ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 51 از 54 نخست ... 3141464748495051525354 آخرین
نمایش نتایج: از 751 به 765 از 808
  1. #751
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,592
    11,322
    19,655

    پیش فرض

    نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده ام

    دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم

    آموخته ام که این فاصله ی کوتاهِ بین لبخند و اشک نامش زندگیست

    آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود

    کپی شده از سایت دنج پاتوق

    راستی ، بهتر از قبل دروغ می گویم…

    “حال من خوب است” ، خوبِ خوب…

    .
    .


    شــمــاره ات را پــاک کـــرده ام . . .

    امــا . . .

    هــر شـمــاره غــریـبــی

    بــه شــوق ایـنـکــه تـــویــی خـوشـحــالــم مــی کـنــد ..!

    .



    .

    مسافر بی بدرقه من

    اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم

    باز به غیرت چشمانم که آبی پشت سرت ریختند . . .

    .
    .

    عــــادت نـــدارم درد دلـــــم را

    به هـمه کــــس بگویـــم

    پس خاکـــــش میکنم زیــر چهـــــره ی خنــــدانم...! ! !

    تا همـــــه فکـــــر کننــــد . . .

    نه دردی دارم و نه قلبــــــــــــــی

    نیست در دیده ی ما منزلتی دنیا را
    ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
    ...

  2. 1
  3. #752
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض

    میخـــوام دنیـــا نبـــاشه
    اگـه اونــی که دنیــامــه نبــاشه . . .
    .
    .
    .
    همین که یه “ماه” داشته باشی
    دیگه حساب روز و ماه از دستت در میره . . .
    .
    .
    .
    تصادفِ چشمانم
    با نگاهِ تو
    یک دنیا خسارت داشت
    و من سالهاست
    مشغول جبرانش هستم
    در بعضی حادثه ها
    مرگ بهتر از زندگیست
    .
    .
    .
    به من نگو “گلم”!
    من از سرنوشت گلبرگهای لای دفترت میترسم…
    عیسی صمدی
    .
    .
    .
    عاشق*تر از همه*ی ما
    موشِ کوری*ست ،
    که زیبایی جفـتش را
    چشم بسته باور می*کند…!
    ” ساغر شریفی ”
    .
    .
    .
    هر صبح
    کسی از خواب بیدار می شوم
    که عاشق توست…
    .
    .
    .
    به چشمهایم زل زدی و گفتی :
    با هم درستش می کنیم …
    با هم … !
    چه لذتی دارد این با هم … !
    حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نشود …

    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
  4. 1
  5. #753
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض

    یادتــــــــ باشد ؛
    مــــــــــن اینجا،
    کنار همین رویاهای زودگذر،
    به انتظار آمدن تـــــــو ،
    خط های سفید جاده را می شــــــــمارم … !
    .
    .
    .
    ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ
    ” ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ”
    ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦ
    ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ،
    ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﺍﺳﺖ…
    ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ
    ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ…
    .
    .
    .
    تو را در باد گم کرد
    و به انتظار نشست
    و نمی دانست
    مسافران باد را
    بازگشتی نیست
    .
    .
    .
    امروز روز دیگریست…
    یه روز از همان روزهای بی تو…
    در به در این کوچه و آن کوچه…
    می دانم که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری!

    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
  6. 1
  7. #754
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض

    بالکن
    پناهگاه امنیست برای مرور خاطره ها
    با تمام سردی اش!
    کاش نه بالکنی بود
    به کوچه ای پر از برگ پاییزی
    نه من
    و نه تو...
    ولی من از این خانه و خاطره هایش
    دست خواهم کشید...


    " گـفـتــم کـه چــــرا رفــتـــی و تــدبــیـــــر تــــــو ایـــن بــــود
    گــفــتــا چــه تــــوان کــرد کـه تــقــــدیــــر هـمـیـــن بـــــود
    گــفــتــم کـه نـــه وقـــت ســفـــــــرت بــود چــنــیـــــن زود
    گــفــتـــا کـه نــــگـــو مــصـلــحــــت دوســـــت در ایـــن بود...! "

    حاضری عشقت و با چی عوض کنی؟
    با بچه؟؟
    با ماهی چند میلیون حقوق ثابت؟؟
    با چه ماشینی؟؟
    خونه ای؟؟
    هیچ چیزی بالاتر از عشق نیست
    اگه عشق باشه البته
    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
  8. 1
  9. #755
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض

    من – تــــو = تــــو + اون
    به همین راحتی !!
    .
    .
    .
    حل شده ام،
    مثل یک معما !
    راست می گفتی که
    خیلی ساده ام …
    .
    .
    .
    وقــتی دست فــشردیــم
    و قـــول دادیـــم …
    فقــــط ،دست ِ تــو مـردانـه بــود!
    و … قـــــول ِ من !!
    .
    .
    .
    برای من همین ” تو ” کافیـــست ،
    برای تو چند ” او ” ؟!
    بی خیالم هم شوی بی خیالـــت نمیشوم
    می توانم جای خالیت را با خیالت پر کنم !!
    .
    .
    .
    ” تو ” برای ” من ” مهمـــّی . . .
    ” او ” برای ” تو ” مهمـــّه . . .
    تکلیف من هم کاملاً مشخّص . . !
    .
    .
    .
    هـی تـو
    مـن کـه زاده ی تـنـهایـیـم ، خـدا تـو را بـرای او نـگـه دارد
    .
    .
    .
    در خیالِ دیگری میرفتـــی
    و من چه عاشقانه کاسه ی آب پشتت خالی میکردم …
    .
    .
    .
    میدونم یکی از از آن روزهای مبهم دور
    وقتی جلوی تلویزیون روی کاناپه لم داده ای
    و احتمالا بچه هات از سر و کولت بالا می روند
    درست همان لحظه که قرار است احساس خوشبختی کنی،
    ناگهان …
    “یاد و خاطره ی من به سینه ات چنگ می زند”
    .
    .
    .
    روی کارت برایش نوشتم “به امید فردای بهتر” …
    دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرده ؛ تازه فهمیدم آن روز “الف” فردا را یادم رفته بود …
    .
    .
    .
    چشمانم را به نابینایی میفروشم تا کسی را که دوست دارم با دیگری نبینم …
    .
    .
    .
    این روزها پر طرفدارترین بازی در بین آدمها ، بازی با “احساسات” است !
    .
    .
    .
    میتــــرسم…
    میترســم کســـی بــویِ تنـــت را بگیـــرد،
    نغمـــــه دلـــت را بشنـــــود،
    و تــــــو، خـــو بگیــــری بــه مانــدنــــش!
    چــــه احســـاس ِ خــط خطـــی و مبــهمی ست،
    ایــــن عاشقـــــانـــه های ِحســـــودیِ مـــن!
    .
    .
    .
    نمیدانم گنجشک ها که شبیه هم هستند ،
    چه طور همدیگر و میشناسن؟!
    و نمیدانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگر مرا نمیشناسی …!
    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
  10. 1
  11. #756
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض

    ***
    مرگ من روزی فرا خواهد رسید
    در بهاری روشن از امواج نور
    در زمستانی غبارآلود و سخت
    یا خزانی خالی از فریاد شور
    ***
    اس ام اس عاشقانه
    ***
    عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
    باز گردد یا برآید چیست فرمان شما ؟
    ***
    این قرآر آخر اسـ ــت ..!
    دیـگـ ـر بی قرآرتـــ نمی شوم ...!
    ***
    نمیخواهم بعد از مرگم به احترامم یک دقیقه سکوت کنی
    حالا که زبانت نیش دارد دهنت را ببند...
    ***
    یه وقتــــــایی هست که جواب همه نگرانیـــات
    میشــه یه جمله
    که میکوبن تو صورتــــت
    “بهم گیر نـــــــده، حوصله ندارم “
    ***
    برف پاک کن بیهوده جان میکند...
    باران این سوی شیشه از چشم منه!!!!!
    ***
    از کویر آمده ام ...
    چشمم از حادثه ریگ پر است!
    ابر من باش و دلم را بتکان...
    ***
    موسیقی دلنوازی ست
    دستهای تو
    وقت نوازش موهای من
    ***
    اس ام اس عاشقانه
    ***
    همیشه سلیقه من و خدا یکی بود!!
    هر که را من دوست داشتم با خودش برد!!
    «مادر عاشقتم»
    ***
    نه فقط عاشقت هستم
    مرهمی رو قلب خستم
    این تویی که می پرستم
    سرسپرده ی تو هستم
    ***
    هیزمی که تر بود را پس بیار..
    من پس میگیرم..
    این که بی محلی کردن نداره...
    ***
    چـشـــمـانـت...
    دریـــــا را ، به “مــَـــد” مـی*کـــشانـــد !
    مـــــرا بـه شـــعر ...
    ***
    دیگر از میم مالکیت استفاده نمی کنم!!!!!!!!!
    شب بخیر "نفسش".......
    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
  12. 1
  13. #757
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض

    یک فنجان درد دل بدون شکر برای تو آورده ام
    بنوش… تا از دهان نیفتاده… بنوش…
    .
    .
    .
    آب در هاون کوبیدن است اینکه من شعر بنویسم و تو فال قهوه بگیری
    وقتی آخر همه شعرهای من تو می آیی و ته همه فنجان های تو من می روم …
    .
    .
    .
    امشب دلم تو را می خواهد
    نشسته روبروی صندلی مقابلم
    در سکوت سرد این کافه
    تا تو مرا در آغوش کشی …
    .
    .
    .
    هوا سرد شده …
    نه ! نه …
    هوای من سرد شده …
    حتی گرفتن فنجان قهوه هم ، دردی را دوا نمی کند …
    گرمای وجودت را می خواهم …
    چرا صندلی رو به رو خالی ست ؟
    .

    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
  14. 1
  15. #758
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض


    به خودم می بالم که در این عصر یخی

    دوستی دارم که دلش آینه ی خورشید است

    .

    .

    .

    میگن نارنگی چون پوستش زود کنده میشه

    پیش مرگ همه ی میوه هاست

    نارنگیتیم هلو

    .

    .

    .

    با هر قدمی که دور شدی روحم خراشی خورد

    حالا با هر نسیمی درونم می سوزد

    .

    .

    .

    چقدر سخته تو دنیا هیچ چیز غیر قابل توضیح تر از این اتفاق نیست

    که آنکه من بزرگش کردم کوچکم کرد !

    .

    .

    .

    جای بعضیا تو کتاب جغرافیا خالیه

    به عنوان پست ترین نقطه دنیا

    .

    .

    .

    آموختم هرگاه کسی یادم نکرد یادش کنم

    شاید که اوتنهاتر ازمن باشد

    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
  16. 1
  17. #759
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض


    من انتظار تو را می کِشم
    تو مرا از انتظارت می کُشی…
    لعنت به هرچه فتحه و ضمه و کسره
    .
    .
    .
    لعنت به ساعتهایی که جلو نمیروند،
    خواب می مانند ،
    کار نمی کنند ،
    کوک نمی شوند ،
    عقب می مانند ،
    و از رفتن خسته میشوند
    این بلاها از وقتی به سر آدم میاد
    که منتظر کسی باشی که
    دوسش داری…
    .
    .
    .
    فــردا آمــده اسـت و ایـسـتـاده اسـت
    پــیــشِ رویِ مـــن
    مـی پـرسـد چــه مـی خــواسـتـی؟
    بـا عـصـا او را کــنـار مـی زنـم
    هــمـچـنـان
    چـشـم دوخـتـه ام بـه دوردســت
    مُـــنــتــظـــــــر … !
    .
    .
    .
    دیریست اسیرم
    اسیر انتظار
    اسیر دلواپسی
    اسیر هر آنچه مرا به یاد تو می اندازد …
    .
    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
  18. 1
  19. #760
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض

    تقدیر من فقط با تک تک بوسه های تو
    بر روی پیشانی ام نوشته شده
    تو باید باشی تا با لبهایت
    آن را برای من رقم بزنی . . .
    .
    .
    .
    آغشته به “تو” میشود
    روحم ، نفسم ، بند بند وجودم
    وقتی در حصار دستانت بوسه باران میشوم . . .
    .
    .
    .
    دردهای من دیازپام نمی خواهند
    مُسَکن ِ بوسه هایت …
    عجیب ، آرامم می*کند !
    .
    .
    .
    چه اعجازیست
    بهار لب هایت
    با هر بوسه که میکاری
    گونه هایم گل می دهد . . .

    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
  20. 1
  21. #761
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض

    مــن هـمـــه ی حـرفــهـــایـــی کــه پـشــت ســـرت بـــود را بـــه جـان خــریـــدم و تــــو هـمـــه ی مـــن را بـــه یــک حـــرف فـروخـــتـــی.....
    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
  22. #762
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,592
    11,322
    19,655

    پیش فرض

    بدتـــرین حالـــت ماجــرا این اســـت که طاقــتمـــان تمـــام شـــود

    و بـــه روی خـــودمـــان نیــاوریـــم و تـــا زمــان مـــرگ ادامـــه دهیـــم

    خیلی ها اینـــطور زنـــدگی می کنند

    دســـت اندازِ کــم طاقتـــی را رد کرده انـــد و افتاده اند تـــوی ســَرازیری عــــادت !

    .
    .

    مــزرعـه را..
    ملـــخ هــا جــویــ
    دنــد !
    و مــا ..
    بــــرایِ کـلاغهــا "متـــرسک" سـاختــــیم !
    و ایـن بــود ،
    شــروعِ جـــــهالــت …!

    .
    .

    اگر یقین داری روزی پروانه میشوی بگذار روزگار هرچه میخواه
    د پیله کند . . .

    نیست در دیده ی ما منزلتی دنیا را
    ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
    ...

  23. #763
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,592
    11,322
    19,655

    پیش فرض


    اگه بخوای ادم ها رو به خاطر اشتباهات کوچیکی که انجام میدن بذاری کنار همیشه تنها میمونی..

    .
    .

    آخرش معلوم نشد زمانه عوض شده

    یا آدم هاش

    اما پیداس دستشان در یک کاسه است !!

    .
    .

    چه ظریفانه است
    خلقت قلب آدمی………
    به تلنگری میشکند……
    به لحنی میسوزد……
    برای دلی میمیرد……
    به نگاهی جان میگیرد……
    و
    به یادی می تپد……!!!

    .
    .

    آهای سرنوشت...

    اسکار حق توست ...

    سالهاست که مرا فیلم کرده ای ...


    نیست در دیده ی ما منزلتی دنیا را
    ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
    ...

  24. #764
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,592
    11,322
    19,655

    پیش فرض

    کاش اول سبک زندگیمان را انتخاب کنیم و سپس شریک زندگیمان را. در مسیر معکوس. همواره زندگی یکی در گرو دیگری است...

    .
    .

    این روزها ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﺭﻩ ﻯ ﮔﺮﮒ ﻫﺎﺳﺖ !
    ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ …
    ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﺷﻤﻨﯽ !
    ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ …
    ﺧﻴﺎﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻧﯽ !
    ﻣﺎ تاوان
    ﮔﺮﮒ ﻧﺒﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﻴﻢ …


    نیست در دیده ی ما منزلتی دنیا را
    ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
    ...

  25. #765
    ƉøҚӇƬƛƦЄ βaƦøøn
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    اعمـاق سیـآه چال تنهـآیی
    نوشته ها
    1,813
    162
    1,158

    پیش فرض

    هر چه میخواهد دل تنگت، ســــــــــــــاکت

    کسی درک نخواهد کـــرد…




    از لحاظ قیافه، آدمیـــم!
    از لحاظ عاطفه، عدمیــم!



    گاه جـــــمـلـه ای از تو … حـــــمـلـه ای میشود به او!
    واژگانت را سازگار کن!






    دروغگو زیاد نشده، حرف راستِ که مفت هم نمیارزه
    راه که بی راه بشه، غریبه میشه راه بلد!






    همه ﺍﺧﻄﺎﺭ ﻫﺎ “ﺯﻧﮓ” ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ
    ﮔﺎﻫﯽ “ﺳﮑﻮﺕ” ﺁﺧﺮﯾﻦ “ﺍﺧﻄﺎﺭ” ﺍﺳﺖ…






    وقتی “دلبر” ﺩﺍﺭی ؛ ﺑﺎید ﺍﺯ بقیه “ﺩﻝ برﺩﺍﺭﯼ”






    همه یادشون میمونه باهاشون چیکار کردی
    ولی یادشون نمیمونه براشون چیکار کردی!



    آخرش معلوم نشد زمانه عوض شده یا آدم هایش ؟
    اما پیداس دستشان در یک کاسه است!



    بر درخت زنده بی برگی چه غم ؟

    وای بر احوال برگ بی درخت!
    خـیلی سخـته راجب دردایی بگـی که
    یـه زمانی خـآطره بود -
    نقطه -
صفحه 51 از 54 نخست ... 3141464748495051525354 آخرین
نمایش نتایج: از 751 به 765 از 808

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •