ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1755 از 1755 نخست ... 12551655170517351745175017511752175317541755
نمایش نتایج: از 26,311 به 26,321 از 26321
  1. #26311
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    14,280
    22,406
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    داستان اینه ک من هفته ی پیش سرماخوردم
    رویا هم سرما خورد
    هوای اینجا یهو خیلیییییی سرد شد
    طوریکه دوتا شلوار روی هم و سه تا بلیز روی هم میپوشیدیم شبا
    ولی اون چیزی ک میخواست بشه شد و بدتر شدیم
    رویا رو بردم دکتر
    اول فکر میکرد ابله مرغانه
    دیدیم نیست
    دارو گرفت
    سه روز بعد بدتر شد
    رفتیم دکتر، دارو نوشت، گفت برو تست پی سی ار بده
    گفتیم ن بابا رویا کرونا کجا بود
    من حالم بدتر شد
    رفتم دکتر
    دارو نوشت
    گفت دو روز دیگه برو تست پی سی ار بده
    امروز کاراموزی سی سی یو داشتیم
    بچه ها گفتن بخش حساسیه، ایمنی بدن هاشون پایینه
    بیاید نریم
    گفتیم باشه
    رفتیم بیمارستان چون شماره استاده رو نداشتیم، جلوی سی سی یو نشستیم و ندا رفت صداش بزنه
    گفتیم استاد، دکتر اینجوری گفته
    گفت بیاید توی بخش، میذارم زودتر برید ک تست هم بدید
    رفتیم تو بخش، اون دختره ک دهنمونو صاف کرد شماها کرونا دارید و اینا نیومد اصن، زنگ زد ب استاد نمیدونم چی گفت ک استاد اومد گفت پاشید برید حالتون بهتر شد بیاید جبرانی
    رفتیم مستقیم تست پی سی ار دادیم
    خیلی بد بود
    خیلی
    من و رویا باید میدادیم تست رو
    رویا خیلی حساسه
    منم هستم :) ولی نمیدونم چرا همیشه باید نقش ادمای قوی رو بازی کنم تا بقیه هم دلشون قرص شه
    اول رویا باید میرفت، نمیدونم دقیقا چی شد ک اول من رفتم
    دکتره گفت علائمت چیه .. گفتم چیاست .. گفت پس سی تی اسکن هم مینویسم ..
    داداش چرا انقد جدی گرفتی
    رفتم تست دادم
    اومدم بیرون رویا گفت بد بود؟ گفتم فقط چندشت میشه
    و اینگونه شد ک رویا تا بلند شد از جاش، زد زیر گریه
    دیگه برگشتیم خوابگاه و ب قول خودمون 4 تا، مُردیم تا 3 و نیم عصر
    ناهاری ک فاطی درست کرده بود خوردیم
    دیروز رو ک کلا خواب بودم
    امروز هم همینطور
    دلم مامانمو میخواد
    خونمونو میخواد
    فردا صبح جواب تست میاد
    میدونم کرونا نیست ولی اگه باشه چی .. اگه رویا مثبت شد چی
    این احمقایی ک میخوان دانشگاه رو حضوری کنن چی میگن این وسط
    اخه .... ، بچه خودت بود هم اینو میگفتی؟
    900 کیلومتر دور بود از خونه، میگفتی حضوری شه؟
    نمیدونم این دو روز چندبار گریه م گرفته
    نمیدونم شاید طاقت من کمه ولی حال و هوای این اتاق رو اگه ببینی :)) زار میزنی
    خلاصه ک دلم بغل میخواد .. بغل مامان .. خونمون .. تختم .. غذای خونه .. خونه ی گرم .. شوفاژ .. حموم تمیز و گرم ..
    هرکه هندوستان خواهد و این شعرا اره .. ولی سخته خب
    فقط دارم ب این فکر میکنم اون یک سال و نیمی ک نبودی، چی میکشیدی
    چرا بازم باید توی این شرایط ب این موضوع فکر کنم اخه :))
    ورزش هم نکردم این دو روز
    امیدوارم فردا بهتر شم بتونم ورزش کنم
    همین
    فعلن
    ویرایش توسط Sin-Sin : 2021.10.12 در ساعت 17:23
    Sorry for the road that I won't take
    For the words that
    I won't say
    For the love that
    I won't give

    Sorry for the heart that
    I won't show
    For the lengths that
    I won't go
    For the life that
    you won't live

    Sorry that I opened up my arms
    You would never reach in time
    Before they closed again

    ..


  2. #26312
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    14,280
    22,406
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    صب زنگ زدم مرکزه
    شماره ملیمو گفتم
    گفت منفی
    مال رویا رو گفتم
    گفت مثب
    :)
    گفت شما هم منفیت کاذبه پس
    چون ی روز زودتر از موعد هم تست داده بودم
    آره اینم از من
    دومین بار در طی ۶ ماه
    با دو دوز واکسن
    توی سی سی یو ک بودیم، یکی مشکوک ب کرونا بود
    من و رویا رفتیم vs بگیریم، لیدهای سینه ایش رو من وصل کردم
    ماسک هم نداشت یارو :)
    آخرش اگه من در راه پرستاری نمردم :)))
    ولی خداروشکر علائمم خفیفه
    نسبت ب دفعه قبل
    ولی خب نفس تنگیم برگشته
    فرداصب بلیت گرفتیم برگردیم
    من همش دارم تهدید میکنم ک هیچکس نباید بیاد خونه
    نمیخوام بگیرن باز
    کاش گوش بدن ب حرفم
    همین
    مواظب خودتون باشید خیلی
    خیلی
    خیلی
    فلن
    Sorry for the road that I won't take
    For the words that
    I won't say
    For the love that
    I won't give

    Sorry for the heart that
    I won't show
    For the lengths that
    I won't go
    For the life that
    you won't live

    Sorry that I opened up my arms
    You would never reach in time
    Before they closed again

    ..


  3. #26313
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,845
    20,638
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    سلام دوستان و درود
    خوبید؟
    ممنون که هستید

    واقعا فکر کنم باید ببندیم
    با توجه به گرونی دلار و اینا هزینه هاست سایت در ماه فقط 220 تومان شده
    یا باید سایت را ببندیم یا واگذار کنیم یا به یک هاست ضعیف کند منتقل کنیم
    نظرتون چیه؟
    برای جلسه و همفکری هم کسی اعلام امادگی نکرد
  4. #26314
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,482
    30,454

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    به سلام سایت سر جاشه
    برام بالا نمیومد که گفتم سعید زد از بیخ و بن ترکوندش
    به نظر من درسته که خاطره داشتیم و فلان و بیسار و شاید ۲۲۰ تومن در ماه زیاد نباشه
    اما پول بیخود خرج کردن برای چی؟
    من همچنان میگم ببند بریم بابا

    دوره ام تموم شد خر ذوقم جاتون خالی
    دیگه همینا
  5. #26315
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    14,280
    22,406
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    ادمین نذار کوچولو رو از دست بدیم ب یه سرور کم خرج تر منتقلش کن اگه اصن ممکنه .. من سر در نمیارم
    در حد اینکه بشه تاپیکهای قدیم رو دید
    یا گفتگوهای منو پرینت بگیرید با تاریخ بدید من ببرم
    +
    در دوران نقاهت ب سر میبرم فک کنم
    فعلا ک ورود ب حریمم ممنوعه مگر اینکه بخوان کرونا بگیرن ک در اون صورت هم با زانو میزنم تو چشمهاشون
    +
    همین
    فلن
    Sorry for the road that I won't take
    For the words that
    I won't say
    For the love that
    I won't give

    Sorry for the heart that
    I won't show
    For the lengths that
    I won't go
    For the life that
    you won't live

    Sorry that I opened up my arms
    You would never reach in time
    Before they closed again

    ..


  6. #26316
    تاریخ عضویت
    November 2021
    نوشته ها
    7
    12

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط admin نمایش پست ها
    سلام دوستان و درود
    خوبید؟
    ممنون که هستید

    واقعا فکر کنم باید ببندیم
    با توجه به گرونی دلار و اینا هزینه هاست سایت در ماه فقط 220 تومان شده
    یا باید سایت را ببندیم یا واگذار کنیم یا به یک هاست ضعیف کند منتقل کنیم
    نظرتون چیه؟
    برای جلسه و همفکری هم کسی اعلام امادگی نکرد

    اول سلام عرض میکنم محضر حضار محترم .
    دوم عذر خواهی میکنم که بر خلاف قانون تاپیک ، نقل قول گرفتم .
    مجبور بودم . وگرنه ذاتاً آدم خلافکاری نیستم . فقط گاهی وقتها .
    .
    .
    چند سالی هست که همیشه یک آفتابه آب همراهم هست .
    مثلا هفتۀ پیش خیلی به دردم خورد .
    رفتم صف واکسن .
    بعد از چند ساعت انتظار ، نهایتا پنج نفر مانده به نوبت من ، آقای مسئول درمانگاه رفتند بالای منبر ( روی پله ها ) و اعلام فرمودند :
    بقیه دیگه وای نایستند . واکسن تمام شد .
    اون پنج نفر جلویی و دویست سیصد نفر پشت سری بنده ، همگی یهویی ابروهایشان 88 ( هشتاد و هشت فارسی ) شد .
    اما بر عکس اون عزیزان ، ابروهای بنده 77 فارسی شد .
    کیف دستی را باز کردم و آفتابۀ آب را بیرون کشیدم .
    هنوز واستاده بودند که گفتم :
    خانمها آقایون لطفا کنار . بعد هم در مقابل ابروهای هشتاد و هشتی و چشمهای ور قلمبیدۀ محترمین ،
    سالن درمانگاه را آب پاشی فرمودیم و با اشاره به سرایدار که یک گوشه ایستاده و دستها و آرنجها را روی سینه قفل فرمان زده بود ،
    به ایشان فهماندم که جارویش را لازم دارم .
    بنده خدا داد . منظورم جاروست . حواست کجاست ؟
    هیچی دیگه . درمانگاه را عین دسته گل فرمودیم و آفتابۀ خالی را توی کیف دستی نهادیم و سرود شاهنشاهی خوانان به دولتسرا باز گشتیم .
    عین همین اتفاق ، روز چهارشنبۀ همین هفته ، در صف مرغ منجمد رخ داد که خوشبختانه در آنجا نیز عملیات آب پاشی و جارو ، با موفقیت انجام یافت و من سالم به پایگاه منزل بازگشتم .
    دیشب که میخواستم در این انجمن ثبت نام کنم ، به روال عادت چندین ساله ، کیف دستی و داستان آفتابه برقرار بود .
    اما وقتی وارد انجمن شدم ، با تعجب دیدم که نیازی به اون تسلیحات ندارم . اما شرط احتیاط این بود که یه گوشۀ پروفایلم بگذارم برای روز مبادا .
    راستش خوشحال شدم که برای اولین بار بعد از چندین سال ، کنار دریا آمدم و بی نیاز به اون آفتابه آب .
    ولی خوشحالیم حتی یک روز هم طول نکشید .
    الان که اومدم انجمن با این تاپیک و با این پست و پیام جناب مدیر کل مواجه شدم .
    حرفی ندارم خدائیش .
    اما یه خواهش از مدیر کل عزیز دارم .
    و آن اینکه : آقا ! جان هر کسی که دوست داری ، حداقل یه هفته ، بستن انجمن را به تاخیر بینداز ، بگذار ما هم دلخوش به همین مقدار باشیم .
    مقام انسانیت را هم بعدا خودمان می رویم می گردیم ، پیدا می کنیم .
    همین .

  7. #26317
    تاریخ عضویت
    November 2021
    نوشته ها
    7
    12

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    امروز کلی سرم شلوغ بود
    دلیلش هم این بود که این چهار تا شیوید روی سر مبارک را شانه نزده بودم .
    بگذریم . فکر نکنم اینجا کسی علاقه ای به نحوۀ آرایش موی سر بنده داشته باشد .
    .
    .
    اکثر ما ، عادت داریم حرفهای نگفته را در خلوت بگوییم .
    یعنی یه جورایی جرأت گفتن برخی حرفها را به طور آشکار نداریم .
    برای همین ، یا در لفافه کلام می رانیم ، یا در خفا .
    از آنجایی که حس میکنم منم جزو همین دسته ام ، لذا کل انجمن را گشتم و دیدم اینجا هر چه بنویسم و بگویم ، آشکار نمیشود .
    یا حداقل ، به این زودی هویدا نمیشود .
    حالا کی پای مدیری به این قسمت از انجمن برسد یا نرسد .
    به همین دلیل پر رو شدم و یه جورایی پهلوانی نترس .
    مهم نیست که صفت پهلوان با اسمی همراه باشد یا با صفتی دیگر .
    پهلوان مسعود با پهلوان پنبه ، آنقدرها هم توفیری ندارد در اصل ماجرا .
    .
    .
    و اما اصل کلام :
    آقا یا خانم مدیر !
    اگر پستهای مرا هر چه زودتر آشکار نکنی ،
    به عصای موسی قسم که " پنبگی " را کنار نهاده ، و پهلوان اژدها خواهم شد .
    حالا قبل از اینکه بیام بخورمت ، بیا این پستها را آشکار کن .
    آفرین کوچولو
  8. #26318
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,845
    20,638
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل فروم

    Flower 32 32 تولد 15 سالگی کوجولو

    سلام و درود بر همه
    چطورید؟
    با هوا آلوده و کرونا چه میکنید؟

    کوچولو رو منطق میگه که ببندیم اما هنوز دلم نیومده و نمیاد
    میدونید امروز چه روزیه ؟
    تولد 15 سالگی سایت کوچولو

    سایت ما در 10 آذر 1385 کامل راه اندازی شد و روز تولدش نام گرفت
    ۱۰ سال اول واسش تولد میگرفتیم و دورهم جمع میشدیم
    اما به مرور همه بزرگ شدن و گرفتاری ها زیاد شد
    به غیر از ۳ سال پیش که یه مهمونی تولد خوب واسش گرفتیم دیگه نشد و کرونا هم شد قوز بالا قوز
    امسال هم که گذشت...

    امروز کوچولو ۱۵ ساله شد و اول به شما و بعد به خودم تبریک میگم
    خوش باشید
  9. #26319
    تاریخ عضویت
    October 2009
    محل سکونت
    گورستان آرزوها
    نوشته ها
    106,821
    16,287

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    سلام به همه
    تولد کوچولو مبارک باشه
    یادش بخیر چه روزایی داشتیم
    کاش دوباره تکرار میشد
    امیدوارم همه در شادی غرق باشید
    دوستتون دارم
    فعلا بای بای
    گناهانم را دوست دارم
    بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام
    چون آنها واقعی ترین انتخاب*های منند
  10. #26320
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    14,381
    15,296
    مدیر بخش مذهبی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    به نام خدایی که این روزها لمسش میکنم ♡

    سلام

    اومدم بگم تولد کوچولو مبارک ♡

    اینجا هر چقدر هم لابه لای اتفاقات روز مره زندگی ما کوچولوها گم بشه باز یک حلقه واصلی بین دل ُسایت برقراره :)

    ما اینجا متولد شدیم .. یکی از قسمت های شیرین زندگی هر کدوم از ما تجربیات تلخ و شیرین کوچولوییمون بود ..

    چه خاطره هایی اینجا خوابیده ..

    آقا سعید با انتقال دادن سایت به حالت قبل تر از قبل خودش موافقم

    ولی با بستنش اصلا ..

    یعنی با نوشتن همین چند خط از ابتدای ورودم به سایت تا الان و حال و هوای سایت رو مرور کردم دلم گرفت ..
    ۱۵ -۱۶ ساله بودیم و الان نزدیک به ۲۴ ..

    هوووف عمری گذشت

    +

    این روزا حال ِما خوب تر از خوب تر از خوب تر است ..
    و داریم از این همه مشغولیت و فعالیت لذت میبریم ..

    روزگارتون خوش
    در پناه خدا سلامت باشید
    هم خودتون و هم خانواده*ی عزیز..

    التماس دعا

    یا علی (ع)
    چون شدم صید تو برگیر و نگهدار مرا



    فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (یوسف-64)
  11. #26321
    تاریخ عضویت
    October 2012
    نوشته ها
    25,442
    18,100
    مدیر موسیقی و عاشقانه

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض


    سلام به همه دوستان
    امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید
    یادش بخیر چه روزهای شلوغی رو اینجا سپری میکردیم
    یادمه انقده اینجا شلوغ که نمیتونستی جواب همه رو بدی ... کاش اون روزها دوباره برگرده
    تولدت مبارک دوست قدیمی
    در پناه خدا
    یاعلی
    هر چند کمی فرج تمنا کردیم
    آقا ز سر خویش تو را وا کردیم
    شرمنده ولی خلاصه تر می گوییم
    با واژه انتظار بد تا کردیم

    اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
صفحه 1755 از 1755 نخست ... 12551655170517351745175017511752175317541755
نمایش نتایج: از 26,311 به 26,321 از 26321

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •