ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1685 از 1699 نخست ... 11851585163516651675168016811682168316841685168616871688168916901695 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,261 به 25,275 از 25476
  1. #25261
    devs
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    ....
    نوشته ها
    1,056
    8
    440

    پیش فرض



    اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت …
    دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او
    آنگاه که مهر می *ورزی مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا می*کند …
    پس خود را گناهکار مبین
    من عیسی نامی را میشناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد … و تنها
    یکی سپاسش گفت!!!
    من خدایی میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده … یکی سپاسش می
    گوید و هزاران نفر کفر !!!
    پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند … از تو برای
    مهربانیت قدردانی میکنند.
    پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش… که این روح
    توست که با مهربانی آرام میگیرد
    تو با مهر ورزیدنت بال و پر میگیری …
    خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد …
    پس به راهت ادامه بده
    دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند …
    تو به پاس زیبایی عشق، عشق بورز و جاودانه باش
    همیـــن حرفی نیــست
  2. 10
  3. #25262
    gole_sorkh1017
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    7,702
    5,968
    4,015

    پیش فرض

    سلام دوستان خوبین ؟

    منم خوبم شکر

    فقط پام شکسته

    اونم دقیقا هفته ای که قرار بود بریم ماه عسل

    دقیقا هفته ای که قرار بود حنا بندون بگیریم

    دقیقا هفته ای که قرار بود جهیزیمو ببریم

    ولی خب زد و پام شکست و الان یه هفته هست که تو گچ هست

    خیلیا ازم میپرسن ناراحتی ؟

    وقتی بهش فکر میکنم میبینم واقعا از ته دلم ناراحت نیستم و خدا رو شکر میکنم

    من به این ایمان دارم که هر چیزی که برای ما اتفاق میوفته به نفع ماست

    برا همین همش میگم حتما حکمتی بود و خدا رو شکر میکنم

    فقط تنها چیزی که اذیتم میکنه اینه که یه هفتست تو خونه موندم و نمیتونم تکون بخورم

    برف باریده همه جا سر سره شده

    مراقب خودتون باشین

    دوستون دارم

    امیرالمومنین یارمون


    هر روز با هم دعوا داشتند ولی زورش به او نمی رسید.
    نمی دانست چه کند، با خودش گفت می روم شکایت می کنم...
    کتاب مفاتیح را برداشت و آن را باز کرد:
    «الهی الیک اشکو نفساْ بالسوء اماره...»
    خدایا به تو شکایت می کنم از نفسم

  4. 10
  5. #25263
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    103,944
    19,146
    15,034

    پیش فرض

    سلام بچه ها

    من از صبح که سر کارم درگیر بودم

    آخه رئیسم یه چک 15 میلیون تومنی داد به آبدارچی که نقد کنه

    اونم پول را نقد کرده و غیب شده


    حالا هم چندتا از همکارام با رئیسم رفتن در خونه آبدارچی ولی پیداش نیست

    نمیدونیم چی شده دزدی کرده یا بلایی سرش اومده

    ایشالا هرچی خیره برای همه پیش بیاد

    دوستتون دارم هوارتا

    به خدای مهربون میسپرمتون

    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  6. 9
  7. #25264
    narges70
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    6,447
    794
    2,013

    پیش فرض

    سلام دوستان خوبید ان شاء الله .
    هیچی دیگه یه بار اومدیم یه پست گذاشتیم انواع تا اقسام برداشت ها دیدیم منم که اصلا زود ناراحت نمیشم اصلا ها در همین راستا اومدم شفاف سازی کنیم تا خیال بعضی ها راحت شه ....
    اولا تو قسمتی که گفتم یه داستان خوندم دوسال پیش بابا یه بنده خدایی یه داستان جالب که مث زندگی من بود یا نمیدونم به من ربط داشت دقیق نمی دونم کدومش بود گف تو فلان سایت هست من خوندم کامنت هم گذاشتم اونجا سایت کوچلو دیدم ....
    دوما من هیچوقت هیچوقت تو این سایت تا تاریخ عضویتم عضویت نداشتم
    وهیچکی رو تا عضو نشدم واقعا نمیشناسم خیالتون راحت
    بعدشم اینکه میگند معلومه یکی قالش گذاشته و برگشته اصلا چنین چیزی صحت نداره من برا خودم عقایدی دارم و قانون هایی خدای ناخواسته شوهرمم بخاد قالم بذاره دیگه مگه تو خواب منو ببینه واقعا محاله محاله که کسی تو زندگی من بره با پای خودش بتونه برگرده تو زندگیم مگه اینکه باعث رفتنش خودم باشم ....اینم از شفاف سازی این .
    اما در مورد قال گذاشتن به نظر من یه زن اونقد قدرت داره که میتونه هر کسی که تو زندگی دلش میخاد رو داشته باشه هر زنی قدرت نگه داشتن هر مردی رو تو زندگیش داره که میتونه کاری کنه که هیچوقت از طرفش خیانت نبینه یعنی قال گذاشتن معنایی نداره .
    اما در مورد رنجای زندگی همش که شکست عشقی و ای چرت وپرتا نیست .خیلی چیزها میتونه باعث رنجش یه آدم شه دور از جون از مرگ عزیز گرفته تا خیلی چیزای دیگه که حوصله ندارم بگم آدما هر کدومشون یه ظرفیتی دارن گاهی به یکی صد تا فحش میدی ناراحت نمیشه ولی یکی دیگه بهش تو هم بگی توهین شخصیتی هست واسش و ...شاید چیزای که مثلا منو رنجونده باشه و درمونده کنه یکی دیگه بخنده بهش بگه فلانی با این ناراحته .
    اما موضوع بعدی جو دادن من اصلا اهل جو دادن نه بودم و نه هستم هیچوقت خودمو جلو کسی بزرگ تر نشون نمیدم ولی هیچوقت هم خودمو کوچیکتر نشون نمیدم نه از کسی بزرگترم نه کوچکتر فقط احساس میکنم یه کوچلو خودخواهم و خودخواهانه حرف میزنم بخدا دست خودم نیستا ولی من خودمو خیلی دوس دارم بیشتر از هر کسی تو دنیا ولی این نشون جو دادن نیست من ایجوریم دیگه چکارش میشه کرد ...
    حالا شفاف سازی شد حالا نشد هم مهم نی .
    از امروز بگم
    امروز امتحانی که خراب کرده بودم نتیجش اومد عاقا شده بودم دو هفتاددو پنج از چهار *. ملت نمره پایینشونو قایم میکنن ولی مال من میگفتن چن شدی تو کلاس جار میزدم دو وهفتاد و پنج انگار بیست شده بودم وای ایقد خوشحال شدم که نگو انگار هزارتا بیست و باهم گرفته بودم آخه خوب نخونده بودم بلد نبودم .
    دیگه برم بخابم بعد بیدار شم قراره با هم اتاقی هام بریم دور دور البته یجوری خوابیدن که بعید میدونم بیدار شن انگار اصحاب کهف ...
    بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا . . .
  8. 9
  9. #25265
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,471
    6,684
    4,885

    پیش فرض

    سلام
    خوبین؟
    واقعا دارم به زور خودمو مجبور می کنم به نوشتن :| بیماری ه انگار : ))

    واقعا عاشق استادی شدم که در پست های پیشین گفتم راجع بهش : ))))
    این همه ما با این دکی کلاس داشتیم نمی دونم چطور این ترم آخری اینجوری تو دل من جا شده :دی
    حالا واقعا باید ببینیدش منم ببینید تا متوجه بشید چقدر خنده داره :دی
    ازین حزب اللهی های خوشتیپ و بانمک :دی یعنی در حدی که بعد از 6 ترم من این ترم 7 ساعت کلاس جبرانی رفتم به خاطر استاد جان : ))))
    وای خوب میشه یهو این نوشته به دستش برسه :دی دیگه من میرم از زمین : ))

    اینا صرفا جنبه طنز داره ها :دی

    تصمیم دارم ارشد امتحان بدم و اگه خدا بخواد یکم بریم تو آغوش درس :| واسه م نتیجه مهمه ولی نه برای ادامه تحصیل ، صرفا برای اثبات!!
    دعا کنید رو سفید بشم : (

    راستی یلدای ِ گذشتتون هم خجسته : )
    ما که یه یلدای ِ واقعی داشتیم علی رغم دانشجویی بودن و تعداد کم ، ولی خوب بود و خوش گذشت
    در این حد که من هنوز معده م درد می کنه :| : ))

    اصلا حال گذاشتن شکلک نداشتم ، دیگه با همینا کنار بیاید :دی
    دعا کنید واسم
    خیلی دعا ، آرزو ، انرژی مثبت ، احتیاج دارم!!
    تصمیم های بزرگ باید گرفته بشه ، چیزی که ازش فراری َم ولی گریزی ازش نیست ..

    مراقبت کنید
    بدرود


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
  10. 7
  11. #25266
    devs
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    ....
    نوشته ها
    1,056
    8
    440

    پیش فرض




    ادعای عشق می کنیم و فراموش کرده ایم رنگ چشم های مادرمان را….
    …..

    قند خون مادر بالاست
    اما دلش همیشه شور می زند برای ما
    اشکهای مادر…مروارید شده است در صدف چشمانش
    دکترها اسمش را گذاشته اند آب مروارید
    حرف ها دارد چشمان مادر… گویی زیر نویس فارسی دارد
    دستانش را نوازش می کنم
    داستانی دارد دستانش
  12. 7
  13. #25267
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,238
    12,753
    16,971

    Flower 32 32

    سلامممم
    بارونو داشتید امروز?
    عاشق این هوام . کیه ک نباشه ?
    وای چقد هولم من
    خوبین? من ک خوووووبم
    دارم اسپارتاکوس میبینم و همزمان عاهنگ ( عشقم اینروزا) از محمد علیزاده رو گوش میدم
    چ هماهنگم هست
    روحیم تلفیقی از رومانتیک و جنگجو شده الان
    دوست دارم عشقمو خفش کنم خخخ
    پسملمم در حال غلط خوردن کف اتاق میباشه
    کارم در اومد دیگه ...
    عین لاکپشت هی برعکس میشه باید برم پشت و روش کنم
    شب یلدا هم ک گذشت امیدوارم ک خوش گذشته باشه بهتون
    راستی هانیه من اینجام
    تو اصلا کجایی? دقیقا کجایی?
    بهدشم ک این روزا چقد دلم میگیره بارونم میاد
    دیگه هیچی....
    راسی الهه نیست من ب جاش میگم بیاین سایت
    من برم شامو بار بزارم
    تا بهد
    اودافظ

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  14. 8
  15. #25268
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,336
    10,432
    18,940

    پیش فرض 5 دی ماه

    سه هفته ی پیش ختم 14000 صلوات رو شروع کردم
    و 4 روز پیش تموم شد
    چندتا نیت داشتم .. یکیش برآورده شد .. موفقیتی که مغرورم بهش .. خیلی زیاد
    همین باعث شد دوستای واقعیمو بشناسم .. اونی که پا ب پام ذوق کرد و اونی که انگار نه انگار که شنیده و البته رفتن تو بلک لیست

    +

    چیزی تو ذهنم نیست برای گفتن .. حالم بسیار بد بود البته نصف بیشترش برای الودگی هوا ست .. اما خب برگشتم خونه و این خبر خوب حالمو خوب کرد...
    .
    .
    .

    شبتون هرچی که خودتون دوست دارید

    مراقب دلتون باشیددل صاف و پاک روزیش دست خداست

    +التماس دعا ی بسیار


    تعداد آدم هایی که من واقعاً دوست شان داشته باشم زیاد نیست،
    تعداد کسانی که نظر خوبی درباره شان دارم از آن هم کمتر است
    من هرچه بیشتر دنیا را می شناسم از آن ناراضی تر می شوم
    هر روز که می گذرد بیشتر معتقد می شوم آدم ها، شخصیت ناپایداری دارند
    و نمی شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد

    . . .




    خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها!
    چه شادیها خورد بر هم
    چه بازیها شود رسوا . . .


    1396/03/15

    ..
  16. 8
  17. #25269
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    7,272
    4,126
    5,311

    پیش فرض

    سلاااااااااااام
    چقد دلم تنگتون شده بود
    خوبین خوشین؟
    من نیز هم
    مسافرته که خیلی خوش گذشت با اینکه کوتاه بود و همین اطراف
    ولی چون چهار نفری با ماشین شخصی رفتیم کلی حال داد
    یه تغییری تو کارم ایجاد شده که بعدا به سمع ونظرتون میرسونم
    بخاطر همین باز یمدت کوتاهی نیستم
    حواستون به کوچولو باشه تنهاش نذارین
    راستی نگار آبدارچی شرکتتون چی شد ؟پیدا شد؟
    باید چندروزی به کارای خونه سرو سامون بدم باز سر میزنم بهتون
    باتشکر از سارای عزیز که پیام منو رسوند
    بیشتر بیاین سایت
    خدایا ببخش که تقوای ما
    با یک تق,وا میرود

    شهید آوینی
  18. 7
  19. #25270
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    103,944
    19,146
    15,034

    پیش فرض

    سلام بچه ها

    پیرو پست قبلیم که گفتم آبدارچیمون دزدی کرده

    دیروز اومد شرکت

    میگه پول را ازم زدن

    فکر کرده ما بچه ایم

    فعلا که زنگ زدیم پلیس اومد بردش

    الان هم بردنش دادسرا

    تا ببینیم چی میشه

    خدا هیچکسو محتاج نکنه

    البته این دلیل بر دزدی نمیشه

    دوستتون دارم هوارتا

    فعلا بای بای
    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  20. 8
  21. #25271
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,673
    10,471
    20,280

    پیش فرض



    همه لاکچریااااااااا
    +
    همسایه مون سیرابی درست کرده :|
    رفتم اسپری زدم تو آشپزخونه
    اومدم نشستم تو هال، دارم بوشو استشمام میکنم :|
    فکر کنم روده موده گوسنفنده از پایین داره فوت میکنه :|
    (میفهمی اسپری زدن تو آشپزخونه یعنی چی؟ الان رایحه ای از اسپری خوشبوکننده، گوشت سرخ کرده، سیب زمینی سرخ کرده و سیرابی میاد :| آقا تروخدا از این کارا نکنید :| سیرابی؟ :| تازه باید منتظر باشم پیازداغ هم درست کنه)
    +
    من یه تکیه کلام جدید پیدا کردم. "خیلی خوب بود"
    چندروز پیش رفتم تو آشپزخونه، روی ظرفی که مامانم گذاشته بود توی سینک، لیوان آبُ خالی کردم
    دیدم خیلی سنگین داره نگام میکنه
    گفتم "چیزی شده؟عشقم؟"
    گفت "توش وایتکس ریخته بودم"
    حالا من مرده بودم از خنده و میگفتم "وااااااااااای خیلی خوب بود"
    مامانم هم گفت "تو هی گند بزن بگو خعللی خووب بود"

    +
    امتحانامون از 1+3 دی شروع شد.
    3تا امتحان تاحالا رد شده از سرمون :|
    دست و دلم به خوندن نمیره :|
    +
    ینی وقتی شبکه نماش گفت به زودی فرار از زندان پخش میشه
    من گفتم اولین قسمتش ساعت 7 صبحه روز 4 دیه :|
    شانس نیست که :|
    حالا گذاشتن ساعت 11 شب
    مگه میذارن من ببینم؟
    دیگه منم گفتم وات تو دو وات نات تو دو؟
    خودم بعده امتحانا میشینم همشو میبینم
    +
    آقا من رفتم کانونِ ... تا لوح جشنواره خوارزمی رو بگیرم
    همه رفتن :| بعد به ما لوح دادن :| خودم واسه خودم دست میزدم


    بعد من با یه لبخند ملیح زل زدم تو مردمکه چشم مجری :|
    خشک و خالی که نمیشه :|
    یه دستی. سوتی. جیغی. جایزه ای

    گفتن مدرسه بهتون جایزه میده :)
    به این نون و نمک قسم یک هفته ست با لبخند از روبروی دفتر مدیرمون رد میشم
    بهش لبخند میزنم
    دستشو میبوسم
    "ای آلبالو ای شفتالو .."واسش میخونم :|
    مدیر مدیره .. خوده مدیره
    کارگر نیست که نیست

    همین کالری هایی که من برای لبخند زدن سوزوندم میدونی خودش چقدر ارزش داره؟
    اینجوری مغزها فرار میکنن دیگه
    شرایط رو برامون مساعد نمیکنید :|
    البته من حال ندارم فرار کنم
    اگه قِل خوردن مغزها بود من تا سر کوچمون فرار میکردم
    +
    بو سیرابی میاد
    +
    تجربه آموخته هیچوقت اجازه نده معاون ها اسمت رو بفهمن (که بعد از بغل کردن جوجه تیغی، سخت ترین کار دنیاست)
    از بین 150 نفر دانش آموز که قبل از امتحان داشتن با وضعیت فجیع و دردناک و رقت انگیزی آخرین خوانده های خودشون رو که 90% رو فراموش کرده بودن، مرور میکردن. (چ طولانی شد)
    از توی میکروفون میگه :سما بدو برو بالا ببنم. نیای دیگه نمیذارم بری
    خب عزیزه من
    گله من
    تو فازت رو به من بگو
    من خودم حلش میکنم داداچ
    اصن من خودمم همینجوری بودم
    تن تاک خریدم حل شد
    +
    بو سیرابی نمیاد
    ولی سیب زمینی مون یکم ته گرفت
    یوخده برنزه شدن
    امان از مد
    امان از فشن
    امان از توطئه امریکا
    اینا توطئه غربه آقا اینا توطئه غربه
    +
    بعده ناهار میشینم درس میخونم (برگرفته از کتابه مدیرها جایزه ی دانش آموزان را میدهند)
    من بیخیال این موضوع نمیشم
    +
    برم دیگه

    سعي كنين از چيزاي اعتيادآور دوري كنين
    سيگار كشيدن، الكل، كافئين
    يه آدمي كه به نظر خوب مياد
    يه آدمي كه به نظر خوب مياد
    يه آدمي كه به نظر خوب مياد

    ..

  22. 8
  23. #25272
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    103,944
    19,146
    15,034

    پیش فرض

    سلام بچه ها

    معلوم هست کجایید؟

    اتفاقی افتاده که من بی خبرم؟

    چرا هیچکس نمیاد سایت؟

    یه کاری نکنید که خشانت به خرج بدم

    زود بیاید پست بدید

    دوستتون دارم

    فعلا بای بای

    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  24. 7
  25. #25273
    sarir
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    3,795
    3,313
    4,628

    پیش فرض

    عی یادش بخیر قدیما چه جولونی میدادم توی این تاپیک
    دیدم نگار تهدید کرده تحریک شدم ازخود چهارخط درکنم و بگم : نگار
    چندصد ساله علیه خلوتی سایت جماعت تنبل رو تهدید میکنی بیاو خشانتت رو بلاخره نشون بده لااقل من یکی از جمع تنبلا آرزو به گور نبرم
    ضمنا ،خشانتت رو نشون بدی منم خشانتم رو نشون میدمااا
    گفته باشممم
    خاک تو سرت روزگار.
  26. 8
  27. #25274
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    20,895
    12,482
    12,526

    پیش فرض

    سلام اگور پگوریا

    خوبید؟خوشید؟
    سلامتید دیگه ایشالله
    من نیز خوب میباشم .فداتون
    دیدم پستم اخرین پست این صفحه س و نگار هم خشانت به خرج داده تا حدی که سریر ب غیرت اومده و پست داده.سریر ریفیق جانبقول ارسطو ما همچنان دوستت داریما

    بزارید فک کنم خبرمبر چی دارم براتون بگم
    اهااا اول اینکه سه شنبه نی نی مون بدنیا میاد ب امید خدادعا کنید لفطن برا مامان و بچه
    دختردایی میشوم برای بار نخست و همانا میمیرم برایش
    این هفته هم ازاون هفته هاستا که من ترافیک کاریم زیاده خدا بخیر بگذرونه
    از انجایی که با گوشی دارم پست میدم از گذاشتن شکلک های متنوع معذور میباشم و حلال بنمایید و خودتون هرجا لازمه ایموجی مورد نظر را قرار دهید

    اخ دیروز رفتیم کلاس
    کلاس همیشگی مونو درشو ققل نموده بودن
    برا اینکه هی صندلی هارا ردیف میچیدن برا امتحان ما میرفتیم کلاس عصر ها بهم ریختیم اونا هم درشو قفل کردن
    ما هم رفتیم در یک کلاسی ک من توش احساس خفگی میکردمتنگ نبودا ولی کوچیک بود
    داشتم خفه میشدم توش
    انقدم نزدیک بودیم به تخته معلم میرف از پشت سرمون درس میداد از بس تو حلقش بودیم
    و ای کاش که نمیرفت
    یوهو دیدیم گف ای وااااای
    ماهم گردنامون مث جغد ۱۸۰ درجه چرخید به پشت
    دیدیم دَدَم وایچند عدد ادامس جویده شده خرسی ب رنگ صورتی بر روی شوفاژ انتهای کلاس بوده
    و براثر گرما حرارت دیده ومعلم جان رفته نشسته روش
    نخند سرت میادا
    صحنه جان گدازی بود واقعن
    شلوارشم نو بوده طفلک
    بعد فقط گف دیگه کلن برگردیدمن از همین پشت درس میدم
    بعدشم گف خانم هانیه گفتم بلی
    گف بفرما پای تخته
    گف برا چی
    گف حکم دست منو ایفا کن
    هرچی میگم بنویس
    هیچی دیگه پای تخته مینوشتم هرچی اوشون میگف
    اخرشم گف وقت میدم بنویسی تو دفترت
    منم بایک حرکت ضربتی گوشی و در اوردم و عکس گرفتم از تخته
    لازم ب ذکر است ک خیلی حساسیت داره ب گوشی
    با یک غضبی نگام کردمنم یه لبخند ملیح زدمگفتم وقت طلاست
    طفلک با یه اسیری رفت تو ماشینش بمنم اصرار کرد ک داری میری تو مسیر بچه ها رو جمع کن باخودت ببر کسی نباشه
    نکته اخلاقی:وقتی ادامس تو میجوی لزومی نداره هرجا رسیدی در بیاری بچسبونی گل منمخصوصا ادامس خرسیبا تشکر من

    اینم از گفتگوی من .اخیش سبک میشم اصن اینجا پست میدم

    دعا یادتون نره دیگه
    بعد بیماران کنکوریا در اولویت قرار دارن برا دعا
    منم که دیگه یه کنکوری ِ مظلوم

    فرغونتون برمخدافسی
    ویرایش توسط هانيه : 2017.01.01 در ساعت 12:10 دلیل: دلـــم خواســــت :|
    .
    .
    .
    بیـایید علــت حــالِ خــوبِ هــم باشیـم
    بـاور کنید دنیـا خــودش
    بـه انـدازه ی کـافی مهــارت دارد
    کــه دل آدمـی را بـدرد بیــاورد...


  28. 10
  29. #25275
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,238
    12,753
    16,971

    Flower 32 32

    سلامممم
    عای ام حاضر
    خوب و خوشین?
    منم خوبم فقط دلم میخاد بخابم همش
    احساس میکنم ی نسبت دوری با خرس قطبی دارم من
    الان ی هفتس میخام برم خرید ولی خریدم نمیاد
    یخچالمون تار عنکبوت بستع
    ب درجه ای از عرفان رسیدم ک از رستورانه محل میزنگن میگن: همون همیشگیو بفرستم بیارع?
    (یاد ملیحه سبزه افتادم یهو)
    دیروز رفته بودم پیش دکتر
    رفتم تووو سلام دادم دکی کله اش تو گوشی بود
    نشستم پیشش یه اههم کردم
    ی لبخند ملیح زد در حالیکه هنو کللش تو گوشی بود
    صندلیمو کشیدم جلو گفت قیییژ
    گف ببخشید این پیامه خیلی مهمه جوابشو بدم??
    گفتم بده:| ( حالشو میخرم )
    خلاصه سرتونو درد نیارم نزدیک سی دقیقه بالاتفاق درونه تلگرام بودیم
    بهد ک کارش تموم شده میگه خو بفرمایین?
    منم گفتم چیو?
    همه درد و مرضام یادم رف اصن
    میخاستم ی استیکر قلب بزارم رو میزش برم
    نتیجه گیری غیر اخلاقی: سعی کنید همش برید تو گوشی چون دردتونو فراموش میکنین
    پ.ن: این همه پیام اخلاقی دادم گوش نکردین عقده ای شدم
    خو من برم دیگر
    چه یهو رفتم من
    بازم میام
    جیگلتونو
    اودافظ
    ویرایش توسط سارا خانوم : 2017.01.02 در ساعت 10:59

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  30. 8
صفحه 1685 از 1699 نخست ... 11851585163516651675168016811682168316841685168616871688168916901695 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,261 به 25,275 از 25476

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 12 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 12 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •