ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1705 از 1705 نخست ... 12051605165516851695170017011702170317041705
نمایش نتایج: از 25,561 به 25,570 از 25570
  1. #25561
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    104,131
    19,277
    15,134

    پیش فرض

    سلام به همگی

    میبینم که باز این تاپیک مظلوم مونده

    اومدم قهرمانی تیم پرسپولیس را تبریک بگم به همه هواداری این تیم که خودم هم پرسپولیسی هستم

    امیدوارم تا اینجای سال جدید براتون خوب باشه

    و بقیش هم خوب و مطابق با ارزوهاتون پیش بره

    دوستتون دارم

    فعلا بای بای

    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  2. 8
  3. #25562
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,802
    16,168
    20,360

    پیش فرض

    سلام عزیزان
    خوب و خوشید...؟

    کلی باید تبریک بگم من
    از سال نو گرفته تا روز مرد و قهرمانی پرسپولیس و گرون شدن دلار و ...

    انشالله که همگی سال خوبی داشته باشید
    با اینکه از نظر اقتصادی فکر نکنم خوب باشه !!

    تعطیلات خوش گذشته انشالله؟ واسه من معمولی بود
    بعد از دو سال ؛ امسال ایران موندم که کاش نمیموندم خدایی ... خیلی کسل کننده است

    تا بعد...
  4. 9
  5. #25563
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,732
    8,602
    7,439

    پیش فرض

    سلام سلام رفقا
    خوبین؟

    من الان به طور زنده دارم از آموزشگاه پست میزارم، کارام رو انجام دادم و در حال خوردن چای گفتم سری هم به گفتگو بزنم ،

    پرسپولیس همیشه قهرمان هم که طبق معمول گل کاشت

    امیدوارم امسال چندتایی از آرزوهاتون براورده بشه

    خوب و خوش باشین
    عاشقانه هایت را نشانم بده!
    مگر یک زن چقدر می تواند حسرت ِ لمس ِ دستانتْ ميان ِ موهايش را ، در رمان ها بخواند ....!؟
  6. 8
  7. #25564
    Love_A
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    May 2013
    محل سکونت
    ღ..دنیــــآمـــ..ღ
    نوشته ها
    5,936
    3,281
    3,286

    پیش فرض

    سلام به کوچولو های عزیز..
    رقیه با کلی خستگی و سرما خوردگی وارد میشود..😂
    ینی درب و داغونما سرمای شدیدی خوردم 12.13 همین ماه ینی 10 روز دیگ هم عروسیمه😐
    دعا کنید خوب بشم دیگ
    عروس دستمال به دست نرقصه😐
    و اینکه بگم همتون دعوتیدا😆ولی میدونم هیچکدومتون نمیاین😐
    کلییییییی استرس دارم شبا اصلا خواب ندارم و نمیتونم بخوابم..
    یهو الان یادتون افتادم گفتم ی سری بزنم..
    امیدوارم همتون سالم و سلامت باشین و شاد..
    سال خوبی هم باشه واسه همه ی کوچولو ها..
    امروز تولد memol61جان هم هست..تولدتون مبارک عزیزمممم..بخدا اینقد که کم میام کوچولو اسمتون یادم رف..
    کلییییییییی دلم براتون تنگ میشه
    به یادتونم..
    خدانگه دار تا بعد
    مراقب خودتون باشین
    عِشقـه تـو تَـنهـــآ سـَرمــآیـه زِندگــــی مَنـه
  8. 7
  9. #25565
    narges70
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    7,710
    1,106
    2,507

    پیش فرض

    سلام اهالی کوچولو
    پاشید بیاید من اومدم خخخخ .
    دلم میخاد اینجا اونقد شلوغ شه حیفه بوخدا .
    حرفای زیادی دارم بزنم الان حال ندارم ولی بعدا میزنم .
    برا تک تک تون حال خوب و دل شاد از خدا میخام
    تن من قایق لنگر زده در طوفان است
    خودم اینجا دل من پیش تو سرگردان است
  10. 8
  11. #25566
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,732
    8,602
    7,439

    پیش فرض

    سلام سلام سلام
    حالتون چطوره
    چه می کنین؟
    این روزا برای من مشغله و دلتنگی برای سایت رابطه ی مستقیم دارند، یعنی هرچی مشغله ی کار و زندگی ام بیشتر ، دلتنگی ام برای کوچولو و کوچولوهاش بیشتر تر تر .....
    نمایشگاه کتاب هم که دیروز تموم شد و نشد یه سر بزنم،
    بچه ها براتون بهترین ها رو آرزو دارم
    امیدوارم امتحانات خرداد رو با موفقیت پشت سر بذارید و تابستون بیشتر توی سایت باشید.
    امروزتون قشنگ
    عاشقانه هایت را نشانم بده!
    مگر یک زن چقدر می تواند حسرت ِ لمس ِ دستانتْ ميان ِ موهايش را ، در رمان ها بخواند ....!؟
  12. 6
  13. #25567
    narges70
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    7,710
    1,106
    2,507

    پیش فرض

    سلام دوستای کوچولوی خودم .
    این سه روز زندگیم که گذشت جزو بهترین روزای زندگیم بود که حیفم میاد ثبتش نکنم .نمی خواستم برم و بهانه آوردم که نرم ولی مجبورم کردن که برم که چه مجبور خوبی بود .درست همون چیزی که میخاستم بود .من با روانپزشکی اشنا شدم که شاید اسم بیارم خیلی ها بشناسن خودش و اندیشه و دانشش .اون میگفت من و خاطرات و باورم رو زنده می کرد عقایدی که شاید خیلی ها بخوان بهش ایراد بگیرن ولی اون با دلایل کاملا منطقی و سند و مدرک تحویلت میداد .حس خوبی بود .مردی بود که شهرت و پول و مقام ول کرده بود قدم در راه بهتر کردن و دانش دادن به روانشناسا گذاشته بود بی نظیر ترین جمعی بود که توش بودم و لحظه لحظه احساس خوشحالی میکردم از بودن تو اون جمع .اما این بودنه و اون دانشی که لازم داشتم رو کسب کردم تنها یه جنبه خوب قضیه بود روز آخر قرار بود اتفاقی واس من بیفته و من نمیدونستم و اون هم قیام علیه خودم علیه ضعف های خودم .من یه شخصیت خجالتی ام که همیشه ساکت و اروم نشسته مدت هاست فهمیدم که اضطراب اجتماعی دارم از حرف زدن جلوی جمع بزرگ شاید خجالت بکشم و یا شاید میترسم .و در برابر قضاوت دیگران هم حساسم .ولی اونجا یه تصمیم گرفتم که برم جلو جمع و حرف بزنم من اونجا قرار بود حرفایی بزنم که تحلیل روانکاوانه یا روانشناسی شم و تحلیل روانشناسی هم کنم در برابر کلی استاد و صاحب تجربه تو جمع و از همه مهمتر یکی از باسوادترین های ایران به جرات، من باید نظر میدادم همشو به جون خریدم ترس از اشتباه ،ترس از اختلال شخصیتی که لو بره ،ترس از جمع ،اضطراب استرس همه رو در هم کوبیدم و رفتم .اونایی که اصطراب دارن شاید خوب بفهمن حملات اصطرابی چی به سر ادم میاره اول صربان قلبت بالا میرم کم کم صدا و دستات شروع میکنه به لرزیدن و ... من میدونستم اینجور میشم اونجا ولی خواستم دور کنم این حالتا رو از خودم رفتم و حرف زدم و خودمو اونجا جمع کردم و از همه مهمتر وقتی واساده بودم جلو این جمع تقریبا صد نفره تحلیل کردم تفسیر کردم .خیلی جالب بود من حرف میزدم یکی از حضار اشک میریخت شاید چیزی که من گفتم شبیه خودش بود تو اون حین یکی از اساتید حضار که نگاهم بهش میفتاد هر ازگاهی سری به نشونه تایید تکون میداد و خوب میفهمید پشت اون چیزی که میگم چی نهفتست میدونست چی میگم پشت اون چیزا چیه. لبخند رضایته رو میدیدم از بعضی اساتید چون فهمیده بودن چی داره میگذره پشت این ذهنیت پشت اون حرفا .و نوبت تحلیلم شد از ما چن نفری که بالا رفته بودیم کلی اختلال شخصیت گرفتن ولی از من نه تنها نگرفتن بلکه یه پوئن مثبت گفتن .اون بالا حالم خوب بود مدیریت کرده بودم خودم رو ترس هامو اصطرابامو .هیشکی اونجا نمیدونست اون آدم چرا اونجا واساده من اومده بودم با ترسا مقابله کنم .شاید اولین باری تو عمرم بود که اندیشه هام رو فریاد زدم حرفایی که سالهاست بهش رسیدم رو گفتم اونم در کنار کسی که هم اندیشم بود خودم بود ولی نمیفهمید که اون همون نرگسی هست که دانش بیشتری داره اون بیست سال آینده نرگسه .تمام دیروز رو من احساس میکردم علیه خودم نبرد کردم و اولین قدم برای درمانگر شدن رو برداشتم وقتی اومدم پایین دوستام می دونستن که من چجورم همه حرفشون همین بود که به تو میگن درمانگر .البته راه ها و سالها مونده تا من بتونم یه درمانگر شم نیاز به تجربیات بالایی هست .شاید بهتره روز ۲۲ اردیبهشت سال۹۷ رو روز قیام علیه خودم و ضعفام بدونم روزی که من با خودم جنگیدم و من ضعیفم رو شکست دادم حداقل تو اون یه ساعتی که بودم و اولین قدم برای درمانگر شدنم برداشتم اولین قدمو با درمان خودم شروع کردم .من وقتی میومدم پایین انگار رو ابرا بودم یه جمله آقای دکتر فلانی بهم گفت گفت که تو باید فلان کنی و دلم میخاست اون لحظه بهش بگم من همین الان،چیزی که داری بهم سفارش میکنی رو انجام دادم .اینا رو اومدم ثبت کنم چون دلم میخاد به یادگار بمونه برام که چه روزی بود اون روز واسم .امید وارم زندگی بهم فرصت رسیدن به سواد دکتره بده که روزی بتونم یه درمانگر خوبی باشم و روزی به همون اقای دکتر بگم من همونی ام که بهم روزی گفتی تو فلانی هستی ...
    فقط یه جمله :
    قبل اینکه صعفاتون شما رو از پا دربیاره شما اونو از پا دربیارید
    تن من قایق لنگر زده در طوفان است
    خودم اینجا دل من پیش تو سرگردان است
  14. 7
  15. #25568
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,289
    12,791
    17,070

    Flower 32 32

    سلام دوست جونای عزیزم
    سارا وارد میشود
    منو یادتونه عص صن?
    گفتم نصف شبی بیام اینجا بد خوابتون کنم
    امیدوارم هرجا هستید شاد و سلامت باشید
    منم خوبم و کسل ...نمیدونم از فصل بهاره ...
    یا این بارونای شدید یهویی
    مثل گربه شدم دوس دارم بشینم ی جا هی خستگی در کنم و خیس نشم زیر بارون
    البتع مامانم میگه سارا اگه تو حیوون میشدی از این میمون تنبلا میشدی که اسلوموشن از رو درخت میان پایین
    خودم نمیدونم واقعا اسلوموشنم عایا?!
    میگه تازه چشاشم شبیه توعه:|
    اصن این مامان من ب مهر مادری گفته برو کنار من دارم میام:|
    حالا مامانای مردم ، بچشون شکل اسب عابیه میان زیر پست عکس بچشون هی غش و ضعف میکنن
    تازه این ک خوبه .. بچه خاهرم جدیدن یه جفت اردک نر و ماده خریده
    میگه خاله اردک زنه کلش رنگ کله توعه
    منو میگه ها
    حیف عوارض خروج از کشور زیاد شده وگرنه رگمو میزدم:|
    و بهدشم اینکه تولد پسرمم نزدیکه...
    دو سالش میشه
    هی میرم تو عاینه ب خودم میگم پیر نشو لعنتی
    بدبختی اینجاس تولد خودمم نزدیکه
    خوشم نمیاد زود سی سالم شه
    هنو خیلی زووودمه
    ولی عمر ادم عین برق میگذره
    هعی...
    خو من برم
    شب و روزتون قشنگ باد
    دوزتون دارم
    اودافظ

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  16. 8
  17. #25569
    gole_sorkh1017
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    7,705
    5,969
    4,037

    پیش فرض

    سلام دوسـتــــــای گلم
    خوبین خوشین سلامتین ؟
    منم خوبم شکر
    من دیگه جزو فسیلای سایت شدم شاید تعداد کمی از دوستان منو یادشون بیاد
    دلم واسه فعالیت تو سایت تنگیده
    ولی چه میشه کرد خانم خونه که میشی کارا سخت تر میشه
    دلم جدیدا میخواد مامان خونه هم بشم ولی یه حس متفاوتی دارم
    نمیدونم وقتی بهش فکر میکنم چشام پر اب میشه و حس خواستن و نخواستن رو دارم اصلا یه جوری سردرگمم
    همش فکر میکنم قراره که عمرم تباه شه
    واقعا حس مزخرفیه
    ولی چند روز پیش یه خواب ملوس دیدم
    که یه دخمل ملوس کوچولو که از قرار معلوم مال من بود خیلی گوگولی مگولی بود و بد جور محبتش تو دلم نشسته
    بعد اون خواب همش میگم اگه تباه شدن عمر به داشتن همچین فرشته ایه بذار عمرم تباه شه
    فک کنم حسای مادرانه دارن تو دلم بیدار میشن
    لدفن مامانای سایت مزخرف بودن حسای بدمو تایید کنن
    بعدشم که همسری جان من مدرک مهمانداریشو گرفت و ظاهرا باید بیایم تهران برا زندگی
    خب من دوس ندارم واقعا
    دلم میخواد تو شهر خودم و تو خونه خودم باشم ولی خب انگار قسمت یه چیز دیگست
    فعلا که آلاخون والاخون موندیم
    دعامون کنید که هر چی به صلاحمونه همون شه



    هر روز با هم دعوا داشتند ولی زورش به او نمی رسید.
    نمی دانست چه کند، با خودش گفت می روم شکایت می کنم...
    کتاب مفاتیح را برداشت و آن را باز کرد:
    «الهی الیک اشکو نفساْ بالسوء اماره...»
    خدایا به تو شکایت می کنم از نفسم

  18. 5
  19. #25570
    chakameh-7
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    October 2010
    محل سکونت
    kerman
    نوشته ها
    2,374
    341
    561

    پیش فرض

    سلام
    میبینم رفقای قدیمی مث من یاد کوچولو افتادن خوووبین؟
    دلم کلی تنگید براتون الان
    یاااااااادش بخیر چه روزای قشنگی بوداااا
    مدیر سعید کجایی؟سعید بود یا نه؟
    یادته اسم کاربری منو چکمه گفتی!!!!!!!!!!!!!کلی خندیدم
    میخوام بیشتر بیام کوچولو شاید قلبای منم قرمز شد هنوز صورتی مونده.
    منم دیگه پیشکسوت سایتم یه لقبی به منم بدین بابا
    برم یکم سایت رو بچرخم و پست بذارم
    خوشحااااااال باشین
    شب وروز و صبح و عصر و ظهر همش بخندین تا بترکین
    تا دیدار بعد بدرود

    ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐــه ﺑـﺎﺷــی

    ﻫﻤـــــــــــــــﻪ ﯼ
    ﺩﯾﻮﺍﻧــــــــﮕـی ﻫــﺎی ﻋﺎﻟــمــــــــــــ ﺭﻭ ﺑـــــــــﻠﺪی . .

  20. 5
صفحه 1705 از 1705 نخست ... 12051605165516851695170017011702170317041705
نمایش نتایج: از 25,561 به 25,570 از 25570

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •