ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 9 نخست 12345678 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 121
  1. #31
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    [center:e8b7b66245]نامه ای برای تو



    اين ترانه بوي نان نمي دهد
    بوي حرف ديگران نمي دهد

    سفره دلم دوباره باز شد
    سفره اي كه بوي نان نمي دهد

    نامه اي كه ساده و صميمي است
    بوي شعر و داستان نمي دهد :

    … با سلام و آروزي طول عمر
    كه زمانه اين زمان نمي دهد

    كاش اين زمانه زير و رو شود
    روي خوش به ما نشان نمي دهد

    يك وجب زمين براي باغچه
    يك دريچه آسمان نمي دهد

    وسعتي به قدر جاي ما دو تن
    گز زمين دهد زمان نمي دهد

    فرصتي براي دوست داشتن
    نوبتي به عاشقان نمي دهد

    هيچكس برايت از صميم دل
    دست دوستي تكان نمي دهد

    هيچ كس به غير ناسزا تو را
    هديه اي به رايگان نمي دهد

    كس ز فرط هاي و هوي گرگ و ميش
    دل به هي هي شبان نمي دهد

    جز دلت كه قطره اي است بي كران
    كس نشان ز بي كران نمي دهد

    عشق نام بي نشانه است و كس
    نام ديگري به آن نمي دهد

    جز تو هيچ ميزبان مهربان
    نان و گل به ميهمان نمي دهد

    نااميدم از زمين و از زمان
    پاسخم نه اين ، نه آن ، نمي دهد

    پاره هاي اين دل شكسته را
    گريه هم دوباره جان نمي دهد

    خواستم كه با تو درد دل كنم
    گريه ام ولي امان نمي دهد ...
    [/center:e8b7b66245]
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  2. #32
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    [SIZE=3:b2ab7df54c]
    ۞حسرت همیشگی ۞

    " دفتر : از آيينه هاي ناگهان-1 "
    [/SIZE]

    [SIZE=3:b2ab7df54c]

    حرفهای ما هنوز ناتمام
    تا نگاه می کنی :
    وقت رفتن است
    باز هم همان حکایت همیشگی !
    پیش از آن که با خبر شوی
    لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
    آی ...
    ای دریغ و حسرت همیشگی!
    ناگهان
    چقدر زود
    دیر می شود !

    [/SIZE]
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  3. #33
    fletcher
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    sHz
    نوشته ها
    2,134
    7
    8

    پیش فرض

    قطار مي رود....
    تو مي روي.....
    تمام ايستگاه مي رود............
    و من چقدر ساده ام كه سالهاي سال
    در انتظار تو
    كنار اين قطار رفته ايستاده ام
    و همچنان به نرده هاي ايستگاه رفته
    تكيه داده ام!!
  4. #34
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    [SIZE=3:5d41aa6171]_-*همزاد عاشقان جهان*-_

    ₪ دفتر : از آيينه هاي ناگهان-1₪

    " پاره ای از یک منظومه "
    [/SIZE]
    [SIZE=3:5d41aa6171]

    هر چند عاشقان قدیمی
    از روزگار پیشین
    تا حال
    از درس و مدرسه
    از قیل و قال
    بیزار بوده اند
    اما
    اعجاز ما همین است :
    ما عشق را به مدرسه بردیم
    در امتداد راهرویی کوتاه
    در یک کتابخانه ی کوچک
    بر پله های سنگی دانشگاه
    و میله های سرد و فلزی
    گل داد و سبز شد



    آن روز، روز چندم اردی بهشت
    یا چند شنبه بود
    نمی دانم
    آن روز هر چه بود
    از روزهای آخر پاییز
    یا آخر زمستان
    فرقی نمی کند
    زیرا
    ما هر دو در بهار
    - در یک بهار -
    چشم به دنیا گشوده ایم
    ما هر دو
    در یک بهار چشم به هم دوختیم
    آن گاه ناگهان
    متولد شدیم و نام تازه ای
    بر خودگذاشتیم



    فرقی نمی کند
    آن فصل
    - فصلی که می توان متولد شد -
    حتما بهار باید باشد
    و نام تازه ی ما ، حتما
    دیوانه وار باید باشد
    فرقی نمی کند
    امروز هم
    ما هر چه بوده ایم ، همانیم
    ما باز می توانیم هر روز ناگهان متولد شویم
    ما
    همزاد عاشقان جهانیم ...

    [/SIZE]

    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  5. #35
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    [SIZE=3:19dba9a4b3]¸.•`هر چه هستی ، باش `•.¸

    "دفتر : از آيينه هاي ناگهان-1"

    [/SIZE]

    ۞₪۞₪۞₪۞₪۞₪

    [SIZE=3:19dba9a4b3]
    با توام
    ای لنگر تسکین !
    ای تکانهای دل !
    ای آرامش ساحل !
    با توام
    ای نور !
    ای منشور !
    ای تمام طیفهای آفتابی !
    ای کبود ِ ارغوانی !
    ای بنفشابی !
    با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین !
    با توام
    ای شادی غمگین !
    با توام
    ای غم !
    غم مبهم !
    ای نمی دانم !
    هر چه هستی باش !
    اما کاش...
    نه ، جز اینم آرزویی نیست :
    هر چه هستی باش !
    اما باش!
    [/SIZE]

    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  6. #36
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    [center:0379815767]

    ای درخت آشنا
    شاخه های خویش را
    ناگهان کجا
    جا گذاشتی ؟

    یا به قول خواهرم فروغ :
    دستهای خویش را
    در کدام باغچه
    عاشقانه کاشتی ؟

    این قرار داد
    تا ابد میان ما
    برقرار باد :
    چشمهای من به جای دستهای تو !

    من به دست تو
    آب می دهم
    تو به چشم من
    آبرو بده !

    من به چشمهای بی قرار تو
    قول می دهم :
    ریشه های ما به آب
    شاخه های ما به آفتاب می رسد

    ما دوباره سبز می شویم !


    " قیصر امین پور "
    [/center:0379815767]
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  7. #37
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    [SIZE=3:96330ffac1]۩ سطرهای سفید ۩[/SIZE]

    [SIZE=3:96330ffac1]"دفتر : از آيينه هاي ناگهان-1 "

    [/SIZE]

    [SIZE=3:96330ffac1]
    واژه واژه
    سطر سطر
    صفحه صفحه
    فصل فصل
    گیسوان من سفید می شوند!
    همچنانکه سطر سطر
    صفحه های دفترم سیاه می شوند!
    خواستی که با تمام حوصله
    تارهای روشن و سفید را
    رشته رشته بشمری
    گفتمت که دستهای مهربانی ات
    در ابتدای راه
    خسته می شوند
    گفتمت که راه دیگری
    انتخاب کن :
    دفتر مرا ورق بزن !
    نقطه نقطه
    حرف حرف
    واژه واژه
    سطر سطر
    شعرهای دفتر مرا
    مو به مو حساب کن!
    [/SIZE]
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  8. #38
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    [SIZE=3:1e0f7d0462]:: هنوز ::
    [/SIZE]



    [SIZE=3:1e0f7d0462]

    هنوز
    دامنه دارد
    هنوز هم که هنوز است
    درد
    دامنه دارد
    شروع شاخه ی ادراک
    طنین نام نخستین
    تکان شانه ی خاک
    و طعم میوه ی ممنوع
    که تا تنفس سنگ
    ادامه خواهد داشت
    و درد
    هنوز دامنه دارد ...

    [/SIZE]
    [SIZE=3:1e0f7d0462]
    "دفتر : از آيينه هاي ناگهان-1 "[/SIZE]
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  9. #39
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض


    [SIZE=3:6bed69e60f]
    □ میهمان سرزده □[/SIZE]

    [SIZE=3:6bed69e60f]

    لحظه ای که خسته ام
    لحظه ای که روی دسته های نرم صندلی
    یا به پایه های سخت میز
    تکیه می دهم
    مثل میهمان سرزده
    پا به راه و بی قرار رفتنم
    فکر می کنم
    میزبان من
    اجتماع کور موریانه هاست
    موریانه های ریز
    موریانه های بی تمیز
    میزهای کوچک و بزرگ را
    چشم بسته انتخاب می کنند
    آه !
    موریانه های میزبان !
    ذهن میزهای ما
    جای تخم ریزی شماست !


    .:: دفتر از آيينه هاي ناگهان - ا ::.
    [/SIZE]
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  10. #40
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض



    [SIZE=3:3bd369250e]
    □• اعتراف •□
    [/SIZE]
    [SIZE=3:3bd369250e]
    خارها
    خوار نیستند
    شاخه های خشک
    چوبه های دار نیستند
    میوه های کال کرم خورده نیز
    روی دوش شاخه بار نیستند
    پیش از آنکه برگهای زرد را
    زیر پای خویش
    سرزنش کنی
    خش خشی به گوش می رسد :
    برگهای بی گناه
    با زبان ساده اعتراف می کنند
    خشکی درخت
    از کدام ریشه آب می خورد


    دفتر از آيينه هاي ناگهان - 1

    [/SIZE]
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  11. #41
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض



    [SIZE=3:8ea751d96b]
    " اشتقاق "

    [/SIZE][SIZE=3:8ea751d96b]
    وقتی جهان
    از ریشه ی جهنم
    و آدم
    از عدم
    و سعی
    از ریشه های یأس می آید
    وقتی که یک تفاوت ساده
    در حرف
    کفتار را
    به کفتر
    تبدیل می کند
    باید به بی تفاوتی واژه ها
    و واژه های بی طرفی
    مثل نان
    دل بست
    نان را
    از هر طرف بخوانی
    نان است !

    [/SIZE]

    [SIZE=3:8ea751d96b]( دفتر از آيينه هاي ناگهان - ا )[/SIZE]
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  12. #42
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    [SIZE=3:3e7ad43530]
    سرود صبح
    [/SIZE]

    [SIZE=3:3e7ad43530]
    حنجره ها روزه ی سکوت گرفتند
    پنجره ها تار عنکبوت گرفتند

    عقده ی فریاد بود و بغض گلوگیر
    بُهت فصیح مرا سکوت گرفتند

    نعره زدم : عاشقان گرسنه ی مرگند
    درد مرا قوت لایموت گرفتند

    چون پر پروانه تا که دست گشودم
    دست مرا لحظه ی قنوت گرفتند

    خط خطا بر سرود صبح کشیدند
    روشنی صفحه را خطوط گرفتند

    [/SIZE]
    [SIZE=3:3e7ad43530]
    ( دفتر از آيينه هاي ناگهان - ا )[/SIZE]
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  13. #43
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    [center:31a0fc59f2] آواز عاشقانه



    آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
    حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

    دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
    تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

    سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
    آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

    ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
    ای وای ، های های عزا در گلو شکست

    آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
    خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

    " بادا " مباد گشت و " مبادا " به باد رفت
    " آیا " ز یاد رفت و " چرا " در گلو شکست

    فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
    نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

    تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
    بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست



    دفتر : از آيينه هاي ناگهان - ا
    [/center:31a0fc59f2]
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  14. #44
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    [center:a176d6e550]کودکی ها



    کودکی هایم اتاقی ساده بود
    قصه ای ، دور ِ اجاقی ساده بود

    شب که می شد نقشها جان می گرفت
    روی سقف ما که طاقی ساده بود

    می شدم پروانه ، خوابم می پرید
    خوابهایم اتفاقی ساده بود

    زندگی دستی پر از پوچی نبود
    بازی ما جفت و طاقی ساده بود

    قهر می کردم به شوق آشتی
    عشق هایم اشتیاقی ساده بود

    ساده بودن عادتی مشکل نبود
    سختی نان بود و باقی ساده بود




    " دفتر : از آيينه هاي ناگهان - ا "
    [/center:a176d6e550]
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
  15. #45
    love-kh

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    .B.C
    نوشته ها
    6,445
    1,787
    1,294

    پیش فرض

    [center:7b34b2b583]

    [/center:7b34b2b583][center:7b34b2b583]
    □₪ حرفی از نام تو ₪□





    ناگهان دیدم سرم آتش گرفت
    سوختم ، خاکسترم آتش گرفت

    چشم واکردم ، سکوتم آب شد
    چشم بستم ، بسترم آتش گرفت

    در زدم ، کس این قفس را وا نکرد
    پر زدم ، بال و پرم آتش گرفت

    از سرم خواب زمستانی پرید
    آب در چشم ترم آتش گرفت

    حرفی از نام تو آمد بر زبان
    دستهایم ، دفترم آتش گرفت




    * از دفتر : از آيينه هاي ناگهان -1 *
    [/center:7b34b2b583]
    قرارمان فصل انگور
    شراب که شدم
    تو جام بیاور
    من جان...
    ________________________________
صفحه 3 از 9 نخست 12345678 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 121

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •