ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 135 از 139 نخست ... 3585115125130131132133134135136137138139 آخرین
نمایش نتایج: از 2,011 به 2,025 از 2077
  1. #2011
    دخترك ژولیده
    مدیر عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,315
    14,885
    22,969

    پیش فرض

    من دلم پیش کسی نیست، خیالت راحت
    منم و یک دل دیوانه خاطرخواهت

    باز فکرت به کجاها نکشیده ست عزیز؟!
    کوچه جاپای مرا بی تو ندیده ست عزیز!

    فکر من نیستی، اما به خودت فکر بکن
    بی تو من ثانیه ای تاب... خودت فکر بکن

    می شود جز تو دلم پیش کسی گیر کند؟
    نکند عقل تو را اینهمه درگیر کند

    به خدا اینهمه تحقیر شدن حقم نیست
    خوار هم می شوم، اما گل من! حقم نیست

    دست بردار، من از این فاصله ها می ترسم
    مشکلم حل نشد، از مسأله ها می ترسم

    دست بردار، بیا، پای رسیدن دارم
    با تو باید که درین جاده قدم بگذارم

    دست بردار، بیا، من که دلم را دادم
    من که در هر نفسم عطر تو را جا دادم

    چشم از دوری تو تر بشود؟ حقش نیست
    دلم از دست تو پرپر بشود؟ حقش نیست

    من دلم پیش کسی نیست، تو را می خواهم
    آسمان دلم ابری ست، تو را می خواهم

    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  2. #2012
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    آهوی عشق سمت خیالم گذر نکرد
    یک لحظه در پلنگ نگاهم نظر نکرد
    آن کس که حال و روز خرابم به پای اوست
    کاری که کرد هیچ قضا و قدر نکرد
    حتی نگاه یخ زده و سرد و خسته اش
    طومار شعرهای مرا مختصر نکرد
    لبریز عشوه ای و دلم غرق خواهش است
    جز تو کسی جهان مرا دربه در نکرد
    گفتم که محو می شوم از زندگی ولی
    این قرص ها به جسم ضعیفم اثر نکرد
    ای کاش پیش چشم تو شاعر نمی شدم
    این شعرها که حال مرا خوب تر نکرد
    در کوی تو ، به داد غریبـان نمی رسند
    امـا نمی شود به دیارت سـفر نکرد
    عاشـق اگـر شوی به تو ایمان می آورم
    لعنت به این زمـانه که شـق القـمـر نکرد




  3. #2013
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    عشق یعنی می توان پروانه بود
    یک نگاه ساده را دیوانه بود
    عشق یعنی یک سبد یاس سپید
    نسترن هایی که دستان تو چید
    عشق یعنی باور رنگین کمان
    پرگرفتن در میان آسمان
    عشق یعنی ما شدن یعنی خروج
    قله این زندگی یعنی عروج
    عشق یعنی عالمی حرف و سکوت
    یک دل بشکسته هنگام قنوت
    عشق یعنی یک قدم آنسوی من
    روحی اندر کالبدهای دو تن
    عشق یعنی عهد بستن با خدا
    تا نگردیم از کنار هم جدا
    عشق یعنی مثل شمعی سوختن
    چشم بر پروانه خود دوختن
    عشق یعنی سادگی یعنی صفا
    مخلص و یک دل شدن یعنی وفا
    عاشقی تنها نیاز وناز نیست
    راه این وادی به هر کس باز نیست
    عاشقی چون عاشقی بی خویش باش
    فکر ایمانت مکن، بی کیش باش




  4. #2014
    دخترك ژولیده
    مدیر عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,315
    14,885
    22,969

    پیش فرض

    اصلا قرار نیست کـــه سر خَم بیاورم
    حالا که سهم من نشدی کم بیاورم

    دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم
    تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم

    میخواستم که چشم تو را شاعری کنم
    امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم

    دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل
    می شد تــــو را دوباره به شعرم بیاورم

    یادت که هست پای قراری که هیچ وقت.....
    میخواستم برای تــــو مریـــــم بیاورم؟

    حتی قرار بود که من ابر باشم و
    باران عاشقانـــه ی نم نم بیاورم

    کلّــی قرار با تــــو ولی بی قرار من
    اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم

    ......

    اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم
    باعث شود بـــه زندگیت غـــــم بیــاورم

    حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم
    عمراً دوباره رو به جهنّـــــم بیاورم

    خود را عوض کنم و برایت به هر طریق
    از زیــــر سنگ هم شده٬ آدم بیــــاورم

    بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت
    یا باز هـــم بهــــانه ی محکم بیاورم؟

    ‫#‏فریبا_عباسی‬

    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  5. 1
  6. #2015
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض


    هرچه ای بانو دل من ساده است

    زیرکی های تو فوق العاده است
    زیر بازوهای تردم را بگیر
    عشق امشب کار دستم داده است
    عشق تا خواهی نخواهی های ما
    مثل سیبی اتفاق افتاده است
    هرچه تا امروز دیدی پیچ بود
    هرچه از فردا ببینی جاده است
    هرچه از غم نابلد بودم رفیق
    منحنی های تو یادم داده است
    منحنی ها راست می گفتند راست
    عشق هذیان های یک آزاده است
    گاه یک بادا مبادای بزرگ
    گاه داغی بر سر سجاده است
    سیب یک شوخی ست با آدم بله
    یک گناه پیش پا افتاده است
    این صدا سوت قطار قسمت است
    یا که نه خط روی خط افتاده است
    بیش از این پشت هم اندازی نکن
    دل برای باختن آماده است

    عبدالحمید رحمانیان




  7. #2016
    mahta007
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,271
    10,708
    26,376

    پیش فرض

    خون می*جهد از گردنت با عشق و بی*رحمی
    در من دراکولای غمگینی*ست… می*فهمی؟!

    خون می*خورم از آن کبودی*ها که دیگر نیست
    در می*روم این خانه را… هرچند که در نیست!

    عکس کسی افتاده*ام در حوض نقاشی
    محبوب من! گه می*خوری مال کسی باشی

    گه می*خوری با او بخندی توی مهمانی
    می*خواهمت بدجور و تو بدجور می*دانی

    هذیان گرفته بالشم بس که تبم بالاست
    این زوزه*های آخرین نسل ِ دراکولاست

    از بین خواهد رفت امّا نه به زودی*ها!
    از گردن و آینده*ات جای کبودی*ها

    حل می*شوم در استکان قرص*ها، در سم
    محبوب من! خیلی از این کابوس می*ترسم!

    زل می*زنم با گریه در لیوان آبی که…
    حل می*شوم توی سؤال بی جوابی که…

    می*ترسم از این آسمان که تار خواهد شد
    از پنجره که عاقبت دیوار خواهد شد

    از دست*های تو به دُور گردن این مرد
    که آخر قصّه طناب ِ دار خواهد شد!

    از خون تو پاشیده بر آینده*ای نزدیک
    از عشق ما که سوژه*ی اخبار خواهد شد!

    می*چسبمت مثل ِ لب سیگار در مستی
    ثابت بکن: هستم که من ثابت کنم: هستی

    سرگیجه دارم مثل کابوس زمین خوردن
    روزی هزاران بار مردن! واقعا مردن!!

    بعد از تو الکل خورد من را… مست خوابیدم…
    بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم!

    بعد از تو لای زخم*هایم استخوان کردم
    با هر که می*شد هر چه می*شد امتحان کردم!

    خاموش کردم توی لیوانت خدایم را
    شب*ها بغل کردم به تو همجنس*هایم را

    رنگین کمان کوچکی بر روی انگشتم
    در اوّلین بوسه، خودم را و تو را کشتم

    هی گریه می*کردم به آن مردی که زن بودم
    شب*ها دراکولای غمگینی که من بودم!

    و عشق، یک بیماری ِ بدخیم ِ روحی بود
    تنهایی*ام محکوم به سکس گروهی بود

    سیگار با مشروب با طعم هماغوشی
    یعنی فراموشی… فراموشی… فراموشی…

    تنهایی ِ در جمع، در تن*های تنهایی
    با گریه و صابون و خون و تو، خودارضایی

    دلخسته از گنجشک*ها و حوض نقاشی
    رنگ سفیدت را به روی بوم می*پاشی!

    لیوان بعدی: قرص*های حل شده در سم
    باور بکن از هیچ چی دیگر نمی*ترسم

    پشت ِ سیاهی*های دنیامان سیاهی بود
    معشوقه*ام بودی و هستی و… نخواهی بود

    #سید _مهدی_ موسوی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  8. #2017
    هانيه
    مدیر طنز و فال و سرگرمی

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    26,136
    17,526
    17,271

    پیش فرض

    اینم از این! بهارتم دیدیم!
    تویی که عشقِ هفت*سین بودی!
    صبح بارون و عصر و شب بارون...
    تو زمستونِشم همین بودی!

    من کجا راه*و اشتباه رفتم؟
    چرا این خونه با تو راه نمیاد؟!
    نه! بهم فرصت دوباره نده!
    این ادا بازیا به ما نمیاد!

    فصلِ نو! آسمونِ ابری تر!
    سال*و بازیچه*ی بهارم کن!
    عصر جمعه! غروبِ سیزده به در!
    عید امسال*و زهرمارم کن!

    مطمئنّم که غصه*های تو ام
    توی تقویم قبلی جا نشده
    اون که تو آینه*ی اتاق توئه
    مطمئنّی ازم جدا نشده؟

    مطمئنّی میخوای ببخشی منو؟!
    مطمئنّی هنوز کنار منی؟!
    پاشو! تعارف نکن! طبیعی باش!
    نمی*خوای سبزه*ت*و گره بزنی؟

    فصلِ نو! آسمونِ ابری تر!
    سال*و بازیچه*ی بهارم کن!
    عصر جمعه! غروبِ سیزده به در!
    عید امسال*و زهرمارم کن!




    " در کـوشش گـریختن از دسـت خـویشتن
    چـون برگ بی مـزارم و چـون بـاد بی وطـن
    "

    +

  9. #2018
    mahta007
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,271
    10,708
    26,376

    پیش فرض

    میزند زیر گریه منتظر است
    شاهد گریه کردنم باشد
    زن دیوانه ای که میخواهد
    با همین گریه ها زنم باشد

    من به سیگار ناشتای خودم
    بیشتر فکر میکنم تا او
    شاید این صبح تلخ بی سیگار
    صبح آتش گرفتنم باشد

    زندگی میکند و می گوید
    با همین مرد مُرده خوشبختم
    من نفس میکشم، و می خواهم
    کفنم وصله ی تنم باشد

    گور من گم شده ست، بگذارید
    گوری از نو بنا کنم، شاید
    همه ی درد من ازینکه دگر
    گور خود را نمی کَنم باشد

    می زنم زیر خنده، می گوید
    با تو خوشبخت، با تو خوشحالم
    میگذارم که هر چه میخواهد
    هر چه می خواهدم، زنم باشد

    -در کنارم همیشه می مانی؟
    در کنارم دوباره می خوابی؟
    -باااشد... اینبار نیز با اینکه
    در تکاپوی رفتنم... باااشد

    کاش پایان گرفته بود و نبود
    کاش می رفت، کاش می مردم
    آخرین ردپای دستانش
    باید آغاز مردنم باشد

    زن دیوانه رفت، من ماندم
    آسمان های آبی ام رفتند
    ابرها آمدند، پس باید
    وقت باران گرفتنم باشد

    #حسین_صفا


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  10. 1
  11. #2019
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    از دست تو امشب شده فکرم متلاشی
    آرام نگیرم ، مگر از من شده باشی
    چشمان تو معمار غزلهای بدیل است
    بدنیست مرا جنس نگاهت بتراشی
    جنجال به پا کرده ای و متن خبر ها
    محتاج نباشند از این پس به حواشی
    نفرین نکن از دور مرا جان عزیزت
    درد است نمک بر جگر پاره بپاشی
    یک نیمه پر از دردم و یک نیمه پر از غم
    سخت است تو هم روح و تنم را بخراشی
    مجموعه ای از درد و غم و رنج و عذابم
    مجموعه ای از اینکه تو باشی و نباشی





  12. #2020
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    از هر چه میرود سخن دوست خوشترست
    پیغام آشنا نفس روح پرورست
    هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای
    من در میان جمع و دلم جای دیگرست
    شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر
    چون هست اگر چراغ نباشد منورست
    ابنای روزگار به صحرا روند و باغ
    صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبرست
    جان می روم که در قدم اندازمش ز شوق
    درمانده ام هنوز که نزلی محقرست
    کاش آن به خشم رفته ما آشتی کنان
    بازآمدی که دیده مشتاق بر درست
    جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی
    وین دم که می زنم ز غمت دود مجمرست
    شب های بی توام شب گورست در خیال
    ور بی تو بامداد کنم روز محشرست
    گیسوت عنبرینه گردن تمام بود
    معشوق خوبروی چه محتاج زیورست
    "محمد" خیال بیهده بستی امید وصل
    هجرت بکشت و وصل هنوزت مصورست
    زنهار از این امید درازت که در دلست
    هیهات از این خیال محالت که در سرست


    سعدی




  13. #2021
    دخترك ژولیده
    مدیر عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,315
    14,885
    22,969

    پیش فرض

    تاپیامک می دهم چیزی نمی گوید ولی ...
    روز و شب چت با فلانی و فلانی می کند !

    ادعای ( قطعی نت ) می کند اما ، مرا ...
    ( بازدید آخر )ش دارد روانی می کند !

    ادعای عاشقی هر روز خیلی می کند !
    او مرا خائن ! خودش تشبیه لیلی می کند !

    خائن
    آن شخصی ست کز دست فرار از دست من ...
    رفته تنظيمات را ( last seen recently ) می کند !






    - سعید هلیچی -





    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  14. #2022
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کند
    یار عاشق سوز ما ترک دلازاری کند
    بر گذرگاهش فرو افتادم از بی طاقتی
    اشک لرزان کی تواند خویشتن داری کند
    چاره ساز اهل دل باشد می اندیشه سوز
    کو قدح؟ تا فارغم از رنج هوشیاری کند
    دام صیاد از چمن دلخواه تر باشد مرا
    من نه آن مرغم که فریاد از گرفتاری کند
    عشق روز افزون من از بی وفایی های اوست
    می گریزم گر به من روزی وفاداری کند
    گوهر گنجینهٔ عشقیم از روشندلی
    بین خوبان کیست تا ما را خریداری کند

    رهی معیری




  15. #2023
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    نمی رنجــم اگــر کاخ مرا ویرانــه می خواهد
    که راه عشق آری طاقتی مردانه می خواهد
    کمی هم لطف باید گاه گاهی مرد عاشق را
    پرنده در قفس هم باشد آب و دانه می خواهد
    چــه حسن اتفاقی اشتراک ما پریشانـــی است
    که هم موی تو هم بغض من آری شانه می خواهد
    تحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیست
    تسلی دادن این فاجعه میخانه می خواهد
    اگــر مقصود تو عشق است پس آرام باش ای دل
    چه فرقی می کند می خواهدم او یا نمی خواهد
    رشیدی پور






  16. #2024
    mahta007
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,271
    10,708
    26,376

    پیش فرض

    بگذار دانه دانه بشمارم
    تعداد موهای سفیدم را
    شبهای دلگیری که جان دادم
    آن روزهایی که ندیدم را

    هر بار با فریاد ها سمت
    آغوش سرد چاه می رفتم
    بی آینه،بی مهر ،بی لبخند
    در تخت خواب شاه می رفتم

    دنبال رویای تو می گشتم
    در اندرونی های بی روزن
    در اسم های کشتگان جنگ
    در زیر پای لشگر دشمن

    غم دست احساس مرا می خواند
    از دست می دادم خدایم را
    صندوقخانه خوب می فهمید
    معنی بغض بی صدایم را

    دنبال رویای تو می گشتم
    در التماس گنگ اندامم
    وقتی تو را تحریک می کردم
    با خنده و چشمان آرامم

    در روزهای خیس پاییزی
    وقتی که قلب آسمان می ریخت
    وقتی که سبز و زرد و نارنجی
    با ازدحام شهر می آمیخت

    وقتی که زن تبعیض را فهمید
    وقتی برابر با خودت بودم
    فریاد می کردم که مدت هاست
    در مرزهای جسم،محدودم

    وقتی که مستی از سرم می رفت
    بی اختیار آواز می خواندم
    با گریه از تقدیر می گفتم
    پابند آغوش تو می ماندم

    دیگر برایم شهر بیگانه ست
    راه تو را انگار گم کردم
    صد مرتبه دور خودم گشتم
    از زندگی ،از عشق دلسردم

    یادم نیاور سرنوشتم را
    روز تولد ،لحظه ی مرگم
    بغض سجلَّم زیر قالیچه
    دفترچه ی کاهی صد برگم


    یادم نیاور اینکه جا ماندم
    زیر حریر و تور و ابریشم
    با چادر بختی که می پوشاند
    جسم مرا از چشم نا محرم

    یادم نیاور اینکه خوابیدم
    یکعمر در آغوش بی رحمی
    فرقی ندارد کاخ و بیغوله
    وقتی مرا هرگز نمی فهمی

    یادم نیاور عمر زیبایی
    کوتاه بود و زود می میرم
    یادم نیاور انقضایم را
    یادم نیاور اینهمه پیرم

    تاریخ رویاها به سر آمد
    دارد تمامم می کند تکرار
    دیگر کسی با من نمی خوابد
    من نیستم ،زن نیستم انگار

    #صنم_نافع


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  17. #2025
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    از سر زلف تو پیداست که سر می خواهی

    از فروپاشی یک شهر خبر می خواهی

    عشق، میدان جنون است نه پس کوچه ی عقل

    دل دیوانه مهیاست اگر می خواهی

    میوه ام عزت و آزادگی ام بود که رفت

    از تهی دستی یک سرو، ثمر می خواهی

    شاخه ی خویش شکستم که عصایت باشم

    تو ولی از من افتاده، تبر می خواهی

    عطر گیسوی تو تا ملک سلیمان رفته ست

    زلف وا کرده ای و شانه به سر میخواهی

    مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز

    مصلحت نیست که از هرکه نظر میخواهی

    وصف تو کار کسی نیست بجز حافظ و من

    عاشقی اهل دل و اهل هنر میخواهی

    پوریا شیرانی




صفحه 135 از 139 نخست ... 3585115125130131132133134135136137138139 آخرین
نمایش نتایج: از 2,011 به 2,025 از 2077

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •