ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1702 از 1753 نخست ... 1202160216521682169216971698169917001701170217031704170517061707171217221752 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,516 به 25,530 از 26281
  1. #25516
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    14,322
    22,647
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    يني پنجره كلاس باز ميشه همه ب غلط كردن ميفتن :|
    نميدونم هدفشون چي بوده ك كلاس ما كنار مدرسه ابتدايي دخترونه ست :|||
    امروز همه موقع امتحان زيست يه قر ريزي هم ميدادن :|
    داشتن ورزش ميكردن با آهنگ مخصوص
    بعدش مديرشون شروع كرد حرف زدن .. من تترسيده بودم :| چ به برسه به اون بيچاره ها
    خواهرم يكم ملاطفت :| مهرباني :| مديري مثلن :|
    +
    هروقت زنگ ميخوره معاونمون در ساختمونو ميبنده :| ما رو از چي ميترسونه ؟ :| ما يه عمره پشت دراي بسته ايم :|
    هردفعه هم خودش درو باز ميكنه
    هر دفعه هم ميگه دفعه بعد پشت در ميمونيد

    بهترررررررررر
    +
    كتاب كتابخونمون از خرداد دستم مونده بود :) اينههههههه :)
    ديگه مسئول كتاب خونمون روش نشد بگه پنجاه تومن بيار :| قراره قسط بنديش كنم :)))
    +
    امتحان فيزيك داشتيم .. دو رديف خيلي فشرده نشسته بودن جوريكه صندلي يكي از بچه كج شده بود تو رديف جا نميشد :|
    اون دو رديف پرنده نميخزيد :|
    منُ از جام بلند كرد :|||||
    مرگ ب نيرنگش:|
    من ك كاري نميكردم .. فقط ميخواستم ده تا سوال ب عارفه برسونم :| فقط
    بعد امتحان اومدم نشستم سر جام .. ديدم عارفه و ميم با كاغذ با هم حرف ميزدن
    " 4 / الف
    تي 2 فك كنم
    نه بابا تي 3
    نه تغيير سرعت داده
    5 چي؟
    ننوشتم
    چرا جاي سما رو عوض كرد؟
    آره لعنتي"
    :|
    +
    دارم عينكي ميشم :|
    بابام ميگه قاب گرد بت مياد .. مامانم ميگه مستطيلي .. ثمين هم ميگه بيا قاب منو بردار :|
    خلاصع فردا ميرم بگيرم ..
    فك نكنم قاب گرد خيلي بم بيا .. چون صورتم گرده ..
    +
    حرف زياده ها ولي حسش ني
    همين بس كه كنكوري شديم رف :|
    از اول راهنمائيه تقريبا اينجا عوضم :)
    آخي
    همين
    فعلا

    Don't look back
    You're not going that way

    ..
  2. #25517
    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,353
    17,278
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    سلامممم دوست جونا:)
    امیدوارم هرجا هستین خوب و خوش و سلامت باشین^_^
    مگه این کار و زندگی و مشغلات میزارن عادم بیاد یه پست بده:|
    هم اومدم حاضری بزنم
    هم حالتونو بپرسم :)
    پست بی رنگ و لعاب منو ب بزرگی خودتون ببخشایید:|
    روزتون قشنگ
    بازم میام:|
    اودافظ

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  3. #25518
    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    9,511
    7,214
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    سلااااام چطورین؟
    چه خوبه که حداقل باز چندنفر میان حاضری میزنن
    منم تا میام مطمئن باشید که زندگیم داره روزای آروم و خلوتی و تجربه میکنه وگرنه من کجا و ....
    خلاصه فعلا آرامش قبل طوفانه ..ورزش وکار ودیکته شب فرهاد ...غذامم که حاضره هروعده ..این از همه مهمتره
    درست از پس فردا دوباره کاروکاروکار...غذای بیرون
    ودیگرهیچ خخخ
    وای امروز مسئول رزرومون نت نداشت ازم خواست برای چندتاشماره کانفرم رزرو بفرستم باگوشیم ..عاقا من شماره هارو اشتباه سیو کردم ..طرف جواب داده مطمئنید این واسه منه؟گفتم بله رزروتون انجام شده مبلغتونم که تسویه کردید.
    نگو اصن این رزرو نکرده.
    خلاصه از صبح دوتاشون زنگ میزنن گریه واینا که امام رضا مارو طلبیده..اصن این دوتارونمیشه متوجهشون کنم که اشتباه شده.
    خدا خفه کنه باعث بانی این جریان و
    راستی نیوشا بیا دوباره کاربریت وبزار نی نی خسته اون بهت بیشتر میومد..عاشق که شدی کم کار شدی

    فعلا تا بعد


    فاصله ی مرد و زن بودنم
    "درب " خانه است

    روزها مرد می شوم
    و شب ها زن
    "چقدر ایفای این دو نقش در کنار هم ...
    دو جنس بودن ... سخت است



  4. #25519
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    17,954
    9,213

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    سلام سلام به اهالی کوچولو

    اوضاع رو به راهه هست؟
    خوش می گذره؟
    پاییز هم به نیمه ی راه رسید اما هواش خیال سرد شدن و پاییزی شدن و کمی باریدن نداره!

    چقد مشغله های زندگی زیاد شده ، همش کار و کار و اخر هفته ها هم کمی تفریح.

    یه وقت هایی دلم می خواد به جای تدریس توی کلاس ،خودم شاگرد می شدم دوباره و انگلیسی می خوندم.
    تفریح جدید پیدا کردم، کلاس مجسمه سازی، نه اینکه خیلی وقت دارم ، اما به آرامشش نیاز دارم، یادگرفتن کارای هنری همیشه برای من هیجان انگیز و آرامش بخش بودند.

    امروز و هر روزتون قشنگ

    پرندگان پشت ِ بـــآم را دوست دآرم
    برایشــــــآن هر روز دانه می ریزم.
    در میــآن ِ آن ها ، یک پرنده ی بی معرفت هست
    که می دانم روزی به آسمان خواهد رفت و بر نمی گردد،
    من او را بیشتـــــر دوست دارم ....
  5. #25520
    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,353
    17,278
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    سلام دوستای گلممم
    دیگه ساعت که پنج میشه من دوست دارم بخابم
    هم هوا تاریکه هم پاییزه... هم اصن یه وضعیه البته الان ساعت هشته ولی من بیدارم.
    چه ربطی داشت :|
    حالتون چطوره?
    منم خوبم و این روزا شدیدا به یک پرستار کودک نیازمندم:|
    از دست شیطونیای این طاها...این طاهاااا...
    نمیدونم چون پسره انقد شلوغه یا اگه دختر بود ساکت تر بود شاید!
    نمیدونم حس میکنید نحوه ی نگارشمم یادم رفته یا نه
    امروز رفته بودم دندون پزشکی هی نوبتم نمیشد
    منشیه که رفت تو اتاق دکی رفتم کلمو کردم تو دفترش ببینم من کجا ام :|
    منشیه اومد زد بهم گفت گردن درد نگیری بیا برو تو :|
    چنتا دختر هفده هیژده ساله ام نشسته بودن داشتن به ریش من میخندیدن:|
    یه حس مبهمی بهم گفت؛
    سارا تو دیگه سنی ازت گذشته ، مادر شدی خودتو جم و جور کن، زشته :|
    ناگهان دیدم طاها توی بالکن دندون پزشکیه در حال شیکوندن گلدونا میباشه:|
    منشیه هم گفت به خودت رفته ماشالا کنجکاوه:|
    منظورش فضول بود :|
    منم گفتم بچه ای که شلوغ نکنه مریضه ^_^
    البته بعدش یاد البرت انیشتن افتادم که تو زندگی نامه اش نوشته بود دوران کودکیش یه جا مینشست و خل بود:|
    الانم یک عدد مامانه ناامید میباشم
    بهله:|
    خب دیگه من برم بچم رو گازه...
    شبتون قشنگ باد
    بازم میام
    اودافظ:)

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  6. #25521
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    106,756
    16,211

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    سلام دوستهای گلم
    کشته شدن هموطنانمون در شهرهای غربی بر اثر زلزله را تسلیت میگم
    امیدوارم همه کوچولوها شاد و سلامت باشن
    دوستون دارم
    مواظب خودتون و.خوبیاتون باشید
    فعلا بای بای
    گناهانم را دوست دارم
    بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام
    چون آنها واقعی ترین انتخاب*های منند
  7. #25522
    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,353
    17,278
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    سلامممم
    نبینم اینجا خلوت باشه
    من اینجارو خیلی دوووست
    تسلیت میگم حادثه دیشب رو...
    واقعا مرگ دردناکیه
    خدا به بازمونده هاشون صبر بده
    دیگه اینکه مراقب خودتون باشید
    +
    سآرآ حآضر
    خب دیگه همینا
    تا بعد خدافسی


    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  8. #25523
    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    17,195
    7,707
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    سلام دوستای گل انشالا حالتون بِه باشه و به تر باشید از این بِه ...
    هوو آخرین باری که گفت و گو نوشتم یادم نی هروقت هم مینویسم یاد گفتگو های یکی از اعضا میفتم چون اونم هم مث من همیشه گفت و گوهای طولانی می نویسه ...دلم میخاد حرف بزنم ولی نمی دونم از چی .اصلا نمیدونم واقعا بذار فک کنم
    اول اینکه حضورتون خیلی کم رنگ شده کم رنگ که چه عرض کنم بی رنگ شده نکنید از این کارا گاهی باشید فقط گاهی خخخخ .هنو دارم اتوماتیک وار خخخ میگم کی میشه ترکش کنم یه واژه دنج جاش جایگزین کنم خدا داند ...
    دیگه از چی بگم آخه مجبوری تو که نمیدونی چی بگی و چجور بگی میای گفت و گو می نویسی والا نه مجبور نیستم ولی دلم*میخاد به تو چه (این یه نمونه از خود خوری هایی که ما هممون انجام میدیم همه بدون استثنا)خواستم بگم فکر آدم نابود کننده خوشبختی آدمه اگه هی بهش دامن بزنی اگه هی بذاری این افکار چه پوچ و بی معنا چه نگرانی ها و افکار مخرب روت تاثیر بذاره زندگیتو نابود می کنه فکرتو قشنگ کن زندگیتم قشنگ میشه (اینم از اون تکراریا بود خو ولی باید بگیش دیگه )
    یه خورده از خودم بگم خیلی وقتا نگفتم .این یه ماه زندگیم خدایی با خیلی از ماه ها و سال های زندگیم فرق داشت چشمم میزنین نمیگم چی شد فقط در آخر میام نتیجه رو گزارش میدم فعلا سکرت باشه ببینم آخر چی میشه ...تا حالا که خدایی خوب پیشرفته،نه اینکه مشکلی نیس و همه چی اوکی هست نه ولی خو در هفتاد درصد طبق میلم پیش میره امیدوارم که ادامه هم مث شروع خوب باشه ...تو ای ترم درسای خیلی باحالی داریم یکیش درمانی هست که حسابی ازش استفاده میکنم و واقعا تاثیر داره ...یه تغییر این مدت تو زندگیم بود که اولش از اون خیلی ناراحت بودم و مقاومت میکردم ولی خو اون تغییر داره شرایط یه تغییر بزرگ تو زندگیم میذاره همیشه تغییر سخته و ادم دوس نداره از این موقعیت بره به موقعیت دیگه مخصوصا که ندونه چی میشه اخرش ترس داشته باشه و اضطراب که نکنه فلان شه نکنه بهمان شه و...ولی به نظرم سعی کنین اگه تغییری داره اتفاق میفته مقاومت نکنید و مطمئن باشید حوادث برنامه ریزی شدست شاید پشتش چیزای دیگه نهفته است و تو نمیدونی ...
    راستی یه تست شخصیت از خودم گرفتم و با دقت تموم به سوالات جواب دادم نتیجه برام خیلی جالب بود خیلی .اصلا عاشقشم ها ...از این حرفا هم بگذریم خواستم بگم حالم خوبه همه چی خوبه و داشتم یه موضوع میخوندم دیدم نمیره تو مغزم اومدم یه استراحتی کنم برم ...
    چیه در مورد کرمانشاه نگفتم این اولین باریه که سعی کردم دست از حرکت تکراری تسلیت گفتن و کاری نکردن بردارم یه تسلیت ساده و سیاه کردن صفحه پروفایل و اینستا و ...هیچ دردی از این مملکت دوا نکرد ...راستی صبحی داشتم تو تاکسی میومدم که اقاهه هم گفت که فلان جا اونجا رسیدیم پیاده نشد تا دقیقا نزدیک محل زندگی من ...که گف من فلان جا میخام برم و ادرس رو اشتباه گفته بود هرچی راننده بنده خدا میگفت شما گفتید فلان جا اون زیر بار نمیرفت آقاهه گفت دخترم ایشون گفتن کجا شما بگید اشکال نداره منم گفت شما هر دو جای پدر من هستید من دخالت نمیکنم شما فرض کنین گفتن فلان جا و فلان جا هر دو مسیرو گفتم اقاهه گفت نه این خانوم نشنیده من درست گفتم منم گفتم شنیدم ولی انگار نشنیدم هی اصرار که بگو کجا منم در آخر تسلیم شدم با احترام گفتم پدر جان شما گفتید فلان جا احتمالا میخاستین بگین فلان جا یا توجهتون به اون خیابونه بوده ولی برا خودمم پیش اومده منم یه بار اینجور شدم ...اقا اینقد این پدرجانمان یه دنده بود که زیر بار نرفت باز ولی پدرجان راننده هه اینقده مهربون بود منو که پیاده کرد باز دور زد برسونش ...ولی چیزی که من از این قضیه فهمیدم درسته با نهایت احترام گفتم ولی من باید همچنان مقاومت میکردم و چیزی نمیگفتم تا اون یکی حس نکنه که کم اورده جلو دیگری گرچه راننده هه اینقده مهربون بود که با احترام رسوندش . یا اینکه شاید اشتباه میکنم حرف حق زدن همیشه اینقد سنگینه و سخت ... .بیا برقمون رفت همین الان ...
    مرسی از اونایی که تا اینجا خوندن هدف تخلیه ذهنم بود که متمرکزش کنم رو کاری که میخام انجام بدم ...
    در پناه خداوند...
    آهان یادم رفت بگم دلم میخاد نگار ممول به سایت برگرده حس خوبی بهش دارم امیدوارم هرجا هست دلش شاد باشه
    من هم از سرنوشت میترسم!
  9. #25524
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    27,378
    18,644
    مدیر طنز و فال و سرگرمی

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    سلام و علیکم بر اگوران و پگوران

    خوب باشید دیگه که من بالا منبر نرم
    جناب عارف خان هم دارن میخونن منم اومدم یه گفتگو بزارم دلم وا شه وا تر البته:))

    بعد سه هفته رفتن ب ماسال و خونه داری و مامانه خونه بودن برگشتم ب ایران کوچولولقبشههرکیم نمیدونه لقب کجاس بمونه تو خماری.واااالاع(شکلکی که بالا رو نگا میکنه)

    مث پارسال که دم اومدن بابام اتوبوس منفجر شد و منم همانا اون جمله من به چشم خود دیدم ک جانم میرود و دیدم:))
    امسال دوتایی رفتن اربعین کربلا[قسمت هرکی دوس داره و نداره بشه بره بین الحرمین و ببینه؛این دعای مامانم بود بعد برگشتش:))]
    و همینکه رسیدن مهران زلزله رخ داد:)
    و چ لحظات بدی بود

    شکر که خوبن شکر که سلامتن
    خیلی درد دارع واقعت حادثه کرمانشاه...
    تو کوچولو کرمانشاهیی نداشتیم
    من فقط سمیرا رو یادمه و ک گف کرمانشاهه و خبری هم مدتهاست ازش ندارم..ایشالله اونو و خانوادشم تو سلامت کامل باشن

    آخ که خونه*چقد کار داره (شکلک دس بر روی پیشانی ب نشان تاسف)
    اشپزی خدایی اصلا سخت نی اینکه ادم چی بپزه سخته
    بمیرم برا مای مادَل:))

    اخ یاد یه خاطره افتادم از جمع های کوچووها در سرزمبن کفر تلگروم
    پریسا یروز اومد تو گپ گف سیام مادل
    قیافه سین کنندگان:
    قیافه من:
    و یکی از کاربران ک اسمش محفوظ بمونه اومد ازم پرسید ک پریسا اهل کجاس و گویشش کجاییه
    و من مردم از خنده
    سیام=سلام ،مادل=مادر
    کمر تمامی پارسی زبانان رو شیکوند البته قدرت بدنیشم خُبه

    موتور حرف زدنمم روشن شددارم چرت پرت میگم

    اینجام باید برم بانک:/من هرجای این کره خاکی هستم کار بانکی رو دوشمه
    تو مریخم باشم بابام زنگ میزنه میگه دخدر بابا اینو نقد کن اونو پاس کن و اونک بخابون حساب..خودت یه چک اخرش کم و کسری پیش نیاد:/

    منو استخدامم نمیکنه :/
    کلی از حقوق مزایا بی بهره م.بعد میگن ادم پارتی داشته باشه خوبه:/پدر من پارتی من نمیشه
    ب زحمت فردی اعتقاد دارع

    آهنگ جشن تولد ۶ سالگیم بطور رندوم الان پلی شد
    خیلی باحاله فیلم تفلدم
    الان با این اهنگه توش رقص چاقو میرفتم
    از کودکی قری بودم

    دیگه بسه برم
    میدونم دلتنگه چرت پرت نویسام بودید


    خدانگهدار

    خـُـوش و فـارغ ز خُـرافـاٺ ِ پریشـان، مـَن و تــو :)

    +



  10. #25525
    تاریخ عضویت
    May 2013
    محل سکونت
    ღ..دنیــــآمـــ..ღ
    نوشته ها
    5,936
    3,288
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    سلاممممم به روی ماهتون..
    وای که چقد دلـــــم واستون تنگ شده بود..
    گاهی اوقات میام ی سر میزنم اما وقت نمیشه که بخوام توی گفتگو روزانه پیامی بذارم واستون..
    ینی فکرشو کنید سارا کوچولو دار شده من تازه امشب فهمیدم..
    تازه طاها جون راه هم میره شیطونی هم میکنه ای جانم
    منم درگیر عروسی و اینام دیگهالبته 5ماه دیگه عروسیمه اما از الان درگیر انجام کارای مراسم و ایده ها و خرید ایناییم..
    همتون دعوتیدا ریحانه و ایتک ک قول دادن تا بتونن خودشون رو برسوننان شاءالله بیان و واسشون جبران کنم
    اوه اوه بچه ها اینجا هوا اینقد داغون پاغون شده باد های بدی میزنه آدم میترسهعلی هم جای اینکه دلداری بده میگه این باد زلزله داره
    خودشم گذاشته با داداشم اینا رفته کوه تفریح حالا من موندم و این هوای وحشت آور
    خدا به خیـــر کنه..
    خیلی دوستون دارم کوچولوهای عزیز..
    همیشه بیادتونم
    شبتون بخـــــیر..
    عِشقـه تـو تَـنهـــآ سـَرمــآیـه زِندگــــی مَنـه
  11. #25526
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    17,954
    9,213

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    سلام رفقا
    خوبين؟

    " آذر خانم
    چادر گلدارت را سر كن
    موقع آمدن توست
    بيا
    آبان به سختي يك حادثه گذشت
    اندوه بار و بي وفا گذشت
    آذر ماه من
    لطفا با خودت يك ليوان
    چاي لاهيجان بيار
    دل مردمان اينجا
    سرد شده
    آذر خانم
    آرام بيا
    آرام بمون
    زمان رفتنت
    آرام درب پاييز را ببند

    حرف خاصى ندارم، اين روزها غم انگيز گذشت، خدا بهشون صبر بده، به اميد داشتن سرپناهى دوباره براشون ....

    روز و روزگارتون بى دغدغه .....
    پرندگان پشت ِ بـــآم را دوست دآرم
    برایشــــــآن هر روز دانه می ریزم.
    در میــآن ِ آن ها ، یک پرنده ی بی معرفت هست
    که می دانم روزی به آسمان خواهد رفت و بر نمی گردد،
    من او را بیشتـــــر دوست دارم ....
  12. #25527
    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,353
    17,278
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    سلام:) روزتون بخیر
    خوبین? منم خوبم..
    البته خیلی سرم دردمیکنه چند روزه دیگه قرص جواب نمیده هیچ، تازه سوالم میپرسه
    ینی قرصو میخورم یه ندا میاد ک منو بره چی خوردی الان
    قدیما میومدیم اینجا اول باید کلی پیام جواب میدادیم
    عی بی معرفتا:| ( بلاخص اون امیده ته دیگ سوخته)
    +
    رقیه جانم امیدوارم خوشبخت شی عجیجم
    +
    راستی تولد کوچولو رو پیشاپیش تبریک ارز مینومایم
    +
    بهدشم که دیروز تولد پسر خاهرم بود رفته بودم با طاها خان براش کادو بخرم ، یهو دیدم طاها داره با یه اسباب بازی اندازه خودش از مغازه فرار میکنه
    هیچی دیگه نفهمیدم کادو چی خریدم
    فقط یادمه به طرز فجیحی رسیدم خونه
    با طاها و اون اسباب بازیش که داشت میکشید رو زمین و دست منم نمیگرفت و خودشو میکوبید زمین

    +
    در ادامه اینکه سارا حاضر..

    بازم میام ، تا بعد
    خدافسی

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  13. #25528
    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,353
    17,278
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    سلام
    چقد خلوته ، صدا میپیچه :|
    امیدوارم که هرجا هستین ، اونجاهارو بیخیال شین بیاین اینجا
    ساعت دوعه من هنو ناهار نخوردم
    ینی ساندویجه مرغ پزوندم ولی نون نداریم
    نون ام هم نمیاد ( ینی حال ندارم برم بگیرم)
    من اومدم حاضری بزنم فقط
    شمام بیاین :|
    راستی امسال ایران حتما جام جهانیو میبره
    شب و روزتو خوش
    بای بای

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  14. #25529
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,834
    20,588
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    سلام به کوچولوهای گل ...
    هم قدیمیااا ... هم جدیدیاااا ...
    هم اونا که میخوانند و هم اونا نمیخوانند ...

    دلم خیلی میخواد حرف بزنم ! اما نمیدونم چرا حرفم نمیاد

    دیروز تولد کوچولو بود !!!!
    تولد یازده سالگی سایت کوچولو

    سوت و کور ترین تولدش بود ...
    همون جور که کوچولو بزرگ شده ، همراهانش هم بزرگ شدن . درگیری ها و مشغله های بزرگترا رو پیدا کردن ... از خودم گرفته تا همه اعضا و مدیران گل
    رسم زمونه همینه دیگه

    یه زمانی از یکی دو ماه قبل تولد شور و هیجانی توی سایت بود ...
    و کلی برنامه ریزی برای تولد میکردیم ! فکر کنم هر سال بغیر از یک سال تولد گرفتیم که با امسال شد دو سال !!!

    اما امسال هیچ کس شوقی برای تولد نداشت ...باور کنید حتی خودم ! واقعا دنیای ادم ها به مرور زمان عوض میشه!
    درگیری ها ... اهمیت ها ... نقشه ها ... هدف ها ...
    اینم شد یکیش ...

    اما با همه این ها هنوز خوشحالم که کوچولو هست و میتونم اینجا حتی خیلی کم تولدش رو به همه تبریک بگم
    امیدوارم همگی سلامت و شاد باشید ...
    کوچولو , تولدت مبارک

  15. #25530
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    106,756
    16,211

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    سلام به همه
    یادش بخیر چه روزا و شبایی که در این سایت به سر کردیم
    واقعا دلم برای اون روزا و اون کوچولوها تنگ شده
    نمیشه از کسی گله کرد که چرا سایت نمیاد چون اینقدر گرفتاریها و مشکلات زیاد شده که باید بهشون حق داد
    ولی من نمیدونم چرا هیچوقت دل کندن از کسی یا چیزی برام آسون نبوده برای همین هم بعد از اینهمه سال هنوز تقریبا هر روز به سایت سر میزنم
    کاش بقیه هم مثل من بودن چون دلم برای خیلیا تنگ شده
    امیدوارم هر جا هستن شاد و سلامت باشن
    همیشه دوستون دارم
    مواظب خودتون و خوبیاتون باشید
    کوچولو تولدت مبارک
    گناهانم را دوست دارم
    بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام
    چون آنها واقعی ترین انتخاب*های منند
صفحه 1702 از 1753 نخست ... 1202160216521682169216971698169917001701170217031704170517061707171217221752 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,516 به 25,530 از 26281

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •