریم :|
    الانم میخوام چای زیره بخورم با شکلات فره راشر :ایکس که من میمیرم براش شخصا

    دیگه؟
    مراقبت کنید
    بـــدرود

    20 آذر 95


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
  12. 9
  13. #25252
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    14,207
    8,003
    7,928

    پیش فرض

    سلام اگور پگوریا :)
    +فقط بخاطر تو سما

    پست َم با حالت مخاطب خاصی شروع شد

    عاقو جونم براتون بگه که دیروز یجور بدی بد بودم که غروب تکمیل شد
    جاتون خالی موتور زد بهم
    زندم نگران نباشید
    اونایی هم ک گفتن ایییی حیفففف .بگم که تا چشاتون درآد
    گیج بازی از خودم بودا
    نور چراغشو از پشت سر حس کردم من گفتم برم چپ ک اون از سمت راستم رد شده
    نگو اونم دلش خواسته از چپ بیاد
    یوهو دیدم میگه هووووووییییییییییییییبرگشتم که نگا کنم دیدم دستم نیس
    یکم کبود شده ولی آسیب خاصی ندیده
    بیتربیت برگشته میگه هوی!هوی و کوفت آدم به یه خانوم باشخصیت مث من میگه هوی؟

    اینم از تصادفم که باحال بود
    من از بچگی دوس داشتم دستو پام بکشنه گچ بگیرم اما هیشوقت نشد
    چندبارم تلاش کردما همش خون میومد نمیشکست
    هرکس یه چیزی دوس داره خو

    +
    دلم عجیب خرید میخواد.مخصوصا خرید ساعت
    عجیب ساعت دوس دارم.عجیـــــب
    راستی شب یلداهم نزدیکــه هــا
    حســابی کیف کنید ایشالله

    ما هم تا کمتر از یه ماه دیگه نی نی مون میاد :)و من دختردایی میشم
    دعاکنید سالم بدنیا بیادازالان براش میمیرم


    همینا دیگه

    خدافســـــی


    [ اسـفنـد لبخنــدِ زمستــان است از ذوقِ بهــار...]






  14. 10
  15. #25253
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    11,942
    13,260
    13,609

    پیش فرض

    بسم الله

    سلـامی به گرمی محبتاتون :)

    خوب و خوش و سلامتید آیا ؟

    الهه جانه دل بازم ممنونم ازت مهربونم .. ممنونم یاد ماهم بودی

    حرف و عرضی نیست جز حاضری و اینکه

    منم جدیدا عاشق حامد همایون شدم شدید :دی

    به خصوص صداش و این آهنگش :))

    دستم تو دست یاره

    قلبم چه بیقراره

    ^__^

    عاچق این آهنگشم یعنی

    :دی


    راستی آقا سعید همیشه به گردش ^__^


    مراقب خودتون باشید

    التماس دعا

    روزگارتون شاد

    یا مهدی عج
    | دُختــری کــه باوقــار , محـکَم و بدون خجـالَت حرف میزنـه امـا در رفتـار و عَمـل حیا داره جذابـــهِ |






  16. 9
  17. #25254
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,467
    6,616
    4,827

    پیش فرض

    سلاااام
    له له م
    امروز از ساعت 8 صبح کلاس داشتم تا 17:30 که جمع و جور کردیم و از وقت استراحت و ناهار و ... زدیم تا موفق شدیم 16:30 تموم کنیم کلاس هارو
    بعدم رفتم خـــــریــــــد!! با بهترین روحیه ی ِ چند وقت ِ اخیرم : )
    و موفق هم شدم و همون پالتویی که دوس داشتم خریدم با قیمت مناسب از نظر خودم و نسبت به مدل های مشابه
    بعدشم پرپروک و یه چیزبرگر اساسی زدیم بر بدن : )

    در حال دیدن سریال کره ای هستم در کنار وایکینگز و واکینگ دد و ومپایر و هوس آو کاردز و بلک میرور به نظرم احتیاج دارم با کی دراما کمی تلطیف شم : ))
    قرار شده شبی یک قسمت ببینیم :دی تا اینجا هم واقعا همینطور بوده
    با همخونه میدیدم ولی این چندروز اخیر چون من بیرون َم زیاد بوده دیگه تنها دیدیم هرکدوم
    البته درواقع اون دوبار میبینه یه بار تنها یه بار با من :دی

    اشکی میشم وقتی فکر میکنم یه ماه مونده : ) ولی میخندم که خنده م بمونه به یاد نه غرغر و بداخلاقی ِ حاصل از ناراحتی ِ رفتن ..
    میشه هیچوقت منُ یادتون نره؟ : ) واسم مهمه تو خاطره موندنم ..
    امیدوارم واسه کسایی که بیشتر از مجازی بودم باهاشون ، جوری بوده باشم که ازم به نیکی یاد کنن ..
    مخصوصا فرناز و الهه که بیشتر از همه باهاشون وقت گذروندم ♥

    از مشغله های فکریم می نویسم اینجا عادت شده واسم
    شاید وقتی برم از تهران تا مدت ها دیگه حس و حال نوشتن نباشه ..
    ولی این روزام واسه خودم ثبت کردنی ِ : )
    همیشه وقتی خیلی بهم خوش میگذره بعدش یه بغض یا غم یا هرچی که هست همرام میشه تا وقتی خوابم ببره و روز تموم شه : )
    کاش همه بغض و غم ها حاصل شادی ها باشه واسه هممون .. همتون .. : )

    بازم تشکرام کم ه : ) اصلا مهم نیست ولی : ))

    مراقبت
    بدرود

    21 آذر 95


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
  18. 9
  19. #25255
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,200
    12,703
    16,886

    Flower 32 32 گفتگوی سارا^_^

    دلااااام ددلین
    ترجمه: سلام . چطورین
    میدونم هر زبانی بهم میاد غیر از این زبونه زبون بسته:|
    منم خوبم و خیلی خستههههه
    نزدیکه یه هفتس از عاتلیه میزنگن میگن بیا عکسای طاها رو ببر
    دیگع امروز زنه زنگید گفت میخای بیای عکسای طاها رو ببری?
    این شد ک رفتم
    چقد خوجگل افتاده بچم
    ب جز سه چهار تاش ک لبخند زده بقیه عکساش همه جذبه گرفته و اخمالو میباشع
    ینی پشت صحنه رو میدیدین
    مسعول دکوره داشت بال بال میزد
    عکاسه هم انقد گیلیگیلی کرد گلوش خراش ورداشت
    تو همون چارتام ک منت گذاشته و خندیده هدف من بودم و بس
    عخخخی ...امروز ی گربه هه رو دیوار حیاط داشت برگای درختو میخورد
    منم مجبور شدم ناهار سعیدو بریزم جلوش
    والا...مگه من مردم گربه های محل برگ بخورن?
    بهدشم پدر همکاره عاقامون فوت کردن
    میخاستم برم مراسمش
    دیگه دیدم تو کلش ریکوعست داده
    منم ازونجا تسلیت گفتم
    گفت ممنون هیلر داری بدی:|
    عادم انقزه ریلکس?!
    خدا بیامرزه همه رفتگانو
    راستی امروز با مامانم زولبیا درست کردیم
    مزه زولبیا میداد:|
    همینا دیگه
    من برم فکر شام باشم
    دوستون میدارم
    اودافظ

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  20. 9
  21. #25256
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,242
    4,057
    5,246

    پیش فرض



    حق چو دید آن نور مطلق در حضور
    آفرید از نور او صد بحر نور
    آفرینش را جز او مقصود نیست
    پاک دامن تر زاو موجود نیست

    میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع) وتبریک میگم به تک تک کوچولوهای گل

    سلام خوبین؟
    من که خیلی خوبم از صبح پذیرای گروه های مزدوج دانشجوی شیرازی بودیم

    ینی همه عروس داماد اصن یه وضی
    موقع ورود و پذیرش هر زوج هدیه ای از نهاد و هتل تقدیمشون کردم که کلی ذوق کردن
    وگول خوردن چون فک میکردن سکه میباشد خخخ

    و یه چادر سفید گلدار
    دوشب درخدمتشون هستن بچه ها چون من از فردا بمدت 5روز مرخصی میباشم

    احتمالا با چندتا از دوستای پایه یه سفر کوچولو بریم

    که امیدوارم اتفاق بیفته چون خیلی دلم واسه مسخره بازیاشون تنگ شده

    این مدت که نیستم شیطونی نکنینا وبه فعالیتتون ادامه بدین
    واینکه حلال کنید اگه برنگشتم
    فعلا تا بعد


    خدایا ببخش که تقوای ما
    با یک تق,وا میرود

    شهید آوینی
  22. 8
  23. #25257
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    13,703
    9,768
    17,983

    پیش فرض

    همیشه فکر میکردم دوست .. همیشه از موفقیت و خوشبختیت بال در میاره مثل خودم ..
    اما این اواخر اتفاقاتی افتاد که بهم ثابت شد اونی ک برای ادمی میمونه فقط خانواده ست .. نه حتی دوستی که مثل خواهر میدونستیش + لایک ایرانی
    .
    .
    جاتون خالی ما دیروز عصر جشن دعوت داشتیم .. من صبح 8 تا 1 آموزشگاه بودم .. بعد رفتم خونه مامانیم و بعدم وقت آرایشکاه بالاخه یکی تونست موهای منو مث ادم براشینگ کنه
    احتمال داره ک فردا موهام بشه رنگ دندونام چون با هر برسی ک میکشید یگفت چقد موهات پر کلاغیهبالاخره حاضر شدیم و رفتیم و ... برگشتیم
    برگشتن همانا و غیبت کردن همانایعنی لذتی که توی غیبت هیت توی سکوت نیست ، والا
    +
    صبح بعد از آزمون بچه ها مونده بودن برای برنامه و مشاوره .. یکیشون اسمش محمد .. سوم تجربی اومده میگه:
    خانم سعیدی یچی بپرسم جواب میدی
    _بپرس
    فیلممون نمیکنی؟
    _وا!بپرس
    خانم ولنتاین کیه؟
    _تو بهمنه
    .
    .
    خانم پاسخ نامه های چهارمی ها کجاست یکی دوتا سوال بشون برسونم
    _نخیر،پایین
    تروخدا .. ببین طفلکی هارو
    _فقط یکی
    سوال 69 میشه 2
    _راحت شدی؟
    نهاون کلاسم برم
    _اونا دخترن،برو پرو نشو
    خانم سعیدی ولنتاین تنها نباشیم دیگه
    _اینا به درد ولنتاین نمیخورن(زشتن)
    اکهی شانس مارو
    _برو دیییییییییییگه

    ووای بترکه کلی خندیدیم

    +
    آها راستی سما هم بچه م خوارزمی استانی اول شد،کشوری هم رفتکلی فداش شدیمدست پرورده ی خودمه

    دیگه حس حرف زدن نیست
    حس اینکه برم بالا نگاه کنم ببینم سلام دادم یا نه هم نیست
    حتی حس اینکه بعدا ویرایش بزنم و بنویسم سلام

    ولی خداحافظی میکنم

    خداحافظ

    +الهه جان میشه اگه رفتی حرم برای من دعا کنی؟ ممنونتم


  24. 7
  25. #25258
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    13,703
    9,768
    17,983

    پیش فرض

    دیدی؟
    دیدی؟
    استخاره گرفتم،پرید!!!
    کلی هم پایین پستم از استارتر که هانیه باشد تشکر کرده بودم!
    اما خب پرید دیگه هانیه
    +
    حالتونو نمیدونم .. اما من
    این آهنگو امشب ده بار گوش دادم ..
    حالم جالب نیست .. آدما اگه میدونستن چقدر میتونن بهم انرژی خوب یا بد بدن .. حتما خودشون میشدن یه آلت قتاله!
    و میفتادن به جون هم ..
    چندوقته انرژی منفی زیادی سمتم میاد ! خیلی زیاد ! و همین باعث شده ضعیف بشم از هر نظری که فکرش رو بکنید
    +
    همیشه دلم میخواست بزرگ بشم .. اما حالا واقعا از دهه ها میترسم .. از مرز سی سالگی .. 40 سالگی .. حتی 25 !
    واقعا میترسم .. وارد دنیای بزرگترها شدن اصلا جذاب نیست .. کاش میشد باقی موند توی نهایتا دوران دبیرستان ..
    +
    هی حرف حرف حرف حرف و اینکه در نظر نگیری آقا جان من دارم چ بلایی سر طرف مقابلم میارم با حرفای صد من یه غازم!
    +
    اینکه نخوای کسی بفهمه چی تو سرت میگذره و شب ها قبل از خواب چ فکرایی تو ذهنته خیلی سخته
    بده آدم .. آدمِ حفظ ظاهر باشه .. آدمِ این کار!
    +
    خدایا من 4 روزه دیگه انتظار یه معجزه دارم که برای تو هیچه و برای من بزرگترینه ...
    +
    نمیدونم برای یلدا فال حافظ میگیرید یا نه ! اما امید دارم تفال تون به حافظ شیرین باشه مثل شاخه نبات
    +

    تقدیمتون:

    عزیزِ من! دل کمتر از انار که نیست ..
    تنگ میشه ..
    تَرَک میخوره ..
    بعد هم تا تَقی به توقی بخوره میشکنه ..
    ببین جانم ! دل تَر*َک برمی داره !
    زودتر از انار ! بدتر از انار !
    حالا هی نباش ...!!




  26. 6
  27. #25259
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    14,207
    8,003
    7,928

    Emoticon Tongue گفتگوی شب یلدایی ِ هانیه :)



    ســــلام
    یلـــداتون مبــارک بهتــرین هـــا

    +به عکس خوب دقت کنید
    :)
    یه امشبــ ُ کنــار هم خوش بگــذرونیم
    آمــا اینم بگم 4 گیگ حجم زدم مهمون اومد کیف کنه
    کسی آدرس نمیخاد؟

    ولی واقعا یه امشب اون گوشی های کوفتی مونو درنیاریم هی چک نکنیم
    که کی استوری گذاشته
    کی پست گذاشته
    کی سفره خوشگل تر چیده
    کی لاکچری تره زندگیش
    کنار پدر مادر و خواهر برادر و فامیل لذت ببریم از اینکه همو داریم
    و خدا بهمون لطف کرده گذاشته لذت یه یلدای دیگه رو کنار خانودمون با سلامتی امتحان کنیم
    :)
    میکروفون و گرفتم ول کن نیستم


    +کیمیا ولمون کن :|
    تروخدا
    ifilmدیگه داری گند ِشو در میاره گل من(شکلک مشت)

    خیلی وقت بود پست نداده بودما و کلی اتفاق افتاده ها ولی امشب
    بیشتر حس خانومانه نویسی ِ

    +من به فدات ثمین من به فداتهمه تشکراتو قربون میرم :))حالا خوب اومد دیگه؟
    +الهه برگرد از سفر دلمون تنگولید برات
    +نگار معاون کم کار شدیا گفتگو نمینویسی خشمگین انگیز ناک بشیم برات؟
    +مامان سارا ساکتی برا چی
    +حدیث اینستا خودت بودی دیگه انشالله که فالووت کردم؟
    +برادر مدیر گفتگو بده لااقل
    +سمـا فصل امتحانات از رگ گردن به تو نزدیک تراست تبریکم برای باز شونصد و نهمین بار به تو بهترین

    دلم میخواست بازم صداتون کنما دیگه وقت نی
    برم در آغوش
    گرم خانواده


    دوستون دارم یه عالمه :)
    شب یلدایی تون قشنگ


    +
    یلدا من اناری را می کنم دانه ، به دل می گویم :
    خوب بود این مردم ، دانه های دلشان پیدا بود...
    #سهراب_سپهری

    ویرایش توسط هانيه : 2016.12.20 در ساعت 20:21 دلیل: رنـگ آمیــزی :))


    [ اسـفنـد لبخنــدِ زمستــان است از ذوقِ بهــار...]






  28. 7
  29. #25260
    narges70
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    3,631
    283
    776

    پیش فرض

    سلام .
    من که نمی دونم چی چی بگم هرچی فک میکنم.
    اولین باری که تو ای سایت اومدم رو یادم میاد
    فک کنم دقیقا دوسال پیش تو بود که یه داستان تو سایت خوندم
    اون داستانه واس من یه خاطره بود یه کامنت هم گذاشتم واسه اون داستانه که هنو هست ولی لو نمی دیم دیگه...
    خلاصه اون اولین دیدارم بود از کوچلو دیگه کوچلو نیومدم تا پارسال ...
    اینم از آشنایی من از کوچلو .سایت کوچلو هم یه بخشی از گذشته های منه .
    این روزا همش تو گذشته های زندگی ام زمان هایی که زندگی منو به طوفان بست اون موقع ها من یه آدم با روحیه ضعیف بودم دل نازک و نازک نارنجی و بی تجربه.
    خلاصه زندگی تمام دلخوشی های منو یک به یک ازم میگرفت حال روحی دخترک ژولیده که میبینم رو همش یاد اون دوران خودم میفتم به یه جایی رسیده بودم که نمی تونستم تو این دنیا نفس بکشم تا اینکه یه روز نمی دونم چی شد تصمیم گرفتم قوی باشم دیگه آدمی نباشم که زندگی خوردش کنه "تو همین لحظه هم اتاقیم داره میگه داری طومار مینویسی واس سایته" شاید اون دوران بیش از هشتادتا کتاب روانشناسی گرفتم که بخونم که خودمو پیدا کنم با هر درد زندگیم کتاب خوندم اونقد خوندم که کم کم خودمو پیدا کردم "الان بغضم گرفته که میگم "
    هدفم از گفتن اون روزا این بود که بگم هر کدومتون تو هر مشکلی که هستین هرچقد هم که سخت و دردناک باشه زمان التیامش میده فک نکنین تا ابد تو اون مشکلات می مونین .هرجای زندگی کم آوردین در هم کوبیده شده شدین تسلیم نشین وبجنگین و شرایطو به نفع خودتون عوض کنید .شاید اگه دوسال پیش منو می دیدین من غمگین ترین آدم روی زمین بودم انقدر درمونده و بدبخت بودم تو ذهن خودم که نگو ولی تصمیم گرفتم من خوشبخت ترین باشم واس خودم هدف تعیین کردم که بهش برسم و کم کم به تک تکشون رسیدم یهو اون آدم بدبخت ودرمونده یه آدم شاد شده صد درصد زندگی بارها دوباره منو درهم می کوبه ولی من دیگه هیچوقت اون آدم ضعیف درمونده نیستم .
    بچه ها دارن میوه های یلدا آماده می کنن هی میگن بدو بیا ....
    خلاصه از یلدا هم بگم برم
    پرشین پرحرف هم خودتی ضمنا چون میدونم الان میگی تو دلت
    امروز تاساعت پنج و خورده ای کلاس بودم عصری برگشتم تا هم اتاقیم غمگینه که دیگه نمیتونه ارشدشو ادامه بده پول شهریشو نداره خلاصه ورداشتیم بردیمش کلی فروشگاه گشتیم واسش شغل شریف فروشندگی یافتیم و برگشتیم یلدای منم ایجور گذشت بعدشم یه شام فقیرانه و حافظ که حافظم هم گفت سردرگمی و نیاز به کمک داری ولی کسی نیست بر توانایی های خودت تکیه کن .
    دیگه خدافظ
    هرگز متوجه قدرت واقعیتان نخواهید شد،
    تا زمانی که کسی به شما ضربه ای بزرگ بزند.
  30. 6
صفحه 1684 از 1690 نخست ... 1184158416341664167416791680168116821683168416851686168716881689 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,246 به 25,260 از 25343

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •