ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1740 از 1742 نخست ... 1240164016901720173017351736173717381739174017411742 آخرین
نمایش نتایج: از 26,086 به 26,100 از 26116
  1. #26086
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    105,584
    19,982
    15,761

    پیش فرض

    سلام به همگی
    امیدوارم که خوب و خوش باشید
    من ان شاء الله شنبه پرواز دارم بیام ایران
    اینجا که پر از چینی هست هیچکس از کرونا نمیترسه اونوقت همه از ایران به من سفارش کردن حتما با ماسک و دستکش بیا مگه من آدم فضایی هستم
    دیگه اینکه این چند روز که تعطیله لطفا نرید بیرون و مسافرت چون تعطیلی برای جلوگیری از شیوع بیماری هست نه برای خوشگذرونی
    دوستتون دارم
    فعلا بای بای
    گناهانم را دوست دارم
    بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام
    چون آنها واقعی ترین انتخاب*های منند
  2. 10
  3. #26087
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    9,275
    4,945
    6,877

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط trash نمایش پست ها
    سلام به همه
    امروز شانسی رمز عبورمو زدم درست از آب در اومد ������
    روز همه دخترا و خانمهای گل*سایت مبارک

    چه خوب کردی اومدی پسرخوب..خوشحالمون کردی

    سلام چطورید؟ تا یادم نرفته تولد گذشته مدیر سعید وتبریک بگم انشالله شادوسلامت بمونی


    از اونجا که کلا کارای مردونه انجام میدم وقتی مجید نیست هفته پیش روز بعد از روز زن ساعت یازده ونیم
    دستم بشکل خاصی برید اونم با سینک ظرفشویی نویی که برای خونه خریدم انگشت شصت دست راستم کلا جداشد از دستم
    بقدری خون ازم رفته بود که متوجه نشدم ماشین ودم مغازه گذاشتم ومغازه داره منو رسونده بیمارستان با ماشین خودش
    خلاصه ساعت 5تا8 اتاق عمل..بیهوش..خواب عمیقی که بهش نیاز داشتم واقعا
    یه هفته خیلی سخت گذشت واسم چون حتی کارای شخصیمم نمیتونستم یه دستی انجام بدم
    خدا مادرا وخواهرا رو برامون حفظ کنه.اگه نبودن حتی لباس ساده نمیتونستم بپوشم.
    خیلی سخته یه دستت به گردنت آویزون باشه بچه داشته باشی
    دیشب شادوخوشحال رفتم مطب دکتر تا باز کنه دستم و ولی گفت باید یه هفته دیگه بمونه
    چون تاندون و عصب پاره شده بوده باید بسته بمونه هنوز.فقط از دکترم خواستم جای زخم ونشونم بده
    که ای کاش نمیدیدم این دست دیگه دست نمیشه واسم
    چون دستم و باز نکرد دوباره همه غصه عالم نشست تو دلم. بازم محتاج بقیه بودن واسه کارای شخصی
    با اومدن کرونا هم که با یک دست نمیشه خودش وخوب شست.خوبه فرهاد تعطیله طفلی بچم همه کارام و میکنه واز کنارم تکون نمیخوره
    شده چنگالم ..شده ظرفشور خونه..
    به جای من تایپ میکنه..باخودکار مینویسه..کلا شده دست راستم..خدا برای هیچکس نیاره.قدر سلامتی بدونین وخداروشکرکنید
    رییسم خواسته برم فقط هتل وحضور داشته باشم میگه هرج ومرج شده میخوام قبول کنم
    حالا تاشنبه ببینم چی میگه دکتر..برا منم دعا کنین لطفا






    فاصله ی مرد و زن بودنم
    "درب " خانه است

    روزها مرد می شوم
    و شب ها زن
    "چقدر ایفای این دو نقش در کنار هم ...
    دو جنس بودن ... سخت است



  4. 10
  5. #26088
    narges70
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    15,275
    5,567
    6,413

    پیش فرض

    سلام
    الهه خیلی واست ناراحت شدم امیدوارم به زودی زود حالت خوب شه و بیای همینجا خوشحالیتو نشون بدی منتظر اون روزم انشالا. همچنین خدا فرهاد واست حفظ کنه و تو رو واس فرهاد.
    عاغا یه پست منو وردارید تا شر نشده
    دندونم که پر کرده بودم سیاه شده حرف دندونپزشک محترم درست بود چقد مقاومت کردم که نگهش دارم نشد قسمت نبود.دردش برام غیر قابل تحمل شده احتمالا عفونتش به گوشم هم رسیده خوشم میاد در این شش ماهه دوم سال انواع بلایا و فجایا اتفاق افتاد واسم

    باورتون میشه کرونا به مجلس و مسوولای کشور هم رسید چطور چنین چیزی ممکنه آخه. احتمالا به این زودی ها به اینجاها هم برسه و میترسم از روزی که مرگ و میر تو ایران میلیونی باشه. دعا کنیم هوا گرم شه هرچه زود تر.

    خوب دیگه خیلی حرف زدم مواظب خودتون باشید تند تند بیاید بگید خوبید

    ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم
    از آخرت بریده ز دنیا گذشته ایم
  6. 9
  7. #26089
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    9,275
    4,945
    6,877

    پیش فرض

    چطورید؟
    دیروز تو گروه تلگرام یهویی یکی از دوستام عکس عروس وداماد گذاشت
    بعدش یه عکس عروس
    خوب که دقت کردیم دیدیم خودشه
    فک کردم رفته مدل شده اولش چون بچه هاازین کارا خیلی میکنن اینم ازوناس که اصلا تو فاز ازدواج نیس
    خلاصه مثل اینکه جمعه ازدواج کرده
    تا شب موضوع جدیدی واسه حرف زدن بود وکلی خوشحال شدیم گفتیم و خندیدیم
    آخر شب پی ام داد الهه داغونم نمیتونم رضا رو فراموش کنم... زنگ زدم یه عالمه باهاش حرف زدم
    امیدوارش کردم به آینده..خدایی شوهرش خوشگل پولدار از همه مهمتر خوش اخلاق و عاشق پیشه اینجور که میگفت
    تحصیلات بالا وتک فرزند بودنش
    میگفت با فک کردن به رضا دارم به این طفلی خیانت میکنم حالم از خودم بهم میخوره
    راستش وبخواین منم حالم داشت ازش بهم میخورد آخه چرا بدون تموم کردن یه رابطه وارد یه همچین رابطه جدی بشه آدم
    اصلا من کاری به اونی که نیست ندارم ..این طفل معصومی که قبولش کردی بدبخت بااین شرایط عالی که داره میتونست بهتر زندگی کنه بایکی دیگه
    اینارو به دوستم نگفتما تو دلم مونده بود اینجا گفتم..به اون که فقط گفتم عادیه این حالت برا همه پیش میاد فک میکنن تصمیم درستی نگرفتن اولش
    همش پشیمونه آدم دلتنگ مجردیش میشه
    ولی براش وقت مشاوره گرفتم امروز گفتم حتما بره...پشت تلفن گریش به هق هق تبدیل شد
    اصن از دیشب غم و غصه های خودم یادم رفته..مسکن هم نخوردم اصلا دستم درد نداره دربرابر درد وغصه ای که از دوستم رسیده
    گیجِ گیجم
    خدا به همه راه درست و نشون بده.آمین
    فعلا تا بعد



    فاصله ی مرد و زن بودنم
    "درب " خانه است

    روزها مرد می شوم
    و شب ها زن
    "چقدر ایفای این دو نقش در کنار هم ...
    دو جنس بودن ... سخت است



  8. 10
  9. #26090
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    105,584
    19,982
    15,761

    پیش فرض

    سلام به همه
    من امشب پرواز دارم
    هر خوبی بدی دیدین حلال کنید
    امیدوارم که هفته خیلی خوبی داشته باشید
    مراقب کرونا هم باشید و از خودتون حفاظت کنید
    دوستتون دارم
    فعلا بای بای
    گناهانم را دوست دارم
    بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام
    چون آنها واقعی ترین انتخاب*های منند
  10. 9
  11. #26091
    ...helena...
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    July 2019
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    7,249
    5,740
    3,380

    پیش فرض

    سلام به همه رفقا
    +
    اقااا به بنده امر شد که بنا به کم موندن به تاریخ کنکور بارو بندیلمو جمع کنم از مجازی بزنم بیرون و تا کنکور رو رد نکردم به مجازی برنگردم!
    منم چون اون فرمانده واسم خیلیییی عزیزهه دیگه نتونستم مقاومت کنم و دارم میرم!
    اقاا این ایام خواهش میکنم دعا کنید کنکور رتبه خوب بیارم دانشگاه خوبی قبول بشم
    +
    این وسط میخوام یه تشکر کنم از همتون !
    بابت محبت هایی که بهم داشتین ! واقعا همتونو خیلیییییی دوست دارم !
    خیلیی وقتا با چس ناله هام ساختید!
    ممنونم از اونایی که هر روز بهم یاداوری کردن کنکورم رو ! ( داداش مسعود ممنونم ،اقا هامان ممنونم ، هانیه گل ممنونم !)
    +
    این وسسط ناخواسته دل یه ادم رو بد شکستم اونم
    نرگسه !
    به خدا قصد بدی نداشتم ، یعنی اصن دلم نمیخواد و نمیتونم کسی رو از خودم برنجونم ولی خب تو رنجیدی ! معذرت میخوام ازت !
    واقعا معذرت میخوام !
    +
    و کلام اخر اینکه میخواستم یه هفته مونده به عید بیام و واسه همه خصوصی بدم و تبریک عید رو بگم ولیی به دلیل اینکه دارم زودتر از مجازی پرت میشم بیرون ؛
    امیدوارم همتون سال خوبی داشته باشین !
    سال دیگه انقدر بخندید که نفهمید چجوری گذشت و رفت !
    امیدوارم انقدر امید و نشاط به زندگییاتون برگرده که غم های سختتونو فراموش کنین
    امیدوارم تن و بدنتون همیشه سالم باشه و چرخ سال بعد براتون بچرخه !
    +
    اقا ایمیلمو گذاشتم تو یادادشت کاربریم اگر انجمن تو این مدت.. زبونم لال چیزیش شد بهم ایمیل بزنین بعدا میخونم میفهمم ! مرسی
    +
    اقاااا دعا فرااااموش نشود ! لطفاا
    ویرایش توسط ...helena... : 2020.02.29 در ساعت 21:34



    رفتنی میره دیگه !
    واسه همه کنکوریا دعا کنید
    واسه من خاص تر دعا کنید
  12. 13
  13. #26092
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    9,275
    4,945
    6,877

    پیش فرض

    سلام خوبین ایشالا؟
    نگرانتون شدم بچه ها
    امیدوارم نگار عزیز چون بعد از مدتها به مامانش رسیده نتونسته بیادخبر سلامتی ورسیدنش و بده
    هلنا هم که رفت فعلنی ایشالا با خبر موفقیتش دوباره برگرده
    منم بالاخره دیشب از شر اون آتل گنده دستم خلاص شدم..مجدد پانسمان کردن وگفتن یه هفته باهاش کار نکنم
    همینکه دستم سبک تر شده خداروشکر واقعا اون آتل نمیذاشت حتی راحت بخوابم
    تازه شکلشم زشت بود چون شصتم و بزرگ نشون میداد همه فک میکردن دارم لایک میکنم
    از امروز اومدم سرکار ولی دارم ساعتای کاری و یجوری میچینم اگه موافقت بشه پرسنل بصورت دو روز درمیون سرکار بیان فقط
    خیلی اوضاع خراب ونگران کننده هست..امیدوارم همتون سالم وسلامت بمونین..همدیگه رو حلال کنیم
    فعلا تا بعد


    فاصله ی مرد و زن بودنم
    "درب " خانه است

    روزها مرد می شوم
    و شب ها زن
    "چقدر ایفای این دو نقش در کنار هم ...
    دو جنس بودن ... سخت است



  14. 10
  15. #26093
    memol61

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    105,584
    19,982
    15,761

    پیش فرض

    سلام به همه
    الهه جونم من خوبم سالم رسیدم
    امیدوارم که تو هم زودتر خوب خوب بشی
    خوشبختانه پرواز راحت اومد فقط توی فرودگاه تب را میسنجیدن
    منم مشغول کارامم یه کم طول میکشه خودمو وفق بدم خب چهار ماه نبودم
    ان شاء الله که همه کوچولوها خوب و خوش باشن
    دوستتون دارم
    فعلا بای بای
    گناهانم را دوست دارم
    بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام
    چون آنها واقعی ترین انتخاب*های منند
  16. 8
  17. #26094
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,627
    13,938
    21,920

    پیش فرض

    صدای یا کریم میاد از تو حیاطمون ! میدونم لونه ش کجاست .. صداش منو یاد تابستونایی میندازه ک نهار میرفتیم خونه ی مامان بزرگم .. ظهرا ک میخواستیم بخوابیم یکی باید میرفت حصیر روی پنجره رو میکشید پایین تا هم نور نیفته تو خونه و هم کولر پشت پنجره خنک بمونه .. وقتی همه خوابشون میبرد و ساکت میشد اتاق یاکریم شروع میکرد : کو او اواواواو او
    این اوووووو همیشه اکو داره :))
    چقدددددر دلتنگ اون روزام .. اون حیاط .. اون بوته ی لوبیا سبزی ک شده بود درخت دیگه .. اون حیوونای پلاستیکی ک باغچه حکم جنگل رو براشون داشت و من و دایی کوچیکم صاحبشون بودیم .. ماشین جیپ بابا عینکی م ک همیشه تو حیاط بود و من دنده عوض کردنو با اون یاد گرفتم ..
    _ بابا بزرگم چون عینک ته استکانی میزد بهش میگفتم بابا عینکی _

    کاش حداقل حالا ک حیاط دیگه اون حیاط نیست و خونه دیگه اون خونه نیست .. کاش آدما همون آدما میموندن .. همونقدر بی غل و غش ! چقدر دور شدیم از هم ..

    خیلی وقت بود ک یادم رفته بود خودمو دوست داشنه باشم .. این موضوع حس بدی بهم میداد .. یادم رفته بود دقیقا از زمان ازدواجم .. انگار همسرمو جایگزین خودم کرده بودم و واقعا روز ب روز این حس داشت ضعیفم میکرد .. داشت خودمو یادم میرفت .. ولی جلوشو گرفتم .. حالا بهتره .. حالا حسم بهتره .. حالا خودمو دوست دارم ولی ن ب اندازه قبل .. هنوز وقت میخوام !

    و اما این روزا ..
    خودمو مشغول کردم با گل هام.. خاکشونو عوض کردم .. خونه شونو عوض کردم .. براشون نور مصنوعی خریدم ♡ کاش خوب باشا حالشون .. ببینم بیحالن عصبی میشم !

    کتاب سیر عشق رو در شرف اغازشم ! کتابی ک نگار سر عقد بهم هدیه داد:)

    فیلم میبینم .. سریال خانم میزل شگفت انگیز رو شروع کردم.. دوستش دارم .. پر حس خوبه .. پر دیوونگی .. پر رنگ .. دوستش دارم .. و پیشنهادش میکنم بهتون ک ببینید ..

    یکم ب خونه رسیدم .. تازه غذاخوری و عسلی هام رسیده .. خونه شده خونه :) جوون گرفت .. رنگ گرفت :) عاشق آرامش خونه مم ..

    بوی سیر تازه کل آشپزخونه رو پر کرده :)
    هیچوقت فکر نمیکردم اینقدر خونه داری رو دوست داشته باشم ..

    از تعطیلی مدارس هم خوشحالم هم ناراحت .. خوشحالم چون سر خونه زندگیمم .. و دور نیستم .. ناراحتم چون بقول ارسطو ک میگفت من ادم ازدواجی ام منم ادم کاری ام .. نمیتونم بیکار باشم ..

    روزای خوب و بد قاطیه .. ولی بیشتر بده .. اینقدر هممون ترسیدیم ک مدام تلقین میکنیم و بنظر هممون دچار خطای ذهنی فاجعه سازی شدیم ..*ی سرفه میشه کرونا .. ی تنگی نفس میشه کرونا .. ی درد قفسه سینه میشه کرونا .. ی بیحالی میشه کرونا .. اووووف ! مخصوصا اگه اون نفر واست عزیز باشه ک دیگه خواب از چشمات میره و دلت میشه پر از نگرانی ..

    + مراقب خودتون باشید.. سهل انگاری نکنید .. تا گم شه این روزای سیاه .


    ۱۴ اسفند ۹۸

    پ.ن : اصلا بوی بهار میاد؟


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  18. 9
  19. #26095
    Uhtred
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    July 2019
    نوشته ها
    1,338
    605
    890

    پیش فرض

    حالا چرا هی به باباش سلام میکنی ، مثلا فکر کردی میره خونه میگه ، دخترم فلانی به من سلام میکنه ، میخوای مخ دختره بزنی یا پدرش ... (مکالمه من با یکی از رفقا) ، عجب بابا عجب ...
    یعنی وقتی بهش سلام کرد ، به من نگاه کرد و نوع نگاه منو به خودش دید ، یه لحظه سکوت کرد ، بعد سیگارش روشن کرد...
    نگاش میکردم ، گفت چیه خب ، چی میخوای بگی ...
    گفتم هیچی ، گفت نه بگو ، گفتم با اینکه خیلی ضایع هستی ولی روش بدی هم انتخاب نکردی ، الان پدره پیش خودش میگه این کیه روزی 100 بار بهم سلام میکنه ، حتما خواستگار دخترمه ، دخترش راضی میکنه از بس ناب هستی و خصوصیات یه داماد عالی داری ...
    گفت حالا منو مسخره کن ، خودت یادت رفته ؟؟؟
    گفتم منکه میمیرم نباشه ، اما رفت ، دروغ بود ... (برا قبلن هاست)
    به قول شاعر : عجب دریای سحر آمیزیه غم های عالم ...
    من کلا شب بیدار ، صبح بلند شم چیکار ، هی چایی بعد سیگار ، من مخم رفت تعطیلات ....
  20. 10
  21. #26096
    elahe naz
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    9,275
    4,945
    6,877

    پیش فرض

    چطورین؟
    من که خوبم شکرخدا با انرژی
    مرسی نگار جان و خداروشکر که سلامتی
    الان عطسه کردم یاد نوشته ثمین افتادم خندم گرفت
    مواظب خودتون باشین
    فعلا تا بعد


    فاصله ی مرد و زن بودنم
    "درب " خانه است

    روزها مرد می شوم
    و شب ها زن
    "چقدر ایفای این دو نقش در کنار هم ...
    دو جنس بودن ... سخت است



  22. 11
  23. #26097
    adamak-h
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2019
    نوشته ها
    4,663
    2,784
    3,039

    پیش فرض

    یک ریتم تکراری در زندگی همه ی آدم ها وجود دارد..همه ی ما چیزهایی را از دست داده ایم و یا آن ها را در گذر زمان گم کرده ایم و یا نخواستیم که دیگر داشته باشیم!
    در عوض وقت هایی هم بوده که چیزهایی را پیدا کردیم..چیزهایی در دلمان جا خوش کرده اند که هیچ وقت فکرش را نمی کردیم بتوانند در زندگی ما جایی داشته باشند.
    این ریتم تکراریِ" از دست دادن" و "جایگزین کردن", گاهی آنقدر پیچیده می شود که شاید سال ها بعد بفهمیم این چرخه مدام برایمان تکرار شده و با بی اهمیتی از کنار آن رد شده ایم.برای بعضی آدم ها این ریتم یک آهنگ شاد یا آرامش بخش است..بعضی ها هم" از دست دادن" برایشان گران تمام می شود و تمام لحظه ها برایشان رنگ و بوی غم می گیرد و نمی توانند دل بکنند و بگذرند.
    در این حین بعضی چیزها هستند که آنقدر در ذهنمان تکرار می کنیم که خواه ناخواه یادمان می رود مرز میان واقعیت و رویا چیست...یادمان می رود چرا و از کجا شروع شد.
    مدام با خودت مرور می کنی هی فکر می کنی و نمی فهمی این کلاف سردرگم به کجا ختم می شود...
    فکرهای بی سر و ته ,مثل الآنِ من, از مغزت بالا می روند و نمی گذارند لبخندی عمق بگیرد.بعضی حرف ها در مغرت چکه می کنند و به این فکر می کنی که چه کسی مقصر است؟چرا باید مدام در نگاهت التماس بریزی تا دیگران , با ترحم, بگویند "تقصیر تو نبود؟!"..."فراموش کن"..."ببخش".
    نور در کاسه مس، چه نوازش ها می ریزد!
    نردبان از سر دیوار بلند، صبح را روی زمین می آرد.
    پشت لبخندی پنهان هر چیز...
  24. 11
  25. #26098
    alfred.
    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    January 2020
    نوشته ها
    2,010
    0
    257

    پیش فرض

    صبح در حالی که داشتم خواب میدیدمیه چیزی افتاد رو صورتم با درد از خواب بیدار شدم
    خوشبختانه خورد زیر چشمم یکم خونی شد الان خوبم هیچوقت فکر نمیکردم شارژر انقد درد داشته باشه!
  26. 6
  27. #26099
    gole_sorkh1017
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    7,741
    5,994
    4,240

    پیش فرض

    سلام به همه
    چند وقتی بود که نمیتونستم بیام سایت
    از همه چی بی خبر بودم
    امیدوارم که الهه خیلی زود خوب شی
    هلنا تو کنکور موفق شی
    و نگار جون به وطن خوش اومدی
    پسر گلی منم ده روز زود تر از موعودش به دنیا اومد
    فداش بشم من فعلا که شبیه خودمه
    کاملا غیر منتظره عجله کردو زودی اومد بغل مامانش
    روزی که داشتم مرخص میشدم مامانم با کریر بچه رو جلوتر از من می*برد
    چشمم رو بچه بود و به این فکر میکردم که حتماااااا من جایی برم این بچه رو فراموش میکنم و جا میمونه
    آخه بهش حسی نداشتم
    ولی بعد چند روز یواش یواش تو دلم جا باز کرد
    الانم بعد 13 روز شده زندگی من و باباش
    امیدوارم همتون شاد و خوش باشین
    و از همه خونه ها صدای خنده و خوشی بیاد
    هر روز با هم دعوا داشتند ولی زورش به او نمی رسید.
    نمی دانست چه کند، با خودش گفت می روم شکایت می کنم...
    کتاب مفاتیح را برداشت و آن را باز کرد:
    «الهی الیک اشکو نفساْ بالسوء اماره...»
    خدایا به تو شکایت می کنم از نفسم

  28. 11
  29. #26100
    narges70
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    15,275
    5,567
    6,413

    پیش فرض

    سلام خوبید
    چقده گفت و گو هاتون نخوندم حرفاتون جالبه .... نوشته های آدمک که میخونم گاهی ارتباط قلبی نزدیکی باهاش دارم با بعضی جملاتش از ذهنم عبور میکنه بعضی چیزا.
    عاغا من رفتم تو ترک ولی ترک چایی واس محافظت از دندونام چون فقط قند رو با چایی دوس دارم. از صبح صد بار رفتم سراغ چایی خیلی حس بدیه مقاومت دارم میکنم
    داشتم یه ویس از یه خانوم دکتری که نتیجه علمی تحقیقات کرونا میگفت گوش میدادم حالا شاید شما هم بدونید ولی لازم دیدم توصیه هاش رو بهتون بگم حتما. دوستان در هیچ صورتی مکمل های تقویتی مخصوصا زینک استفاده نکنید اگه مکمل زینک آهن کلسیم منیزیم ویتامین دی و ... مصرف میکنید دست بکشید

    ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم
    از آخرت بریده ز دنیا گذشته ایم
  30. 9
صفحه 1740 از 1742 نخست ... 1240164016901720173017351736173717381739174017411742 آخرین
نمایش نتایج: از 26,086 به 26,100 از 26116

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •