ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 129 از 140 نخست ... 2979109119124125126127128129130131132133134139 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,921 به 1,935 از 2096
  1. #1921
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    14,380
    15,292
    مدیر بخش مذهبی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    گفتم ای دل، نروی؟
    خار شوی، زار شوی
    بر سرِ آن دار شوی
    بی بَر و بی بار شوی
    نکند دام نهد؟
    خام شوی، رام شوی؟
    نپَری جلد شوی،
    بی پر و بی بال شوی؟
    نکند جام دهد؟
    کام دهد، ازلب خود وام دهد؟
    در برت ساز زند، رقص کند،
    کافر و بی عار شوی؟
    نکند مست شوی؟
    فارغ از این هست شوی؟
    بعد آن کور شوی،
    کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟
    نکُنَد دل نکَنی،
    دل بکَنَد،
    بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
    برود در بر یار دگری،صبح ک بیدار شوی
    چون شدم صید تو برگیر و نگهدار مرا



    فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (یوسف-64)
  2. #1922
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    این که دلتنگ توام اقرار میخواهد مگر
    این که از من دلخوری انکار میخواهد مگر
    وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش
    دل بریدن وعده ی دیدار میخواهد مگر
    عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق میشویم
    اشتباه ناگهان تکرار میخواهد مگر
    من چرا رسوا شوم، یک شهر مشتاق تواند
    لشکر عشاق، پرچم دار میخواهد مگر
    با زبان بی زبانی بارها گفتی برو
    من که دارم می روم اصرار میخواهد مگر
    روح سرگردان من هر جا بخواهد میرود
    خانه ی دیوانگان دیوار میخواهد مگر

    مهدی مظاهری




  3. #1923
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    چه گویم بغض می گیرد گلویم
    اگر با او نگویم با که گویم

    فرود آید نگاه از نیمه راه
    که دست وصل کوتاه است کوتاه

    نهیب باد تندی وحشت انگیز
    رسد همراه بارانی بلاخیز

    بسختی می خروشم: های باران!
    چه می خواهی ز ما بی برگ و باران؟

    برهنه بی پناهان را نظر کن
    در این وادی قدم آهسته تر کن

    شد این ویرانه ویرانتر چه حاصل؟
    پریشان شد پریشانتر چه حاصل؟

    تو که جان می دهی بر دانه در خاک
    غبار از چهرِ گلها می کنی پاک

    غم دلهای ما را شستشو کن
    برای ما سعادت آرزو کن!



    /فریدون مشیری


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  4. #1924
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    ایـن روزهـا وجـود مـرا حـس نـمـی کـنـی
    فـکری بـه حـال ایـن زن دپـرس نـمی کـنی


    حـتی بـرای دلخوشیـم شـب که مـی شود
    یک شعـر عاشقانـه اس ام اس نمـی کـنی


    احسـاس میـکـنم کـه بـه من بـی تـفاوتـی
    یـادی از آن رفـاقـت خـالـص نـمی کـنی


    گفـتم تـو هـرگز ایـن دل درهـم شکستـه را
    درگـیـر ایـن قـبیـل حـوادث نـمی کـنی


    "بــانـو" چـه کرده بـا تـو که یـک عمـر بـعد از او
    حتـی تـوجهـی بـه پـرنـسس نـمی کـنـی . . .

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  5. #1925
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد
    یا آن که گدایی محبت شده باشد
    دلگیرم از آن دل که در آن حس تملک
    تبدیل به غوغای حسادت شده باشد
    دل در تب و طوفان تنوع طلبی چیست
    باغیست که آلوده به آفت شده باشد
    خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است
    بگذار که آیینه نفرت شده باشد
    از وهن خیانت به امانت چه بگویم
    آنجا که خیانت به خیانت شده باشد
    شرمنده عشقیم و دل منجمد ما
    جا دارد اگر غرق خجالت شده باشد
    مقصود من از عشق نه این حس مجازی ست
    ای عشق مبادا که جسارت شده باشد



    محمد رضا ترکی




  6. #1926
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    با تواَم، نطفه*ی بی*تابی و رسوايیِ من
    با تواَم باعثِ بی*خوابی و تنهايیِ من

    با تواَم نقطه*ی بی*وزنی و تنها شدنم
    با تواَم حسرت گرماي تنت روي تنم

    بي*شرف باش و به لب*هاي گسَم بوسه بزن
    بغلم كن كه بگيرد نفسم، بوسه بزن

    روسري باز كن و غرق تمنايم كن
    بی*قرارم كن و از دور تماشايم كن

    مُشتي از موي سياهت به تن و شانه بريز
    پشت هم چرخ بزن، چرخ بزن، چرخ! عزيز

    گونه را چال بينداز و خرابم كن و بعد...
    با صداي نفَست در تب و تابم كن و بعد...

    بغلم كن به سر و گردن من دست بكش
    شيره ي جان مرا...هرچه كه مانده است بکش


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  7. #1927
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    غیر از این داغ که در سینه سوزان دارم

    چه گل از گلشن عشق تو به دامان دارم

    این همه خاطر آشفته و مجموعه ی رنج

    یادگاری ست کزان زلف پریشان دارم

    به هواداری ات ای پاک نسیم سحری

    شور و آشفتگی گرد بیابان دارم

    مگذر ای خاطره ی او ز کنارم مگذر

    موج بی ساحل اشکم سر طوفان دارم

    خار خشکم مزن ای برق به جانم آتش

    که هنوز آرزوی بوسه ی باران دارم

    غنچه آسا نشوم خیره به خورشید سحر

    من که با عطر غمت سر به گریبان دارم

    شمع سوزانم و روشن بود از آغازم

    که من سوخته سامان چه به پایان دارم


    شفیعی کد کنی




  8. #1928
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    اگر این بار به من حسِ غزل دست دهد
    باید آن را بکُشم در دل وُ سرکوب کنم

    منطقی تر شوم وُ روحیه ی عاصی را
    زود تغییر دهم ، پیش تو محبوب کنم...


    به خودم آمده ام شعر برایم سم است

    آشپزخانه ،همین گاز وُ سماور کافیست

    کمکم کن نروم توی خیالات خودم
    تا توجه به تو وُ سفره ی مطلوب کنم !


    روش زندگی ام سنتی وُ ساده شود
    آب و جارو بزنم ،پنجره را پاک کنم

    روزها حُجب وُ حیا پیشه کنم، نیمه ی شب
    پُرنو استار شوم حال تو را خوب کنم !


    عادتم لای نفسهات بیفتد به عقب
    هوسِ شور کنم، تا که پسر دار شویم

    دردم از حد که گذشت و نفسم بند آمد
    صحبت از جنس تو وُ نطفه ی مرغوب کنم



    به خودم آمده ام شعر برایم سم است
    زن شدم تا که بشویم،بپزم ، درک کنم !

    کمکم کن که به جای هیجان های عبث
    فکر انگشتر سنگینِ طلاکوب کنم..


    نروم توی خودم دل به همین خانه دهم
    دل به شلاق و لباس شبِ توی کُمدم

    جای این قافیه بازی وُ به خود زخم زدن
    با تو دعوا سر زن بازی و مشروب کنم


    شاعری خانگی ام ، ساکت وُ اندوه پرست
    باید این ثانیه را روی ورق ثبت کنم

    اعترافات مرا پای حماقت مگُذار
    وَ مجوز بده بی واهمه مکتوب کنم...

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  9. #1929
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    این خانـــه بی عــبـور تو ، ساکــــت شدهـ ســت و مــَن
    کلا جهــــان به مهـــر ِ تــو ، ثـابــت شده ســت و مــن !

    چیزی بدون ِ بـــودن ِ تــو ، فــرق کرده است
    اصـــلاً .. همه جهان متفـــاوت شده ســت و من ↓

    در بین روز مرّگــی ا یمـــ گیـــر کرده ام
    احساس هــا اسیـــر ِ ضوابــط شده ست و مــن

    اکشن ترین واقعـــه ها ، بــی حضـــور ِ تو
    یک فیلم سینمایـــی ِ صـــامت شده ست ومـــن

    دارد به خاطـــرات ِ تــو تبعیـــد می شود
    این عکسها که پخش به موکــت شده ست و من

    عمرم شده ست پازلـــی از تکه هـــای یــخ
    تصویرهای ِ یـــخ زده ماکت شده ســـت و من

    دستی به زیر چانـــه و یک دست با قلمـــ
    پلکم به روی پنجره ثابت شده ست و من↓

    دارم برای آمدنــــَت نقشه می کشـــم
    حالا که جمع ِ کل ِ شرایـــط شده ست و مــن!

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  10. #1930
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    27,379
    18,655
    مدیر طنز و فال و سرگرمی

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض


    سُکــوتَمـ را بِبیـنـ دَرگیـــر بُغضمـ من یِکـَــمـ

    امشـَــبـ اَز حـــالِ بــَـدمـ بایـــَد بِگـــویَمـ مـَنـ یِکـَــمــ

    چشـــمِ مــَنـ اَز اَشـــکـ لَبـــریز اَسـتـ وَلـــی

    روی لَبهـــایـَمـ هَنـــوز لبخَـــند جــا دارد یِکَـــمـ...!!


    خـُـوش و فـارغ ز خُـرافـاٺ ِ پریشـان، مـَن و تــو :)

    +



  11. #1931
    تاریخ عضویت
    October 2012
    نوشته ها
    25,207
    17,960
    مدیر موسیقی و عاشقانه

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض




    دلم یک باغ می خواهد که در یک عصر پاییزی
    ببینم از غزل در اســتکانم چای می ریزی

    تو را وقتی تصـور می کنم بی چتر می آیی
    شبیه شاخه ی یاسی، که در باران دلاویزی

    هوای هر دوسوی پنجره بعد از تو بارانی ست
    دلم یکـریز می بارد (چه اقـرار غم انگیزی !)
    .
    قدم هرجا که بگذاری به هم می ریزی آنجا را
    تو یک جـغرافــیای خاص داری، زلزله خیزی

    شبیه بحث مرگ و زندگی یا مثل خون هستی
    که محـتاج تو هسـتم مثل یک مرد دیالـیزی

    چه یلداهای بسیاری تو را در خواب می بینم
    که در آییـنه با موی بلــند خـود گلاویزی

    هنوز از شـعرهایم بوی عطـر سیب می آید
    و می دانم تو هم در خنده ات از سیب لبریزی

    خزان! خش خش که می آیی از آن یار دبستانی
    بـــــرای مرد پاییزی بیاور نـــــامه ای؛ چیزی ...


    آنقدر عاشقانه برای خُـــــــدا زندگی کنیم که خدا هم عاشـقانه بگوید
    وَصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسـی
    تـورا براے خـودم سـاخته ام

    عاشــقانه هاے الـهی چـیز دیگریســت

    ~قــوانـــــــــيـــــن بخش عاشقانه~
  12. #1932
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    باز هم من زنده ام،آه ای خدا متشکرم
    باز باران برغبار شيشه ها،متشکرم

    بازهم بيدارى وخميازه و صبحى دگر
    ديدن آينه و نور و صدا،متشکرم

    بازهم يک سفره ويک چاى داغ و نان گرم
    فرصت ديدار تو دراين فضا،متشکرم

    بارديگر ميتوانم بوکنم از پنجره،
    ياس خيس خانه همسايه رامتشکرم

    گرچه دراين وقت پُر گهگاه يادت ميکنم
    خاطرم جمع است ميبخشی مرامتشکرم

    منکه بی تسبيح وبی سجاده ام ازمن بگير
    اين غزل ها رابعنوان دعا متشکرم...

    #حميد_مصدق


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  13. #1933
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    دوباره حرف دلم در گلوی لعنتی است
    تمام ترسم از این آبروی لعنتی است

    شبی می*آیم و دل می*زنم به دریاها
    و این بزرگترین آرزوی لعنتی است

    زمین چه می*شود ... آه ای خدای جادوگر!
    بگو چه در پی این کهنه*گوی لعنتی است

    زمان به صلح و صفا ختم می*شود، هرچند
    زمین پر از بشر تندخوی لعنتی است

    چگونه سنگ شوم تا مرا ترک نزنند
    که هرچه سنگ در این سمت*وسوی لعنتی است ...

    چگونه سنگ شوم وقتی عاشقم ... وقتی
    همیشه در دل من های و هوی لعنتی است

    به خود می*آیم از آهنگ*های تند نوار
    که باز حاکی از «I love you» لعنتی است!!!

    بس است! شعر مرا ناتمام بگذارید
    زمان، زمانه*ی این آبروی لعنتی است

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  14. #1934
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    به دوست داشتن مرد بستگی دارد
    به انتهای شبی سرد بستگی دارد

    که عاشقش شده باشم که عاشقم شده با ...
    که دستهای زن از درد ... بستگی دارد

    به عشق، به هیجان، به خدا، به چیزی سفت
    به آنچه مرد نمی کرد بستگی دارد !

    به آنچه مرگ مرا برد قابل ربط است
    به آنچه عشق تو آورد بستگی دارد

    تمام صحنه ی بی اتفاق من... و شما
    به باد و پیرهنی زرد بستگی دارد

    غزل تمام شده... و ادامه ی این شعر
    به لحن واژه ی «برگرد» بستگی دارد

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  15. #1935
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    تو با قلب ویرانه ی من چه کردی
    ببین عشق دیوانه*ی من، چه کردی

    در ابریشم عادت آسوده بودم
    تو با بال پروانه من چه کردی؟

    ننوشیده از جان چشم تو مستم
    خمار است می*خانه ی من چه کردی

    مگر لایق تکیه کردن نبودم
    تو با حسرت شانه من چه کردی

    مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
    سفر کردی با خانه من چه کردی

    جهان من از گریه* است، خیس باران
    تو با سقف کاشانه من چه کردی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





صفحه 129 از 140 نخست ... 2979109119124125126127128129130131132133134139 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,921 به 1,935 از 2096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •