ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 128 از 140 نخست ... 2878108118123124125126127128129130131132133138 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,906 به 1,920 از 2096
  1. #1906
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت
    داد خود را زان مه بیدادگر خواهم گرفت
    چشم گریان را به طوفان بلا خواهم سپرد
    نوک مژگان را به خوناب جگر خواهم گرفت
    نعره ها خواهم زد ودر بحر وبر خواهم فتاد
    شعله ها خواهم شد ودر خشک وتر خواهم گرفت
    انتقامم را ز زلفش موبه مو خواهم کشید
    آرزویم را ز لعلش سر به سر خواهم گرفت
    یا به زندان فراقش بی نشان خواهم شدن
    یا گریبان وصالش بی خبر خواهم گرفت
    یا بهار عمر من رو به خزان خواهد نهاد
    یا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت
    یا به پایش نقد جان بی گفت وگو خواهم فشاند
    یا زدستش آستین بر چشم تر خواهم گرفت
    یا به حاجت دربرش دست طلب خواهم گشود
    یا به حجت از درش راه سفر خواهم گرفت
    یا لبانش را زلب همچون شکر خواهم مکید
    یا میانش را به بر همچون کمر خواهم گرفت
    گر نخواهد داد من امروز داد،آن شاه حسن
    دامنش فردا به نزد دادگر خواهم گرفت
    باز اگر بر منظرش روزی نظر خواهم فکند
    کام چندین ساله را از یک نظر خواهم گرفت


    فروغی بسطامی




  2. #1907
    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,572
    9,188

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    با من بگو که اینهمه احساس ، خواب نیست
    یا آب هم به پاکیِ ایــن عشقِ نــاب ، نیست

    با من بگـــو که مثل تـو پیــــدا نمی شــــود
    تکــرار کن که قلبِ زلالت ، سـراب نیست

    باور نمی کنــــم که دگــــر ، همنشین مـــن
    تنهائی و عـذاب و غـم و اضطراب ، نیست

    تنهــا کسی کــه حال مـــرا درک می کنـــد
    تنها تویی که حال تـو با من ، خراب نیست

    اغــــراق نیست ، اینکه بگویــم عزیـز دل
    گــــرمای دست های تــــو در آفتاب نیست

    از لحظه ای که آمــده ای ، با وجــــود تـــو
    فهمیـده ام که عشـــق ، فقط در کتاب نیست

    “پریناز جهانگیر عصر”


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  3. #1908
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    چرا عاقلان را نصیحت کنیم
    بیایید از عشق صحبت کنیم
    تمام عبادات ما عادت است
    به بی عادتی کاش عادت کنیم
    چه اشکالی دارد پس از هر نماز
    دو رکعت گلی را عبادت کنیم
    به هنگام نیت برای نماز
    به آلاله ها قصد قربت کنیم
    چه اشکالی دارد که در هر قنوت
    دمی بشنو از نی حکایت کنیم
    چه اشکالی دارد در آیینه ها
    جمال خدا را زیارت کنیم
    مگر موج دریا ز دریا جداست
    چرا بر یکی حکم کثرت کنیم
    پراکندگی حاصل کثرت است
    بیایید تمرین وحدت کنیم
    وجود تو چون عین ماهیت است
    چرا باز بحث اصالت کنیم
    اگر عشق خود خود علت اصلی است
    چرا بحث معلول و علت کنیم
    بیا جیب احساس و اندیشه را
    پر از نقل مهر و محبت کنیم
    پر از گلشن راز ، از عقل سرخ
    پر از کیمیای سعادت کنیم
    بیایید تا عین عین القضات
    میان دل و دین قضاوت کنیم
    اگر سنت اوست نو آوری
    نگاهی هم از نو به سنت کنیم
    مگو کهنه شد رسم عهد الست
    بیایید تجدید بیعت کنیم
    برادی چه شد رسم اخوانیه
    بیا یاد عهد اخوت کنیم
    بگو قافیه سست یا نادرست
    همین بس که ما ساده صحبت کنیم
    خدایا دلی آفتابی بده
    که از باغ گلها حمایت کنیم
    رعایت کن آن عاشقی را که گفت
    بیا عاشقی را رعایت کنیم


    قیصر امین پور




  4. #1909
    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,572
    9,188

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    پرده برگیر که من یار توام
    عاشقم عاشق رخسار توام

    عشوه کن نازنما لب بگشا
    جان من عاشق گفتار توام

    بر سر بستر من پا بگذار
    من دلسوخته / بیمار توام

    با وصالت ز دلم عقده گشا
    جلوه ای کن که گرفتار توام

    عاشقی سر به گریبانم من
    مستم و مرده ی دیدار توام

    گر کشی یا بنوازی بازم !
    عاشقم یار وفـــادار توام



    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  5. #1910
    تاریخ عضویت
    October 2012
    نوشته ها
    25,207
    17,960
    مدیر موسیقی و عاشقانه

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض



    یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام

    آرام وسرد گفت:که در طالع شما...

    قلبم تپید، باز عرق روی صورتم نشست

    گفتم بگو مسافر من میرسد ؟ و یا...

    با چشمهای خیره به فنجان نگاه کرد!

    گفتم چه شد؟ سکوت بود و تکرار لحظه ها

    آخر شروع کرد به تفسیر فال من...

    با سر اشاره کرد که نزدیکتر بیا

    اینجا فقط دو خط موازی نشسته است

    یعنی دو فرد دلشده ی تا ابد جدا

    انگار بی امان به سرم ضربه میزدند

    یعنی که هیچ وقت نمی آید او خدا؟؟؟

    گفتم درست نیست، از اول نگاه کن

    فریاد زد:بفهم رها کرده او تو را....!!!


    آنقدر عاشقانه برای خُـــــــدا زندگی کنیم که خدا هم عاشـقانه بگوید
    وَصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسـی
    تـورا براے خـودم سـاخته ام

    عاشــقانه هاے الـهی چـیز دیگریســت

    ~قــوانـــــــــيـــــن بخش عاشقانه~
  6. #1911
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    آنکه جانم شد نوا پرداز او
    می سرایم قصه ای از ساز او
    ساز او در پرده گوید رازها
    سر کند در گوش جان آوازها
    بانگی از آوای بلبل گرم تر
    وز نوای جویباران نرمتر
    نغمهٔ مرغ چمن جان پرور است
    لیک دراین ساز سوزی دیگر است
    آنچه آتش با نیستان می کند
    ناله او با دلم آن می کند
    خسته دل داند بهای ناله را
    شمع داند قدر داغ لاله را
    هر دلی از سوز ما آگاه نیست
    غیر را در خلوت ما راه نیست
    دیگران دل بسته جان و سرند
    مردم عاشق گروهی دیگرند
    شرح این معنی ز من باید شنید
    راز عشق از کوهکن باید شنید
    حال بلبل از دل پروانه پرس
    قصه دیوانه از دیوانه پرس
    من شناسم آه آتشناک را
    بانگ مستان گریبان چاک را
    چیستم من آتشی افروخته
    لاله ای از داغ حسرت سوخته
    شمع را در سینه سوز من مباد
    در محبت کس به روز من مباد
    سودم از سودای دل جز درد نیست
    غیر اشک گرم و آه سرد نیست
    خسته از پیکان محرومی پرم
    مانده بر زانوی خاموشی سرم
    عمر کوتاهم چو گل بر باد رفت
    نغمه شادی مرا از یاد رفت
    گر چه غم درسینه خاکم برد
    ساز محجوبی بر افلاکم برد
    شعله ای چون وی جهان افروز نیست
    مرتضی از مردم امروز نیست
    جان من با جان او پیوسته است
    زانکه چون من از دو عالم رسته است
    ما دوتن در عاشقی پاینده ایم
    همچو شمع از آتش دل زنده ایم


    رهی معیری





  7. #1912
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض




    ای درآمیخته با هر کسی از راه رسید!
    می توان از تو فقط دور شد و آه کشید

    پرچم صلح برافراشته ام بر سر خویش
    نه یکی؛ بلکه به اندازه ی موهای سفید

    سال ها مثل درختی که دَمِ نجاری ست
    وقتِ روشن شدن ارّه, وجودم لرزید

    ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من
    به تقاضای خود اصرار, نباید وَرزید

    شب کوتاه وصالت به «گمان» شد سپری
    دست در زلف تو نابرده دو تا صبح دمید

    من از آن کوچ که باید بِروی کُشته شوی
    زنده برگشتم و انگیزه ی پرواز, پَرید

    تلخی وصل ندارد کم از اندوه فراق
    شادی بلبل از آنست که بُو کرد و نچید

    مقصد آنگونه که گفتند به ما، روشن نیست
    دوستان نیمه ی راهید اگر، برگردید!


    کاظم_بهمنی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  8. #1913
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    14,325
    22,662
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    من روی گازم، مثل سوپی سرد از دیشب
    در تختخوابت هستم و می سوزمت در تب

    من در پذیرایـی، اتاقِ خواب، حمّامت
    در شعر های بی مجوز، بی سرانجامت

    من، روح سرگردان توی خانه ات شاید
    می بینمت در انتظاری و نمی آید

    می بینمت در حسرت آن ارتباطی که..
    می بینمت در مه، در این تصویر ماتی که..

    می بینی ام؟ حس میکنی اصلا حضورم را ؟
    این نانوشته نامه های راه دورم را -

    تنها بخوان، من فرق دارم با من قبلی
    این دوست تازه کجا و دشمن قبلی

    قبل از تو من مغرور بودم، سخت بودم، حیف..
    در عمق دنیای خودم خوشبخت بودم، حیف..

    من شعر بودم، درد بودم، زن نبودم، مرد
    آن زن که با تو بود، اصلا من نبودم مرد

    بعد از تو من هی زن شدم، هی درد می خوردم
    هی عاشقت بودم و از این عشق می مردم

    من خنجرت را دیدم و از پشت می ماندم
    انگشت هایم می شکست و مشت می ماندم

    "من" روبه رویت بودم و "او" پشت خطت بود
    "تو" مشترک بودی و "من" غرق حسادت بود

    روی لباست تار مــــوهای زیادی هست
    بین "من" و "تو" حرف "او"های زیادی هست

    حالا اگـــر چه دیر، می فهمم پشیمانی
    من بر نمی گردم، خودت هم خوب میدانی

    من هستم و می بینی و می خوانی ام هر شب
    من، شهوتی ویران که می سوزانمت در تب

    تو نیستی و بی تو من سیگاری و مستم
    من با تو زن بودم ولی بی تو خودم هستم

    Don't look back
    You're not going that way

    ..
  9. #1914
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    به یقین فلسفه ی خلقت دنیا عشق است
    آنچه نقش است دراین گنبد مینا عشق است
    اهرمن،سیب،هراس،وسوسه و غفلت ... بس
    علت معجزه ی
    آدم و حوا عشق است
    بیدلی گفت:حضرت دل آینه است
    آنچه نقش است دراین آینه تنها عشق است
    در شب قدر که برتر زهزاران ماه است
    حاجت آینه ازحضرت یکتا
    عشق است
    آنچه لبخند نشاندست به دل ها مهر است
    آنچه امید نهادست به دل ها عشق است
    از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر
    بهترین زمزمه در گوشه دل ما عشق است
    هرچه حس است تعلق به جمالش دارد
    آنچه دل می برد از عقل به مولا عشق است
    قصه ی مولوی و شمس اگر شیرین است
    علت آن است که معشوقه ی آنها عشق است
    هر حادثه ای که اتفاق می افتد در آن
    شک نیست که تقدیردل ما عشق است


    رضا اسماعیلی




  10. #1915
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    قل اعوذ برب عاشق*ها ... مَلِک الناس، الهِ عاشق*ها
    قل اعوذُ ... از اینکه دنیا را، بزند آتش آهِ عاشق*ها

    اشکشان دانه*های انگور است، گریه نه، پرده*هایی از شور است
    حلقه*ی کهکشانی از نور است، گوشه*ی خانقاه عاشق*ها

    «ماه من» در خسوف خود پیچید، از میان دریچه وقتی دید
    آسمان آسمان تفاوت داشت، «ماه گردون» و ماه عاشق*ها

    «عین، شین، قاف ...» واژه*هاشان را، این حروف سفید می*سازند
    حرف*های سیاه پیدا نیست، روی تخته سیاه عاشق*ها

    لبِ ذهن مرا قلم می*دوخت، واژه* بر روی کاغذم می*سوخت
    آخر اسم مقاله*ام این بود: «عاشقی از نگاه عاشق*ها»

    دل من باز هم صبوری کن، باز از چشم*هاش دوری کن
    تو به من قول داده بودی که، نکنی اشتباه عاشق*ها

    ای خدایی که اهل اسراری، که به پروانه*ها نظر داری
    که خودت عاشقی، خبر داری، از دلِ بی*پناه عاشق*ها،

    بعد از این روزهای در زنجیر، درد شلاق*های بی*تاثیر
    برسان مرد مهربانی که، بگذرد از گناه عاشق*ها

    برسان مرد مهربانی که، با احادیث حضرت مجنون
    مو پریشان به تخت بنشیند، بشود پادشاه عاشق*ها...

    " قاسم صرافان "


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  11. #1916
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    اگر این بار به من حسِ غزل دست دهد
    باید آن را بکُشم در دل وُ سرکوب کنم

    منطقی تر شوم وُ روحیه ی عاصی را
    زود تغییر دهم ، پیش تو محبوب کنم...


    به خودم آمده ام شعر برایم سم است

    آشپزخانه ،همین گاز وُ سماور کافیست

    کمکم کن نروم توی خیالات خودم
    تا توجه به تو وُ سفره ی مطلوب کنم !


    روش زندگی ام سنتی وُ ساده شود
    آب و جارو بزنم ،پنجره را پاک کنم

    روزها حُجب وُ حیا پیشه کنم، نیمه ی شب
    پُرنو استار شوم حال تو را خوب کنم !


    عادتم لای نفسهات بیفتد به عقب
    هوسِ شور کنم، تا که پسر دار شویم

    دردم از حد که گذشت و نفسم بند آمد
    صحبت از جنس تو وُ نطفه ی مرغوب کنم



    به خودم آمده ام شعر برایم سم است
    زن شدم تا که بشویم،بپزم ، درک کنم !

    کمکم کن که به جای هیجان های عبث
    فکر انگشتر سنگینِ طلاکوب کنم..


    نروم توی خودم دل به همین خانه دهم
    دل به شلاق و لباس شبِ توی کُمدم

    جای این قافیه بازی وُ به خود زخم زدن
    با تو دعوا سر زن بازی و مشروب کنم


    شاعری خانگی ام ، ساکت وُ اندوه پرست
    باید این ثانیه را روی ورق ثبت کنم

    اعترافات مرا پای حماقت مگُذار
    وَ مجوز بده بی واهمه مکتوب کنم...

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  12. #1917
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    من، میز قهوه*خانه و چایی که مدتی*ست...
    هی فکر می*کنم به شمایی که مدتی*ست...

    «یک لنگه کفش» مانده به جا از من و تویی
    در جستجوی «سیندرلایی» که مدتی*ست...

    با هر صدای قلب، تو تکرار می*شود
    ها! گوش کن به این اُپرایی که مدتی است...

    هر روز سرفه می*کنم اندوه شعر را
    آلوده است بی*تو هوایی که مدتی*ست...

    دیگر کلافه می*شوم و دست می*کشم
    از این ردیف و قافیه*هایی که مدتی*ست...


    کاغذ مچاله می*شود و داد می*زنم:
    آقا! چه شد سفارش چایی که مدتی*ست...

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  13. #1918
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض




    به دریا می زنم, شاید به سوی ساحلی دیگر
    مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر

    من از روزی که دل بستم به چشمان تو می دیدم
    که چشمان تو می افتند، دنبال دلی دیگر

    به هر کس دل ببندم بعد از این، خود نیز می دانم
    به جز اندوه دل کَندن، ندارد حاصلی دیگر

    من از آغاز در خاکم، نَمی از عشق می بینم
    مرا می ساختند ای کاش، از آب و گلی دیگر

    طوافم لحظه دیدار چشمان تو باطل شد
    من اما همچنان در فکر دُورِ باطلی دیگر

    به دنبال کسی جامانده از پرواز می گردم
    مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر...!


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  14. #1919
    تاریخ عضویت
    October 2012
    نوشته ها
    25,207
    17,960
    مدیر موسیقی و عاشقانه

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض



    گیسوانت زیر باران، عطــر گندم زار… فکــرش را بکن!
    با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار… فکرش را بکن!


    در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعـد از سال ها
    بوسه و گریه، شکوه لحظه ی دیدار… فکرش را بکن!

    سایه*ها در هم گــره، نور ملایـــم، استکان مشترک
    خنده خنده پر شود خالی شود هربار… فکرش را بکن!


    ابـــر باشم تا کـــه ماه نقـــره ای را در تنــم پنهــان کنم
    دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار… فکرش را بکن!


    خانه ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر
    تکیـه بر پشتــی زده یار و صدای تار… فکرش را بکن!


    از سمــاور دست هایت چای و از ایوان لبانت قند را…
    بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار… فکرش را بکن!


    اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، کـــه پرتم می کنند
    سایه*ها در تونلی باریک و سرد و تار… فکرش را بکن!


    ناگهان دیوانه خانه… ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود
    قرص ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن




    آنقدر عاشقانه برای خُـــــــدا زندگی کنیم که خدا هم عاشـقانه بگوید
    وَصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسـی
    تـورا براے خـودم سـاخته ام

    عاشــقانه هاے الـهی چـیز دیگریســت

    ~قــوانـــــــــيـــــن بخش عاشقانه~
  15. #1920
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    به روزهای رفته نگاه میکنم
    به رنگ های پریده ی عکس های قدیمی
    به لبخند های جوان دست های جوان
    درخت های جوان
    که فواره های سبز صامت بودند
    به ذغال گداخته گل های رز
    به ذغال گداخته قلبم
    به ذغال گداخته لب هام
    و دهانی که هنوز خندیدن را از یاد نبرده بود
    ستون هر چند استوار خانه
    سرانجام فرو می ریزد
    صداها سرانجام به سکوت ختم می شوند
    و سایه*ها به دورن اشیا باز می گردند
    فردا حریصانه نفس می کشد
    و این ساعت قدیمی
    که صورت سفیدش را
    به هوای سرد اتاق چسبانده
    تمام عمر
    به سکوت میان دو تیک تاک فکر می کند


    "شبنم آذر"




صفحه 128 از 140 نخست ... 2878108118123124125126127128129130131132133138 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,906 به 1,920 از 2096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •