ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 132 از 140 نخست ... 3282112122127128129130131132133134135136137 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,966 به 1,980 از 2096
  1. #1966
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض



    "پرنده روی سیم"

    مثل پرنده ای، روی یک سیم،
    مثل مستی آوازخوان، در نیمه*های شب،
    سعی کرده*ام که در زندگی*ام آزاد باشم.

    مثل کِرمی، گیر کرده به قلاب،
    مثل یک نجیب*زاده، در کتاب*های قدیمی،
    همه*ی روبان*هایم را برای تو نگه داشته*ام.

    اگر، اگر نامهربان بوده*ام،
    امیدوارم بتوانی فراموش کنی.
    اگر، اگر بی*وفابوده*ام،
    امیدوارم بدانی که هرگز با تو چنین نبوده*ام.

    آه، مثل یک بچه*ی مُــرده به دنیا آمده،
    مثل یک جانور شاخ*دار،
    هر دستی را که به سویم دراز شد،
    از هم دریده*ام.

    اما با این ترانه، سوگند می*خورم،
    و با همه*ی خطاهایم،
    که این همه را جبران خواهم کرد.

    گدایی را دیدم که به عصایش تکیه داده بود.
    گفت: "مبادا زیاده از حد، چیزی بخواهی."
    و زن زیبایی، تکیه داده به درگاه خانه*اش،
    با صدای بلندی گفت: "هی! چرا بیش*تر نخواهی؟"

    آه، مثل یک پرنده، روی سیم،
    مثل یک مستِ آوازخوان، در نیمه*های شب،
    من سعی کرده*ام که آزاد باشم،
    به هر روشی که می*توانم.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  2. #1967
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    لطفاً به بند اوّل سبّابه ات بگو
    یک ذره صبر و حوصله اش بیشتر شود
    از بُخل، زنگ خانه ی من سکته می کند
    دستت اگر کمی متمایل به در شود


    گفتی بیا و سر بکش از استکان من
    لاجرعه سر کشیدم و گَس شد زبان
    گفتم بیا و دست بکش از دهان من
    این زهر مار عُرضه ندارد شکر شود


    این بچه لاکپشتِ نگون بخت، سالهاست
    از تخم در می اید و سوی تو می دَود
    امّا مُقدّر است که در آخرین قدم
    یعنی در استانه ی دریا دَمر شود


    نُه ماه غَلت خوردم و اصرار داشتم
    در آن رَحِم لباس شوم تا بپوشیَم
    یا دست کم شراب شوم تا بنوشیَم
    هر نطفه ای که دوست ندارد پسر شود!


    گفتم پسر شوم که تو را آرزو کنم
    هی جان به سر شوم که تو را ارزو کنم
    پیوسته آرزو کُنمت بلکه ارزو
    از شرم ناتوانی خود جان به سر شود


    دستت مبارک است که چَک می زند به گوش
    دستت مبارک است که می اورد به هوش
    عیسای دست های مبارک! بزن مرا
    تا مُرده ای به زنده شدن مفتخر شود.



    ( حسین صفا)
  3. #1968
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض



    مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم
    چند ساعت شده از زندگیم بی خبرم

    این همه فاصله، ده جاده و صد ریل قطار
    بال پرواز دلم کو که به سویت بپرم؟

    از همان لحظه که تو رفتی و من ماندم و من
    بین این قافیه ها گم شده و در به درم

    تا نشستم غزلی تازه سرودم که مگر
    این همه فاصله کوتاه شود در نظرم

    بسته بسته کدئین خوردم و عاقل نشدم
    پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم

    بی تو دنیا به درک، بی تو جهنم به درک
    کفر مطلق شده ام دایره ای بی وترم

    من خدای غزل ناب نگاهت شده ام
    از رگ گردن تو من به تو نزدیک ترم



    #امید_صباغ نو


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  4. #1969
    تاریخ عضویت
    March 2012
    نوشته ها
    5,149
    3,906
    مدیر عکس

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض


    چند روزی است که تنها به تو می اندیشم

    از خودم غافلم اما به تو می اندیشم

    شب که مهتاب درآیینه ی من می ر قصد
    می نشینم به تماشا به تو می اندیشم

    همه ی روز به تصویر تو می پردازم
    همه ی گریه شب را به تو می اندیشم

    چیستی ؟ خواب و خیالی ؟ سفری ؟خاطره ای ؟
    که دراین خلوت شب ها به تو می اندیشم

    لحظه ای یاد تو از خاطرمن خارج نیست
    یا درآغوش منی یا به تو می اندیشم

    اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود
    پشت آن پنجره حتی به تو می اندیشم

    تو به حافظ به حقیقت به غزل دلخوش باش
    من به افسانه نیما به تو می اندیشم

    نه به اندیشه ی زیبا ،نه به احساس لطیف
    كه به تلفیقی از این ها به تو می اندیشم

    تو به زیبایی دنیای كه می اندیشی؟؟
    من كه تنها، به تو تنها به تو می اندیشم










    گـاهـ بـایـد خـنـدیـد بـرغـمـیـ بـیـ پـایـانـ ...


  5. #1970
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض


    چشمان تو که از هیجان گریه می کنند
    در من هزار چشم نهان گریه می کنند

    نفرین به شعر هایم اگر چشم های تو
    اینگونه از شنیدنشان گریه می کنند

    شاید که آگهند ز پایان ماجرا
    شاید برای هر دومان گریه می کنند

    بانوی من چگونه تسلایتان دهم ؟
    چون چشم های باورتان گریه می کنند

    پر کرده کیسه های خود از بغض رودها
    چون ابرهای خیس خزان گریه می کنند

    وقتی تو گریه می کنی ای دوست ، در دلم
    انگار ابر های جهان گریه می کنند

    انگار با تو بار دگر ، خواهران من
    در ماتم برادرشان گریه می کنند

    در ماتم هزار گل ارغوان مگر
    با هم هزار سرو جوان گریه می کنند

    انگار عاشقانه ترین خاطرات من
    همراه با تو مویه کنان گریه می کنند

    حس میکنم که گریه فقط گریه ی تو نیست
    همراه تو زمین و زمان گریه می کنند

    حسین منزوی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. #1971
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض




    نازنینم عاشقت هستم ولی آیا تو هم...
    من که خیلی سخت دل بستم ولی آیا تو هم...

    عاشقت هستم خجالت می کشم از گفتنش
    من حیا کردم دهان بستم ولی آیا تو هم...

    لحظه ای افتاد چشمانت به چشمانم ولی...
    از نگاهت همچنان مستم ولی آیا تو هم...

    سعی کردم تا نظر بازی کنم رویم نشد
    حیف، من رُویم نشد، جَستم ولی آیا تو هم...

    از زمین تا آسمان، از آسمان تا کهکشان...
    زیرو رو کردم تو را جُستم ولی آیا تو هم...

    کاش میشد قسمتم باشی تو ای حوّای من
    من که رفتم، آدمی پستم ولی آیا تو هم...

    عاشقی از جنس مجنونم بیا لیلای من
    من که مجنونی ازین دستم ولی آیا تو هم...

    نیستی پیشم ولی لیلای من این را بدان
    نازنینم عاشقت هستم ولی آیا تو هم...

    #رضا_ایزدی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  7. #1972
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    نفس نفس به درونت بکش هوایم را
    و پر کن از نفست ذره ذره هایم را
    نسیم باش و به بازی بگیر چون پر قو
    شبانه، گیسوی بر شانه ها رهایم را
    اگر همیشه مرا بیم سرنگون شدن است
    تو کج گذاشته ای خشت ابتدایم را
    زنی به میل خودت آفریده ای از من
    خودت به هم زده ای نظم آشیانم را
    فرشتگان مقرب هنوز حیرانند
    تورا به سجده در آیند یا خدایم را
    من اختراع توام ، ثبت کن مرا که خدا
    کنار رفت و پذیرفت ادعایم را
    به اسم شهر تو تغییر می دهد یک روز
    شناسنامه من، اسم روستایم را
    شغال های بیابان تمام شب تا صبح
    مدام زوزه کشیدند رد پایم را
    برای آن که بدانند من ازآن توام
    به بوسه مُهر بزن بین شانه هایم را

    پانته آ صفائی





  8. #1973
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    میان این همه غصه وصال میخواهم
    شکسته پر شده ام بی تو،بال میخواهم

    اگر چه فکر وصالت بُوَد خیالی خام
    کمی برای تنفس خیال میخواهم

    جدا ز یارم وحالم بداست و شوخی نیست
    از اینکه بی تو نمردم مدال میخواهم

    دوباره فکر تو و نا امیدی و حافظ
    برای وعده ی وصل تو فال میخواهم

    رواق منظر چشم من آشیانه ی توست
    نگاه کن به نگاهم که حال میخواهم

    توقعی که ندارم فقط ز عزرائیل
    برای دیدن رویت مجال میخواهم. . .



    #میلاد_آرین فر


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  9. #1974
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض



    خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
    حسی شبیه آنچه که یک جسم ِ بی جان داشت

    می آمد و با هرقدم عطر تو می پیچید
    لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!

    با حال آن روزم میان خاطرات تو ،
    باران نمی بارید...، اگر یک ذره وجدان داشت!

    میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
    اما نشد... تا من بفهمم عشق تاوان داشت

    میشد ببندی زخم من را قبل جان دادن
    افسوس...من را کشت آن دردی که درمان داشت!

    من مرده بودم! مرگ با من زندگی می کرد
    من مرده بودم...مرگ در رگ هام جریان داشت

    وقتی که برگشتی به من، در شهر پرکردند:
    برگشتن جان پس به جسمی مرده، امکان داشت

    رويا باقرى


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  10. #1975
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض


    تا نگاهم می کنی ،حالم پریشان میشود
    قطره های اشک من،از دیده غلتان میشود

    زل به رویم میزنی، کلی خجالت میکشم
    دست و پاهایم مثال بید ، لرزان میشود

    شاخه ها از شوق دیدارت، زبان وا میکنند
    غنچه هاکف میزنند،گلبرگ رقصان میشود

    چون صدایم میکنی ،روحم هوا پر میزند
    مردم چشمم ،به زیر پلک ، پنهان میشود

    بسکه آن لبهای تو، قندوشکر پاشیده است
    حتم این دارم شکر، اهدا به لبنان میشود

    پا به هر جا می گذاری،صد گرِه وا میکنی
    بلبل در لک فرو ، فورا غزلخوان میشود

    شاعران در وصف ِموهایت،غزلها گفته اند
    تاری از موهای تو، صدجلد دیوان میشود

    در رکابت مانده ام ، باشی به همراهم اگر
    درد بی درمان من ،یکباره درمان میشود

    یوسف محقق




  11. #1976
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    منکه میدانستم از آغاز پایانم تویے
    هرچه با تو دوست باشم دشمنِ جانم تویے

    منکه میدانستم آخر تو به بادم میدهے
    هرچه غافل بودم از اندوه یادم میدهے

    هرچه میدانستم از یادم ببرد چشمانِ تو
    قیمت جانم خریدم خنده ے ارزانِ تو

    در بلنداے نگاهت خانه ام را ساختم
    وقتی از چشمت فتادم زندگی را باختم

    مرغک بی پر ندارد چاره ای غیر از سقوط
    بعد از آن کارم شده تنها نشستن در سکوت

    روزه یِ مریم گرفتم تا نفهمند دشمنے
    پشت این دریای زیبایی خودِ اهریمنی

    این سکوتم را به بخشیدن تو معنایش نکن
    گفته اند گر یار کافر بود رسوایش نکن

    چون خدایی باشد آن بالا که قانونش دل است
    دل شکستن توی قانونش گناهی کامل است

    #فرانک_فردوسی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  12. #1977
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    داغ رخ آن يار ز افگار بپرسيد
    اسرار مگويش ز سر دار بپرسيد
    قيمت نبود آن خم ابروي كمان را
    گر هست از آن شهره بازار بپرسيد
    از روز مپرسيد ز روي مه دلدار
    قدر رخ او را ز شب تار بپرسيد
    سري است در آن پيچ و خم زلف
    اين راز هم از صاحب زنار بپرسيد
    صد نكته در آن گوشه چشم است
    اين نكته از آن ديده بيمار بپرسيد
    يك چشمه شفا هست در آن چشم
    زان چشمه از آن تشنه ديدار بپرسيد
    آرام مگرديد به همصحبتي خار
    هجران گل لاله زگلزار بپرسيد
    عندليبان را بگوييدكه از باد صبا
    آن يار بجوييد وزآن يار بپرسيد
    عندلیب




  13. #1978
    تاریخ عضویت
    March 2012
    نوشته ها
    5,149
    3,906
    مدیر عکس

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض


    قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم
    از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم

    من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم
    عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم

    عشق یعنی که تو از آن کسی باشی و من
    عاشقت باشم و احساس حماقت نکنم!

    چه غمی بیشتر از این که تو جایی باشی
    بشود دور و برت باشم و جرات نکنم...

    عشق تو از ته دل عمر مرا نفرین کرد...
    بی تو یک روز نیامد که دعایت نکنم !

    بی تو باران بزند خیس ترین رهگذرم
    تا به صد خاطره با چتر خیانت نکنم

    بی تو با خاطره ات هم سر دعوا دارم...
    قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم!



    " علی صفری "





    گـاهـ بـایـد خـنـدیـد بـرغـمـیـ بـیـ پـایـانـ ...


  14. #1979
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    می توانی بروی قصه و رویا بشوی
    راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی
    ساده نگذشتم از این عشق ، خودت می دانی
    من زمینگیر شدم تا تو ، مبادا بشوی
    آی مثل خوره این فکر عذابم می داد
    چوب ما را بخوری ، ورد زبان ها بشوی
    من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم
    من که مرداب شدم ، کاش تو دریا بشوی
    دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط
    باید از این طرف شیشه تماشا بشوی
    گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد
    تو خودت خواسته بودی که معما بشوی
    در جهانی که پر از وامق و مجنون شده است
    می توانی عذرا باشی، لیلا بشوی
    می توانی فقط از زاویه ی یک لبخند
    در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی
    بعد از این، مرگ نفس های مرا می شمرد
    فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی


    مهدی فرجی




  15. #1980
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض



    مي روم ، اما نمي پرسم ز خويش
    ره كجا؟ منزل كجا؟ مقصود چيست؟

    بوسه مي بخشم ، ولي خود غافلم
    كاين دل ديوانه ، را معبود كيست؟

    آه ، آري ، اين منم ، اما چه سود
    " او" كه در من بود ، ديگر نيست، نيست

    مي خروشم زير لب ، ديوانه وار
    "او" كه در من بود ، آخر كيست؟ كيست؟


    #فروغ_فرخزاد


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





صفحه 132 از 140 نخست ... 3282112122127128129130131132133134135136137 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,966 به 1,980 از 2096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •