ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 127 از 140 نخست ... 2777107117122123124125126127128129130131132137 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,891 به 1,905 از 2096
  1. #1891
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض


    از اشک های جاری ام در صیغه ی مردی
    از فعل هایی که بصرفم تا که برگردی

    جز مرگ از دنیایتان چیزی نمی خواهم
    از چای داغی که نگاهم کرد با سردی

    هر شب خودم را خواب کردم لای دست ِ … کی؟
    می شد اگر این دست ها را ول نمی کردی

    از هرزگی های تنی زیر لحافی خیس
    یک حرف گیج مرده بین «قین» و «عافی» خیس

    که هیچ کس جز تو نمی فهمد زبانم را
    دستی گرفته در لجن محکم جهانم را

    هی گم… گـُ…. گم تر می شوم در گیجی ِ hotbird
    با هسته هایی گم شده در پشت میزی گرد

    که بوسه ام را خورده ام پشت لبی غمگین
    که گریه ات کردم تمام هر شبی غمگین

    کا/ بوس های قی شده شب های خونی/ تر
    با زخم های تازه ای که هی عفونی تر…

    به تخت چسبیدم تو را در عکس تاری که…
    در من کسی «یک شنبه ی غمگین و تاریکِ…»

    مثل حضور نسبی من آنور گوشی
    پشت چراغ ِ قرمز ِ … هر هفته خاموشی

    که پیش گوشی، خواب مردم در دهان غار
    زیر پتویی خیس با یک مشت عکس تار

    می سوختم بر عکس تو بر مرده ی کاغذ
    آتش زدم به چیز هایی که ندارم، از…

    با آرزوهایی که مرده در سر من با…
    مثل سگی که چال کرده توله هایش را

    مثل کسی که خودکشی می شد در این کابوس
    دارد نهنگ عاشق و آرام اقیانوس…

    لعنت به این خوابی که بیدارم تو را با درد
    دستی گرفته دست هایم را که دائم سرد…

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  2. #1892
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    زیر آسمون خُـבا
    نوشته ها
    5,312
    3,306
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    غرور را دوست دارم !

    گاهی غرور آخرین تکیه گاه است


    وقتی همه چیزت را باخته ای !


    غرور همچون نقابی ست که به پشتوانه اش می توانی


    تصویر درهم ِ ویرانی ات را پنهان کنی !


    تو هیچ چیز از من نمی دانی

    نمی دانی چه قدر سخت است


    در برابر آن همه زیبایی تو


    سیل نگاهم را پشت سد غرورم مهار کنم و


    نقش کسی را بازی کنم که برایش


    بود و نبود تو


    خالی از اهمیت است !


    تو بهتر از هر منتقدی می توانی تشخیص دهی


    که بازیگر خوبی هستم یا نه ؟!
    این روزها که می گُذرد
    بیهـــوده شادم . . .
  3. #1893
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    در تاریکی چشمانت را جستم

    در تاریکی چشمانت را یافتم
    و شبم پر ستاره شد
    تو را صدا کردم
    در تاریکی ِ شب ها دلم صدایت کرد و
    تو با طنین صدایم به سویم آمدی
    با دستهایت برای دستهایم آواز خواندی
    برای چشم هایم با چشم هایت
    برای لب هایم با لب هایت
    برای تنم با تنت آواز خواندی
    من با چشم ها و لب هایت انس گرفتم
    با تنت انس گرفتم
    چیزی در من فروکش کرد
    چیزی در من شکفت
    من دوباره در گهواره کودکی خویش
    به خواب رفتم
    و لبخند آن زمانم را بازیافتم

    در من
    شک لانه کرده بود
    دستهای تو
    چون چشمه ای به سوی من جاری شد
    و من تازه شدم من یقین کردم
    یقین را چون عروسکی در آغوش گرفتم
    و در گهواره*ی سالهای نخستین به خواب رفتم
    در دامانت -که گهواره رویاهایم بود -
    و لبخند آن زمان به لب هایم برگشت
    با تنت برایم لالا گفتی
    چشمهای تو با من بود
    و من چشمهایم را بستم
    چرا که دست های تو اطمینان بود
    بدی تاریکی*ست
    شب ها جنایتکارند
    ای دل آویز من، ای یقین! من با بدی قهرم
    و تو را بسان روزی بزرگ آواز می خوانم

    صدایت می زنم
    گوش بده قلبم صدایت می زند
    شب گرداگردم حصار کشیده است
    و من به تو نگاه می کنم
    از پنجره های دلم
    به ستاره هایت نگاه می کنم
    چرا که هر ستاره، آفتابی*ست
    من آفتاب را باور دارم
    من دریا را باور دارم
    و چشم های تو سرچشمه دریاهاست.

    "احمد شاملو" /


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  4. #1894
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم
    با دیدن دنیـای تو آرام بگیرم

    تر دستی لب های تو را دیدم و باید
    از شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم

    در هر قدمم شوق رسیدن به تو جاری است
    می خواهم از این راه سـرانجام بگیرم

    من شاعر درباری ام و چشم تو کافی است
    تا خیره در آن باشم و انعـام بگیرم

    عمری است که در پیچ و خم زندگی ام کاش
    یک لحظه در آغوش تو آرام بگیرم


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  5. #1895
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    پايبز هنوز در كوچه ها پرسه مى زند
    پرستوها كوچ كرده اند

    روى ايوان ايستاده ام
    گونه هايم سرد شده اند
    و باد خزان مدتهاست
    عطرتو را با خود برده

    آسمان بالاى سرم ابرى است
    انگار مى خواهد ببارد
    و يك نفر كمى دورتر
    دلتنگى اش را مى خواند

    اين روزها
    جز نامت كه هرگز بر زبان نخواهم آورد
    چيزى در خاطرم نيست
    كم كم آن را هم فراموش خواهم كرد

    روزى مى رسد كه به خودم مى گويم:
    _راستى نام او چه بود؟!

    و از تو
    جز تلخ ترين وداع دنيا
    چيزى به ياد نخواهم آورد

    اين آسمان اگر حالا نبارد
    امشب حتما مى بارد

    ...
    #ناهيد_صباغ


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. #1896
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    بی تو آهوی غزل از من گریزان می شود
    بی تو حتی دفتر شعرم پریشان می شود
    آنقدر گفتم که از دل دوست می دارم تو را
    صفحه بشمارم اگر ، صد جلد دیوان می شود
    باز میگویی که ممکن نیست ما با هم شویم
    عشق را باور کنی از جان ، به قرآن می شود
    دست رد بر سینه ی داغم مزن با من بمان
    بیقراری میکند دل ، بی تو نالان می شود
    مهر تو مانند مهتاب است در شب های تار
    با عبور ابرها ، پیدا و پنهان می شود
    عهد می بندند خیلی ها ولی وقت وفا
    از میان آنهمه ، کم مرد میدان می شود
    دوستی های مرا باور بکن از جان و دل
    روزگاری جان و دل تقدیم جانان می شود

    جواد مهدی پور
  7. #1897
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    در یک نقطه از جهان هستی
    نوشته ها
    8
    2

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    دل

    ای دل غمزده در سینه ی غمناک سلام


    کعبه ی عشق توئی پاک تر از پاک سلام


    مرهمی نیست کزآن درد تو آرام شود


    ای به زخم همگان مرهم و تریاک سلام


    بی سب نیست که دل نام نهادند ترا


    هر چه فهم است توئی خانه ادراک سلام


    هستی عالم امکان همه از خاک و گلند


    همه ی عالم هستی زتو ای خاک سلام


    خانه ای در قفس سینه ترا ساخته اند


    بنگر این خانه که باغیست پر از تاک سلام


    می از آن نوش مرا غصه فراموش کنم


    غصه می آورد این می می غمناک سلام
  8. #1898
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض


    شاهکار استاد شهریار:

    گفته بودم بی تو می*میرم، ولی این بار / نه
    گفته بودی عاشقم هستی، ولی انگار / نه

    هرچه گویی دوستت دارم، به جز تکرار نیست
    خو نمی*گیرم به این، تکرارِ طوطی وار / نه

    تا که پا بندت شوم از خویش می*رانی مـــرا
    دوست دارم همدمت باشم، ولی ســــربار / نه

    دل فروشی می*کنی، گویا گمان کردی که باز
    با غرورم می*خرم آن را، در این بازار / نه

    قصد رفتن کرده*ای ، تا باز هـم گویم بمان
    بار دیگر می*کنم خواهش ، ولی اصرار نه

    گـَه مـرا پس می*زنی ، گــَه باز پیشم می*کشی
    آنچه دستت داده*ام نامش دل است، افسار نه

    [ ميروى اما خودت هم خوب می*دانى عزيز
    مي*کنى گاهى فراموشم، ولى انکار / نه ]

    سخت مي*گيرى به من، با اين*همه از دست تو
    مي*شوم دلگير شايد نازنين، بيزار / نه


    .


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  9. #1899
    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,572
    9,188

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    من خودم بودم و یک حس غریب

    که به صد عشق و هوس می ارزید

    من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت

    گر چه در حسرت گندم پوسید

    من به دنبال نگاهی بودم

    که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید...

    تا همان روز سفید برفی

    که شدی صاحب این قلب یخی....



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  10. #1900
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    پر از هوای تو شد طبع قصه پردازم
    برای خواب تو از عشق قصه می‫سازم
    چقدر خوانده‫ام اما هوای آن دارم
    تو را دوباره بخوانم الههء نازم
    تو مثل فاصله‫های سکوت می‫مانی
    میان هق هق بغض شکستهء سازم
    غزل پرنده سرودم که بی قفس باشم
    که باز باز بماند لبان آوازم
    چه ساده است تنت را غزل بپوشانم
    زمان گفتن از تو چه دست و دل بازم
    همین که خاطره‫ات در اتاق می‫پیچد
    همین که چشم به تصویر تو می‫اندازم
    صدای گرم بنان در اتاق می‫پیچد
    پر از الهه نازم الهه نازم

    مرتضی کردی
    ویرایش توسط moh@mad : 2015.12.24 در ساعت 22:34




  11. #1901
    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,572
    9,188

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض


    عاشقم
    اهل همین کوچه بن بست کناری
    که توازپنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی
    تو کجا؟
    کوچه کجا؟
    پنجره باز کجا؟
    من کجا؟
    عشق کجا؟
    طاقت آغاز کجا؟
    تو به لبخند و نگاهی
    من دلداده به آهی
    بنشستیم
    تو در قلب و
    من خسته به چاهی
    گنه از کیست؟
    از آن پنجره باز؟
    از آن لحظه آغاز؟
    از آن چشم گنه کار؟
    از آن لحظه دیدار؟
    کاش میشد گنه پنجره و لحظه چشمت
    همه بر دوش بگیرم
    جای آن یک شب مهتاب
    تو را در آغوش بگیرم


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  12. #1902
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    فکر کن قهوه بنوشي ته فالت باشد
    بعد از این دیدن او فرض محالت باشد

    از خدا ساده بپرسی که تو اصلا هستی !؟
    گریه ات باعث تکرار سوالت باشد

    چمدان پرکنی و خاطره ها را ببری
    عکسهایش همه ی عمر وبالت باشد

    روز و شب قصه ببافی که تو را می خواهد
    باز پیچیده ترین شکل خیالت باشد

    توی تنهایی خود فکر مسکن باشی
    قرص اعصاب فقط شامل حالت باشد

    " ”ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری
    قسمت ما نشد این عشق... حلالت باشد ....


    #علی_صفری


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  13. #1903
    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,572
    9,188

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    رفتم و پشت سرم هیچکسی آب نریخت
    اشکی از گوشه ی چشمی لب محراب نریخت

    همه گفتند دلش پر شده برمی گردد!!
    غصه اینجاست که حتی دل ارباب نریخت

    پای تاول زده و این همه تاریکی محض
    مثل من هیچ دلی از تب مرداب نریخت

    از خماری همه جا باده به دستم، اما
    ساقی قصه برایم غزلی ناب نریخت

    هیچکس از من دلخسته نپرسید کجا؟!
    رفتم و پشت سرم هیچکسی آب نریخت


    (فاطمه سادات بحرینی)



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  14. #1904
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    گفته بودم بی تو می میرم ، ولی این بار نه
    گفته بودی عاشقم هستی ، ولی انگار نه

    هرچه گویی دوستت دارم ، به جز تکرار نیست
    خو نمی گیرم به این ، تکرارِ طوطی وار نه

    تا که پا بندت شوم از خویش می رانی مـــرا
    دوست دارم همدمت باشم ، ولی ســــربار نه

    دل فروشی می کنی ، گویا گمان کردی که باز
    با غرورم می خرم آن را ، در این بازار نه

    قصد رفتن کرده ای ، تا باز هـم گویم بمان
    بار دیگر می کنم خواهش ، ولی اصرار نه

    گه مـرا پس می زنی ، گه باز پیشم می کشی
    آنچه دستت داده ام نامش دل است ، افسار نه


    *استاد شهریار*




  15. #1905
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر
    بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

    بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
    در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

    ای رفته ز دل ، راست بگو ! بهر چه امشب
    با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟

    گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
    من او نیم او مرده و من سایه اویم

    من او نیم آخر دل من سرد و سیاه است
    او در دل سودازده از عشق شرر داشت

    او در همه جا با همه کس در همه احوال
    سودای تو را ای بت بی مهر ! به سر داشت

    من او نیم این دیده من گنگ و خموش است
    در دیده او آن همه گفتار نهان بود

    وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ
    مرموزتر از تیرگی ی شامگهان بود

    من او نیم آری ، لب من این لب بی رنگ
    دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت

    اما به لب او همه دم خنده جان بخش
    مهتاب صفت بر گل شبنم زده می خفت

    بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم
    آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد

    او در تن من بود و ، ندانم که به ناگاه
    چون دید و چها کرد و کجا رفت و چرا مرد

    من گور ویم ، گور ویم ، بر تن گرمش
    افسردگی و سردی ی کافور نهادم

    او مرده و در سینه من ، این دل بی مهر
    سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم


    سیمین بهبهانی - سنگ گور


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





صفحه 127 از 140 نخست ... 2777107117122123124125126127128129130131132137 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,891 به 1,905 از 2096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •