ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 38 نخست 123456781323 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 569
  1. #31
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    16,824
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    ساخت این بناها با دستور «یوسیپ بروز تیتو»، رییس*جمهور یوگسلاوی، در دهه*های ۶۰ و ۷۰ میلادی در مناطق مختلف کشور صورت گرفت. دلیل این تصمیم، گرامیداشت یاد افرادی بود که در آن مناطق درگیر «جنگ جهانی دوم» بودند. در طراحی بناها، که با تلاش پیکرتراشان و معماران مختلف ساخته شده، تلاش شده است آثاری خلق شود که دارای تاثیر نیرومند ظاهری باشند.
    در دهه*ی ۸۰، این بناهای بزرگ و خیره کننده میلیون*ها علاقه*مند را به خود جذب می*کرد، اما پس از فروپاشی یوگسلاوی در اوایل دهه ۹۰ میلادی، این آثار به طور کامل فراموش شدند.
    اخیرا Jan Kempenaers با سفر به سرزمین یوگسلاوی سابق (کشورهای کنونی: کرواسی، صربستان، اسلونی، بوسنی و هرزگوین، مقدونیه، کوزوو و مونته*نگرو) و با کمک نقشه*ی یادبودها متعلق به ۱۹۷۵، تصاویر جذابی از این بناها ثبت و ارایه کرده است.

    این بنای بزرگ که به یقین توانسته مقصود آفریننده*ی آن، که همانا نمایش قدرت و بزرگی است، را به ما برساند، Spomenik revolucije نام دارد. این اثر توسط Dušan Džamonja در روستای Podgarić واقع در کرواسی و به یاد «جنگ جهانی دوم» در ۱۹۶۷ ساخته شد.
    طی جنگ جهانی دوم، بیمارستان نظامی مرکزی پارتیزان*های یوگسلاو در Petrova Gora واقع بود. این بیمارستان شامل شبکه*ای از اتاق*های زیرزمینی و کابین*های پراکنده در سراسر رشته*کوه آن منطقه می*شد. بیمارستان هیچ*گاه توسط نیروهای نظامی متعلق به محور (آلمان، ایتالیا و …) کشف نشد و تا انتهای جنگ، یعنی ۱۹۴۵، مورد استفاده قرار گرفت.
    اثر یادبودی که در بالا مشاهده می*کنید، بنایی بی*پنجره و مواج از پولاد پادزنگ است که از قرار معلوم در محل همان بیمارستان نظامی ساخته شده است.

    Kosmaj کوهی ۶۲۶ متری است که در جنوب بلگراد، پایتخت صربستان کنونی، واقع شده است. این کوه بلندترین نقطه در تمام منطقه بلگراد است که اکنون به منطقه*ای مناسب برای تفریح و تفرج بدل شده است.
    بر نوک کوه اثری یادبود به یاد «گروهان پارتیزان Kosmaj» در جنگ جهانی دوم، بنا شده است.

    Tjentište روستایی واقع در ناحیه*ی جنوب غربی کشور بوسنی و هرزگوین فعلی است. این محل شاهد جنگی بود که یک طرف آن نیروهای آلمان، ایتالیا و گروه جدایی طلب و فاشیست Ustaše بودند و طرف دیگر آن پارتیزان*های یوگسلاو قرار داشتند. هدف «عملیات Schwarz» در تابستان ۱۹۴۳ پاکسازی ساحل «دریای آریاتیک» از پارتیزان*ها بود.
    اما در حالیکه نیروهای تحت رهبری آلمان تقریبا ۶ برابر پارتیزان*ها بودند، این عملیات نهایتا منجربه توقف تهاجم آلمان*ها شد. یوسیپ تیتو نیز در بین نیروهای پارتیزان حضور داشت. می*توانید در تصویر زیر او را در کنار Ivan Riber، سیاستمدار یوگسلاو، مشاهده کنید.

    در این محل، بنایی برای گرامیداشت یاد ۷۵۴۳ پارتیزان کشته شده ساخته شده است.
    این ناحیه در سال ۱۹۴۲ شاهد درگیری نیروهای مهاجم به رهبری آلمان علیه پارتیزان*های یوگسلاو بود. در این درگیری، ۳ هزار پارتیزان با کمک داوطلبان محلی در حالیکه در مقابل خود ۳۹ هزار نیروی مهاجم را می*دیدند، سرسختانه مبارزه کردند اما به شدت متحمل خسارت شدند. در نتیجه*ی این درگیری، پارتیزان*ها در حالیکه به شکل قهرمانانه*ای تعداد ۷ هزار نفر از نیروهای مهاجم را نابود کرده بودند، ۱۷۰۰ نفر از نیروهای خود را از دست دادند. پس از درگیری نیز نیروهای تحت رهبری آلمان هزاران نفر از ساکنان Kozara را به اردوگاه*های مرگ فرستادند – البته ۲ ماه بعد نیروهای پارتیزان با همراهی یوسیپ تیتو با حرکت به سمت مناطق شرقی و غربی بوسنی، نواحی از دست رفته را بازپس گرفتند.
    بنای یادبودی که در تصویر بالا مشاهده می*کنید به همین منظور در Kozara ساخته شده است.

    «پارک یادبود Bubanj» مجموعه*ای در صربستان است که برای گرامیداشت یاد بیش از ۱۰ هزار نفر ساخته شده که در اینجا توسط جوخه*های اعدام آلمان نازی کشته شدند. این بنا در سال*های اخیر گسترش داده شد.

    Kadinjača نام روستایی در غرب صربستان کنونی است. بنایی که در تصویر بالا می*بینید به یاد اتفاقات آخرین روزهای سال ۱۹۴۱ ساخته شده است؛ زمانی که اعضای «گروهان پارتیزان Užice» شجاعانه در برابر دشمن استقامت کرده تا در نهایت کشته می*شوند.
    این هم تصویری دیگر در همین ارتباط است که متاسفانه نتوانستم اطلاعات کافی درباره*ی آن بیابم. اما حداقل می*توانیم از تماشای چنین سازه*ای لذت ببریم!
    بهرحال، این بنا در شهری به نام Nikšić در مونته*نگرو قرار دارد. شهر تحت تاثیر جنگ*های جهانی بوده به صورتی که طی جنگ، رشد و توسعه متوقف می*گردد، اما در ۱۹۴۴ از دست آلمان*ها آزاد می*شود.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  2. #32
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    16,824
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    سرزمین مردگان در حالی در ایتالیا کشف شده است که معروفترین و عجیب*ترین جسدی که در این صومعه قرار دارد، جسد دختر بچه ی 2 ساله ای به نام" روسالیاو لومباردو" است، که در سال 1920 به این صومعه تحویل داده شده است.

    در زیر زمین یک صومعه در شهر سیسیلی ایتالیا ،سرزمین مردگان قرار دارد.


    در این سرزمین کوچک،اجساد مومیائی شده 8000 نفر با لباسهای فاخرشان کشف شده است.


    ثروتمندان پالرمو ( بخشی از سیسیلی )، نزدیکان خود را بین سالهای 1599 میلادی تا 1920 میلادی تحویل این صومعه داده*اند و مسئولین صومعه آنها را در قفسه ها قرار داده و یا اینکه به صورت ایستاده به قلاب*هایی وصل می*کردند.


    معروفترین و عجیب ترین جسدی که در این صومعه قرار دارد، جسد دختر بچه ی 2 ساله ای به نام" روسالیاو لومباردو" است، که در سال 1920 به این صومعه تحویل داده شده است.


    جسد این دختر بچه در تابوتی قرار دارد که درب آن از شیشه است. چهره او بعد از 88 سال همچنان طبیعی باقی مانده و مانند فردی است که به خواب شیرینی فرو رفته باشد.


    زیرزمین این صومعه به پنج راهرو تقسیم شده است: بخش مردان، بخش زنان، بخش کشیشان صومعه، بخش راهبان و بخشی برای افراد بلند مرتبه جامعه همچون ارتشدارن، دانشمندان و وکلا.

    در بخش زنان قسمتی را نیز به دختران باکره اختصاص داده*اند، که در آن،چهار دختر باکره در کنار یک صلیب آویزان شده اند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  3. #33
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,571
    6,725
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    بازار تجریش

    بازار تجریش که از یک طرف به میدان تجریش، از سمت دیگر به امام*زاده صالح و کوچه*های اطراف آن راه دارد، از قدیمی*ترین مراکز خرید شمیران بوده و هنوز بافت قدیمی خود را حفظ کرده است*. اگر چه ساخت بازار قائم به سبک جدید در کنار آن شکل کاملاً سنتی بازار را تحت تأثیرقرار داده است*، اما هنوز حجره*های معروف و قدیمی بازار هویت خود را از دست نداده*اند.

    بازار قدیمی تجریش، به صورت سرپوشیده و متصل کننده دو محله سرپل و تجریش است*، که نمونه کوچکی از بازار تهران است*. در بازار تجریش که از سوق*های کوچکی تشکیل شده*، یک میدان سرپوشیده میوه و تره *بار هم وجود دارد که از نظر مکانی بسیار جذاب و زیبا است*. البته این میدان در اصل مكان تكیه تجریش می باشد كه یكی از قدیمی ترین تكیه های تهران به شمار می رود و بعد از ده محرم به اجاره در اختیار بازار میوه تره بار قرار می گیرد . بازار تجریش همچون دیگر بازارهای سنتی مسجد و حسینیه دارد*.













    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  4. #34
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    16,824
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    * آلكيبيادس* (Alkibiades) : شاگرد و مريد سقراط*، او فرمانده* نظامي* و سياستمدار بزرگي* نيز بود و به* خاطر جاه*طلبيهايش*، به* خيانت* متوسل* شد و با دشمنان* يونان* متحد گرديد. (450 تا 404 ق*.م*).

    * سوفسطايي* : ß سوفيست*

    * سوفيست* (Sophistes) : به* معني* اعم* به* كسي* اطلاق* مي*شد كه* در حوزه*ي* نظر يا عمل* دانشي* فوق*العاده* داشته* باشد. مثلاً حكماي* هفت*گانه* و علماي* طبيعي* و ايزوكراتس* و افلاطون* سوفسطايي* ناميده* مي*شدند. در نيمه*ي* دوم* قرن* پنجم* ق*م*.، وقتي* كه* پس* از جنگهاي* ايران* و يونان* حكومت* دموكراسي* جاي* حكومت* اشراف* را گرفت*، كلمه*ي* سوفسطايي* معنايي* اخص* يافت*. در اين* دوره* هر كسي* كه* مي*خواست* در مجامع* ملي* و سياسي* موفقيتي* به* چنگ* آورد مي*بايست* چنان* سخن* بگويد كه* مردمان* احساس* كنند كه* به* او اعتماد مي*توانند كرد؛ و اين* احساس* هنگامي* به* مردمان* دست* مي*توانست* داد كه* سخنگو از شناختها و تواناييهاي* مربوط* به* فعاليت* سياسي* بهره*ور باشد و مخصوصاً از ميدان* مبارزه*ي* سخنوري* سربلند بيرون* آيد. نيازي* را كه* بدينسان* به* آموزش*، خاصه* در حوزه*ي* سياست*، پديد آمده* بود، مرداني* بر مي*آوردند كه* از شهري* به* شهري* مي*رفتند و با دريافت* حق* تدريس* درس* مي*دادند. اينان* شاگردان* خود را از تربيت* به* عام*ترين* معني*، يعني* از معلومات* عمومي*، بهره*ور مي*ساختند ولي* مهم*ترين* موضوع* درسشان* فن* بلاغت* و سخنوري* بود كه* اگر به* زيركي* مورد استفاده* قرار مي*گرفت* موفقيت* سياسي* به* بار مي*آورد. چنين* مي*نمايد كه* اين* آموزگاران* كه* سوفسطايي* به* معني* اخص* ناميده* مي*شدند، گاهي* در حوزه*ي* اخلاق* به* نسبيت* ارزشها قائل* بوده* و مثلاً عدل* را نفع* اقويا قلمداد مي*كرده*اند. اين* سخن* پروتاگوراس* را، كه* «آدمي* مقياس* همه*ي* چيزهاست*، مقياس* آنچه* هست* كه* (چگونه*) هست* و مقياس* آنچه* نيست* كه* (چگونه*) نيست*»، افلاطون* و ارسطو و فيلسوفان* شكاك* به* تفصيل* مورد بحث* و بررسي* قرار داده*اند. حتي* پس* از افلاطون* و ارسطو اين* سخن* به* پيدايش* نظريه*ي* نسبيت* حقيقت* انجاميد، يعني* بدين* نظريه*، كه* نه* تنها حقيقتي* داراي* اعتبار عام* وجود ندارد بلكه* امري* واحد براي* شخص* واحد گاه* حقيقت* است* و گاه* حقيقت* نيست*.
    سوفسطايياني* از قبيل* پروتاگوراس* و گرگياس* و هيپياس* از حرمت* و محبوبيت* فراوان* برخوردار بودند. پس* چه* شد كه* اين* مردان*، كه* براي* تربيت* و فلسفه*ي* يونانيان* خدمات* بزرگ* انجام* داده*اند، چنين* بدنام* گرديدند؟ نخستين* علت* بدنامي* آنان* استهزاهاي* كمدي* نويسان* قديم* آتني* بود و علت* دوم*، نوشته*هاي* مؤثر افلاطون* درباره*ي* سوفسطاييان*، از تصاويري* كه* كمدي* نويسان* از سوفسطاييان* ساختند يكي* را مثال* مي*آوريم*:

    در سال* 423 ق*م*. آريستوفانس* شاعر، كمدي* ابرها را در آتن* به* روي* صحنه* آورد (چنين* مي*نمايد كه* او در سال* 421 در نمايشنامه*ي* خود تجديد نظر كرده* است*.) روستاييي* سالخورده* به* نام* استرپسيادس* از بازپرداخت* وامهايي* كه* پسرش* از اين* و آن* گرفته* و به* عهده*ي* او نهاده* است* ناتوان* گرديده* و براي* رهايي* از زير اين* بار بر آن* شده* است* كه* پسر را به* مدرسه*ي* سوفسطايي* معروف* بفرستد كه* تا جوان* فن* سخنوري* بياموزد و بتواند در دادگاه* باطل* را حق* قلمداد كند و از پرداخت* پول* بستانكاران* سر باز بزند. پسر درس* استاد را نيك* مي*آموزد و پس* از پايان* آموزش*، پدر مجلس* جشني* برپا مي*كند. در اثناي* جشن*، پسر پدر خود را كتك* مي*زند و مي*كوشد با استفاده* از فن* سخنوري* ثابت* كند كه* حق* داشته* است* پدر خويش* را بزند. پدر از رفتار فرزند آزرده* شده* آن* مدرسه* سوفسطايي* را آتش* مي*زند (در اينجا اشاره* آريستوفانس*، به* سقراط* است*)

    * مينه* (Mine) : واحد پول* يوناني*

    * آريستون* (Aristone) : پدر افلاطون*

    * آدئيمانتوس* (Adeimantos) : برادر افلاطون*

    * فايدون* (Phaidon) : يكي* از مكالمات* سقراط*

    *آپوليوس* (Apuleius) : صاحب* اثري* به* نام* « افلاطون* و آراءِ او ». آپوليوس* در قرن* دوم* ميلادي* مي*زيسته* است*.

    * لائرتيوس* (Laertius) : ديوگنس*، صاحب* اثري* به* نام* « زندگي* و آراءِ فيلسوفان* بزرگ* »، لائرتيوس* در اواخر قرن* دوم* ميلادي* مي*زيسته* است*.

    * الومپيودوروس* (Olympiodoros) : صاحب* اثري* به* نام* زندگي* افلاطون*

    * آنتيفون* (Antiphone) ؛ برادر ناتني* افلاطون*. با آنتيفون* در مكالمه* پارمنيدس* آشنا مي*شويم*.

    * كريتياس* (Kritias) : مرد سياسي* آتن* و از بستگان* افلاطون* (عموي* افلاطون*)
    * خارميدس* (Charmides) : مرد سياسي* آتن* و از بستگان* افلاطون* (عموي* مادري* افلاطون*)

    * كراتيلوس* (Kratylos) : شاگرد معروف* هراكليت* (گفته* مي*شود كه* او استاد افلاطون* بوده*، امّا اين* ادعا ثابت* نشده* است*).

    * اوقليدوس* (Eukleides) : دانشمند هندسه* دادن* و هم* عصر سقراط*، افلاطون* پس* از مرگ* سقراط*، به* ديدن* او رفته* است*. اوقليدوس* در شهر مگارا به* دنيا آمد.

    * ديون* (Dion) : برادر زن* شاه* سيراكوس* و دوست* بسيار صميمي* و عاطفي* افلاطون*. برخي* رابطه* ديون* و افلاطون* را عاشقانه* دانسته*اند. بار آخري* كه* افلاطون* به* سيراكوس* رفت*، به* خاطر رفتار ناپسندي* كه* شاه* ديونوسيوس* دوم* با ديون* كرد، افلاطون* رنجيده* خاطر گرديد و براي* هميشه* از سيراكوس* رفت*، ديون* در سال* 357 ق*.م* عنان* سيراكوس* را به* دست* گرفت* ولي* 4 سال* بعد در نتيجه* يك* توطئه* كشته* شد و موجب* اندوه* فراوان* افلاطون* گرديد.

    * آتنايوس* (Athenaios) : يكي* از معرفي* كنندگان* افلاطون* و آثارش*. آتنايوس* در قرن* سوم* ميلادي* مي*زيست*. تصويري* كه* او از افلاطون* مي*دهد، انساني* است* مغرور و سود پرست*، كه* چون* انسان* نادرستي* است*، تصويري* نادرست* از سقراط* و سوفسطانيان* به* دست* داده* است*. در اين* تصوير، افلاطون* همچون* خدمتگزاران* شاه* معرفي* شده* است*.

    * هروس* آكادموس* (Heros Akademos) : پرستشگاهي* كه* در جوار آن* افلاطون*، آكادمي* خود را بنا ساخت*. اين* آكادمي*، تا سال* 87 ق*.م* كه* ميتريدادس* ( Mithriadadesld ؛ شاه* پونتوس* كه* سرانجام* آتن* را ويران* ساخت*) به* آتن* حمله* كرد، فعاليت* مي*كرد. در قرن* 5 ميلادي* به* دنبال* زنده*شدن* بحثهاي* فكري*، آكادمي* دوباره* فعاليت* خود را آغاز كرد امّا در سال* 529 ژوستينيان* امپراتور روم*، آكادمي* را بست*.

    * آكادمي* افلاطون* : ß هروس* آكادموس*

    * ايزوكراتس* (Isokrates) : استاد بلاغت*، هم* روزگار افلاطون*.

    * سوفسطايي* (سوفيست* يا سوفيتس*) (Sophistes) : به* معناي* عام* يعني* كسي* كه* در حوزه* نظر يا عمل*، داراي* دانشي* فوق*العاده* است*.

    * پيريلامپس* (Pyrilampes) : پدرخوانده* افلاطون* و دوست* صميمي* پريكلس*

    * پيريكلس* (Pericles) : رهبر يونان* (461-430 ق*.م*). او شهرهاي* ديگر يونان* را زير فرمان* آتن* در آورد و دوران* طلايي* تاريخ* آتن* را رقم* زد.

    * فائدروس* (Phaedrus) : فيلسوف* يونان*. او در قرن* 5 قبل* از ميلاد مي*زيسته* است*. افلاطون* اثري* به* همين* نام* دارد.

    * آينتوس* (Anytus) : يكي* از سه* تن* كه* عليه* سقراط* به* اتهام* «تهديد جامعه*» شكايت* كردند و زمينه* اعدام* او را فراهم* آوردند. دو تن* ديگر ملتوس* و ليكون* بودند.

    * افلاطون* (Plato) : متولد مارس* 427 ق*.م* در شهر آتن*. سال* مرگ* افلاطون* مصادف* است* با نخستين* سال* صدوهشتمين* المپياد (7-348 ق*.م*). او در 81 سالگي* در اثناي* يك* جشن* عروسي* (يا به* قول* سيسرون* در حال* نوشتن*) در گذشت*. افلاطون* در سال* 407 (يعني* در 20 سالگي*) به* حلقه* سقراطي* در آمد و پس* از مرگ* استاد، به* مگارا رفت* و با اقليدوس* ديدار كرد و سپس* به* سيسيل* رفت* و با ديونوسيوس* اول* شاه* سيراكوس* ديدار كرد و با او رابطه* دوستي* ايجاد نمود. ظاهراً انديشه* افلاطون* پياده* كردن* نظريه* «شاه* فيلسوف*» خود بود. افلاطون* با « ديون* » برادر زن* شاه*، رابطه* دوستي* برقرار كرد و رابطه*اش* با شاه*، تيره* شد. لذا به* دستور شاه*، به* كشتي* نشاندندش* و كسي* او را به* آگينا برد. آگينا آن* زمان* با آتن* در جنگ* بود، بنابراين* افلاطون* بخت* برگشته* خيلي* راحت*، به* بردگي* برده* شد! وقتي* ديونوسيوس* اول* مرد و ديونوسيوس* دوم* بر تخت* نشست* و قدرت* ديون* افزايش* يافت*، از افلاطون* دعوت* به* عمل* آمد. اين* بار هم* حضور افلاطون* در دربار بي* اثر بود و اين* بار شاه*، ابتدا ديون* را تبعيد كرد و افلاطون* را در قصر، محبوس* ساخت*. افلاطون* در سال* 365 (ق*.م*) اجازه* بازگشت* يافت*. براي* بار سوم*، افلاطون* به* اصرار شاه* و بيان* اينكه* اگر او به* نزدش* نرود، ديون* را از تبعيد باز نمي*گرداند، ناگزير شد به* سيراكوس* رود، اما رفتار شاه* با ديون*، او را رنجيده* خاطر ساخت* و براي* هميشه* به* آتن* بازگشت* و هرگز به* سيراكوس* نرفت*.

    * پريكتيونه* (Periktione) : مادر افلاطون*

    * گلاوكن* (Glaukon) : برادر افلاطون*. نام* برادران* افلاطون* را در مكالمات* جمهوري* و پارميندس* مي*خوانيم*.

    * پوتونه* (Potone) : خواهر افلاطون*. او مادر اسيوسيپ* (Speusippe) است*.

    *اسيوسيپ* خواهر زاده* افلاطون*. او فرزند پوتونه* است*. اسيوسيپ* پس* از مرگ* افلاطون*، اداره* آكادمي* را بر عهده* گرفت*.

    * كلينياس* : دوست* پسر و معشوق* گسنوفان* ، سردار لشگرها و مرد سخت* جهان* (اين* تعابيري* است* كه* آريستيپوس* در مورد گسنوفان* به* كار مي*برد).

    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  5. #35
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,571
    6,725
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    راز و رمز عدد هفت >> هفت در تقویم باستانی

    هفته

    مجموع هفت روز كه نزد مسلمانان از شنبه شروع و به جمعه«آدينه» ختم مي*شود و نزد فرنگيان از دوشنبه شروع و به يكشنبه پايان مي*پذيرد.
    ايرانيان باستان ماه را به هفته تقسيم نمي كردند. بلكه هر ماه را به سي روز تقسيم مي*كردند و هر روز به نام خاصّي خوانده مي*شد.در ايران باستان هفته به معناي امروز وجود نداشت و هرماه 30 روز و هر سال12 ماه بود و هر روز نام بخصوصي داشت

    . اعياد ملّي عبارت بودند آئين هاي نوروز و چهارشنبه سوري و سيزده بدر و... كه از اين اعياد برخي مانند عيد نوروز و چهارشنبه سوري و تا حدودي شب يلدا وجشن مهرگان هنوز هم جاري و ساري مي*باشد ذكر اين مطلب كه سال شمسي365 روز است در حالي كه در تقويم قديم ايراني 30روز×12ماه=360 روز بوده است اين پنج روز مانده را خمسه مسترقه يا پنجه دزديده يا اندرگاه مي*گفتند يعني سال كهنه تمام شده ولي سال جديد هنوز نيامده است.
    اين پنج روز را هم داخل تعطيلات عيد مي*كردند وجشن مي*گرفتند تازمان سلطان جلال الدّين ملكشاه سلجوقي كه عمر خيّام به اتّفاق عدّه اي از دانشمندان تقويم را اصلاح كرد و 6 ماه اوّل سال را هر يك 31 روز و 5 ماه بعد را 30 روز و اسفندماه *را29 روز و هر چهار سال يك بار اسفند ماه را 30 روز قرار دادند كه كبيسه ناميده مي*شود و طبق تصويب مجلس شوراي ملّي در سال1304تقويم رسمي كشور شد كه به نام تقويم جلالي ناميده مي*شود.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  6. #36
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    16,824
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    یک خیابان سنگفرش تاریخی به همراه دیگر آثار تاریخی در «روسیه» کشف شدند.

    باستان*شناسان روس در جریان کاوش*های خود در محوطه*ای تاریخی در شهر «نووگورود» کشور روسیه موفق به کشف یک خیابان سنگفرش تاریخی شدند.
    این خیابان سنگفرش تاریخی پس از هفته*ها کاوش در مرکز شهر نووگورود کشف شد و به همراه آن چندین سکه* نقره*ای، 10 گردنبند و سه مهر متعلق به قرن*های چهاردهم و پانزدهم میلادی کشف شدند، این در حالی است که در روزهای پایانی ماه گذشته میلادی نیز باستان*شناسان روس در جریان کاوش*های خود در محوطه*ای تاریخی در سواحل شهر نووگورود موفق به کشف صدها اثر تاریخی شده بودند.
    باستان*شناسان روس در محلی که در قرون وسطی یک پل در آن قرار داشته موفق به کشف 400 اثر تاریخی از جمله یک گردنبند زیبا شدند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  7. #37
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,571
    6,725
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    حقایق ثروت کوروش




    زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟...

    گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کوروش رو به کزروس کرد و گفت ،
    ثروت من اینجاست.
    اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم...




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  8. #38
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    16,824
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    دریای پارس نام راستین و تاریخی دریای عمان است(سندتاریخی)


    نقشه ایران، امانوئل بوئن ۱۷۴۷ - کتابخانه کنگره ایالات متحده آمریکا


    نام "خلیج فارس" و "دریای پارس" در نقشه ایران، امانوئل بوئن ۱۷۴۷ - کتابخانه کنگره ایالات متحده آمریکا


    براساس مستندات تاريخي نام هاي اين پهنه آبي دريای پارس و دريای کرمان و دريای مِکران بوده است که انگلیسی ها بعد از شکست ایران در برابر روسها در نهایت ضعف قاجار نام این پهنه آبی را به دریای عمان تغییر دادند.طول ساحل اين پهنه آبی با كشور عمان درجنوب حدود ۶۰۰ كيلومتر و با فلات ايران در شمال حدود ۱۰۰۰ كيلومتر (ازتنگه هرمز تا سند) است.


    ----


    از دوران باستان تا بامروز در همه مستندات تاریخی ، جغرافیایی و دایره المعارف های بزرگ جهان آب های جنوب ایران از پیوستگاه اروندرود تا تنگه هرمز به نام خلیج فارس - و از تنگه هرمز تا اقیانوس هند به دریای پارس و نیز دریای مکران یا دریای کرمان شناخته شده بوده است.


    در اوستا ، در چندین جا از خلیج فارس به نام « دریای پوئی تیک » یا «پوئی دیک» یا «پودیگ» و از دریای پارس/کرمان/مِکران (دریای جعلی عمان) به نام «سدویس» و از اقیانوس هند به نام «فراخکرت» یاد شده است .


    در شماره ۱۸ فَرَگَرد ۵ ، بخش وندیداد اوستا ، آمده است: "من اهورامزدا ، آب ها را بر مردارها و دخمه ها و بازمانده های چرکین و استخوان ها روان می کنم؛ آنگاه من ، اهورا مزدا آب ها را پنهانی باز می گردانم؛ من اهورا مزدا ، آب ها را به دریای پو ئی تیک (خلیج فارس)باز می گردانم"


    در بُندهش نیز آمده است ، که آب های آلوده و نا سالم به این دریا ریخته و در آن جا ایستاده میشوند تا از آلودگی پاک شوند. بنا به نوشته بندهش و وندیداد، در آغاز هزاره پس از تازش اهریمن بر زمین و آسمان، ایزد تیشتر با جام ابر از آب هایی که در آغاز آفریده شده بود ، آب برداشت ، باد آب را به آسمان برد و بر زمین ببارانید! در پی این باران بزرگ ، زمین غمناک شد و به هفت پاره بگسست . هر پاره ای را اقلیمی خوانند که در زبان پهلوی کشور گفته شود ، پاره ای که به اندازه همه شش پاره دیگر بود ، در میان و شش پاره دیگر پیرامون آن قرار گرفتند . پاره میانه «خونیرس» است ، که در پارسی خنیرس و خنیره ، آمده است.چون ایزد تیشتر بر زمین باران آورد ، در سوی نیم روز دریای فراخکرت یا همان اقیانوس هند را در جنوب کوه البرز پدید آورد ، که یک سوم این زمین را در بر دارد. تیشتر چند دریای دیگر نیز بر زمین پدیدار کرد : در جنوب پوئی تیک (خلیج فارس) دریای سدویس (مکران) کم رود (دریای خزر) سیاه بن (دریای سیاه) ه...


    "آنچه که در کتیبه داریوش بزرگ به نام دریای پارس نام برده شده، دربردارنده خلیج فارس، دریای عمان و بخشی از اقیانوس هند تا دهانه خلیج عدن و باب*المندب است و ساتراپی که در شمال دریای پارس قرار اشته است (از رأس*الکوه در باختر جاسک تا لاس بلا در جنوب خاوری ایالت بلوچستان پاکستان امروزه) بنام گرمانیا/کرمان بوده است. ذبیح بهروز براین باور بود که واژه مکران باحتمال زیاد نام تخریبی "کرمان" یا همان "گرمانیا" میباشد. (۱) ه.


    دریاپیمایان مسلمان، عدن را آغاز "دریای فارس" (عمان) حساب می*کردند و اعتقاد داشتند دریای فارس محیط بر مناطق عربی است تا برسد به خلیج فارس. آنها پایان بلوچستان و دهانه رودخانه سند را آغاز دریای هند (اقیانوس هند) می*نامیدند.


    ابن حوقل در سفرنامه خود دریای پارس را بزرگترین دریا نامیده و می**گوید که تا دورترین نقطه هند نیز دریای پارس نام دارد.

    در روزگار دیلمیان، دریای پارس به نام خلیج فارس و دریای مکران، و در روزگار اتابکان پارس به نام خلیج فارس و دریای کرمان، بلوچستان و مکران نامیده می*شده است. این نام*گذاری تا زمان زندیه هم معمول بوده است.

    اما تغییر نام دریای مکران به نام مجعول دریای عمان، از زمان فتحعلیشاه قاجار و پس از شکست ایران در برابر روس و در نهايت ضعف قاجار با زمزمه انگلیسها آغاز شد.


    آنها در کتاب*های خود که به زبان عربی هم چاپ کردند، به جای دریای مکران و یا دریای کرمان عنوان نادرست و نابجای دریای عمان را جا انداختند. هر چندبزرگ مرد ايراني امیرکبیر با قدرت و جسارت در برابر این تجاوز آشکار اروپاییان ایستاد، اما پس از او و در در روزگار ناصرالدین شاه قاجار، نه تنها در کتاب*های عربی، بلکه در کتاب*های فارسی هم عبارت دریای عمان در کنار دریای مکران درج می*شد. و این روال تا زمان احمدشاه قاجار هم ادامه داشت.در این راستا ایرانیان سر زمان رضاشاه خواهان باز گشت نام پیشین و تاریخی دریای مکران/کرمان به جای دریای عمان شدند که جنگ جهانی دوم و اشغال ایران از سوی دولتهای بیگانه بویژه انگلستان آن حرکت خفه را کرد


    اکنون زمان آن است که ما این پرچم برزمین افتاده را دوباره برافراشته و حق تاریخی و قانونی خویش را از بیگانگان پس گرفته، و بجای نام دروغین و ساختگی "دریای عمان" از نام تاریخی آن که "دریای پارس" میباشد، استفاده کنیم


    زنده و جاودان باد ایران و ایرانی و خلیج و دریای همیشه پارس
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  9. #39
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    16,824
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    به گزارش ایسنا، این نسخه کشف شده یکی از قدیمی*ترین نسخه*های قرآن در چین به حساب می*آید که احتمال می*رود قدمت آن به قرن ۱۱ میلادی برگردد.

    خبرگزاری شینهوا در ادامه این خبر به نقل از هیات محلی آثار تاریخی چین نوشت، این نسخه یافت شده به زبان عربی و دارای ۵۳۶ صفحه است در این قرآن از اوراق سمرقندی که از شهر سمرقند به چین برده شده بود، استفاده شده است



    نسخه دیگری از قرآن کریم هم در مسجد جیه تسی واقع در شهر شانگهای در شمال غربی چین وجود دارد که یکی از قدیمی*ترین نسخه*های قرآنی در چین است و تاریخ آن به قرن*های ۸ تا ۱۳ میلادی برمی*گردد.

    بر اساس این گزارش، تعدادی از قومیت*هایی که به دین اسلام گرویدند در مناطق شمال غربی چین به سر می*برند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  10. #40
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,571
    6,725
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    کشف ردپای یک بچه دایناسور 148 میلیون ساله!



    دانشمندان اعلام کردند موفق به کشف ردپای بچه دایناسوری به اندازه یک سگ چینی در کنار رد پای پدر یا مادرش شده اند که در حدود 148 میلیون سال پیش بر روی منطقه ای که امروز به یک تپه کوچک در دنوور تبدیل شده زندگی می کرده است.

    به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان موزه تاریخ طبیعی آمریکا در نشست سالانه انجمن زمین شناسی آمریکا در دنوور اعلام کردند این اثر دیرینه شناسی در نزدیکی شهر موریسون یافته شده و فکر می کنند این ردپا که در نزدیکی ردپای یک دایناسور بالغ کشف شده به گونه "آپاتوساروسها" تعلق دارد، آپاتوساروسها دایناسورهای گردن بلند و عظیمی بوده اند که گیاهخوار بوده و زمانی به "برونتو ساروسها" شهرت داشتند.

    این دایناسورها در بزرگسالی ابعادی بسیار عظیم داشته و با سه اتوبوس برابری می کرده اند. به گفته محققان موزه تاریخ طبیعی دنوور، فاصله میان هر دو قدم بچه دایناسور دو برابر قدمهایی است که تا به حال کشف شده است و این نشان می دهد دایناسور با سرعتی پایین در حال دویدن بوده است.


    اما در عین حال اثر پاهای دایناسور به اندازه ای است که اگر یک لیوان بزرگ را بر روی آن قرار دهیم به راحتی آن را پوشش می دهد. همچنین آثار به جا مانده تنها نشان دهنده پاهای عقبی بچه دایناسور هستند و این نشان می دهد یا دایناسور در حال دویدن بر روی پاهای عقبی خود بوده و یا رد پاهای عقبی، اثر رد پاهای جلویی او را در هنگام دویدن از بین برده است.


    این اثر در واقع می تواند به یکی از بحثهای مهم دیرینه شناسان که از گذشته بر سر توانایی این گونه از دایناسورها در راه رفتن بر روی پاهای عقبی شان آغاز شده، خاتمه دهد. به گفته محققان بر اساس تعاریف علمی که از دویدن وجود دارد، نمی توان گفت این دایناسور کوچک در حال دویدن بوده، اما در صورتی که این بچه دایناسور کوچک را به همان حالی که اثر رد پایش از آن به جا مانده، در برابر خود ببینید، با خود می گویید این بچه دایناسور در حال دویدن است.


    بر اساس گزارش فاکس نیوز، محققان قصد دارند برای درک بهتر بیومکانیک این دایناسور کوچک و یافتن شیوه دویدن این جاندار ما قبل تاریخ مطالعات بیشتری انجام دهند.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  11. #41
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    16,824
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    اولین تلفن همراه موجود در ایران





    اولین تلفن همراه موجود در ایران متعلق به ناصرالدین شاه بوده است.

    این تلفن همراه که در سال ۱۲۳۰ تولید شده، در سفرها همراه ناصرالدین شاه بوده و در زمان نیاز،به کابل*های کشیده شده بین راه وصل و با مخاطب مورد نظر تماس تلفنی برقرار می*شده است.این تلفن دارای راهنمای فارسی بوده و ساخت کارخانه البیس شهر زوریخ می*باشد.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  12. #42
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    16,824
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    نقشه ترسیم شده توسط دولت انگلیس از موقعیت سرزمینی ایران که برای نخستین بار در نمایشگاه نقشه های تاریخی در دفتر مطالعات سیاسی بین المللی وزارت امور خارجه به نمایش گذاشته شده ، همان نقشه ای است که انگلیسی ها را در مذاکرات سال ۱۸۸۸میلادی با ایران مات کرد.






    به گزارش ایرنا، شش قطعه مجزای این نقشه در کنار هم موقعیت سرزمینی و محدوده مرزهای ایران در دوره ناصرالدین شاه را به تصویر می کشد و در نقطه محوری نمایشگاه نقشه های تاریخی قرار دارد که امروز با حضور علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه افتتاح شد.


    صالحی در این بازدید و در حالی که از سوی سفرای برخی کشورهای خارجی و نیز برخی اساتید برجسته جغرافیای ایران از جمله پرفسور محمدحسن گنجی، چهره ماندگار ایران در این حوزه همراهی می شد، بیشترین زمان را در کنار این نقشه سپری کرد و به اطلاعات ارایه شده از سوی کارشناس نمایشگاه گوش فرا داد.


    این نقشه شش قسمتی بر اساس منابع تاریخی و توسط دولت انگلستان تهیه و ترسیم شده است.
    بر اساس منابع تاریخی که در نمایشگاه نقشه های تاریخی به آنها استناد شده است، در سالهای ۱۸۷۷ و ۱۸۸۸ میلادی و در پی بروز برخی اختلاف نظرها در خصوص جزایر سه گانه ایرانی در خلیج فارس، ناصرالدین شاه از دولت انگلستان درخواست کرد که نسخه ای از نقشه جدید ایران را که در شش برگ و توسط اداره کل جنگ انگلستان تهیه شده در اختیار داشته باشد.



    در پی این درخواست در ژوئیه ۱۸۸۸ میلادی، سر دراموند وولف وزیر مختار انگلستان در تهران به موجب دستور لرد سالیسبوری، وزیر امور خارجه کشورش نسخه ای از این نقشه را در اختیار دولت ایران گذاشت و اندکی بعد نسخه دیگری را برای وزیر مختار ایالات متحده آمریکا در تهران ارسال کرد.


    استناد ایران به این نقشه که در آن جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی به همان رنگ قلمروی اصلی خاک ایران ترسیم شده موجب توقف مذاکرات در اوت ۱۸۸۸ میلادی شد.


    به واسطه این ناکامی و شکست انگلیس، چندی بعد لرد سالیسبوری وزیر خارجه وقت این کشور دستور داد که از این پس اهدای نقشه از سوی مقام های انگلیسی به دولتهای خارجی متوقف شود.


    ارزش حقوقی این نقشه که در سالهای ۱۸۹۱ و ۱۸۹۸ میلادی نیز با همین مشخصات تجدید چاپ شده است در این است که توسط دولت انگلستان ترسیم شده و با یادداشتی رسمی تحویل دولت وقت ایران شده است.
    نام خلیج فارس در این نقشه با واژگان PERSIAN GULF بر آبهای جنوبی ایران نقش بسته و خودنمایی می کند.
    گفته می شود این نقشه سالها در آرشیو وزارت امور خارجه مفقود بوده و به دنبال انجام پژوهشی تاریخی درباره نام خلیج فارس کشف شده است.



    مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه ایران ۴۰ میلیون برگ سند از جمله نقشه های تاریخی را در خود جای داده که این اسناد روایتگر تاریخ دیپلماسی ایران است.


    این مرکز با دارا بودن بیش از شش هزار نقشه و ۱۵۵ جلد اطلس یکی از آرشیوهای غنی نقشه در کشور محسوب می شود.


    مجموعه نقشه های تاریخی ایران که در مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه نگهداری می شود ۱۳ دی ماه ۱۳۸۹ به شماره ۱۰۱۵ در کمیته ملی حافظ جهانی کمیسیون ملی یونسکو به ثبت رسیده است.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  13. #43
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    16,824
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    كشف قديمي*ترين فسيل حيوانات

    فسيل*هاي حيوانات اسفنج مانندي در جنوب استراليا كشف شده است كه قدمت آن*ها به حدود ۶٥٠ ميليون سال پيش بازمي گردد.اين فسيل*ها كه قدمت آن*ها به ٧٠ ميليون سال پيش از فسيل*هايي بازمي گردد كه تاكنون كشف شده اند، به اشكال حلقه اي، جناغي و سندان شكل هستند و طول آن*ها حدود يك سانتيمتر است.

    اين فسيل*هاي منحصر به فرد زير لايه*هاي رسوبات ۶٣٥ ميليون ساله در استراليا كشف شده اند.


    آدام مالوف و كاترين رز، زمين شناسان دانشگاه پرينستون و نويسندگان اصلي اين مقاله تحقيقي، اين فسيل*ها را در ستون*هاي سنگ آهكي لايه رسوباتي كشف كردند كه در نوعي تشك*هاي باكتريايي فسيل شده جاي گرفته بودند.پژوهشگران به اين دليل كه اين منطقه ۶٣٥ ميليون سال پيش شاهد عصر يخبندان بوده است، از كشف اين فسيل*ها متعجب شده اند. مالوف در بيانيه*اي خاطر نشان كرده است: «هيچ كس تصور نمي*كرد حيواناتي را كشف كنيم كه پيش از عصر يخبندان زندگي مي*كرده*اند و چون حيوانات دو بار تكامل نيافته اند، ما ناگهان با اين پرسش روبه*رو شده ايم كه چگونه اين حيوانات كه به آبسنگ خانه*ها وابسته بوده اند، در كره زمين كه در آن دوران به يك گلوله يخ و برف بدل شده بود، ادامه بقا داده اند..


    به اين دليل كه جنس فسيل اين حيوانات، با جنس صخره*ها يكي است، دانشمندان نتوانسته*اند آن*ها را از سنگ*ها جدا و با اشعه ايكس از آن*ها عكسبرداري كنند. اما اين محققان با كمك فن آوري مدرن يك شركت مستقر در نيويورك توانسته*اند لايه*هايي به نازكي نصف ضخامت موي انسان را از اين فسيل*ها جدا و مدل*هاي سه بعدي از آن*ها ايجاد كنند. اين مدل، اعضاي بدن اين حيوانات را كه به اندازه يك مهره بوده و شكل ناهماهنگ و شبكه داخلي به پهناي يك ميليمتر و شبيه تونل داشته را بازآفريني كرده است..


    دست كم سه فسيل اين حيوانات، دستگاه*هاي فرعي لوله مانند و كوتاهي داشته*اند كه ظاهرا به عنوان وسيله*اي براي اتصال آن*ها به يك سطح جامد مورد استفاده قرار مي*گرفته است.


    دانشمندان معتقدند اين فسيل*ها به احتمال بسيار متعلق به حيواناتي است كه اسنفج مانند بوده و از يك لوله فيلتر مانند تغذيه مي*كرده اند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  14. #44
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,571
    6,725
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    کشف شهر گمشده «مدینه الزهرا» اسپانیا



    شهر مدینة الزهرا، منسوب به مقر یکی خلیفای اموی به نام عبدالرحمن سوم در نزدیکی شهر کوردوبای اسپانیا کشف شد.

    به گزارش خبرگزاری انتخاب، بقایای این شهر اکنون در دست مرمت و بازسازی است و اشیائی که از حفاری این محل کشف خواهند شد به موزه*ای در نزدیکی این شهر منتقل و برای بازدید در معرض بازدید عموم قرار خواهد گرفت.
    این موزه شامل مجموعه* قابل توجهی از فلز، سنگ، عاج، سنگ مرمر، سفال و اشیا شیشه*ای است که در این شهر پیدا شده*اند.


    با انقراض حکومت 90 ساله بنی‎امیه و فروپاشی آن‎ها در سال 132 هـ ق، عبدالرحمان بن معاویه، معروف به عبدالرحمان الداخل، از نوادگان هشام بن عبدالملک از چنگ عباسیان فرار کرد و به مغرب شمال آفریقا رفت و بعد از مدت*ها سرگردانی از اغتشاش اسپانیا و اختلاف بربرها و قبایل عرب استفاده کرده با یاری هواداران بنی امیه و قبایل یمنی سپاهی فراهم آورد و در سال 138 هجری قمری (755 ) میلادی وارد آندلس، اسپانیای فعلی شد و با تصرف شهر "قرطبه" حکومت و دولت نیرومندی را در برابر حکومت عباسیان به نام حکومت امویان اندلس تاسیس کرد.


    عبدالرحمان سوم پس از آن که خود را خلیفه خواند، در راستای بخشی از ایدئولوژی و برنامه سیاسی خود دستور بنای شهر مدینةالزهرا را صادر کرد.


    وی با این کار پیام سیاسی مهمی به مردم و رقبای خود همچون خلفای دیگر مانند فاطمیون یا عباسیون فرستاد و به آن*ها نشان داد به اندازه‎ای قدرت*مند است که می*تواند شهری بزرگ بسازد.


    تاکنون فقط یازده درصد از این شهر حفاری شده است و مجموعه بزرگی از اشیا در زیرزمین موزه نگهداری می*شوند.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  15. #45
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    16,824
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    امپراتریس لو، سفاک ترین، پر قدرت ترین، بی رحم*ترین و بزرگترین ملکه*ی تاریخ در نیمه دوم قرن ششم بعد از میلاد در چین تولد یافت.



    پدرش یکی از افسران ارشد دربار چین بود. او در کودکی بسیار زیبا بود و هنگامیکه به سن ۱۴ سالگی رسید، زیبایی اش به حدی رسید که دیگر نمی*توانست آزادانه به میان مردم رفت و آمد کند و بخاطر همین بیشتر وقتها در خانه می*ماند. روزی به همراه پدرش در یک جشن درباری شرکت کرد و امپراتور چین همینکه چشمش به او افتاد،ا ز پدر لو خواست تا او را به کاخ آورد.



    پدر لو دستور امپراتور را اجرا کرد و از فردا لو جزو زنان امپراتور در آمد. اختلاف سنی بین لو و امپراتور باعث شد تا لوی زیبا و جوان به یک افسر جوان و زیبا دل ببندد ولی این افسر به او خیانت کرد و همین امر باعث شد که لو بیمار شود.

    همینکه لو از بستر بیماری برخاست، قسم خورد که نسل مردان را از روی زمین بردارد و به دنبال این تصمیم افراد خانواده*ی امپراتوری تانگ یکی پس از دیگری به طرز مرموزی کشته شدند و سرانجام در ۲۵ سالگی قدرت را در دست گرفت و ده هزار نفر از ایل و تبار تانگ را در سرتاسر خاک چین به هلاکت رسانید و خود سر سلسله ی خاندان سلطنتی لو شد.


    او دستور داد تا شکنجه خانه*های مخصوصی بسازند که در آنها پر زجرترین شنکنجه*های تاریخ را در مورد مردم بی*گناه به اجرا می*گذاردند.

    لو تا ۸۰ سالگی از اقدام به هر جنایت و عمل خطایی، اجتناب نکرد و در این زمان بود که از اعمال خود پشیمان شد و تمام زندانیان را آزاد کرد و از بینوایان دستگیری کرد و پس از دو سال یعنی در سن ۸۲ سالگی در حالیکه تنها آرزویش این بود که مردم از گناهانش بگذرند، درگذشت.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
صفحه 3 از 38 نخست 123456781323 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 569

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •