ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 116 از 140 نخست ... 166696106111112113114115116117118119120121126136 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,726 به 1,740 از 2096
  1. #1726
    تاریخ عضویت
    June 2013
    محل سکونت
    تـ ه ـرآن
    نوشته ها
    4,055
    2,482
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    پیش فرض

    وایستاده مثل مردی ایستاده
    مثل شبی که گریه کردی ایستاده

    له میکند در زیر پا خود را … مهم نیست
    می خواهدت، می خواهدت اماّ مهم نیست

    حس می کند هرگز تو را … حتماً ندیده

    درمی رود مانند مرغی سربریده

    با هرچه دارم – از تو دارم – می ستیزم

    دیگر نمی خواهم ترا اصلا عزیزم!

    هی قطره،قطره… قطره،قطره،آب گشتم
    بگذار از چشمان تو پایین بریزم
    من عاشقم … بیخود تقلاّ میکنم هی
    ازتو به سمت دیگر تو می گریزم

    اینجا نشسته پیش من درحلقه ای زرد

    حس تصرفّ درتنم در بستر درد …
    -استاد! من که مرده ام، به…من چه مربوط
    که شعر باید در سراپا ره نمی کرد؟!

    از اول این درس هی از زن نوشتم

    هی عشق املا کرد … وهی من نوشتم

    اصلا کسی میفهمد این را که چرا مرَد

    لبخند بر لب در دل خود گریه می کرد؟

    من عاشقم که عاشقم که غم ندارم

    غیر از زنی که نیست چیزی کم ندارم

    اصلا چرا من را به خود تشبیه کردید؟!

    خانم شما قلب مرا تشریح کردید!

    وخون من پاشید روی دستهاتان

    من جیغ می … ساکت نشستم زیر باران

    وتیغ جراّحی مرا آرام طی کرد

    وعاقبت تبدیل شد به حلقه ای زرد

    وایستاده مثل مردی ایستاده

    درانتظار لحظه ی پایان جاده

    ویک گل خشکیده بی بو … مهم نیست

    وپرتگاهی که برای او مهم نیست

    وزن که هرگز نیست… ودنیای تازه…

    استاد ما مُردیم …! خانم با اجازه!!



    سید مهدی موسوی
    دَر دِلَـم ،
    هِـزار حَـرف ،
    هِـزار پـاییـز ،
    هـزار خـاطِـرِهـ گَـص ..
  2. #1727
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    گریه کردیم ...دو تا شعله ی خاموش شده
    گریه کردیم...دو آهنگ فراموش شده

    پر کشیدیدم ،بدون پرِ زخمی با هم
    عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی با هم

    مرگ پشت سرمان بود ،نمی دانستیم
    بوسه ی آخرمان بود ،نمی دانستیم...

    زندگی حسرت یک شادی معمولی بود
    زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود

    زخم ،سهم تنمان بود ،نمی ترسیدیم
    زندگی دشمنمان بود ،نمی ترسیدیم

    شعر من مزه ی خاکستر و الکل می داد
    شعر، من را وسط زندگی ات هل می داد

    شعر من بین تن زخمی مان پل می شد
    بیت اول گره روسری ات شل می شد

    بیت تا بیت فقط فاصله کم می کردی
    شعر می خواندم و محکم بغلم می کردی...

    پیِ تاراندن غم های جدیدم بودی
    نگران من و موهای سپیدم بودی

    نگران بودی ، یک مصرع غمگین بشوم
    زندگی لج کند و پیرتر از این بشوم

    نگران بودی اندوه تو خاکم بکند
    نگران بودی سیگار هلاکم بکند

    نگران بودی این فرصت ِ کم را بُکُشم
    نگران بودی یک روز خودم را بُکُشم

    آه ...بدرود گل یخ زده ی بی کس من
    آه بدرود زن کوچک دلواپس من ...

    بغلم کن غمِ در زخم ، شناور شده ام
    بغلم کن گل بی طاقت پرپر شده ام

    بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود
    بغلم کن که خدا دورتر ازاین نشود

    مرگ را آخر هر قافیه تمرین نکنم
    مردم شهر تو را ،بعد ِ تو نفرین نکنم

    کاش این نعش به تقدیر خودش تن بدهد
    کاش این شعر به من جرات مردن بدهد...


    + حامد ابراهیم پور


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  3. #1728
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,655
    24,309
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض


    من دوسِت دارم هنوز
    ساده می گم رد می شم
    اما این توی خوابه
    تو بیداری بد می شم

    من دوسِت دارم هنوز
    می شه باهات قاطی شم؟
    نگام کنی و من هم
    با هر نگات خالی شم؟

    من دوسِت دارم هنوز
    نمی فهمی رد می شم؟
    از کنارِ تو پسر
    نخواه که من ابری شم ...

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  4. #1729
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    خانم ! اجازه هست که در قصّه ای جدید

    تصمیمتان عوض شود و عاشقم شوید ؟ !

    آخر تو هیچ وقت قدیمی نمی شوی

    مانند آرزوی خرید لباس عید

    آخر تو . . . بگذریم ، چه تغییر می کند ؟

    اوضاع ما دو تا پس ازین مدّت مدید

    آنروز ـ یادم است ـ زنِ دستهای تو

    بد جور مردِ دست مرا کرد نا امید

    هی نبض دستهای من آنروز می نشست

    هی پلک چشمهای من آنروز می پرید

    یادم نرفته است که در قاب عکسِ حوض

    پوشیده بود عکس تو پیراهن سپید

    یادم نرفته است که لبهای قرمزت

    خون

    چکّه

    چکّه

    چکّه

    شد از چاقویم چکید !

    من فکر می کنم که تو را دفن کرده ام

    در گوشه ی حیاط کنار درخت بید

    من فکر می کنم که شبی سبز می شود

    از خون چشم های سیاهت زنی جدید !

    ¨

    آ*ب و گلاب ، دسته گل صورتی و سرخ

    امروز هم سلام ! زن لاغر سپید !

    آیا اجازه هست در این قصّه ی جدید

    تصمیمتان عوض شود و عاشقم شوید ؟

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  5. #1730
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    زیر آسمون خُـבا
    نوشته ها
    5,312
    3,306
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    دنیای عجیبی شده بین من و دلدار
    از دستِ من ِ دلشده ، دلخور شده انگار

    بدجور گرفته دلش از تلخی حرفام
    رند است و به ظاهر ، همه را می کند انکار

    از او که : « مهم نیست» « ولش کن » « بروبابا»
    از من که : « ببخشید» و « غلط کردم» و اصرار

    صدبار تعهد به خودم دادم و هر بار
    تصمیم گرفتم که مبادا بشه تکرار

    اما چه کنم ؟ دست خودم نیست، دوباره
    بدقول شدم ، عهد شکستم ، صدو یک بار

    گاهی به سرم می زنه لجبازی سهوی
    با رو زدن عمد به یک روزه ی شک دار

    تا دور بشیم از تنش و کل کل و دعوا
    من رو به غزل آورم ، او روی به سیگار
    این روزها که می گُذرد
    بیهـــوده شادم . . .
  6. #1731
    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    3,199
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    سرد مثل یخ

    لبخند آخر تو

    که نشان از عشق ما داشت

    گرم مثل خورشید

    چشمان تو که

    مثل دل من آتش گرفته بود

    سپید مثل گل مریم

    تن پوش تو

    که همرنگ مرگ آرزوهایم بود

    سیاه و تاریک

    جاده ی رفتن تو

    که رنگ روزهای بی تو ماندن بود ......!!!

    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  7. #1732
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    14,325
    22,662
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    آمــاده و عریـان و آرامـم ..... نترس از من !
    این تخت ِ تشریح است..... اول سینه ام لطفن!


    بشکاف و بیرونش بکش این لخته ی خون را
    این کــوه..... این انبوهـی از اندوه ِ زن بودن!


    خب....پوستم را پاره کن.... نارنگی ام انگار!
    این پیله .... این پیچیده دورم مثل ِ پیراهن!


    بخـراش بـا دندان و ناخـــن پوستــی را که....
    دباغی اش کرده ست دست ِ دوست و دشمن!


    این ناف...این بندی که موجودیت ِ جان است!
    جایی کـــه خون پرورده ام هر ماه در دامن!


    من هفت تا جان دارم و سگ جانی ام ارثی است!
    از هر چـه زن پیش از خودم.....از هر چه زن بعدا!


    وحشت نکن ! سگ جان تر از اینم ! نمی میرم !
    با هفت جـان در کالبـد ..... با هفت سگ در تن!


    وحشت نکن! دستت نلرزد باز! محکم باش!
    نزدیک تر بوده به من تیغ از رگ ِ گردن!


    حتا نترس از اینکه چشمم را کف ِ دستت....
    بیــرون بکش این گوی را از بازی ِ " دیدن" !


    بیزاری ام بی حد و دستم بسته.... کاری کن !
    بسیــار آدمهــا ی در من ، زله اند از من!


    بسیار آدمهـــای در من ، اهـل ِ تقلیلند!
    کم کرده اندم از خودم....از زندگی....از زن!


    باید برم گردانـــی از این آخرین سلول!
    نقبی بزن از چوب خط ِ پُر ، به آسودن!


    نقبــی بــزن تا مرگ .... تا پرواز ِ بــی بالـی!
    راحت کن این دیوانه را از هی کتک خوردن!


    حالا کـه تکه تکه ام ، یک تکه ام .....خوبم !
    دریای بی ماهی اگر نه ، کوه ِ بی پا....زن!


    یک پازل ِ پخشم برای شیشه ی الکل!
    دستت درست! ازدست رفتم روی دست ِ تو!

    Don't look back
    You're not going that way

    ..
  8. #1733
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,655
    24,309
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض


    دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند
    زخم کاری بر دل و جانت زدند

    دیدی آن منها که از منهای خود دم میزدند
    عاقبت بر ریشه ات آتش زدند

    دیدی ای دل زندگی یعنی که هیچستان و هیچ
    در جهان، یک یار، همراه تو نیست

    دیدی ای دل، غم، درونت لانه کرد
    زخمهای کهنه را هم تازه کرد

    آتش این عشق را افسانه کرد
    دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند...

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  9. #1734
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض


    بگو دکتر ها بروند
    فشار خونم پایین نیست
    آغوشم را خودم سرد کرده ام،
    نفسم تنگ نیست
    روی سینه ام نوشته شده
    با احتیاط نفس بکش
    این بغض
    شکستنی ست،
    به دکتر ها بگو
    قلب او بیمار نیست
    این روز ها هوس باران دارد
    جای تپیدن
    رعد و برق می زند،
    به دکتر ها بگو
    برای ما
    ما را تجویز کنند
    و اشک هایی خیس
    که بوی باران داشته باشد
    ما روزهاست
    از داروخانه فرار کرده ایم
    با اینکه می دانیم
    چشم های ما برای هم
    تاریخ انقضا ندارند



    "مه*سا رهنما"


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  10. #1735
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    فیِ1 چشمان غمگین مردهای عاشق پیشه

    جای دلار به ریال است اینجا

    هزینه ی تماس با دخترکانِ سر به هوا

    دقیقه ای 90 تومان است اینجا

    نوشتن از زوال آدم ها

    مُد شده است اینجا

    تمام آدم ها بازگشته اند به اصل خویش و جای شاملو و گلرویی

    سعدی میخوانند اینجا

    دخترکانِ دم بخت

    جای نخ و سوزن و جوراب های شکافته ی مردانِ تنومند

    گراس لای انگشتانِ ظریفشان گرفته اند اینجا

    میلِ پختنِ مافین و شامی نیست

    ماکارونی با سویا طبخ می کنند اینجا

    نداشتنِ فرزندِ صالح مان آرزوست

    کودکان شرور وِ بنگی می زایند اینجا

    مادرهامان لب طاقچه ی عادت از یادها می روند

    پدرها مُدام جنیفر لوپز پِلی می کنند اینجا

    کفش های پاشنه بلند سیندرلاهای پایتخت

    از بازیافت روزنامه های باطله است اینجا

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  11. #1736
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض


    کو خاطراتی که میخواستی یادمون باشه
    کو قصه هایی که واسم تعریف میکردی
    از جستجو کردن میون حال و روز من
    دنبال احساسی که دیگه نیست میگردی
    .
    من اشتباهات تورو دیدم و بخشیدم
    اما دیگه وقتی واسه جبران نمی مونه
    احساس تنها بودن و تنها رسیدن رو
    قلبی که زیر دست و پا جامونده می دونه
    .
    من فکر می کردم هوای قلبمو داری
    من فکر میکردم که دل بستن سرت میشه
    تنها کسی که بی قراری کرد من بودم
    تنها بمونی بی قراری باورت میشه
    .
    من هرچی بوده بینمون و خوب یادم هست
    پس تو از اون روزا واسم حرفی نزن لطفا
    تو بهتره فکر روزای بعد از این باشی
    تو بهتره واستی ببینی چی بهت میگن
    .
    تو دیگه جایی توی قلب من نداری که
    دلواپس هر لحظه از دس دادنش باشی
    تقدیره تو مثل یه برگه رو درخته که
    تنها میتونی شاهد افتادنش باشی
    .
    یک عمر با هم زندگی کردیم و فهمیدیم
    از روی عادت توی چشم هم نگا کردیم
    از هر نظر با هم تفاوت داشتیم یعنی
    از هر نظر در مورد هم اشتباه کردیم



    مجید صالحی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  12. #1737
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    14,325
    22,662
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    دخترم یه ماه دیگه پا توی دنیا می ذاری
    هیچ می دونی تو کدوم دنیا داری پا می ذاری؟

    چاپ دوم بهشته سرزمین پدرت
    حتی نسخه ی علی البدل نداره کشورت

    البته باید بگم که اینجا بدبختی داره
    عوضش سعدی داره، نفت داره، تختی داره

    اینجا ایرانه و مردمش همه مسلمونن
    اگه لازم بشه شنبه هم نماز جمعه خونن

    می دونم نصیحتامو زود فراموش می کنی
    ولی من میگم تو هم تا آخرش گوش می کنی!

    نکنه تو نوجوونی از خونه ات فرار کنی
    شبی صد تا نره خر ترک دلت سوار کنی

    پسرا وقتی فراری می شن از خونه هاشون
    آدما دس نمی ذارن روی سر شونه هاشون

    تو همون خونه بمیر نذار دلت بونه کنه
    دختری! حق نداره غم تو دلت لونه کنه

    نری توی پارتیا می گیرنت بسیجیا
    اومدی حال بکنی می افتی گیر ِ آبجیا

    اگه رنگ لاکتو قرمز روشن بکنی
    یا هوس کنی که مانتو تنگه رو تن بکنی

    هر چی کور و کچله ریسه می شن دنبال تو
    بی دلیل ازت می پرسن حالتو، احوالتو

    تاکسیا از پشت سر،تریلیا ازروبرو
    یه ترافیک عجیبی راه می افته که نگو

    اگه مشکل ترافیکو بخوان حل بکنن
    پای دخترا رو باید بزنن شل بکنن

    دخترم رژ روی گونه هات نکش خطر داره
    اینجا ایرانه می گن دختره دوس پسر داره

    دخترم زیرابروای خوشگلت رو ور ندار
    اگه کم پشته کمی پشم بدم ببر بکار

    آخه این زیر ابروا نشونه ی عفتته
    اگه تو چشت برن علامت عصمتته

    پسرا حتی اگه زیر ابروا رو ور دارن
    ببرن اونجاهاشون که مو نداره بکارن

    اکثراً می رن سر از تلوزیون در بیارن
    اینجا ایرانه باید مجری دلبر بیارن

    بو لورا، کریستالا، ضربه ی سنگو دوس دارن؟
    پس چرا بعضی از این دخترا بنگو دوس دارن؟

    چی می تونه دخترای بنگی رو تکون بده؟
    چقدر رسانه ی ملی باید نشون بده؟

    کل مردم اونقدر نشون داده کارشناسن
    دیگه قل قلی و سیخ و سنگ و بنگو می شناسن

    دخترم حشیش بکش ، شیشه و تریاک بفروش
    ولی اون مانتویی که یه ذره چاک داره نپوش

    ممکنه هوا ازش رد بشه سرما بخوری
    یا رگ غیرت من ورم کنه جا بخوری!

    گشت ارشاد تو رو با مانتوی چاک دار ببینه
    رو تموم عنبییه ی چشش خون می شینه

    اگه دانشگاه بری لیسانس قزمیت بگیری
    تو سیاست نرو ممکنه مننژیت بگیری

    اگه دوس داری همیشه بیس بشی درس نخون
    ممکنه جاسوس اینگلیس بشی درس نخون

    دخترم عاقبت تو هم شبیه عممّه
    اگه فیلسوفم بشی میگن زنه ، عقلش کمه

    خوش به حال مردی که دختر با حجاب داره
    یه سری به مسجد محل بزن ثواب داره

    توی دانشگاه نهایتاً شیمیستت می کنن
    این طرف معاون محیط زیستت می کنن

    توی دانشگاه شیرین ترینتون «عبادیه»
    که اونم قطام ابن ملجم مرادیه!

    یه نوبل بهش دادن روسری شو ور می داره
    اگه کن بهش بدن دامنشم در میاره!

    قلب عاشق دیگه فرصت تپیدن نداره
    میوه ی کال دلش حال رسیدن نداره

    صب که از خواب پا می شه جون می کنه تا بوق سگ
    باز می بینه کمتره حقوقش از حقوق سگ

    تخم مجنونو ملخ خورده نمونده احمقی
    تو هنوز منتظر سوار اسب ابلقی

    اینجا ایرانه! خیال کن پسری، زن می گیری؟
    یا نه اصلاً تو یه موجود خری، زن می گیری؟

    دخترم غصه نخور شوهر برات فراوونه
    اینجا محشر خره، بقر برات فراوونه!

    کاشکی زود بری زن هر کی که دوس داری بشی
    اگه پیشم بمونی ممکنه سیگاری بشی

    اگه سیگار توی دست زن ایرانی باشه
    انگاری ملای مسجد داره سر پا می شاشه

    اما مردا می تونن تو پمپ بنزین بکشن
    می تونن حتی تو بیت رهبری پیپ بکشن

    دخترم حقوق تو نصف یه مرد بالغه
    این دیگه نه شوخیه، نه طنزه، نه مبالغه!

    اینجا ایرانه شما حق نداری قاضی باشی
    بهتره به پختن فسنجونت راضی باشی

    اینجا ایرانه شما رئیس جمهور نمیشی
    عوضش کورتاژو برداشتن اجاق کور نمیشی

    می تونی شوهرتو باز متأهل بکنی
    خودتم حجاب اسلامیتو کامل بکنی

    می تونی به راحتی دماغتو عمل کنی
    طبق قانون اساسی بچه تو بغل کنی

    اینجا ایرانه تفاوتی نداره با عدم
    قبل زایمان تمام حرفامو باهات زدم

    حالا میل خودته ، می خوای بیا ،می خوای نیا
    ولی قبل از اومدن یه سر برو آنتالیا!

    Don't look back
    You're not going that way

    ..
  13. #1738
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    14,380
    15,292
    مدیر بخش مذهبی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    • شـاعرش خيلى عصبيه

    ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ ،
    ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﺒﺮﯼ ،
    ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﻣﻦ ِ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ،
    ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺍ ﺑﺒﺮﯼ ،
    ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺍﺩ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮐﻪ ﮐﻨﯽ ﻣﺠﻨﻮﻧﻢ ؟
    ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﻘﯽ مثلا ﺷﻬﺮﺕ ﻟﯿﻼ ﺑﺒﺮﯼ ؟
    ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍصلا ﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﻭ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪ ؟
    ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺒﺮﯼ ؟
    ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺗﻮﯼ ﺳﺮﻡ ﭘﯿﮏ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎﺩﺕ !
    ﺁﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺷﺮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﯼ !
    ﮐﺒﮏ ﮐﻮﻫﯽ ﺧﺮﺍﻣﺎﻥ ، ﺳﺮ ﺟﺎﯾﺖ ﺑﺘﻤﺮﮒ !
    ﻫﯽ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺻﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺒﺮﯼ ،
    ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ !
    ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﻠﮏ ﻧﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﺒﺮﯼ !
    ﻟﻌﻨﺘﯽ ، ﻋﻤﺮ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺁﻭﺭﺩﻡ ؟
    ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺒﺮﯼ ؟
    ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ، ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮔﻢ ﺷﻮ !
    ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﺮﯼ ﯾﺎ ﺑﺒﺮی
    چون شدم صید تو برگیر و نگهدار مرا



    فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (یوسف-64)
  14. #1739
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    دایره کشتار
    نوشته ها
    13,371
    3,500
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض

    آمدم با بوسه بیدارش کنم رویم نشد

    از هوایِ عشق سرشارش کنم رویم نشد

    در دلم گفتم من عاشق پیشه یِ چشم توام

    خــواستم آهسته تکرارش کنم........... رویم نشد !!
  15. #1740
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,655
    24,309
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    دلخوش به تبِ عشقِ تو بودم ، تونبودی
    با ناله بسی شعر سرودم ، نشنودی

    داغی به دلم کاشتی و دم نزدم من
    یک خنده که داغم برد از دل ننمودی

    با یادو خیالت پر پرواز گشودم
    یکدم نشدی همره و بالی نگشودی

    من تشنه ی دیدارو تو فارغ زخیالم
    دیگر چه خیالی چه وصالی چه سرودی

    صد نغمه بخواندم که دل از تو بربایم
    یکدم نگشودی لب و دل را بربودی

    آن ماهی محصور به تنهائی تنگم
    پیغامِ مرا کاش رسانی تو به رودی

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
صفحه 116 از 140 نخست ... 166696106111112113114115116117118119120121126136 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,726 به 1,740 از 2096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •