ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1138 از 1740 نخست ... 63810381088111811281133113411351136113711381139114011411142114311481158118812381638 ... آخرین
نمایش نتایج: از 17,056 به 17,070 از 26096
  1. #17056
    تاریخ عضویت
    March 2013
    محل سکونت
    تو♥ اش
    نوشته ها
    1,852
    2,030
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    گُفتهـ انـد :

    روزِ مَحــشَر بـآ کَسـی کهـ دوستَش داری

    مَحشــور خواهی شــُد....

    یعنـی مـا " بـآ هـــَم "؟؟!!

    چـِقـَدر براے تمـآمــ شُدنــِ دنیــآ بــے تـآبَمـــ
    عاشق هَوس هاے عاشقانہ با توام
    دَست هایت را بہ مَن بده
    بہ جَهنّم کہ مَرا به جَهنّم میبرند بخاطر عشق بازے با تو!!!!
    تو خود بهشتـ ـــــــ ــے...
  2. #17057
    تاریخ عضویت
    April 2013
    محل سکونت
    جزیره ای در دریای قلب (F)
    نوشته ها
    2,058
    359
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    پیش فرض

    ز پس پرده ی دل دوش بدیدم رخ یار
    شدم از دست و برفت از دل من صبر و قرار

    کار من شد چو سر زلف سیاهش درهم
    حال من گشت چو خال رخ او تیره و تار

    گفتم ای جان شدم از نرگس مست تو خراب
    گفت در شهر کسی نیست ز دستم هشیار

    گفتم این جان به لب آمد ز فراقت گفتا
    چون تو در هر طرفی هست مرا کشته هزار

    گفتم اندر حرم وصل توام مأوی بود
    گفت اندر حرم شاه که را باشد بار

    گفتم از دست ستم*های تو تا کی نالم
    گفت تا داغ محبت بودت بر رخسار

    گفتم ای جان جهان چون که مرا خواهی سوخت
    بکشم زود وزین بیش مرا رنجه مدار

    در پس پرده شد و گفت مرا از سر خشم
    هرزه زین بیش مگو کار به من بازگذار

    گر کشم زار و اگر زنده کنم من دانم
    در ره عشق تو را با من و با خویش چه کار

    حاصلت نیست ز من جز غم و سرگردانی
    خون خور و جان کن ازین هستی خود دل بردار

    (عطار)
    عشق من فائزه جون..اگه نمیاد اینجا بخاطر منه.
  3. #17058
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    14,325
    22,662
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    مثل مداد باش!

    پســرک از پــدر بزرگش پرسید : پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟
    پدربزرگ پاسخ داد :درباره تو پسرم
    اما مهمتر از آنچه می نویسم ،مدادی است که با آن می نویسم .
    می خواهم وقتی بــزرگ شـدی ، تو هم مثل این مداد بشــوی !
    پســرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :
    اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !
    پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی در این مداد
    پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری برای تمام عمرت
    با دنیا به آرامش می رسی :
    صفت اول :
    می توانی کارهای بـزرگ کنی،اما هـرگز نباید فرامـوش کنی
    که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هــدایت می کند .
    اسم این دست خداست،او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش
    حرکت دهد .
    صفت دوم :
    باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش
    استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشداما
    آخر کار،نوکــش تیزتر می شود (و اثری که از خـود به جــا
    می گذاردظریف تر و باریک تر ) پس بدان که باید رنج هایی را
    تحمل کنی،چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .
    صفت سوم :
    مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از
    پاک کن استفاده کنیم . بدان که تصحیح یک کار خطا،کار بدی
    نیست در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری
    مهم است .
    صفت چهارم :
    چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست زغالی اهمیت دارد
    که داخل چوب است . پس همیشه مراقـب باش درونــت
    چه خبر است .و سر انجام..
    پنجمین صفت مداد :
    همیشه اثری از خود به جا می گذارد .پس بدان هر کار در
    زندگی ات می کنی،ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن
    نسبت به هر کار می کنی،هشیار باشی و بدانی چه می کنی .

    Don't look back
    You're not going that way

    ..
  4. #17059
    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    Stolen world
    نوشته ها
    14,056
    14,894
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    کـــاش بعضـــی ها بدونــــن . . .

    “مخاطبـــــــ خــــاص”
    شدنشــون نتیجـــه احـــساسات “خــــاص” طـــرف مقابلشونــــه . . .

    نـــه ویژگـــی هــای فردیـــشون (!)
    یـاد آن یــار سفـر کـرده به خیــر
    ..
  5. #17060
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    در قلب شما ...
    نوشته ها
    2,771
    4,577
    كوچولو رسمي

    کوچولوووووو فعال

    پیش فرض

    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت :

    پسرم ؛ یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی ...

    از این پس همه چیز جهان تکراریست جز ( مهربانی ) ...
    خستگی را زندگی کردم ...
    میخواهم کمی هم زندگی را خسته کنم ...
  6. #17061
    تاریخ عضویت
    October 2012
    نوشته ها
    1,789
    3,871
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض


    امشب آسمانم تاب کشیدن ابرها را ندارد

    کاش ابرها ببارند

    شاید آسمانم نفسی تازه کند
    آنه! تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت؟
  7. #17062
    تاریخ عضویت
    February 2013
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    133
    271
    کوچولو در حال فعال شدن

    پیش فرض

    نمی*خواهم برگردی ...
    این را به همه گفته ام! ...
    حتی به تو…
    به خودم…!
    اما نمی*دانم چرا هنوز ...
    برای آمدنت فال می*گیرم…؟
  8. #17063
    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,485
    8,077
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    پیش فرض

    شب ها

    پرنده هایش می روند

    روزها

    ستاره هایش

    ببین!

    آسمان هم که باشی

    باز تنهایی...!!!


    ....
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  9. #17064
    تاریخ عضویت
    January 2013
    محل سکونت
    زیرگنبد کبود
    نوشته ها
    838
    1,805
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    دستـــــم را بگیر !
    .
    دارم به یادت ...
    .
    می افــتــــــم..!!


    میترسم از روزی که... دور از هم در آغوش دو غریبه... بیقرار هم باشیم!!!
  10. #17065
    تاریخ عضویت
    June 2011
    نوشته ها
    7,497
    5,917
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    پیش فرض

    بــــــــرهنه اتــــــــ میکنند تا بهتـــــــــر شکستــه شوی !

    نتــــــرس گردویِ کوچکـــــــــــ ....

    آنچه سیاه میشود رویِ تو نیستــــــــــ

    دستــــــِـــ آن هاست !
    بــــعد از " تــــــــ ـــــو " شبیهِ هـــمه چـــیز هستــــم

    جـــــز خـــــودم !
  11. #17066
    تاریخ عضویت
    February 2013
    محل سکونت
    زیر آسمان شهر
    نوشته ها
    867
    1,593
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    امروز باورم شد
    که تو خسته تر از آن بودی که بفهمی دوست داشتنم را…
    از من گذشت…
    اما…
    هرجا هستی
    “خسته نباشی”…
  12. #17067
    تاریخ عضویت
    March 2013
    محل سکونت
    میبد
    نوشته ها
    37
    52

    کوچولوو راه افتاده

    پیش فرض

    هی دختر خانم...!

    کی میگه هرکی سبیل داره خیلی مرده...؟!

    خیلی ها هستن که سبیل ندارن

    اما خیلی مردن


  13. #17068
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,966
    6,419

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    آرزوی کسی نباش

    آرزوی آدم ها قیمت دارند

    جایگزین دارند

    تاریخ مصرف دارند!



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  14. #17069
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,159
    873

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    .
    وقتى کسى براى نداشته هایت بهانه میگیرد،
    بهتراست اوراهم نداشته باشى . . .
    گاهى نداشتن از داشتن بهتر است!
    ویرایش توسط memol61 : 2013.05.19 در ساعت 09:31 دلیل: ساده بودن و وسط نبودن پست
    میلیون ها درخت در جهان بطور اتفاقی توسط موش ها و سنجاب هایی کاشته شدند که دانه هایی را مدفون کردند و سپس جای مخفی آن را فراموش کردند...
    خوبی کن و فراموش کن...
    روزی رشد خواهد کرد...


  15. #17070
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    تهــــــران
    نوشته ها
    2,354
    6,448
    كوچولوي بد - اخراج شده

    Icon100

    مــَن یــــه روزے دخــــترے بـــودَم کــه از تـــه دل مــے خَـــندیدَم...!!!

    مــــَن یـــه روز آروم تــــَرین اعــــصآب دُنیـــآ رو دآشــــتَم...!!!


    اکــــنون بــے آنکـــــه شآد بـــآشَــم نـــفس مــے کشَـــم...


    بـــے آنکــــه شآد بآشــــم زیــــر بآرآن رآه مـــی رَوم...


    بــے آنکـــــه شآد بآشــــم زنــدگــے مــے کـــــُنَم...


    دیگـــــرآن از کـــنآرم عبــــور مـــے کـننـــد...


    ســــرد و سنگـــــین... بــے آنکــــه نآمــــم رآ بــه خآطـــر بیآورنــد... جــورے عبـــــور مـــے کننــد


    کــــه انگـــــآر مـــن نیســـــتم....


    حـــــرفــے نیــــست...فقـــط خســـته ام ...


    مــن دخــــــترے هـــستم کـــــه بآتمـــــآم تـــوآن بآ ســـرنوشـــت مــے جنگـــــد...


    وچــــه جنگــــ نآبـــــرآبرے...


    مـــن خـــــسته ام ولـــے مــَغــــــلوب نخــوآهــــَم شــــُد...!!!





صفحه 1138 از 1740 نخست ... 63810381088111811281133113411351136113711381139114011411142114311481158118812381638 ... آخرین
نمایش نتایج: از 17,056 به 17,070 از 26096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 4 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 4 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •