ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1715 از 1740 نخست ... 121516151665169517051710171117121713171417151716171717181719172017251735 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,711 به 25,725 از 26096
  1. #25711
    تاریخ عضویت
    February 2013
    محل سکونت
    شهرکرد
    نوشته ها
    4,549
    1,205
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    پیش فرض

    ساده مي گويم عزيزم دل بريدن ساده نيست

    چشمهاي مهربانت را نديدن ساده نيست

    از زمان رفتنت خورشيد را گم كرده ام


    ناله هاي ابر را هرشب شنيدن ساده نيست
    شنیدی که دلم گفت بمان ، ایست ، نرو / به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو / نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست ، نرو .
  2. #25712
    تاریخ عضویت
    August 2012
    نوشته ها
    10,592
    8,424
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    دلتنگی
    یعنی
    جاذبه برعکس شود
    وزن زمین
    روی دلت سنگینی کند !
    Beautiful faces are everywhere
    But beautiful hearts are hard to find

  3. #25713
    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,353
    17,278
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    Flower 32 32

    ‏+ کاری هست که برات انجام بدم؟
    - باش!

    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  4. #25714
    تاریخ عضویت
    January 2017
    نوشته ها
    998
    445
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    خوشا آنان که در گهواره

    مُردن

    که بویی از غم دنیا نبردن
    ɳД√↡Đ 98
  5. #25715
    تاریخ عضویت
    August 2012
    نوشته ها
    10,592
    8,424
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    در حقیقت آدمی،
    در یک سکانس از زندگی اش
    گیر میکند!
    و بعد دیگر مهم نیست که تا
    کجا پیش می رود،
    تا هر جایی که برود
    تا هر جایی
    بازهم با یک چشم برهم زدن
    برمیگردد به
    همان سکانس،
    همان سال
    همان روز
    همان ساعت
    همان لحظه..
    و پیر شدن انسان
    از همین لحظه شروع می شود ...


    " پویان اوحدی "
    Beautiful faces are everywhere
    But beautiful hearts are hard to find

  6. #25716
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    14,380
    15,292
    مدیر بخش مذهبی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    کاش
    دلت پیش من بود
    آنوقت
    به بهانه ی
    پس گرفتنش هم که شده
    برمی گشتی!

    #نازنین_یعقوبی
    چون شدم صید تو برگیر و نگهدار مرا



    فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (یوسف-64)
  7. #25717
    تاریخ عضویت
    April 2016
    نوشته ها
    1,992
    1,754
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    آدم همین طور که نفس می کشد
    می تواند بمیرد ...
    براے یک رفتن ...
    براے یک بوقِ اشغال ...
    براے یک دوستت دارمِ گفته نشده ...
    عکس هاے گرفته نشده ...
    ڪافہ هاے نرفته و شعرهاے نخوانده ...
    آدم می تواند زنده زنده دفن شود
    زیرِ خروار خروار خاطره
    و همچناڹ ڪہ مرده است
    بخندد...
    و خوبی ها را
    با خوبم جواب بدهد
    چہ خبر ها را با هیچ...
    آن کس که تو را شناخت ، جان را چه کند؟
    فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟
    دیوانه کنی ، هر دو جهانش بخشی
    دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند ؟
  8. #25718
    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    17,196
    7,710
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    حالم خوب است
    هنوز خواب می*بینم
    ابری می*آید
    و مرا تا سرآغازِ روییدن ... بدرقه می*کند.

    تابستان که بیاید
    نمی*دانم چندساله می*شوم
    اما صدای غریبی
    مرتب می*گویَدَم:
    - پس تو کی خواهی مُرد!؟

    ری*را ...!
    به کوری چشم کلاغ ها
    عقاب*ها هرگز نمی*میرند!

    مهم نیست
    تو که آن بیدِ بالِ حوض را
    به خاطر داری ...!
    همین امروز غروب
    برایش دو شعر تازه از "نیما" خواندم
    او هم خَم شد بر آب و گفت:
    گیسوانم را مثلِ افسانه بباف!
    ویرایش توسط narges70 : 2017.08.24 در ساعت 09:51
    من هم از سرنوشت میترسم!
  9. #25719
    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    17,196
    7,710
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
    راهي بجز گريز برايم نمانده بود
    اين عشق آتشين پر از درد بي اميد
    در وادي گناه و جنونم کشانده بود
    رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا
    با اشک هاي ديده ز لب شستشو دهم
    رفتم که نا تمام بمانم در اين سرود
    رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم
    رفتم مگو ، مگو ، که چرا رفت ، ننگ بود
    عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما
    از پرده ي خموشي و ظلمت ، چو نور صبح
    بيرون فتاده بود يکباره راز ما
    رفتم ، که گم شوم چو يکي قطره اشک گرم
    در لابلاي دامن شبرنگ زندگي
    رفتم که در سياهي يک گور بي نشان
    فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگي

    من از دو چشم روشن و گريان گريختم
    از خنده هاي وحشي طوفان گريختم
    از بستر وصال به آغوش سرد هجر
    آزرده از ملامت وجدان گريختم
    اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز
    ديگر سراغ شعله ي آتش زمن مگير
    مي خواستم که شعله شوم سرکشي کنم
    مرغي شدم به کنج قفس بسته و اسير
    روحي مشوشم که شبي بي خبر ز خويش
    در دامن سکوت به تلخي گريستم
    نالان ز کرده ها و پشيمان ز گفته ها
    ديدم که لايق تو و عشق تو نيستم
    من هم از سرنوشت میترسم!
  10. #25720
    تاریخ عضویت
    August 2012
    نوشته ها
    10,592
    8,424
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    دلم فریاد می خواهد
    ولی در انزوای خویش
    چه بی آزار با دیوار ،
    نجوا می کنم هر شب ...!


    "محمدعلی بهمنی"
    Beautiful faces are everywhere
    But beautiful hearts are hard to find

  11. #25721
    تاریخ عضویت
    April 2016
    نوشته ها
    1,992
    1,754
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    من به بی رحمی "اتفاق" معتقدم. اینکه وقتی میفته، می خواد زندگیت رو زیر و رو کنه. وگرنه من که یک عمر،
    خودم بودم و خودم.
    تو یادت نمیاد، من غروبا می شِستم پشت همین پنجره،
    دستم رو میذاشتم زیر چونه و آدمایی رو نگاه می کردم
    که بود و نبودشون برام فرقی نمی کرد.
    تو خبر نداری،
    من همینجا،
    با هر لبی که به لیوان چایی می زدم،
    به حماقت هر دونفری که شونه به شونه ی هم راه می رفتن، می خندیدم.
    چه میدونستم روز بارونی چیه؟
    غروب جمعه چه دردیه؟
    انتظار چی می گه؟
    من فقط، یک بار چشمام رو بستم..
    فقط یک بار بستم و وقتی باز کردم،
    دیدم "تو" وسط زندگیمی.
    دقیقا وسط زندگیم.
    من اصلا قبل از تو...
    تو نمی دونی،
    وقتی نیومده بودی من حتی معنی "قبل" و "بعد" رو نمی دونستم.
    من حتی نمی دونستم از پشت پنجره،
    با آدمی که زیر بارون داره تنها قدم می زنه باید همدردی کنم..
    من انقدر پرت بودم که نمی دونستم،
    به اون دونفری که دارن با هم راه می رن باید حسادت کنم.
    من فکرشم نمی کردم که یک روز،
    خودم رو پیش یکی دیگه جا بذارم.
    شاید...
    شاید تو بی تقصیر بودی،
    اما کاش..
    کاش می فهمیدی؛
    یا از اول نباید میومدی،
    یا وقتی اومدی..
    حق رفتن نداری
    ...کاش بفهمی.
    آن کس که تو را شناخت ، جان را چه کند؟
    فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟
    دیوانه کنی ، هر دو جهانش بخشی
    دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند ؟
  12. #25722
    تاریخ عضویت
    April 2016
    نوشته ها
    1,992
    1,754
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    امشب به خوابم بیا !
    با خودت دو فنجان چای دارچین بیاور
    من خودم را به خواب می زنم
    گوشه ی تختم بنشین
    صدایم کن
    اول اسمم را بگو
    بعد عزیزم
    بعد هم بگو باشد انگار که خوابی
    من می روم
    بلند می شوی
    بلند می شوم
    دستم را دورِ کمرت حلقه می زنم
    می گویم بلاخره آمدی . .
    می گویی شک داشتی به آمدنم ؟
    می گویم گاهی . . مثلِ امشب
    نگاهم می کنی
    بی هیچ حرفی چایم را می دهی دستم
    دستم را می گیری
    می گویی دیر آمدم
    تا ماندنی تر باشد
    تا قدرِ لحظه هایمان را بهتر بدانیم
    .
    امشب بیا
    اینها را بگو
    مبادا
    دیر شود!
    آن کس که تو را شناخت ، جان را چه کند؟
    فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟
    دیوانه کنی ، هر دو جهانش بخشی
    دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند ؟
  13. #25723
    تاریخ عضویت
    April 2016
    نوشته ها
    1,992
    1,754
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    فردا به همه ی روزنامه ها سر می زنم.
    یکی باید پیدا شود،
    آگهی مرا به چاپ برساند،
    آن هم تیتر اول روزنامه
    نه در قسمت آگهی ها.
    ساده ی ساده نوشته ام:
    گم شده ای دارم،
    نه عکس سه در چهار موجود هست،
    نه رنگ چشمانش را می دانم.
    من هیچ از او نمی دانم، جز اینکه
    من در چشمانش پیدایم!
    در خنده هایش،
    در کلافگی ها و خستگی هایش.
    او مرا کم دارد،
    دیوانگی هایم را.
    من می دانم که هر ساعت چشمانش به تلفن،
    به امید یک تماس آشنا
    می چرخد.
    به او بگویید: من اینجایم!
    بگویید: مبادا هواشناسی را باور کند!
    اینجا هنوز هوا یخ زده،
    و تا نیاید، خبری از بهار نیست!
    همه ی ما روزی انتظار را،
    در لحظه لحظه روزهاییمان چشیده ایم
    و می چشیم. حتی
    این ها هم که می گویند:
    فکرش را نکن به سراغت می آید،
    یا تا به حال تنها نبوده اند،
    یا انتظار نکشیده اند.
    که بدانند روزی اگر شروع به پک زدن انتظار کردی،
    معتاد می شوی!
    و این اعتیاد، درمانش تنها و تنها
    دستان یک بودن است!...
    آن کس که تو را شناخت ، جان را چه کند؟
    فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟
    دیوانه کنی ، هر دو جهانش بخشی
    دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند ؟
  14. #25724
    تاریخ عضویت
    February 2013
    محل سکونت
    شهرکرد
    نوشته ها
    4,549
    1,205
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    پیش فرض

    #
    خــــــــــوشبخــــت ترینم
    ????
    .
    چـــون تـــ
    ـــــو رو دارم????
    .
    تــــــویی که حتـــــی فکر کردن بهت????
    .
    #
    قلبمـــ♥ــو
    گرم میکـــــنه????
    .
    تـــــو رو با همـــه #دنیــــــا هم عوض نمیکنم????
    .
    هیـــــچوقت اینقــــــدر #آرامش نداشتـــم????????
    .
    محبوب ِ #قلبـــــم ????
    .
    دوستـــ♥ـــت دارم
    شنیدی که دلم گفت بمان ، ایست ، نرو / به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو / نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست ، نرو .
  15. #25725
    تاریخ عضویت
    May 2016
    نوشته ها
    17,196
    7,710
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    نه تو می مانی و نه اندوه،و نه هیچیک از مردم این آبادی…

    به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن

    لحظه شادی که گذشت

    غصه هم می گذرد؛

    آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…

    لحظه ها عریانند.

    به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز.

    سهراب سپهری
    من هم از سرنوشت میترسم!
صفحه 1715 از 1740 نخست ... 121516151665169517051710171117121713171417151716171717181719172017251735 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,711 به 25,725 از 26096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •