ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 5 از 118 نخست 12345678910152555105 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 1756
  1. #61
    golio

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    62
    0
    1

    پیش فرض

    وقتي نااميد شدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي رو كه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست ازغصّه بشكنه به ياد بيار كسي رو كه توي دلت يه كلبه ساخته.
    --------------------------------------------------------------------------------
  2. #62
    golio

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    62
    0
    1

    پیش فرض

    تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست... تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست...

    تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست..تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم که می توان در کلبه تنهایم در انتظار گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد.

  3. #63
    golio

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    62
    0
    1

    پیش فرض

    چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر.

    --------------------------------------------------------------------------------
    عميق ترين درد زندگي مردن نيست

    بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني

    عميق ترين درد زندگي مردن نيست

    بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد

    عميق ترين درد زندگي مردن نيست

    بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است

    عميق ترين درد زندگي مردن نيست

    بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست.

    ----------------------------------------------------------------------------------
    ديروز تصويري از تو در ذهنم کشيدم اما وقتي که جعبه ي مداد رنگي هايم

    را اوردم تا رنگت کنم هر چه فکر کردم يادم نيامد که:


    چشمانت سياه بود و قلبت ابي يا چشمانت ابي و قلبت سياه
    ---------------------------------------------------------------------------------
    کاش مي دانستيم زندگي کوتاست

    کاش از ثانيه هاي زندگي لذت مي برديم

    کاش قلبي رو براي شکستن انتخاب نمي کرديم

    کاش همه را دوست داشتيم

    کاش معني صداقت را ما هم مي فهميديم

    کاش هيچ کودک فقيري ديگر خواب نان تازه وداغ را نمي ديد

    کاش دلهايمان دريايي مي شد

    کاش مي فهميديم زندگي زيباست

    و

    لذت مي برديم تا نهايت

    کاش ميدانستيم که ما نمي دانيم فردا برايمان چه اتفاقي مي افتد

    کاش بهانه اي براي ناراحت کردن دلهاي زخم خورده نبود

    کاش...

    کاش...

    کاش...

    -----------------------------------------------------------------------------------
    کسي نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه

    حداقل من بهش ياد دادم که وقتي شکست

    تیکه هاش دست اوني رو که اونو شکسته

    زخمی نکنه.

    ------------------------------------------------------------------------------------
    زمانی که شما دست از رویا برمیدارید زندگی به پایان میرسد ?موقعی که شما اعتقاد خود از دست میدهید امید تمام میشود ? زمانی که شما از توجه به دیگران خوداری میکنید عشق به پایان میرسد وزمانی که شما از همدردی با دیگران امتناع می ورزید دوستی به پایان میرسد.

    --------------------------------------------------------------------------------
    ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کردي مطمئن باش و برو ضربه*ات کاري بود دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگي*ام خنديدي به من و عشقي پاک که پرازياد تو بود و خيالم مي*گفت تا ابد مال تو بود تو برو، برو تا راحتتر تکه*هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم

    -----------------------------------------------------------------------------------
    سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران ندیده.

    ------------------------------------------------------------------------------------
    یه روز با هم قرار گذاشتیم که واسه همیشه همدیگرو دوست داشته باشیم

    روی کاغذ دلامون بنویسیم که هرگز همدیگرو فراموش نکنیم

    من خودکاری برداشتم و پر رنگ نوشتم که " هرگز فراموشت نخواهم کرد"

    اما ندونستم چرا اون منو فراموش کرد ....؟؟!!

    تا اینکه یه روز فهمیدم که اون تنها با مدادی فریبم داد....

    -------------------------------------------------------------------------------------
    آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است

    خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال*ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي*کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است.
    ------------------------------------------------------------------------------------
  4. #64
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    :arrow: سلام آقا مرتضی گل.. جا داره باز هم از همکاریت تشکر کنم :wink:

    اگه امکانش هست مطالبی که می خوای بفرستی تو ی پست باشه ممنون می شم :roll:

    ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

    صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر ولي از اين دو دردناک تر اين است که نداني بايد صبر کني يا فراموش

    @@@@@@@@
    من سنّت شکن بودم وقتی با دنیا دست دادم - بخاطر همینم هست که من یکی با کل دنیا فرق دارم

    @@@@@@@

    گذشته را در آغوش بگير، اما در آن زندگي نکن
  5. #65
    jojooo
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    709
    0
    6

    پیش فرض

    مردن از آن كسي است كه نخواهد زندگي كند.

    ****************************
    از راه دور صورت زيبا و خوشگل ماه تو را ميبوسم و بر اين بوسه عاشقانه و دلپذير افتخار ميكنم.

    *****************************
    اي دوست به چشمانت بياموز كه هر كس ارزش ديدن را ندارد.

    *******************************
    من مقیم روستای ساده عشقم هنوز
  6. #66
    parsa_hesteps0
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    نوشته ها
    593
    0
    1

    پیش فرض

    در زندگي به كساني دل مي بنديم كه نمي خواهندمان و از وجود كساني كه مي خواهندمان بي خبريم . شايد اين دليل تنهايي مان باشد


    بيا تا مونس هم ، يار هم ، غمخوار هم باشيم


    زین دایره مینا خونین جگرم می ده
    تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
  7. #67
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    ...

    اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم ..... چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار و يا يار به من ... يا هردو بميريم و به پايان برسيم
  8. #68
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,482

    پیش فرض

    زندگی همچون بادکنکی در دستان کودکی است ،که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد
  9. #69
    Mahsa-Kocholo
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,349
    3
    63

    پیش فرض

    گناهم را نميدانم، تقاصم را سبکتر کن، مرا اين گونه آزردن، خدا را خوش نمي*آيد، مرا از غم رهايم کن، جوابي ده مرا يارا که اين سان بودن و مردن، خدا را خوش نمي*آيد، بگو جانا گناهم چيست که اينگونه سزاوارم؟ که هر شب خون دل خوردن خدا را خوش نمي*آيد، دلي پر درد و آه دارم، که آن را غرور من بها دار زير پا بردن خدا را خوش نمي*آيد
    با نا امیدی به هیج جا نخواهی رسید.
    فکر کن همین امشب هفت سال خشکسالی به پایان رسیده
    و از فردا...
    هفت سال برکت و شادی ات آغاز خواهد شد !!!

  10. #70
    ice_boy_066

    کوچولو در حال راه افتادن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    21
    0
    0

    پیش فرض

    مرسي واقعا جالب بود بيشترش كن
    :roll: :roll: :roll: :roll: :roll: :roll:
  11. #71
    M_H_K17

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    95
    0
    4

    پیش فرض

    آنگاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم نوشتی
    سواد نداشتم اما....
    به دستانت اعتماد داشتم
  12. #72
    M_H_K17

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    95
    0
    4

    پیش فرض

    بگزارید تا میتوانم بازی کنم
    که فردا
    با من بازی خواهند کرد بگزارید بچه بمانم
  13. #73
    M_H_K17

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    95
    0
    4

    پیش فرض

    همیشه عکس نا زت روبه رویم
    نگاه تو دلیل جستجویم
    چرا باید تمام حرفها را
    بدون تو به تصویرت بگویم
  14. #74
    M_H_K17

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    95
    0
    4

    پیش فرض

    ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
    چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم
    یا من برسم به یا ر
    یا
    یار به من
    یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم
  15. #75
    M_H_K17

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    95
    0
    4

    پیش فرض

    بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است
صفحه 5 از 118 نخست 12345678910152555105 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 1756

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •