ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1724 از 1735 نخست ... 12241624167417041714171917201721172217231724172517261727172817291734 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,846 به 25,860 از 26020
  1. #25846
    narges70
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    12,813
    4,617
    5,666

    پیش فرض

    اومدم پست بذارم گفت و گوی الهه رو دیدم یهو احساس کردم جاش خیلی خالیه از همینجا اعلام می نمایم جات خیلی خالیه دختر...چن بار اومدم گفت و گو نوشتم همش پرید دیگه بی خیالش شدم . یکی از دوستام مدتیه درگیر حل یه مشکلی هست که من سالها پیش تجربه اش کردم امروز خیلی ناگهانی به ذهنم خورد که بیام از تجربه خودم بگم و اینکه چطور از اون شرایط رها شدم شاید بتونه کمکش کنه از اون بحران رها شه ناخوداگاه داره اون روزا تو ذهنم مرور میشه یهو بهم ریختم عجیب این فقط یه گوشه از مشکلاتی که من باهاش مواجه شدم باهاش مواجه شده اینکه همه بحران هایی که ممکن هست در یه دوره رو سرت آوار شه خیلی وحشتناکه بحران اعتقادی و ..... نمیدونم بگم کدومش سخت تره ولی فک میکنم بحران و تعارض اعتقادی بدترین بحرانیه که میتونه برای یه آدم با پیشینه اعتقادی خاص اتفاق بیفته یجورایی دست و پا میزنه نه میتونه به اعتقادات قبلی چنگ بزنه و نه میتونه به اعتقادات جدید تکیه کنه اولین باره که بعد از سالها دارم به اون دوران فک میکنم و بغضم گرفته ...بحران های بد پی درپی که یهو میشه نقطه اوج یه آدم .... فردا میرم واس نتایج پایان نامم که با اونی که کار آماریم میخاد انجام بده انجامش بدیم خیلی استرس دارم خیلی .هر احتمالی ممکنه هر احتمالی .میتونه یه اتفاق فوق العاده باشه یا میتونه یه شوک بزرگ و یه ترم اضافه خوردن باشه یا میتونه خیلی معمولی مث سایر روزا بگذره .جذابترین موضوع ترم دانشگاه مال منه کاش این حس خوبی که نسبت بهش دارم خراب نشه کاش . .ولی حتی اگه خراب هم بشه باز جای امیدی هست بدون اینکه بفهمم درست رفتم تو مسیری که سالهاست علامت سوال ذهنم بوده و همیشه دنبال جوابم براش.کاش واقعا آینده اینقد زیبا باشه که من دارم امروز تو این نقطه میبینم . به طرز فلاکت باری ای روزا ترجمه میکنم از این صفحه میپرم به اون صفحه بعد میبینم به دردم نمیخوره اصلا یه وضعی دوست دارم برگردم خونه اونجا تمرکز دارم و تو اتاقم راحت تر به کارام میرسم .یادم میاد دوره لیسانس همیشه تحقیقا و گزارشای عملی رو من بهتر از همه مینوشتم چون کمالگرام همیشه همه چیو درست حسابی مینویسم ولی این بار گیر کردم دقیقا دارم دور خودم میچرخم و زمان خیلی کمی دارم نمیتونم وقت بذارم همین عصبیم میکنه .
    این روزا بدجور دو دلم اینکه برم دنبال کار یا وقت بذارم واس دکترا اگه اولی رو برم دومی میپره اگه دومی رو انتخاب کنم کامل مسیر زندگیم عوض میشه و شاید فرصتی که الان دارم که برم یه کار پیدا کنم برای همیشه از دست بره .و اصلا کلا شرایط زندگیم یه چی دیگه شه ... دعا کنید فردا به خیر بگذره حالا تا بعدش خدافیظ
    حرفی برای گفتن نیست...
    جهان سوت و کور است...
  2. 8
  3. #25847
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    13,488
    11,050
    21,644

    پیش فرض

    کسی ک تو تابستون قبول میکنه واسه ناهار کوکوسیب زمینی درست کنه، بازی رو باخته
    زخم خورده هاش میفهمن چی میگم
    دیگه اخراش میبینی موقع برداشتن کوکو از ماهیتابه با 500 درجه حرارت یکم از دستت هم اب شد افتاد تو ماهیتابه
    +
    چیه این تابستون بابا
    همش گرما
    همش گرما
    اخ اخ
    +
    خیلی گرمه خونم داره تو رگام میجوشه واسه همین حرف دیگه ای واسه گفتن ندارم
    فقط بدونید پابرهنه راه رفتن روی اسفالت ساعت 1 ظهر بهتره از وایسادن پای گاز
    قابل توجه اقایونی ک میان خونه میگن شما ک تو خونه اید زیر باد کولر
    اون کولر بدبخت خودش از روی مرام داره هنوز کار میکنه
    باد نداره .. فوت میکنه بدبخت :|
    فلن

    I just wish
    You could feel
    What you say

    ...
  4. 10
  5. #25848
    narges70
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    12,813
    4,617
    5,666

    پیش فرض

    حالم اینقد گرفته هست که هیچی نمیتونه این حال خرابمو خوب کنه هیچی .احساس میکنم عمق جونم داره میسوزه نه واس خودم واس عزیز ترین آدم زندگیم که این تصمیم اشتباه رو گرفت برا خودش. شاید امروز نفهمه با این تصمیمش چه لطمه ای به خودش زد ولی بعد ها حتما می فهمه و حتما پشیمون میشه از تصمیمش . کاش اون روز زمان متوقف شد دنیا وایمیساد ولی اون، اون تصمیم رو نمیگرفت* . به قول خودش انتخاب بین بد و بدتر بود ولی کاش آدم یه وقتایی میتونست انتخابش بدتره باشه و شجاعت انتخاب بدتر رو داشت اونقد حالم*گرفتست که نگو همیشه این موقع ها با نارگل حرف می زدم الان مامان شده دیگه نمیتونم استرسام و ناراحتی ها پیش اون خالی کنم رو بچش تاثیر بذاره امیدوارم زمان بهم ثابت کنه من اشتباه فک میکنم تصمیم اون درست بوده باشه. یه روزایی تو زندگی میاد که آدم مجبوره تصمیمای سخت بگیره کاش هیچوقت این روز تو زندگی کسی پیش نیادکه مجبور شه تو انتخابای سخت قرار بگیره
    حرفی برای گفتن نیست...
    جهان سوت و کور است...
  6. 8
  7. #25849
    ...helena...
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    July 2019
    نوشته ها
    5,729
    4,719
    2,651

    پیش فرض

    امروز وقت دکترم بود نرفتم بنظرم بسته اینهمه دکتر دکتر بازی اگه قرار بمیریم میمیریم دیگه ،وقتی وارد مطب دکتر میشم اینهمه ادم پیر نشستن واسه یه اکو یا نوار قلب میترسم میترسم یکی بپرسه که چرا اینجام انقدر معذب میشم که خدا میدونه ،وقتی میبینم همه پیرمردا و پیرزنا نشستن واسه دیدن دکتر و من با این سنم پیش اونام بازم میترسم ،راستیتش از این بیشتر از موضوع قلبم میترسم ،وقتی میرم مطب تا دو هفته اعصابم خورده ، یه ماه پیش وقتی تو مطب بودم یه زن و شوهر جون امده بودن بیچاره ها قلب بچشون حرفه های متصل بهم داشت برای جراحی امده بودن ،دلم سوخت خیلییی ،انوقت فهمیدم بابام چی میکشه ،میدونین بعضی وقتا ادم باید بقیه رو ببینه تا بفهمه درد خودمون خیلیم بزرگ نیست ،حیف که بعضیامون خیلی دیر میفهمیم ،خیلی سخته ادم نتونه بدوو نتونه شنا کنه ،نتونه خیلییی کارا رو انجام بده ولی خب باید تحمل کرد ،اینجا بهم ارامش میده ،خیلی حالم خوب میشه وقتی اینجام ،این.تاپیکم عالیه تازه پیداش کردم
  8. 9
  9. #25850
    sarir
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    3,808
    3,332
    4,704

    پیش فرض

    حالا ببینا
    هربار میام اینجا یه داستانی شدهههه
    مهتاب داری مامان میشی؟؟
    ای دل غافل ای روزگار..چه زود گذشت تففف

    سلام به همگی
    مریم اگه صدامو میشنوی بیا اینجا دلم برات تنگ شده هربار میام که تورو ببینم نیستی
    بیزحمت دست به دست کنید برسه به مریم
    خدافظ
    خاک تو سرت روزگار.
  10. 7
  11. #25851
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    13,488
    11,050
    21,644

    پیش فرض

    بعدازظهر خیابون بودیم که ناگهان نتیجه ها اومد
    هیچی دیگه زنگ زدم به عارفه همون لحظه :|
    قرار شد بیاد خونه ما همدیگه رو تسکین بدیم
    الان بغل دست من نشسته
    عارفه به خاله ها و عموها سلام بده
    عارفه بچم فقط سه ساعت و نیم خوابیده بعد برگشته میگه فک نکن میزارم تا صب بخوابی
    دنبال قسمت سوم هانگر گیمز بود داشت اچتباه میزد
    حالا ک فلن نشستیم پای سیستم
    ب مریم هم زنگ زدیم با یه حالت دهشتناکی گفت "عارفه اونجاستتتتتت؟"
    بابام اومد میانجی گری کرد جوون مرگ نشیم
    +
    ب عارفه وبلاگ قبلیم رو نشون دادم رفتم تو قسمت پروفایل
    بذار توضیح ندم
    عکس گویای همه چیزه




    بیاید این موضوعو همینجا خاک کنیم
    +
    فعلن من سرم درد میکنه
    عارفه هم عین اسب ابی خمیازه میکشه بعد با قدرت میگه خوابم نمیاد
    اره دلفینهام پرواز میکنن بیبی
    +
    فلناش

    پ.ن: عارفه میگه بنویس چقد خوشحالی من پیشتم


    I just wish
    You could feel
    What you say

    ...
  12. 9
  13. #25852
    ...helena...
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    July 2019
    نوشته ها
    5,729
    4,719
    2,651

    پیش فرض

    امروز بعد یک ماه زیر نظر پدر و مادر موفق شدم که از خونه برم بیرون ،خیلی بده وقتی پاتو از خونه میزاری بیرون مامان فکر کنه که نمیبینتت بابا یه جور دیگه هیچی امدم یه مسافرت 20روزه ،
    تبریز اب و هواش وحشتناک شده خیلی گرمه ،یه روز تا دوروز قرار اینجا بمونم بعدش میرم روستا
    بوی خوب نون تنوری ،شیر تازه و ماست و...
    تو ماشین که نشسته بودم یه پسره جلو بود از اولش با راننده حرف زد تا اخرین ثانیه نمیدونم به فکش تخم کفتری چیزی بسته بود یا چی ،حقیقتا واسش نگرانم
    جاتون خالی واسه شام کوفته تبریزی داریم دست پخت زنعمو ،خوبه ادم دور و برش یه سری اذم باشه که پیششون احسساس ارامش کنه
    دیشب دکترم زنگ زد گفت در اولین فرصت پیشش برم ،به گمونم بفهمه مسافرتم تیکه تیکم میکننه

    این روزا حالم از این بهتر نمیشه اینجا رو پیدا کردم ،با بچه ها اشنا شدم ،رتبه کنکورم امد ،دارو هام تمموم
    شد ،لباس خریدم و...
    انشالله خستهگیم در بره
  14. 8
  15. #25853
    adamak-h
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    April 2019
    نوشته ها
    3,743
    2,168
    2,354

    پیش فرض

    فکر می کنم یه نفر توی مغزمه و بعضی وقتا فقط جیغ می زنه..مادرش مرده و هیچ کسی نیست که بتونه آرومش کنه..نمی فهمم چرا اس ام اسای بانکی نمیاد...کی حوصله داره بره تا بانک؟....کاش ننه زود بره خونشون..می دونم بدجنسیه اما روزی هزاربار می پرسه شوهرم مرده؟ روزی هزاربار باید دلم تنگ بشه و بگم آره مرده..خیلی وقته مرده...گاهی وقتا فکر می کنم اگه آدما قرار باشه غده ای به اسم روابط اجتماعی داشته باشن ,غده ی من احتمالا مثل نمودار سینوس شده..بعضی وقتا بالای بالاست بعضی وقتا پایین....قرصای محیا رو دادم؟ندادم؟.....دلم واسه دلمه های مادربزرگم تنگ شده....بعضی حرفا ممنوعه است...بعضی حرفا هم قشنگن اما مهمه کی بگه...برای عرفان چی بگیرم؟ کتاب؟ از جورابای گرون و رنگارنگی که می پوشه؟ امروز برم کتاب فروشی...کارت پستالم می خواد؟چی بنویسم اونوقت؟ امیدوارم توی سال جدید بلاخره آدم شی؟تولدت مبارک؟با آرزوی بهترین ها؟هر چی آرزوی خوبه مال تو؟پس تکلیف بقیه چی میشه؟! اصلا مگه آرزوهای بد دل ندارن؟!

    کاش آقای میم دیگه زنگ نزنه بگه برگرد سرکار....من دیگه تحمل حرفاشو ندارم..ولی اگه واقعا زنگ نزنه چی؟! یعنی تموم شه همه چی؟ به همین راحتی؟ یعنی از کتاب خوشش میاد بخرم؟دندون اسب پیش کشی بود که نمی شمردنش؟پس چیو میشمرن؟....بگم؟نه ولش کن...گاهی وقتا دلم می خواد خوب نباشم..چی میشد اگر می تونستم بدون اینکه گریم بگیره بهش بگم این رسمش نبود آقای میم؟... دلم برای کوچ تنگ شده...ولی برای دلمه بیشتر..مثل وقتایی که میگن باباتو بیشتر دوست داری یا پفکو؟ و تو ام میمونی که کدومو انتخاب کنی...از کرمی که مامانم میزنه خوشم میاد فقط روی پوست اونه که همچین بوی قشنگی داره...حالا شماره کارت کدوم بانکو بدم؟..از این که فکر میکنن من اشتباه کردم لجم گرفته....وقتی نگرانه چشماش قهوه ای تره...اما خوشحالم که الآن می خنده
    آبی یا صورتی؟شایدم هم آبی و هم صورتی...شایدم فقط آبی..صورتیو دوست داره ولی آبی بیشتر بهش میاد..چشماش با آبی مثل تیله میشه...همه چیز خیلی ساکته ولی تندم هست...تند پیش میره..عجیبه... مثل وقتایی که فیلمو می زنی میره جلو و صداش معلوم نیست...چه قدر آدما سریع بزرگ میشن..مگه همین دیروز نبود که داشتم انتخاب رشته می کردم؟آره همینه...یه کارت با رنگای شاد و یه نوشته مثل هرچی آرزوی خوبه مال تو....هووم..دوسش دارم...
    کجا حیات به اندازه شکستن یک ظرف دقیق خواهد شد؟!
  16. 10
  17. #25854
    narges70
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    12,813
    4,617
    5,666

    پیش فرض

    دیروز یه جایی بودم یه اتفاقی افتادکه فهمیدم ذهن ما آدما خیلی عجیب غریبه خیلی اونقدی که خودمون هم نمیفهمیم و حتی نمیدونیم. آدم فک میکنه چی پشت این دنیاست هرچی هست خیلی عجیبه خیلی .آدم یه چیزایی تو دنیای واقعی میبینه فک میکنه قصه است فک میکنه خیاله اوهام هست ولی در کمال تعجب واقعیت از دیروز در حیرت این جهان هستی ام البته شاید دلایل علمی داشته باشه و من چون مطالعه نداشتم ندونم چیه ولی حیرت انگیز ترین اتفاق زندگیم بود آدم پیش خودش فک میکنه نکنه فلان نظریه درست باشه و اگه اون نظریه درست باشه ...*
    از اینا بگذریم عجیب ناخوشم .نتیجه ام اماده شد و من فقط ده روز وقت دارم جمع و جور کنم فک*کنم*اگه شبانه روز دو ساعت هم بخوابم باز وقت کم دارم و اصلا نمیدونم*چه کنم .از این به کنار نتایج شوکم*کرده اصلا انتظار چنین نتایجی نداشتم هرچی دارم جامعه رو میسنجم میگم مگه میشه چنین*چیزی باشه اصلا با عقل و منطق جور در نمیاد برا همین شک کردم به اینکه نکنه اشتباه کرده باشم همین* داره بهمم* میریزه فک کن باز باید بشینم از اول همه چیو چک*کنم ببینم*نکنه راه رو اشتباه رفتم یا هرچی .نمیدونم وسواس فکری گرفتم*نمیدونم چی ولی هر چی هست هیچوقت انتظار چنین نتایجی نداشتم شاید چون غیر منتظره هست حالمو بد میکنه .کاش من به فکر خودم بودم و تو زمستون الکی دنبال کارای بیخود نرفته بودم*نشسته بودم*ترجمه کرده بودم امروز اونقد کمکم*میکرد که خدا میدونه الان نمیدونم*چی بگم و چکار کنم تو این وقت کم.خیلی میترسم یه ترم اضافه بشه خیلی اونقد نگرانم*که نگو .
    منو هم تو دعاهاتون فراموش نکنید شبتون بخیر
    حرفی برای گفتن نیست...
    جهان سوت و کور است...
  18. 9
  19. #25855
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    104,776
    19,839
    15,566

    پیش فرض

    سلام به همه دوستای گلم
    من خیلی خوشحالم آخه برادرم و دخترش جمعه میان ایران و یه ماه پیشمون میمونن
    دلم برای دخترش پر میزنه
    دیگه اینکه از همسرم جدا شدم البته بعضی از دوستان اینجا میدونن ولی خواستم همه بدونن که از اون همه عشق و علاقه هیچی نمونده
    اصلا هم ناراحت نیستم چون اینجوری خیلی بهتر شد
    بعدشم یادتون باشه خیلی. دوستتون دارم
    فعلا بای بای
    گناهانم را دوست دارم
    بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام
    چون آنها واقعی ترین انتخاب*های منند
  20. 10
  21. #25856
    ...helena...
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    July 2019
    نوشته ها
    5,729
    4,719
    2,651

    پیش فرض

    سلام
    امروز یه روز فوق العاده پدر و دختری بود خیلی خوب بود ،همه جای روستا رو گشتیم از کنار رودخونه رد شدیم ،یه جا کلی سگ دنبالمون افتادن ،رفتیم تو باغ شلیل کندیم و...
    و هوا اینجا عالیه عالی باورم نمیشه دیشب از سرما با پتو خوابیدم
    کلی شاهتوتاز رو درخت کندم
    خلاصه خستگی یه سساله زندگی از تنم بیرون رفت
    بد از مدتها با بابا کلی حرف زدیم بعضی جاها از شدت خنده اشکمون در میومد ،بعضی جاها از شدت عصبانیت بابا داد میزد ولی.واقعا زندگی بدون بابا یعنی مرگ

    جای همتون خالیه ،ای کاش همتون اینجا بودین و مثل من کیف میکردین
  22. 9
  23. #25857
    ...helena...
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    July 2019
    نوشته ها
    5,729
    4,719
    2,651

    پیش فرض

    امروز اصلا روز خوبی نیست
    امروز به مدت 24ساعت تو روستا نمیتونم باشم ،درواقع یه روز نمیتونم اونجا باشم رو ببینم شاه توت بچینم ،کی میشه خلاص بشم از این دردسر ،امشب مهمونی دعوت بودم بذامگاوابذامی مهم بود ولی نمیتونم برم ، از دست خودم عصبانیم ،چرا به خودم استرس دادم چرا بعضی چیزا رو بزرگ کردم
    هعی کاریش نمیتونم بکنم
    امروز اینجام و تو انجمن ،مهمونی پر باغ گرذی پر خوش گذرونی پر
  24. 8
  25. #25858
    adamak-h
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    April 2019
    نوشته ها
    3,743
    2,168
    2,354

    پیش فرض

    آدمای خوب
    آدمای افتضاحی هستن!
    چون توقعت رو از خودشون و بقیه خیلی بالا می برن...
    دیگه نمی تونم بفهمم کی ادم خوبیه کی ادای ادم خوبا رو در میاره...
    +++++++++++
    امروز یکی از دوستای دبیرستانم زنگ زد ازم پول قرضی میخواست...یک لحطه دیدم جدی جدی همه وارد زندگی جدی و ادم بزرگا شدیم!
    انگار قبل از زنگ زدن امروز باورم نشده بود داستان جدیه!
    دخترای دبیرستانی دیروز، امروز دنبال جور کردن پول قسط هاشون هستن:)))
    سرعتی که دهه بیست زندگی می گذره خیلی ترسناکه
    کجا حیات به اندازه شکستن یک ظرف دقیق خواهد شد؟!
  26. 7
  27. #25859
    Lord Alireza
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    August 2019
    نوشته ها
    805
    172
    388

    پیش فرض

    بحران 30 سالگی رو انگار دارم تو 20 سالگی تجربه میکنم. جالبه. میشینی همه کارهایی که کردی رو میبینی بعدش میخوای برای آینده تصمیم بگیری.
    میگن بحران چون یک لحظه نمیدونی چیکاره ای و کاری که میخوای بکنی درسته یا نه. سخت نیست. خوشحالم که تو این فروم هستم و اینجا چیزی مینویسم چون نوشتن واقعا دهنو آروم میکنه. مخصوصا تو فرومی که نه تو کسی رو میشناسی نه کسی تو رو.
  28. 4
  29. #25860
    zahrasadat
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    June 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    9,254
    10,104
    3,829

    پیش فرض

    سلام به همه کوچولوهای عزیز

    دوستای قدیمی


    میدونم خیلی دلتنگم بودید و الان اشک شوق تو چشاتون حلقه بسته


    خیلی وقت بود دور بودم از هیاهوی دنیای مجازی چون به اندازه کافی تو دنیای واقعی درگیر هستم

    حس نوشتن زیاد نیست ان شالله سر فرصت

    تو خونه نشستم دلم گرفته منتظر آقایی تا بیاد خونه

    گفته شام درست نکن خودم یه چیزی از بیرون میگیرم
    یک سالی میشه که سر خونه زندگی خودمم هستم و خانم خونه شدم واسه خودم

    این تلوزیون لعنتی هم که هیچ وقت هیچی نداره


    امیدوارم حال دلتون خوب باشه
    شبتون خوش یا علی
    ویرایش توسط zahrasadat : 2019.08.15 در ساعت 20:01
    اين روز ها كه ميگذرم جور ديگرم

    ديگر خيال و فكر تو افتاده از سرم . . .
  30. 6
صفحه 1724 از 1735 نخست ... 12241624167417041714171917201721172217231724172517261727172817291734 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,846 به 25,860 از 26020

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •