ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 101 از 118 نخست ... 51819196979899100101102103104105106111 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,501 به 1,515 از 1756
  1. #1501
    ...pari...
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2012
    محل سکونت
    خـونـمـون
    نوشته ها
    4,842
    3,381
    5,526

    پیش فرض



    هر کس جای من بود می برید !

    اما من هنوز می دوزم

    تو را به خودم، خودم را به امید
    هنوزمـــ با خودم میگم،

    یه روز دستاتـــــو
    میگیــرمــــ ــ ـ !
  2. #1502
    Mi Na
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    8,637
    1,580
    8,392

    Halloween Ghost 32


    همیشه بهم میگفت زندگیمی...

    وقتی رفت من بهش گفتم:مگه من زندگیت نیستم؟

    گفت:آدم برای رسیدن به عشقش باید از زندگیش بگذره...



    [دوسـت دارم] یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـوم

    در ڪنــار خیـابــانی بـایستـــم . . .

    تـــو مـرا بـی آنڪــﮧ بـشنــاسی ، از ازدحـام تــلخ خـیـــابـان عبــور دهــے . . .

    هفتـــاد ســال پیـــر شـدن یــک شبـــﮧ

    بـه حـس گـــــرمــی دسـتـ های تـــو

    هنــگامـی کـه مرا عبــور میـدهـی بــی آنـڪـﮧ بـشنــاســی،

    مــے ارزد . . .!


    فاجعه یعنی

    آنقدر در تـــــ♥ـــو غرق شده ام

    که از تلاقی نگاهم با دیگری

    احساس

    خیانت می کنم!

    عشق یعنی همین!!!



    به خواب می روند مثل من ،

    تمام ساعت های جهان ،

    میان بازوان تــــو…


    امروز یه کار ضرورى دارم و اون دوست داشتن توئه

    دیروز هم همین طور بود

    فردا هم همین طوره !



    آغوش تو مجهول ترین معادله دنیاست !!!

    نه زمان در آن تعریف می شود نه مکان

    از هر بعدی بی انتهاست

    هر چه هست اکسیژن ناب

    که به من زندگی می بخشد
    تنها مجهول زندگیم که نمی خواهم هیچ وقت و هیچ وقت حل شود.


    ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺩّ ﭘﺎﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﺖ ﺭﺍ

    ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ

    ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ

    ﺣﺎﺿﺮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻮﺩ.

    ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻏﺎﯾﺐ ﺑﺎﺷﯽ !

    ﮐﻪ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭﺗﺮﯾﻦ ﻧﻮﺍ

    ﺁﻫﻨﮓ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ !



    ﻣﺎﻫﻰ ﺑﻪ ﺁﺏ ﮔﻔﺖ :

    ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ،

    ﺁﺏ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺶ ﮐﻨﻪ

    ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺕ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﻨﻢ !

    ﺭﻓﺖ ﻭ ﺯﻭﺩ ﺑﺮﮔﺸﺖ.

    ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻫﻰ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ !

    ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﻢ ﻧﮑﻦ!


    از من نرنج !

    نه مغرورم

    نه بی احساس

    فقط خسته ام !

    خسته از اعتمادی بیجا !

    برای همین قفلی محکم بر دلم زده ام !



    یـه جـایی هـم هسـت تـو زنـدگی

    بعـد از کلــی دویــدن

    یهـو مـی ایستــی !!

    سـرتـو مینــدازی پـائیـن و آروم میگـی :

    خدایــا …

    دیگــه زورم نمیــرسـه !!


    نقـاشــی اش خــــوب نبــود!

    
امـــا…

    
خــوب راهـش را کشیــــد و رفـــــت … !



    چه دمدمی مزاج شده!

    احساسم را می گویم.

    گاهی آرام!

    گاهی بارانی!

    چه بی ثباتم بی تو.


    نازنینم بگریز از یار بد

    یار بد بدتر بود از مار بد

    مار بد نیش بر جان می زند

    یار بد بر دین و ایمان می زند



    آدم بی غذا، دو ماه دوام می آورد

    بی آب، دو هفته

    بی هوا، چند دقیقه

    بی”وجـــدان”، متاسفانه خیلی….

    یه جسم 23 ساله یه تفکر هفت-هشت ساله
    یه روح 40 ساله
    .این منم هنوز نسل آدمای داغون منقرض نشده

  3. #1503
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    14,997

    پیش فرض

    ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ:
    ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ،
    ﺑﺪﻭﻥ ﻓﮑﺮ ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ،
    ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻩ ....

    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  4. #1504
    banafsheh joon
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    December 2013
    محل سکونت
    karaj
    نوشته ها
    676
    2,568
    1,219

    پیش فرض

    به کسی که تنهات گذاشت بگو:

    این تو بودی که باختی نه من!

    من کسی رو از دست دادم که دوسم نداشت اما تو....

    کسی رو از دست دادی که عاشقت بود...!!!

    هيچ كس نميداند. پشت اين چهره ي ارامـــــ.....در دلــم چه ميگذرد.....هيچكس نميداند....

    اين ارامش ظاهــــــر و اين دل نارامــ چقد خستم ميكنـــــد
  5. #1505
    سارا خانوم
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,344
    12,879
    17,184

    پیش فرض



    دیــــــوانــه اَتــــ مــــــی شَــــوَمــــ ... ؛
    وقــــتــــی بـــه لــبــهــایــمــ خــیــــــره مـــی شـــوی و ،
    پــیــشـــانـــی امـــ را مـــی بـــوســــی ... !









    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  6. #1506
    Mi Na
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    8,637
    1,580
    8,392

    Halloween Ghost 32

    بایدبه بعضیاگفت:

    التماس من برای جلوگیری ازخدافظیت

    زمانی بودک خیلی "ساده" بودم!!

    الان اگه میخوای خدافظی کنی...

    خدااااااااااااااافظ..

    فقط

    هیسسسسسسسسسس

    بیشترازاین نگو

    ه--------------------------ری


    برایِ هر اتفاقی*

    می*توان پاسخی یافت

    جز برایِ رفتن*های نابهنگام

    شاید رفتن،

    خود پاسخِ یک اتفاق است

    هیچکس نمیداند

    جز آنکه رفته است..


    هراس..

    یعنی* ... من باشم

    و ... تو باشی*

    و حرفی*

    برایِ گفتن ... نباشد


    اینــــــــــــ شبـــــــــ ها تنهـــــــــــــا به این می اندیشمـــــــــ

    که مگــــــــــــــر من ترا چقــــــــدر دوســــــــت داشتمـــــــــــــــ

    که خوشبختیتــــــــــــ تنهــــــــــا آرزویمـــــــــ بود...

    حتـــــــــــــــــــــــ ی ، بدونـــــــــــــــــ منــــــــــــــ


    مهربان که باشیم ،چشم هایمان پر میشود ،از حس خوب آرامش ...
    مهربان که باشیم ...کویر به حرمت قلبهایمان دریا میشود ،یادمان نرود ...
    خدا از بالا نگاهمان می کند ،و به ما لبخند خواهد زد ...
    تنها اگر کمی مهربان باشیم ...


    مــزرعـه را..
    ملـــخ هــا جــویــدنــد !
    و مــا ..
    بــــرایِ کـلاغهــا “متـــرسک” سـاختــــیم !
    و ایـن بــود ،
    شــروعِ جـــــهالــت …!.


    تجـــــــــــــــــــــــ ـ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــاوز یعنی چی؟؟؟؟
    تجاوز یـــعنی دختری به خاطر نگاه هرزه ی من،
    تو گرمای تابستون روسریشو تا پیشونی جلو بکشه!
    تجاوز یعــنی من و دوستان سر کوچه وایساده باشیم،
    خانوم مجبور باشه یه کوچه رو دور بزنه تا ما/ مزاحمش/ نشیم!
    تجاوز یـــعنی زن از بی معرفتی من /امنیتی/ نداشته باشه!
    تجاوز یعــنی با دوچرخه ام تک چرخ بزنم، بعد یه دختر دوچرخه سوار دیدم تیکه بندازم!
    تجاوز یعــنی دوستت دارم گفتنت هزار تا معنی بده!
    تجاوز يعــني /بي /غيرت شدن!
    تجاوز يعــني تو جيب هر كدوم مون لااقل 10 تا شماره باشه!
    بله تجاوزفقط به معنی زورکی/هم آغوش شدن/نیست...!!!

    یه جسم 23 ساله یه تفکر هفت-هشت ساله
    یه روح 40 ساله
    .این منم هنوز نسل آدمای داغون منقرض نشده

  7. #1507
    ghazaleh00
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    September 2013
    محل سکونت
    کره خاکی
    نوشته ها
    1,836
    1,864
    709

    پیش فرض

    دست ـهايـمان را بـهم قفـل کنیم

    فقط يـادت باشد

    کليـد را جايـی بـگذاری

    که يـاد هيـچ کدامـمان نـماند
    کافه چی....

    قهوه بیار...تلخ تلخ....

    دروغاش انقد شیرین بود که هنوزم دلمو میزنه!!!!
  8. #1508
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    14,997

    پیش فرض

    همین که هستی
    همین که لابلای کلماتم
    نَفَس میکشی
    راه میروی
    در آغوشم میگیری
    همین که پناه ِ واژه هایم شده ای
    همین که سایه ات هست
    همین که کلماتم از بی "تو"یی
    یتیم نشده اند
    کافی*ست برای یک عمر آرامش ؛

    باش!
    حتی همین قدر دور
    حتی همین قدر دست نیافتنی...

    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  9. #1509
    Mi Na
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    8,637
    1,580
    8,392

    Halloween Ghost 32

    رویاهایی هست که شاید هرگز تعبیر نشوند
    اما همیشه شیرین اند
    مثل رویای داشتن تـــــــو …


    هم قــــــــــد شدیم
    خدا میداند چه چیزهایی را زیر پاهایم گذاشتم



    ثانیه فرصت زیستن میخواست

    اما....

    عقربه ها خود خواهتر بودند



    در امتداد جاده

    فاصله را دو نیم کن!

    سیب نمی خواهم..



    تنهایی یعنی یه بغض کهنه

    یه چشم خیس یه موزیک لایت

    یه فنجون قهوه ی تلخ و یه پاکت سیگار


    شاید تو را پیدا کنم

    سـُک سـُک !!

    و عشــق ...سالهاست اینگونه مرا بازی می دهد....



    ﭘـﻳـﺷـﺁﻧـ ﻰ اَﻡ چَــﺳـﺑـﻳـدَטּ ﺑـﮧ ﺳﻳـﻧـﮧ اَﺕ ﺭﺁ ﻣـ ﻰﺧــﻭﺁهَـــﺩ ...

    ﻣــﻭﻫـــﺁﻳـَــﻡ ﺑـﻭﺋـﻳـدَﻧـَـــت ...

    وَ چـﺷﻣـهـﺁﻳـَم ﺧـﻳـﺱ ﮐــﺭدَטּ ِ ﭘــﻳـﺭﺁهَــטּ ِ ﻣـَﺭﺩﺁﻧــﮧ اَﺕ ...

    عَـﺟـَﺏ ﺑـُـﻏـﺽ ِ ﭘـُـﺭ ﺗـَـﻭﻗـُـﻋـ ﻰ ﺩﺁﺭﻡ ﻣـَـــטּ، اِﻣـﺷـَــﺏ..


    صدا میكنم " تــــــــــــو " را...
    این " جانی " كه میگویی
    جانم را میگیرد...!
    نزن این حرف ها را
    دل من جنبه ندارد
    موقعی كه نیستی....
    دمار از روزگارم در می آورد...



    بُگــــــــــــذار زمــانـــــ ه از حِـســـادتــــــــ بتـركَــد ..

    انــــــگشتــــــان ِ مَـــــن ..

    چـــ ه بـــِه انگــشتـــان ِ تـــ♥ـــو می آینـــــد !


    مردونه حــــــرف بزن ، مــــ♥ـــــردونه بخنــــــد ، مردونه گریــــــه کن ،

    مــــــردونه عشـــ♥ـــق بورز ، مردونه ببــــــــخش ، . . . !

    مرد بــــــاش و هیچ وقت نامـــ♥ــردی نکن ؛

    مخصوصـــــا در حق کســـــی که باورت کـــ♥ـــرده

    و بهـــــت تکیـــــه کرده.....



    تو هم راهت را جدا خواهی کرد و به دنبال مقصد نهایی خواهی گشت!
    و شاید هیچ گاه نفهمی که عشق همین قدم های کوتاه در این راه بی مقصد بود
    که با همدیگر پیمودیم....


    در کنار ساحل دریا قدم میزدم به یاد تو ، موجها می آمدند
    به کنارم و میرفتند، اما تو نبودی.
    تو نبودی امایادت درقلبم بود ،
    تو نبودی اما به یاد تو در کنار دریا قدم میزدم.



    شاید تو را پیدا کنم

    سـُک سـُک !!

    و عشــق ...سالهاست اینگونه مرا بازی می دهد....

    یه جسم 23 ساله یه تفکر هفت-هشت ساله
    یه روح 40 ساله
    .این منم هنوز نسل آدمای داغون منقرض نشده

  10. #1510
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    14,997

    پیش فرض

    چه زیباست
    که تو تنها نیاز من باشی
    و چه عاشقانه است
    که تو تنها آرزویم باشی
    و چه رؤیایی است
    این لحظه های ناب عاشقی
    و من همه زیبایی عاشقانه و رؤیایی را با فقط تو حس می کنم!

    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  11. #1511
    ...pari...
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2012
    محل سکونت
    خـونـمـون
    نوشته ها
    4,842
    3,381
    5,526

    پیش فرض



    دلتنگ که شدی

    بیا پیش من

    کمی غصه است با هم میخوریم...!!!
    هنوزمـــ با خودم میگم،

    یه روز دستاتـــــو
    میگیــرمــــ ــ ـ !
  12. #1512
    Mi Na
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    8,637
    1,580
    8,392

    Halloween Ghost 32

    چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

    چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

    چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

    اما افسوس که هیچ کس نبود ...

    همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

    آری با تو هستم ...!

    با تویی که از کنارم گذشتی...

    و حتی یک بار هم نپرسیدی،

    چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!


    آب ازدیاردریا
    بامهرمادرانه
    آهنگ خاک میکرد
    برگردخاک میگشت
    گردملالاورا
    ازچهره پاک میکرد
    ازخاکیان ندانم
    ساحل به اوچه میگفت
    کان موج نازپرورد
    سررابه سنگ میزد
    خودراهلاک میکرد.....!!


    وقتی کسی می گوید تنهاست ...
    همه می گویند :
    یعنی کسی را در کنارش ندارد؟!


    و من تو را

    نه در لحظه های زیبای بودنت

    که در غمگین ترین زمان نبودنت

    یافتم.

    حالا

    هوا عطر آگین

    یاد توست

    و بی تو

    نفس کم آورده ام

    نفس…


    پشتـــــ این چشمـــ ها …
    ابرها درگــــیرند …
    و منـــــ …
    کنار خنده هایتــــــ می مانمـــــ …
    در اینــــ دقایقــــ دلتنگیـــــ …




    شاید به هم باز رسیم …

    روزی که من به* سانِ دریایی خشکیدم …

    و تو چون قایقی فرسوده بر خاک ماندی …




    “کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند،

    به نام بغض….”

    عشق گم شده من …

    نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند،وآدمهائی که هرگز

    تکرارنمی شوند….

    وتو آنگونه ای…

    فقط همین…


    گفته باشم …

    من درد میکشم اما تو چشمهایت را ببند،

    سخت است بدانم میبینی و بی خیالی …

    تویی که روزگاری برایم درمان بودی ..


    خوب که فکر می کنم …

    می بینم گاهی یک شکلات ِ مغزدار …

    بیشتر میچسبد …

    تـــــا …

    عاشقانه های این عاشق های تو خالی !


    متــــــــاسفم…

    نه برای تو که دروغ برایــــت خـــود زندگیست…

    نه برای خودم که دروغ تنهـــا خط قرمز زندگیـــستــــ بـــرایم….

    متاسفم که چرا مزه ے عشـــــــق را….

    از دستـــــــــ تــــــو چشیــــدم….

    تا همیشه در شکـــــــــــ دروغ بودنش بمـــانم….


    کاش …
    پرده میدانست …
    تاپنجره باز است فرصت رقصیدن دارد…!!!


    تو مرا نادیده بگیر …

    و من …

    بدنم روز به روز کبود تر می شود …

    از بس …

    خودم را میزنم ،

    به نفهمی …!!!

    یه جسم 23 ساله یه تفکر هفت-هشت ساله
    یه روح 40 ساله
    .این منم هنوز نسل آدمای داغون منقرض نشده

  13. #1513
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    14,997

    پیش فرض

    دوست داشتن نم نم بارانست...کم کم می آید و به درازا میکشد...

    بارانى دوستت دارم...

    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  14. #1514
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    14,997

    پیش فرض

    جاده

    دوربین

    من

    می روم تا به تو برسم

    جایی باید باشی... پشت کوه دلتنگی

    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  15. #1515
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    14,997

    پیش فرض

    بـﮧ یـآدگـآر سـآعـتـﮯ بَـر دسـﭞ اﭞ بـسـتـﮧ امـ . . .

    ڪـﮧ یـادﭞ نـرود !

    چـقـدر زمـآن بـآیـد بـگـذرد ،

    تـآ یـڪـﮯ مـثـلِ مـن . . .

    دوبـآره عـآشـقِ یـڪـﮯ مـثـلِ تـو شـود . . / .
    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
صفحه 101 از 118 نخست ... 51819196979899100101102103104105106111 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,501 به 1,515 از 1756

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •