ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





جست و جو:

نوع: ارسال ها; کاربر: Faaati

جست و جو: جست و جو در زمان 0.03 ثانیه صورت گرفت.

  1. اینــو امشـ ـب دل ِ تنگـم نوشـتـ.. سـلامـ...

    اینــو امشـ ـب دل ِ تنگـم نوشـتـ..

    سـلامـ آقـآ..

    امشــبـ دلـمـ گرفتـــه..

    آقـا نکـنـه حـواسـت فـقـط بـه اونایـیـه کـه میان پیـشـتـــ ...

    خـُب مـنمـ دلمـ میخــاد بیـام!
  2. و بـآز دوبـآره ِ یـــآد ِ آشـنـآ ُ شـوق ِ حـرم ....

    و بـآز دوبـآره ِ یـــآد ِ آشـنـآ ُ شـوق ِ حـرم . .

    و سـیـل ِ اشـک کــه پـُشـت ِ پـلـک هـآ سد شـُد!
  3. این بار از چه بگویم ، رضا جان ، محبوب دلها ....

    این بار از چه بگویم ،
    رضا جان ،
    محبوب دلها .
    امام آشنایم ...
    از دلتنگی هایم که گه گاهی راه نفسم را می بندد !
    یا از بغض های مرطوبم که پشت لبخندم پنهان است ؟!!!
    از عشقت بگویم که روز به روز پر...
  4. هَر جــــــآ سوال شُـد کهـ « دِلَتـــــــ دَر...

    هَر جــــــآ سوال شُـد

    کهـ « دِلَتـــــــ دَر کُجــــآ خوش استــــــــ ؟ »

    بی اختیـــآر

    بَر دَهَنَم مَشهَــــــد الرِضآستـــ

    دلتنگ مشهد الرضــــایم
  5. دلتنگی حس عجیبی است که گاهی شما را به یادم می...

    دلتنگی حس عجیبی است

    که گاهی شما را به یادم می آورد

    گاهی یعنی همیشه ، گاهی یعنی الان !!!

    مـَـن اسیـر ِهــر کـه بـاشـم ،

    ضــامنـــم تنهــا یـکیـست ...
  6. بس که دلــتـنگم اگر گـریـه کنــم، میگــوینــد: ...

    بس که دلــتـنگم اگر گـریـه کنــم، میگــوینــد:

    قطــره ای قصــدِ نشان دادنِ دریـــا دارد !

    السلام علیک یا سلطان عشقــــ علی بن موسی الرضا (ع)
  7. کـاش بـشـه در پـنـاهـه مـهـر شـمـا نـقـل آهـو...

    کـاش بـشـه در پـنـاهـه مـهـر شـمـا

    نـقـل آهـو بـشـه حـکـایـتـه مـن

    مـن بـه سـالـی یـه بـار هـم قـانـعـم

    ایـن نـشـه آخـریـن زیـارت ِ مـن

    واسـه گـریـه چـشـامـو آوردم
  8. ز عطرِ حـریم تـو اگر دوریم ، دلخوشیم به نسیمِ...

    ز عطرِ حـریم تـو اگر دوریم ،

    دلخوشیم به نسیمِ گاه گاهِ نگاهـت ...

    خوب میدانم از هر که تـــو دل بـردی ، خرابِ عشـقت شد ...

    پس بنگر ما را ؛ به نگاهی ...

    که دلها، خراب آیاد تـــوست ...
  9. اقای خوب من مـن ، بـد ! ولـی .. ...

    اقای خوب من

    مـن ، بـد !

    ولـی ..

    امـــــروز دلــتـنـگی

    از هـمـیـن چـشـمـان ِ گـنـاه دیـده ام لـبـریـز شـد ...
  10. وقت ورود در حَرمِ تو هوایی ام وقت خروج تازه...

    وقت ورود در حَرمِ تو هوایی ام

    وقت خروج تازه زمین گیر می شوم.....!
  11. دستت را می گذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس...

    دستت را می گذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته شروع می کند

    به جوانه زدن...

    سلام می کنی چشمت مست تماشای گنبد طلا می شود...

    بو می کشی تا ریه هایت پر شود از عطر حضور نگاه مهربان...
  12. همیشه از حرمت، بوی سیب می آید صدای بال ملائک،...

    همیشه از حرمت، بوی سیب می آید

    صدای بال ملائک، عجیب می آید!


    سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من

    به پای بوس نگاهت، غریب می آید
  13. کــدام جـــاده... كــدام راه... كــدام...

    کــدام جـــاده...

    كــدام راه...

    كــدام پلّـــه...

    كــدام نگــاه ...

    مرا مـــی رساند به آسمان آبــی تــو ...
  14. مرا طلای گنبد تو بی قرار می کند کسی مرا به دوش...

    مرا طلای گنبد تو بی قرار می کند

    کسی مرا به دوش ابرها سوار می کند

    خیال می کند که دیدن تو قسمتش شده

    همین کسی که دارد از خودش فرار می کند
  15. تو کیستی شریک غم اهل عالمی در خاک طوس کعبه...

    تو کیستی شریک غم اهل عالمی

    در خاک طوس کعبه اولاد آدمی

    آن رازها که از همه پوشیده داشتم

    تنها به تو گفتم...

    تو محرمی...
  16. کنار سفره که بودیم حرف مشهد شـد وزید بوی خراسان...

    کنار سفره که بودیم حرف مشهد شـد
    وزید بوی خراسان و ناگـهان رد شد
    دوباره یـاد غریب آشـنا و شـوق حرم
    و سیل اشک که پشت پلکها سد شد
    و دخترم که به دل حسرت زیارت داشت
    درست هم نظر مرتضـی و احمـد شد
    دو...
  17. با نام رضا به سینه ها گل بزنید ، با اشك به بارگاه...

    با نام رضا به سینه ها گل بزنید ، با اشك به بارگاه او پل بزنید،

    فرمود كه هر زمان گرفتار شدید، بردامن ما دست توسل بزنید . .
  18. وقتی وارد حرمت شدم خادمیـــــنت مراگشتند تا...

    وقتی وارد حرمت شدم

    خادمیـــــنت مراگشتند

    تا بدانــــــــــــــــم

    در پیشـــــــــگاهت که آمدم

    با دستان تهــــــــــــــی آمدم پراز کوله بار گنــــــــــــاه
  19. نگاهم را همراه بالهای کبوتری می کنم که...

    نگاهم را همراه بالهای کبوتری می کنم



    که آرام به سمت گنبد طلایی تو اوج می گیرد...



    دلم همراه او اوج می گیرد و روحم آرام...
نمایش نتایج: از 1 به 19 از 19