ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 38 از 140 نخست ... 18283334353637383940414243485888138 ... آخرین
نمایش نتایج: از 556 به 570 از 2096
  1. #556
    تاریخ عضویت
    December 2008
    محل سکونت
    جنوب - بندر گناوه
    نوشته ها
    1,263
    6
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:424a1d6c44]خسته ام از اين کوير

    خسته ام از اين کوير، اين کوير کور و پير
    اين هبوط بي دليل، اين سقوط ناگزير

    آسمانِ بي هدف، بادهاي بي طرف
    ابرهاي سر به راه، بيدهاي سر به زير

    !اي نظار? شگفت، اي نگاه ناگهان
    !اي هماره در نظر، اي هنوز بي نظير

    !آيه آيه ات صريح، سوره سوره ات فصيح
    مثل خطي از هبوط، مثل سطري از کوير

    مثل شعر ناگهان، مثل گريه بي امان
    مثل لحظه هاي وحي، اجتناب ناپذير

    اي مسافر غريب، در ديار خويشتن
    !با تو آشنا شدم، با تو در همين مسير

    از کوير سوت و کور، تا مرا صدا زدي
    !ديدمت ولي چه دور! ديدمت ولي چه دير

    اين تويي در آن طرف، پشت ميله ها رها
    اين منم در اين طرف، پشت ميله ها اسير

    دست خست ي مرا، مثل کودکي بگير
    !با خودت مرا ببر، خسته ام از اين کوير[/SIZE]
    نبودن هیچکس سخت نیست ، فراموش کردن یک بودن سخت است
  2. #557
    تاریخ عضویت
    December 2008
    محل سکونت
    جنوب - بندر گناوه
    نوشته ها
    1,263
    6
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    هيچ کس ويرانيم را حس نکرد...
    وسعت تنهائيم را حس نکرد..
    در ميان خنده هاي تلخ من...
    گريه پنهانيم را حس نکرد...
    در هجوم لحظه هاي بي کسي...
    درد بي کس ماندنم را حس نکرد...
    آن که با آغاز من مانوس بود...
    لحظه پايانيم را حس نکرد
    نبودن هیچکس سخت نیست ، فراموش کردن یک بودن سخت است
  3. #558
    تاریخ عضویت
    December 2008
    محل سکونت
    جنوب - بندر گناوه
    نوشته ها
    1,263
    6
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:671a3e9031]ساکتم مثل گلوله ، تو خشاب يه مسلسل
    مثل برج موريانه ، توي هرزه زار جنگل
    مثل يه قطار کهنه ، مونده تو حسرت يک سوت
    مثل ته سيگار روشن ، بغل بشکه باروت
    ساکتم اما سکوتم ، عمر طولاني نداره
    اين صداي قلب من نيست ، دل دل يه انفجاره[/SIZE]
    نبودن هیچکس سخت نیست ، فراموش کردن یک بودن سخت است
  4. #559
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,444
    121
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:b1b9108936]در دريچه اي از قلب تاريک من ...تو هستي
    در روشني چشمان هميشه تاريک من...تو هستي
    در طلوع نابهنگام شب هاي من....تو هستي
    در سپيد ه د م روز پس از فردا ي من...تو هستي
    در قطره ي نقره اي اشک چشم من ...تو هستي
    در نبود جسم خاکي و فاني من ...تو هستي
    در آخرين نوشته ي شعر تنهايي من ..تو هستي
    تو کيستي که درمن هستي؟؟؟
    [/SIZE]
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  5. #560
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    1,364
    876
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    با تو شعرام همگی رنگ بهاره
    با تو هیچ چیزی دلم کم نمیاره
    وقتی نیستی همه چیم تیره و تاره
    کاش ببخشی تو خطاهامو دوباره
    ای خدای مهربون دلم گرفته
    از این ابر نیمه جون دلم گرفته
    از زمین و اسمون دلم گرفته
    اخه اشکامو ببین دلم گرفته
    تو خطاهامو نبین دلم گرفته
    تو ببخش فقط همین دلم گرفته
    توی لحظه های من شیرین ترینی
    واسه عشق و عاشقی تو بهترینی
    کاش همیشه محرم دلم تو باشی
    تو بزرگی اولین و اخری
    چنین زخمی که من خوردم نه از بیگانه از خویش است
    هـراسم نیست از مـردن ولی مـرگ تـو در پـیش است
  6. #561
    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    تو خونمون !!!
    نوشته ها
    3,626
    967
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:68e93cf240]


    سلام آهنگ هر سازم
    سلام ای زندگی سازم


    تموم هستی ام رو من
    به چشمای تو می بازم


    چشات همرنگ خورشیده
    قشنگه صبح امیده


    میون این همه لیلی
    چشام تنها تو را دیده


    تو عطر رازقی داری
    تو شوق عاشقی داری


    نجابت از تو می باره
    تو ابری ، هق هقی داری

    به امید سلام عشق

    همیشه از تو می خونم
    توی تبعید و تنهایی

    تو باشی ، باغ ِ زندونم
    [/SIZE]

    دست بر دلـ ♥ـم نگذار !
    میسوزی ...
    داغ خیلی چیز ها بر دلـ ♥ـم مانده ..
    .
  7. #562
    تاریخ عضویت
    December 2008
    محل سکونت
    جنوب - بندر گناوه
    نوشته ها
    1,263
    6
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:a1badbb82f]يک شبي با ياد تو بدرود خواهم گفت و رفت

    خاطراتت را به جوي آب خواهم گفت و رفت

    در فرار شعرهايم يک شبي خواهم نشست

    آخرين اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت

    با خيالت بر ديار قصه ها رفتم ولي

    قبل رفتن قصه ام را با تو خواهم گفت و رفت

    من ندانستم بگويم عاشق چشمان پر مهر توام

    يک شبي در خواب تو اين جمله خواهم گفت و رفت

    شعله هاي عشق من هر دم زبانه مي کشد از هجر تو

    بر دل ديوانه ام خاموش خواهم گفت و رفت.[/SIZE]
    نبودن هیچکس سخت نیست ، فراموش کردن یک بودن سخت است
  8. #563
    تاریخ عضویت
    December 2008
    محل سکونت
    جنوب - بندر گناوه
    نوشته ها
    1,263
    6
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:544d42d647]زندگي جذبه ي دستي است كه مي چيند

    زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است

    زندگي بعد درخت است به چشم حشره

    زندگي تجربه شب پره در تاريكي است

    زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد

    زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد

    زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست

    خبر رفتن موشك به فضا

    لمس تنهايي (( ماه ))

    فكر بوييدن گل در كره اي ديگر[/SIZE]
    نبودن هیچکس سخت نیست ، فراموش کردن یک بودن سخت است
  9. #564
    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    تو خونمون !!!
    نوشته ها
    3,626
    967
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:4f9185dc04]

    سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا برجاست

    سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست

    تو يك روياي كوتاهي دعاي هر سحر گاهي

    شدم خواب عشقت چون مرا اينگونه ميخواهي

    من ان خاموش خاموشم كه با شادي نمي جوشم

    ندارم هيچ گناهي جز كه از تو چشم نمي پوشم

    دو غم در شكل اوازي شكوه اوج پروازي

    نداري هيچ گناهي جز كه بر من دل نمي بازي

    مرا ديوانه مي خواهي ز خود بي گانه ميخواهي

    مرا دل باخته چون مجنون ز من افسانه مي خواهي

    شدم بيگانه با هستي ز خود بي خودتر از مستي

    نگاهم كن نگاهم كن شدم هر انچه ميخواستي

    بكش اي دل شهامت كن مرا از غصه راحت كن

    شدم انگشت نماي خلق مرا تو درس عبرت كن

    نكن حرف مرا باور نيابي از من عاشق تر

    نميترسم من از اقرار گذشت اب از سرم ديگر

    سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا بر جاست
    [/SIZE]

    دست بر دلـ ♥ـم نگذار !
    میسوزی ...
    داغ خیلی چیز ها بر دلـ ♥ـم مانده ..
    .
  10. #565
    تاریخ عضویت
    December 2008
    محل سکونت
    جنوب - بندر گناوه
    نوشته ها
    1,263
    6
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:6701284dcb]اول از همه برايت آرزومندم كه عاشق شوي،

    و اگر هستي، كسي هم به تو عشق بورزد،

    و اگر اينگونه نيست، تنهائيت كوتاه باشد،

    و پس از تنهائيت، نفرت از كسي نيابي،

    آرزومندم كه اين*گونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد،

    بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني.

    برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي،

    از جمله دوستان بد و ناپايدار،

    برخي نادوست، و برخي دوستدار

    كه دستكم يكي در ميانشان

    بي*ترديد مورد اعتمادت باشد.

    و چون زندگي بدين گونه است،

    برايت آرزومندم كه دشمن نيز داشته باشي،

    نه كم و نه زياد، درست به اندازه،

    تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهد،

    كه دستكم يكي از آن*ها اعتراضش به حق باشد،

    تا كه زياده به خودت غره نشوي.

    و نيز آرزومندم مفيد فايده باشي

    نه خيلي غير ضروري،

    تا در لحظات سخت

    وقتي ديگر چيزي باقي*نمانده است

    همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سر پا نگه دارد.

    همچنين، برايت آرزومندم صبور باشي

    نه با كساني كه اشتباهات كوچك مي*كنند

    چون اين كار ساده*اي است،

    بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران*ناپذير مي*كنند

    و با كاربرد درست صبوري*ات براي ديگران نمونه شوي.

    و اميدوارم اگر جوان هستي

    خيلي به تعجيل، رسيده نشوي

    و اگر رسيده*اي، به جوان*نمايي اصرار نورزي

    و اگر پيري، تسليم نااميدي نشوي

    چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد

    و لازم است بگذاريم در ما جريان يابند.

    اميدوارم سگي را نوازش كني

    به پرنده*اي دانه بدهي، و به آواز يك سهره گوش كني

    وقتي كه آواي سحرگاهيش را سر مي*دهد.

    چرا كه به اين طريق

    احساس زيبايي خواهي يافت، به رايگان.

    اميدوارم كه دانه*آي هم بر خاك بفشاني

    هر چند خرد بوده باشد

    و با روئيدنش همراه شوي

    تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد.

    به علاوه، آرزومندم پول داشته باشي

    زيرا در عمل به آن نيازمندي

    و براي اين كه سالي يك بار

    پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي:« اين مال من است»

    فقط براي اين كه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است!

    و در پايان، اگر مرد باشي آرزومندم زن خوبي داشته باشي

    و اگر زني، شوهر خوبي داشته باشي

    كه اگر فردا خسته باشيد، يا پس فردا شادمان

    باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بياغازيد.

    اگر همه ي اين*ها كه گفتم فراهم شد

    ديگر چيزي ندار
    [/SIZE]
    نبودن هیچکس سخت نیست ، فراموش کردن یک بودن سخت است
  11. #566
    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    مسافر شب های تنهایی
    نوشته ها
    5,231
    994
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    گریه نمـــــــی کنم ، نه اینکه سنــــگم

    گریه غـــــــــــرورمو بـــــهم می زنــــــه

    مرد برای هضــــــــم دلتنـــگی هــــاش

    گریه نمــــــــــی کنه ، قــــــدم می زنه

    ....

    گریه نمی کـــــــنم ، نه اینکــه خــــوبم

    نه اینکه دردی نیست ، نه اینکـه شادم

    یه اتفاق نصــــــــــفه نیمـــــــــه ام که

    یهـــــو میـــــــــــــون زندگی افـــــتادم

    ....

    یه ماجــــــــــرای تلخ نا گـــــــــــــــزیرم

    یه کهـــــــکشونم ، ولی بی ســــــتاره

    یه قهــوه که هر چی شـــکر بریــــــزی

    بازم هــــمون تلـــخی نـــــــاب رو داره

    ....

    اگه یکــــــــی باشه ، مـــــنــو بفهـمـه

    براش غــــــرورمو بهــــــم مــی زنــــم

    گریه که سهله ، زیر چتــر شـــونــــش

    تا آخــــــــر دنیـــا قـــــــــدم مـــی زنم
    در گذر از جاده ی زندگی آموختم
    کسانی را که بیشتر دوست می داری
    زودتر از دست می دهی
  12. #567
    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    shahiiiiiiiiiii
    نوشته ها
    138
    0
    کوچولو در حال فعال شدن

    پیش فرض

    همسفرم باش ...

    گرچه پايان راهم ناپيداست

    گرچه دنيايم غربتي است

    همراهم بيا نازنينم

    نگذار که ديوانه وار اين شب تاريک را بپيمايم

    نگذار که .....

    تنها همراه شبهايم تيرهاي چراغ برق خيابان باشد

    و تنها آشنايم سنگفرش پياده رو

    همسفرم باش

    که غربت نگاهم را

    در پس جاده گم کرده است

    دستم را بگير

    التماسم را بشنو

    نگذار قلبم در گورستان خاطره هايم

    " ...... خاطره هائي که زيستنم را ....... "

    براي مردگان ذهنم

    سيمهاي زنگ زده سنتورم

    نواي دروغين

    اميد !!!!!

    نوازد

    همسفرم باش

    که همراهان خسته ام را

    در پس اولين پيچ خاطره ام

    جا گذاشته ام

    دستهايم را بگير

    اشکهايم را پاک کن

    نگذار واهمه ديدن اشکهايم

    قلب خسته ام را بفرسايد

    قلبت را به دستم بده

    تا دگر باره فرياد زنم

    که اي بلنداي سرنوشت

    پيمودنت نه کار فرشتگان است و نه کار پريان

    عاشقي را که زندگيش

    در چهار روز روئيدن و پژمردن مريميست

    خواهد و قلبي فشرده از عشق

    همسفرم باش

    که تقدس رنگ باخته عشق را

    تبسمي از عاشقانه ترين زجه هاي سنتور بخشيم

    دستم را بگير

    همسفرم باش

    دوستم بدار و دوستت ميدارم

    که همين دوست داشتن خلاصه زندگيم

    است
    Z_DuuF
  13. #568
    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    4,741
    261
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:5825e331f6]باده باده ، می به می ، مست و خرابت می شوم

    بــنــده ی جــام لــب و شــرب شــرابـت می شوم

    نـغـمـه ی نی ، تـار و چـنگ ، آن مطرب شور آفرین

    می نــوازد تــا ســحـر آنـدم کـه خـوابـت می شوم

    فـکـر و ذکـر ، آیـیـن دل ، بـرد آن شـرار چـشـم تـو

    آن غـــلام و مـــلـــزم پـــا بـــه رکـــابـــت می شوم

    شــام و روز و مــهــر و مــه بی تـو کجا معنا گرفت

    بــا تــو مــن تـفـسـیـر آن مـعـنـای نـابت می شوم

    هـای و هـوی و قـیـل و قالم جز غم هجر تو نیست

    صـفـحه ی دل را گـشـا مـن خـود کـتابت می شوم
    [/SIZE]
    من بد نیستم . . .
    فقط دیگه حس خوبی به کسی ندارم!
    همین . . . !
  14. #569
    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    تو خونمون !!!
    نوشته ها
    3,626
    967
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:176140cffb]رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

    به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

    بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

    تقصیر چشمای تو بود ***، وگرنه ما کجا و عشق ؟

    سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

    بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

    تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

    تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

    عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

    وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

    رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

    به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

    هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

    یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

    همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

    قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
    [/SIZE]

    دست بر دلـ ♥ـم نگذار !
    میسوزی ...
    داغ خیلی چیز ها بر دلـ ♥ـم مانده ..
    .
  15. #570
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,692
    10,365
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    مي خواهم و مي خواستمت، تا نفسم بود .
    مي سوختم از حسرت و عشق تو بَسَم بود .

    عشق تو بَسَم بود، كه اين شعله بيدار
    روشنگر شب هاي بلند قفسم بود .

    آن بخت گريزنده دمي آمد و بگذشت
    غم بود كه پيوسته نفس در نفسم بود .

    دست من و آغوش تو ، هيهات ، كه يك عمر
    تنها نفسي با تو نشستن هوسم بود


    سيماي مسيحائي اندوه ، تو ، اي عشق
    در غربت اين مهلكه فرياد رسم بود .

    لب بسته و پر سوخته ، از كوي تو رفتم
    رفتم ، به خدا اگر هوسم بود ، بَسَم بود .








    پيداست غم عشق تو از رنگ نگاهم

    سوگند به چشمان تو حاشا شدني نيست

    بي مرحم اعجاز نگاه تو عزيزم

    اين کهنه ترين زخم مداوا شدني نيست

    بعد از تو نبندم دل به ... اري

    عشق دگري در دل من جا شدني نيست

    باور بکن اين زندگي اندر منظر من

    بي منظر چشم تو زيبا شدني نيست

    افسرده ترين است دلم بي تو بهارا

    اين باغ خزان ديده شکوفا شدني نيست

    يخ بسته وجودم ز زمستان جدايي

    برف غمت از دشت دلم پا شدني نيست

    گفتم ببرم خاطره ي عشق تو از ياد

    هر چند که کوشيده ام اما شدني نيست

    ديريست به دنبال تو ميگردم و افسوس

    اين گمشده انگار که پيدا شدني نيست...
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

صفحه 38 از 140 نخست ... 18283334353637383940414243485888138 ... آخرین
نمایش نتایج: از 556 به 570 از 2096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •