ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 120 از 140 نخست ... 2070100110115116117118119120121122123124125130 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,786 به 1,800 از 2096
  1. #1786
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    محبوب من ! بعد از تو گیجم ، بی قرارم ، خالی ام ، منگم
    بر داربستی از «چه خواهد شد» «چه خواهم کرد» آونگم

    سازی غریبم من که در هر پرده ام ، هر زخمه بنوازد
    لحن همایون تو می آید برون از ضرب و آهنگم

    تو جرأت رو کردن خود را به من بخشیده ای ، ورنه
    آیینه ای پنهان درون خویشتن از وحشت سنگم

    صلح است عشق ، اما اگر پای تو روزی در میان باشد
    با چنگ و با دندان برای حفظ تو با هر که می جنگم

    خود را به سویت می کشانم گام گام و سنگ سنگ ، اما
    توفان جدا می افکند با یک لهیب از تو به فرسنگم

    در اشک و در لبخند و سوک و سور ، رنگ اصلی ام عشق است
    من آسمانم ، در طلوع و در غروب آبی است بیرنگم

    از وقت و روز و فصل ، عصر و جمعه و پاییز دلتنگ اند
    و بی تو من مانند عصر جمعه پاییز ، دلتنگم


    حسین منزوی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  2. #1787
    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    3,199
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    شب گذشته من و او چه خواب خوبی بود...

    در آن سیاهی شب آفتاب خوبی بود...

    همیشه موقع دیدار او دلم می ریخت...

    اگر چه ترس نبود اضطراب خوبی بود...

    گناه نیمه شب ما کلام حافظ شد..

    گناه نیمه شب ما ثواب خوبی بود...

    تفالی نزد و یک غزل برایم خواند...

    ولی عجب غزلی انتخاب خوبی بود...

    "چه مستی است ندانم که رو به ما اورد"

    جهان به رقص در آمد شراب خوبی بود...

    سوال کردم ازاو عشق چیست؟چشمانش...

    سکوت ریخت برایم، جواب خوبی بود...

    تمام شب تن اورا ورق ورق خواندم...

    غزل ،سپید ،ترانه ،کتاب خوبی بود...

    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  3. #1788
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض



    ﮔﺮ ﺗﻦ ﺑﺪﻫﻰ ... ﺩﻝ ﻧﺪﻫﻰ ﮐﺎﺭ ﺧﺮﺍﺏ ﺍﺳﺖ
    ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻡ ﺷﺮﺍﺏ ﺍﺳﺖ
    ﮔﺮ ﺩﻝ ﺑﺪﻫﻰ ... ﺗﻦ ﻧﺪﻫﻰ ﺑﺎﺯ ﺧﺮﺍﺏ ﺍﺳﺖ
    ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﻪ ﺟﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ... ﺳﺮﺍﺏ ﺍﺳﺖ
    ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻭﻓﺎ ﻫﻴﭻ ﻧﮕﻮﻳﻨﺪ
    ﭼﻮﻥ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﻯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﺣﺠﺎﺏ ﺍﺳﺖ
    ﺗﻦ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﻰ ... ﺩﻝ ﻧﺪﻫﻰ ﻓﺮﻕ ﻧﺪﺍﺭﺩ
    ﻳﮏ ﺁﻳﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ... ﮔﻨﺎﻩ ﺗﻮ ﺛﻮﺍﺏ ﺍﺳﺖ
    ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﻟﻘﮏ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻧﻪ ﻛﻪ ﺷﺎﻋﺮ
    ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﻘﺎﺏ ﺍﺳﺖ

    "" ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ ""


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  4. #1789
    تاریخ عضویت
    August 2011
    محل سکونت
    دایره کشتار
    نوشته ها
    13,371
    3,500
    كوچولوي بد - اخراج شده

    پیش فرض

    با تو شروع کردم

    نوشتن هایی که شعر نامیدم



    و شعرهایی که



    به ذهن دفترم سپردم



    با تو شروع کردم



    تمام آن حرفهای بی قافیه را



    که هیچکس نخوانده بود



    و نمی دانست برای کدام دل پریشان است



    با تو بود، هرچه بود



    و برای توست

    هرچه دل سرود...



    چندی است که شعرهایمان با هم آشنایند!



    و کوچه هایمان



    سرشار از مهتاب و لطافت باران



    می خواهم باز هم بنویسم



    ولی هیچ کلام و واژه ای مرا یاری نمی دهد!



    نمی دانم تو را چگونه بنویسم



    و با کدام شعر



    به جنگ ذهن شاعرت بروم



    توان مقابله ام نیست، می دانم



    من از پیش بازنده ام...
  5. #1790
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کند
    حال یک دیوانه را دیوانه بهتر می کند

    در نگاهش یک سگ وحشی رها کرده و این
    جنگ بین ما دو تا را نا برابر می کند

    حالت پیچیده مویش شبیه سرنوشت
    عشق را بر روی پیشانی مقدر می کند

    آنقدر دل بسته ام بر دکمه ی پیراهنش
    فکر آغوشش لباسم را معطر می کند

    رنگ مویش را تمام شهر می دانند ، حیف
    پیش چشم عاشق من روسری سر می کند

    با حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده ام
    آب گاهی مومنین را هم شناگر می کند

    ...
    دوستش دارم ولی این راز باشد بین ما
    هرکسی را دوست دارم زود شوهر می کند

    #علی_صفری.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. #1791
    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    3,199
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

    شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
    شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
    در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
    باغ صد خاطره خنديد
    عطر صد خاطره پيچيد
    يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
    پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
    ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
    تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
    من همه محو تماشاي نگاهت
    آسمان صاف و شب آرام
    بخت خندان و زمان رام
    خوشه ماه فرو ريخته در آب
    شاخه ها دست برآورده به مهتاب
    شب و صحرا و گل و سنگ
    همه دل داده به آواز شباهنگ
    يادم آيد : تو به من گفتي :
    از اين عشق حذر كن!
    لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
    آب ، آئينه عشق گذران است
    تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
    باش فردا ، كه دلت با دگران است!
    تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
    با تو گفتم :
    "حذر از عشق؟
    ندانم!
    سفر از پيش تو؟
    هرگز نتوانم!
    روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
    چون كبوتر لب بام تو نشستم،
    تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"
    باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم
    تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم

    سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!
    اشكي ازشاخه فرو ريخت
    مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!
    اشك در چشم تو لرزيد
    ماه بر عشق تو خنديد،
    يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم
    پاي در دامن اندوه كشيدم

    نگسستم ، نرميدم
    رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم
    نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
    نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!
    بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  7. #1792
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    آنقدَر حظ ميكنم "بانو" صدايم ميكنى
    يا كه خاتون تمام قصه هايم ميكنى

    دست در گيسوى من، با شيطنت هاى لبت
    قند را، هم صحبت ِ فنجان چايم ميكنى

    هرزمستان وقتى از سرما تنم يخ ميزند
    با تن مردانه ى خود آشنايم ميكنى

    تو همان غارتگر معروف آتش پاره اى
    بر دلم آتش زدى، حالا رهايم ميكنى؟

    من دلم طاقت ندارد، قصه را پايان بده
    بى وفا! امشب چه با اين بوسه هايم ميكنى؟

    .

    فرشته اسمعيليان


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  8. #1793
    تاریخ عضویت
    February 2013
    محل سکونت
    شهرکرد
    نوشته ها
    4,549
    1,205
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    پیش فرض

    دختر ِ خیام! یک جرعه شرابم می دهی


    دزدکی بابا نفهمد شعــر ِ نابم می دهی

    مانده ام پشت ِ در ِ چوبی ، "بفرما"یی بگو

    تشنه هستم از سفال ِ کوزه آبم می دهی

    تا نلرزم بیش از اینهـا در شب ِ موهای ِ تو

    از دو چشم ِ روشن ِ خود آفتابم می دهی

    نم نم ِ باران ِ انگــور است و عطر ِ کاهگل

    دست در دست ِ نسیمت پیچ و تابم می دهی

    زخمه برمیداری از دل چین به چین با دامنت

    رقص ِ پرشور ِ دف و چنگ و ربابم می دهی

    بیتی از لبهــای ِ من بر بیتی از لبهــای ِ تو

    یک رباعی سهم ِ این حال ِ خرابم می دهی

    میهمانم می کنــی با نان ِ داغ ِ گردنت

    زیر ِ پیراهن دو تیهوی ِ کبابم می دهی

    این همه اختــرشناسی برده ای ارث از پدر

    ماه ِ من! از آسمانت یک شهابم می دهی

    راز ِ تقویــم ِ جلالـــی در قد ِ موزون ِ توست

    در گذر از غم شماری ها شتابم می دهی

    می گذاری بالش ِ بازوی ِ خود زیـــر ِ سرم


    خسته ام بر روی ِ سینه جای ِ خابم می دهی

    گزمه های ِ مست ِ سلجوقی نیافتد چشمشان

    چهـــره می پوشانی و کمتــر عذابم می دهی

    مادرم را می فرستم سمت ِ نیشابورتان

    در دل ِ تاریخ، یک "بله" جوابم می دهی
    شنیدی که دلم گفت بمان ، ایست ، نرو / به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو / نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست ، نرو .
  9. #1794
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    14,380
    15,292
    مدیر بخش مذهبی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    پر از مهر بودی
    پر از نور بودم
    همه شوق بودی
    همه شور بودم
    چه خوش لحظه هايی كه دزدانه از هم
    نگاهی ربوديم و رازی نهفتيم
    چه خوش لحظه هايی كه " می خواهمت " را
    به شرم و خموشی نگفتيم و گفتيم
    دو آوای تنهای سر گشته بوديم
    رها در گذرگاه هستی
    به سوی هم از دورها پر گشوديم
    ...
    من و تو دگرگونه گشتيم
    دنيا دگرگونه گشته است
    در اين روزگاران بی روشنايی
    در اين تيره شب های غمگين
    كه ديگر ندانی كجايم
    ندانم كجايی ...
    چو با ياد آن روزها می نشينم
    چو ياد تو را پيش رو
    می نشانم
    دل جاودان عاشقم را
    به دنبال آن لحظه ها می كشانم
    سرشکی به همراه اين بيت ها می فشانم ...

    چون شدم صید تو برگیر و نگهدار مرا



    فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (یوسف-64)
  10. #1795
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    یه ساله رفتی و اسمت هنوز مونده تو این گوشی...

    می*دونم قهوه*تو مثل قدیما تلخ می*نوشی


    می*دونم شب*ها توی تختت کتابِ شعر می*خونی

    کنارِ پنجره شادی با یه سیگار پنهونی


    هنوزم وقتی می*خندی رو گونه*ت چال می*افته

    هنوزم چشم به راهِ یه سوارِ زیبای خفته


    هنوزم عینهو فیلما، یه عشق آتشین می*خوای

    هنوزم روحِ «هـامـونو»، تو جسم «جیمزدین» می*خوای...


    می*دونم وقتی که بارون

    تو شب می*باره بیداری!

    همون آهنگو گوش می*دی،

    هنوز بارونو دوست داری!


    یه ساله رفتی و عطرت هنوز مونده* توی شالم

    بازم ردت رو می*گیرن همه تو فنجون فالم


    تو وقتی شعر می*خونی منو یادت میاد اصلن؟

    تو یادت موندن اون روزا که دیگه برنمی*گردن؟


    همون روزا که از فیلم و شراب و شعر پر بودن

    یه کاناپه، دو تا گیلاس، تو و دیوونه*گیِ من...


    بدون حالا بدون *تو یکی دلتنگه این گوشه،

    هنوزم قهوه*شو تنها به عشقت تلخ می*نوشه


    می*دونم وقتی که بارون

    تو شب می*باره بیداری!

    بازم «قمیشی» گوش می*دی،

    هنوز بارونو دوست داری

    یغما گلرویی

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  11. #1796
    تاریخ عضویت
    February 2013
    محل سکونت
    شهرکرد
    نوشته ها
    4,549
    1,205
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    پیش فرض

    من آسمان پر از ابرهای دلگیرم


    اگر تو دلخوری از من ، من از خودم سیرم

    من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم

    که هرچه زهر به خود می دهم نمی میرم

    من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمع

    به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم

    به دام زلف بلندت دچار و سردرگم

    مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم

    درخت سوخته ای در کنار رودم من


    اگر تو دلخوری از من ، من از خودم سیرم

    فاضل نظری
    شنیدی که دلم گفت بمان ، ایست ، نرو / به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو / نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست ، نرو .
  12. #1797
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    زیر آسمون خُـבا
    نوشته ها
    5,312
    3,306
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    بیا و مرا عوض کن...
    با یک عدد "منِ" بهتر
    یک عدد "منِ" جوانتر
    یک منی که دلش یک عالمه کارهای هیجان انگیز بخواهد...
    یک منی که از این خانه دل بکند
    منی که دلش از پیاده روی*هایِ روی پیاده رو خسته شده باشد
    و بخواهد دستانت را بگیرد و روی بام*های خانه*های این شهر قدم بزند...
    بیا و مرا عوض کن
    با یک عدد "من" بهتر
    منی که شب*ها وقتی دلش بگیرد
    دلش به جای سیگار اینبار تو را بخواهد!
    منی که احتیاط برایش خنده*دارترین واژه دنیا شود
    من هم مانند تو خسته*ام از خودم...
    خسته*ام از این همه بی حوصلگی*ها
    از این همه نشستن*ها و انتظار کشیدن*ها برای برگشتن گذشته!
    من هم خسته*ام از این همه تنهایی کنارِ آدم*ها
    من نتوانستم خودم را عوض کنم...
    اما تو از من بخواه تغییر کنم
    من دنبال بهانه*ام
    دنبال به اندازه قاشق مرباخوری انگیزه
    بخند و تقدیر را تغییر بده...
    این روزها که می گُذرد
    بیهـــوده شادم . . .
  13. #1798
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    دوست دارم که بعد مدت ها،نت بخوانی و از "بنان" بزنی
    با سه تارت مرا بشورانی،تا خود صبـح "شد خزان" بزنی

    رژ قرمـــر چقدر می آید، به لب و استکان و این چایـــی

    استکان می شود پر از ماهی،به لبانش اگر دهان بزنی..

    ذوقم این ست بعد از این دوری،کل امشب دوباره بیداریم

    من برایت غــــزل بخوانم و باز ، تو برایــم دم از "زبان" بزنی

    دوست داری "فرانسه" یادم هست،تلخِ تلخ و بدون شیر و شکر

    دوست داری گلم از این قهــوه ، استکان پشت استکان بزنی ؟

    ژست "نصرت" گرفتـه ای بانو، می نشینی کنار سیگارت

    می نویسی غزل غزل از درد،تا که طعنه به شاعران بزنی

    شب چشمت دوباره مهتابی ست،این قرار سه شنبه ها بوده..

    از حرم بـــی قرار برگشتی ، تا سری هـــم بــه جمکران بزنی..

    خسته ای از مسافرت بانو،بغض داری همیشه می دانم..

    توی ایوان نشسته ای غمگین،تا نگاهی به آسمان بزنی..

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  14. #1799
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    دیوار مست و پنجره مست و اتاق مست!
    این چندمین شب است که خوابم نبرده است

    رؤیای « تو » مقابل « من » گیج و خط خطی
    در جیغ جیــــغ گردش خفـّاشهای پست

    رؤیای « من » مقابل « تو » - تو که نیستی!-
    [ دکتر بلند شد... و مرا روی تخت بست ]

    دارم یواش واش... که از هوش می رَ...رَ...
    پیچـیده توی جمجمه ام هی صدای دست ↓

    هی دست ، دست می کنی و من که مرده ام
    مردی که نیست خسته شده از هرآنچه هست!

    یا علم یا که عقل... و یا یک خدای خوب...
    - « باید چه کار کرد ترا هیچ چی پرست؟! »

    من از...کمک!...همیشه...کمک!...خسته تر... کمک!!
    [ مامان یواش آمد و پهلوی من نشست ]

    - « با احتیاط حمل شود که شکستنیـ ... »
    یکهو جیرینگ! بغض کسی در گلو شکست!


    مهدی موسوی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  15. #1800
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    تشنّجم در دستت، تو و زمین لرزه
    فرار کردن ِ از سال ها زن هرزه


    به فیلم دیدن، در مبل های یک نفره
    به زندگی چسبیدن شبیه یک حشره


    به هرزگی تنم روی داغی نفسی
    به شعرخواندن من روی تخت خواب کسی


    به بحث ِ علمی ِ آهسته ی ِ در ِ گوشت!
    مقاله خواندن، از دیدگاه آغوشت


    به گریه کردن من در حقوق ِ جاری ِ زن
    به بوسه های تو با نقد ساختارشکن


    به بغض کردن و مُهر طلاق را خوردن

    به پارک رفتنت و چای داغ را خوردن


    درست می میرم تا تو را غلط نکنم!
    به اینهمه می چسبم که گریه ات نکنم

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

صفحه 120 از 140 نخست ... 2070100110115116117118119120121122123124125130 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,786 به 1,800 از 2096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •