ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





جست و جو:

نوع: ارسال ها; کاربر: mahta007

صفحه 1 از 2 1 2

جست و جو: جست و جو در زمان 0.03 ثانیه صورت گرفت.

  1. میا**نِ خاطراتِ بی* شمارمان ای آشنا !! به...

    میا**نِ خاطراتِ بی* شمارمان

    ای آشنا !!

    به بودنت

    ادامه بده

    از اولین آغوش
  2. با من از شعر نگو از خودت حرف بزن دلتنگ حرف...

    با من از شعر نگو

    از خودت حرف بزن

    دلتنگ حرف های معمولی ام

    اینکه حالت خوب است؟

    اینکه سرما نخورده ای؟
  3. به فکر همه چیز هستند الا آغوشی که من از دست داده...

    به فکر همه چیز هستند
    الا آغوشی که من از دست داده ام
    به فکر حقوق بشر
    به فکر زندان های دور
    حتی بمب های هسته ای
    اما کسی به فکر آغوشی که رفت نیست
    تمام متکلمین جهان
    تمام کشیش های واتیکان
    همه...
  4. هیـچ چیـز اینروزهــا آرامم نمی کنــد نه بـودن...

    هیـچ چیـز اینروزهــا آرامم نمی کنــد

    نه بـودن کمرنگـــت

    نه گریــه های شبانــه ام

    نه درد دل کردنــم با دیــــوار!

    نه دیـوان فــروغ
  5. می توان تلخ تر از دوری ات اندوهی را تصور کرد؟...

    می توان تلخ تر از دوری ات
    اندوهی را تصور کرد؟
    گُمان می کنم نه!
    وَ اما جواب تو آری ست ..
    می شد تورا نداشت
    می شد پیش تر از اینها
    دستت را از دست داد ..
    تو از من جلوتر ایستاده ای
    به اندازه ی...
  6. کی گفته وقتی نبودی من هزار بار خیره شدم به صفحه ی...

    کی گفته وقتی نبودی من هزار بار خیره شدم به صفحه ی گوشی...

    کی گفته چندین بار عکسات رو نگاه کردم...

    کی گفته چند صد بار پیامهای تو رو خوندم...

    کی گفته دلم تنگ شد...کی گفته دلم میخواست باشی؟......
  7. زندگی ، سخت است و تمام این زندگی بند است به...

    زندگی ، سخت است
    و تمام این زندگی
    بند است به لحظه های
    کوچک و عمیقی
    که عشق برای یک ثانیه
    ظهور میکند
    لحظه ی بیدار شدن یک نوزاد
    صدای خنده اش بین جمعیت

    لحظه ایی که مادرت، پدرت صدایت می کند
  8. در زندگی روز هایی می شود که دوست داری بزنی به...

    در زندگی روز هایی می شود
    که دوست داری بزنی به بیابان
    بیابان پیدا نمی کنی می زنی به خیابان
    با دنیا که هیچ
    با خودت هم قهر می کنی
    منتظری ...
    منتظر ِ " اوی ِ " زند ِگیت
    منتظری ببینی حواسش
    اصلا به...
  9. تو چه بی اندازه فقط مردی! آنقدر مرد که نمی بینی...

    تو چه بی اندازه فقط مردی!
    آنقدر مرد
    که نمی بینی چقدر "زنانه مرد بودن" می خواهد
    ترکیبی را به دوش کشیدن:
    از نگرانی های مادرانه ام
    که چه می خوری؟
    کِی می خوابی؟
    هوا سرد است؟
    از بی قراری های زنانه...
  10. دلتنگ یعنی سیب سرخ خانه ات بودم از خانه بیگانه...

    دلتنگ یعنی سیب سرخ خانه ات بودم
    از خانه بیگانه اما سیب می چیدی
    یعنی در آغوشت به دنبال خودم بودم
    اما تو در ذهنت زن همسایه را دیدی
    دارم تصور میکنم او را در آغوشت
    لعنت به دستت لای موهای زنی دیگر...
  11. ميگي مهم نيست اما اسمشو كه ميشنوی داغ دلت تازه...

    ميگي مهم نيست اما اسمشو كه ميشنوی داغ دلت تازه ميشه...
    ميگی مهم نيست اما تا بهش فكر ميكنی اشك تو چشات جمع ميشه...
    ميگی مهم نيست اما وقتی كه خيلی تنهايی عكساشو نگاه ميكنيو باهاش حرف ميزنی...
    ميگی...
  12. بــاورت می شود ؟ تـورا کنـار گذاشـته ام خوب...

    بــاورت می شود ؟

    تـورا کنـار گذاشـته ام

    خوب یادم نـیست

    به گمانم غـروب یک جمعــه بود

    یکی از همین پاییــزی هایش
  13. برای هرکس باید کسی آنسوی تلفن باشد آنسوی...

    برای هرکس باید کسی آنسوی تلفن باشد


    آنسوی تلفن باید
    مهربان باشد
    نگران شود و دلواپسیش را مدام زنگ بزند
    باید صدا کردن اسم محبوبش را بلد باشد
    طوری که این سمت تلفن محبوش بمیرد
    از ذوق شنیدن اسم...
  14. مــن؛ اخـــم کردن تـــو رو به خنـــدیدن با...

    مــن؛

    اخـــم کردن تـــو رو

    به خنـــدیدن با کســی دیــگه عوض نمیکــنم...

    مــن؛

    روزای سخــت با تـــو رو
  15. گاهی کسی هست که فقط امروز را باید باشد، فقط...

    گاهی کسی هست که فقط امروز را باید باشد،

    فقط همین الان، همین الانِ الان را باید باشد! نفس! نفس! نفس!...

    باید سرت زیر آب، یا گلویت در مشتِ کسی باشد، تا بفهمی "نفس" یعنی همین الان، همین یک لحظه،...
  16. وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند، نه...

    وقتی تو نیستی
    نه هست های ما چونان که بایدند، نه باید ها
    مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم
    عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم، باشد برای روز مبادا
    اما در صفحه های تقویم،...
  17. نخنــد خنده هات مرض دارند آدم بیمـــار می...

    نخنــد

    خنده هات مرض دارند

    آدم بیمـــار می شود

    تـو می روی

    درد شروع می شود
    آدم می پیچــد به خودش
  18. خوابــم می آید اما باید به اندازه ی گریــه یی...

    خوابــم می آید اما

    باید به اندازه ی گریــه یی کوتاه هم که شده

    به تـــو بیندیشم

    شاید نگاه گرم تــو

    در لابه لای این همه رویـا
  19. مـن نگران نیــامدنت نیستم نگرانم بیایـی و...

    مـن

    نگران نیــامدنت نیستم

    نگرانم بیایـی و من را

    با این ابروهای گـره خورده

    گونه های فــرو رفته
  20. روزی می آيد ... ناگهان روزی می آيد که...

    روزی می آيد ...

    ناگهان روزی می آيد

    که سنگينی رد پاهايم را

    در درونت حس می کنی

    رد پاهايی که دور می شوند
  21. همیشه به انتهای گریه که می رسم صدای ساده ی...

    همیشه

    به انتهای گریه که می رسم

    صدای ساده ی فروغ از نهایت شب را می شنوم

    صدای غروب غزال ها را

    صدای بوق بوق نبودن تو را در تلفن
  22. من همیشه دوستدار یک زندگی عجیب و پر حادثه بوده ام...

    من همیشه دوستدار یک زندگی عجیب و پر حادثه بوده ام
    شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم می خواهد
    پیاده دور دنیا بگردم ٬ من دلم می خواهد توی خیابان ها
    مثل بچه ها برقصم ٬ بخندم ٬ فریاد بزنم ٬
    من دلم...
  23. ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿـــﺖ ﮐﺠﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ؟ ﻣﻌﻤﺎﺭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﮐﺠﺎ...

    ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿـــﺖ ﮐﺠﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ؟

    ﻣﻌﻤﺎﺭ ﻫﯿﺠﺎﻥ

    ﮐﺠﺎ ﺑﺮﻭﻡ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﻡ ؟

    ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ ؟

    ﮐﺠﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﻧﻔﺲﻫﺎﺕ ﺑﯿﺎﯾﺪ؟
  24. من این حال غریـب را به تمام احـوال جهــان...

    من این حال غریـب را

    به تمام احـوال جهــان ترجیح می دهم

    همین که تـو ایستـاده باشی پشت به بـاد

    و من دست به یقـه...

    با هـر وزش...
  25. گاهی دلم می خواهد بگذارم بروم بی هر چه آشنا،...

    گاهی دلم می خواهد
    بگذارم بروم بی هر چه آشنا،
    گوشه ی دوری گمنام
    حوالی جایی بی اسم
    بعد بی هیچ گذشته ای
    به یاد نیارم از کجا آمده،
    کیستم،
    اینجا چه می کنم.
    بعد بی هیچ امروزی
    به یاد نیاورم که فرقی...
نمایش نتایج: از 1 به 25 از 47
صفحه 1 از 2 1 2