ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 137 از 139 نخست ... 3787117127132133134135136137138139 آخرین
نمایش نتایج: از 2,041 به 2,055 از 2077
  1. #2041
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,890
    6,222
    3,949

    پیش فرض

    بی تو اندیشیده ام کمتر به خیلی چیزها

    می شوم بی اعتنا دیگر به خیلی چیزها

    تا چه پیش آید برای من نمی دانم هنوز

    دوری از تو می شود منجر به خیلی چیزها

    غیر معمولی است رفتار من و شک کرده است
    ـ چند روزی می شود ـ مادر به خیلی چیزها

    عکس هایت، نامه هایت، خاطرات کهنه ات

    می زنند اینجا به روحم ضربه خیلی چیزها

    هیچ حرفی نیست دارم کم کم عادت می کنم

    من به این افکار زجر آور، به خیلی چیزها
    می روم هر چند بعد از تو برایم هیچ چیز ...

    بعد من اما تو راحت تر به خیلی چیزها...




    مرحوم نجمه زارع
  2. #2042
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    چندی است عاشقانه قلم مي زند دلم
    از ماجراي چشم تو دم مي زند دلم
    نام تو از شبي كه به رگهاي من دويد
    يك در ميان براي خودم مي زند دلم
    اين را كه مردمان ضربان نام كرده اند
    دست خوشي است بر سر غم مي زند دلم
    روزي هزار بار ورق هاي كهنه را
    مشتاق و بيقرار به هم مي زند دلم
    هر جه به سبز خاطره هاي تو مي رسد
    انگار در بهشت قدم مي زند دلم
    يك شب به خنده گفت چرا داد مي زني
    اين قدر هي نگو كه دلم مي زند دلم
    حرفش ادامه داشت كه بي اختيار ، من
    گفتم عزيز من چه كنم ، مي زند دلم
    آرام برد گوش مرا روي سينه اش
    ديدم چنين كه اوست چه كم مي زند دلم
    ديدم در اين قمار دل او برنده است
    ديدم فقط به قدر عدم مي زند دلم


    حسن دلبری




  3. #2043
    دخترك ژولیده
    مدیر عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,315
    14,885
    22,969

    پیش فرض

    همانا، دیگری داری، نگارا
    که دور از خویش میداری تو ما را
    تو، خود گیرم، که همچون آفتابی
    چرا باید که روی از من بتابی؟
    خیالم فاسد و حالم تباهست
    بدین گونه سرشک من گواهست
    مرا حالی چو زلفت پیچ در پیچ
    خیالی چون دهانت هیچ بر هیچ
    ترا همچون کمی پرسیم و زر دل
    مرا چون کوه دایم سنگ بر دل
    تنی دارم، که نفروشم به جانش
    دلی چون سنگ خارا در میانش
    مرا جورت بسی دل میخراشد
    مبادا دشمنی بد گفته باشد
    تو مهر دیگری در سینه داری
    که با من بیگناه این کینه داری
    از آنت نیست با من مهربانی
    که با یار دگر همداستانی
    روی با دشمن من باده نوشی
    مرا بینی و بد مستی فروش
    چو گویم: عاشقم، خود را به مستی
    نهی، یعنی: نمیدانم که هستی
    مرا بینی و خود گویی: ندیدم
    بسی خواری که از جورت کشیدم
    چو هستت دیگری، ما نیز باشیم
    بهل، کز دور چوبی میتراشیم
    چو در عشق تو نیکو خواه باشند
    روا باشد، اگر پنجاه باشند
    اگر صد کس بمیرد در بلا چیست؟
    بدیشان میرسد، محنت ترا چیست؟
    برانم من کزان عاشق نباشم
    که کشتن نیز را لایق نباشم
    نمی*باید دل از ما بر گرفتن
    هوای دیگری بر سر گرفتن
    به کار آیم ترا، بوسی زیان کن
    اگر باور نداری، امتحان کن
    ببوس، ار دست یابم بر جمالت
    سیاهی را فرو شویم ز خالت
    نبودت پیش ازین دلدار دیگر
    چو دیدی بهتر از من یار دیگر
    + اوحدي

    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  4. 1
  5. #2044
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد
    عشق خود صرف همان کن که تو را می فهمد
    درد دل،شعر قشنگ،این همه احساس لطیف
    به کسی این سه بیان کن که تو را می فهمد

    نوجوانی و جوانی چو بهاریست به عمر
    پای آن ، عمر خزان کن که تو را می فهمد

    دل به هر بار غم و درد فرو می ریزد
    به کسی پس نگران کن که تو را می فهمد

    عاشقی سود ندارد به خدا من دیدم
    پای آن یار زیان کن که تو را می فهمد

    اشک وصل است به خون دل و آن شاهرگت
    بهر آن اشک روان کن که تو را می فهمد

    گر غمت خلق بدانند شماتت بکنند
    پیش آن سرت عیان کن که تو را می فهمد

    بگذار هر که دلش با تو نباشد برود
    به کسی هی تو بمان کن که تو را می فهمد


    شهرام نصیری





  6. #2045
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    باز دریا بوی باران بوی شرجی ، نای عشق

    میروم بر بال رویاهای لیلایی عشق

    میشوم مست از نگاه آسمان در عمق شب

    میروم تا ناکجای بودنت ، تا پای عشق

    عشق را تفسیر دل کردم در این بازار رنگ

    من مرید رنگ سرخم رنگ دل ، سودای عشق

    عشق یعنی گم شـدن در هر چه بادا بادها

    در تلاطم غرق امواجی در این دریای عشق

    عشق آمد ، دل دچارش شد ، نگاهی بیقرار

    مثنوی وزنش شکست و قافیه شیدای عشق





  7. #2046
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    سکوت می کنم و عشق در دلم جاری است
    که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است
    تمام روز ، اگر بی تفاوتم اما
    شبم قرین شکنجه دچار بیداری است
    رها کن آنچه شنیدی و دیده ای ، هر چیز
    به جز من و تو و عشق من و تو تکراری است
    مرا ببخش بدی کرده ام به تو، گاهی
    کمال عشق ، جنون است و دیگرآزاری است
    مرا ببخش اگر لحظه هایم آبی نیست
    ببخش اگر نفسم سرد و زرد و زنگاری است
    بهشت من ! به نسیم تبسمی دریاب
    جهان جهنم ما را که غرق بیزاری است




  8. #2047
    هانيه
    مدیر طنز و فال و سرگرمی

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    26,136
    17,526
    17,271

    پیش فرض

    خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم
    صد جام شراب خورده خمار بمیرم

    از جام لبت نوش کنم جرعه نابی
    درمستی این بوسه دو صد بار بمیرم

    در خانه خود گر ندهی بازجوابم
    یک بار ترا بینم و صد بار بمیرم

    چشمان من و خانه ی دل جمله فدایت
    ازمستی عشقت دو سه صد بار بمیرم

    درمکتب عشق تو بیاموزم من ساده دلی را
    بنما رخ و بگذار که با خاطر بیدار بمیرم




    " در کـوشش گـریختن از دسـت خـویشتن
    چـون برگ بی مـزارم و چـون بـاد بی وطـن
    "

    +

  9. #2048
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    عشق کافیست
    اگر چه جهان رنگ پریده باشد
    و جنگل جز به شکایت دهان نگشاید
    اگر چه آسمان تاریک تر از آن
    که دیدگان تار
    گل انگشتانه و مروارید را
    در زیر آن بیابند
    اگر چه تپه ها در سیطره سایه هایند
    و دریا در اسارت جادویی سیاه
    و روزگار پرده فراموشی
    بر هر چه رفته است می افکند
    اما ...
    دستانمان نمی لرزد
    پایمان نمی لغزد
    که پوچی نخواهد آزرد
    و ترس دگرگون نخواهد کرد
    لبان معشوق را
    چشمان عاشق را






  10. #2049
    mahta007
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,271
    10,708
    26,376

    پیش فرض

    درد ما را نیست درمان الغیاث
    هجر ما را نیست پایان الغیاث

    دین و دل بردند و قصد جان کنند
    الغیاث از جور خوبان الغیاث

    در بهای بوسه ای جانی طلب
    می کنند این دلستانان الغیاث

    خون ما خوردند این کافردلان
    ای مسلمانان چه درمان الغیاث

    همچو حافظ روز و شب بی خویشتن
    گشته ام سوزان و گریان الغیاث


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  11. #2050
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض


    رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است

    بین ما این فاصله بسیار باشد بهتر است
    من به دنبال کسی بودم که دلسوزی کند
    همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است
    من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد
    سر نوشت رازداری دار باشد بهتر است

    خانه بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است
    از همان روز نخست آوار باشد بهتر است
    گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن
    گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است





  12. #2051
    FARNAZ
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,656
    16,553
    24,306

    پیش فرض




    توهم ای خوب من!
    این نکته به تکرار بگو!
    این دلاويز ترين حرف جهان را،
    همه وقت

    نه به یک بارو به ده بار!
    که صدبار بگو
    دوستم داری؟
    را از من بسیار بپرس
    دوستت دارم را
    با من بسیار بگو


    #فریدون_مشیری


    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  13. #2052
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    در شعر من چرخی بزن ای هد هد دیوانه ام
    یاری کن اینک قلب را ای مستی بی باد ه ام
    ما را به دریای جنون گه می کشی گه میروی
    با من نکن ای جان من ! تو شمع ومن پروانه ام
    در وادی بی صبر خویش هم تاز من زین مرگ باش
    افسرده تر از من نگو ،دیدی ولی زندانی ام
    آخر شبی از درد خویش فکری کنم بر مرگ خویش
    خود را می آویزم به دار درمانده و شیدایی ام
    رفتی فلک بر کار خویش از یاد بردی یار خویش
    دستی به دل داری و من ابری به دل بارنی ام
    همصحبت دیوان شدی ای وای بر دنیای خویش
    مردی کن و ما را ببخش همصحبتی پنهانی ام
    با ما نکردی تو جفا کشتی مرا تو در خفا
    زین رسم را با خود ببر من زاده ی تنهایی ام
    خلیل زاده اقدم




  14. #2053
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
    ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم
    آمده ام چو عقل و جان از همه دیده ها نهان
    تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
    آمده ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم
    آمده ام که زر برم زر نبرم خبر برم
    گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
    گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم
    اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
    اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
    آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
    پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم
    گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود
    تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم
    آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد
    و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم
    در هوس خیال او همچو خیال گشته ام
    وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
    این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
    گفت بخور نمیخوری پیش کسی دگر برم




  15. #2054
    mahta007
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,271
    10,708
    26,376

    پیش فرض

    نکند ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﻱ ﭘﺸﺖ ﺻﻠﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
    ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮﻧﻲ ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ

    ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ
    ﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﻳﻪ ﻱ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ

    ﻧﮑﻨﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻨﻨﺪ
    ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻤّﺎﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪ

    ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻫﻨﺶ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﺪ
    ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺍﺯ ﻣﺮﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ

    ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ!
    ﻧﮑﻨﺪ ﭘﺲ ﻓﺮﺩﺍ، ﺗﻴﺘﺮ ِ ﻳﮏ ِ ﮐﻴﻬﺎﻧﻢ

    ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻳﻤﺎﻧﻢ ﺷﮏ
    ﻧﮑﻨﺪ ﻟﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﮐﺘﮏ

    ﻧﮑﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﻱ ﺟﻌﻠﻲ ﻣﺮﺍ ﭘُﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
    ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻨﻬﻤﻪ ﺑﺪ، ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ ﺳﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ

    ﺗﻠﺨﻢ ﻭ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻢ
    ﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ

    ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺟﺎﺳﻮﺳﻨﺪ!
    ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪ ﻱ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻮﺳﻨﺪ

    ﻟﺨﺖ ﺩﺭ ﺟﻴﻎ ﺗﺮﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻱ ﺗﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
    ﻓﮑﺮ ِ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻦ ِ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺷﺐ ِ ﺳﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ

    ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﻲ ﺭﺣﻤﻲ
    ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ... ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ... ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﻣﻲ ﻓﻬﻤﻲ!...

    ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، ﺑﻬﺎﺭﻱ ﺑﺎﺷﺪ
    ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭﻱ ﺑﺎﺷﺪ

    ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺨﻔﻲ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎﺩﻱ
    ﮐﺎﺷﮑﻲ ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﻱ

    ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺑﺪ ﻧﺸﻮﺩ ﺁﺧﺮ ِ ﺍﻳﻦ ﻗﺼّﻪ ﻱ ﺑﺪ
    ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﺑﻴﻢ... ﻭﻟﻲ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ...

    ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺭ، ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭﺧﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ
    ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮﻧﻲ ﺩﺍﺧﻞ ﺗﺨﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ

    ﻧﮑﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪ...

    #سید_مهدی_ موسوی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  16. 1
  17. #2055
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,731

    پیش فرض

    گیرم اندوه تو خواب است و نگاه تو خیال
    پس دلم منتظر کیست عزیز این همه سال
    پس دلم منتظر کیست که من بی خبرم
    که من از آتش اندوه خودم شعله ورم
    ماه یک پنجره وا شد به خیالم که تویی
    همه جا شور به پا شد به خیالم که تویی
    باز هم دختر همسایه همانی که تو نیست
    باز هم چشم من و او که نمی دانم کیست
    باز هم چلچله آغاز شد از سمت بهار
    کوچه یک عالمه آواز شد از سمت بهار
    پیرهن پاره گل جمله تبسم شده است
    یوسف کیست که در خنده ی او گم شده است
    این چه رازی است که در چشم تو باید گم شد
    باید انگشت نمای تو و این مردم شد
    به گمانم دل من باز شقایق شده ای
    کار از کار گذشته است تو عاشق شده ای
    یال کوب عطش است این که کنون می آید
    این که با هیمنه از سمت جنون می آید
    بی تو، بی تو، چه زمستانی ام ایلاتی من
    چقدر سردم و بارانی ام ایلاتی من
    تو کجایی و منِ ساده ی درویش کجا
    تو کجایی و منِ بی خبر از خویش کجا
    دل خزانسوز بهاری است، بهاری است که نیست
    روز و شب منتظر اسب و سواری است که نیست
    در دلم این عطش کیست خدا می داند
    عاشقم دست خودم نیست خدا می داند
    عاشق چشم تو هستیم و ز ما بی خبری
    خوش به حالت که هنوز از همه جا بی خبری



    بهرامیان




صفحه 137 از 139 نخست ... 3787117127132133134135136137138139 آخرین
نمایش نتایج: از 2,041 به 2,055 از 2077

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •