ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 6 نخست 123456 آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 76
  1. #1
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    New2 ミ★ミ انجمن طرافداران حمید عسکری ミ★ミ





    بیوگرافی حمید عسگری:



    حمید عسگری خواننده محبوب و دوست داشتنی پاپ توانست در دنیای موسیقی غوغایی به پا کند . او با احساس و دلش زندگی می کند .
    حمید عسگری متولد 20 مهرماه 1357 است در شیراز به دنیا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش میلاد ترابی (( که اهنگساز است )) در تهران زندگی می کند . دو خواهر و یک برادر دارد . تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود .
    اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند .
    صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است .
    با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد .
    نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود.
    ترانه هیچکی مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقدیم می کند . ما هم برای اقای حمید عسگری ارزوی موفقیت و شادکامی داریم .






    مصاحبه با حمید عسگری:




    شما در ظاهر از من يك آلبوم ديديد اين در حالي است كه من مدت طولاني روي اين آلبوم كار كردم فعاليتم در زمينه موسيقي به اين چند ماه اخير مربوط نمي*شود من سال*هاست كه كار آهنگسازي انجام مي*دهم، در آن دوران هر وقت براي دوستانم مي*خواندم آنها به من مي*گفتند تو صداي خوبي داري چرا آلبوم بيرون نمي*دهي، من هم مي*گفتم به وقتش! چرا كه هيچ عجله*اي براي خوانندگي نداشتم، حالا هم دلبستگي به اين كار ندارم چرا كه شغل اصلي من آهنگسازي است، من يك شبه به موفقيت نرسيدم. بلكه زحمت كشيدم.
    _ من معمولا اثري را كه به خواننده*اي مي*دهم در نوع خود بهترين است، از طرفي يا كاري را شروع نمي*كنم يا اينكه اگر شروع كردم سعي مي*كنم به بهترين نحو ممكن آن را انجام دهم. شايد به اين خاطر است كه آهنگساز گراني هستم.
    _گاهي*اوقات شيطنت بعضي از همكارانتان مرا وادار به دفاع از كارهايم مي*كند آنها برداشت نادرستي از حرف*هايم داشتند و استنباط شخصي خودشان را *نوشتند. نبايد صرف شباهت يك صدا با فرد ديگر، توانايي**هاي يك خواننده را زير سوال برد.
    _ خودم هم اين حرف*ها را شنيد*ه*ام كه حميد مغرور شده، خيلي برايم جالب بوده اما فكر مي*كنم تنها صفتي كه در من وجود ندارد همين غرور است، شايد به اين خاطر بوده كه من در اين مدت سعي كرده*ام از حاشيه*ها به دور باشم و خيلي در جمع بچه*هاي موسيقي نروم و سعي كنم بيشتر در جمع دوستانم *باشم.
    _ شايد ما در موسيقي در حد عالي نباشيم اما داريم به جايگاه قابل قبولي نزديك مي*شويم ما در اين زمينه افراد مستعدي داريم كه با توجه به امكانات موجود در موسيقي* خيلي خوب فعاليت مي*كنند و كارهاي نو و متفاوتي را ارائه مي*دهند.
    _ بنيامين يكي از موفق*ترين خواننده*هاي بعد از انقلاب است. آلبوم او را بارها گوش دادم و مطمئنم، آلبوم جديدش به مراتب موفق*تر از آلبوم قبلي*اش خواهد بود.
    _ هيچ*وقت دنبال رقيب براي رقابت كردن نيستم، به نظر من جامعه موسيقي به اندازه كافي جا براي همه دارد، اين مردم هستند كه در نهايت قضاوت مي*كنند تا اثري را به ديگري ترجيح *دهند.
    _ حضورم در زمينه خوانندگي فكر نمي*كنم چندان طول بكشد. دوست دارم اين كار را در اوج كنار بگذارم. من دلبستگي چنداني به اين كار ندارم.
    _ فعلا در مرحله انتخاب ترانه و آهنگ هستم و با ترانه*سراهاي مختلف از جمله فرزاد حسني كار مي*كنم، اما خط سير اصلي ترانه*ها را خودم مي*دهم، تنظيم آلبوم جديدم هم بر عهده نيما وارسته است.
    _ براي كار جديدم، سعي كردم از يك گروه جديد استفاده كنم، تا كارم تكراري نشود، ضمن اينكه از تمامي دوستانم، قدرداني مي*كنم.
    _ فضاي آلبوم جديدم، عاشقانه است. با اين تفاوت كه سعي كردم، حس را قوي*تر كنم، فكر كنم، اوايل سال 87، اين آلبوم به بازار بيايد.
    _ قرار است تا چندي ديگر، چند كنسرت در تهران، شيراز، كيش داشته باشم، از بين آنها فعلا كنسرت كيش در شهريورماه قطعي شده است.


    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  2. #16
    MELINA
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,692
    4,507
    10,362

    پیش فرض

    _ + من كجاي زندگيتم + _


    مگه مال من نبودی مگه عاشقت نبودم

    مگه تو هرچی که گفتی منم موافقت نبودم

    مگه تو هر کاری خواستی من بخاطرت نکردم
    حالا چی شده میگی برم دیگه برنگردم

    من کجای زندگیتم توکه تو قلب منی
    نذار دستاتو بگیرم تو هنوز عشق منی

    بذار شک کنم بتونی که ازم دل بکنی
    یه خبر بده بدونم که هنوز فکر منی

    مگه م ل من نبودی مگه عاشقت نبودم
    مگه تو هرچی که گفتی من موافقت نبودم

    مگه تو هر کاری خواستی من بخاطرت نکردم
    حالا چی شده میگی برم دیگه برنگردم

    من کجای زندگیتم توکه تو قلب منی
    نذار دستاتو بگیرم تو هنوز عشق منی

    بذار شک کنم بتونی که ازم دل بکنی
    یه خبر بده بدونم که هنوز فکر منی

    من کجای زندگیتم توکه تو قلب منی
    نذار دستاتو بگیرم تو هنوز عشق منی

    بذار شک کنم بتونی که ازم دل بکنی
    یه خبر بده بدونم که هنوز فکر منی
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  3. #17
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض

    متــــن ترانه های ارسالی توسط دوستان عزیز



    دوستت دارم
    گل نرگس
    به دلم مونده
    وقت رفتن
    دیگه تو رو ندارم
    گریه نکن
    بی تفاوت
    شعر عاشقونه
    بی خیال دنیا
    ناشناسی
    فرشته
    سنگ غرور
    من کجای زندگیتم

    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  4. #18
    MELINA
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,692
    4,507
    10,362

    پیش فرض

    التماس

    چرا برای داشتنت باید که التماس کنم ؟!
    چجوری باید خودمو توی دل تو جا کنم ؟

    دوری ازت سخته برام دنیا رو بی تو نمیخوام
    یه روزی کورم میکنه این همه گریه کردنام

    یه روزی کورم میکنه
    این همه گریه کردنام

    آخه دل کندن از تو مرگمه
    آخه دوری از تو تنها دردمه

    تو بری زندگی رو میخوام چیکار
    وقتی هر لحظه ی اون پر از غمه

    آخه دل کندن از تو مرگمه
    آخه دوری از تو تنها دردمه

    تو بری زندگی رو میخوام چیکار
    وقتی هر لحظه ی اون پر از غمه

    به چشمای خودت قسم
    اگه نباشی بی کسم

    نگو باید جدا بشیم
    نگو به تو نمیرسم

    نذار به گریه رو کنم
    مرگـــمو آرزو کنم

    برای داشتنت میخوام
    هر چی که خواستی رو کنم

    برای داشتنت میخوام
    هر چی که خواستی رو کنم

    آخه دل کندن از تو مرگمه
    آخه دوری از تو تنها دردمه

    تو بری زندگی رو میخوام چیکار
    وقتی هر لحظه ی اون پر از غمه
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  5. #19
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض


    خسته شدم




    دلم صد پاره شده ، بی تو آواره شده
    هر روز به یه جرمی سوزوندی

    دل من خسته شده ، مرغ پر بسته شده
    می گی همینی که هستی

    نمی شه از تو رد بشم ، بدجوری وابسته شدم
    واست مهم نبود که بودم

    حق من این نبود که تو ، حالا بهم بگی برو
    منی که عاشق تو بودم

    خسته شدم از این همه نیرنگ تو
    فقط برو ، هر چی که دارم مال تو
    خسته شدم از این همه در به دری
    دیگه مهم نیست که ندارمت تو رو

    خسته شدم از این همه نیرنگ تو
    فقط برو ، هر چی که دارم مال تو
    خسته شدم از این همه در به دری
    دیگه مهم نیست که ندارمت تو رو

    دلم صد پاره شده ، بی تو آواره شده
    هر روز به یه جرمی سوزوندی

    دل من خسته شده ، مرغ پر بسته شده
    می گی همینی که هستی

    نمی شه از تو رد بشم ، بدجوری وابسته شدم
    واست مهم نبود که بودم

    حق من این نبود که تو ، حالا بهم بگی برو
    منی که عاشق تو بودم

    خسته شدم از این همه نیرنگ تو
    فقط برو ، هر چی که دارم مال تو
    خسته شدم از این همه در به دری
    دیگه مهم نیست که ندارمت تو رو

    خسته شدم از این همه نیرنگ تو
    فقط برو ، هر چی که دارم مال تو
    خسته شدم از این همه در به دری
    دیگه مهم نیست که ندارمت تو رو
    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  6. #20
    golbooteh
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    4,347
    2,034
    2,788

    پیش فرض

    دلتنگ

    بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی
    میگی به خاطر من از عشقمون گذشتی
    اما میخوام بدونم برام اگر چه سخته
    بگو دوسم نداشتی حالا نه خیلی وقته

    منم همون که عاشقت موندم
    نشستمو از عشق تو خوندم
    منم همون که توی آوازش
    میخواست تو باشی اوج پروازش

    آره منم دوباره باز اینجا
    یه خسته قدیمی تنها
    اگه تمام قلبتو سنگه
    دلم برات همیشه دل تنگه

    بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی
    میگی به خاطر من از عشقمون گذشتی
    اما میخوام بدونم برام اگر چه سخته
    بگو دوسم نداشتی حالا نه خیلی وقته

    منم همون که عاشقت موندم
    نشستمو از عشق تو خوندم
    منم همون که توی آوازش
    میخواست تو باشی اوج پروازش

    آره منم دوباره باز اینجا
    یه خسته قدیمی تنها
    اگه تمام قلبتو سنگه
    دلم برات همیشه دل تنگه

    اینم سایت هواداران حمید عسکری
    http://h-askarimusic.tk/index.php
    ویرایش توسط golbooteh : 2011.05.31 در ساعت 20:24
  7. #21
    golbooteh
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    4,347
    2,034
    2,788

    پیش فرض

    حمید عسگری از تجربه آخرین دیدارش با «ناصر حجازی» و حرفهایش می*گوید که هرگز فراموش نخواهد کرد ...


    برای کسب موقعیت بهتر، دست کسی را نبوس ...








    سایت هواداران حمید عسکری : آخرین تصویری که از حضور ناصر حجازی در دفتر باشگاه استقلال در ذهن مانده، حضور توام او و حمید عسگری، خواننده پر طرفدار موسیقی پاپ است که این حضور توام به گفتگوی جالبی تبدیل شد که فردای** همان روز در روزنامه باشگاه استقلال، به چاپ رسید. در این روزهایی که همه جامعه خبری ایران، تحت تاثیر خبر درگذشت ناصر حجازی است، «حمید عسگری» بهترین گزینهای بود که می*شد سراغش رفت و با او در مورد این بزرگ مرد، گپ زد.





    • شما آخرین هنرمندی بودید که در یک گفتگوی دو نفره با ناصر حجازی، در دفتر باشگاه استقلال حضور داشتید. بعد از آن گفتگو، نگاه*تان به آینده حجازی چطور بود؟ چقدر خوش بین بودید؟
    آن زمان (حدود یک ماه پیش) حال ناصرخان خیلی بد نبود و سرحال به نظر می*رسیدند. اما نکته*ای که برای خود من هم قابل توجه بود، روحیه بالای ایشان بود که به شدت من را تحت تاثیر قرار داد. ایشان با روحیه بالا در مورد آینده و هدف*هایش صحبت می*کرد و بسیار به با انرژی در مورد موفقیت*های آینده*اش حرف می*زد. ترازدی آن دیدار برای من، زمانی بود که ایشان می*خواستند بلند شوند و این بلند شدن در سه مرحله و به سختی اتفاق افتاد. برای من این صحنه خیلی دردناک بود. قهرمان همه زندگی من که همیشه نمادی از صلابت و قدرت بود، حالا رو به روی من..... همیشه عادت داشتیم که ایشان را در اوج ببینم ولی آن صحنه*ها برای من خیلی دلخراش بود.






    • خبر فوت ایشان را چه کسی به شما داد؟

    خانم صمدی، خبرنگار روزنامه باشگاه استقلال.




    • دوست دارم اولین عکس العملتان در آن لحظه را بدانم.
    البته من پشت فرمان بودم. این خبر برای من فرقی با آخر دنیا نداشت. انگار پدرم را از دست داده بودم. هنوز گوشی را قطع نکرده بودم که اشکم در آمد. لحظات دردناکی بود. هیچ جوره نمی*توانم احساساتم را مهار کنم.




    • اولین تصویر ذهن شما پس از شنیدن این خبر چه بود؟
    لحظاتی را که در دفتر باشگاه استقلال گذرانده بودیم در جلو چشمانم ظاهر می*شدند. تک تک صحبت*هایی را که رد و بدل شده بود، داشت تکرار می*شد. زیاد لحظات جالبی نبود آن لحظه.




    • من به خوبی خبر دارم که شما ابتدا ترتیب ملاقات حضوریتان در بیمارستان کسری و در روزهای آخر بستری شدن حجازی را داده بودید ولی به محض قطعی شدن این قرار، نتوانستید حضوری به عیادت ایشان بروید. ماجرای آن روز*هایتان چه بود. شنیده شد که حال و روز خوبی نداشتید.
    ببین من خوب یا بد، یک اخلاقی دارم که تحمل دیدن قهرمان*هایم را در شرایط بد و ناگوار ندارم. قهرمان*هایم همیشه برای من بزرگ و دست نیافتنی*اند و شکوه و عظمتشان را همیشه به یک شکل عجیب و غریبی در ذهن دارم و برایم محترم*اند. من به خاطر عشق بی*حد و حصری که به آقای حجازی داشتم استقلالی شدم. اصلا من بیشتر از اینکه استقلالی باشم، ناصرخانی بودم. حالا نمی*توانستم بزرگ*ترین قهرمان رویا*هایم را روی تخت ببینم. می*دانستم که اگر بروم و از نزدیک ببینمشان، حالم خراب خواهد شدو نمی*توانم احساسات خود را کنترل کنم. من حتی وقتی تلفنی با ایشان صحبت کردم، بغض راه گلویم را گرفته بود. جالب اینجا بود که ایشان داشتند به من دلداری می*دادند و من فقط گوش می*کردم و گریه می*کردم....




    • و در مراسم تشییع شرکت نکردید.
    نه، اصلا. نمی*توانستم حتی به آن فکر کنم. حتی فکر کردن به اینکه در این مراسم حضور داشته باشم هم دردناک بود برای من. من هنوز هم نمی*توانم باور کنم که ناصرخان دیگر پیش ما نیست.




    • در آخرین دیداری که با ایشان داشتید، کدام جمله ایشان هنوز هم در ذهنتان مانده. جملهای که قطعا بر این باور*اید که هرگز از یاد نخواهید برد؟
    از پله*های باشگاه که پائین می*آمدیم ناصر خان به من گفت: «برای کسب موقعیت بهتر، دست کسی را نبوس...»


    هنوز هم آن لحنشان را در آن لحظه فراموش نکرده*ام و در ذهنام است.






    • جمله*ای هم بوده که شما این روز*ها حسرت گفتن آنرا به خود ناصرخان در دلتان حس کنید؟
    نه خوشبختانه. من آنروز جزء به جزء و کلمه به کلمه عشقم را خیلی مفصل به ایشان ابراز کردم و از این موضوع خوشحالم که زمانیاین ابراز عشق اتفاق افتاده که ایشان در بین ما بودند. آن روز را هرگز از یاد نخواهم برد.




    • فکر می*کنید بزرگ*ترین دلیلی که بخاطرش حجازی تا این حد بین مردم محبوب شد، چه بود؟
    بعضی*ها که شامل اهالی ورزش و سینما و حتی موسیقی هم می*شوند، برای پیشرفت در کارشان سعی می*کنند به راههای غیر انسانی دست بزنند. همه کار برای بالا رفتن و پیشرفتشان انجام می*دهند. ولی ناصر حجازی با شایستگی و بدون هیچ زد و بندی، به آنجایی که لیاقت*اش را داشت، رسید. بار*ها پیش آمده بود که حجازی می*توانست سمت و نقام بالاتری را از آن خود کنند ولی چون ایشان انسانی نبودند که «بله قربان گو» باشند، آن پست*ها را از دست دادند. مردم ما شعور و درک بالایی در این جور موارد دارند. چرا مردم ما در مورد امیر قلعه نویی که حتی چندین بار استقلال را قهرمان کرده، چنین حسی ندارند؟ من حاضرم قسم بخورم که اگر در برنامه نود یک نظر شمجی در این مورد راه بیفتد هرگز به محبوبیت حجازی نخواهند رسید. چون ایشان هیچوقت سالم کار نکردهاند و برای به دست آوردن موفقیت*های بزرگ به هر روشی و هر کاری دست می*زنند. خوشحالم که حجازی تا آخرین لحظه در برابر همه ایستاد و قهرمانانه با همه وداع کرد. همه آنهایی که برای او گریه کردند، بخاطر همین خصوصیات خاص*اش بود که تا همیشه در یاد*ها خواهد ماند. آتیلا هم به این موضوع رسید و همین جمله من را گفت. بابت این قضیه حداقل، خوشحالم.




    • همه حس تو در مورد حجازی اگر قرار باشد که در یک جمله جمع شود، آن یک جمله چیست؟
    ناصرخان، نماد شرافت و مردانگی...




    • خبر جدید از آثارتان؟ آلبوم جدید یا کنسرت؟
    آلبوم جدید را هنوز استارت نزده ام. بیشتر در مورد فضای آلبوم جدید*ام در حال فکر کردنام. در سه آلبوم قبلی فضا و استایلی را ساخته بودم که به نوعی مهر و امضای خودم را داشتم. ولی دوست دارم در آلبوم جدید یک فضای جدید تری را تجربه کنم. در مورد کنسرت هم که از کرج شروع شده و برنامه*های رشت و آبادان و تهران و سنندج هم قطعی شده*اند. کلا بیشتر این روز*ها درگیر تور کنسرت*هایم هستم.
  8. #22
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    چشمای تو


    من فکر چشمای تو ام ، تو بی خیال قلب من
    با من بمون ، تنها نرو ، قید همه چی رو نزن

    دیگه فکر نمی کنم ، که یه روزی بر می گردی
    به چه قیمتی منو ، به خودت وابسته کردی

    ان قدر غمم زیاده که دارم می سوزم این جا
    ولی تو خیالتم نیست که دارم می میرم این جا

    قلب من آروم نمی شه ، از روزی که رفتی بی من
    دیگه برگشتی نداره ، می دونم دلگیری از من

    من فکر چشمای تو ام ، تو بی خیال قلب من
    با من بمون ، تنها نرو ، قید همه چی رو نزن

    دیگه فکر نمی کنم ، که یه روزی بر می گردی
    به چه قیمتی منو ، به خودت وابسته کردی

    ان قدر غمم زیاده که دارم می سوزم این جا
    ولی تو خیالتم نیست که دارم می میرم این جا

    قلب من آروم نمی شه ، از روزی که رفتی بی من
    دیگه برگشتی نداره ، می دونم دلگیری از من




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  9. #23
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض


    بـــــه عــشــق تـــو





    همه ی دنیا رو گشتم تا تورو پیدا کنم

    تو نباشی نمیشه عشقی دیگه پیدا کنم



    پس ازم نگیر نگاتو ، پس نگیر ازم صداتو

    جونمو میدم برا تو میمیرم



    به عشقٍ عشق تو زنده ام

    و عشق تو واسم همه چیزمو و نبودنت واسم مرگه



    من به جز عشق تو عشقی رو عشق نمیدونم

    و فقط معنی عشقــو توی چشم تو میخونم



    و زندگی بی تو مرگه



    به عشقٍٍ عشق تو زنده ام

    و عشق تو واسم همه چیزمو و نبودنت واسم مرگه



    من به جز عشق تو عشقی رو عشق نمیدونم

    و فقط معنی عشقــو توی چشم تو میخونم



    و زندگی بی تو مرگه !!
    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  10. #24
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    ستاره

    ***

    یه روز تو زندگیم بودی ، همین جا ، رو به روم بودی ، اما آرزوم نبودی

    فکر می کردم از آسمون ، باید بیاد یه روزی اون ، تا آرزوم بشه تموم

    یه اشتباهی کردمو ، دل تو رو شکستمو ، نمی بخشم خودمو

    حالا پشیمون شدمو ، می خوام تو باشی پیشمو ، حق داری که نبخشیم

    شرمندتم که ستاره داشتمو ، دنبال اون می گشتمو
    شاکی از این بودم که من ، ستاره ای ندارم

    ستاره بود تو مشتمو ، تکیه می داد به پشتمو
    احساسشو می کشتمو

    احساستو می کشتم

    شرمندتم که ستاره داشتمو ، دنبال اون می گشتمو
    شاکی از این بودم که من ، ستاره ای ندارم

    ستاره بود تو مشتمو ، تکیه می داد به پشتمو
    احساسشو می کشتمو

    احساستو می کشتم




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  11. #25
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض

    ناشناسی





    ناشناسی واسه من
    ناشناسی واسه چشمام
    آخر عشق و مرامی
    واسه ما ختم کلام

    تویی که با فریبت
    می خواستی خامم کنی


    فقط می خواستی پیش

    همه خرابم کنی
    منی که فکر می کردم
    که آخره غرورم

    از دست کارای تو
    به لب رسیده جونم

    ناشناسی واسه من
    ناشناسی واسه چشمام
    آخر عشق و مرامی
    واسه ما ختم کلام


    با تو رسیدیم آخر خط
    دست از سر ما بردار

    به کسی نگو ما رو دیدی
    برو برو برو خدا نگهدار
    با تو رسیدیم آخر خط
    دست از سر ما بردار

    به کسی نگو ما رو دیدی
    برو برو برو خدا نگهدار


    ناشناسی واسه من
    ناشناسی واسه چشمام
    آخر عشق و مرامی
    واسه ما ختم کلام


    ناشناسی واسه من
    ناشناسی واسه چشمام


    آخر عشق و مرامی
    واسه ما ختم کلام
    ناشناسی واسه من
    ناشناسی واسه چشمام

    آخر عشق و مرامی
    واسه ما ختم کلام





    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  12. #26
    MELINA
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,692
    4,507
    10,362

    پیش فرض

    اگه به تو نمیرسم




    اگه به تو نمیرسم این دیگه قسمت منه
    نخواستم اینجوری بشه این از بخت بد منه

    قد یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز
    چطور دلت اومد بری عاشق چشماتم هنوز

    فکر نمیکردم که یه روز اینجوری تحقیر بشم
    به جرم دوست داشتن تو اینجوری تنبیه بشم

    قد یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز
    چطور دلت اومد بری عاشق چشماتم هنوز

    دار و ندارمو میدم ولی چشماتو نبند
    دارو ندار من تویی به گریه های من نخند

    از همه دنیا من فقط دلخوش تو بودم ولی
    دلخوشی تو نبودم دوستم نداشتی یک کمی

    اگه به تو نمیرسم این دیگه قسمت منه
    نخواستم اینجوری بشه این از بخت بد منه

    قد یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز
    چطور دلت اومد بری عاشق چشماتم هنوز

    فکر نمیکردم که یه روز اینجوری تحقیر بشم
    به جرم دوست داشتن تو اینجوری تنبیه بشم

    قد یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز

    چطور دلت اومد بری عاشق چشماتم هنوز
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  13. #27
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض


    کی عوض شده



    دیگه نمی بخشم تو رو که قلبم و شکستی
    برو بهونه هی نیار منتظر چی هستی


    همش نگو قسمت نشد گردن این و اون نذار
    نمی تونم مثل تو شم سادگیمو به روم نیار
    بگو کی عوض شده غیر خودت ، تو یکی مثل خودت میخوای و بس
    بگو کی عوض شده تو زندگی ، زندگی فقط هوس فقط هوس


    هنوز هم یه کم غرور مونده واسم که خار نشم

    تو یادم دادی رو عشق هیشکی موندگار نشم
    این روزا قلبت بدجوری با دل ما تا میکنه
    امروز میگه دوست داره فردا هاشا میکنه
    بگو کی عوض شده غیر خودت ، تو یکی مثل خودت میخوای و بس


    بگو کی عوض شده تو زندگی ، زندگی فقط هوس فقط هوس





    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  14. #28
    reymoon
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    شهر تنهایی.....
    نوشته ها
    808
    562
    306

    پیش فرض

    البوم دل بریده:پرونده

    این بار اولی نبود

    که توی قلب من میمرد

    با نگاهای عجیب

    کفر منو در می آورد

    هرز می پرید من کشتمش

    در فکر کشتن کشتمش

    من اون بد لعنتی و

    با اشک و لبخند کشتمش

    پرونده هام کامل شدن

    با چند تا سیگار و یه عکس

    در پی اثبات یه جرم

    با عشق و نفرت کشتمش

    انکار می کرد حرف منو

    وقتی که چشمامو میدید

    گناه تازه ای نداشت

    فقط یکم هرز می پرید

    با این همه حرف و حدیث

    حیثیت منو میبرد

    وقتی که داشت تموم می کرد

    جون منو قسم میخورد

    آروم و هوشیار کشتمش

    بیدار بیدار کشتمش

    چاره ی دیگه ای نبود

    از روی اجبار کشتمش

    هرز می پرید من کشتمش

    در فکر کشتن کشتمش

    من اون بد لعنتی و

    با اشک و لبخند کشتمش

    پرونده هام کامل شدن

    با چند تا سیگار و یه عکس

    در پی اثبات یه جرم

    با عشق و نفرت کشتمش

    انکار می کرد حرف منو

    وقتی که چشمامو میدید

    گناه تازه ای نداشت

    فقط یکم هرز می پرید

    من موندم و اون خاطره های

    عذاب بی امون

    اما پشیمون دلم

    از بابت کشتن اون

    اما پشیمون دلم

    از بابت کشتن اون

    از روی اجبار کشتمش پرونده



    چــــه لذتی بــــآلا تر از اینکـه اسمــت
    قسـم راستـــِ یــک نفــر بآشـــَد . . .

    مهشید...
  15. #29
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض

    دل دل نکن به رفتن




    دل دل نکن به رفتن
    از من نگیر بهونه
    بمون که با رفتنت
    می مونه غم تو خونه
    بود و نبودم شدی
    همه وجودم شدی
    برای زنده بودن
    تنها دلیلم شدی
    دل دل نکن به رفتن
    چه کاری دادی دستم
    حالا دیوونه هستم
    اگه بری از پیشم
    عاشقی دل شکستم
    می گن دروغه حرفات
    رنگ فریبه چشمات
    باور ندارمت تا
    اگه ببازم این بار
    دل دل نکن به رفتن
    از من نگیر بهونه
    بمون که با رفتنت
    می مونه غم تو خونه
    بود و نبودم شدی
    همه وجودم شدی
    برای زنده بودن
    تنها دلیلم شدی
    دل دل نکن به رفتن
    دل دل نکن به رفتن
    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
  16. #30
    Aida-star
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2009
    محل سکونت
    یه جایی همین جاها!
    نوشته ها
    2,881
    1,812
    2,080

    پیش فرض



    صحبت ها و اتفاقات کنسرت خردادماه 90 حمید عسکری در برج میلاد ...

    حمید عسکری: استقلال نیازی به قلعه نویی ندارد !!
    مهمانان حمید عسکری در کنسرت برج میلاد شب لذت بخشی را سپری کردند




    یک دقیقه سکوت به احترام حجازی
    ابتدای برنامه و پیش از حضور گروه روی صحنه، کلیپی از اجراهای قبلی عسکری
    پخش شد و سپس حمید به همراه گروهش که همگی لباس های یکدست مشکی
    به تن داشتند روی صحنه حاضر شدند. این بار برخلاف کنسرت های قبلی، عسکری
    برای شروع از آهنگ «هیشکی مث من تو رو دوست نداره...» استفاده نکرد و از
    ابتدا نشان داد که قصد دارد اجرای متفاوتی را تقدیم هوادارانش کند. چند آهنگ
    ابتدایی که عسکری برای اجرا انتخاب کرده بود همگی آهنگ های شاد و ریتمیک
    بود، اما بعد از اجرای آهنگ «خنده و گریه»، گروه زهی مهستان روی صحنه آمد
    تا قسمت دوم کنسرت که به آهنگ های آرام و ملایم اختصاص داشت آغاز شود.
    در ابتدای این بخش، حمید عسکری گفت: «در این قسمت از برنامه قصد داریم چند
    آهنگ احساسی را برایتان اجرا کنیم، آهنگ هایی که تعدادی از آنها را در هیچ یک از
    اجراهای قبلی ام نخوانده ام! قسمت دوم کنسرت امشب را تقدیم می کنم به روح
    اسطوره فراموش نشدنی فوتبال ایران، ناصر حجازی!» عسکری با بردن اسم حجازی
    باعث شد حضار به افتخار حجازی شروع به کف زدن کنند. بعد از تشویق مرحوم
    حجازی از سوی حضار، حمید از حضار در سالن خواست به احترام این اسطوره
    فوتبال کشورمان، یک دقیقه سکوت کنند.
    اشک هاي حمید...
    «آهای تو که عشق منی...» اولین ترانه ای بود که حمید عسکری در قسمت دوم
    کنسرت خود اجرا کرد. ترانه ای که با همراهی مردم شنیدنی تر از گذشته جلوه می
    کرد. نکته جالب هنگام اجرای این ترانه اشک های حمید عسکری بود. حمید بعد از
    پایان این ترانه گفت: «بهترین لحظه زندگی هر خواننده زمانی است که مردم دوست
    داشتنی کشورش ترانه های او را حفظ باشند و با او زمزمه کنند...» دومین ترانه ای
    که در این بخش اجرا شده آهنگ پرطرفدار ستاره بود، آهنگی که از ابتدای کنسرت
    مدام از طرف مردم تقاضا می شد. اجرای این آهنگ هم همراه بود با صدای طرفداران
    حمید که او را در خواندن «ستاره» همراهی می کردند. نور موبایل ها در این آهنگ به
    زیبایی سالن کمک زیادی کرد. در پایان اجرای «ستاره» حمید رو به حضار کرد و
    گفت: «من و گروهم همیشه از حضور بانوان گرامی در عرصه موسیقی پاپ حمایت
    می کنیم، خوشحالم که در دو قطعه قبلی، خانم نازنین رضایی به عنوان پیانیست ما
    را همراهی کردند». نازنین رضایی به شدت از سوی حضار مورد تشویق قرار گرفت و
    سپس از گروه جدا شد و جای خود را به «فراز» داد! پیانیست روشندلی که به گفته
    عسکری رهبری گروه زهی «مهستان» را هم برعهده داشت. این قسم از برنامه با
    اجرای دو ترانه «دارم از چشمات می خونم» و «وقت رفتن...» به پایان رسید و گروه
    زهی نیز با پایان این بخش از حضار خداحافظی کردند تا حمید و گروهش دوباره به
    اجرای آهنگ های ریتمیک بازگردند.
    حضور پیام طونی و تکنوازی امید حجت
    «عشقمی عاشقتم گل من...» ترانه ای است که حمید برای عوض کردن فضای
    کنسرت انتخاب کرد. ترانه ای که تا به حال در هیچ یک از کنسرت های عسکری اجرا
    نشده بود و این اولین باری بود که او همراه گروهش آن را به طور زنده برای
    مخاطبانش اجرا می کرد. نکته جالب درباره این ترانه این بود که همه سالن به طور
    یکپارچه این آهنگ را با حمید می خواندند. این اجرا از نظر همراهی مردم با حمید هم
    بهترین اجرای عسکری بود. مردم به شدت با آهنگ های این خواننده جوان ارتباط
    برقرار کرده بودند و از ابتدا تا انتهای کنسرت، حمید را تنها نگذاشتند. در قسمتی از
    برنامه امید حجت، رهبر ارکستر عسکری به تکنوازی با گیتار الکتریک پرداخت که با
    تشویق خوبی از سوی حضار همراه بود. حضور پیام طونی، ویولونیست مطرح
    موسیقی کشورمان هم از نقاط قوت کنسرت عسکری بود.
    مثل یک بازیگر روی صحنه!
    یکی از نکات مثبتی که همیشه در اجراهای عسکری دیده می شود این است که
    روی صحنه مثل یک بازیگر بازی می کند و صرفاً به اجرای خشک و بی روح آهنگ
    اکتفا نمی کند و متناسب با هر آهنگ و ملودی ها حرکات جالبی روی صحنه انجام
    می دهد که همین موضوع باعث می شود انرژی مثبتی به سمت حاضران در سالن
    پرتاب شود و این انرژی باعث شور و هیجان در بین حضار می شود.
    موقع سختی ها کنارم بوده...
    در این بخش از برنامه عسکری تصمیم گرفت میهمانان هنرمندی که در بین حضار
    حضور داشتند را معرفی کند، اولین نفری که حمید برای معرفی انتخاب کرد، حسین
    سهیلی زاده بود، همان کارگردان کاربلدی که مجموعه هایش همیشه پربیننده بوده
    و او را با ساخت سریال هایی چون «ترانه مادری»، «پریدخت»، «دلنوازان» و «فاصله
    ها» می شناسیم. بعداز معرفی سهیلی زاده که با تشویق خوبی از سوی مردم
    همراه بود، نوبت به معرفی شکور شمس العمار، یعنی امیرحسین رستمی رسید!
    عسکری درباره امیرحسین رستمی گفت: «امیرحسین یکی از بهترین دوستان من
    است که اگر در زمان های شادی کنار من نبوده، در زمان مشکلات و سختی
    همیشه مرا همراهی کرده و هیچ وقت تنهایم نگذاشته است».
    همه بودند...
    آهنگ «فکر می کنی کی هستی...» ترانه بعدی بود که عسکری از آلبوم «کما1»
    برای اجرا انتخاب کرد و با استقبال خوبی از سوی طرفدارانش روبه رو شد. نکته
    دیگری که در این کنسرت به چشم می خورد شور و هیجان مخاطبان حمید در طبقه
    دوم سالن بود که همپای پایینی ها فعال بودند! یکی دیگر از نکات حاشیه ای اولین
    کنسرت عسکری در سال 90 این بود که می شد در بین حاضران در سالن اقشار
    مختلف سنی را مشاهده کرد. از بچه های کوچک بگیرید تا افراد مسن که به همراه
    خانواده برای لذت بردن از یک شب موسیقایی به سالن همایش های برج میلاد آمده
    بودند.
    آهنگ های درخواستی
    آهنگ «فرشته» ترانه ای بود که حمید عسکری اعلام کرد آخرین آهنگی است که در
    این کنسرت اجرا می شود.
    ترانه ای ریتمیک که مثل اکثر آهنگ های این شب با همخوانی مردم اجرا شد. بعد از
    اجرای این آهنگ مردم با تشویق هایشان درخواست کردند که چند آهنگ دیگر نیز
    اجرا شود که عسکری نیز با این درخوست موافقت کرد و گفت «به عشق شما
    عزیزان دو آهنگ دیگر نیز اجرا خواهیم کرد که انتخاب آنها هم برعهده خود شماست»!
    اولین آهنگ که از سوی حاضران در سالن درخواست شد، ترانه «من کجای
    زندگیتم...» بود. عسکری قبل از آغاز این آهنگ گفت: «من نمیدونم کجای زندگی
    شما هستم، اما تک تک شما در قلب من جا دارید». ترانه آخر اولین کنسرت
    عسکری در سال 90، «بیا دنبال من...» بود. ترانه ای که در قالب آلبوم «کما 3» به
    بازار موسیقی عرضه شد و البته یکی از محبوب ترین قطعات این آلبوم هم به شمار
    می رود.
    این آقا، ژنرال بی اخلاقی های فوتبال است؟
    بعد از اجرا به اتاق ویژه پشت صحنه رفتیم تا دقایقی را با حمید عسکری به گفت وگو
    بپردازیم، این گفت وگو بدون هیچ کم و کاستی به شرح زیر است:
    ـ فاصله کوتاهی بین این کنسرت با کنسرت قبلی ات است، علت این
    موضوع، ناکامی در کنسرت گذشته ات که نیست؟
    نه به هیچ عنوان، کنسرت قبلی ام که اتفاقاً در همین سالن هم برگزار شد اولین
    کنسرت من بعد از انتشار آلبوم کما3 بود و به طور غیرعادی خوب بود. استقبال از آن
    به حدی خوب بود که ما مجبور شدیم صندلی اضافه در سالن بگذاریم. به هر حال به
    علت انتشار این آلبوم ما تعداد کنسرت ها را افزایش دادیم تا بتوانیم آهنگ های
    بیشتر و متنوع تری را برای مخاطبانمان اجرا کنیم.

    ـ فکر می کنی علت اینکه استقبال خوبی از کنسرت هایت می شود
    چیست؟
    نمی خواهم از خودم تعریف کنم؛ اما واقعیت این است که در همه کنسرت های من
    استقبال به همین شکل است که می بینید. البته انتشار کما3 هم تأثیر مثبتی بر
    پرشورتر شدن کنسرت هایم داشته است.
    ـ در این کنسرت آهنگ هایی را اجرا کردی که پیش از آن در کنسرت هایت از
    آنها استفاده نمی کردی، کمی در این باره برایمان بگو.
    این قطعات همگی متعلق به «کما3» بود که در این کنسرت اجرا کردیم. قطعه «بیا
    دنبال من» را برای اولین بار بود که به صورت زنده می خواندم و استقبالی که از حضار
    دیدم واقعاً برایم خیره کننده بود. شاید در این کنسرت بیشتر از همه آهنگ ها از «بیا
    من» استقبال شد.
    ـ از حضور امید حجت در کنارت برایمان بگو، قبلاً از نیما وارسته به عنوان رهبر
    ارکستر استفاده می کردی.
    امید حجت بدون تعارف، اعتماد به نفس من روی صحنه اجراست. دو سال است که
    دیگر با نیما وارسته همکاری نداریم و امید حجت رهبری ارکستر من را برعهده دارد.
    امید هم خوب ساز می زند و هم خیلی مسلط است.
    ـ گفتی از حضور بانوان در موسیقی استقبال می کنی، کمی بیشتر توضیح
    می دهی؟
    من این حرف را زدم و روی حرفم هم ایستاده ام. من به عنوان عضو کوچکی از جامعه
    موسیقی هرکاری که بتوانم برای حضور فعال بانوان محترم علاقه مند به موسیقی در
    این عرصه انجام می دهم.
    ـ قبلاً گفتی که آلبوم بعدیات دارای فضایی متفاوت نسبت به سریال «کما»
    هاست. این تغییر فضا یعنی چی؟
    هر خواننده ای به هر حال یک امضای کاری دارد، به نظرم اصولاً باید آلبوم های یک
    خواننده در بخش هایی شبیه به هم باشد تا استایل او مشخص شود. در آلبوم
    جدیدم تصمیم دارم درانتخاب سوژه ترانه ها و ملودی ها کمی تغییر ایجاد کنم تا
    شباهت آن به سه آلبوم گذاشته ام کمتر شود؛ اما امضای کاری ام در این آلبوم هم
    حضور دارد. سعی می کنم فضاهای جدیدی از موسیقی را در این آلبوم تجربه کنم.
    ـ درباره ترانه ای که قرار است برای مرحوم حجازی بخونی برایمان بگو...
    زیاد دوست ندارم در این باره صحبت کنم. من هنوز هم باورم نمی شود که ناصرخان
    دیگر بین ما نیست و صحبت در مورد فوت ایشان برایم دردناک است. نمی خواستم
    این ترانه را بخوانم چون هیچ وقت دوست ندارم بعد از دست دادن کسی به فکر او
    بیفتم، چه بهتر که در زمان حیات آدم ها آنها را بزرگ بداریم.
    ـ در مصاحبه ای که قبلاً درباره ناصر حجازی با تماشا داشتی صحبت هایی
    کردی که به نظر می رسید منظورت امیر قلعه نویی است، درست است؟
    بله، دقیقاً منظورم آقای قلعه نویی بود. آدم های قابل نقد در فوتبال زیاد هستند و
    کاپیتان همه آنها آقای ژنرال است. ایشان کاپیتان آدمهای غیرمتعهد در فوتبال
    هستند. من فکر می کنم ناصر حجازی آن قدر بزرگ بود که حتی یک ثانیه هم به امیر
    قلعه نویی فکر نکرد.
    ـ پس به عنوان یک استقلالی از آمدن قلعه نویی به این تیم استقبال نمی
    کنی؟
    استقلال احتیاجی به قلعه نویی ندارد. مربی فعلی این تیم بسیار خوب است.
    استقلال یک تیم شرافتمنداست، نباید به وجهه این تیم ضربه زد، این را فراموش
    نکنید.
    ـ میهمان های هنری دیگری نیز مثل رضا رویگری و نیما نهاوندیان در کنسرت حضور
    داشتند که حمید آنها را معرفی نکرد! البته بعد از اجرا، رویگری به پشت صحنه آمد و
    به عسکری بابت اجرای خوبش تبریک گفت. همانجا عسکری بابت معرفی نکردن
    رویگری از وی عذرخواهی کرد و گفت که باور کنید اینقدر روی صحنه استرس داشتم
    که فراموش کردم.
    ـ عرفان حاتمی و محمد مجرلو دو تن از اعضای گروه حمید بودند که او هنگام معرفی
    آنها گفت: «این دو دوست عزیز شروع فعالیت موسیقایی من کنارم هستند و از این
    بابت خوشحالم».
    ـ نورپردازی سالن در این کنسرت عسکری بسیار چشم نواز و خوب بود و می توان آن
    را به عنوان یکی از نکات مثبت کنسرت او به شمار آورد. انتظامات سالن همایش های
    برج میلاد بسیار مبتدی و آماتور عمل می کرد که باعث تعجب بود.
    مثلاً در پاره ای از اوقات مشاهده می شد که مردم از در خروجی وارد سالن می
    شدند و در بعضی موارد به شکل جالبی سخت گیری می شد، مثلاً یکی از حضار که
    برای صحبت با یکی از مسئولان شرکت کنسرت گذار از سالن خارج شده بود، موقع
    ورود مجدد به سالن با ممانعت حراست سالن مواجه و درنهایت با وساطت مسئولان
    شرکت آوای هنر وارد سالن شد.


    منبع : سایت هوادران حمید عسکری

    [CENTER]


    بپاشید خون شب را
    به حیاط خلوت خانه قبلی مان !
    تا
    سیاهترین سگ ولگردِ خورشید سوزان
    پا نگذارد به قلب هایمان !

    +خودم !
    [B][FONT=Arial][SIZE=3]
صفحه 2 از 6 نخست 123456 آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 76

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •