ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1701 از 1701 نخست ... 12011601165116811691169616971698169917001701
نمایش نتایج: از 25,501 به 25,513 از 25513
  1. #25501
    mehran_professor
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2013
    محل سکونت
    شهرکرد
    نوشته ها
    4,549
    137
    1,177

    پیش فرض

    سلام به همه .... امروز صبح زود مجبور شدم بیدار بشم ...از فردا کلاس ها شروع میشه .... خیلی از دوستام دانشگاه های خارج از استان درس میخونن..از همون صبح یکی یکی رفتم خداحافظی ... خیلی دلم گرفت تقریبا همشون رفتن ... من موندم و ندیدن دوستان چندین و چند ساله ام برای یه مدت طولانی ... تابستون امسال از صبح تا بعدازظهر کار اموزی بودم ... بعد از اون هم میرفتم سر کار تا شب ... خیلی سخت تونستم ببینمشمون ... امروز با خودم گفتم کاش دو روز از کار آموزی میزدم میرفتم اونا رو می دیدم افسوس .......
    شنیدی که دلم گفت بمان ، ایست ، نرو / به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو / نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست ، نرو .
  2. 4
  3. #25502
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,616
    8,528
    7,350

    پیش فرض

    سلام به همه ى رفقا
    صبح تون به خير و شادى
    اميدوارم خوب خوب باشين
    و اخرين هفته و اخرين روزهاى شهريور رو خوب سپرى كنين و براى شروع درس و كلاس آماده باشين.

    روزتون قشنگ
    خالق عشق نگهدارتون
    فقط با تـــــــــــــو

    دنیا ، دونفره اش خوبه ...
  4. 6
  5. #25503
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,108
    23,814
    29,997

    پیش فرض

    بسم اللّه الرحمن الرحیم
    سلام به همگی
    چرا کنکوریا نيومدن بگن چه کردن؟
    این روزایی که میگذره برای من خیلی روزای خوبین
    دعا کنین خوب ترم شن حرفای خوب تبدیل شن به اتفاقات خوب تر
    زیاد حس طولانی نوشتن ندارم
    التماس دعا
    یا حق

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  6. 6
  7. #25504
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,108
    23,814
    29,997

    پیش فرض

    بسم الله الرحمن الرحیم
    بیام گوشاتون رو بکشم؟ من باید دو تا پستم با اختلاف چند روز پشت هم باشه؟
    Hanieh-94 رو یادتون هست؟ مادربزرگش فوت شدن
    فاتحه بخونین لطفا
    منم امروز تا مرز مردن رفتم
    خواب بودم اساسی بعد یهو صد تا بچه جیغ زدن
    همچین هول شدم تو خواب از رو تخت افتادم زمین
    الان تمام تنم درد میکنه
    به قول یکی سبز باشید
    خدانگهدارتون

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  8. 6
  9. #25505
    mehran_professor
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2013
    محل سکونت
    شهرکرد
    نوشته ها
    4,549
    137
    1,177

    پیش فرض

    سلام به همه ی دوستان .... خیلی حال داغونی دارم این روزا ... یه طرف برادرم ... یه طرف نامزدم ...یه طرف خودم ... خسته شدم از قوی بودن ... خسته شدم از درد کشیدن ... خسته شدم از عادت کردن به سختی ... هیچ حسی ندارم ... وقتی تلفن زنگ میخوره تمام گوشت و بالم می لرزه که دوباره چه اتفاقی افتاده برام ... خدایا تقاص کدوم گناهو دارم پس میدم ... ؟؟؟؟
    شنیدی که دلم گفت بمان ، ایست ، نرو / به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو / نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست ، نرو .
  10. 5
  11. #25506
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,616
    8,528
    7,350

    پیش فرض

    سلام همگى
    روز پاييزى تون به خير
    اول مهر خود را چگونه گذراندين؟

    نيوشا جان بسپارشون دست خودم ، نمى دونم چرا كوچولوها كم فعاليت شدن جديدا؟!

    آقا مهران اميدوارم كه اتفاقاى خوب خوب برات اتفاق بيفته تا يه كمى از اين احساس خستگى رها بشى.

    روز و روزگار بر وفق مراد
    فقط با تـــــــــــــو

    دنیا ، دونفره اش خوبه ...
  12. 5
  13. #25507
    ɳД√↡Đ 98
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    January 2017
    نوشته ها
    892
    61
    413

    پیش فرض

    سلام به کوچولو ها مخصوصا حسینی ها
    امشب و فردا شب دور از هیئت هستم موقعیتی پیش اومد کتاب حضرت سید الشهدا اثر شهید دستغیب خوندم.
    مطالبی از این کتاب خدمت شما ارائه بدم:
    حضرت علی علیه السلام می فرماید: اگر شخصی سنگی را دوست داشته باشد ؛ خداوند او را با آن سنگ محشور میسازد.
    عالم محبت خیلی عجیب است، همان جاذبه محبت حبیب و محبوب را جذب خواهد کرد هر چند محبوب در درجات عالی و محب در درجات نازله باشد.

    یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
    دولت صحبت آن مونس جان، ما را بس


    دوست دارم یه مطلبی اینجا بگم (چون که اینجا هم فقط مجاز منه)
    چند سالی هست که در طول سال دوبار سینه هام کبود میشه فاطمیه عاشورا
    وقتی سینه ها کبود میشه اولش سوز داره بعدش قرمز میشه و بعد میبینی یکی دو روز به حالت زرد رنگ میشه و تیره تر و بعد رخت میبنده اینجوری که سینه زنی سینه های ما رو بالا نیاره پرس هالتر و دمبل بالا نمیاره!
    حسین علیه السلام خیلی آبرو داره پیش خدا چه بهتر که ما همه کارامون خدایی و حسینی باشه حالا اگه نشد و لایق نبودیم حب الحسین از دست ندیدم تا امید داشته باشیم از باب الحسین وارد اون دنیا بشیم.
    تزئینات اون دنیا واسه محبین مثل حجله این دنیا واسه عروسه"

    از اینکه کم آنلاین میشم مسئولیت های زندگی زیاده
    یکطرف شرکت بقیه اوقات درگیر باغم این روز ها هم که محرم'

    در درجه دوم یا آخر هم خیلی باهاتون حال نکردم
    دوستون دارم
    موفق و موید باشید
    التماس دعا
    خدا نگهدار



    یا لثارات الحسین
  14. 3
  15. #25508
    mehran_professor
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2013
    محل سکونت
    شهرکرد
    نوشته ها
    4,549
    137
    1,177

    پیش فرض

    چقد خوبه که این شبا هست ... سال تحصیلی جدید رو هم به همه تبریک میگم ... انشا الله تو این شب های عزیز با ثار الله یار و همراه باشید و اجرتون رو هم خودش بهتون بده ....
    تو این شبا فراموش نکنید گریه های بعضی ها هم برای امام حسینه هم برای خودشون ...

    دستشون رو بگیرید که سید الشهدا هم راضی باشه ازتون ...

    التماس دعا
    شنیدی که دلم گفت بمان ، ایست ، نرو / به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو / نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست ، نرو .
  16. 6
  17. #25509
    narges70
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    7,084
    929
    2,342

    پیش فرض

    سلام کوچولوها انشالا که همگی خوبید
    هانی عزیزم بودنتو قدر میدونم مرسی بخاطر امشبت واقعا ممنون
    این متن تقدیم تو که لایقشی

    من خدا را در قلب کسانی
    دیدم که بدون هیچ توقعی مهربانند .
    مرسی مهربون من
    آنم که از سنگ آیینه سازم
    آنم که از زهر نوشینه سازم
  18. 5
  19. #25510
    احمد کوچولو

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,891
    2,960
    1,778

    پیش فرض

    سلام دوستان
    عبادات و عزاداری هاتون قبول باشه
    ان شاءالله امام حسین پشت و پناه همه ی شما باشه حتی اونایی که زیاد اعتقاد ندارید هم شک نکنید هواتون رو داره
    زیاد صحبت نمیکنم
    فقط خواستم ازتون خواهش کنم اگر این روزا توی عزاداری اشکی از چشمتون اومد و خواستید دعا کنید
    اول از همه ی دعاهاتون ظهور امام زمان رو در نظر بگیرید
    آخر دعاهاتون هم اگر من رو لایق دونستید یادم کنید
    بازم بهتون سر میزنم اگر عمری بود
    یا علی
    ----
    امام حسین علیه السلام :
    مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی شان در رفاه است پس هرگاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم می شوند.

    أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیب
  20. 7
  21. #25511
    narges70
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    7,084
    929
    2,342

    پیش فرض

    سلام کوچولوهای گل خوبید عایا ؟امیدوارم که تو دلتون شادی لبالب باشه و سرشار از حال خوب دل شاد تن سالم و عاقبت به خیری و عافیت باشید برا همتون این آرزوهای خوبو دارم .
    خیلی وقت بود گفت و گو ننوشته بودم گفتم اتفاقای روزانمو از اولین روز دانشگام در قالب گفتگو بنویسم .آقا ما ساعتمونو کوک کردیم واس ۶ و نیم صبح و پاشدیم و...هنو صبحونه نخورده تا دوست جونم مث خروس کله سحر از خواب پاشده زنگ زده بود و پیام داده بود نرگس من فلان جا دارم میام کجایی که یکهو من به ساعت گوشیم مشکوک شدم نکنه عقب مونده باشه نکنه ای ساعته هم با ما سر ناسازگاری داره تا نه جونم رفیق جونم سحر خیز شده طبیعیه متاهلا همیشه سحر خیزن چون باید صبحونه شوهرجون رو بدن کوفت جون (حالا بعضی شوهرا نوش جون )کنن. ای نمک نشناسا صبح تا شب غذا میپزی مث یه دسته گل اینا نوش می کنند بعد وفا ندارن بعد تا حرفی بحثی حدیثی میشه ها تا یه چی هم طلبکارند والا .
    به در ورودی حیاط دانشگاه که رسیدم تا چن دقه از هشت گذشته تند تند گازشو گرفتم گام هایی بلند به سمت کلاس (حالی یکی میدید انگار میخاستم بدوم به گنج قارون برسم بابا فقط به سلام علیک استاد نمیرسیدم )هشت ده نفری هم دیدم مث خودم بودن اون صدای گام های بلندی که ورمیداشتن رو تو اون حین گوش میدادم همه با هم و با صدای بلند .وقتی میشنیدم بهم یه حس آرامش میداد انگار زندگی ادامه داره هنو انگار هنوز زیبایی هایی هست درست مث وقتایی که بعد از صف صبحگاهی مدرسه میگفتن برید سرکلاستون همه تند تند میرفتن سر کلاس و صدای پاو قدم برداشتنا چقد بلند بود دقیقا اون دوران رو برام تداعی کرد و حس خوب زندگیو بهم میدادم .حالا ما رسیدیم تا استاد داره سلام علیک میکنه اونم انگار دیر رسیده بود رفتم نشستم دیدی وقتی یکی دیر میاد سر کلاس همه با هم نگاه می کنند بهش دقیقا حس اینکه ای نگاه ها به سمتم یورش اورده بود داشتم (کار زشتیه فضولید نگاه میکنید کیه دیر رسیده به تو چه آخه ) آقا سر کلاس استاده ،استاده از اونا بود که ذهن دانشجو رو به چالش می کشید منم تا یه ساعت اول خیلی به مغزم فشار میوردم اسمم میومد تو ذهنم باور کن اسمم هم بلد بودم شکرش بود والا اصلا انگار یه تابلو رو مغزم زده بودن که آقا تا اطلاع ثانوی تعطیله ولی از ساعت دوم به بعد خیلی تلاش کردم یادم اومد فروید داریم راجرز و اینا حالا چی گفتن رو از بقالی سر کوچون بپرسید حتما اونا میدونند .این استادمون کاملا مشخص بود یه انسان شریفی هست با وجود اینکه مجرد هستش ولی خدایی صد شرف بعضی از اساتید متاهل داره دقیقا از اون آدمایی که حس می کنی چقد این انسان و با شخصیته .جالب این بود که دوستمم همین نظرو داشت نسبت بهش کلا همه میگفتن ادم گلیه تا برخورد نداشتم نفهمیدم .
    خلاصه بگذریم برنامه دوستم ساعت بعدی متفاوت بود من با یکی اونم با یکی دیگه .ای استادی که رفتم سر کلاسش یه خانومی بود که عاقا که ویژگی شاخص شیرازی اصیل رو داره (حالا بع کسی نگید مراد اینه خیلی تنبل بود خدایی دو دقه درس میداد دوساعت میگفت استراحت کنیم خستم شد )آقا اسم ها رو که میخوند ها من ردیف آخر نشسته بودم گیر داد که بیا ردیف جلو بشین منم گفتم میشه نیام گفت آخه صدام نمیرسع و من اذیتم میشم گفتم استاد من شنواییم خیلی خوبه (شاخدارترین دروغ تاریخ میگفت ولپی من فک میکردم میگه گلپی ) اونم گفت معلوم میشه بی خیالم شد از شخصیتش که با بچه ها گرم میگرفت و خودمونی بود خوشم اومد ولی از درس دادنش نه پیش خودم میگفتم چرا با این گرفتم .اینم تموم شد زنگ زدم دوستم کجاست گفت بیا فلان جا من اونجام .خیلی وقت بود دوستمو ندیده بود از روز عروسیش تا امروز یه خورده احوالپرسی کردم هنو ما به احوالت چطوره نرسیده بودم که گفت نرگس یه پیشنهاد دارم برات منم فک کردم پیشنهاد برا برناممونه که باهم وفق کنیم تا نه کاکو قضیه امر خیره .دومادشون منو دیده بوده (دیگه نمیدونم تو عروسی یا دفعه ای که رفتیم خریدا رو بذاریم خونه خواهرش بعد بریم دانشگاه تا گفته نرگسم خوبه ها ازش خواستگاری کنیم واس پسر خواهرم .به احتمال زیاد روزی که رفتم عروسیش رفتم جایگاه عروس دوماد سلام کنم همانا دیده شدم پسندیده شدم و اما من نمیدونم چرا دقیقا همیشه وقتی یه خواستگار واس من میاد تا اون ملاکی که دوس ندارم داره .از شغل پسره خوشم نمیاد چون فک کنم شغلشون در هفته شیفت دارن کلا از شغلایی که شیفت شبع بدم میاد مث تکنسین اتاق عمل وپرستاری و ...بدم میاد .کلا من شبا تنها تو خونه باشم میترسم .از سنش خوشم اومد ۶۷ ای بود از لیسانس دومی هم که داره میگیره یا نمیدونم گفت گرفته خوشم اومد +گفت دو خواهر و دوتا برادرن ترکیب شون هم بدک نی +از اینکه همشهریم نیس هم بدم میاد خونوادم دوس ندارن وصلت با غریبه ها .خلاصه منم گفتم که چی بگم کلی با هم خندیدیم که داریم فامیل میشیم وکلی زدیم به شوخی و خنده .اولین باری بود که وقتی خواستگار اومد و دیدم یه گزینه از ملاکامو نداره سریع نگفتم نه .تنهایی هم حدی داره .ولی خارج از هرچی دخترا میدونن وقتی خواستگار میاد یه حس خوبی به دختر منتقل میشه .کلا من دوست داشته شدن و خواستنی بودن رو بیشتر از دوست بدارم یا یکیو بخام دوس دارم .حالا فردا میخام بگم بهش با خونوادم مشورت کنم بعد الکی نمیپرونیم یارو رو حالا شاید ادم خوبی باشد .از خواستگارم بگذریم میرم سراغ استاد بعدی همه میگفتن فلانی استاد خوبی نی نمره نمیده و فلان و ای درس اجباری به پست من خورد چقد ناراحت بودم تا رفتم سر کلاسش وای ایقد پشیمونم پشیمونم که اون درس دیگه باهاش نگرفتم تجربه شد برام به حرف دانشجوها دیگه گوش ندم خوب بودن از نظر من تا از نظر خیلی ها فرق داره .واقعا باسواد بود .حالا قصد بر آن دارم فردا کل برنامه مو کن فیکون کنم تا بتونم اون درسی که باهاش نگرفتم رو بتونم بگیرم خدا کنم بشه وگرنه بخدا تا کل ترم حسرت میخورم که چرا با این نگرفتم از این بابت خیلی ناراحتم .
    اینم از خاطرات روز اول دانشگاه من امیدوارم تا ته سال به خوبی امروز طی شه .
    و در آخر زندگی هایتان سرشار از خوبی و خوبی ها و آدم های خوب و ناب
    آنم که از سنگ آیینه سازم
    آنم که از زهر نوشینه سازم
  22. 3
  23. #25512
    gole_sorkh1017
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    7,703
    5,968
    4,019

    پیش فرض

    سلام دوستان عزیزم

    امیدوارم که حالتون خوب باشه

    من بعد سه ماه برگشتم به شهر خودم قبل از هر چیزی دوس دارم اول به نگار عزیز تسلیت بگم

    هر چند خیلی دیره ولی من همین الان از پستای بچه ها متوجه موضوع شدم امیدوارم که خدا بهتون صبر عنایت کنه

    و اما از سفر سه ماهم به تهران براتون بگم

    سفر خوبی بود برام نه این که بهم خوش بگذره نه اتفاقا خیلیم سخت بود ولی از این لحاظ که

    خیلی پخته تر شدم و به قولی بزرگ تر شدم برام خوب بود

    خدا رو شکر با همه خوبیا و بدیا تموم شد و من برگشتم به دیار خودم

    وووو یه خواهش از دوستانی که اهل تبریز نیستن ولی خودشون رو تبریزی معرفی میکنن دارم

    خواهش میکنم به فرهنگ و اصالت خودتون از هر جای منطقه آذربایجان

    هستین ارزش قائل شید و اصالتتون رو پنهون نکنید

    جالبه که با چند نفر صحبت کردم یکی میگفت از مشکین تبریزم یکی اهل اردبیل بود

    میگفت تبریزیم یکی اهل خوی بود میگفت بچه تبریزم

    واقعا من نمیدونم این شهر ها چه ربطی به تبریز داره

    دیگه حرف خاصی ندارم

    امیرالمومنین یارمون
    هر روز با هم دعوا داشتند ولی زورش به او نمی رسید.
    نمی دانست چه کند، با خودش گفت می روم شکایت می کنم...
    کتاب مفاتیح را برداشت و آن را باز کرد:
    «الهی الیک اشکو نفساْ بالسوء اماره...»
    خدایا به تو شکایت می کنم از نفسم

  24. 4
  25. #25513
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,108
    23,814
    29,997

    پیش فرض

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    چه کم شده فعالیتا یاد قدیم بخیر
    کاش زمان برمیگشت به عقب به همون 2010
    و هیچ وقت لاین و وایبر و تلگرام و اینستا نمی اومد
    دلم خیلی تنگ شده برای اون روزا...
    ان شاء الله هر کدوم از بچه ها هر جا هستن
    خوب و خوش و سلامت و موفق باشن
    التماس دعا دارم خودمم زندگیم بدجور گره خورده
    در پناه حق باشید

    أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ


  26. 3
صفحه 1701 از 1701 نخست ... 12011601165116811691169616971698169917001701
نمایش نتایج: از 25,501 به 25,513 از 25513

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •