ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 70 از 140 نخست ... 20506065666768697071727374758090120 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,036 به 1,050 از 2096
  1. #1036
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,966
    6,419

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    یک شبی مجنون نمازش را شکست
    بی وضو در کوچه لیلا نشست

    عشق آن شب



    مست مستش کرده بود

    فارغ از جام الستش کرده بود

    سجده ای زد بر لب درگاه



    او

    پر زلیلا شد دل پر آه او

    گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
    بر صلیب



    عشق دارم کرده ای


    جام لیلا را به دستم داده ای
    وندر این بازی شکستم داده



    ای


    نشتر عشقش به جانم می زنی
    دردم از لیلاست آنم می زنی

    خسته ام



    زین عشق،



    دل خونم مکن

    من که مجنونم تو



    مجنونم مکن


    مرد این بازیچه دیگر نیستم
    این تو و لیلای تو



    ...
    من نیستم


    گفت



    :
    ای دیوانه لیلایت منم

    در رگ پیدا و پنهانت



    منم


    سال ها با جور لیلا ساختی
    من کنارت بودم و نشناختی

    عشق لیلا



    در دلت انداختم

    صد قمار عشق یک جا باختم

    کردمت آوارهء



    صحرا نشد

    گفتم عاقل می شوی اما



    نشد


    سوختم در حسرت یک یا ربت
    غیر لیلا برنیامد از لبت

    روز و شب او



    را صدا کردی ولی

    دیدم امشب با منی گفتم بلی

    مطمئن بودم به من



    سرمیزنی

    در حریم خانه ام در میزنی

    حال این لیلا که خوارت کرده بود
    درس



    عشقش بیقرارت کرده بود


    مرد راهش باش تا شاهت کنم
    صد چو لیلا کشته در راهت



    کنم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o></o>



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  2. #1037
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    799
    3
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    با اشك چشم ليلي <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o></o>




    و خون مجنون
    <o></o>
    نامه اي مينويسم <o></o>
    و به عنوان سلام <o></o>
    به تو اي عزيز تر از جانم هديه ميكنم.<o></o>
    سلامي كه مرا ميسوزاند<o></o>
    و تبديل به خاكستر ميكند <o></o>
    و اين خاكستر با بادهاي <o></o>
    عاشقانه همراه ميشود <o></o>
    تا به سرزمين قلب تو برسد <o></o>
  3. #1038
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    قلمرو کلاغ ها
    نوشته ها
    1,548
    8
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

    آره بازم منم همون دیونه همیشگی

    فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت؟!

    دلم واست تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت!

    حال من و اگه بخوای رنگ گلای قالیه

    جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه

    ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

    از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه

    دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

    فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

    فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خسته ات نکنه

    غم غریبی عزیزم سرد و شکسته ات نکنه

    چادر شب لطیفتو از روت شبا پس نزنی

    تنگ بلور آبتو یه وقت ناغافل نشکنی

    اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

    منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون

    راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم

    رفتیم تا اوج آسمون با ابرا هم سفر شدیم

    از وقتی رفتی آسمون پر کبوتره

    زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره

    فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم !

    حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم

    رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

    قسمت تو سفر شدو قسمت من آوارگی

    به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته

    یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته

    من میدونم*من میدونم همین روزاعشق من ازیادت میره

    بعدش خبر میدن بیا که داره عشقت میمیره

    عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه

    یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

    تنها دلیل زندگی! با یه غمی دوست دارم

    داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم

    وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

    مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر

    حرف منو به دل نگیر همش غم غریبیه

    تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه!

    میگم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

    نورشون بدرقه پاکی لحظه هات کنن

    تنها دلیل زندگیم!

    با یه غمی دوستت دارم...
    یه دوست خوب و مهربون خیلی زود از دست میره

    ولی یه دوست بد و نامهربون تا ابد واست میمونه

    دلم میخواست اونی که دوسش داشتم بد بود
  4. #1039
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    7,402
    2,303
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    پیش فرض

    خیلی سخته ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده !!!
    ولی تلخ تر از اون اینکه ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شده !!!
    ........................
    الهی خنده هات از ته دل / گریه های از سرشوق و هیچ غروبی برات باغم نباشه
    دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
  5. #1040
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,966
    6,419

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    [center:de57490561]بلبل آهسته به گل گفت شبی
    که مرا از تو تمنائی هست

    من به پیوند تو یک رای شدم
    گر ترا نیز چنین رائی هست

    گفت فردا به گلستان باز آی
    تا ببینی چه تماشائی هست

    گر که منظور تو زیبائی ماست
    هر طرف چهره*ی زیبائی هست

    پا بهرجا که نهی برگ گلی است
    همه جا شاهد رعنائی هست

    باغبانان همگی بیدارند
    چمن و جوی مصفائی هست

    قدح از لاله بگیرد نرگس
    همه جا ساغر و صهبائی هست

    نه ز مرغان چمن گمشده*ایست
    نه ز زاغ و زغن آوائی هست

    نه ز گلچین حوادث خبری است
    نه به گلشن اثر پائی هست

    هیچکس را سر بدخوئی نیست
    همه را میل مدارائی هست

    گفت رازی که نهان است ببین
    اگرت دیده*ی بینائی هست

    هم از امروز سخن باید گفت
    که خبر داشت که فردائی هست

    بلبل آهسته به گل گفت شبی
    که مرا از تو تمنائی هست

    من به پیوند تو یک رای شدم
    گر ترا نیز چنین رائی هست

    گفت فردا به گلستان باز آی
    تا ببینی چه تماشائی هست

    گر که منظور تو زیبائی ماست
    هر طرف چهره*ی زیبائی هست

    پا بهرجا که نهی برگ گلی است
    همه جا شاهد رعنائی هست

    باغبانان همگی بیدارند
    چمن و جوی مصفائی هست

    قدح از لاله بگیرد نرگس
    همه جا ساغر و صهبائی هست

    نه ز مرغان چمن گمشده*ایست
    نه ز زاغ و زغن آوائی هست

    نه ز گلچین حوادث خبری است
    نه به گلشن اثر پائی هست

    هیچکس را سر بدخوئی نیست
    همه را میل مدارائی هست

    گفت رازی که نهان است ببین
    اگرت دیده*ی بینائی هست

    هم از امروز سخن باید گفت
    که خبر داشت که فردائی هست
    [/center:de57490561]



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  6. #1041
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    roye zamiiin
    نوشته ها
    23
    0

    کوچولو در حال راه افتادن

    پیش فرض

    اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست

    چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است.

    تار و پود هستی ام بر باد رفت اما نرفت
    عاشقی ها از دلم دیوانگی ها از سرم
    شمع لرزان نیستم تا ماند از من اشک سرد
    آتشی جاوید باشد در دل خاکسترم.
    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من ، دل من داند و من دانم و دل داند و من .
  7. #1042
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هر جا که پاک باشه..
    نوشته ها
    3,983
    2,163
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    رفتنت آغاز ويراني است حرفش را نزن
    ابتداي يک پريشاني است حرفش را نزن
    گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو
    چشم هايم بي تو باراني است حرفش را نزن
    آرزو داری که ديگر بر نگردم پيش تو
    راهمان با اينکه طولاني است حرفش را نزن
    دوست داري بشکني قلب پريشان مرا
    دل شکستن کار آساني است حرفش را نزن
    خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني
    اين شکستن نا مسلماني است حرفش را نزن
    حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام
    رفتنت آغاز ويراني است حرفش را نزن


    با خــــودم خـــــلوت کــردم فـــهـــمیدم
    هیچگـــاه به بـی تـو بـودن
    عـــادت نخواهم کرد . .
    یا بمـــان ،،،،،،

    یــا . . .

    یـا ندارد فقط بمان . . .





  8. #1043
    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    مسافر شب های تنهایی
    نوشته ها
    5,231
    994
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    [center:07950ecdd4]
    آرزوی من اینست
    که دو روز طولانی
    درکنار تو باشم فارغ از پشیمانی
    آرزوی من اینست
    یا شوی فراموشم
    یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

    آرزوی من اینست
    که تو مثل یک سایه
    سر پناه من باشی
    لحظه ی تر ِ گریه

    آرزوی من اینست
    نرم و عاشق و ساده
    همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
    آرزوی من اینست
    هستی تو من باشم
    لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم

    آرزوی من اینست
    تو غزال من باشی
    تک ستاره روشن در خیال من باشی
    آرزوی من اینست
    در شبی پر از رویا
    پیش ماه و تو باشم
    لحظه ای لب دریا

    آرزوی من اینست
    از سفر نگویی تو
    تو هم آرزویی کن
    اوج آرزویی تو
    آرزوی من اینست
    مثل لیلی و مجنون
    پیروی کنیم از عشق
    این جنون بی قانون
    آرزوی من اینست
    زیر سقف این دنیا
    من برای تو باشم
    تو برای من تنها

    [/center:07950ecdd4]
    در گذر از جاده ی زندگی آموختم
    کسانی را که بیشتر دوست می داری
    زودتر از دست می دهی
  9. #1044
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    زیر سقف پر ستاره
    نوشته ها
    4,823
    220
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    [center:34b1c6910a]





    پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست
    حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست
    شعر زلال جوشش احساس های من
    از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست

    يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است
    اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست
    خم شد شکست پشت دل نازکم ولی
    بار غمت عزيز تر از جان کشيدنی ست

    من در فضای خلوت تو خيمه می زنم
    طعم صدای خلوت پاکت چشيدنی ست
    تا اوج ، راهی ام به تماشای من بيا
    با بالهای عشق تو پرواز ديدنی ست

    .
    .
    .
    !



    [/center:34b1c6910a]

    دوست داشتن
    نام دیگر رسیدن است
    کافیست
    واگن اَت را دُرست سوار شَوی...!

  10. #1045
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    قلمرو کلاغ ها
    نوشته ها
    1,548
    8
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند،

    حيف من زاده ي امروزم،

    خدايا، جهنمت فرداست !

    پس چرا من امروز مي سوزم؟*
    یه دوست خوب و مهربون خیلی زود از دست میره

    ولی یه دوست بد و نامهربون تا ابد واست میمونه

    دلم میخواست اونی که دوسش داشتم بد بود
  11. #1046
    تاریخ عضویت
    July 2009
    محل سکونت
    شهر عشق
    نوشته ها
    174
    2
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    پیش فرض

    [center:d93b0f1270]سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا برجاست

    سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست

    تو يك روياي كوتاهي دعاي هر سحر گاهي

    شدم خواب عشقت چون مرا اينگونه ميخواهي

    من ان خاموش خاموشم كه با شادي نمي جوشم

    ندارم هيچ گناهي جز كه از تو چشم نمي پوشم

    دو غم در شكل اوازي شكوه اوج پروازي

    نداري هيچ گناهي جز كه بر من دل نمي بازي

    مرا ديوانه مي خواهي ز خود بي گانه ميخواهي

    مرا دل باخته چون مجنون ز من افسانه مي خواهي

    شدم بيگانه با هستي ز خود بي خودتر از مستي

    نگاهم كن نگاهم كن شدم هر انچه ميخواستي

    بكش اي دل شهامت كن مرا از غصه راحت كن

    شدم انگشت نماي خلق مرا تو درس عبرت كن

    نكن حرف مرا باور نيابي از من عاشق تر

    نميترسم من از اقرار گذشت اب از سرم ديگر

    سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا بر جاست








    [/center:d93b0f1270]


    گناههم جوانیست
  12. #1047
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    قلمرو کلاغ ها
    نوشته ها
    1,548
    8
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونن،

    دولي من دوستش دارم چون تنهايي رو درک ميکنه
    یه دوست خوب و مهربون خیلی زود از دست میره

    ولی یه دوست بد و نامهربون تا ابد واست میمونه

    دلم میخواست اونی که دوسش داشتم بد بود
  13. #1048
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    قلمرو کلاغ ها
    نوشته ها
    1,548
    8
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    اول به نام عشق... دوم به نام تو... سوم به ياد مرگ... بر لوح شيشه اي قلبت

    بنويس :يا تو و عشق، يا من و مرگ
    یه دوست خوب و مهربون خیلی زود از دست میره

    ولی یه دوست بد و نامهربون تا ابد واست میمونه

    دلم میخواست اونی که دوسش داشتم بد بود
  14. #1049
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    799
    3
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    تیک تیک ساعت دوباره عشق و به یادم می یاره




    نگاه عاشق تو رو به یاد چشمام می اره




    حرف های بچه گانه ای که می زدیم به



    همدیگه




    اشک های بی غروری که همش می ریخت با یک گله




    چه روزای شیرینی بود اون



    لحظه های عاشقی




    اون رویای قشنگی که ساختیم با هم از زندگی




    ثانیه های بی کسی



    اصلا تمومی نداره




    انگار باید تنها باشم تا اخر عمر با غصه




    دلم می خواد بیا



    پیشت چرا خدا تورو گرفت




    ای کاش می شد به جای تو منو از دنیا می گر فت <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o></o>
  15. #1050
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    hamedan
    نوشته ها
    1,588
    14
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    سیه چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت یاد می داد

    مرا برد از یاد او ولی من به جز او عالمی را بردم از یاد
    00:00:01
صفحه 70 از 140 نخست ... 20506065666768697071727374758090120 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,036 به 1,050 از 2096

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •