ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 110 از 140 نخست ... 106090100105106107108109110111112113114115120130 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,636 به 1,650 از 2096
  1. #1636
    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    دنیای بی نام و نشانه
    نوشته ها
    968
    1,414
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    عاشق اون لحظه اَم که از پشت منو بغل مے کنے
    دستتو حلقه مے کنے دورِ کمرم ، نفس هاے گرمت مے خوره به گردنم
    آروم کنار گوشم زمزمه مے کنے :
    نفسم دوستت دارم


    [IMG][/IMG]
    ای کاش انسانها همانقدر که از ارتفاع میترسیدند
    کمی هم از پســـتی هراس داشتند !
  2. #1637
    تاریخ عضویت
    September 2010
    محل سکونت
    Dehkade del shekasteghan
    نوشته ها
    2,202
    1,461
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    پیش فرض

    شاعر
    که باشی...!!!
    .
    هیچ کس...!!!
    .
    جدی ات
    نمیگیرد...!!!
    .
    حتی...!!!
    .
    اگر
    بگویی...!!!
    .
    دوستش
    دارم...!!!
    .
    میگویند...!!!
    .
    وای...!!!
    .
    چه شعر
    قشنگی...!!!
    No love

  3. #1638
    تاریخ عضویت
    September 2010
    محل سکونت
    دُنیـآیی که خـودم دآرمـ میسـآزمـِـش !
    نوشته ها
    13,968
    18,250
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    دیگه دلم برای تو تنگ نمیشه

    از این به بعد دیگه دلم بیخودی دلتنگ نمیشه

    غروری که به خاطرت گم شده پیدا میکنم

    از این به بعد میخوام برام مسخره باشه گریه هات

    یه جور میخوام عوض بشم این روزامون یادت نیاد

    دیگه تموم بچگیم از این به بعد بزرگ میشم

    بره بودم نفهمیدی ببین چه جوری گرگ میشم.....





    شایَـدم بــهـشـت یـه جایـش پایـیـزه ِ

    چـه مـیـدونـی ...


  4. #1639
    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    Stolen world
    نوشته ها
    14,056
    14,894
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    میرفت نهفته بر سر بام
    نظاره کنان ز صبح تا شام
    تا مجنون را چگونه بیند
    با او نفسی کجا نشیند
    او را به کدام دیده جوید
    با او غم دل چگونه گوید
    از بیم رقیب و ترس بد خواه
    پوشیده به نیمه شب زدی اه
    چون شمع به زهر خنده می زیست
    شیرین خندید و تلخ بگریست...
    یـاد آن یــار سفـر کـرده به خیــر
    ..
  5. #1640
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    1,803
    1,581
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
    از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
    از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
    تکرار من در من مگر از من چه می ماند
    غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
    غیر از غباری در لباس تن چه می ماند
    از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟
    از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟
    -------------------------------
    نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
    نفسم = تو
  6. #1641
    تاریخ عضویت
    September 2010
    محل سکونت
    Dehkade del shekasteghan
    نوشته ها
    2,202
    1,461
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    پیش فرض

    وقتی تو نیستی ؛ رنگ دریا را دوست ندارم، شب به پایان می رسد ، شب را نیز دوست ندارم؛
    * از لا به لای مریم های خفته با فانوسی کم سو راهی به سویت می جویم و تونیستی،
    نیستی تا ببینی که چقدر امشب آسمان زیباتر است اما این آسمان را نیز دوست ندارم...



    نیستی تا بگویم : تنهـــــا تورا.........


    No love

  7. #1642
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ ، ﺁﯼ ﺁﺩﻡﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ!
    ﭼﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﻏﻢﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ
    ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ ، ﺗﻮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ؟
    ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ؟
    ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ ؛ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﺧﻢ ﺍﺳﺖ ، ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ؟
    ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﻨﺪﻧﺪ ﻣﺮﻫﻢﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ
    " ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﺩ ﮐﻢﮐﻢ " ﺑﺎﺭﻫﺎ ﮔﻔﺘﻢ
    ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﮐﯽ ﻣﯽﺭﺳﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﻢﮐﻢﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ؟
    ﺑﯿﺎ، ﺑﺮﮔﺮﺩ، ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﺎﻩ ... ﺑﺎ ﻫﻢ ﺭﺍﻩ ... ﺑﺎ ﻫﻢ ...، ﺁﻩ!
    " ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺸﺖ " ﺑﺎ ﻫﻢ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ



    *
    ﻣﮋﮔﺎﻥ_ﻋﺒﺎﺳﻠﻮ


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  8. #1643
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت
    بر سینه می فشارمت، اما ندارمت

    ای آسمان من که سراسر ستاره ای
    تا صبح می شمارمت، اما ندارمت

    در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
    بر دیده می گذارمت، اما ندارمت

    می خواهم ای درخت بهشتی ، درخت جان
    در باغ دل بکارمت، اما ندارمت

    می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
    بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت


    سعید بیابانکی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  9. #1644
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    دنیای بیهوده,زن ِ تنهای بیهوده

    دلتنگی ای که در تمام لحظه ها بوده

    خوابیده در بیداری ِ بی اتفاق ِ تو

    خاموش مانده زیر ِ سو سوی چراغ تو

    عضوی تهی با احتمال ِ صفر درصد بود

    که بین "خوشبختی" و "خود بودن" مردد بود

    تردیدهایش را بغل می کرد و می خوابید

    از عشق می ترسید,از اسم تو می ترسید

    از رد پای تو ته ِ مخفی ترین دل دل

    حس ِ جنون در فکر های یک زنِ عاقل

    از مرزهایی که پر از میل شکستن بود

    از ترس های آدم گیجی که فعلا بود

    از این همه ترسیده بود از فکر داغ ِ تو

    یخ بسته بود از احتمال ِ اتفاق تو

    یکهو کش امد در سرش دیوانگی با درد

    عق زد!

    و خود را از خود ِترسوش خالی کرد

    ....

    خالی شد و پر شد تنش از رد پای تو

    روشن شد آهسته دلش از حرف های تو

    روشن شده, مثل چراغی در شب کشدار

    خاموش تکیه داده به دلتنگی دیوار

    روشن شده در شعر ها و بی قراری ها

    سو سو زده در خالی ِ چشم انتظاری ها

    حالا تمام لحظه ها را تا تو برگردی

    درباد می لرزد دلی که روشنش کردی

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  10. #1645
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    14,324
    22,658
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    گفتند: نگذر از غرورت، کار خوبی نیست

    باید خودت فهمیده باشی یار خوبی نیست

    گفتند: هرگز لشگرت را دست او نسپار

    این خائنِ بالفطره پرچم دار خوبی نیست

    سیگار و تو ، هردو برای من ضرر دارید

    تو بدتری، هرچند این معیار خوبی نیست

    ترک تو و درک جماعت کار دشواری ست

    تکرار تنهایی ولی تکرار خوبی نیست

    آزادی از تو، انحصار واقعی از من

    بازیّ شیرینی ست، استعمار خوبی نیست

    از هر سه مردِ بینِ بیست و پنج تا سی سال

    هر سه اسیر چشم تو... آمار خوبی نیست!

    دیوار ما از خشتِ اوّل کج نبود، اما

    این عشق پیر لعنتی معمار خوبی نیست

    دیوارِ من ، دیوارِ تو ، دیوارِ ما ... ، افسوس...

    دیوارِ حاشا خوبِ من، دیوار خوبی نیست

    آرام بالا رفتی و از چشمم

    اف

    تا

    دی

    من باختم؛ هرچند این اقرار خوبی نیست!





    " امید صباغ نو "

    Don't look back
    You're not going that way

    ..
  11. #1646
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    دوستان

    این تاپیک فقط و فقط شعرهای طولانی و بلند قرار داده میشود

    و شعرهای کوتاه و مینیمال قرار داده نشود..ممنون


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  12. #1647
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    خسته ام از تو و از مکر و ریا، می فهمی؟
    بی وفا بودنت و ژستِ وفا، می فهمی؟

    خسته ام خسته تر از کودک کبریت فروش
    زیر باران و... کسی گفته گدا، می فهمی؟

    مثل مردی که از او مانده فقط یک پسر و
    شده آلوده ی تزریق دوا، می فهمی؟

    شده ام شاعر بی حوصله، با یاد کسی
    مانده در پیچ و خم قافیه ها، می فهمی؟

    حال من با تو... نه اصلاً تو بگو می بینی؟
    بغضِ در دام گلو مانده به جا، می فهمی؟

    گفته بودم به تو این بار «شما» یادت هست؟
    معنی «تو» شدنت را به «شما» می فهمی؟

    لعنتی! در سرم انگار تو هستی، تو فقط
    خسته ام از تو و فکرت به خدا، می فهمی؟!


    "علی نیاکوئی لنگرودی".


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  13. #1648
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    تو فقط بیست و چند سالت بود

    سرخ بودی اگرچه زرد شدی

    این علیرغم میل مادر بود

    که تو آماده نبرد شدی



    بر سر ِ رفتن و نرفتن ِ تو

    عاقبت مادرم مُجاب شد و

    رفتی و از حیاط (ت) رد شدی و

    مادرم پشت پات آب شد و



    شیرزن، پشت پات اشک نریخت

    تو به رفتن ادامه می*دادی

    رفتی و بی*خبر گذاشتی*اش

    لااقل مرد، نامه می*دادی



    تو نباید اجازه می*دادی

    همسرت از تو ناامید شود

    گوش*هایش؛ به زنگ یک تلفن

    چشم*هایش؛ به در سفید شود



    عملیاتتان شکست که خورد

    خانه*مان غرق التهاب شد و

    خبرت را به خانه آوردند

    جگر شیرزن کباب شد و



    بعدِ تو کوچه*مان به نام ِ تو شد

    در همان کوچه بود، گرگ شدم

    روی خون تو پا گذاشتم و

    روی پای خودم بزرگ شدم



    مادرم را چقدر زُل بزنم؟!

    آسمانی تهی شده از ماه

    گیس*هایش؛ اگرچه ابرِ سفید

    رخت*هایش؛ همیشه ابرِ سیاه



    بعدِ تو من چه ناخلف شدم و

    مادرم بی تو می*خورَد هاشور

    سهمش از تو "حقوق بنیاد" و

    سهمم از تو "قبولی ِ کنکور"



    من پس از تو چه چیز کم دارم؟

    زندگی که به کام من شده است

    اسم تو در شناسنامه*ی من

    همه جا نردبام من شده است



    شیرزن پیر می*شد و حالا

    پیرزن در خودش مچاله شده

    سالها از نبودن تو گذشت

    پسرت بیست و چند ساله شده



    از : ناصر ندیمی

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  14. #1649
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,655
    24,309
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    تو هرجای جهان باشی برات از دور میمیرم
    نمیدونم حواست هست همش دستاتو میگیرم

    نمیدونی یه وقتایی چقدر هستی تو این خونه
    چه عطر خوبیه عطرت که تا هرروز میمونه

    چه فایده گریه ی بی تو فقط تکرار تقدیره
    چه فایده وقتی میدونم یکی دستاتو میگیره

    تو این دوریت یه جوری سخت به جون شهر میوفتم
    یه جورایی برات مرده کسی که شعرتو گفته

    تو این دوریت مثل درده از اون دردا که میپیچه
    از اون دردای بی طاقت که پیشش مرگ هم هیچه

    چه فایده گریه ی بی تو فقط تکرار تقدیره
    چه فایده وقتی میدونم یکی دستاتو میگیره

    تو هرجای جهان باشی برات از دور میمیرم
    نمیدونم حواست هست همش دستاتو میگیرم

    .
    .
    .
    کامران رسول زاده

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  15. #1650
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    14,324
    22,658
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    گریه نمی کنم که نفهمد کسی مرا!

    بی های و هوی دست دلم رو نمی شود!

    گریه نمی کنم که نفهمد کسی، ولی

    این حرف ها برای دلم "او" نمی شود!



    دارد دوباره در دلم این بغض لعنتی

    با یاد چشم های تو تکرار می شود

    انگار قلب شیشه ای ام در هجوم عشق

    با رفتن تو بر سرم آوار می شود!



    عشقت سراب بود ؛ ولی قلب من نخواست

    باور کند که عشق و جنون فرق می کند

    دارم در این سراب تهی می روم فرو!

    دارد مرا درون خودش غرق می کند!



    با تیک تاک عقربه ها دور می شوی

    با رفتن تو ثانیه ها درد می کشند

    در من دوباره خاطره ها می شود ردیف...

    بی تو تمام قافیه ها درد می کشند!



    می ایستم؛ به درد خودم تکیه می کنم

    تا که نبینم عشق چه آورد بر سرم!

    می ایستم دوباره ولی مطمئن نباش

    یک لحظه هم بدون تو طاقت بیاورم!



    حالا به یاد عشق تو لبخند می زنم

    در انتظار حادثه هایی خیالی ام!

    آخر تو نیستی که، بفهمی بدون تو

    روزم چطور می گذرد؟! در چه حالی ام؟!



    من باختم، قبول! تو بردی، قبول تر!!

    بگذار در جنون خودم زندگی کنم!

    با رفتن تو مُردم و باید از این به بعد

    این قصه را بدون خودم زندگی کنم...

    Don't look back
    You're not going that way

    ..
صفحه 110 از 140 نخست ... 106090100105106107108109110111112113114115120130 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,636 به 1,650 از 2096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •