ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 18 12345611 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 259
  1. #1
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    Flower 23 32 業مریم حیدرزاده 業

    تاپيك مختص توضيحات و قوانين





    ویرایش توسط MELINA : 2012.11.15 در ساعت 00:15
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  2. #2
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:25e477cfc6]شعر : من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

    از كتاب : "یا تو یا هیچ کس"[/SIZE]


    78787878787

    عطر زرد گل یاس رو نمی خوام
    نمره ی بیست کلاسو نمی خوام
    من فقط واسه چش تو جون می دم
    عاشقای بی حواسو نمی خوام
    من تو رو می خوام اونارو نمی خوام
    نفسم تویی هوارو نمی خوام
    عشق رو نقطه ی جوشو نمی خوام
    دوره گرد گل فروشو نمی خوام
    اونی که چشاش به رنگ عسله
    مجنون خونه به دوشو نمی خوام
    من تو رو می خوام اونارو نمی خوام
    نفسم تویی هوارو نمی خوام
    من کسی با قد رعنا نمی خوام
    چشای درشت و گیرا نمی خوام
    دوس دارم قایق سواری رو ، ولی
    جز تو از هیچ کسی دریا نمی خوام
    من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
    نفسم تویی هوارو نمی خوام
    موهای خیلی پریشون نمی خوام
    آدم زیادی مجنون نمی خوام
    می دونی چشم منو گرفتی و
    جز تو هیچی از خدامون نمی خوام
    من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
    نفسم تویی هوا رو نمی خوام
    چشم شرقی سیاهو نمی خوام
    صورتای مثل ماهو نمی خوام
    آخه وقتی تو تو فکر من باشی
    حق دارم بگم گناهو نمی خوام
    من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
    نفسم تویی هوا رو نمی خوام
    حرفای نقره ای رنگ رو نمی خوام
    او دو تا چشم قشنگو نمی خوام
    حتی اون که بلده شکار کنه
    صاحب تیر و تفنگو نمی خوام
    من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
    نفسم تویی هوا رو نمی خوام
    شعرای ساده و تازه نمی خوام
    اونکه می گه اهل سازه نمی خوام
    من دلم می خواد تو رو داشته باشم
    واسه ی اینم اجازه نمی خوام
    من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
    نفسم تویی هوا رو نمی خوام
    سفر دور جهانو نمی خوام
    رنگای رنگین کمانو نمی خوام
    لحظه و ساعت عمر من تویی
    تو که نیستی من زمانو نمی خوام
    من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
    نفسم تویی هوا رو نمی خوام
    فالای جور واجور رو نمی خوام
    نامه های راه دور و نمی خوام
    واسه چی برم ستاره بچینم
    ماه من تویی که نور و نمی خوام
    من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
    نفسم تویی هوا رو نمی خوام
    آذر و خرداد و تیر نمی خوام
    آدمای سر به زیر نمی خوام
    من خودم تو چشم تو زندونیم
    حق دارم بگم ، اسیرو نمی خوام
    من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
    نفسم تویی هوا رو نمی خوام
    حرف خیلی عاشقونه نمی خوام
    دل رسوا و دیوونه نمی خوام
    یا تو ، یا هیچکس دیگه به خدا
    خدا هم خودش می دونه ،*نمی خوام
    خرداد و اردی بهشت و نمی خوام
    بی تو من این سرنوشتو نمی خوام
    یکی پرسید اگه آخرش نشه
    حتی این خیال زشتو نمی خوام
    من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
    نفسم تویی هوا رو نمی خوام
    بی تو چیزی از این عالم نمی خوام
    تو فرشته ای من آدم نمی خوام
    می دونی خیلی زیادی واسه من
    همیشه عادتمه ،*کم نمی خوام
    من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
    نفسم تویی هوا رو نمی خوام
    من و باش شعر و نوشتم واسه کی
    تویی که گفتی شما رو نمی خوام
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  3. #3
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,833
    16,561
    20,512

    پیش فرض

    مرسي رضا جان...
    من خودم به شعرهاي خانم حيدرزاده علاقه دارم...

    بچه ها٬ سعي كنيد قوانيني كه عمورضا در يغمايي گفته را در همه تاپيك هاي بخش شعر رعايت كنيد تا ٬اين تاپيكهاي زيبا نظم و زيبايي خودش رو داشته باشه...

    ...........................
    آخرین نامه

    از كتاب : ماه تمام من


    دلم می خواد یه چیزی رو بدونی
    دیگه نه عاشقی نه مهربونی
    منم دیگه تصمیمم رو گرفتم
    اصلا نمی خوام که پیشم بمونی
    دیشب که داشتم فکرام و می کردم
    دیدم با تو تلف شده جوونی
    یه جا یه جمله ی قشنگی دیدم
    عاشقو باید از خودت برونی
    چه شعرایی من واسه تو نوشتم
    تو همه چیز بودی جز آسمونی
    یادت میاد منتم رو کشیدی ؟
    تا که فقط بهت بدم نشونی ؟
    یادت می اد روی درخت نوشتی
    تا عمر داری برای من می خونی ؟
    یادت میاد حتی سلام من رو
    گفتی به هیچ کس نمی رسونی
    حالا بیار عکسامو تا تموم شه
    اگر که وقت داری اگه می تونی
    نگو خجالت می کشی می دونم
    تو خیلی وقته دیگه مال اونی
    خوش باشی هر جا که می ری الهی
    واست تلافی نکنه زمونی

    ...
    مریم حیدرزاده
  4. #4
    sima_bl
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,445
    0
    34

    پیش فرض

    بعد دیدار تو
    از كتاب : پروانه ات خواهم ماند


    تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
    چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
    تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی
    و من در پیش چشمان تو مشتی خک گلدانم
    تو دریای ترینی آبی و آرام و بی پایان
    و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم
    تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف
    و من در آرزوی قطره های پک بارانم
    نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته
    به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
    تو دنیای منی بی انتها و سکت و سرشار
    و من تنها در این دنیای دور از غصه مهمانم
    تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم
    و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم
    تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر
    و من هم یککبوتر تشنه باران درمانم
    بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من
    ببین با تو چه رویایی ست رنگ شوق چشمانم
    شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم
    هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم
    تو فکر خواب گلهایی که یک شب باد ویران کرد
    و من خواب ترا می بینم و لبخند پنهانم
    تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
    و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
    تو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمت
    و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم
    تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد
    و من تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم
    شبست و نغمه مهتاب و مرغان سفر کرده
    و شاید یک مه کمرنگ از شعری که می خوانم
    تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد
    که تو یک شب بگویی دوستم داری تو می دانم
    غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست
    و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم
    به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست
    قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
    بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
    دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم
    کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
    کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
    و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
  5. #5
    sima_bl
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,445
    0
    34

    پیش فرض

    تا قیامت
    از كتاب : مثل هيچكس


    من میگم بهم نگاه کن
    تو میگی که جون فدا کن
    من میگم چشمات قشنگه
    تو میگی دنیا دو رنگه
    من میگم دلم اسیره
    تو میگی که خیلی دیره
    من میگم چشمات و وکن
    تو میگی من و رها کن
    من میگم قلبم رو نشکن
    تو میگی من می شکنم من ؟
    من میگم دلم رو بردی
    تو میگی به من سپردی ؟
    من میگم دلم شکسته است
    تو میگی خوب میشه خسته است
    من میگم بمون همیشه
    تو میگی ببین نمی شه
    من میگم تنهام می ذاری
    تو میگی طاقت نداری
    من میگم تنهایی سخته
    تو میگی این دست بخته
    من میگم خدا به همرات
    تو میگی چه تلخه حرفات
    من میگم که تا قیامت
    برو زیبا به سلامت
    من میگم خدا به همرات
    تو میگی چه تلخه حرفات
    من میگم که تا قیامت
    برو زیبا به سلامت
    کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
    کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
    و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
  6. #6
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    کتاب : یا تو یا هیچ کس دیگه


    شعر:
    مشرق عشق


    [size=12:a2ff60b3ad]در مشرق عشق دشت خورشيد تويي
    در باغ نگاه ياس اميد تويي
    در بين هزار پونه آن كس كه مرا
    چون روح نسيم زود فهميد تويي[/SIZE]
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  7. #7
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:3ad847a231]شعر : "هیچ کسی زیبا نمی شه"

    از كتاب : "یا تو یا هیچ کس"[/SIZE]


    787878787878787

    انقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمی شه
    پی چاره ام با حرفای الفبا نمی شه
    من که هیچ ، ساعتمم دیوونته دروغ که نیست
    تو از اون روزی که رفتی خوابیده ، پا نمی شه
    هی می گم کاشکه یه روز معجزه شه با همدیگه
    دو سه ساعتی بریم کنار دریا ، نمی شه
    آسمون دلش گرفته ، مث اخمای تو ا...ـ
    یه گره افتاده رو پیشونیشو ، وا نمیشه
    نامتم با هام لجه ، می خوام بذارمش کنار
    انقدر بد باهام ، هر چی کنم تا نمی شه
    مگه کم ناز چشاتو کشیدم دسته گلم ؟
    که دیگه یه ذره خندتم مال ما نمیشه
    سرخیا مال تو ، هر چی زرده بفرس واسه من
    ماهی مثل تو که پنهون لای ابرا نمی شه
    دیدی خواستن میون من و تو رو ابری کنن ؟
    تو نفگتی بهشون برید ،*چه حرفا ، نمی شه ؟
    مگه از من چی شنیدی که یهو دلت شکست
    دل عاشق بیشتر از یک دفه رسوا نمی شه
    چه شبایی که نشستم تا سحر به این امید
    که به هر کسی به جز من بگی نه ، یا نمی شه
    روزی که خواستی بیای پیشم مث دیوونه ها
    از همه می پرسیدم پس چرا فردا نمی شه
    اینه رسمش ؟ تا یه چیز شنیدی باورت بشه ؟
    این جوری که قصه مون عبرت دنیا نمی شه
    یعنی حق با شعر یه شاعر اون روزاش که گفت ؟
    برو مجنون واسه تو هیچ کسی لیلا نمی شه
    خوابتو دیدم و پرسیدم ازت کجا بودی ؟
    گفتی طولانیه قصه ، توی رؤیا نمی شه
    یادته ؟ تماس گرفتم که ببینم چی شده ؟
    گفتی بعدا ، جایی ام ،* صحبتش اینجا نمی شه
    دفترم عادتشه ، فقط تو روش خط بکشی
    خودتم خوب می دونی بدون امضا نمی شه
    تو رو باید تو تمام کتابا ، نه کمته
    حرف تو خلاصه نیس ، پس توی انشا نمی شه
    چشاتو نمی شه گفت چه رنگیه بس که گلی
    هیچ چشی ، چش نزنم ، انقد زیبا نمی شه
    راستی تو منو یادت رفته ،*آره ؟
    من همونم که بدون تو شباش به غیر یلدا نمی شه
    با خودت قرار گذاشتی دیگه اسممو نگی
    جمله هات تموم می شه ، با نمی خوام ، با نمی شه
    باشه هر چی تو بگی قبول ،* فقط اینو بدون
    حکم قتلمم بدی ،*هیچی کسی زیبا نمی شه
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  8. #8
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    بازم سلام خدمت عزيزانم و بازم عرض ارادت خدمت همه خوشدلهاي "كوچولو"يي خودم.
    اين تاپيك زيبارو هم كه مطمئنم حتما با استقبال شما روبرو خواهد شد به سفارش سيماي عزيز ايجاد كردم.
    البته قبل از سيما ، دو سه تا ديگه بچه ها درخواست داده بودن كه جدي نبود. اين تجربه رو در مورد اشعار
    استاد شهريار و اخوان ثالث هم داشتم كه وقتي به خواهش نصفه نيمه يكي از دوستان توجه كردم و تاپيك روايجاد كردم
    فقط دو سه روز ذوق و شوق نوشتن داشت و كم كم از نظرها دور شدن!
    بگذريم؛ بهرحال براي نوشتن و قرار دادن آثار اين عزيزان هنرمندمون و استفاده بهتر از اشعارشون ، قاعدتا بهتره
    كه روال قانونمند يا قاعده روشني رو در نظر بگيريم كه همون توصيه هايي هست كه در تاپيك "يغماگلروئي" ذكر كردم.
    و لازم دونستم عينا اونهارو در اين تاپيك هم يادآور عزيزانم بشم :

    787878787878787

    تذكر (قوانين اين بخش):
    دوستاني كه قصد دارن درين تاپيك و تاپيك هاي مربوط به بخش اشعار پستي بذارن ، مثل همين تاپيك ، اين نكات رو توجه داشته باشن :
    1) اولين شرط و اولويت در نوشتن پستها نظم و ترتيب در نوشتن اونهاست.يعني حتما بايد نام اون كتاب بهمراه نام شعر كه
    با فونت بولد و رنگي متفاوت با رنگ خود شعر هست ، ذكر بشه.در غير اينصورت اون پست حذف ميشه. دليلم
    كاملا منطقيه ! اگه كسي دوست داشت بدونه ، بپرسه تا بگم !
    2) براي اينكه دوستان ديگه، در جريان اشعار وترانه هاي قبلي قرار بگيرن ؛ از نوشتن سه پست در روز در تاپيك مربوطه
    جدا پرهيز كنيد ، در غير اينصورت تمامي پستهاي اون روز حذف خواهد شد. شماهم بامن هم عقيده ايد كه تعداد ارسالهاي اينچنيني
    اونهم بصورت بي وقفه و كپي كردن از روي متن يه سايت يا يه وبلاگ و قرار دادن بي سليقه و نامرتبش در اين بخش ، ارزش چنداني نداره !!!
    از توجه و حمايت همگي شما خوباي روزگار متشكرم.
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  9. #9
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:696a81e4a5]شعر:و بعد از رفتنت
    از کتاب پروانه ات خواهم ماند

    [/SIZE]
    شبي از پشت يک تنهايي نمناک و باراني ، تو را با لحجه ي گلهاي نيلوفر صدا کردم
    تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم
    پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس
    تورا از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد ، با حسرت جدا کردم
    و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي
    دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي
    و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم
    تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم
    همين بود آخرين حرفت
    و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
    حريم چشم هايم را بروي اشکي از جنس غروب ساکت و نارنجي خورشيد وا کردم
    نمي دانم چرا رفتي
    نمي دانم چرا ، شايد خطا کردم
    و تو بي آن که فکر غربت چشمان من باشي
    نميدانم کجا ، تا کي ، براي چه
    ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
    و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت
    و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد
    و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت
    تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد
    و بعد از رفتن تو آسمان چشم هايم خيس باران بود
    و بعد از رفتنت انگار کسي حس کرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت
    کسي حس کرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مُرد
    و بعد از رفتنت دريا چه بغضي کرد
    کسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد
    و من با آن که مي دانم تو هرگز ياد من را با عبور خود نخواهي بُرد
    هنوز آشفته چشمان زيباي تو ام
    برگرد !
    ببين که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
    و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد
    کسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت:
    تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم
    و من در حالتي مابين اشک و حسرت و ترديد
    کنار انتظاري که بدون پاسخ و سرد ست
    و من در اوج پاييزي ترين ويراني يک دل
    ميان غصه اي از جنس بغض کوچک يک ابر
    نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز
    براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  10. 1
  11. #10
    sima_bl
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,445
    0
    34

    پیش فرض

    دوبيتي هايي از كتاب : پروانه ات خواهم ماند

    غربت انتظار

    تو همسفر طلایی خورشیدی
    یک باغ پر از ستاره کیدی
    ای کاش در آن زمان که می رفتی زود
    از غربت انتظار می پرسیدی

    ----------------------

    خواب

    آن سوی افق پرنده ها بی تابند
    غرف دل بی ریای یک مهتابند
    نیلوفر باغ آرزویم آرام
    امواج قشنگ شهر دریا خوابند

    --------------------

    تمنا

    در حادثه بهاری چشمانت
    در سایه ارغوانی مژگانت
    بگذار که جا بماند این روح غریب
    در بین اشاره های بی پایانت
    کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
    کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
    و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
  12. #11
    sima_bl
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,445
    0
    34

    پیش فرض

    از كتاب : مثل هيچ كس


    به خاطر من

    آخر یه روز دق میکنم فقط به خاطر تو
    دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو
    شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
    رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو
    تو نمی خوای بیای پیشم فقط به خاطر من
    من ولی سرزنش می شم فقط به خاطر تو
    عشق تو پنهون میکنی فقط به خاطر من
    من دلم و خون می کنم فقط به خاطر تو
    از دور تماشا میکنی فقط به خاطر من
    من دل و رسوا میکنم فقط به خاطر تو
    از خوبیات کم میکنی فقط به خاطر من
    رشته رو محکم می کنم فقط به خاطر تو
    تو خودت رو گم میکنی فقط به خاطر من
    من خودم رو گم میکنم فقط به خاطر تو
    شعله رو خاموش میکنی فقط به خاطر من
    شب رو فراموش میکنم فقط به خاطر تو
    تو خنده هات غم میزنی فقط به خاطر من
    دنیا رو بر هم میزنم فقط به خاطر تو
    یه روز می شم بی آبرو فقط به خاطر تو
    قربونی یه جست و جو فقط به خاطر تو
    تو ام یه روز می ری سفر فقط به خاطر من
    خیره می شن چشام به در فقط به خاطر تو
    به من تو میگی دیوونه فقط به خاطر من
    جملت به یادم می مونه فقط به خاطر تو
    تو من و بیرون میکنی فقط به خاطر من
    قلبم رو ویرون میکنم فقط به خاطر تو
    میگی از سنگ دلت فقط به خاطر من
    یه عمره که تنگه دلم فقط به خاطر تو
    تو گفتی عاشقی بسه فقط به خاطر من
    دنیا واسم یه قفسه فقط به خاطر تو
    می ری سراغ زندگیت فقط به خاطر من
    من می سوزم تو تشنگیت فقط به خاطر تو
    تو میگی عشق یه عادته فقط به خاطر من
    دلم پر شکایته فقط به خاطر تو
    میگیری از من فاصله فقط به خاطر من
    دست میکشن از هر گله فقط به خاطر تو
    تومیگی از اینجا برو فقط به خاطر من
    رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو
    رد میشی از مقابلم فقط به خاطر من
    مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو
    ناز میکنی برای من قفط به خاطر من
    من میشینم به پای تو فقط به خاطر تو
    نیستی کنار پنجره فقط به خاطر من
    دل نمی تونه بگذره فقط به خاطر تو
    تو من رو یادت نمیاد فقط به خاطر من
    دلم کسی رو نمی خواد فقط به خاطر تو
    می گذری از گذشته ها فقط به خاطر من
    می رم توی نوشته ها فقط به خاطر تو
    تو منو تنها می ذاری فقط به خاطر من
    من خودم رو جا میذارم فقط به خاطر تو
    دل رو گذاشتی بی جواب فقط به خاطر من
    یه عمر میکشم عذاب فقط به خاطر تو
    دلت شکسته می دونم فقط به خاطر من
    منم یه خسته می دونی فقط به خاطر تو
    آخر ازم جدا شدی فقط به خاطر من
    من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو
    کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
    کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
    و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
  13. #12
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:0ef053b0a3]کتاب : یا تو یا هیچ کس دیگه

    دوس ندارم[/SIZE]

    چي مي شه مي نويسم آدما رو دوس ندارم
    خودمو ، اونا رو ، حتي شما رو دوس ندارم
    ديگه از دلم گذشته عاشق كسي بشم
    اون دوست دارماي بي هوارو دوس ندارم
    يادمه يه وقت جونم سر عاشقي مي رفت
    ديگه حتي فكر اون لحظه ها رو دوس ندارم
    سر نوشت و سفر و خيانت و پشيموني
    حق دارم بگم كه هيچكدوما رو دوس ندارم
    نه غريبه لطفي كرد ،* نه آشنا خيري رسوند
    هيچ كدوم ، غريبه و آشنا رو دوس ندارم
    كفره اما مي نويسم ، دعا فايده اي نداشت
    من دعا نمي كنم ، نه ،*دعا رو دوس ندارم
    بچه بوديم چي مي شد بچه مي مونديم هميشه
    گرچه من خيلي بدم بچه ها رو دوس ندارم
    يه زموني يه صدا وجودمو تكون مي داد
    باورش سخته ولي اون صدا رو دوس ندارم
    التماس سرخ سيبا ديگه معني نداره
    سيا مال عاشقاس ، من سيبا رو دوس ندارم
    ديگه دستي نمي خوام كه كنج دستام بشينه
    همه چي سرده ، مي لرزه ، گرما رو دوس ندارم
    چرا من دلواپس شمدوني باشم ، تو غروب ؟
    ديگه نه گلا رو نه گلدونا رو دوس ندارم
    وفا حرفه ، مهربوني قحطيه ، عشقم بلاس
    ديگه بي وفام ،* عجب نيس ، وفا رو دوس ندارم
    صحبت چشماي روشنش يه عمري منو كشت
    ولي نه هرگز ديگه اون چشا رو دوس ندارم
    با خودم قرار گذاشتم سراغ دلم نرم
    با دلت بري خطاست ، من خطا رو دوس ندارم
    وقتي كه عاشق بودم ،* بلا چه طعم خوشي داشت
    حالا كه رها شدم ،* پس بلا رو دوس ندارم
    يعني چي دوست دارم ، بي تو مي ميرم ، عزيزم
    نمي دونم چرا اين جمله ها رو دوس ندارم
    بايد آدم بشينه راس راسي زندگي كنه
    آدماي عاشق و مبتلا رو دوس ندارم
    خدا هر چي سر رام بود طعم خوشبختي نداشت
    نمي شه آخه بگم كه خدا رو دوس ندارم
    ولي بنده هات نساختن با دلم تك تكشون
    اينكه جرمي نداره بنده ها رو دوس ندارم
    خورشيد و ستاره رو ، مهتاب و آسمونا رو
    ساحل و موج بلند دريا رو دوس ندارم
    همه عمرم توي سوختن واسه پروانه گذشت
    ولي بي رحمم و حتي شمعا رو دوس ندارم
    مي دوي مي شكننت ، نمي خوانت ، نمي رسي
    من به كي بگم كه اين قانونا رو دوس ندارم
    زندگي رو شونه هام سنگيني مي كنه عجيب
    پس گناه من چيه كه دنيا رو دوس ندارم
    دو سه سالي بود به عشق روياهام زنده بودم
    ديگه حتي رسيدن تو رؤيا رو دوس ندارم
    دلمو همه زدن يا بد مي شن يا كه بدن
    خودمم بدم وليكن بدارو دوس ندارم
    به جاي اين همه حرفا چونكه باور بكنيد
    بذاريد بگم كه ديگه ، زيبا رو دوس ندارم
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  14. 1
  15. #13
    rezaaa
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2007
    نوشته ها
    6,334
    0
    88

    پیش فرض

    [SIZE=3:8b1cfa4ad8]حسرت داشتن تو

    از كتاب : یا تو یا هیچ کس[/SIZE]


    787878787878787

    مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه
    حسرت داشتن تو ،*پیر شده ، عینک می زنه
    صورتم سرخ شده بود ،*اما حالا کبود شده
    جدایی یه عمر داره توی اون چک می زنه
    اونی که من نمی خواستمش ولی منو می خواست
    منو می بینه یه وقت ، دوباره چشمک می زنه
    یادته مشروط دوست داشتن تو شدم یه عمر ؟
    هنوزم کامپیوتر داره برام تک می زنه
    حالا که گذشت و رفتی و منم تموم شدم
    مث تو کی آدمو جای عروسک می زنه ؟
    دیشب از خواب پریدم خوب شد ، آخه دیدم یکی
    داره به ماشین تو ، هی گل میخک می زنه
    تو که تنها نبودی ،*یکی پیشت نشسته بود
    بگذریم این دل من همیشه با شک می زنه
    اونی که بهم می گفت دوست دارم دوسم نداشت
    دیده بودم واسه ی دختره سوتک می زنه
    باورت می شه هنوز عاشقتم اون روز خوب
    دل هنوز واست « تولدت مبارک » می زنه
    تو زیاد دوسم نداشتی ، خوب مقصر نبودی
    کی میاد امضا زیر قول یه کودک می زنه ؟
    نه که بچه ها بدن ،* پک و زلاله قلبشون
    ولی نبض عقلشون یه قدری کوچک می زنه
    فکر نکن فقط تویی رسمه یه وقتا حوصله
    میره آسمون ، خودش رو جای لک لک می زنه
    دختر همسایه مون ، نمی دونه دوس نداری
    داره دور قاب عکست گل و پولک می زنه
    نه که فکر کنی به تو نظر داره ، می کشمش
    مثلا داره رو زخمام گل پیچک می زنه
    کارش این نیس ، طفلکی شب تا سپیده می شینه
    گل و بوته و شکوفه روی قلک می زنه
    راستی من چرا تو نامم اینا رو به تو می گم
    نمی گم گوشای رؤیام دیگه سمعک می زنه
    جز واسه نوار تو که توش صدای نازته
    به نفس هام طعم عطر سیب قندک می زنه
    نامه مو جواب نده ،*دوسم نداشته باش ولی
    نذا اصلا نزنه قلبی که اندک می زنه
    پیش هیچ کسی نرو ، حلقه دس کسی نکن
    چون گناهه ، من هنوز دلم برات لک می زنه
    مرا اندکی دوست بدار ، ولی طولانی ...
  16. #14
    sima_bl
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,445
    0
    34

    پیش فرض

    كتاب*: مثل هيچ كس

    رفع زحمت

    حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم
    انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم
    وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
    دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم
    چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست
    تقدیر و ویران میکند من هم مرمت می کنم
    در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
    من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم
    نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
    هر جای دنیا که روم احساس غربت می کنم
    بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
    در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم
    یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
    هر چند اندک باشد آن را با تو قسمت میکنم
    خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش
    دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت میکنم
    کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
    کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
    و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
  17. #15
    sima_bl
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,445
    0
    34

    پیش فرض

    یک فکر دیگر

    امشب تمام خویش را از غصه پرپر میکنم
    گلدان زرد یاد را با تو معطر میکنم
    تو رفته ای و رفتنت یک اتفاق ساده نیست
    ناچار این پرواز را این بار باور میکنم
    یک عهد بستم با خودم وقتی بیایی پیش من
    یه احترام رجعتت من ناز کمتر می کنم
    یک شب اگر گفتی برو دیگر ز دستت خسته ام
    آن شب برای خلوتت یک فکر دیگر میکنم
    صحن نگاهت را به روی اشتیاقم باز کن
    من هم ضریح عشق را غرق کبوتر میکنم
    شعریست باغ چشم تو غرق سکوت و آرزو
    یک روز من این شعر را تا آخر از بر میکنم
    گر چه شکستی عهد را مثل غرور ترد من
    اما چنان دیوانه ام که با غمت سر میکنم
    زیبا خدا پشت و پناه چشمهای عاشقت
    با اشک و تکرار و دعا راه تو را تر میکنم
    کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
    کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
    و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
صفحه 1 از 18 12345611 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 259

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •