ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1720 از 1726 نخست ... 1220162016701700171017151716171717181719172017211722172317241725 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,786 به 25,800 از 25879
  1. #25786
    narges70
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    9,860
    2,285
    3,779

    پیش فرض

    بچه که بودم فک میکردم که تو سن ۲۵ سالگی یه دانشمند میشم بزرگ که شدم از دانشمند شدن فقط حمل کتابش به من رسید فک کنم وزن کنم دقیقا ۲۰ کیلو بشه ای کتابا .یعنی فقط تو کار خرید و حمل و نقل کتابم .اون روز رفتم دانشگاه تاریخ دفاعم تقریبا مشخص شده و کم کم باید ترک ولایت دوم کنم و این خیلی ناراحتم میکنه حالا تا موقتا یه کاری رو پیدا کنم باید خونه نشین شم این خونه نشینی رو دوس ندارم .اینقد حجم استرس و فشار روحی داشتم و دارم که اصلا جلو چشممو نمیبینم و امروز گل گوش رفت کف پام و مصدوم شدم ... دیگه حال ندارم بنویسم خوابم گرفت فقط خواستم بگم واس منم دعا کنید این روزا رو که دارم میگذرونم ختم بخیر شه ...شبتون خوش
    به جهان بگو بخندد
    که دلم یک خنده سیر میخواهد
  2. 8
  3. #25787
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    8,826
    4,648
    6,361

    پیش فرض


    دیدین یه روزایی صبح زود از خواب بیدارمیشی
    شب قبل به اندازه کافی خوابیدی
    سرحال و قبراق
    حالا تصور کنین چشمتم بیفته به یه عالمه گل
    یاد دیروز و باغ سرسبز پدری بیفتی
    چندتا از گلارو برداری و بشینی توماشین و آهنگ موردعلاقت پخش کنی
    وتا رسیدن به محل کار حالش و ببری
    این حس و حال و براهمتون آرزو میکنم

    خب چطورین؟ دماغا چاقه؟
    من که خیلی خوبم از صبح انگار تو آسمونام
    بیش از حد مهربونی تو دلم حس میکنم
    از صبح دلم میخواد همرو محکم بغل کنم

    امسال سال عجیبیه واسه تاریخ تولدا میگم
    اکثر کسایی که باید بهشون تبریک بگم تو مناسبتای شهادت و ایناست
    مثلا آبجی کوچیکه فردا تولدشه ...خخخ
    از همه بدتر خودم که تو دهه محرم میشه تولدم
    این چه تقویمیه آخه که ما داریم
    بی خیال همدیگرو دعا کنیم
    فعلا تا بعد




    انسـان هــــــا
    فـقـط بـه فــریـاد هــم میــرســند
    نــه بــه سکــوت هـــم

  4. 9
  5. #25788
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    14,997

    پیش فرض

    سلام ملکم :)

    حال و احوالتون خوبه ؟
    رو به راهید ؟

    ماهم الحمدالله حالمون خوب ِ خوب :)♡

    همه چیز امن و امانه الحمدالله ♡

    البته زندگی متاهلی هم عالمی داره واسه خودش
    که الهی همه مجردا به این حال و عالم دست پیدا کنن و دچار بشن

    بله بله درست متوجه شدین

    من و آقا مهدی ( جناب* یار ) ۱ اردیبهشت ۹۸ مصادف با نیمه ی شعبان عقد فرمودیم :)
    و سند قلبمون رو زدیم به نام هم ♡

    که انشاءالله آبان ماه هم اگه خدا بخواد میریم سر خونه زندگی خودمان
    همینقدر فشرده همینقدر ام پی تیری

    وقتی همه چیز به خصوص پیدا شدن نیمه ی گمشده ی خود رو ^_^ بسپاری به بالا سری و حضرت زهرا (س) خودشون جوری برات همه چی رو مرتب و قشنگ میچینین که هزار بارهم که شکر گزارشون باشی کم هستش :)

    الهی به حق این شبای عزیز شرایط ازدواج همه جوونا جور بشه :)♡

    شرایط اقتصادی بد هستش ولی ما هم با شرایط اقتصادی سخت زندگی*و جوونیمون رو خراب نکنیم ♡

    بهترین ها رو براتون از خدا میخوام

    این شبا مارو از دعای خیرتون محروم نکنید :)
    به یادتونم ♡
    مراقب خودتون باشید
    امیر المومنین یارتون ♡
    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  6. 9
  7. #25789
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,345
    12,894
    17,197

    Flower 32 32

    سلام*عزیزان
    اومدم به سمیرا جونم دخملم تبریک بگم
    خوشبخت بشی عزیزدلم تو لایق بهترین هایی
    و اینکه هنو نمیدونم چجوری بدون اجازه من رفتی عقد کردی دخملم تازه گیسو ام نمیدونه بابا ام بودن باباها قدیم
    امروز روزه میباشم
    اقامون هی میزنگه میگه هنو روزه ای نباید باشم عایا ؟ ساعتتو نگا کن خو مرد مومن
    همش هندونه های توی یخچال چشمک میزنن میگن بیا مارو بخور ولی من نمیرم بخورمشون برن گمشن اصن
    خو من برم یکم بخابم گرسنگی فشار نیاره
    روزتون عاااالی باد
    خدافس



    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  8. 12
  9. #25790
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,930
    10,605
    20,708

    پیش فرض

    این دهه هشتادیا چقد گستاخن واقعا :|
    (وی به روی خودش نمی آورد که دی 79 ب دنیا امده)
    امروز میخواستم برم طبقه پایین دختره میز بغلی میگه رفتی واسه منم اب بیار
    گستاخی نبود؟ :/
    والا من عمرا با بزرگترم انقد راحت باشم
    نمیدونم چرا هرکی بمن میرسه این حس بش دست میده ک میتونه باهام خودمونی باشه :/ خواهرم تو نباید ب حس دست بدی :/ هر عملی را ک عکس العملی نیس ب همان اندازه در خلاف جهت :))
    +
    تبریک سمیراجونم.. انشاالله خوشبت بشید ♥
    +
    من از بچگی دوست داشتم موضوعو عوض کنم :/
    +
    امروز عارفه هی میگفت کرم خاکی حلق داره؟
    ملخ رگ شکمی داره؟
    کی معده نداره؟
    ریاضیا فکر میکردن رد دادیم
    خواهر گلم تجربی نیستی بفهمی چ زجری میکشیم ما
    +
    تا حالا دو نفر از پله های کتابخونه افتادن با صورت رو زمین
    حدود بیست تا پله س
    هر دفعه میخوام از پله ها بیام پایین یه صدایی توو ذهنم میگه "بعدی تویی بعدی تویی هار هار هار"
    درد :|
    +
    دختره ازمون پرسید همه رو بلدید ینی؟
    عارفه گف ن بابا چی فک کردی در مورد ما
    حسنک راستگوئه بچمون
    بگو اره گند بزن ب اعتماد ب نفسش یه هزارتا بیفتیم جلو :)))))
    +
    عارفه میگه سما چجوری توو دم ، دیافراگم مسطح میشه؟
    بعد نفس میکشید میگفت من الان حس نمیکنم مسطح بشه
    خب دلبندم نباید هم حس کنی توو شکمته :/
    میگه نه اخه ببین. بعد دوباره نفس میکشید :| گفتم ببین الان مسطح میشه ک ب رگهای شکمی فشار وارد میکنه خون به سمت بالا میاد. یه ماهیچه س دیگه
    یجوری نگام کرد گف چیه؟؟؟
    گفتم ماهیچه ... تو فکر کردی چیه؟؟
    میگه استخون
    ما هیچ
    ما نگاه
    +
    این بچه مچه ها چرا انتظار دارن ادم بهشون سلام بده؟
    بعد چرا انتظار دارن یکی هم سن خودشون بشون سلام بده؟ :/
    من بچه بودم بچه ها ک بهم سلام نمیدادن فقط همو میدین جیغ میزدن میدوییدن دنبال هم بی هیچ دلیل خاصی :|
    بزرگترها هم ک تا پارسال میخواستن چایی بریزن واسه من چایی نمیریختن :| میگفتن مگه تو هم چایی میخوری؟ :/ نه ما چایی رو با نون میخوریم
    چ برسه ب اینکه بهم سلام کنن
    یه دفعه یادش افتادم اعصابم خورد شد
    +
    وقت اضافه داشتید واسه ما کنکوری ها هم دعا کنید
    موجوداتی هستیم ک در استرس و دلشوره می زیسته ایم و میزیزی ایم هنوز
    فعلا

    یه روزی منم می میرم تو اون دنیا میرم به تموم نویسنده های ایرانی بعد از تبریک گفتن ب خاطر نوشته های معرکشون ، با بغض میگم "لنتی چرا انقد اسم کتابات سخت بود؟"
    بعد میرم خونه خودمون

    #تاریخ ادبیات را حذف کنید
    #جونه من
    #:/

    نمی دانم
    شاید یک روزی.
    شاید هیچوقت.


    ...

  10. 9
  11. #25791
    narges70
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    9,860
    2,285
    3,779

    پیش فرض

    سلام بچه ها خوبید
    میگم تا حالا شده که واستون پیش بیاد اینجا تایپ*کنید احساس کنید دارید با مداد مینویسید ولی سایرین با خودکار مینویسن دقیقا این حسو دارم وقتی متن مینویسم .بعد روز ها خستگی و فشار روحی امروز عصری یکم سر حال شدم خواستم برم مقاله پیدا کنم و سه فصل اول رو بنویسم* که نت هنگ کرد خخخ جالبیش اینه سایتای دیگه وا میشه این نه .خخ یعنی خوشم میاد همش گیر میفته تو کارم .بی نهایت استرس دارم بی نهایت که نتونم موفق شم به موقع پایان نامم رو تموم کنم از یه طرف استادی که نه جواب میده و مطمئنم سه فصل بنویسم نگاش نمیکنه تا ماه ها و از یه طرف حجم ترجمه هایی که باید داشته باشم و از یه طرف دیگه خستگی شدید روحی ای که این روزا دارم همش کنار هم داره آزارم میده کلا از صبح که پامیشم تا شب احساس میکنم یه دنیا رو سرم هستش . اونقد حجم استرس و فشار این روزام زیاد بوده که زانو دردم به مرحله ۷۵ درصد فلجی رسیده خخ اصلا معلوم نیست در شهریور قراره با چه صحنه ای مواجه شم .تا از جنبه مثبت کارها میگم داداشم*میگه توهم*نزن خخ همچین میگه که من احساس میکنم همش توهمه خخ و از یه طرف هم واقعا میترسم توهم باشه و .**... فک کن من باید تا ۲۰ روز دیگه هم*نمونه هام*تکمیل باشه و هم سه فصل اول رو نوشته باشم ولی بعید میدونم هیچ کدومش محقق شه اونوقت احتمال زیادی وجود داره که جواب نگیرم از این تحقیق خخ یعنی احتمال جواب نگرفتنم از جواب گرفتنم بیشتره خخ یعنی الان دارم در مورد همه این قضایا حرف میزنم ضربان قلبم تند میشه ... خلاصه واس من دعا کنید یجوری از ملکوتی زمینی آسمونی بر بیابونی جایی امداد غیبی برسه .. واقعا میترسم این همه تنش آسیبی بهم بزنه
    خوب من خوابم گرفت دیگه حال ندارم بنویسم .
    به زهرا جان تبریک میگم امیدوارم سالیان سال در کنار آقاشون با خوشبختی زندگی کنند .
    و در آخر اینکه این مدتی درگیر بودم از دوستا کمتر سراغ گرفتم دلم واسه صحبتای طولانی با همتون تنگ شده خیلی اندوه بزرگیست زمانی که نباشید ...
    به جهان بگو بخندد
    که دلم یک خنده سیر میخواهد
  12. 7
  13. #25792
    بهارنارنج
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    January 2017
    نوشته ها
    788
    541
    442

    پیش فرض

    سلام
    طاعاتتون قبول : )
    ماه رمضون هم داره می ره ... جاش سبز تا سالِ دیگه : ))
    امیدوارم هر کدومتون یه سهم بزرگ از خیر و برکت ازش گرفته باشید .
    .
    .
    .
    ده روزِ دیگه میشه 5 ماه : )
    خدا می دونه چنتا اسم انتخاب کردیم و هی گفتیم دیگه قطعی همین ... بهتر از این نیست اما باز نظرمون عوض میشه . هرکی یه چیزی می گه و یهو آدم دلزده میشه . خودش نظرش به رها بود اما خب یه مطلب درموردش خوندم وبهش گفتم که نظرش برگشت . الان چند وقته گفتم دل آرا ... می گه دل آرام : ) به نظرم قشنگه ... تا خودش بیاد و چجوری باشه .. آرامِ دل میشه یعنی ؟: ) جونم فداشه که ...

    سه تا امتحانِ دیگه مونده ... سه تا امتحانِ مهم و اون روحیه ... هوووف ... خدا بخیر کنه .

    سرم گرمِ لیلی و مجنونه ... عجیب دوستش دارم : )

    ایام به کام : )
    سر برگ گل ندارم
    به چه رو روم به گلشن
    که شنیده ام زگلها
    همه بوی بی وفایی ...: (
  14. 9
  15. #25793
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,930
    10,605
    20,708

    پیش فرض

    الان کتابخونه ام
    گفتم شاید بخواید بدونید سرورتون کجاس :)))
    کولر رو نمیزنن لعنتیا
    خیلی گرمههههه
    عارفه رفت عیادت دخترخالش
    لامصب خب بعدازظهر میرفتی :/
    من مانده ام تنهای تنها
    میان سیل درسها
    +
    هیچوقت با کسی که دوستتون باش دوسته حرف نزنید تو کتابخونه
    چون بعدش نمی دونید چکار کنید :|
    ن اونقدر صمیمی اید ک همو تحویل بگیرید
    نه اونقدر غریبه ک بهم محل نذارید :/
    الان با دوست عارفه صحبت میکردم
    عارفه :| دقیقا کجایی؟ :/
    +
    خوابم میاد شدید
    +
    برم لغت ادبیات بخونم
    +
    سال دیگه واس کنکور نیایم کتابخونه صلوات

    فلن

    نمی دانم
    شاید یک روزی.
    شاید هیچوقت.


    ...

  16. 10
  17. #25794
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    104,315
    19,635
    15,339

    پیش فرض

    سلام به همه
    بازم پرسپولیس قهرمان شد
    اومدم به همه پرسپولیسیا تبریک بگم
    در ضمن نمیدونم این آقا مدیر کدوم کشور رفته ولی کلی مناظر قشنگ توی اینستا گذاشته که آدم لذت میبره
    مدیر جان دست راستت روی سر ما
    دیگه اینکه من همچنان درگیر کارها و مشکلاتم هستم که امیدوارم زود حل بشن
    دوستتان دارم
    فعلا بای بای
    من یک زنــم نه جنس دوم…

    نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه

    نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،


    نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

    من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

    بی آنکه دیگری را بیـازارم

    فرای تمام تصورات کـور،

    هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

    باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

    بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

    بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

    نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!
  18. 11
  19. #25795
    بهارنارنج
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    January 2017
    نوشته ها
    788
    541
    442

    پیش فرض

    سلام : )

    عیدتون مبارک

    طاعات و عبادات قبول
    سر برگ گل ندارم
    به چه رو روم به گلشن
    که شنیده ام زگلها
    همه بوی بی وفایی ...: (
  20. 10
  21. #25796
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    8,826
    4,648
    6,361

    پیش فرض

    درووود برهمتون
    عید فطر و تبریک میگم
    راستی دبل پرسپولیسم تبریک میگم

    امروز سر کار مشغول بودم یکی با جعبه شیرینی وارد شد
    حدس بزنین کی بود؟
    همون دوستم بود با خبر سلامتیش
    دکتر بهش گفته بود توده خوش خیم و درحال پس رفته یجورایی
    ونیازی به عمل جراحی نیست تا سال دیگه که باید مراجعه کنه
    نمیدونید چقد بااین خبر خوشحال شدم وگریه کردم
    خدارو شکر ....امیدوارم هیچ آدمی مریض نشه
    فقط واسه همین خبر اومدم
    فعلا تا بعد



    انسـان هــــــا
    فـقـط بـه فــریـاد هــم میــرســند
    نــه بــه سکــوت هـــم

  22. 11
  23. #25797
    narges70
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    9,860
    2,285
    3,779

    پیش فرض

    سلام همگی خوبید ؟
    امروز داشتم پرسشنامه هام رو میشمردم یه لحظه گفتم نرگس بیخیال بابا همینا بسه نمیخاد اینقده خودتو اذیت کنی تو این یه ساعت احساس کردم آرامش دنیا مال منه که ناگهان باز ای افکار کمالگرا بودنم اومد سراغم هی میگه نه تا فرصت داری فلان تا فرصت داری بهمان .یکی نیست بگه عامو ول کن میخای چکار میخای به کجا برسی ؟میخای کجای دنیا رو بگیری ؟اصلا شاید ته ای خستگی ها و زحمت ها هیچ باشه واقعا دارم خودمو زجر میدم البته یکی دوروزه دیگه دلسرد شدم که ادامه بدم .اینا به کنار استادم جواب نمیده که چقد دیگه داده میخام حالا شاید پیش خودم فک کنم تمومه وای زور داره اون داره به خاطر من پول میره تو جیبش ولی جواب نمیده یعنی
    دلم خواست یه بار پیامش بدم جواب بده و من یه بار از دستش راضی باشم اصلا دیگه دلم نمیخاد ادامه بدم ولی خوب مجبورم .حالا اینا به کنار احتمال اینکه کارم هیچ نتیجه ای هم نداشته باشه خیلی هست خخ یعنی فقط سه تا چهار ماه تلاش مازوخیسمانه و زجر دادن خودم و از اون طرف هم دکترا پر تا دو سال دیگه خخخ .تا دوسال دیگه هم کی زندست کی مردست .سه ساعت پیش اومدم نوشتم یادم رفت میخاستم چی بگم خلاصه مواظب خودتون باشید و برا منم حسابی دعا کنید شبتون بخیر
    به جهان بگو بخندد
    که دلم یک خنده سیر میخواهد
  24. 8
  25. #25798
    بهارنارنج
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    January 2017
    نوشته ها
    788
    541
    442

    پیش فرض

    سلام

    قشنگترین حس آرامشه ... از خدا می خوام ، از نوع بی پایانش نصیبِ دلهاتون بشه .

    گاهی آدم مجبور میشه برای بدست آوردن آرامش از عده ای بِبُره و اونا رو از زندگیش بیرون بندازه ... مجبوره بزنه به بی خیالی ... بی خیال همه ی حرف و حدیثا ، اینا همیشه هست اما خب واقعا اذیت می کنه ! حالا من زدم به این بی خیالی تا آرامشمو پیدا کنم ... می خوام بِبُرم از اونایی که همیشه ب کردن در مقابلِ خوبی هام . اونقدر خوب بودم که انگار وظیفه داشتم ... اونقدر بد کردن که در باورم نمی گنجه ... شرِ همچین آدمایی از زندگی هاتون کم ...
    وقتی غمگینم بیشتر حسِ نوشتن دارم ... نمی دونم چرا : )
    می گن نوشته هات تم غمگین داره ... به چشمِ انتقاد بود ( سال پیش )... دوتای آخرو سعی کردم غم نداشته باشه و پایان خوش باشه تا به دل بشینه : )

    به شدت منتظرِ اومدنِ کار جدیدم هستم :)

    ایام خوش و به کامِ دل
    سر برگ گل ندارم
    به چه رو روم به گلشن
    که شنیده ام زگلها
    همه بوی بی وفایی ...: (
  26. 6
  27. #25799
    narges70
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    9,860
    2,285
    3,779

    پیش فرض

    ای نصف شبی اونقده استرس گرفتم که از شدت استرس خوابم نمیبره کل وجودم داره تیر میکشه .فک کن کلش کمتر از دوماه وقت دارم هنو فقط یه صفحه ترجمه کردم نمونه هام آماده نیست دست به یه صفحه پایان نامم هم نزدم و دوستم امشب زنگ زده میگه من همه نتیجه هام آماده بوده دوماه تموم وقت گرفته ازم و موضوع تو بیشتر وقت میبره بشین پای فصلات .نمیدونم با این حجم استرس چه کنم کل وقتم صرف نمونه گیری میشه وهیچکدومش تموم بشو نیست کاش یه معجزه ای میشد کاش یه راه میانبری پیدا میشد که من بتونم پرسشنامه ام رو زودتر تکمیل کنم چقد استرس دارم .میترسم نتونم تموم کنم بدبخت شم بره پی کارش. هیشکی هم نیس کمکی بده بهم .پوف. دیگه برم بخوابم تا غر بعدی خدافظتون
    به جهان بگو بخندد
    که دلم یک خنده سیر میخواهد
  28. 6
  29. #25800
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,930
    10,605
    20,708

    پیش فرض

    اه
    اه
    اه
    اه
    اههههههه
    ریاضیه بد :/
    امروز جمع بندی داشتیم
    در حدی بود که عارفه توو حل سوال 115 میگفت "این چی میگه؟؟؟؟"
    گفتم تو از سوال اول همینو میگفتی
    من ریاضیم افتضاحه
    از تاریخ ادبیاتم بدتره
    دیگه ببین چیه
    البته الان تونستم تاریخ ادبیاتو ب یه حدی برسونم
    دیگه بقیه ش بستگی داره ب تو طراح گرامی
    آی لاو یو طراح
    +
    خواهش میکنم ریدینگ امسال تجربی رو از موضوعاتی که جذابن طرح نکنید
    من حواسم پرت میشه :/
    مثلا ریدینگ 96 خارج در مورد دلفینها بود
    من نصف تایم معنی کردنش رو در حال قربون صدقه بودم :/
    یا متن 93 داخل کشور در مورد دوستی و اهمیت فرندشیپ گفته بود
    هی من ب عارفه ک بعل دستم نشسته بود نگاه میکردم لبخند میزدم :|
    فکر میکرد اسگلی چیزی ام :/
    +
    دبیر فقط دبیر شیمی ♥
    یجوری جوابتو میده تو دوست داری فقط سوال بپرسی
    عاشقتم استاد ♥
    +
    میشه تو متنهای زبان حرفی از .....
    یادم رفت چی میخواستم بگم
    رفتم یه نیم ساعت قبل
    الان یادم رفت :/

    برم دیگه
    فلن

    نمی دانم
    شاید یک روزی.
    شاید هیچوقت.


    ...

  30. 6
صفحه 1720 از 1726 نخست ... 1220162016701700171017151716171717181719172017211722172317241725 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,786 به 25,800 از 25879

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •