ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1723 از 1733 نخست ... 1223162316731703171317181719172017211722172317241725172617271728 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,831 به 25,845 از 25994
  1. #25831
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    9,026
    4,805
    6,540

    پیش فرض

    درود بر شما
    امروز تهدید به جنگ شدم
    شاید وسط این جنگ بلایی هم سرم بیاد ..کسی چه میدونه
    اومدم بگم حلالم کنین
    از روزی که همکارم غرق شده همش میخام حلالیت بطلبم
    راستی یه چیزی ...اینکه میگن خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند
    بشدت درسته و من خیلی قبولش داشتم ولی امروز حین اون بحث کذایی فقط به این جمله فکر میکردم



    فاصله ی مرد و زن بودنم
    "درب " خانه است

    روزها مرد می شوم
    و شب ها زن
    "چقدر ایفای این دو نقش در کنار هم ...
    دو جنس بودن ... سخت است



  2. 13
  3. #25832
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,124
    13,225
    21,323

    پیش فرض

    درود

    نمیدونم چرا ادما اونقدددر به رنجوندن هم ادامه میدن تا بالاخره ی طرف کم بیاره و بارشو بگذاره رو کولش و بره .. خیلی درد داره واقعا این حس .. خصوصا اگه این رفتن برابر باشه با دور شدن و کندن از خانواده ت ..
    میگفت میدونم تنها میمونه و ... ولی دیگه نمیتونم بمونم !
    یعنی دلم ریش ریش شد واسش .. شک ندارم میخواست گریه کنه اما ترسید با ی قطره اشک شک کنه به قوی بودنش و شک کنه به تصمیمش واسه رفتن ..
    بنظرم دردناک ترین حس اینه ک ادمایی ک بهت نزدیکن بیفتن تو چاه و چاله و تو دستت اونقدری بلند نباشه واسه نجاتشون .. خیلی بده .. ادم دلش کدر میشه ..

    بعضی ها گاهی کاسه ی صبرشون اونقدری *لبریز میشه که اب از سرشون میگذره .. دیگه اهمیت نمیدن به ناراحتی بقیه و همین باعث میشه هی برنجونن هی برنجونن هی برنجونن و اخرش تنهایی عایدشون میشه ..
    ولی مطمئنم تو وجود همه ی ادما اون فرشته خوبه ی شونه ی راست با فرشته بده ی شونه ی چپ همیشه در حال جر و بحثن .. ادم هرچقدرم بد هرچقدرم بی انصاف بازم دودوتا چارتا میکنه و میفهمه کجای راهو اشتباه اومده اما دریغ .. که دور برگردون نداشته !!!

    _ بی دلیل و با دلیل .. بی منطق و با منطق این روزا اونقدر دلخورم و دلگیرم و زودرنج که خدا میدونه !

    _ بزرگ شدن خیلی دردسر داره .. خیلی ..

    _ خیلی سخته برنجی اما نرنجونی ... با ی اخم ! دل اطرافیانت که بهت اهمیت میدن میگیره

    _ گاهی اوقات برای ناراحتیم توضیحی ندارم .. یعنی توضیح قابل عرض .. سخته اینو حالی کنی ب بقیه



    [ آرزوی خوب کنیم واسه هم ]

    +

    التماس دعا



    پ.ن : الهه جان متوجه گفتگوت نشدم
    امیدوارم اتفاق خاصی نیفتاده باشه و سایه ت همیشه مستدام بمونه بالای سر خانواده ت ...


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  4. 11
  5. #25833
    احمد کوچولو

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,197
    2,994
    1,882

    پیش فرض

    سلام
    همگی خوبین ؟ خوشین ؟
    دلم واستون تنگ شده بود
    و البته واسه کوچولو

    بذارید بگم چی شد که اومدم پست بذارم
    فکر کنم وقتی اینجا عضو شدم دوم دبیرستان بودم دقیق یادم نیست
    اونموقعا یه سری آهنگا گوش میدادم
    بعد دیروز داشتم آهنگایی که توی آرشیوم داشتم رو میگشتم که رسیدم به همون آهنگایی که اون موقعا گوش میدادم
    بعد همین که پلی شد یاد کوچولو افتادم و همین شد تا دوباره بهتون سر بزنم

    این مدتی که نبودم نمیدونم چه اتفاقایی واسه شماها افتاده واسه خودم که خییییییییلی چیزا پیش اومد
    پدربزرگم به رحمت خدا رفت... پسرعموم هم که 4 سالش بود سرطان گرفت فوت کرد. سربازیم رو معاف شدم، کارشناسیم رو تموم کردم، شاغل شدم توی یه شرکتی، یه مغازه کامپیوتر و چاپ هم تازگیا زدم و و و خیلی چیزای دیگه
    ( ببخشید اول خبرای بد رو گفتم بعد خوبا رو که تاثیر خوبا بیشتر باشه )

    اون مدتی که زیاد نمیومدم کوچولو بدجوری رفته بودم تو بحر ( بهر ) :| گیم
    یعنی یه جورایی حرفه ای بازی میکردم واسه همین وقت نمیشد کار دیگه ای کنم و تایمی که دانشگاه یا مغازه نبودم رو بازی میکردم
    الان که دیگه وقتم زیاد نیست وقت کم هم به درد گیم حرفه ای نمیخوره واسه همین فقط در حد سرگرمی بعضی وقتا بازی میکنم

    راستی ممنون از نگار خانوم @memol61 که تولدم رو تبریک گفتن

    دوست داشتم زیاد بنویسم اما نوشتنم نمیاد :|

    سعی میکنم از این به بعد مثل قبلا به کوچولو سر بزنم
    من که اصلا نمیتونم با اینستاگرام و اینچیزا ارتباط برقرار کنم ... دارم ها ولی فعالیت آنچنانی ندارم

    بازم میام پیشتون شب همگی بخیر
    WE ALL MAKE CHOICES IN LIFE
    BUT IN THE END, OUR CHOICES MAKE US
  6. 10
  7. #25834
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    104,674
    19,814
    15,502

    پیش فرض

    سلام به همگی
    چند وقت بود اینجا پست نذاشته بودم
    راستش فکرم خیلی مشغوله
    شدیدا به دعاهاتون نیاز دارم تا کارام زود و خوب پیش بره
    منو در دعاهاتون فراموش نکنید
    در ضمن احمد جان وظیفه بود که تولدت را تبریک بگم
    هر وقت بتونم به اینجا سر میزنم چون تنها جایی هست که راحت میشه حرف زد
    دوستتون دارم
    فعلا بای بای
    گناهانم را دوست دارم
    بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام
    چون آنها واقعی ترین انتخاب*های منند
  8. 9
  9. #25835
    احمد کوچولو

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,197
    2,994
    1,882

    پیش فرض

    سلام
    این حجم از خلوت بودن بی سابقه س
    واقعا از ته دل دعا میکنم این اینستاگرام و تلگرام و اینچیزا همشون قطع بشن
    تا بلکه دوباره کوچولو شلوغ بشه و همه برگردن همینجا
    +
    پنجشنبه عروسی دعوتیم ... خیلی وقت بود بیرون نرفته بودم
    اگه خدا بخواد این یکی رو میرم
    +
    امروز انقد هوا گرم بود وقتی رسیدم محل کار وارد ساختمون که شدم احساس کردم از جهنم اومدم بیرون
    کولر ماشین هم که فقط نمادی از کولره توی این گرما
    از این ماشین مدل بالاها هم نداریم صندلی و فرمون و بدنه و همه چیش باهم خنک شه
    باید تدابیری بیاندیشم که گرما رو توی ماشین کمتر حس کنم
    مثلا چالش آب و یخ تو ماشین اجرا کنم هر روز باور کنید تنها راهش همینه
    +
    بسه دیگه خیلی نمینویسم که واسه خوندن اذیت نشید
    البته اگه کسی هم باشه که بخونه

    شب همگیتون بخیر
    WE ALL MAKE CHOICES IN LIFE
    BUT IN THE END, OUR CHOICES MAKE US
  10. 12
  11. #25836
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    13,477
    11,044
    21,597

    پیش فرض

    من دو جا فهمیدم بیست دقیقه خیلی طولانی تر از اونیه ک بنظر میاد
    یکی تو کنکور
    یکی تو باشگاه
    :|
    یه روز رفتم دیگه رفتتتت تا هفته بعد :))) خدا تنبلی رو نصیب نکنه
    حاضرم بشینم فصل یک زیست دو رو برای ششصد. هفتاد و ششمین بار بخونم ولی نرم باشگاه
    مرگ ب نیرنگ تو
    +
    جوری از این سریال ب اون سریال میپرم
    ک حتی اجازه دفاع هم بهشون نمیدم :|
    تو 5 دیقه اگه تونستی نظرمو جلب کنی حله
    نتونستی بازی رو باختی بیبی :/ عوق :/
    +
    مریم دستشو عمل کرده
    فرا صب میخوایم بریم ملاقاتش
    تا حالا صب خونه کسی نرفتم :|
    تروخدا قبل اومدن من و عارفه، صبحونه بخورید وگرنه خیلی ضایع میشع :/
    +
    کی برای عیادت برمیداره شیرینی ببره؟
    با عارفه نزدیک بود دعوام بشع دیگه
    +
    کنکور؟ ببینیم خدا چی میخواد :)
    +
    میخواستم "بار هستی" رو بخونم .. فوق العاده بود ولی سنگین .. گذاشتمش واسه یه وقتی ک میل ب خفه کردن بقیه نداشته باشم :/
    الان دارم "کافکا در کرانه" رو میخونم
    جاتون خالی
    خیلی خوبه
    +
    همین دیگه
    چ تابستون مزخرفیه
    اصلا حال و حوصله ندارم
    انقدررررر تنبل شدم ک حالم از حودم بهم میخوره

    فعلن

    I just wish
    You could feel
    What you say

    ...
  12. 11
  13. #25837
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    سلام به کوچولوهای گل
    بچه های قدیم و جدید خودم ...

    خیلی وقته اینجا پست ندادم. البته همیشه این بخش سایت رو میخوانم

    چه دعای باحالی کرد احمد ...
    امیدوارم نگار به روز های اوجش برگرده . چون سایت رو میترکونه

    منم مثل همه درگیر کار و زندگی ...
    جدیدا هم که کوچولوفود اضافه شده به داستان ها و درگیری ها
    یه سری کار مهم واسش دارم که هنوز نرسیدم
    اما امروز با اسنپ فود براش قرارداد نوشتم که اضافه بشه

    خوب و خوش و سلامت باشید
  14. 11
  15. #25838
    PerSiaN*boy
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    October 2016
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11,361
    7,851
    8,813

    پیش فرض

    سلام..بازم زیاد وقتتون رو نمیگیرم و خلاصه میگم بالای منبر نمیرم:))
    میگم حالا که چند نفری روزانه میان و انلاین میشن علاوه بر وقت گذروندن تو تاپیک های سرگرمی و قبلی بعدی در راه رضای خدا موضوع جالبی حالا چه سیاسی اجتماعی طنز و.... دیدن ارسال کنید ثواب داره..تکراری داره میشه همه چی.....این حجم بی حال بودن عجیبه:))
    خوش بگذره جمعیا
    ویرایش توسط PerSiaN*boy : 2019.07.18 در ساعت 13:25
    بـهترین انتــقـام بخشـیدن و صد البته فرصـت ندادنِ دوبـاره ست..



  16. 8
  17. #25839
    احمد کوچولو

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,197
    2,994
    1,882

    پیش فرض

    سلام
    خوبین ؟
    احساس دلتنگی میکردم اومدم اینجا
    البته تعداد کوچولوهایی که میاییم اینجا به انگشتای دست هم نمیرسه که بخونن پستا رو
    اما همین که مینویسم حالم خوب میشه
    دانشگاهم که تموم شد رفتم سر کار
    سربازی هم که ندارم
    کلا میشه گفت الان هیچ مشغله فکری ندارم مثل همسن و سالام
    چون همه تو فکر درس و کار و خدمت و اینچیزا هستن که واسه من همش درست شده خدا رو شکر
    الانم تنها مشغله ای که دارم پیشرفت توی کارم هست که تلاشم رو میکنم
    ،
    دلیل اینکه دلم هم تنگ میشه همینه کلا دیگه چیزی نیست که بهش فکر کنم
    ساعت کاریم هم تو محل کار عصر تا شب هستش واسه همین صبحا مغازه خودم وایمیستم و میام کوچولو وقتی مشتری نیست

    +
    میگم، الان که فکر میکنم میبینم چقدر زود گذشت اون دوران
    8 سال گذشته از وقتی که اومدم کوچولو
    کلی خاطره جمع شده توی ذهنم از اینجا
    با اینکه خیلیا عقیده دارن فضای مجازی هستش ولی من نظرم این نیست
    چون من اکثر زندگیم رو توی همین فضا بودم ( حالا به دلایلی که نیازی نیست اینجا بگم )
    از همین فضا خاطره ساختیم ، جشن تولد کوچولو رفتیم، نمایشگاه کتاب رفتیم باهم
    من کلا آدمی هستم که بیرون نمیرم واسه همین همون میتینگا جزو بهترین خاطراتمه
    +
    یه مدت انقد سایت شلوغ میشد مثلا توی تاپیک چت تا میومدی پست بذاری میدیدی 6 تا پست جدید اضافه شده
    چقدر شلوغ میکردیم
    خخخخ من رفته بودم پستایی که داده بودم رو میخوندم
    چقدر بچه بودم چجوری تحملم میکردید
    چقدر اینجا یه سریا رو اذیت کردم ... واقعا بچه بودم
    معذرت میخوام از کسایی که اذیتشون کردم و پستم رو الان یا بعدا میخونن
    خیلیا هم منو اذیت کردن و ناراحتم کردن که بازم مهم نیست چون سنم کم بود

    +
    من کلا اهل فیلم و سریال نیستم
    تو مغازه چون تازه باز کردم هنوز زیاد مشتری ندارم
    میشینم فیلم و اینچیزا میبینم ، داشتم سریال "عاشقانه" رو میدیدم، خیییییلی قشنگ بود
    ( از همه فن های game of thrones و breaking bad معذرت میخوام من سلیقه م در همین حده )
    +
    اوه اوه چقد حرف زدم
    البته کم هم مینویسم کسی نمیخونه چه فرقی میکنه
    اگه مثل همین سریال "عاشقانه" چیزی میشناسید معرفی کنید نگاه کنم ممنون

    ممنون که وقت گذاشتید و خوندید
    یا علی
    شبتون بخیر

    WE ALL MAKE CHOICES IN LIFE
    BUT IN THE END, OUR CHOICES MAKE US
  18. 12
  19. #25840
    بهارنارنج
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    January 2017
    نوشته ها
    867
    576
    525

    پیش فرض

    سلام

    شبتون بخیر : )

    امیدوارم که پایانِ هفته ی خوبی داشته باشید و از بودن کنارِ خانواده لذت ببرید .

    جمعه ها صبح تا ظهرش به نظرم خیلی خاص و دوست داشتنیه اما همین که رو به عصر می ره دل آدم می گیره مخصوصا اگه تو خونه باشی و تنها و ...
    دوست دارم برم زیارت اما اونقدر شلوغ پلوغه که نرفتنو ترجیح می دم همیشه ... جمعه بازار درست کردن : )
    ان شاالله دلتون نگیره و ساعاتِ خوشی رو سپری کنید .

    روزگار به کام دل
    سر برگ گل ندارم
    به چه رو روم به گلشن
    که شنیده ام زگلها
    همه بوی بی وفایی ...: (
  20. 9
  21. #25841
    narges70
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    12,216
    4,065
    5,336

    پیش فرض

    سلاملکم خوبید همگی؟
    یه مدت پیش رفتم دانشگاه کارت کشیدم بعد اینکه حسابم خالی شد خواستم بقیه رو با کارت دیگم بکشم تا تاریخ انقضای کارت دومی هم تموم شده بوده نفهمیدم حالا کارت مال خودم نبود مال بابا بود معمولا پول نقد زیاد تو کیفم نمیذارم فک کنم پنج تومن بیشتر نبود تا اومدم خوابگاه احساس میکردم هیچی ندارم ها هیچی فقیرانه تو خیابون میومدم در حالی که میدونستم یه ساعت دیگه وضعیت فرق میکنه ولی یه حس هیچی نداشتن داشتم امشبم دقیقا اون حسو دارم میدونی قرار بود یه اتفاق فوق العاده واسم بیفته از اونا که شیرینیش تا آخر عمر با خودم باشه ولی همش بر باد رفت امشب احساس میکنم هیچی ندارم هیچی ها یه دنیای تهی هستم تهی از هدف آرزو و..... تو هیچ ترین حالت خودمم میگن بار کج به منزل نمیرسه انگار بار کج بود که به منزل نرسید تمام روز تو ذهنم مرور میشد بار کج به منزل نمیرسه جالب اینه که ناراحت نیستم اصلا شاید هنوز ته دلم امیدواره و شایدم دیگه واقعا خسته شدم دیگه نمیشه چکارش کنم یه چی تو همه این قضایا واسم خیلی خوب بود و اونم دریچه جدید به دنیای جدیدی واسم وا شده که شاید در آینده بتونه خیلی کمکم کنه ... دیگه خوابم اومد شبتون بخیر
    پ ن : آدم اگه هیچ بود شاید دنیا خیلی قشنگ تر بود
  22. 9
  23. #25842
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    24,767
    15,872
    15,746

    پیش فرض


    سلام و روز بخیر


    اینکه دلم خواسته اینجا بنویسم فقط بخاطر اینه ک شروع کردم به مرور کردن این چندسالی که گذشته،جدیدا زیاد اینکارو میکنم.
    طی یکسال و نیم گذشته خیلی رو خودم کار کردم خیلی چیزا رو تو زندگیم شفاف کردم خیلی چیزا رو پاک کردم و به خیلی چیزای دیگه معنا دادم.
    سعی کردم با خودم دوست شم یجاهایی و صحبت کنم و حتی بجنگم تا هرچیزی که حس میکنم اضافیه از بین بره تا روحم سبک شه

    سعی میکنم یادم بیاد چجوری بودم و چجوری هستم الان و دلخواهم چیه؟
    بعد از برهه های متمادی شکست تو زندگیم تو هدفی که داشتم بالاخره بهش رسیدم.
    تو اون چنسال انقد رو هدفم متمرکز بودم که خیلی لذت ها و خوشی ها رو از خودم دریغ کردم
    تبدیل کردم خودمو به یه آدم تک بعدی تقریبا که فقط رو به هدفش قدم میزاره
    اما اواخر کار فهمیدم که اشتباهه،تک بعدی بودن اشتباهه..اینکه خودتو محدود کنی اشتباهه
    ما ها همه چند وجه داریم که مارو "ما"کرده..همه این خصلت ها کنار هم جواب میده و پیش برندس
    تقریبا یکسال و نیمه شروع کردم ب هدف نویسی، به یادداشت ،به ثبت رویدادها!
    خیلی کمک کنندس..خیلی
    هدف فقط خرید یه ماشین خوب یه حساب بانکی پر و پیمون نیس،هدف میتونه یه گوشواره که پشت ویترین چشمتو گرفته یا یه هدفون جدید یا ثبت نام تو کلاسی ک دوسش داری یا هدیه خریدن واسه بابات و و و و باشه
    وقتی مینویسی و بهشون میرسی و جلوشون تیک میزنی
    و میبینی میشه رسید به چیزی ک ارادش کنی و بخواهیش و واسش برنامه ریزی کنه
    میشه انرژی
    میشه حال خوب


    رسیدم ب اون نقطه ای که دلم میخاد همه چیزایی که دوس دارم و یاد بگیرم نه صرفا در حد حرفه ای شدن در حد اینکه خودم راضی شم
    نمیدونم اسم این حس چیه و تو چند سالگی سراغ آدم میاد ولی الان من تو اون نقطم

    سرتون و درد آوردم:))
    دلم میخواست ثبت کنم این دلنوشته های از دل براومده رو لاجرم که بر دلتون هم بشینه


    پ ن:
    خوشبختیِ تو
    از درون خودت ساخته می شود !
    از آنچه که
    فکر می کنی و
    انجام می دهی ..
    دنیا قرار نیست خوشبختی را
    به تو هدیه دهد ،
    تو آن را می سازی.!


    روزگارتون خوش

    در کـوشش گـریختن از دسـت خـویشتن
    چـون برگ بی مـزارم و چـون بـاد بی وطـن




  24. 13
  25. #25843
    احمد کوچولو

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,197
    2,994
    1,882

    پیش فرض

    سلام خوبین ؟
    زیاد حوصله ندارم

    برای مادربزرگرم ... بعد از 15 جلسه پرتودرمانی
    چون یه سری بیماری های دیگه هم داره گفتن نمیشه شیمی درمانی کرد
    دکتر گفته دیگه کاری از دست ما برنمیاد فقط دعا کنید
    دعا کنید خوب بشه ...

    شب بخیر
    WE ALL MAKE CHOICES IN LIFE
    BUT IN THE END, OUR CHOICES MAKE US
  26. 12
  27. #25844
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,124
    13,225
    21,323

    پیش فرض

    درود ..

    امشب حرفمون با مامانم در مورد آدمایی بود که تنشون میخاره واسه تیکه انداختن !!!!
    هیچوقت دلم نمیخواسته جای این آدما باشم .. کسایی که واسه صدم ثانیه آرامش ندارن ..
    چند باری پیش اومده که برنامه بچینم تا حال کسی رو بگیرم و ... ! شبانه روز توی ذهنم با اون فرد درگیر بودم .. بهش فحش دادم تیکه انداختم واسش جواب فرض کردم و خلاصه زندگی نزاشتم واسه خودم .. فرضِ اینکه ی ادم کل روزای عمرش بخواد با این حجم از درگیری ذهنی بگذره واقعا عذاب آوره ..
    این آدما خیلی زود پژمرده میشن و دلشون خیلی زود کوچیک و سیاه میشه ..
    کاش نباشیم و نشیم ازین آدما .. هرگز !

    شب خوش

    ۲۸ تیر ۹۸


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  28. 8
  29. #25845
    gole_sorkh1017
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    7,734
    5,991
    4,166

    پیش فرض

    سلام دوست جونیا خوبین خوشین
    وااای من که اصلا خوب نیستم
    همش حالم بده
    خداااا کی خوب میشم من
    میگن تا سه ماهگی همین رواله
    واقعا خسته شدم
    کارای خونم مونده
    این هفته و هفته دیگه کلا مهمون دارم
    من حالم بده
    بیچاره همسری
    سر سفره همش تنهاست
    خودش گرم میکنه خودش میخوره
    به غذا نگا میکنم حالم بد میشه
    خدا من شکمو بودم آخه
    خلاصه که پدرم دراومده
    جاتون خالی جمعه و شنبه با همسری رفتیم
    رامسر خیلیییییی عالی بود
    آب و هوا به اون خوبی تو رامسر معجزه بود
    اصلا شرجی نبود
    خیلی خوش گذشت
    به خاطر حال بدم مجبور شدیم زود برگردیم خونه
    خلاصه که دعام کنید
    بهترینا رو براتون میخوام
    علی یارمون
    ویرایش توسط gole_sorkh1017 : 2019.07.22 در ساعت 01:19
    هر روز با هم دعوا داشتند ولی زورش به او نمی رسید.
    نمی دانست چه کند، با خودش گفت می روم شکایت می کنم...
    کتاب مفاتیح را برداشت و آن را باز کرد:
    «الهی الیک اشکو نفساْ بالسوء اماره...»
    خدایا به تو شکایت می کنم از نفسم

  30. 6
صفحه 1723 از 1733 نخست ... 1223162316731703171317181719172017211722172317241725172617271728 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,831 به 25,845 از 25994

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •