ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 133 از 140 نخست ... 3383113123128129130131132133134135136137138 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,981 به 1,995 از 2096
  1. #1981
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    پرواز برای همدمی کافی بود
    احساس برای عاشقی کافی بود
    تا مرز جنون رفتن و عاشق ماندن
    از کوچه ی دل رهگزری کافی بود
    ما محرم جاده های بی پایانیم
    تا آخره راه همدمی کافی بود
    تا آخر آب عشق را نوشیدیم
    از اول راه تشنگی کافی بود
    گر در سفره عشق پشیمان گشتیم
    در نیمه راه خستگی کافی بود
    ما عهد نبستیم که تنها برویم
    یک بار ندای بی کسی کافی بود
    بشنو که کلام آخر من این بود
    یک بار برای عاشقی کافی بود




  2. #1982
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض


    خبر این است که: من نیز کمی بد شده ام
    اعتراف اینکه: در این شیوه سرآمد شده ام

    پدرم خواست که فرزند مطیعی بشوم
    شعر پیدا شد و من آنچه نباید شده ام

    عشق برخاست که شاعرتر از آنم بکند
    که همان لحظه ی دیدار تو شاید شده ام

    شعر و عشق این سو و آن سوی صراط اند که من
    چشم را بسته و از واهمه اش رد شده ام

    مدعی نیستم اما، هنری بهتر از این؟
    که همانی که کسی حدس نمی زد شده ام

    مادرم شاعری و عاشقی ام را که گریست
    باورم گشت که گمگشته ی مقصد شده ام

    پیرزن گر چه بهشتی ست، دعایم همه اوست
    یادم انداخت که چندی ست مردد شده ام

    یادم انداخت زمان قید مکان را زد و رفت
    منِ جامانده در این قرن زمان زد شده ام

    مثل آیینه که از دیدن خود می شکند
    مثل عکسم که نمی خواست بخندد شده ام

    لحظه ها نیش به بلعیدن روحم زده اند
    شکل آن سیب که از شاخه می افتد شده ام

    همسرم حاصل جمع همه ی آیینه هاست
    حیف، من آنچه که او یاد ندارد شده ام


    #محمدعلی_بهمنی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  3. #1983
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
    حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

    ای موی پریشان تو دریای خروشان
    بگذار مرا غرق کند این شب مواج

    یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
    یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

    ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
    جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

    یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
    صندوقچه ای را که رها گشته در امواج

    متقی نژاد




  4. #1984
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت
    زندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفت

    چشمم افتاد به چشم تو ولی خیره نماند
    شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت

    جز خودم هیچ کسی در غم تنهایی من
    مثل فواره سر گریه به دامان نگرفت

    دل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولی
    قصه عاشقی ما سر و سامان نگرفت

    هر چه در تجربه عشق سرم خورد به سنگ
    هیچ کس راه بر این رود خروشان نگرفت

    مثل نوری که به سوی ابدیت جاریست
    قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت

    فاضل نظری




  5. #1985
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    شاعر شدم که شعر کنم نذر چشم تو
    یک مزرعه غزل ثمر بذر چشم تو

    بر من نگیر سخت،معمای حل شده
    من شد جواب مسئله ی جذر چشم تو

    وقتش رسیده قافیه را زیرو رو کنم
    دنیا قشنگ تر شود از درز چشم تو

    از نو مرا بساز که آوار گشته ام
    ویران شد اعتقاد من از لرز چشم تو

    گشتم مقیم ابروی ناز و هلالی ات
    یعنی عبور کرده ام از مرز چشم تو

    من نام خانوادگی ام "زارع" است،چون
    جز من نبود و نیست کشاورز چشم تو...

    #محمد_صابر_زارع


    ویرایش توسط Mahta : 2016.04.04 در ساعت 02:05


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. #1986
    تاریخ عضویت
    July 2015
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    4
    3

    کوچولو شیرخواره

    پیش فرض

    چرا چو شادی از این انجمن گریزانی ؟
    چو طاقت از دل بی تاب من گریزانی ؟
    ز دیده ای که بود پک تر ز شبنم صح
    چرا چو اشک من ای سیمتن گریزانی ؟
    درون پیرهنت گر نهان کنیم چه سود ؟
    نسیم صبحی و از پیرهن گریزانی
    چو آب چشمه دلی پک و نرم خو دارم
    نه آتشم که ز آغوش من گریزانی
    رهی نمیرمد آهوی وحشی از صیاد
    بدین صفت که تو از خویشتن گریزانی

    رهی معیری
  7. #1987
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    سکوت می کنم و عشق در دلم جاری است
    که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است
    تمــام روز ، اگــر بی تفـــاوتم امـــا
    شبم قرین شکنـــجه دچار بیداری است
    رها کن آنچه شنیـــدی و دیده ای هر چیــز
    به جز من و تو و عشق من و تو تکراری است
    مـــرا ببخش بدی کرده ام به تو گاهــی
    کمال عشق جنون است ودیگرآزاری است
    مــرا ببخــش اگر لــحظه هایم آبــی نیست
    ببخش اگر نفسم سرد و زرد و زنگاری است
    بهــشت من به نسیم تبسمــی دریــاب
    جهان جهنم ما را که غرق بیزاری است

    حسین منزوی




  8. #1988
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    نیمه شب های تلخِ بی خوابی
    نیمه شب های از تو بی خبری
    پارک گاهی بهانه ی خوبی ست
    تا غمت را به گوشه ای ببری

    بی خیالِ کسی که بوده و نیست
    در شبی بی ستاره گریه کنی
    تا سبک شد دلت بلند شوی
    بنشینی ، دوباره گریه کنی

    شهر را با غمش قدم بزنی
    از خیابانِ او عبور کنی
    سایه ی سردِ پشتِ پلکش را
    مثلِ دیوانه ها مرور کنی

    بدوی تا نفس نفس بزنی
    بدوی تا نفس نفس ....نرسد
    تا به یادش شبت خراب شود
    تا بمیری و هیچ کس نرسد

    تا خیابانِ خسته تابوتِ
    شبحِ زخم خورده ای بشود
    تکه های شکسته ی قلبت
    پازلِ شهرِ مرده ای بشود

    بی خیال کسی که بوده و نیست
    در شبی بی ستاره گریه کنی
    تا سبک شد دلت بلند شوی
    بنشینی، دوباره گریه کنی

    بلند شوی
    بنشینی
    دوباره گریه کنی ...




    #حسین_غیاثی

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  9. #1989
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    هرچه ای بانو دل من ساده است
    زیرکی های تو فوق العاده است
    زیر بازوهای تردم را بگیر
    عشق امشب کار دستم داده است
    عشق تا خواهی نخواهی های ما
    مثل سیبی اتفاق افتاده است
    هرچه تا امروز دیدی پیچ بود
    هرچه از فردا ببینی جاده است
    هرچه از غم نابلد بودم رفیق
    منحنی های تو یادم داده است
    منحنی ها راست می گفتند راست
    عشق هذیان های یک آزاده است
    گاه یک بادا مبادای بزرگ
    گاه داغی بر سر سجاده است
    سیب یک شوخی ست با آدم بله
    یک گناه پیش پا افتاده است
    این صدا سوت قطار قسمت است
    یا که نه خط روی خط افتاده است
    بیش از این پشت هم اندازی نکن
    دل برای باختن آماده است




  10. #1990
    تاریخ عضویت
    March 2012
    نوشته ها
    5,149
    3,906
    مدیر عکس

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض


    دل من تنگ بلوریست که یک ماهی سرخ ،
    روزگاریست در آن مهمانست
    نه که مهمان ، که در این دور خراب
    همه دنیای من است و جان است

    ماهی کوچک من کوچک نیست
    و بزرگ است به اندازه دریای دلم
    و دلی دارد که مملو از پاکی و سرسبزیهاست
    وه که این ماهی زیبا و قشنگ

    با نگاهی که پر از وسوسه خواستن است
    هر نفس تا به کجا می برد آرام دلم
    گاه دریای دلم طوفانیست
    از هیاهو و شر و شور دلش

    و زمانی که دلش آرام است
    دلم از هر چه پریشانی و اندوه تهیست

    شاه ماهی دلم هر چه که هست
    رمز امواج پر از زندگی این دریاست
    و اگر روزی از این تنگ بلورین برود
    وسعت آبی درای دلم
    مثل مرداب
    فرو خواهد مرد ...


    محمد اباذری





    گـاهـ بـایـد خـنـدیـد بـرغـمـیـ بـیـ پـایـانـ ...


  11. #1991
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض


    گاهی خیال میکنم ازمن بریده ای
    بهتر ز من برای دلت برگزیده ای؟

    از خود سوال می کنم آیا چه کرده ام؟
    در فکر فرو می روم از من چه دیده ای؟

    فرصت نمی دهی که کمی درد دل کنم
    گویا ازین نمونه مکرر شنیده ای

    از من عبور می کنی و دم نمی زنی
    تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای

    یک روز می رسد که در آغوش گیرمت!!!
    هرگز بعید نیست ، خدا را چه دیده ای


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  12. #1992
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    در سکوت دلنشين نيمه شب
    مي گذشتيم از ميان کوچه ها
    رازگويان ، هردو غمگين ، هردو شاد
    هردو بوديم از همه غمها جدا

    تکيه بر بازوي من مي داد گرم
    شعله ور از سوز خواهش ها ، تنش
    لرزشي بر جان من مي ريخت نرم
    ناز آن بازو به بازو رفتنش

    در نگاهش با همه پرهيز و شرم
    برق مي زد آرزوئي دلنشين
    در دل من با همه افسردگي
    موج ميزد اشتياقي آتشين


    زير نور ماه ، دور از چشم غير
    چشمها بر يکدگر مي دوختيم
    هر نفس صد راز مي گفتيم و، باز
    در تب ناگفته ها مي سوختيم

    نسترن ها از سر ديوارها
    سر کشيدند از صداي پاي ما
    ماه مي پائيدمان از روي بام
    عشق مي جوشيد در رگهاي ما

    سايه هامان ، مهربان تر ، بي دريغ
    يکدگر را تنگ در بر داشتند
    تا ميان کوچه اي- با صد ملال
    دست از آغوش هم برداشتند

    باز هنگام جدائي دررسيد
    سينه ها لرزان شد و دلها شکست
    خنده ها در لرزشلبها گريخت
    اشکها بر روي رؤياها نشست

    چشم جان من به ناکامي گريست
    برق اشکي در نگاه او دويد
    نسترن ها سر به زير انداختند
    ماه را ابري به کام خود کشيد


    تشنه،تنها،خسته جان،آشفته حال
    در دل شب مي سپردم راه خويش
    تا بگريم در غمش ديوانه وار
    خلوتي مي خواستم دلخواه خويش


    فریدون مشیری




  13. #1993
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    اینم از این! بهارتم دیدیم!
    تویی که عشقِ هفت سین بودی!
    صبح بارون و عصر و شب بارون...
    تو زمستونِشم همین بودی!

    من کجا راه و اشتباه رفتم؟
    چرا این خونه با تو راه نمیاد؟!
    نه! بهم فرصت دوباره نده!
    این ادا بازیا به ما نمیاد!

    فصلِ نو! آسمونِ ابری تر!
    سال و بازیچه ی بهارم کن!
    عصر جمعه! غروبِ سیزده به در!
    عید امسال و زهرمارم کن!

    مطمئنّم که غصه های تو ام
    توی تقویم قبلی جا نشده
    اون که تو آینه ی اتاق توئه
    مطمئنّی ازم جدا نشده؟

    مطمئنّی میخوای ببخشی منو؟!
    مطمئنّی هنوز کنار منی؟!
    پاشو! تعارف نکن! طبیعی باش!
    نمی خوای سبزه ت و گره بزنی؟

    فصلِ نو! آسمونِ ابری تر!
    سال و بازیچه ی بهارم کن!
    عصر جمعه! غروبِ سیزده به در!
    عید امسال و زهرمارم کن!
    .
    ویرایش توسط دخترك ژولیده : 2016.04.07 در ساعت 19:50

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  14. #1994
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    با لباس آبی از من دل که نه جان می بری
    تو مسلمانی از این ساده مسلمان می بری
    عقل و هوش از سر من با هر نگاهت می پرد
    این تفاوتی که هست در هر انسان می بری
    اوج تصمیم منی هر جا که باشی هستم و
    مثل یک کشتی به آبم مثل بادبان می بری
    تو که ماهی من که برکه، در دلم هستی و دور
    ماه من کی با خودت من را به آسمان می بری
    ترسم از سوختن که نیست از عشق تو داغم هنوز
    این خیال است که مرا سمت زمستان می بری
    هر چه می خواهی بکن از عشق من کم شد مگر
    ماه من بی فایدست زیره به کرمان می بری


    ویرایش توسط moh@mad : 2016.04.07 در ساعت 23:39




  15. #1995
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    عق زدم عشقیازیامو با
    قرص اعصاب و ال'دی آخر شب
    روی پلکم چقدر سنگینه
    وزن نفرین مادرم هر شب
    مث یه باغ وحشه توی سرم
    خرم از کرّه گیش عاشق بود
    ماده گرگی که زندگیمو درید
    یکی از دوستای سابق بود

    من به نسبیت خودم خوشبین
    زندگیم دردهای مطلق داشت
    مرد رویای من به جای اسب
    یه خر لنگ لوچ احمق داشت

    شبا یه بچه گربه ی زخمی'
    روزو درگیر حال سگ باشی
    نیمه زنده به رختخواب بری
    صبح عین جنازه ها پاشی

    شعرهات، بغض های روز و شبت
    زجّه ی شبه عاشقانه بشن
    زخمایی که از آدما خوردی
    باعث و بانی ترانه بشن
    مردای زندگیت از هر رنگ'
    هرکدوم باعث یه شعر شدن
    آه...فرزندهای نامشروع
    (شعرهام عین بچه های منن)

    دلخوش خوشبیاری تاروت
    مث یه بیوه ی چروکیده
    مرد رویاتو هر دفه یه شکل
    یکی توو فال قهوه*ایت دیده

    عق زدم خاطراتمونو با
    قرص اعصاب ، خسته آخر شب
    روی قلبم چقدر سنگینه
    وزن نفرین مادرم هر شب

    توو سرم خاطرات خوبی نیس
    در قلبم رو گل بگیرن کاش
    حافظه م رو ازم بگیر و برو
    مرد رویای هرکی جز من باش

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

صفحه 133 از 140 نخست ... 3383113123128129130131132133134135136137138 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,981 به 1,995 از 2096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •